گنجینه
244 subscribers
47 photos
2 videos
4 files
521 links
برگزیده‌ای از اشعار و نوادر و طرائف ادبی و تاریخی
Download Telegram
Forwarded from گنجینه
مأمون عتابي را گفت: از من چيزي بخواه.
گفت: "يا أميرالمؤمنين! دست تو بر بخشش گشاده تر است تا زبان من بر خواهش."
مأمون را خوش آمد و امر كرد تا چهل هزار درهم به او دادند.
المختار من نوادرالأخبار/ص ۳۳
#نوادر
1
Forwarded from گنجینه
جور خود را بر ضعیفان آزماید روزگار
تیغ را دائم برای امتحان بر مو زنند
(سلیم)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
تو تا ز شرم فکندی، به چهره زلف سیاه
فغان ز خلق برآمد، که آفتاب گرفت
(ظهیر فاریابی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
جان را نشد میسر ازین تن فراغتی
این باده صاف می‌شود از شیشه‌ی دگر (نصرآبادی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
عمربن خطاب محتاط‌ترين خلفا بود و عايشه هرگاه ذكر عمر به ميان مي‌آمد مي‌گفت: به خدا سوگند در تنسيق امور بسيار خبره بلكه بي‌نظير بود، براي هر كاري، كسي را كه شايسته‌ي آن بود آماده داشت.
مغيرة بن شعبة مي‌گفت‌: كسي محتاط‌تر از عمر نديدم، مناعت و كرامتي داشت كه نمي‌گذاشت با كسي خدعه كند و عقلي داشت كه نمي‌گذاشت كسي با او خدعه كند .
و عمر گفته است : من فريبكار نيستم و فريبكار نيز قادر نيست مرا فريب دهد.
عقدالفريد ج ۱ ص ۴۳
#نوادر
🤣1
Forwarded from گنجینه
زندگی همچون نشستن بر صندلی دندانپزشکی است. آدم همیشه خیال می‌کند دردناک ترین لحظه هنوز نرسیده است، در صورتی که رسیده و گذشته است.
(بیسمارک)
نقل از:
(انسان در جستجوی معنا) اثر (ویکتور فرانکل)
#گزین_گویه
Forwarded from گنجینه
عمارة‌بن حمزه به عجب و تكبر مشهور بود. روزي بر مهدي عباسي وارد شد و چون در جايگاه نيكويي كه برايش تعيين كردند جايگير شد، مردي كه مهدي از قبل به او اشاره كرده بود تا عماره را ريشخند كند، برخاست و گفت: يا اميرالمؤمنين به من ظلم شده است.
مهدي پرسيد: چه كسي به تو ظلم كرده است؟
گفت: عماره فلان ملك مرا غصب كرده است (و آن از نيكوترين املاك عماره بود)
مهدي گفت: اي عماره برخيز و در كنار خصمت بنشين.
عماره گفت: يا اميرالمؤمنين! اين مرد خصم من نيست، اگر آن ملك مال اوست با او در آن نزاع نمي‌كنم و اگر مال من است، به او بخشيدم و از جايگاهي كه اميرالمؤمنين مرا بدان سرفراز گردانيده برنمي‌خيزم!
قصص الاعراب ج ۴ ص ۳۹۳
#نوادر
Forwarded from گنجینه
عبدالله بن جعفربن ابيطالب (و او ازبخشندگان بنام عرب بوده) به‌نزد يزيدبن معاويه رفت. يزيد او را گفت: اميرالمؤمنين چقدر تو را عطا كرده بود؟
گفت: خدايش رحمت كند، آن گاه كه بنزدش آمده بودم يكصدهزار درهم به من بخشيد. گفت: صدهزار درهم تو محفوظ است و صدهزار ديگر براي آن كه گفتي خدايش رحمت كند.
گفت: پدر و مادرم به فدايت!
گفت: و صدهزار ديگر براي اين كلامت.
گفت: خداوند تو را خير دهد.
گفت: و صدهزار ديگر براي اين كلام.
پس عبدالله مال را برگرفت و برگشت.
پس به يزيد گفتند: مال را تلف كردي و به خزانه ستم روا داشتي كه يك نفر را چهارصد هزار درهم بخشيدي.
