گنجینه
244 subscribers
47 photos
2 videos
4 files
517 links
برگزیده‌ای از اشعار و نوادر و طرائف ادبی و تاریخی
Download Telegram
Forwarded from گنجینه
ميان ابومسلم خراساني و سالار مرو بگو و مگويي شد و سالار مرو در سخن تندي كرد. ابومسلم او را تحمل كرد، سالار مرو پشيمان شد و براي پوزش خواهي در برابر ابومسلم ايستاد. او ضمن سخنان خود به ابومسلم گفته بود: اي بچه سرراهي. ابومسلم به او گفت: آرام باش، سخني گفته شد و گماني به خطا رفت و خشم خود ديو است و من از قديم با تحمل تو، تو را نسبت به خود گستاخ كرده ام. اينك اگر از گناه پوزش خواهي، من هم با تو در آن شريك‌ام و اگر مغلوب هستي عفو من تو را فرا مي‌گيرد. سالار مرو گفت: اي امير، بزرگي گناه من آرامش را از من بازگرفته است. ابومسلم گفت: شگفتا! در حالي كه بدي كردي با نيكي مقابله كردم و پس از آن در حالي كه نيكوكار بودي با بدي مقابله كنم؟ سالار مرو گفت: اينك به عفو تو اعتماد كردم.
جلوه‌ی تاریخ در شرح نهج‌البلاغه، ترجمه و تحشیه: دکتر محمود مهدوی دامغانی، نشر نی ۱۳۸۵ ، جلد ۷ ، ص ۲۳۴
#نوادر
#حکمت
Forwarded from گنجینه
گفته‌اند: محنت عاقل متجاهل و جاهل متعاقل زیاد است.
نوادر، (ترجمه‌ی کتاب المحاضرات راغب اصفهانی)، ترجمه و تالیف: محمدصالح قزوینی، به اهتمام احمد مجاهد، انتشارات سروش، ۱۳۷۱، ص ۳
#حکمت
Forwarded from گنجینه
ابن مقفع و خلیل با هم نشستند و صحبت علم می‌داشتند. چون جدا شدند، از خلیل خبر ابن‌مقفع پرسیدند. گفت: او را مردی دیدم که عقلش بر علمش زاید بود. و از ابن‌مقفع خبر خلیل پرسیدند. گفت: او را مردی دیدم که علمش بر عقل راجح بود. و هردو صواب گفتند، چرا که زهد خلیل در آن پایه بود که در بصره در خانه‌ای از نی زندگانی به‌سر برد و در آن خانه بمرد، و شاگردان او به علم او مال‌ها اندوختند و در فراخی و خوشی زندگانی می‌نمودند. و ابن مقفع در امر دنیا و طلب مراتب و مقاصد آن ارتکاب اموری کرد که به کشتن رفت.
نوادر، (ترجمه‌ی کتاب المحاضرات راغب اصفهانی)، ترجمه و تالیف: محمدصالح قزوینی، به اهتمام احمد مجاهد، انتشارات سروش، ۱۳۷۱، ص ۴
#حکمت
Forwarded from گنجینه
گفته‌اند: غالب احمقان مرزوق باشند.
و گفته‌اند: هرکه را در عقل او افزودند از نصیب رزق او کم کردند. و هیچ‌کس را حق عَزَّوجَلَّ عقل وافر کرامت ننمود مگر از رزق او حساب نمود.
نوادر، (ترجمه‌ی کتاب المحاضرات راغب اصفهانی)، ترجمه و تالیف: محمدصالح قزوینی، به اهتمام احمد مجاهد، انتشارات سروش، ۱۳۷۱، ص ۴
#حکمت
Forwarded from گنجینه
بچه‌ی دبیرستانی که بودم، یک دوچرخه‌ی چینی داشتم با مارک (فونیکس). با چندتایی از دوستان که دوچرخه داشتند، برای تعمیرات و تامین خدمات!! طرف حسابی داشتیم به اسم (سلطان). افغانی یغور و درشت استخوانی بود با موهای بور و سبیل سیخ‌سیخ دراز و لهجه‌ی درست و حسابی افغانی. بعدها که با تعجب به بور بودنش فکر می‌کردم، خودم را قانع کردم که احتمالا از نسل یونانی‌هایی‌ است که قلمه‌شان را اسکندر در خاک افغانستان نشانده است....
