Forwarded from نعناع برفی هیونگ
از تویی بگم که سایـه پررنگ غـم نشستِ نـگاهت بود ، یا منی که پارهپارهی روحـم جلوی چشمام ریخته.. گذر میکنم قلب دونگ ، از هر دوشون گذر میکنم فقط به لطف قولی که سالهاست وفادارشم ، به رسم یادبود یه نخ دیگه از سیـگار مورد علاقت رو به سرخی دعوت میکنم و مرورت میکنم بلکه رویای مـه گرفتهی این بـرف تیـره توی روزی که عزیز زادهی قلبـت متـولد شد به واقـعیت بدل بشه ، مطـرود بیسایـهی نـعنأ.
Forwarded from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾 (بآنی)
شکوفهسفیدمن
به خودم آمدم و دیدم این عطری که تماماً من را در بر گرفته متعلق به من نیست .
به خودم آمدم و دیدم این عطری که تماماً من را در بر گرفته متعلق به من نیست .
ذهنم تصویر تو را جلوی چشمانم میآورد ، دیدم هنگامی که نبودی چطور قلبم دلشوره داشت و بی تابیات را میکرد .
دانه عشقت را در قلبم کاشتی و کاری کردی جوانه بزند ، آنقدر رشد کرد که ، ریشههایش در بندبند وجودم پیچید ، از تمام مرز های جانم گذشت و عشقِ تو ، تمام من را در بر گرفت .
حالا تو در عمیق ترین نقطه جانم هم حضور داری و بودن تو یعنی بودن من .
اگر بروی ؛ همان غنچههایی که میخواهند به شوق تو شکفته بشوند به خارهایی تبدیل خواهند شد ،
و هربار این قلب برایت بتپد ، تیغها عمیق تر در آن فرو خواهند رفت .
اگر فصلها تغییر کنند
اگر تمام باغ خشک شود
یک شکوفه باقی خواهد ماند که نمیتواند پژمرده شود .
یک بار شکفتی برایم ، یک بار عمرم را به تو میدهم ..
چطور ادامه دهم به نوشتن از تو دردونهمن
هرچه بیشتر میگویم ، گویا هیچ چیز نگفتهام .
❤🔥1