جُستار
96 subscribers
481 photos
515 videos
25 files
17 links
🔳 مجله فرهنگی، هنری

فرهنگ،موسیقی،ادبیات،روانشناسی،فلسفه و فیلم
Download Telegram
همهٔ ما خودمان را نیک می‌پنداریم، اما این تصوری است که بسیار شکننده است. کافی‌ست کمی بدبختی، کمی نارضایتی و کمی سرزنش از بیرون بر ما فشار آورد تا چهرهٔ واقعی‌مان را نشان دهیم.
چیزی که مردم درباره‌مان می‌گویند، کمتر از آنچه در اعماق وجودمان می‌دانیم، اهمیت دارد.

📒 برادران کارامازوف 

فئودور داستایوفسکی 
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شوری بی پروا
رقصی جانانه

ایران زیبا...
👍4
خلاقیت یعنی نپذیرفتن دنیا به شکلی که هست، یعنی تعهدی برای بهتر کردن چیزهایی که داریم.

📕معنای زندگی

آلن دو باتن
👍3
این عکس خلاصه و خط زمانی داستان‌های شاهنامه را نشان می دهد.
Roosarito
Mehdi Yarrahi
مهدے یراحے (خواننده)
بخاطر خوندن این آهنگ بہ 74 ضربہ شلاق محڪوم شدہ بود و امروز حڪمش اجرا شد...
اگر متوجه شدید برای انطباق با یک سیستم دچار مشکل شده اید، تامل کنید و از خودتان بپرسید: آیا واقعا شما باید تغییر کنید یا سیستم

برگرفته از سریال severance
👍2
اگر افراد می‌توانستند ياد بگيرند كه آنچه برای من خوب است لزومي ندارد كه برای ديگران هم خوب باشد، آنگاه دنيای شاد و خوشايندتری می‌داشتيم.

"تئوری انتخاب" به ما می‌آموزد كه دنيای مطلوب من، اساس و شالوده زندگی من است و نه اساس و شالوده زندگی ديگران.

📕تئوری انتخاب (نظریه انتخاب)

ویلیام گلاسر
👏3👌1
ریشه ی تمام قهرها مبتنی بر خطایی است که می‌تواند مطرح شود،
جواب بگیرد و بلافاصله از بین برود، ولی در دل طرف توهین شده نشست می‌کند بعدها بروز دردناک تری می‌یابد.

تأخیر در حل و فصل بلافاصله ی اختلاف‌ها، بلافاصله بعد از وقوع آنها، به عقده ی تلخی تبدیل می‌شود.

📕در باب عشق

آلن دوباتن
👍1
مصاحبه با فروغ فرخزاد
پوشه | Pousheh
مصاحبه با فروغ فرخزاد در سال ۱۳۴۳ در رادیو تهران. برنامه‌ی صدای شاعر.
«تنها مصاحبه‌‌ی به جا مانده از فروغ، دو سال قبل از فوت او.»
مصاحبه میان ایرج گرگین و فروغ فرخزاد
@jostaar
2👍1
اعمالم، هر گونه که باشند، همگی از یاد خواهند رفت، کمی دیرتر یا زودتر، و از خود من هم چیزی باقی نخواهد ماند. چگونه انسان می‌تواند این را نبیند و زندگی کند. این است که مایهٔ شگفتی است!

فقط تا زمانی می‌توان زندگی کرد که مست زندگی بود؛ ولی به محض آنکه هشیار می‌شوی، دیگر نمی‌توانی نبینی که همهٔ این‌ها فقط فریب است، آن‌هم فریب ابلهانه! مسئله دقیقاً همین است که حتی هیچ چیز خنده‌دار و رندانه‌ای هم نمی‌توان در آن‌ یافت، فقط بلاهت است و بی‌رحمی.

📕اعتراف

✍️لئو تولستوی
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنج زن زیبای دنیا، فقط اولی...!!!
نظر شما چيست؟
3
تونل کندوان

۲۷ اردیبهشت درست هشتادوهفت سال از افتتاح #تونل_کندوان گذشت.

می‌خواهم خاطره‌ای تعریف کنم که یک‌راست به این موضوع ربط دارد؛ چند سال پیش با فاصله‌ای چند هفته‌ای، دو بار به موزه‌ی اسناد کاخ سعدآباد سر زدم.

این موزه یکی از مهم‌ترین و پروپیمان‌ترین موزه‌های اسناد است که عکس‌ها، نوشته‌ها، فیلم‌ها و آلبوم‌های خانواده‌ی پهلوی در آن نگهداری می‌شود.

در یکی از اتاق‌های این موزه، شرح ساختِ تونل کندوان به دستور رضاشاه آورده شده است.