گفت: آن را تنها به او نبخشيدم، به تمام اهل مدينه بخشيدم كه او يك درهم نمي‌يابد مگر اين كه آنرا مي‌بخشد.
پس عبدالله چون به مدينه بازگشت، از مركب پايين نيامد تا آن مال را بين مستحقان تقسيم كرد. او را بر اين كار سرزنش كردند، گفت: خداوند تعالي مرا به عادتي و خَلق خود را نيز به عادتي معتاد كرده است. مرا به گشايش در رزق و خلق را به نيكي و احسان ديدن عادت داده است. ناخوش مي‌دارم كه عادت خلق را منقطع سازم و عادت خودم نيز منقطع گردد.
المختارمن نوادرالأخبار
#نوادر
Forwarded from گنجینه
در دم صبح، «غنی»! پیر فلک می‌گوید:
که قضا نان دهد آن وقت که دندان گیرد
(غنی کشمیری)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
این زحمتی که می‌کشم از تنگی قفس
کفران نعمتی‌ست، که در باغ کرده‌ام
(حاجب شیرازی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
هر آه که بیرون رود از سینه‌ی چاکم
ابری شود و گریه کند بر سر خاکم
(بایزید عثمانی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
در خانه‌ی شکسته نگیرد کسی قرار
ترسم که رفته‌رفته، غم از دل بدر شود
(حاجی محمدصادق)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
مردي برخاست و به پيامبر صلي الله عليه و آله گفت: اي رسول خدا آيا من فاضل‌ترينِ قوم خود نيستم؟ فرمود: اگر تو را خردي باشد، فضلي خواهد بود، و اگر اخلاقي پسنديده باشد مروتي خواهد بود، و اگر تو را مالي باشد شرفي خواهد بود، و اگر تو را تقوايي باشد، ديني خواهد بود.
جلوه‌ی تاریخ در شرح نهج‌البلاغه، ترجمه و تحشیه: دکتر محمود مهدوی دامغانی، نشر نی ۱۳۸۵ ، جلد ۷ ، ص ۲۴۳
#حکمت
Forwarded from گنجینه
قَرنت الهَيبَةُ بِالخَيبَةِ ، والحَياءُ بِالحِرمَانِ ، والفُرصَةُ تَمُرّ مَرّ السَحَابِ ، فَانتَهِزوا فُرَصَ الخَير.
بيم با نااميدي؛ و حیا و آزرم با بي‌بهرگي همراه است، فرصت همچون گذر ابر مي‌گذرد، فرصتهاي پسنديده را دريابيد.
جلوه‌ی تاریخ در شرح نهج‌البلاغه، ترجمه و تحشیه: دکتر محمود مهدوی دامغانی، نشر نی ۱۳۸۵ ، جلد ۷ ، ص ۲۴۴
#حکمت
Forwarded from گنجینه
به کرم پیله می‌ماند، رذالت پیشه در منصب
چو می‌پوشد قبا ابریشمی، گم می‌کند خود را
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
جز زیر خاک جای من غمگسار نیست
روی زمین، ز مردم بالانشین پُر است
(غنی کشمیری)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
تنها به دیده می‌نتوان داد گریه داد
چون ابر، باید از همه اعضا گریستن
(طبعی اصفهانی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
چو مرا سوختی از غم، مکن اندیشه ز آه
کم فتد شعله به خاشاک، که دودی نکند (جامی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
چون تیر، پا به وادی آوارگی گذار
در خانه تا به چند توان چون کمان نشست؟
(ازرقی هروی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
در تو یک یارب ما را اثری نیست ولی
قدسیان را به فلک، غلغله از یارب ماست (فرصت شیرازی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
شخصي از ديوجانوس پرسيد: چه حكمتي است كه مردم به نابينايان و افليج‌ها نيكي مي‌كنند و صدقه مي‌دهند و به شما جماعت فيلسوفان احسان و نيكي روا نمي‌دارند؟
گفت: حكمت در اين است كه تمام مردم مستعد كور شدن و فلج شدن هستند ولي هر كسي مستعد فيلسوف شدن نيست!!قصص العرب ج ۴ ص ۴۵۵
#حکمت