🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
1.11K subscribers
883 photos
165 videos
16 files
764 links
✨️ در کانال جواهر الکلام
👈 روایات مورد استناد مخالفین را برسی میکنیم
👈 پاسخ مستدل و اصولی شبهات را بیان میکنیم
👈 و مباحث مختلف امامت مطرح میشود
در اینجا حق را با دلیل می‌جوییم، نه با تعصب!!

🔸️ارسال شبهات به : @Sajjad74z1

↪ @javaheralklam ↩
Download Telegram
🔹 ابن الفوطی حنبلی از بزرگان قرن هفتم و هشتم اهلسنت شیخ طوسی رحمه‌الله‌علیه را این گونه مدح و توثیق میکند:

▫️عماد الدين أبو جعفر محمد بن الحسن بن علي الطوسي فقيه الشيعة الخطيب
كان من الفضلاء العلماء والأئمة الأمناء والمفتى على مذهب الامامية وكان زاهداً عابداً ورعاً، محفوظ الوقت حسن السمت قد قسم زمانه على العبادة والتصنيف والافادة والتأليف وكان في زمانه المجمع على فضله وإليه الرحلة من جميع البلاد

▪️عمادالدین، ابوجعفر، محمد بن حسن بن علی طوسی، فقیه شیعه و خطیب بود.
او دانشمندی فاضل و از جمله ائمه‌ و پیشوایان مورد اعتماد بود که بر اساس مذهب امامیه فتوا می‌داد
او مردی بی‌رغبت به دنیا، عابد، خداترس، وقت‌شناس و نیکوسیرت بود و اوقات خود را میان عبادت، تصنیف و تألیف و افاده‌ی علمی تقسیم کرده بود[یعنی بخشی از وقتش را به عبادت، بخشی را به نگارش آثار علمی و بخشی را به آموزش و بهره‌رسانی علمی به دیگران اختصاص می‌داد]
👈 او در زمان خود کسی بود که همگان بر فضیلت و برتری علمی‌اش اتفاق نظر داشتند و از همه‌ی سرزمین‌ها برای فراگیری دانش نزد او سفر می‌کردند


▪️به علت ارتباط نیک ابن فوطی با علمای شیعه برخی او را شیعه میدانند.
❤5👍5👎1🤩1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
Photo
🔹 ادراج در متن حدیث به این معناست که یکی از راویان، کلامی را از جانب خود به متن حدیث می‌افزاید؛ البته این عبارتِ افزوده‌شده با قصد تحریف متن روایت نیست، بلکه راوی آن را برای توضیح، تبیین یا روشن‌تر کردن مقصود روایت در میان کلام یا در پایان آن آورده باشد. به چنین روایتی، «روایت مدرج» گفته می‌شود؛ یعنی راوی مطلبی را از پیش خود، به منظور توضیح روایت، در میان مطالب حدیث وارد یا به پایان آن ضمیمه می‌کند.

▪️روایت مورد بحث که از عایشه نقل شده است و به صراحت خشم و غضب حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها را بر ابوبکر نشان میدهد روایتی است که بخاری سه بار آن را در صحیح خود نقل میکند.

❗️ برخی از مخالفین در خصوص این روایت مدعی شده‌اند بخشی از این روایت که غضب حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها نسبت به ابوبکر را نشان میدهد، از جمله ادراجات «زهری» است؛ یعنی زهری، که راوی محوری این روایت است، این بخش را از پیش خود و برای توضیح ماجرای روایت به متن حدیث افزوده است، فرازی که ادعا می‌شود از ادراجات زهری است، این قسمت از روایت است:

▫️فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فِي ذَلِكَ، فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ
👈 حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها در این باره بر ابوبکر خشمگین شد؛ پس از او دوری کرد و تا هنگام وفاتش با او سخن نگفت.