بار اول که رفتم در یک قاب شیشه‌ای توضیحاتی مفصل از نحوه‌ی ساخت تونل وجود داشت که خلاصه‌اش این بود:
.
«تونل کندوان طی سه سال ساخته شد. بیستم اردی‌بهشت ۱۳۱۴ اولین دینامیت برای حفر قسمت ابتدایی تونل به کار گرفته شد و پس از آن عمله‌ها و استادکارها، با کلنگ و تیشه به عملیات حفاری ادامه دادند.

عملیاتی که دو میلیون و چهارصد و هشتاد و پنج هزار و سی‌صد و چهل تومان خرج برداشت. این تونل ۲۷ اردی‌بهشت ۱۳۱۷ با حضور رضاشاه افتتاح شد ...»

سپس در خطوط انتهایی این نوشته برای اینکه عظمت کار ساخت تونل را پررنگ‌تر نشان بدهند، درباره‌ی پروژه‌ی تعریض تونل نوشته بودند که سال ۱۳۷۴ انجام شد اما دقیقاً هفت سال طول کشید!
.
مدتی بعد، برای بار دوم به موزه‌ی اسناد رفتم و درست بالای سر همان تابلو ایستادم اما متوجه شدم قسمت پایینی نوشته قیچی شده است!

(اسلاید دوم) در واقع آن‌جایی که بین کار عظیم ساخت تونل و تعریضش مقایسه‌ای کنایه‌آمیز انجام شده بود را حذف کرده بودند. از مسئول موزه جریان را جویا شدم.

لبخندی زد و گفت چند روز پیش حاج‌آقایی همراه با خانواده‌اش برای بازدید موزه آمده بود.

آن‌ها وقتی به این نوشته رسیدند شاکی شدند. نیم ساعت پس از خروج آن‌ها از موزه، شخصی با قیچی آمد و پاراگراف انتهایی نوشته را بُرید!
.
من هم لبخندی زدم و به مسئول موزه گفتم: «اگه بتونی با تیشه و کلنگ، دلِ کوه رو بشکافی هنر کردی، وگرنه بُریدن کاغذ با قیچی که کار هر خر و گاویه!»



#دامون_قنبرزاده
#تونل_کندوان
به گفته سقراط: من عاقل هستم، نه به این دلیل که می دانم ، بلکه به این دلیل که می دانم که نمی دانم.

از کتاب یک آموزش هیجانی نوشته آلن دوباتن
👍2
ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻧﻘﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ:
ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎﯼ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎﯼ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭ ﻣﺸﻐﻮﻝ گذﺭﺍﻧﺪﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺧﺪﻣﺖ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﺳﭙﺎﻩ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﺑﻮﺩﻡ.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻣﺎﺷﯿﻦ، ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﮐﺘﺮ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩﺍﯼ ﻣﯿﮕﺬﺷﺘﯿﻢ، ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﮏ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﭼﻮبﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﺎ ﻣﯿﺪﻭﯾﺪ!
ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﺎﺧﺘﻨﺪ.
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ،
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻧﻔﺲﻧﻔﺲﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪﺍﯼ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﮔﻔﺖ ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺳﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﯿﻤﺎﺭﻩ...
ﺑﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﺎ ﺩﺭﺏ ﻋﻘﺐ ماشین ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﺸﺴﺖ.
ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﺸﺐ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﻣﺸﻬﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻣﺮﯾﺾ ﺍﺳﺖ!
ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺯﯾﺮﭼﺸﻤﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺧﻨﺪﻩای
ﻣﺮﻣﻮﺯﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﯿﻢ: ﭼﻮﭘﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ
ﺑﺮﺳﯿﻢ، ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ!
ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻌﺎﯾﻨﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ﺩﺍﺭد.
ﺩﺍﺭﻭ ﻭ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﯾﮑﺪﻓﻌﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﺳﺮ ﺯﺩﯾﻢ ﻭ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ.
ﺩﻭ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻣﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯾﻢ.
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﯾﮏ ﺗﻘﺪﯾﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻭﺯﯾﺮ ﺑﻬﺪﺍﺭﯼ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ
ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﯼ، ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﻠﯽ ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺗﻬﺮﺍﻥ را ﻣﻌﺎﻟﺠﻪ ﻧﻤﻮﺩﻩﺍﯾﺪ، ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...!
ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ، ﻫﺎﺝ و ﻭﺍﺝ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ، ﻭ ﮔﻔﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺭﺍ ﻣﺎ
ﺩﺭﻣﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩﺍﯾﻢ، ﺗﺎ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪﻫﺎﯼ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻭ ﻣﻌﺎﻟﺠﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺍﻓﺘﺎد.
ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺩﮐﺘﺮ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﺮﺯﻥ ﺭﻓﺘﯿﻢ، ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﭘﺴﺮﺕ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻭ ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﭘﯿﺮﺯﻥ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻧﮑﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﻮﺩ.
ﭘﺴﺮﻡ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯿﺎﯾﺪ، ﻟﺒﺎﺱ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﯿﭙﻮﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺤﻠﯽ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ...
ﻣﻦ ﻭ ﺩﮐﺘﺮ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﺪﯾﻢ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻋﻬﺪ ﮐﺮﺩﻡ، ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﻧﮕﯿﺮﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺍﺻﻞ ﻭ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺭﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﮑﻨﻢ...!

ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﯿﻤﻌﺮﻓﺖ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﮑﻦ
ﺯﺭ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻣﺸﺖ ﺧﻮﺩﺭﺍ ﻭﺍ ﻣﮑﻦ

ﮔﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺩﺍﻧﺶ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺭﻧﮓ
ﺑﯿﻦ ﮔﻠﻬﺎ ﺯﺷﺖ ﯾﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﮑﻦ...

ﺧﻮﺏ ﺩﯾﺪﻥ ﺷﺮﻁ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ،
ﻋﯿﺐ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻭ ﺁﻥ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﮑﻦ...

ﺩﻝ ﺷﻮﺩ ﺭﻭﺷﻦ ﺯ ﺷﻤﻊ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ،
ﺑﺎ ﮐﺲ ﺍَﺭ ﺑﺪ ﮐﺮﺩﻩﺍﯼ، ﺣﺎﺷﺎ ﻣﮑﻦ...

ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻟﺮﺯﯾﺪﻥ ﺩﻝ ﺁﮔﻬﯽ،
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﺟﺎ ﺭﺳﻮﺍ ﻣﮑﻦ...

ﺯﺭ ﺑﺪﺳﺖ ﻃﻔﻞ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺑﻠﻬﯿﺴﺖ،
ﺍﺷﮏ ﺭﺍ ﻧﺬﺭ ﻏﻢ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﮑﻦ...

ﭘﯿﺮﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﯾﺎ ﺁﺋﯿﻨﻪ ﺑﺎﺵ،
ﻫﺮﭼﻪ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﺩﯾﺪﻩﺍﯼ، ﺍﻓﺸﺎ ﻣﮑﻦ...
4🙏2👍1👌1
گاهی برای جلوگیری از آسیب به کسی خودت را به آب و آتش میزنی ولی بعد مقصر هم می شوی...
3👍1👌1
خشکسالی!

به سرزمینی دور دست سفر کردم... دوستی می گفت در روز سیزده بدر به رسم خودمان در دل طبیعتِ جنگل رفتیم، با خودمان بلندگو یا همان اسپیکر بردیم تا بقول معروف در آنجابزن و برقص کنیم...صدای موسیقی بلند بود...ناگهان زنی از اهالی آن سرزمین به ما نزدیک شد و با زبان خودشان خیلی محترمانه گفت: صدای بلندگوی شما باعث آزار پرندگان می شود....!!! و آنجا بود که فهمیدم طبیعت بسیار زیبای آن سرزمین مورد احترام مردمان آنجا است تا پایدار بماند...آنها طبیعتشان را گرامی می دارند پس طبیعت نیز آنها را گرامی می دارد!
👍2👌1
اگرنمیتوانید پرواز کنید بدوید ، اگر نمیتوانید بدوید راه بروید ، اگر نمیتوانید راه بروید سینه خیز بروید .اما به هر حال به حرکت خود ادامه دهید...

مارتین لوتر کینگ

رمز قهرمانی
@jostaar
👌2👏1
Forwarded from جُستار
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد

این زمان باز هم آواز شجریان ، شعر مشیری، تار علیزاده و کمانچه کلهر را باید فریاد زد!

مشت می‌کوبم بر در
پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان
من به تنگ آمده‌ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی! با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می‌گردم
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آن‌جا نفسی تازه کنم
می‌خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفتهٔ چند
چه کسی می‌آید با من فریاد کند

#موسیقی
#محمد_رضا_شجریان
#حسین_علیزاده
#کیهان_کلهر
#فریدون_مشیری
@jostaar
👍2
Forwarded from جُستار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نبرد

در میانه نبرد سوگواری نشاید...

و زندگی گاه نبردی است سخت و طاقت فرسا؛گاه بدون هیچ گذشتی باز می ستاند آنچه به تو داده است... و بايد مبارزه کرد برای باز ستاندن آنچه از تو گرفته است. باید سرسخت بود زیرا زندگی سرسخت است. باید با نبض زندگی زيست تا زمانی که می توان زندگی کرد و آنگاه خواهی یافت آنچه را می خواهی...
بسیاری از ما جنگجو نیستیم تا بدست آوریم آنچه را از زندگی می خواهیم. گاه نیز خستگی مبارزه ما را از توش و توان می اندازد، آنگاه است که وا می دهیم...درست در همین جاست که باید بخود نهیب زنیم که این خستگی دیری نمی پاید پس باز هم بايد به نبرد پرداخت، بیایید تا به مبارزه ادامه دهیم...

موسیقی: رامین جوادی
سریال بازی تاج تخت

@jostaar
2👌1