🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
🔹 متن فوق متعلق به یکی از کانالهای شیعیان میباشد؛ این کانال ظاهرا در مقام نقد اخباریان که همهی احادیث کتب اربعه را معتبر میدانند به دو روایت با مضمونی که در تصویر مشاهده میکند استناد کردهاند که به اخباریان بگویند نظر شما مبنی بر اعتبار تمام روایات کتب اربعه…
برای تصحیح روایت نخست گفته شده است که این روایت با سند دیگری در کتاب من لایحضره الفقیه نقل شده است.
🔹اعتبار و و عدم اعتبار سندی که شیخ صدوق نقل میکند علی المبناء است توضیح اینکه:
1⃣ باید جعفر بن محمد بن مسرور که شیخ صدوق بدون واسطه از او نقل حدیث میکند را ثقه بدانیم؛ وثقات این راوی از دو طریق قابل احراز است:
👈 کثرت ترضی شیخ صدوق بر ایشان [ مبنای شیخ آصف محسنی ]
👈 ایشان همان جعفر بن محمد بن قولویه است [ مبنای آیتالله شبیری زنجانی ]
2⃣ ابی احمد محمد بن زیاد الازدی همان جناب ابن ابیعمیر باشد چرا که اختلاف نسخ باعث شده است برخی از رجالیون در خصوص این راوی احتمالات دیگری مطرح کنند؛ مرحوم سید خویی این راوی را همان ابنابی عمیر میداند در حالی که محقق اردبیلی او را محمد بن زیاد اشجعی میداند.
3⃣ تمام کسانی که ابنابی عمیر از آنها نقل روایت میکند ثقه باشند حتی کسانی که ابنابی عمیر صرفا یک بار از آنها نقل حدیث کرده باشد.
بنابراین اعتبار و عدم اعتبار این سند علی المبنا میشود؛ کسی که هر سه مقدمهی فوق را بپذیرد سند را تصحیح میکند لکن بنده چون در مقدمهی دوم و سوم بحث دارم پس سند شیخ صدوق را نیز ضعیف میدانم.
🔹اعتبار و و عدم اعتبار سندی که شیخ صدوق نقل میکند علی المبناء است توضیح اینکه:
1⃣ باید جعفر بن محمد بن مسرور که شیخ صدوق بدون واسطه از او نقل حدیث میکند را ثقه بدانیم؛ وثقات این راوی از دو طریق قابل احراز است:
👈 کثرت ترضی شیخ صدوق بر ایشان [ مبنای شیخ آصف محسنی ]
👈 ایشان همان جعفر بن محمد بن قولویه است [ مبنای آیتالله شبیری زنجانی ]
2⃣ ابی احمد محمد بن زیاد الازدی همان جناب ابن ابیعمیر باشد چرا که اختلاف نسخ باعث شده است برخی از رجالیون در خصوص این راوی احتمالات دیگری مطرح کنند؛ مرحوم سید خویی این راوی را همان ابنابی عمیر میداند در حالی که محقق اردبیلی او را محمد بن زیاد اشجعی میداند.
3⃣ تمام کسانی که ابنابی عمیر از آنها نقل روایت میکند ثقه باشند حتی کسانی که ابنابی عمیر صرفا یک بار از آنها نقل حدیث کرده باشد.
بنابراین اعتبار و عدم اعتبار این سند علی المبنا میشود؛ کسی که هر سه مقدمهی فوق را بپذیرد سند را تصحیح میکند لکن بنده چون در مقدمهی دوم و سوم بحث دارم پس سند شیخ صدوق را نیز ضعیف میدانم.
👍8👏2❤1
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
بنابراین اعتبار و عدم اعتبار این سند علی المبنا میشود؛ کسی که هر سه مقدمهی فوق را بپذیرد سند را تصحیح میکند لکن بنده چون در مقدمهی دوم و سوم بحث دارم پس سند شیخ صدوق را نیز ضعیف میدانم.
✅ با توجه به توضیحات بیان شده واضح شد که سند شیخ کلینی ضعف شدید دارد و سند شیخ صدوق نیز طبق مبنای مختار ضعیف است.
❗️لکن این روایت اشکال مهتر دیگری نیز دارد و آن اینکه راوی اصلی روایت کل روایت مورد بحث را از پیرمردی که در حمام عمومی دیده بود نقل کرده است!!
🔹 وهابیت برای حل این اشکال کلام علامه مجلسی اول را نقل کردند:
▫️حق است با آن كه راوى آن مرد پير حمامى را نمى شناخت كه صادقست يا كاذبست چنانكه از حديث ظاهر مى شود دور نيست كه در آخر دانسته باشد كه راست گوست يا كتاب او را بر يكى از حضرات عرض نموده باشند و حضرت تصحيح فرموده باشند.
لهذا اين حديث را ابن ابى عمير روايت كرده است و تا بر او ظاهر نشده باشد حقيّت حديث او نقل نمى كند و اللّه تعالى يعلم
📚 لوامع صاحبقرانی جلد دوم صفحهی ۳۸
✅ علامه مجلسی اول در کلام فوق صرفا چند احتمال را ذکر میکند اما دلیلی برای این احتمالات بیان نمیکند؛ بنابراین این کلام ایشان قابل قبول نیست.
🆔 @javaheralklam
❗️لکن این روایت اشکال مهتر دیگری نیز دارد و آن اینکه راوی اصلی روایت کل روایت مورد بحث را از پیرمردی که در حمام عمومی دیده بود نقل کرده است!!
🔹 وهابیت برای حل این اشکال کلام علامه مجلسی اول را نقل کردند:
▫️حق است با آن كه راوى آن مرد پير حمامى را نمى شناخت كه صادقست يا كاذبست چنانكه از حديث ظاهر مى شود دور نيست كه در آخر دانسته باشد كه راست گوست يا كتاب او را بر يكى از حضرات عرض نموده باشند و حضرت تصحيح فرموده باشند.
لهذا اين حديث را ابن ابى عمير روايت كرده است و تا بر او ظاهر نشده باشد حقيّت حديث او نقل نمى كند و اللّه تعالى يعلم
📚 لوامع صاحبقرانی جلد دوم صفحهی ۳۸
✅ علامه مجلسی اول در کلام فوق صرفا چند احتمال را ذکر میکند اما دلیلی برای این احتمالات بیان نمیکند؛ بنابراین این کلام ایشان قابل قبول نیست.
🆔 @javaheralklam
👍7❤3👏1🎉1
Forwarded from شاب امرد ؛ خدای اهل سنت
[دیده شدن خداوند متعال در دیدگاه اهل سنت و امامیه] ❶ #رؤیت
◆ اهلسنت و جماعت:
در صحیح بخاری بابی با عنوان «وجوه يومئذ ناضرة * إلى ربها ناظرة» درباره رؤیت خداوند در قیامت آمده است. در چند روایت از جریر نقل شده که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «شما پروردگارتان را همانگونه که ماه شب بدر را میبینید، خواهید دید» و در ادامه، عبارت «لا تضامون في رؤيته» آمده که بر آسان و بدون مانع بودن این رؤیت دلالت دارد.
📗 صحیح بخاری، کتاب التوحید، ص۱۸۳۴.
