جی:”واو!”
سرآشپز:” حتی از توی عکس هم خوشتیپتری.”
جی:” شما هم همینطور.”
جی:” شما یکی از معدود سرآشپزهایی بودید که از وقتی بزرگ میشدم اسمشون رو شنیده بودم، برای همین ملاقات با شما واقعاً افتخار بزرگیه.”
جی:” از آشنایی باهاتون خوشحالم.”
سرآشپز:” منم از آشنایی با تو خوشحالم.”
جی:” بیاید همین الان بریم و غذاها رو بچشیم.”
سرآشپز:” باشه.”
جی:” از آشنایی باهاتون خوشحالم.”
سرآشپز:” اوه، منم از آشنایی با شما خوشحالم، آقا.”
سرآشپز:” این افتخار برای منه.”
جی:” اوه، نه. واقعاً این قطعاً بزرگترین افتخار من امسال بوده.”
سرآشپز:” اصلاً اینطور نیست.”
جی:” خب، پس ببینیم این دوتا غذا چقدر شبیه هم از آب دراومدن.”
جی:” این اصلاً منطقی نیست! امکان نداره شبیه هم باشن!”
سرآشپز:” فکر میکنم کاملاً شبیه هم باشن.”
جی:” نه، نه!”
سرآشپز:” خب... یک، دو، سه...”
جی:” اوه، نه!”
سرآشپز:” حتی از توی عکس هم خوشتیپتری.”
جی:” شما هم همینطور.”
جی:” شما یکی از معدود سرآشپزهایی بودید که از وقتی بزرگ میشدم اسمشون رو شنیده بودم، برای همین ملاقات با شما واقعاً افتخار بزرگیه.”
جی:” از آشنایی باهاتون خوشحالم.”
سرآشپز:” منم از آشنایی با تو خوشحالم.”
جی:” بیاید همین الان بریم و غذاها رو بچشیم.”
سرآشپز:” باشه.”
جی:” از آشنایی باهاتون خوشحالم.”
سرآشپز:” اوه، منم از آشنایی با شما خوشحالم، آقا.”
سرآشپز:” این افتخار برای منه.”
جی:” اوه، نه. واقعاً این قطعاً بزرگترین افتخار من امسال بوده.”
سرآشپز:” اصلاً اینطور نیست.”
جی:” خب، پس ببینیم این دوتا غذا چقدر شبیه هم از آب دراومدن.”
جی:” این اصلاً منطقی نیست! امکان نداره شبیه هم باشن!”
سرآشپز:” فکر میکنم کاملاً شبیه هم باشن.”
جی:” نه، نه!”
سرآشپز:” خب... یک، دو، سه...”
جی:” اوه، نه!”
سرآشپز:” آره... خب من دیگه باید چیکار کنم؟”
جی:” اوه نه!”
سرآشپز:” آره.”
جی: ” سرِ قسمت خمیر شیرینی واقعاً داشتم به مشکل میخوردم...”
سرآشپز:” آره، آره. اوه، از جهت اشتباهی بریدیش.”
جی: ” آره.”
سرآشپز:” ولی خب، یه جورایی شبیه هنر مدرنه!”
جی:” اوه نه!”
سرآشپز:” آره.”
جی: ” سرِ قسمت خمیر شیرینی واقعاً داشتم به مشکل میخوردم...”
سرآشپز:” آره، آره. اوه، از جهت اشتباهی بریدیش.”
جی: ” آره.”
سرآشپز:” ولی خب، یه جورایی شبیه هنر مدرنه!”
جی:” میدونی، انگار...”
سرآشپز:” ولی بیا بچشیمش. آره. در واقع خیلی خوب به نظر میاد. من مال تو رو میچشم، تو هم مال منو بچش.”
جی:” باشه.”
سرآشپز:” مزهـش عالیه.”
جی:” اوه، واقعاً؟”
سرآشپز:” از نظر طعم، ده از ده.”
جی:” ممنون!”
سرآشپز:” مالِ من چطوره؟”
جی:” فوقالعادهست.”
سرآشپز: ” خوشت اومد؟”
جی:” آره.”
سرآشپز:” قبلاً این غذا رو خورده بودی؟”
جی:” فکر نکنم.”
سرآشپز:” اوه، واو، خب...”
جی:” الان دارم دوتاشون رو کنار هم امتحان میکنم، ولی انقدر روی ظاهرشون تمرکز کردم که سخته واقعاً بفهمم مزهـشون چقدر با هم فرق داره. از نظر ظاهر انگار از زمین تا آسمون با هم فرق دارن!”
سرآشپز:” ولی بیا بچشیمش. آره. در واقع خیلی خوب به نظر میاد. من مال تو رو میچشم، تو هم مال منو بچش.”
جی:” باشه.”
سرآشپز:” مزهـش عالیه.”
جی:” اوه، واقعاً؟”
سرآشپز:” از نظر طعم، ده از ده.”
جی:” ممنون!”
سرآشپز:” مالِ من چطوره؟”
جی:” فوقالعادهست.”
سرآشپز: ” خوشت اومد؟”
جی:” آره.”
سرآشپز:” قبلاً این غذا رو خورده بودی؟”
جی:” فکر نکنم.”
سرآشپز:” اوه، واو، خب...”
جی:” الان دارم دوتاشون رو کنار هم امتحان میکنم، ولی انقدر روی ظاهرشون تمرکز کردم که سخته واقعاً بفهمم مزهـشون چقدر با هم فرق داره. از نظر ظاهر انگار از زمین تا آسمون با هم فرق دارن!”