دلیل مخالفین بر ادعای ادراج زهری

🔹 مخالفین برای اثبات این ادعا به نقل دیگری از این روایت که باز هم بخاری آن را نقل کرده است استناد می‌کنند:

▫️حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ، حَدَّثَنَا هِشَامٌ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُرْوَةَ، عَنْ عَائِشَةَ: أَنَّ فَاطِمَةَ وَالعَبَّاسَ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ، أَتَيَا أَبَا بَكْرٍ يَلْتَمِسَانِ مِيرَاثَهُمَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَهُمَا حِينَئِذٍ يَطْلُبَانِ أَرْضَيْهِمَا مِنْ فَدَكَ، وَسَهْمَهُمَا مِنْ خَيْبَرَ،
6726 - فَقَالَ لَهُمَا أَبُو بَكْرٍ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «لاَ نُورَثُ، مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ، إِنَّمَا يَأْكُلُ آلُ مُحَمَّدٍ مِنْ هَذَا المَالِ» قَالَ أَبُو بَكْرٍ: وَاللَّهِ لاَ أَدَعُ أَمْرًا رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَصْنَعُهُ فِيهِ إِلَّا صَنَعْتُهُ، 👈 قَالَ 👉 : فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى مَاتَتْ

📚 صحيح البخاری جلد 8 صفحه 149

☑️ مخالفین به وجود لفظ «قَالَ» در این موضع استناد کرده و می‌گویند: چون روایت از عایشه نقل شده و راویِ مستقیمِ روایت از عایشه، عروة است، این «قال» نمی‌تواند به عایشه بازگردد؛ بنابراین باید کلام یکی از راویانِ پیش از عروة باشد.
از آنجا که در این سند، زهری راویِ پیش از عروة است و روایت نیز از طریق زهری نقل شده، مخالفین نتیجه می‌گیرند که جمله: «فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ، فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى مَاتَتْ» از کلام زهری است و او این جمله را برای توضیح و تکمیل مضمون روایت به متن حدیث افزوده است؛ بنابراین، این بخش را «ادراج زهری» دانسته و در نتیجه، نسبتِ خشم حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها و ترک سخن گفتن ایشان با ابوبکر را از روایت عایشه ساقط می‌دانند.

✍ بررسی و نقد این ادعا در پست‌های آینده ان‌شاءالله

🆔 @javaheralklam
👍9👎1
⚜عدالت صحابه: آموزه‌ای معقول یا غلو‌آمیز؟


• نظریه عدالت صحابه، در صورت تعمیم به همه مصاحبان پیامبر صلی الله علیه و آله بیش از آنکه آموزه‌ای برگرفته از نص صریح باشد، برساخته‌ای غالیانه است. قرآن کریم مدح صحابه را به اوصافی چون ایمان و استقامت مقید می‌کند و از منافقان در میان آنها و توبیخ برخی از ایشان خبر می‌دهد.

• در سنت حدیثی نیز هیچ دلیل متواتر و صریحی که عدالت فردی همه صحابه را اثبات کند در دست نیست. افزون بر این اثبات عدالت صحابه از روایات ایشان و سپس تصحیح روایات به‌ واسطه عدالت آنان، به (دور منطقی) می‌انجامد.

عقل نیز عدالت را وصفی اکتسابی و تحصیلی بالملکة می‌داند، نه اثر ذاتی مصاحبت پیغمبر خدا.


• تاریخ صدر اسلام از اختلافات و اجتهادات متعارض صحابه و خطاهای منهجی، عملی و اعتقادی ایشان تهی نیست. در مجموع این نظریه از حیث نقل فاقد دلیل قاطع و عام، و از حیث عقل تعمیمی بی‌مبنا و در ساختار خود غلوآمیز است.

❖ در کتاب مرحوم رضوی، طعن‌هایی که برخی صحابه بر یکدیگر وارد کردند را بخوان


»Tashiholetiqad
❤5👎2👍1👏1
⁉️ اشکال مخالفین به شیعه: چگونه نص بر امامت ائمه‌ی دوازده‌گانه از پیامبر متواتر است اما برخی از اصحاب و فرزندان ائمه از این نص آگاه نبودند؟!

✔️ پاسخ: همان گونه که بر اساس مکتب شما ممکن است:

❗️به شکل متواتر از مولا امیرالمومنین علی علیه‌السلام نقل شده باشد که بعد از پیامبر اسلام صلی‌الله علیه وآله ابوبکر و عمر از همه افضل هستند اما با این وجود فرزند ایشان امام حسن علیه‌السلام از این کلام پدر بزرگوار خویش مطلع نباشد!

❗️بر اساس مکتب شما ممکن است به صورت متواتر از رسول خدا صلی‌الله علیه‌آله نقل شده باشد که ایشان پس از خود ارثی بر جای نمیگذارند اما دختر ایشان حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیه‌ها، پسر عمو و داماد ایشان مولا امیرالمومنین علی علیه‌السلام، همسران ایشان [ طبیعتا جز عایشه! ] و جناب عباس عموی ایشان از این نص متواتر بی اطلاع باشند!