◆ شیعیان امامیه:
در اصول کافی بابی با عنوان «باب في إبطال الرؤية» در ردّ مطلق رؤیت خداوند، چه در دنیا و چه در آخرت، آمده است؛ زیرا امامیه خداوند را جسم نمیدانند و رؤیت او را محال میشمارند. در روایتی از امام رضا علیهالسلام، هنگامی که ابوقرّه درباره روایات رؤیت خداوند سؤال میکند، حضرت میفرمایند: هرگاه روایتی مخالف قرآن باشد، آن را تکذیب میکنم.
📗 اصول کافی، کتاب التوحید، ص۵۶.
حکم حدیث: صحیح.
📗مرآة العقول ٣٣٠/١ .
شما با معیار عقلتان کدام را میپذیرید⁉️
https://t.me/wahhabi_God
◆ اهلسنت و جماعت:
در صحیح بخاری بابی با عنوان «وجوه يومئذ ناضرة * إلى ربها ناظرة» درباره رؤیت خداوند در قیامت آمده است. در چند روایت از جریر نقل شده که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «شما پروردگارتان را همانگونه که ماه شب بدر را میبینید، خواهید دید» و در ادامه، عبارت «لا تضامون في رؤيته» آمده که بر آسان و بدون مانع بودن این رؤیت دلالت دارد.
📗 صحیح بخاری، کتاب التوحید، ص۱۸۳۴.
◆ شیعیان امامیه:
در اصول کافی بابی با عنوان «باب في إبطال الرؤية» در ردّ مطلق رؤیت خداوند، چه در دنیا و چه در آخرت، آمده است؛ زیرا امامیه خداوند را جسم نمیدانند و رؤیت او را محال میشمارند. در روایتی از امام رضا علیهالسلام، هنگامی که ابوقرّه درباره روایات رؤیت خداوند سؤال میکند، حضرت میفرمایند: هرگاه روایتی مخالف قرآن باشد، آن را تکذیب میکنم.
📗 اصول کافی، کتاب التوحید، ص۵۶.
حکم حدیث: صحیح.
📗مرآة العقول ٣٣٠/١ .
شما با معیار عقلتان کدام را میپذیرید⁉️
https://t.me/wahhabi_God
❤5👍2👏1
🔹 همان طور که در جریان هستید پس از آنکه #عجز وهابیت در اثبات وجود خداوند متعال بر همگان آشکار شد؛ خود این جماعت هم متوجه شدند در این زمینه چیزی برای ارائه دادن ندارند!
بنابراین دست به دامان دوستان اشعری خود شدند!
❗️در صورتی که ابن تیمیه اشعریه را مخانیث معتزله مینامد!
❗️و محققی دیگر از سلفیت براهین کلامی اشعریه را دارای فساد بی شمار میداند!
❗️و در نهایت جریان وهابیت تیر آخر را به اشعریه میزند و آنها را همانند مشرکان قریش میدانند!
✔️ لکن ما تصمیم گرفتیم که در چند پست کنفرانس دوستان اشعری و #آخرین امید وهابیت را نیز نقد کنیم!!
نقد این کنفرانس صرفا به این جهت است که عجز و بیچارگی وهابیت بر همه آشکارتر شود.
🆔 @javaheralklam
بنابراین دست به دامان دوستان اشعری خود شدند!
❗️در صورتی که ابن تیمیه اشعریه را مخانیث معتزله مینامد!
❗️و محققی دیگر از سلفیت براهین کلامی اشعریه را دارای فساد بی شمار میداند!
❗️و در نهایت جریان وهابیت تیر آخر را به اشعریه میزند و آنها را همانند مشرکان قریش میدانند!
✔️ لکن ما تصمیم گرفتیم که در چند پست کنفرانس دوستان اشعری و #آخرین امید وهابیت را نیز نقد کنیم!!
نقد این کنفرانس صرفا به این جهت است که عجز و بیچارگی وهابیت بر همه آشکارتر شود.
🆔 @javaheralklam
Telegram
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
❗️وهابیت پس از آنکه در اثبات وجود خداوند عجز خود را بر همگان آشکار کردند و حتی یک استدلال منطقی و عقلی نیز ارائه ندادند اکنون دست به دامان ماتریدیه و اشعریها شدند !
▫️البته ما اناشاءالله این کنفرانس را نیز نقد و برسی خواهیم کرد؛ لکن نکتهی اصلی این است…
▫️البته ما اناشاءالله این کنفرانس را نیز نقد و برسی خواهیم کرد؛ لکن نکتهی اصلی این است…
🔥4👍3👎2👏1🤩1
1⃣ نقد برهان فطرت با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
🔹 طبق تقریر فوق از برهان فطرت؛ گرایشی که نسبت به خداوند متعال در انسان به وجود میآید معلول توجه و التفات به نظم وابستگی و عظمت جهان است.
تقریر فوق از برهان فطرت میخواهد بگوید که در واقع انسان از طریق توجه به مخلوق به خالق پی میبرد به تعبیر دیگر گرایش نسبت به خالق از طریق تامل در مخلوقات درون انسان ایجاد میشود.
▫️برای آنکه کلام فوق به درستی منعقد شود ابتدا باید مخلوقیت جهان ثابت شود که سپس از طریق توجه به این مخلوقات به خالق پی ببریم، در صورتی که در تقریر فوق مخلوقیت عالم پیشفرض گرفته شده است و دلیلی برای اثبات آن بیان نشده است.
✅ بنابراین این گرایش به خدا وقتی اعتبار پیدا میکند که منشأ آن یعنی مخلوقیت اشیاء عظیم و منظم ثابت شود. در صورتی که اثبات منشاء این گرایش در تقریر فوق #مفقود است.
🆔 @javaheralklam
🔹 طبق تقریر فوق از برهان فطرت؛ گرایشی که نسبت به خداوند متعال در انسان به وجود میآید معلول توجه و التفات به نظم وابستگی و عظمت جهان است.
تقریر فوق از برهان فطرت میخواهد بگوید که در واقع انسان از طریق توجه به مخلوق به خالق پی میبرد به تعبیر دیگر گرایش نسبت به خالق از طریق تامل در مخلوقات درون انسان ایجاد میشود.
▫️برای آنکه کلام فوق به درستی منعقد شود ابتدا باید مخلوقیت جهان ثابت شود که سپس از طریق توجه به این مخلوقات به خالق پی ببریم، در صورتی که در تقریر فوق مخلوقیت عالم پیشفرض گرفته شده است و دلیلی برای اثبات آن بیان نشده است.
✅ بنابراین این گرایش به خدا وقتی اعتبار پیدا میکند که منشأ آن یعنی مخلوقیت اشیاء عظیم و منظم ثابت شود. در صورتی که اثبات منشاء این گرایش در تقریر فوق #مفقود است.
🆔 @javaheralklam
👍7👎4👏1🎉1
2⃣ نقد برهان حدوث با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
مهمترین مطلب در تقریر برهان حدوث بین خداباوران و خداناباوران نفی قدم عالم است.
👈 در تقریر فوق برای نفی قدم عالم صرفا بیان شده است که متغیر نمیتواند قدیم باشد اما دلیلی جهت اثبات ملازمه بین تغییر و نفی قدم بیان نشده است.
🔹 به بیانی دیگر مستدل، بیانی نیاورده تا ثابت کند قدیم نمیتواند تغییر کند! اصل اختلاف بین اهل ادیان و زنادقه در همین نکته است و مرحله اول در بحث با خداناباوران همین است چرا که ما میگوییم اجسام و حالاتشان همگی حادث هستند، اما عموم خداناباوران میگویند که اجسام همگی قدیم هستند و فقط حالات متعددی که بر آنها عارض میشود حادث است.
