#عمومی
چگونه فال حافظ بگیریم؟
۱. موضوع خود را دقیق و با خلوص نیت مشخص کنید.
۲. برای حافظ فاتحهای بخوانید.
۳. حافظ را به خدا و شاخ نبات قسم دهید تا پاسخ نیتتان را آشکار کند.
۴. چشمانتان را ببندید و دیوان سالم را بهصورت تصادفی باز کنید.
۵. غزل بالای صفحه سمت راست را از ابتدا بخوانید. پاسخ نیت در ابیات آن است؛ اگر مبهم بود، از غزل بعدی بهعنوان شاهد فال کمک بگیرید و برای یک نیت چند بار فال نگیرید.
— اعتراف #51
چگونه فال حافظ بگیریم؟
۱. موضوع خود را دقیق و با خلوص نیت مشخص کنید.
۲. برای حافظ فاتحهای بخوانید.
۳. حافظ را به خدا و شاخ نبات قسم دهید تا پاسخ نیتتان را آشکار کند.
۴. چشمانتان را ببندید و دیوان سالم را بهصورت تصادفی باز کنید.
۵. غزل بالای صفحه سمت راست را از ابتدا بخوانید. پاسخ نیت در ابیات آن است؛ اگر مبهم بود، از غزل بعدی بهعنوان شاهد فال کمک بگیرید و برای یک نیت چند بار فال نگیرید.
— اعتراف #51
👍2
#عمومی
اسم این ربات یه کم عجیبه
ولی کارکردش جالبه
اسمشو گذاشتی اعتراف، آدم یاد اعترافات سازمانی مجاهدین خلق میوفته میترسه 🤣
— اعتراف #56
اسم این ربات یه کم عجیبه
ولی کارکردش جالبه
اسمشو گذاشتی اعتراف، آدم یاد اعترافات سازمانی مجاهدین خلق میوفته میترسه 🤣
— اعتراف #56
😁2
#عمومی
اقا من الان پیامای قبلی رو دیدم.
اقای راننده اسنپ تعریف کن از بهشت زهرا سالم اومدی بیرون یا بعد از اون پیام کشتنت؟
— اعتراف #59
اقا من الان پیامای قبلی رو دیدم.
اقای راننده اسنپ تعریف کن از بهشت زهرا سالم اومدی بیرون یا بعد از اون پیام کشتنت؟
— اعتراف #59
کانال جای حرف | خاطرات شما pinned «سلام به همه اقایون داداشا، ممبرا برسه به ۱۰۰ تا قابلیت چت رندوم رو فعال میکنم تو ربات که عشق کنید 😁❤️»
#خانواده
سلام ادمین الان ۱۹ سالمه
۱۵ سالم بود سوپر زیاد میدیم رو زن دآییم هم هر شب میزدم ، یبار رفته بودیم خونشون دیدم خم شده داره زیر کابینتا رو تمیز میکنه خلاصه منم سگ حشر به بهونه آب خوردن کمک به بقیه میرفتم آشپزخونه از منظره لذت ببریم و حسابی شق کرده بودم تا اینکه سرشو برگدودند و همون لحظه کیرم سکته کرد ، در واقع مامانم بود لباس زن دآییم رو پوشیده بود ،
از اولم باید شک میکردم چون زنداییم آنقدر حجم نداشت
— اعتراف #61
سلام ادمین الان ۱۹ سالمه
۱۵ سالم بود سوپر زیاد میدیم رو زن دآییم هم هر شب میزدم ، یبار رفته بودیم خونشون دیدم خم شده داره زیر کابینتا رو تمیز میکنه خلاصه منم سگ حشر به بهونه آب خوردن کمک به بقیه میرفتم آشپزخونه از منظره لذت ببریم و حسابی شق کرده بودم تا اینکه سرشو برگدودند و همون لحظه کیرم سکته کرد ، در واقع مامانم بود لباس زن دآییم رو پوشیده بود ،
از اولم باید شک میکردم چون زنداییم آنقدر حجم نداشت
— اعتراف #61
🤯4👎1🤡1🖕1
😁3
👍2