❗️بر اسای مکتب شما ممکن است صحابه چند دهه از منع ازدواج موقت توسط پیامبر بی اطلاع باشند!

✅ وقتی بر اساس مکتب شما موارد بالا ممکن است و هیچ جای اشکالی ندارد چرا همین اشکال را بر شیعه وارد میدانید ؟!!

‼️باؤك تجر، و بائي لا تجر

✅ پاسخ شبهه‌ی مخالفین به صورت حلی

🆔 @javaheralklam
👌11👍2👎2❤1
#فوائد_رجالیه 6⃣3⃣

⁉️ آیا روایت زیر دلالت بر ذم جناب یونس بن عبدالرحمن دارد؟

▫️ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَی أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أُصَلِّي خَلْفَ مَنْ يَقُولُ بِالْجِسْمِ وَ مَنْ يَقُولُ بِقَوْلِ يُونُسَ يَعْنِي ابْنَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ فَكَتَبَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لاَ تُصَلُّوا خَلْفَهُمْ وَ لاَ تُعْطُوهُمْ مِنَ الزَّكَاةِ وَ ابْرَءُوا مِنْهُمْ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُمْ.
📚 الأمالي (للصدوق) جلد اول صفحه‌ی ۲۷۷

▪️ علی بن مهزیار می‌گوید: به امام جواد علیه‌السلام نامه نوشتم و عرض کردم: فدایت شوم! آیا پشت سر کسی که قائل به جسم بودن خداوند است، و نیز کسی که قائل به قول یونس ـ یعنی یونس بن عبدالرحمن ـ است، نماز بخوانم؟ حضرت علیه‌السلام در پاسخ نوشت: پشت سر آنان نماز نخوانید، چیزی از زکات به آنان ندهید و از آنان بیزاری بجویید؛ خداوند نیز از آنان بیزار است.

✅ در روایت فوق، احتمال قابل توجهی وجود دارد که عبارت «يعني ابن عبد الرحمن» از متن اصلی نامه نبوده و توسط یکی از راویان، به‌عنوان توضیح افزوده شده باشد؛ زیرا ساختار تعبیر «يعني ابن عبد الرحمن» می‌تواند زمینه‌ساز احتمال ادراج و توضیح راوی باشد؛ چراکه «يعني» در اینجا ظاهر در آن است که یکی از راویان در مقام توضیح و تعیین مراد از نام مذکور است، نه اینکه این عبارت لزوماً جزء متن اصلی کلام باشد.

✔️ بنابراین، این احتمال وجود دارد که یکی از راویان، برای رفع ابهام، عبارت «يعني ابن عبد الرحمن» را از روی اجتهاد خود به نقل افزوده باشد.

👈 صاحب تعلیقه بر «منهاج المقال» نیز همین احتمال را در شرح روایت مطرح کرده است:

▫️ أو يكون قوله يعني ابن عبد الرحمن من بعض الرواة اجتهادا وكان خطأ
📚 تعلقه علی منهاج المقال صفحه‌ی ۶۸۲

✅ بنابراین روایت فوق در خصوص تعیین هویت [ یونس ] مجمل است و نمیتوان به روایتی که از این جهت مجمل است استناد کرد.

🆔 @javaheralklam
👍9👎2👏1
⁉️ آیا جناب ابان بن عثمان ناووسی است ؟

✅ پاسخ سوال فوق را در مباحث قبلی توضیح دادیم:

🆔
https://t.me/javaheralklam/1215
🆔
https://t.me/javaheralklam/1219

🆔
@javaheralklam
👍7👌1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
⁉️ آیا یحیی بن قاسم اسدی واقفی بوده است؟
🔹 در مطلب فوق توضیح دادیم که ابوبصیر اسدی قطعا نمیتواند واقفی باشد زیرا رحلت ایشان قبل از پیدایش فرقه‌ی واقفیه میباشد. [ فرقه‌ی واقفیه بعد از شهادت امام کاظم علیه‌السلام پدید آمد. ]

🔸 جهت رد این استدلال برخی با استناد به نقل زیر در پی اثبات این مطلب هستند که ابوبصیر زمان شهادت امام کاظم علیه‌السلام را درک کرده است:

▫️سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ جَمِيعاً عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَخِيهِ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ اِبْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُبِضَ مُوسَی‌ بْنُ جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ وَ هُوَ اِبْنُ أَرْبَعٍ وَ خَمْسِينَ سَنَةً فِي عَامِ ثَلاَثٍ وَ ثَمَانِينَ وَ مِائَةٍ وَ عَاشَ بَعْدَ جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ خَمْساً وَ ثَلاَثِينَ سَنَةً
📚 الکافي جلد اول صفحه‌ی ۴۸۶

👈 وجه استدلال به نقل فوق این است که در نقل فوق ابوبصیر تاریخ شهادت امام کاظم علیه‌السلام را نقل میکند بنابراین قاعدتا باید زمان شهادت را درک کرده باشد.

✅ لکن نقل فوق قطعا صحیح نیست زیرا:

1⃣ همان گونه که توضیح دادیم وفات ابوبصیر در سال ۱۵۰ میباشد:

▫️ومات أبو بصير سنة خمسين ومائة
📚 رجال نجاشی صفحه‌ی ۴۴۱

✔️ بنابراین ایشان نمیتواند ناقل شهادت امام کاظم علیه‌السلام باشد.

2⃣ ابن مسکان که از ابو بصیر این مطلب را نقل میکند خود در زمان حیات امام کاظم علیه‌السلام رحلت میکند:

▫️مات في أيام أبي الحسن [عليه السلام] قبل الحادثة
📚 رجال نجاشی صفحه‌ی ۲۱۵

⁉️ با این وجود چگونه میتوان پذیرفت که ایشان تاریخ شهادت امام کاظم علیه‌السلام را نقل میکند؟

✅ به همین دلیل قسمت اخیر سند [ عَنِ اِبْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ ] صحیح نیست:

▫️ الظاهر زيادة «ابن مسكان» و «أبي بصير» في السند، أمّا الأوّل:فلما عرفت من قول النجاشي،و أمّا الثاني:فلأنّ الشيخ في الرجال و النجاشي صرّحا بموته في سنة 150
📚 قاموس الرجال جلد 6 صفحه 610

▫️و هذه الرواية فيها تحريف لا محالة، و قد مر في ترجمة عبد الله بن مسكان: أنه أيضا لم يبق إلى زمان الرضا(ع)، و مع ذلك فالرواية في نفسها ضعيفة، فإن محمد بن سنان في نفسه لم يوثق
📚 معجم رجال الحديث جلد 21 صفحه 89

✅ بنابراین نقل فوق نمیتواند مستندی برای این باشد که ابوبصیر زمان پیدایش واقفیه را درک کرده است.

🆔 @javaheralklam
👍7👎1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
همان گونه که توضیح دادیم وفات ابوبصیر در سال ۱۵۰ میباشد:

▫️ومات أبو بصير سنة خمسين ومائة
📚 رجال نجاشی صفحه‌ی ۴۴۱

✔️ بنابراین ایشان نمیتواند ناقل شهادت امام کاظم علیه‌السلام باشد.
🔹 علاوه بر جناب نجاشی، شیخ طوسی نیز سال وفات ابوبصیر را سال ۱۵۰ ذکر میکند:

▫️يحيي بن القاسم، أبو محمد، يعرف بأبي بصير الأسدي، مولاهم كوفي، تابعي، مات سنة خمسين و مائة بعد أبي عبد الله
📚 رجال شیخ طوسی صفحه‌ی ۳۲۰

✅ بنابراین با وجود تصریح نجاشی و شیخ طوسی بر سال وفات ابوبصیر نقلی که در کافی موجود میباشد قطعا نمیتواند صلاحیت معارضه با این اقوال را داشته باشد.

👈 خصوصا آنکه طریق این نقل کافی، محمد بن سنان میباشد که روایات ایشان از طریق وجاده است که این طریق روایت کردن جدا محل تامل است:

▫️ذَكَرَ حَمْدَوَيْهِ بْنُ نُصَيْرٍ: أَنَّ أَيُّوبَ بْنَ نُوحٍ دَفَعَ إِلَيْهِ دَفْتَراً فِيهِ أَحَادِيثُ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ فَقَالَ لَنَا: إِنْ شِئْتُمْ أَنْ تَكْتُبُوا ذَلِكَ فَافْعَلُوا! فَإِنِّي كَتَبْتُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ وَ لَكِنْ لاَ أَرْوِي لَكُمْ أَنَا عَنْهُ شَيْئاً فَإِنَّهُ قَالَ قَبْلَ مَوْتِهِ كُلَّمَا حَدَّثْتُكُمْ بِهِ لَمْ يَكُنْ لِي سَمَاعٌ وَ لاَ رِوَايَةٌ إِنَّمَا وَجَدْتَهُ
📚 اختیار معرفة الرجال جلد اول صفحه‌ی ۵۰۶

🆔 @javaheralklam
👍6👎1🎉1👌1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
🔹 علاوه بر جناب نجاشی، شیخ طوسی نیز سال وفات ابوبصیر را سال ۱۵۰ ذکر میکند: ▫️يحيي بن القاسم، أبو محمد، يعرف بأبي بصير الأسدي، مولاهم كوفي، تابعي، مات سنة خمسين و مائة بعد أبي عبد الله 📚 رجال شیخ طوسی صفحه‌ی ۳۲۰ ✅ بنابراین با وجود تصریح نجاشی و شیخ طوسی بر…
#درر_من_آثار_الاعلام 4⃣

🔹 استاد محقق آیت‌الله سید احمد مددی:

▫️محمد بن سنان دروغگو به معنای مصطلح نیست، بلکه دروغگو به معنای ضعف مبانی حدیثی است. باید بین دروغ خبری و مخبری تمییز قائل شد. بله ایشان از خط غلو است و خط غلو دقت‌های کافی حدیثی را به کار نمی‌برده‌اند. میراث خط غلو مردود نیست، بلکه تنقیح می‌خواهد. احمد اشعری و شیخ صدوق به شدت مخالف خط غلو هستند ولی با این حال این روایت را نقل کرده‌اند. خط غلو خیلی کم می‌شود که روایتش 90 درصد درست شود؛ روایاتشان هم به لحاظ سندی مشکل دارد هم به لحاظ متنی. آن‌ها مثلاً یک کتابی را در بازار پیدا می‌کردند و از آن نقل می‌کردند.
📚 درس خارج فقه؛ 90/1/20

🆔 @javaheralklam
👍4❤1
#درر_من_آثار_الاعلام 5⃣

🔹 نکته‌ای قابل توجه از استاد محقق و فرزانه جناب اقای سید غیث شبر در خصوص سه روایتی که در مذمت جناب برید بن معاویه نقل شده است:

▫️ در سند هر سه روایت، جبرئیل بن احمد حضور دارد؛ شخصی که در نقل روایات مربوط تضعیف بزرگان اصحاب ائمه، تخصص دارد!
با برسی روایاتی که در تضعیف اصحاب ائمه نقل شده است روشن میشود که بسیاری از این روایات از طریق شخص نقل شده است!
با آنکه هیچ توثیقی درباره او وارد نشده و درباره‌اش چیزی نگفته‌اند، جز اینکه او از کسانی بوده که از علمای عراق بسیار روایت نقل می‌کرده است.
به‌طور کلی، به دلیل محتوای روایات این شخص، شخصیتش نزد من محل تردید و بدگمانی است. در نهایت، حتی اگر ضعف او اثبات نشده باشد، نمی‌توان به اثبات وثاقت او حکم کرد.
بااین‌حال، سیره‌ی نامطلوب او از جهت روایی، نقل روایت‌هایی که با روایات صحیح مخالفت دارند، و تخصص عجیب او در نقل روایات نکوهش بزرگان و شخصیت‌های برجسته، قرینه‌ای کافی بر ضعف اوست.
👈 بنابراین، سه روایت اخیر را باید بعید و غیرقابل‌پذیرش دانست و برید عجلی همچنان جایگاه والای خود را حفظ می‌کند.
📚 الوافی فی تحقیق اسناد الکافی جلد دوم صفحه‌ی ۳۹۶
👍7
⁉️ چرا جناب عبدالله بن مغیره که از جمله فقها و اجلای اصحاب ائمه علیهم‌السلام میباشد از نصوص امامت بی‌اطلاع بود؟!

✅ جدا از برسی صحت و سقم ادعای فوق پاسخ این شبهه را بارها بیان کردیم:

🆔
https://t.me/javaheralklam/1173

🆔
https://t.me/javaheralklam/2290

🆔
https://t.me/javaheralklam/2614

🆔
@javaheralklam
👍4