بنابراین مهمترین حلقهی مفقوده در تقریر فوق از برهان حدوث این است که ایشان میبایست ملازمه بین تغییر جسم و حدوث آن را ثابت کند اما چنین نکرده است!
همچنین مستدل، دلیلی برای ابطال تسلسل نیز بیان نکرده است و صرفا بطلان آن را پیش فرض گرفته در حالی که عموم زنادقه قائل به عدم استحاله تسلسل هستند؛ مگر آنکه بخواهد همانند مولوی امیرخالد برای ابطال تسلسل به اجماع فلاسفه استناد کند ❗️
‼️ استناد به اجماع آن هم در بحث عقلی... !
مهمترین مطلب در تقریر برهان حدوث بین خداباوران و خداناباوران نفی قدم عالم است.
👈 در تقریر فوق برای نفی قدم عالم صرفا بیان شده است که متغیر نمیتواند قدیم باشد اما دلیلی جهت اثبات ملازمه بین تغییر و نفی قدم بیان نشده است.
🔹 به بیانی دیگر مستدل، بیانی نیاورده تا ثابت کند قدیم نمیتواند تغییر کند! اصل اختلاف بین اهل ادیان و زنادقه در همین نکته است و مرحله اول در بحث با خداناباوران همین است چرا که ما میگوییم اجسام و حالاتشان همگی حادث هستند، اما عموم خداناباوران میگویند که اجسام همگی قدیم هستند و فقط حالات متعددی که بر آنها عارض میشود حادث است.
بنابراین مهمترین حلقهی مفقوده در تقریر فوق از برهان حدوث این است که ایشان میبایست ملازمه بین تغییر جسم و حدوث آن را ثابت کند اما چنین نکرده است!
همچنین مستدل، دلیلی برای ابطال تسلسل نیز بیان نکرده است و صرفا بطلان آن را پیش فرض گرفته در حالی که عموم زنادقه قائل به عدم استحاله تسلسل هستند؛ مگر آنکه بخواهد همانند مولوی امیرخالد برای ابطال تسلسل به اجماع فلاسفه استناد کند ❗️
‼️ استناد به اجماع آن هم در بحث عقلی... !
👍10👎6👏3🤩1
3⃣ نقد برهان علیت با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
🔹 این استدلال همان مشکلات استدلال قبلی را دارد :
▫️معلول بودن عالم را اثبات نکرده است!
▫️ برهانی برای ابطال تسلسل بیان نکرده است!
👈 اشکال دیگری نیز در بیان فوق وجود دارد:
▪️ از تغییر اجسام، امکان و حدوث آنها نتیجه گرفته شده ولی چنین ملازمه ای به شکل مستدل ثابت نشده است.
🆔 @javaheralklam
🔹 این استدلال همان مشکلات استدلال قبلی را دارد :
▫️معلول بودن عالم را اثبات نکرده است!
▫️ برهانی برای ابطال تسلسل بیان نکرده است!
👈 اشکال دیگری نیز در بیان فوق وجود دارد:
▪️ از تغییر اجسام، امکان و حدوث آنها نتیجه گرفته شده ولی چنین ملازمه ای به شکل مستدل ثابت نشده است.
🆔 @javaheralklam
👍10👎4🎉2👏1
4⃣ نقد برهان نظم با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
🔹 نقد این برهان در مباحث قبل تبیین شده است:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2522
🆔 https://t.me/javaheralklam/2523
🆔 @javaheralklam
🔹 نقد این برهان در مباحث قبل تبیین شده است:
با تقریر فوق نهایتا ثابت کردید که نظم و اتقان و استحکام اشیاء علت دارد ولی ثابت نکردید که #اصل_موجودیت آنها هم علت دارد!👈 ادامه مطلب فوق را به شکل کامل در لینکهای زیر مطالعه کنید:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2522
🆔 https://t.me/javaheralklam/2523
🆔 @javaheralklam
👍8👎5👏1
5⃣ نقد برهان حرکت با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
▫️مستدل هیچ استدلالی برای ابطال تسلسل اقامه نکرده است.
6⃣ نقد برهان تخصیص با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
▫️شخص مستدل دلیلی اقامه نکرده است که ثابت کند دو طرف وجود و عدم برای ما سوی الله امکان دارد لذا نوبت به مراحل بعدی استدلال نمیرسد!
🆔 @javaheralklam
▫️مستدل هیچ استدلالی برای ابطال تسلسل اقامه نکرده است.
6⃣ نقد برهان تخصیص با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
▫️شخص مستدل دلیلی اقامه نکرده است که ثابت کند دو طرف وجود و عدم برای ما سوی الله امکان دارد لذا نوبت به مراحل بعدی استدلال نمیرسد!
🆔 @javaheralklam
👍9👎5👏1
7⃣ نقد برهان معجزه با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
▫️اگر چه تقریر فوق از برهان معجزه جهت اثبات وجود خداوند، لسان اثبات نبوت است تا اثبات خداوند متعال اما با صرف نظر از این نکته توضیحاتی در این خصوص بیان میکنیم.
✍ ادامه در پست قبل
🆔 @javaheralklam
▫️اگر چه تقریر فوق از برهان معجزه جهت اثبات وجود خداوند، لسان اثبات نبوت است تا اثبات خداوند متعال اما با صرف نظر از این نکته توضیحاتی در این خصوص بیان میکنیم.
✍ ادامه در پست قبل
🆔 @javaheralklam
👍7👎4👌1
🔹 معجزه صدق مدعی نبوت [و امامت] را اثبات میکند؛ زیرا اگر شخصی مدعی نبوت [یا امامت] باشد و امر خارقالعادهای را که دیگران از آوردن مثل آن عاجزند، ارائه کند، در صورتی که در ادعای خود کاذب باشد، تأیید او با چنین امری با حکمت و عدالت خداوند ناسازگار خواهد بود. لکن این استدلال متوقف بر پذیرش وجود خداوند و حکمت و عدالت او در مرتبه پیشین است؛ زیرا بدون اثبات خداوند، نمیتوان از حکمت و عدالت او برای اثبات صدق مدعی استفاده کرد.
👈 بنابراین، معجزه پس از اثبات وجود خداوند، دلیل بر صدق مدعی نبوت [یا امامت] خواهد بود، نه دلیلی مستقل برای اثبات اصل وجود خداوند.
🔹لکن اگر وجود خداوند هنوز برای شخص اثبات نشده باشد و مدعی نبوت [یا امامت] دست به امر خارقالعادهای بزند، میتوان از باب دفع ضرر محتمل به لزوم اعتنا به ادعای او استدلال کرد؛ بدین بیان که اگر او در ادعای خود صادق باشد، پذیرش او موجب دستیابی به مصلحتی مهم خواهد بود و مخالفت با او احتمال تفویت آن مصلحت را در پی دارد؛ اما اگر کاذب باشد [یعنی واقعاً نبی یا امام نباشد]، عدم پذیرش او موجب تفویت مصلحت مهمی نخواهد شد. بنابراین، اگرچه از این طریق میتوان وجوب عقلی یا رجحان اطاعت از صاحب معجزه را اثبات کرد، اما این نتیجه اعم از اثبات وجود خداوند است و بهخودیخود وجود خداوند متعال را اثبات نمیکند.
