گنجینه
244 subscribers
47 photos
2 videos
4 files
521 links
برگزیده‌ای از اشعار و نوادر و طرائف ادبی و تاریخی
Download Telegram
Forwarded from گنجینه
یکی از اعیان متکبر و پرمدعای انگلیس می خواست جورج برنارد شاو را به عصرانه مهمان کند، یادداشتی به او نوشت که :«من فردا از ساعت چهار تا شش بعد از ظهر خانه هستم»؛ برنارد شاو در پاسخ نوشت : من هم !!
#طنز
Forwarded from گنجینه
یکی می خواست مرکوب دیگری را عاریت بگیرد ، یادداشتی نوشت و فرستاد که :«خیال سواری دارم»؛ طرف در جواب نوشت :«فی امان الله»!!
(نکته چینی ها از ادب عربی، مرتضی ذکاوتی قراگوزلو)
#طنز
Forwarded from گنجینه
آخرین پست استالینگراد(۳)
از سربازی به پدر روحانی اش
.... در این شهر، طرح مسئله ی وجود خداوند، نفی او خواهد بود! پدرجان! من باید این نکته را بنویسم و از این جهت هم دوچندان متأسفم ؛ زیرا تو مرا در حالی که از محبت مادر محروم بودم بزرگ کردی. و نیز پیوسته نام خداوند را در گوشم خواندی و دیدگانم را متوجه آثار عظمت وی ساختی. از ذکر این کلمات تأسف دیگری هم دارم و آن این است که این سخنان آخرین سخنان من خواهد بود .
پدرجان! تو کشیش و روحانی هستی. تو به من یاد داده ای که در آخرین لحظه و یا در آخرین سخنان خود، باید تنها حقیقت را و یا آنچه را در نظر ما حقیقت می نماید به زبان آوریم. من به طلب خدا برخاستم، او را در در هر سوراخ انفجار خمپاره، در هر خانه ی ویران شده، در هر گوشه، در کنار جنازه ی هر سرباز، در آسمان و حتی در این چاله که جان پناه من است، جستم... گرچه از اعماق دلم او را ندا دردادم و به کمک خواستم، اما چه باید کرد که او را نیافتم : خانه ها ویران بود ، مردان، چه ترسو و چه بی باک، همه چون خود من سرگردان بودند.
در سراسر زمین، گرسنگی بود و آدمکشی بود . در آسمان نیز از آتش و گلوله هرچه بخواهی بود اما خدا نبود .... پس اگر خدایی هست، پدرجان ! آنجا پیش شماست، در دعاهای توست، در سرودهای توست، در وعظ های توست، در صدای ناقوس ها و عطر بخوردان های آنجاست، نه در استالینگراد....
#کتاب
Forwarded from گنجینه
نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟
بهار تازه به برگ خزان چه خواهد کرد؟
به من که سوختم از داغ مهربانی خویش
فراق و وصل تو نامهربان چه خواهد کرد؟
سرای خانه بدوشی حصار عافیت است
صبا به طایر بی آشیان چه خواهد کرد؟
ز فیض ابر چه حاصل گیاه سوخته را؟
شراب با من افسرده جان چه خواهد کرد؟
مکن تلاش که نتوان گرفت دامن عمر
غبار بادیه با کاروان چه خواهد کرد؟
به باغ خلد نیاسود جان علوی ما
به حیرتم که در این خاکدان چه خواهد کرد؟
صفای باده ی روشن ز جوش سینه اوست
تو چاره ساز خودی ، آسمان چه خواهد کرد؟
به من که از دو جهان فارغم به دولت عشق
«رهی» ! ملامت اهل جهان چه خواهد کرد؟
#غزل
Forwarded from گنجینه
گویا تو برون می روی از سینه وگرنه
جان دادن کس این همه دشوار نباشد
نظیری نیشابوری
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
نِیَم به هجر تو تنها ، دو همنشین دارم
دل شكسته یكی ، جان بی قرار یکی
حزین لاهیجی
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب!