حدود سال ۸۶ سلطان را بعد از پانزده سال جلو آموزش و پرورش دیدم. سلام و علیک و احوالپرسی...
آمده بود برای پیگیری مشکلات اداری تحصیل بچه‌ش.
از من پرسید: چه‌کاره شدی؟
گفتم: معلم....
گفت: بیاه.... اونقدر بهت گفتم درسِتَه خوانده کو... موهندیس باش... گوش نَکَدی... حالا باید با ای بچه‌ها....
****
قسم می‌خورم که بین ما و سلطان کلمه‌ای در باب درس و تحصیل و مدرسه رد و بدل نشده بود.... ما برای سلطان فقط به اندازه‌ی تیوب و کرمک و لاستیک و ساچمه و لقمه‌ترمزهایی که می‌خریدیم اهمیت داشتیم.... حتی اگر دستش می‌رسید از بعضی گوش‌بری‌های معصومانه هم ابایی نداشت...
اما امروز سلطان هم خودش را در تربیت ما دخیل می‌دانست و ما مقصر بودیم که به توصیه‌های دلسوزانه‌اش گوش نکرده بودیم...
****
امروز که توصیه‌های مختلف و متفاوت و متنوع و متضاد را خطاب به اصغر فرهادی می‌بینم، (بلانسبت جناب فرهادی) یاد خودم و سلطان می‌افتم....
اگر راست باشد که سرمایه‌گذار فیلم قطری بوده، احتمالا حق ما برای خط‌مشی دادن در باب سخنرانی اسکار و واکنش‌های سیاسی و اجتماعی فرهادی کم‌رنگ خواهد شد....
فرهادی موقع ساختن فیلم و دوندگی‌ها تنها بود، احتمالا بهتر است موقع موضعگیری هم تنها تصمیم‌گیری کند...قطعا موضع‌گیری فرهادی هم با کمک همان درک و شعوری صورت خواهدگرفت که فیلم فروشنده را تا پای اسکار رسانده است...
#یادداشت
Forwarded from گنجینه
من درباره ی ریشه ی لغت شادی (happiness‏)پژوهش کردم و دریافتم که این کلمه از فعل اتفاق افتادن (to happen‌‏)گرفته شده است؛ به عبارت دیگر شادی در مشاهده‌ی هر آنچه که روی می‌دهد یافت می‌شود. اگر نتوانی از آنچه برای نهار امروز تدارک دیده شده شاد شوی احتمالا شادی را در جای دیگر نیز نمی‌یابی، شادی را در هر آنچه که پیش می آید بجوی.
تکامل آگاهی، رابرت جانسون، ترجمه: فرزانه اسلامی، چاپ اول، نشر حریر، صفحه ۱۰
#کتاب
#حکمت
Forwarded from گنجینه
علما گفته‌اند و روایت کرده‌اند: هرگاه مشتبه گردد بر تو دو امر، نظر کن کدام‌یک به هوی نزدیک‌تر است، مخالفت او کن.
نوادر، (ترجمه‌ی کتاب المحاضرات راغب اصفهانی)، ترجمه و تالیف: محمدصالح قزوینی، به اهتمام احمد مجاهد، انتشارات سروش، ۱۳۷۱، ص ۵
#حکمت
Forwarded from گنجینه
از پیامبر(ص) مروی است: سه چیز مهلکات‌اند: بُخل که او را اطاعت کنند، و هوی که متابعت کرده شود و مُعجِب شدن مرد به نفس خود.