✅ بله، اگر اثبات شود که موجود متجزی، مانند انسان، ذاتاً توانایی انجام معجزه را ندارد و تحقق چنین امر خارقالعادهای از او ممکن نیست، و نیز اثبات شود که همه موجودات جهان، حتی موجودات فرابشری، متجزیاند و موجود مجردی در عالم وجود ندارد، آنگاه معجزه میتواند علاوه بر اثبات صدق مدعی، بر وجود خداوند نیز دلالت کند؛ زیرا صدور چنین امر خارقالعادهای از موجود متجزی ممکن نیست و در نتیجه، تحقق آن کاشف از وجود مبدأیی غیرمتجزی و قادر است که معجزه به اذن و قدرت او تحقق یافته است.
👈 در حالی که در استدلال ارائهشده توسط اهلسنت [ استدلال فوق ]، هر دو مقدمه مذکور مفقود است؛ بنابراین، بر اساس تقریر آنان، معجزه نمیتواند بهعنوان دلیلی مستقل بر اثبات اصل وجود خداوند مورد استناد قرار گیرد.
🆔 @javaheralklam
👈 بنابراین، معجزه پس از اثبات وجود خداوند، دلیل بر صدق مدعی نبوت [یا امامت] خواهد بود، نه دلیلی مستقل برای اثبات اصل وجود خداوند.
🔹لکن اگر وجود خداوند هنوز برای شخص اثبات نشده باشد و مدعی نبوت [یا امامت] دست به امر خارقالعادهای بزند، میتوان از باب دفع ضرر محتمل به لزوم اعتنا به ادعای او استدلال کرد؛ بدین بیان که اگر او در ادعای خود صادق باشد، پذیرش او موجب دستیابی به مصلحتی مهم خواهد بود و مخالفت با او احتمال تفویت آن مصلحت را در پی دارد؛ اما اگر کاذب باشد [یعنی واقعاً نبی یا امام نباشد]، عدم پذیرش او موجب تفویت مصلحت مهمی نخواهد شد. بنابراین، اگرچه از این طریق میتوان وجوب عقلی یا رجحان اطاعت از صاحب معجزه را اثبات کرد، اما این نتیجه اعم از اثبات وجود خداوند است و بهخودیخود وجود خداوند متعال را اثبات نمیکند.
✅ بله، اگر اثبات شود که موجود متجزی، مانند انسان، ذاتاً توانایی انجام معجزه را ندارد و تحقق چنین امر خارقالعادهای از او ممکن نیست، و نیز اثبات شود که همه موجودات جهان، حتی موجودات فرابشری، متجزیاند و موجود مجردی در عالم وجود ندارد، آنگاه معجزه میتواند علاوه بر اثبات صدق مدعی، بر وجود خداوند نیز دلالت کند؛ زیرا صدور چنین امر خارقالعادهای از موجود متجزی ممکن نیست و در نتیجه، تحقق آن کاشف از وجود مبدأیی غیرمتجزی و قادر است که معجزه به اذن و قدرت او تحقق یافته است.
👈 در حالی که در استدلال ارائهشده توسط اهلسنت [ استدلال فوق ]، هر دو مقدمه مذکور مفقود است؛ بنابراین، بر اساس تقریر آنان، معجزه نمیتواند بهعنوان دلیلی مستقل بر اثبات اصل وجود خداوند مورد استناد قرار گیرد.
🆔 @javaheralklam
👎4👍3👏3❤1
8⃣ نقد برهان تمانع با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
🔹 همان گونه که خود نویسندهی متن فوق نیز اشاره کرده است این برهان برای اثبات وجود خداوند متعال نیست بلکه برای اثبات وحدانیت خداوند متعال است.
👈 لکن اشکال این برهان با تقریر بالا را بیان میکنیم که ثابت شود ایشان علاوه بر اینکه نمیتوانند وجود خداوند متعال را اثبات کنند؛ وحدانیت خداوند را نیز قادر نیستند اثبات کنند!
▫️فرض کنید خدای الف بخواهد چیزی موجود شود اما خدای ب نخواهد آن چیز موجود شود.
⁉️ نتیجه چه خواهد شد؟!
🔹 روشن است که خدای الف آن چیز را ایجاد میکند و آن چیز موجود میشود، اما خدای ب عاجز نمیشود که سقوط او از الوهیت را نتیجه بگیریم زیرا عجز در جایی است که یک کار ممکن باشد ولی یک موجود نتواند آن را انجام دهد در حالی که جلو گیری از اعمال قدرت خدای اول، محال است [زیرا فرض اینست که او قادر مطلق است] و قدرت هم بر محال تعلق نمیگیرد.
🔸 اینکه ایشان گفته اگر خدای ب نتواند جلوی اعمال قدرت خدای الف را بگیرد پس عاجز است، دقیقا مانند سخن یک آتئیست است که میگوید خدا نمیتواند سنگی خلق کند که خودش هم نتواند آن را بلند کند لذا عاجز است.
🆔 @javaheralklam
🔹 همان گونه که خود نویسندهی متن فوق نیز اشاره کرده است این برهان برای اثبات وجود خداوند متعال نیست بلکه برای اثبات وحدانیت خداوند متعال است.
👈 لکن اشکال این برهان با تقریر بالا را بیان میکنیم که ثابت شود ایشان علاوه بر اینکه نمیتوانند وجود خداوند متعال را اثبات کنند؛ وحدانیت خداوند را نیز قادر نیستند اثبات کنند!
▫️فرض کنید خدای الف بخواهد چیزی موجود شود اما خدای ب نخواهد آن چیز موجود شود.
⁉️ نتیجه چه خواهد شد؟!
🔹 روشن است که خدای الف آن چیز را ایجاد میکند و آن چیز موجود میشود، اما خدای ب عاجز نمیشود که سقوط او از الوهیت را نتیجه بگیریم زیرا عجز در جایی است که یک کار ممکن باشد ولی یک موجود نتواند آن را انجام دهد در حالی که جلو گیری از اعمال قدرت خدای اول، محال است [زیرا فرض اینست که او قادر مطلق است] و قدرت هم بر محال تعلق نمیگیرد.
🔸 اینکه ایشان گفته اگر خدای ب نتواند جلوی اعمال قدرت خدای الف را بگیرد پس عاجز است، دقیقا مانند سخن یک آتئیست است که میگوید خدا نمیتواند سنگی خلق کند که خودش هم نتواند آن را بلند کند لذا عاجز است.
🆔 @javaheralklam
👍8👎4👏2
▫️خدمت ایشان عرض میکنیم که اصل تحدی ما این بود که وهابیت نمیتواند خدایی که میپرستد را اثبات کند!
❗️که رفیق وهابی شما در مقام پاسخ گندی عظیم به بار آورد و در نهایت سکوت کرد! که میتوانید کل مطالب را از اینجا مطالعه کنید:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2232
👈 بنابراین اولا تحدی ما نسبت وهابیت بود و نه اهلسنت اشاعره و بنا بر دلایلی مایل نبودیم ادلهی توحیدی آنها را نقد کنیم ثانیا تحدی ما در خصوص اثبات وجود خداوند متعال بود نه بحث تاریخی و خود شما دوست گرامی نیز در مقام بیان همین امر بودید!
🔹 بنابراین وقتی بنده میگوییم وهابیت حتی یک دلیل برای وجود اثبات خداوند ندارد قاعدتا مقصود بنده دلیل صحیح و کامل میباشد و شما که در مقام دفاع از وهابیت خواستید یک دلیل را ارائه کنید میبایست دلیل شما کامل و صحیح باشد.