که آبشارم و افتادنم تماشایی ست
فاضل نظری
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
دلا رهی چو بیابان عشق در پیش است
بگو به آبله‌ی پا که آب بردارد
ملانویدی شیرازی
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
خمیرمایه‌ی دکان شیشه گرسنگ است
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
(صائب)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
نور جان در ظلمت آباد بدن گم کرده‌ام
آه ازین یوسف‌ که من در پیرهن ‌گم‌کرده‌ام
وحدت از یاد دویی اندوه‌ کثرت می‌کند
در وطن ز اندیشهٔ غربت وطن گم کرده‌ام
چون نم اشکی که از مژگان فرو ریزد به خاک
خویش را در نقش پای خویشتن‌ گم‌ کرده‌ام
از زبان دیگران درد دلم باید شنید
کز ضعیفها چو نی راه سخن‌ گم‌ کرده‌ام
موج دریا در کنارم از تک و پویم مپرس
آنچه من گم کرده‌ام نایافتن گم کرده‌ام
گر عدم حایل نباشد زندگی موهوم نیست
عالمی را در خیال آن دهن گم کرده‌ام
تا کجا یارب نوی دوزد گریبان مرا
چون گل اینجا یک جهان دلق کهن گم کرده‌ام
عمرها شد همچو نال خامه میپیچم به خوابش
پیکر چون رشته‌ای در پیرهن گم کرده‌ام
شوخی پرواز من رنگ بهار نازکیست
چون پر طاووس خود را در چمن‌ گم‌ کرده‌ام
چون نفس از مدعای جست و جو آگه نی‌ام
اینقدر دانم‌ که چیزی هست و من‌ گم‌ کرده‌ام‌
هیچ جا بیدل سراغ رنگهای رفته نیست
صد نگه چون شمع در هر انجمن‌ گم‌ کرده‌ام
(بیدل)
#غزل
Forwarded from گنجینه
مردی که از رژه رفتن در داخل یک قطار انسان، به فرمان کذائی دسته‌ی موزیک لذت ببرد،آدم خیلی حقیری ست مغز بزرگ انسانی را اشتباها به او داده‌اند. برای او ستون فقرات و مغز تیره بس بود که فرامین را به اعضایش منتقل کند.
(انیشتین)
#گزین_گویه
Forwarded from گنجینه
روشندلان به خرمن خود برق گشته اند
فرصت به شوخ چشمی اختر نداده اند
(صائب)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
جوهرنمای جوهرذاتی خویش باش
خاکش به سر، که زنده به نام پدربود
(صائب تبریزی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
هیچ کس مخالف آزادی نیست، نهایت امر مخالف آزادی دیگران است.
(کارل مارکس)
#گزین_گویه
Forwarded from گنجینه
به نظر می رسد که در بین تمام مردم فقط عقل است که عادلانه تقسیم شده، زیرا همه فکر می کنند که به اندازه ی کافی عاقلند.
(دکارت)
#گزین_گویه
Forwarded from گنجینه
عیب پاکان زود بر مردم هویدا می‌شود
در میان شیر خالص موی رسوا می‌شود
(صائب)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
بی‌مگس هرگز نماند عنکبوت
رزق را روزی رسان پر می‌دهد
صائب
#تک-بیت
Forwarded from گنجینه
لقمه افتد ز دهن چون نبود روزی کس
روزی اره نگر کز بن دندان ریزد
صائب
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
در عالم فانی که بقا پا به رکاب است
گر زندگی خضر بود نقش برآب است
صائب
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
خضر با عمر ابد پوشیده جولان می‌کند
ما به این ده‌روزه عمر اظهار هستی می‌کنیم
صائب
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
هارون به جماعتي از اهل علم دستور داده بود كه در اول شب به سخن گفتن و مصاحبت با مأمون بنشينند تا ادب و علم در نهاد او جايگير شود. يك شب حسن بن زياد در نزد مأمون بود و با او سخن مي‌گفت. مأمون را چرت گرفت و حسن او را گفت: "اي امير خوابيدي؟"
مأمون بيدار شد و گفت:" به خدا تو بازاري هستي! اي غلام! دست او را بگير و بيرونش كن و اجازه نده تا ديگر به نزد ما آيد."
پس چون اين خبر به هارون رسيد رأي مأمون را بپسنديد. و از ادب همنشيني با شاهان و امرا آن است كه چون شاه يا رئيس خوابيد، همنشينانش بدون حركت و سرو صدا از نزد او خارج شوند ...
المختار من نوادرالأخبار/ص۲۲
#نوادر