نمیرم جایی که دیگه توعه لاشی باشی.
من اینجا گیرم که تو عه لاشی باشی
من اینجا بیدارم ولی توعه لاشی خوابی
من اینجا گیرم که تو عه لاشی باشی
من اینجا بیدارم ولی توعه لاشی خوابی
میدونی سخته برام همه چی نه یه دوست رفیق خوب داریم نه یه زندگی خوبی هرچی بیشتر سگدو میزنی بیشتر قرق میشی با این سن باید لنگ یه قرون دو هزار باشم نه میتونم از پدرم پول بگیرم نه خودم چیزی دارم روم نمیشه به بابام بگم پول بزن بیرونم مرده بیچاره تو سرما و گرما میره کار میکنه من یه شبه بخوام بزنم به کص گاو سخته نمیشه خودم که سر کار نمیرم یه طرف خانوادم سرم غر میزنن یه طرف من اعصابم ضعیفه منو نبین از بیرون گل و بلبلم میگم میخندم از داخل داغون شدم پدرم در اومده نیم وجب قدم بود میرفتم عیدها بسات میکردم وسیله میفروختم بتونم خرج خودمو در بیارم پدرم تشویقم کنه دوسال بزرگ تر شدم تو سرما و گرما دستام بعضی وقتا انقد هوا سرد میشد خشک میشد پوست دستم زخم میشد اشکم در میومد ولی بازم کار میکردم دو هزار تو جیبم باشه صد هزار. بار خدارو شکر میکنم پدرم هست ولی من غرورم اجازه نمیده مفت بخورم و بخوابم سخته برام شبا خوابم نمیبره تا پنج شیش صبح بیدارم به سقف خیره میشم بیشتر وقتا انقد گریه کردم چشمام از درد داشت میترکید نمیکشم سخته برام الان به تو هی میگم بیا بریم بیرون ولی بعدش آنقدری خودمو فحش میدم برام سخته چون دو هزار ندارم عشقمو بگیرم ببرم یه کافه حتی یه چای ساده بدم برام سخته
💔1