بنابراین شما در مقام اثبات وجود خداوند بودید و نه صرفا بحث تاریخی ادلهی توحید و ما نیز در مقام نقد ادلهی شما لکن الان شما تغییر موضع دادید و میگوید بنده بحثم تاریخی بود❗️
🆔 @javaheralklam
❗️که رفیق وهابی شما در مقام پاسخ گندی عظیم به بار آورد و در نهایت سکوت کرد! که میتوانید کل مطالب را از اینجا مطالعه کنید:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2232
👈 بنابراین اولا تحدی ما نسبت وهابیت بود و نه اهلسنت اشاعره و بنا بر دلایلی مایل نبودیم ادلهی توحیدی آنها را نقد کنیم ثانیا تحدی ما در خصوص اثبات وجود خداوند متعال بود نه بحث تاریخی و خود شما دوست گرامی نیز در مقام بیان همین امر بودید!
🔹 بنابراین وقتی بنده میگوییم وهابیت حتی یک دلیل برای وجود اثبات خداوند ندارد قاعدتا مقصود بنده دلیل صحیح و کامل میباشد و شما که در مقام دفاع از وهابیت خواستید یک دلیل را ارائه کنید میبایست دلیل شما کامل و صحیح باشد.
بنابراین شما در مقام اثبات وجود خداوند بودید و نه صرفا بحث تاریخی ادلهی توحید و ما نیز در مقام نقد ادلهی شما لکن الان شما تغییر موضع دادید و میگوید بنده بحثم تاریخی بود❗️
🆔 @javaheralklam
👏8👎4🤩1
Forwarded from موسسه سلمان فارسی (محمدی)
ویرایش شده جادوی سیاه.pdf
37 MB
✅کتاب جادوی سیاه
کتابی در رد باورهای مشرکان عصر معاصر (وهابیت)
بالغ بر 400 صفحه ( ویژه محققین)
(اگر این کتاب به دست ملحدان واتئیست ها برسد، تمام وهابیت و همفکران آنان را به راحتی شکست خواهند داد)
در این کتاب به صورت اختصار اصل و اساس دین وهابیت یعنی مشرکان عصر معاصر مطرح و با دقت تمام به چالش کشیده شده است. و یک محقق می تواند با این سر نخ ها ، مباحث تحقیقی خود را تکمیل نماید .
❌قطعا هرکس این کتاب را با دقت بخواند و در آن تامل کند، و به خوبی فرابگیرد، به خوبی می تواند وهابیت را شکست دهد.
به همت جمعی از پژوهشگران موسسه تحقیقاتی سلمان فارسی
رمز فایل:
موسسه تحقیقاتی سلمان فارسی
https://t.me/salman_e_farsi_ir
لینک کانال:
https://t.me/salman_e_farsi
کتابی در رد باورهای مشرکان عصر معاصر (وهابیت)
بالغ بر 400 صفحه ( ویژه محققین)
(اگر این کتاب به دست ملحدان واتئیست ها برسد، تمام وهابیت و همفکران آنان را به راحتی شکست خواهند داد)
در این کتاب به صورت اختصار اصل و اساس دین وهابیت یعنی مشرکان عصر معاصر مطرح و با دقت تمام به چالش کشیده شده است. و یک محقق می تواند با این سر نخ ها ، مباحث تحقیقی خود را تکمیل نماید .
❌قطعا هرکس این کتاب را با دقت بخواند و در آن تامل کند، و به خوبی فرابگیرد، به خوبی می تواند وهابیت را شکست دهد.
به همت جمعی از پژوهشگران موسسه تحقیقاتی سلمان فارسی
رمز فایل:
faghat_heydar_amiralmomeninموسسه تحقیقاتی سلمان فارسی
https://t.me/salman_e_farsi_ir
لینک کانال:
https://t.me/salman_e_farsi
👍5
🔹 پس از آنکه وهابیت از اثبات وجود خداوند متعال عاجز ماندند دوستان اشعری آنها به کمک آنها شتافتند و کنفرانسی در اثبات وجود خداوند برگزار کردند که در ذیل نقد این کنفرانس را میتوانید مطالعه کنید:
1⃣ نقد برهان فطرت با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
2⃣ نقد برهان حدوث با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
3⃣ نقد برهان علیت با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
4⃣ نقد برهان نظم با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
5⃣ و 6⃣ نقد برهان حرکت و برهان تخصیص با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
7⃣ نقد برهان معجزه با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
8⃣ نقد برهان تمانع با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
🆔 @javaheralklam
1⃣ نقد برهان فطرت با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
2⃣ نقد برهان حدوث با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
3⃣ نقد برهان علیت با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
4⃣ نقد برهان نظم با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
5⃣ و 6⃣ نقد برهان حرکت و برهان تخصیص با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
7⃣ نقد برهان معجزه با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
8⃣ نقد برهان تمانع با تقریر ارائه شده توسط اهلسنت
🆔 @javaheralklam
❤10👎6👏1
#فوائد_رجالیه 5⃣3⃣
⁉️ آیا عنوان «ابوبصیر» در اسناد روایات، مشترک میان چند نفر است؟
🔹 در کتب رجال، چهار راوی با کنیه و عنوان «ابوبصیر» معرفی شدهاند؛ لکن باید توجه داشت که صرفِ اشتراک در کنیه، به معنای اشتراک #مؤثر در اسناد روایات نیست؛ بلکه باید بررسی کرد کدام یک از این افراد اساساً در منابع حدیثی صاحب روایت بودهاند.
👈 دو تن از این راویان، صرفاً در شمار اصحاب امام باقر علیهالسلام ذکر شدهاند:
▫️ عبدالله بن محمد اسدی
▪️عبد الله بن محمد الأسدي كوفي، يكني أبا بصير، من أصحاب الباقر ع
📚 معجم رجال الحديث جلد ۱۱ صفحهی ۳۲۱
▫️ یوسف بن حارث
▪️عدّه الشيخ في رجاله من أصحاب الباقر ع قائلا: يوسف بن الحارث: بتري، يكني أبا بصير
📚 معجم رجال الحديث جلد ۲۱ صفحهی ۱۷۷
🔹 نکته قابل توجه درباره این دو راوی آن است که اگرچه در شمار اصحاب امام باقر علیهالسلام قرار گرفتهاند، اما در منابع حدیثی روایتی از آنان نقل نشده است:
▪️ بل لعلّه لم يوجد لعبد اللّه بن محمّد و يوسف رواية
📚 بحوث في علم الرجال [ شیخ آصف محسنی ] جلد اول صفحهی ۱۶۴
▪️فالمتحصل أن أبا بصير يوسف بن الحارث و إن كان من أصحاب الباقر ع، إلا أنه مجهول، و لم نظفر له و لا برواية واحدة
📚 معجم رجال الحديث [ مرحوم سید خویی ] جلد ۲۱ صفحهی ۱۷۸
✅ بنابراین، با فرض جهالت یا ضعف این دو راوی، این مسئله در بحث ما تأثیری نخواهد داشت؛ زیرا اساساً روایتی از آنان در منابع حدیثی یافت نشده است تا اشتراک عنوان «ابوبصیر» میان آنان و دیگران موجب ابهام در سند روایت شود.
🔹 اما دو راوی دیگر که با عنوان «ابوبصیر» شناخته میشوند، هم از اصحاب امام باقر علیهالسلام و هم از اصحاب امام صادق علیهالسلام هستند و صاحب روایات فراوان میباشند:
1⃣ لیث بن بختری المرادی
👈 لیث بن بختری مرادی، معروف به «ابوبصیر»، از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است و در روایات متعددی از وی نقل شده است.