نوادر، (ترجمه‌ی کتاب المحاضرات راغب اصفهانی)، ترجمه و تالیف: محمدصالح قزوینی، به اهتمام احمد مجاهد، انتشارات سروش، ۱۳۷۱، ص ۵
#حکمت
Forwarded from گنجینه
معاویه با عمروعاص گفت: زیرکی تو چه حد دارد؟
گفت: در امری داخل نشدم مگر طریق بیرون شدن بدانستم.
معاویه گفت: لیکن من در امری داخل نشدم که اراده‌ی بیرون شدن از او داشته باشم.
نوادر، (ترجمه‌ی کتاب المحاضرات راغب اصفهانی)، ترجمه و تالیف: محمدصالح قزوینی، به اهتمام احمد مجاهد، انتشارات سروش، ۱۳۷۱، ص ۶
#نوادر
#حکمت
Forwarded from گنجینه
خدمت دیرین ما بین، ورنه در آغاز عشق
هر که را بینی، دم از مهر و وفائی می زند
(آذربیگدلی)
#تک_ بیت
Forwarded from گنجینه
معیار دوستان دغل روز حاجت است
قرضی برای تجربه از دوستان طلب
(صائب)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
ای شیخ ز میخانه مخوانم سوی مسجد
بیمار "دوا" یافته، محتاج دعا نیست
(نصرت الله نوح)
#تک_بیت
1
Forwarded from گنجینه
قصد من دادن جان بر دم شمشیر نبود
حرکات خم ابروی تو، ناچارم کرد
(آتش اصفهانی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
طوفان فقر، کشتی ما را خراب کرد
یا رب، به خواب رفته، مگر ناخدای دل؟
( نجوای گیلانی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
عنان به دست فرومایگان مده زنهار
که در مصالح خود خرج میکنند تو را (صائب)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
مرد برجسته یا باید پارسای از دنیاگسسته باشد و یا صاحب‌جاهِ با شاهان‌نشسته... صاحب‌همت همچون شعله است که اگر هم آن را فروبنشانند، سرمی‌کشد.
نکته‌چینی‌ها از ادب عربی، علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، انتشارات طرح نو، چاپ اول، ۱۳۸۲ ، ص ۶۶
به نقل از: عیون‌الاخبار، ابن قتیبه‌ی دینوری
#حکمت
Forwarded from گنجینه
زیاد شنید که کسی«زمانه» را فحش می‌دهد. گفت: اگر می‌دانست چه می‌گوید، مجازاتش می‌کردم. «زمانه» یعنی حکومت.
نکته‌چینی‌ها از ادب عربی، علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، انتشارات طرح نو، چاپ اول، ۱۳۸۲ ، ص ۶۳ به نقل از: عیون‌الاخبار، ابن قتیبه‌ی دینوری
#حکمت
Forwarded from گنجینه
انوشیروان هرکس را به حکومت می‌گماشت بدو چنین توصیه می‌نمود: نیکان را با محبت اداره کن، عامه را با تشویق و تنبیه توأم، آدم‌های پست را با ترس.
نکته‌چینی‌ها از ادب عربی، علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، انتشارات طرح نو، چاپ اول، ۱۳۸۲ ، ص ۶۳ به نقل از: عیون‌الاخبار، ابن قتیبه‌ی دینوری
#حکمت
Forwarded from گنجینه
فکر  جان نیست مرا، تا خورم اندوه جهان
آنکه را نیست غم سر، چه غم سامانش
(وصال شیرازی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
کاش دردی که مرا هست طبیبان را بود
تا بدانی که چه درمانده در این در مانند
(وصال شیرازی)
#تک_بیت
Forwarded from گنجینه
میا بر سر مرا، روزی که میرم در وفای تو
که ترسم زنده گردم باز و افتم در بلای تو (همایون اسفراینی)
#تک_بیت