سرآشپز:” شاید از نظر ظاهری خیلی چیز خاصی نباشه، ولی”
سرآشپز:” مهمترین چیز مزه ـست ، و طعمش واقعاً بینقصه!”
سرآشپز:” مطمئنم اگه من سعی میکردم یه آهنگ کیپاپ بخونم، افتضاح میشد!”
سرآشپز:” مهمترین چیز مزه ـست ، و طعمش واقعاً بینقصه!”
سرآشپز:” مطمئنم اگه من سعی میکردم یه آهنگ کیپاپ بخونم، افتضاح میشد!”
جی:” چندتا سؤال ازتون دارم. چطور وارد دنیای آشپزی شدید؟”
سرآشپز:” گاهی وقتی مردم ازم میپرسن «چطور آشپزی رو انتخاب کردی؟»، بعضی وقتها میگم: «من آشپزی رو انتخاب نکردم، آشپزی منو انتخاب کرد، میدونی؟» چون من همیشه عاشق آشپزی بودم.”
جی: ” حس میکنم همه آدمهای معروف و واقعاً درجهیک توی هر زمینهای، همشون یه چیز مشابه میگن:« فکر کنم برای انجام دادن این کار به دنیا اومدم.»”
سرآشپز:” آره.دقیقاً همینه.”
سرآشپز:” گاهی وقتی مردم ازم میپرسن «چطور آشپزی رو انتخاب کردی؟»، بعضی وقتها میگم: «من آشپزی رو انتخاب نکردم، آشپزی منو انتخاب کرد، میدونی؟» چون من همیشه عاشق آشپزی بودم.”
جی: ” حس میکنم همه آدمهای معروف و واقعاً درجهیک توی هر زمینهای، همشون یه چیز مشابه میگن:« فکر کنم برای انجام دادن این کار به دنیا اومدم.»”
سرآشپز:” آره.دقیقاً همینه.”
سرآشپز:” کاری که تو هم انجام میدی خیلی سخته و رقابت توش خیلی شدیده. اگه واقعاً عاشقش نباشی، نمیتونی انجامش بدی.”
جی:” آره. خب، درست میگی.”
سرآشپز:” برای همین، آشپزی موردعلاقهترین کاریه که انجام میدم. مطمئنم برای تو هم همینطوره.”
جی:” آره، منم همین حس رو دارم.”
سرآشپز:”ما خوششانسیم که تونستیم علاقه و اشتیاق واقعیمون رو توی زندگی پیدا کنیم.”
جی:” آره، واقعاًخیلی خوششانسیه.”
سرآشپز:” من از ملاقات با آدمهایی که اونها هم برای کاری که انجام میدن اشتیاق دارن لذت میبرم. پس دفعه بعد برای کنسرتتون بهم بلیت بده.”
جی:” حتماً، میدم!”
سرآشپز:” من ردیف جلو میایستم و میرقصم.”
جی:” حتماً!”
جی:” آره. خب، درست میگی.”
سرآشپز:” برای همین، آشپزی موردعلاقهترین کاریه که انجام میدم. مطمئنم برای تو هم همینطوره.”
جی:” آره، منم همین حس رو دارم.”
سرآشپز:”ما خوششانسیم که تونستیم علاقه و اشتیاق واقعیمون رو توی زندگی پیدا کنیم.”
جی:” آره، واقعاًخیلی خوششانسیه.”
سرآشپز:” من از ملاقات با آدمهایی که اونها هم برای کاری که انجام میدن اشتیاق دارن لذت میبرم. پس دفعه بعد برای کنسرتتون بهم بلیت بده.”
جی:” حتماً، میدم!”
سرآشپز:” من ردیف جلو میایستم و میرقصم.”
جی:” حتماً!”
سرآشپز: ”ممنونم.”
جی: ”ممنونم.”
سرآشپز: ”شاید بتونیم در آینده با هم آشپزی کنیم؟”
جی: ”…توی رستوران من.”
سرآشپز: ”آره، آره. توی رستوران تو انجامش میدیم.”
جی: ”آره.”
جی: ”خب، قبل از اینکه برنامه رو تموم کنیم، یه کار دیگه مونده که باید انجام بدیم.”
سرآشپز: ”آره.”
جی:” اون دیگه ایدهی من نبود.”
سرآشپز:”آره، از همون اول معلوم بود.”
جی:” خب. آمادهای؟”
سرآشپز:” آره.”
جی و سرآشپز: ”هیس، شفِ مخفی.”
جی: ”ممنونم.”
سرآشپز: ”شاید بتونیم در آینده با هم آشپزی کنیم؟”
جی: ”…توی رستوران من.”
سرآشپز: ”آره، آره. توی رستوران تو انجامش میدیم.”
جی: ”آره.”
جی: ”خب، قبل از اینکه برنامه رو تموم کنیم، یه کار دیگه مونده که باید انجام بدیم.”
سرآشپز: ”آره.”
جی:” اون دیگه ایدهی من نبود.”
سرآشپز:”آره، از همون اول معلوم بود.”
جی:” خب. آمادهای؟”
سرآشپز:” آره.”
جی و سرآشپز: ”هیس، شفِ مخفی.”
۰۱۰۰۴:تیک تاک آپدیت انهایپن
نه جدی این چیه؟؟الان بشینم سرم به دیوار بزنم بگیرم بشینم زار بزنم وای.. به معنای واقعی بهترین تیک تاک جهان😭😭.
جیوون و سونو با این استایل و این دنس؟واقعا جدی روز بخیر من دیگه نمیتونم.