🔹 امام صادق علیهالسلام ایشان را در شمار چهار تن از «نجباء» و «امناء الله» معرفی کرده و میفرماید:
▪️بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ بِالْجَنَّةِ: بُرَيْدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيُّ، وَ أَبُو بَصِيرٍ لَيْثُ بْنُ الْبَخْتَرِيِّ الْمُرَادِيُّ، وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ، وَ زُرَارَةُ، أَرْبَعَةٌ نُجَبَاءُ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ، لَوْ لَا هَؤُلَاءِ انْقَطَعَتْ آثَارُ النُّبُوَّةِ وَ انْدَرَسَتْ
📚 اختیار معرفة الرجال جلد اول صفحهی ۱۷۰
✔️ این روایت، یکی از شواهد مهم بر جلالت و وثاقت لیث بن بختری مرادی است.
2⃣ یحیی بن قاسم الاسدی
🔹 راوی دیگری که با عنوان «ابوبصیر» شناخته میشود، یحیی بن قاسم اسدی است. وی نهتنها از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام، بلکه از امام کاظم علیهالسلام نیز روایت کرده است:
▪️يحيى بن القاسم أبو بصير الأسدي، وقيل: أبو محمد، ثقة، وجيه، روى عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليهما السلام، وقيل يحيى بن أبي القاسم، واسم أبي القاسم إسحاق، وروى عن أبي الحسن موسى عليه السلام... و مات أبو بصير سنة خمسين و مائة
📚 رجال النجاشي صفحهی ۴۴۱
✔️ بنابراین، نجاشی صراحتاً یحیی بن قاسم را ثقه و وجیه معرفی کرده است.
🔸 البته درباره او عبارتی از علی بن حسن بن فضال نقل شده که ممکن است در نگاه نخست موجب تردید شود:
▪️سألت علي بن الحسن بن فضّال عن أبي بصير؟ فقال: كان اسمه يحيى بن أبي القاسم. فقال: أبو بصير كان يكّني أبا محمّد، و كان مولى لبني أسد، و كان مكفوفا فسألته هل يتّهم بالغلو؟ فقال: أما الغلو فلا، لم يتّهم، و لكن كان مخلطا
📚 اختیار معرفة الرجال جلد اول صفحهی ۴۷۶
🔸 لکن تعبیر «مخلّط» بهخودیخود نافی وثاقت راوی نیست و نمیتوان آن را در برابر تصریح نجاشی به وثاقت، دلیل بر ضعف یحیی بن قاسم دانست:
▪️و أما قول ابن فضال: إنه كان مخلطا فلا ينافي التوثيق، فإن التخليط معناه أن يروي الرجل ما يعرف و ما ينكر، فلعل بعض روايات أبي بصير كانت منكرة عند ابن فضال، فقال: إنه مخلط
📚 معجم رجال الحديث [ مرحوم سید خویی ] جلد ۲۱ صفحهی ۹۰
✔️ بنابراین، با توجه به تصریح نجاشی به وثاقت یحیی بن قاسم و عدم دلالت تعبیر «مخلّط» بر ضعف، وثاقت وی نیز ثابت است.
✅ با توجه به مطالب فوق، اگرچه عنوان «ابوبصیر» در کتب رجال بر چهار نفر اطلاق شده است، اما دو نفر از آنان [ عبدالله بن محمد اسدی و یوسف بن حارث ] روایتی از آنها نقل نشده است.
در مقابل، دو راوی صاحب روایت که عنوان «ابوبصیر» درباره آنان بهکار رفته است، [ لیث بن بختری مرادی و یحیی بن قاسم اسدی ] هر دو ثقه هستند.
👈 بنابراین، در اسناد روایات، صرفِ اطلاق عنوان «ابوبصیر» نمیتواند موجب تضعیف سند شود؛ زیرا اشتراک مؤثر این عنوان، در فرض اطلاق، میان دو راوی است که هر دو ثقهاند.
🆔 @javaheralklam
⁉️ آیا عنوان «ابوبصیر» در اسناد روایات، مشترک میان چند نفر است؟
🔹 در کتب رجال، چهار راوی با کنیه و عنوان «ابوبصیر» معرفی شدهاند؛ لکن باید توجه داشت که صرفِ اشتراک در کنیه، به معنای اشتراک #مؤثر در اسناد روایات نیست؛ بلکه باید بررسی کرد کدام یک از این افراد اساساً در منابع حدیثی صاحب روایت بودهاند.
👈 دو تن از این راویان، صرفاً در شمار اصحاب امام باقر علیهالسلام ذکر شدهاند:
▫️ عبدالله بن محمد اسدی
▪️عبد الله بن محمد الأسدي كوفي، يكني أبا بصير، من أصحاب الباقر ع
📚 معجم رجال الحديث جلد ۱۱ صفحهی ۳۲۱
▫️ یوسف بن حارث
▪️عدّه الشيخ في رجاله من أصحاب الباقر ع قائلا: يوسف بن الحارث: بتري، يكني أبا بصير
📚 معجم رجال الحديث جلد ۲۱ صفحهی ۱۷۷
🔹 نکته قابل توجه درباره این دو راوی آن است که اگرچه در شمار اصحاب امام باقر علیهالسلام قرار گرفتهاند، اما در منابع حدیثی روایتی از آنان نقل نشده است:
▪️ بل لعلّه لم يوجد لعبد اللّه بن محمّد و يوسف رواية
📚 بحوث في علم الرجال [ شیخ آصف محسنی ] جلد اول صفحهی ۱۶۴
▪️فالمتحصل أن أبا بصير يوسف بن الحارث و إن كان من أصحاب الباقر ع، إلا أنه مجهول، و لم نظفر له و لا برواية واحدة
📚 معجم رجال الحديث [ مرحوم سید خویی ] جلد ۲۱ صفحهی ۱۷۸
✅ بنابراین، با فرض جهالت یا ضعف این دو راوی، این مسئله در بحث ما تأثیری نخواهد داشت؛ زیرا اساساً روایتی از آنان در منابع حدیثی یافت نشده است تا اشتراک عنوان «ابوبصیر» میان آنان و دیگران موجب ابهام در سند روایت شود.
🔹 اما دو راوی دیگر که با عنوان «ابوبصیر» شناخته میشوند، هم از اصحاب امام باقر علیهالسلام و هم از اصحاب امام صادق علیهالسلام هستند و صاحب روایات فراوان میباشند:
1⃣ لیث بن بختری المرادی
👈 لیث بن بختری مرادی، معروف به «ابوبصیر»، از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است و در روایات متعددی از وی نقل شده است.
🔹 امام صادق علیهالسلام ایشان را در شمار چهار تن از «نجباء» و «امناء الله» معرفی کرده و میفرماید:
▪️بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ بِالْجَنَّةِ: بُرَيْدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيُّ، وَ أَبُو بَصِيرٍ لَيْثُ بْنُ الْبَخْتَرِيِّ الْمُرَادِيُّ، وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ، وَ زُرَارَةُ، أَرْبَعَةٌ نُجَبَاءُ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ، لَوْ لَا هَؤُلَاءِ انْقَطَعَتْ آثَارُ النُّبُوَّةِ وَ انْدَرَسَتْ
📚 اختیار معرفة الرجال جلد اول صفحهی ۱۷۰
✔️ این روایت، یکی از شواهد مهم بر جلالت و وثاقت لیث بن بختری مرادی است.
2⃣ یحیی بن قاسم الاسدی
🔹 راوی دیگری که با عنوان «ابوبصیر» شناخته میشود، یحیی بن قاسم اسدی است. وی نهتنها از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام، بلکه از امام کاظم علیهالسلام نیز روایت کرده است:
▪️يحيى بن القاسم أبو بصير الأسدي، وقيل: أبو محمد، ثقة، وجيه، روى عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليهما السلام، وقيل يحيى بن أبي القاسم، واسم أبي القاسم إسحاق، وروى عن أبي الحسن موسى عليه السلام... و مات أبو بصير سنة خمسين و مائة
📚 رجال النجاشي صفحهی ۴۴۱
✔️ بنابراین، نجاشی صراحتاً یحیی بن قاسم را ثقه و وجیه معرفی کرده است.
🔸 البته درباره او عبارتی از علی بن حسن بن فضال نقل شده که ممکن است در نگاه نخست موجب تردید شود:
▪️سألت علي بن الحسن بن فضّال عن أبي بصير؟ فقال: كان اسمه يحيى بن أبي القاسم. فقال: أبو بصير كان يكّني أبا محمّد، و كان مولى لبني أسد، و كان مكفوفا فسألته هل يتّهم بالغلو؟ فقال: أما الغلو فلا، لم يتّهم، و لكن كان مخلطا
📚 اختیار معرفة الرجال جلد اول صفحهی ۴۷۶
🔸 لکن تعبیر «مخلّط» بهخودیخود نافی وثاقت راوی نیست و نمیتوان آن را در برابر تصریح نجاشی به وثاقت، دلیل بر ضعف یحیی بن قاسم دانست:
▪️و أما قول ابن فضال: إنه كان مخلطا فلا ينافي التوثيق، فإن التخليط معناه أن يروي الرجل ما يعرف و ما ينكر، فلعل بعض روايات أبي بصير كانت منكرة عند ابن فضال، فقال: إنه مخلط
📚 معجم رجال الحديث [ مرحوم سید خویی ] جلد ۲۱ صفحهی ۹۰
✔️ بنابراین، با توجه به تصریح نجاشی به وثاقت یحیی بن قاسم و عدم دلالت تعبیر «مخلّط» بر ضعف، وثاقت وی نیز ثابت است.
✅ با توجه به مطالب فوق، اگرچه عنوان «ابوبصیر» در کتب رجال بر چهار نفر اطلاق شده است، اما دو نفر از آنان [ عبدالله بن محمد اسدی و یوسف بن حارث ] روایتی از آنها نقل نشده است.
در مقابل، دو راوی صاحب روایت که عنوان «ابوبصیر» درباره آنان بهکار رفته است، [ لیث بن بختری مرادی و یحیی بن قاسم اسدی ] هر دو ثقه هستند.
👈 بنابراین، در اسناد روایات، صرفِ اطلاق عنوان «ابوبصیر» نمیتواند موجب تضعیف سند شود؛ زیرا اشتراک مؤثر این عنوان، در فرض اطلاق، میان دو راوی است که هر دو ثقهاند.
🆔 @javaheralklam
👍4👏2❤1🔥1
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
یحیی بن قاسم الاسدی
🔹 راوی دیگری که با عنوان «ابوبصیر» شناخته میشود، یحیی بن قاسم اسدی است. وی نهتنها از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام، بلکه از امام کاظم علیهالسلام نیز روایت کرده است:
▪️يحيى بن القاسم أبو بصير الأسدي، وقيل: أبو محمد، ثقة، وجيه، روى عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليهما السلام، وقيل يحيى بن أبي القاسم، واسم أبي القاسم إسحاق، وروى عن أبي الحسن موسى عليه السلام... و مات أبو بصير سنة خمسين و مائة
📚 رجال النجاشي صفحهی ۴۴۱
🔹 راوی دیگری که با عنوان «ابوبصیر» شناخته میشود، یحیی بن قاسم اسدی است. وی نهتنها از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام، بلکه از امام کاظم علیهالسلام نیز روایت کرده است:
▪️يحيى بن القاسم أبو بصير الأسدي، وقيل: أبو محمد، ثقة، وجيه، روى عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليهما السلام، وقيل يحيى بن أبي القاسم، واسم أبي القاسم إسحاق، وروى عن أبي الحسن موسى عليه السلام... و مات أبو بصير سنة خمسين و مائة
📚 رجال النجاشي صفحهی ۴۴۱
⁉️ آیا یحیی بن قاسم اسدی واقفی بوده است؟
🔹 یکی از مطالبی که درباره یحیی بن قاسم اسدی، معروف به ابوبصیر، مطرح شده، انتساب وی به فرقه واقفیه است.
اما با توجه به تاریخ وفات ایشان، این نسبت صحیح نیست.
👈 نجاشی در معرفی یحیی بن قاسم تصریح میکند:
▪️يحيى بن القاسم أبو بصير الأسدي، وقيل: أبو محمد، ثقة، وجيه، روى عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليهما السلام، وقيل يحيى بن أبي القاسم، واسم أبي القاسم إسحاق. وروى عن أبي الحسن موسى عليه السلام ... ومات أبو بصير سنة خمسين ومائة
📚 رجال النجاشي صفحهی ۴۴۱
🔹 بنابراین، طبق تصریح نجاشی، یحیی بن قاسم در سال ۱۵۰ هجری از دنیا رفته است.
🔸 از سوی دیگر، میدانیم که وقف بر امامت امام کاظم علیهالسلام و پیدایش فرقه واقفیه، پس از شهادت ایشان شکل گرفت؛ در حالی که شهادت امام کاظم علیهالسلام حدود سال ۱۸۳ هجری بوده است.
✔️ بنابراین، یحیی بن قاسم حدود سی سال پیش از شهادت امام کاظم علیهالسلام وفات کرده و طبعاً نمیتوان او را به فرقهای که پس از شهادت آن حضرت و در پی انکار امامت امام رضا علیهالسلام پدید آمد، منتسب کرد.
✅ با توجه به تصریح نجاشی درباره تاریخ وفات یحیی بن قاسم، انتساب وی به واقفیه صحیح نیست و نسبت واقفی بودن او، چنانکه در کلام شهید ثانی آمده، قابل پذیرش نیست.
🆔 @javaheralklam
🔹 یکی از مطالبی که درباره یحیی بن قاسم اسدی، معروف به ابوبصیر، مطرح شده، انتساب وی به فرقه واقفیه است.
اما با توجه به تاریخ وفات ایشان، این نسبت صحیح نیست.
👈 نجاشی در معرفی یحیی بن قاسم تصریح میکند:
▪️يحيى بن القاسم أبو بصير الأسدي، وقيل: أبو محمد، ثقة، وجيه، روى عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليهما السلام، وقيل يحيى بن أبي القاسم، واسم أبي القاسم إسحاق. وروى عن أبي الحسن موسى عليه السلام ... ومات أبو بصير سنة خمسين ومائة
📚 رجال النجاشي صفحهی ۴۴۱
🔹 بنابراین، طبق تصریح نجاشی، یحیی بن قاسم در سال ۱۵۰ هجری از دنیا رفته است.
🔸 از سوی دیگر، میدانیم که وقف بر امامت امام کاظم علیهالسلام و پیدایش فرقه واقفیه، پس از شهادت ایشان شکل گرفت؛ در حالی که شهادت امام کاظم علیهالسلام حدود سال ۱۸۳ هجری بوده است.
✔️ بنابراین، یحیی بن قاسم حدود سی سال پیش از شهادت امام کاظم علیهالسلام وفات کرده و طبعاً نمیتوان او را به فرقهای که پس از شهادت آن حضرت و در پی انکار امامت امام رضا علیهالسلام پدید آمد، منتسب کرد.
✅ با توجه به تصریح نجاشی درباره تاریخ وفات یحیی بن قاسم، انتساب وی به واقفیه صحیح نیست و نسبت واقفی بودن او، چنانکه در کلام شهید ثانی آمده، قابل پذیرش نیست.
🆔 @javaheralklam
👍7❤2🔥2👌1
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
آیا عنوان «ابوبصیر» در اسناد روایات، مشترک میان چند نفر است؟
⁉️ آیا آیتالله خویی قائل است که عنوان «ابوبصیر» در روایات، مشترک میان راوی ثقه و ضعیف است؟
🔹 گاهی در برخی مباحث، این دیدگاه به مرحوم آیتالله خویی نسبت داده میشود که عنوان «ابوبصیر» در اسناد روایات، میان یک راوی ثقه و یک راوی ضعیف مشترک است و ازاینرو، روایتهایی که در سند آنها عنوان «ابوبصیر» بهصورت مطلق آمده، از جهت سندی ضعیف هستند.
این دیدگاه، البته نظر #ابتدایی ایشان بوده است. مرحوم آیتالله خویی در التنقیح میفرماید:
▫️أبا بصير مردد بين الموثق والضعيف فالسند ضعيف لا محالة
📚 التنقيح في شرح العروة الوثقى جلد اول صفحهی ۲۰۷
🔹 لکن نکته مهم آن است که مرحوم آیتالله خویی در ادامه تحقیقات رجالی خود، از این دیدگاه عدول کردهاند.
👈 مقرر بحث ایشان پس از نقل عبارت فوق تصریح میکند:
▫️و قد عدل سيدنا الاستاذ - مد ظله عن ذلك أخيراً، وبنى على أن المكنّين بأبي بصير كلهم ثقات ومورد للاعتبار
🔹 بنابراین، نمیتوان دیدگاه ابتدایی ایشان را بدون توجه به نظر نهاییشان به ایشان نسبت داد.
▪️مرحوم آیتالله خویی در معجم رجال الحديث، در مقام بیان نظر نهایی خود، مینویسد:
▫️فغاية الأمر أن يتردد أمر أبي بصير متى ما أطلق، بين يحيى بن أبي القاسم الأسدي، وبين ليث بن البختري المرادي، ولا أثر لهذا التردد بعد كون كل منهما ثقة، على ما تقدم ويأتي
📚 معجم رجال الحديث جلد ۲۱ صفحهی ۸۲
🔹 بنابراین، بر اساس نظر نهایی مرحوم آیتالله خویی، اگر عنوان «ابوبصیر» در سند روایتی بهصورت مطلق آمده باشد، نهایتاً احتمال میرود که مراد از آن یحیی بن ابیالقاسم اسدی یا لیث بن بختری مرادی باشد؛ اما این تردید اثری در اعتبار سند ندارد، زیرا هر دو راوی ثقه هستند.
✅ طبق نظر نهایی آیتالله خویی، صرفِ وجود عنوان «ابوبصیر» در سند روایت، موجب ضعف سندی نمیشود. بنابراین در نقل دیدگاه ایشان باید میان نظر ابتدایی و نظر نهایی تفکیک کرد و نباید دیدگاه ابتدایی ایشان را بهعنوان نظر نهایی و قطعی ایشان معرفی نمود.
🆔 @javaheralklam
🔹 گاهی در برخی مباحث، این دیدگاه به مرحوم آیتالله خویی نسبت داده میشود که عنوان «ابوبصیر» در اسناد روایات، میان یک راوی ثقه و یک راوی ضعیف مشترک است و ازاینرو، روایتهایی که در سند آنها عنوان «ابوبصیر» بهصورت مطلق آمده، از جهت سندی ضعیف هستند.
این دیدگاه، البته نظر #ابتدایی ایشان بوده است. مرحوم آیتالله خویی در التنقیح میفرماید:
▫️أبا بصير مردد بين الموثق والضعيف فالسند ضعيف لا محالة
📚 التنقيح في شرح العروة الوثقى جلد اول صفحهی ۲۰۷
🔹 لکن نکته مهم آن است که مرحوم آیتالله خویی در ادامه تحقیقات رجالی خود، از این دیدگاه عدول کردهاند.
👈 مقرر بحث ایشان پس از نقل عبارت فوق تصریح میکند:
▫️و قد عدل سيدنا الاستاذ - مد ظله عن ذلك أخيراً، وبنى على أن المكنّين بأبي بصير كلهم ثقات ومورد للاعتبار
🔹 بنابراین، نمیتوان دیدگاه ابتدایی ایشان را بدون توجه به نظر نهاییشان به ایشان نسبت داد.
▪️مرحوم آیتالله خویی در معجم رجال الحديث، در مقام بیان نظر نهایی خود، مینویسد:
▫️فغاية الأمر أن يتردد أمر أبي بصير متى ما أطلق، بين يحيى بن أبي القاسم الأسدي، وبين ليث بن البختري المرادي، ولا أثر لهذا التردد بعد كون كل منهما ثقة، على ما تقدم ويأتي
📚 معجم رجال الحديث جلد ۲۱ صفحهی ۸۲
🔹 بنابراین، بر اساس نظر نهایی مرحوم آیتالله خویی، اگر عنوان «ابوبصیر» در سند روایتی بهصورت مطلق آمده باشد، نهایتاً احتمال میرود که مراد از آن یحیی بن ابیالقاسم اسدی یا لیث بن بختری مرادی باشد؛ اما این تردید اثری در اعتبار سند ندارد، زیرا هر دو راوی ثقه هستند.
✅ طبق نظر نهایی آیتالله خویی، صرفِ وجود عنوان «ابوبصیر» در سند روایت، موجب ضعف سندی نمیشود. بنابراین در نقل دیدگاه ایشان باید میان نظر ابتدایی و نظر نهایی تفکیک کرد و نباید دیدگاه ابتدایی ایشان را بهعنوان نظر نهایی و قطعی ایشان معرفی نمود.
🆔 @javaheralklam
❤5👍3👏1🤩1
🔹 حدیث فوق را شیخ کلینی در کافی نقل کرده است؛ در این حدیث شریف چندین فضیلت از فضائل اهلبیت علیهمالسلام بیان شده است از جمله اینکه حدیث شریف غدیر نیز بیان شده است.
👈 مخالفین نسبت به این حدیث سه ایراد سندی وارد کردند:
1⃣ محمد بن عیسی بن عبید ضعیف است.
2⃣ سهل بن زیاد ضعیف است.
3⃣ ابوبصیر مشترک بین ثقه و ضعیف است.
✔️ در پاسخ به اشکال اول و دوم میگوییم که شیخ کلینی برای این روایت سند دیگری نیز بیان میکند که محمد بن عیسی و سهل بن زیاد در سند آن موجود نیستند:
▫️محمد بن یحیی عن احمد بن محمد بن عیسی عن محمد بن خالد و الحسین بن سعید عن النضر بن سوید عن یحیی بن عمران الحلبی عن ایوب بن الحر و عمران بن علی الحلبی عن ابی بصیر عن ابی عبد الله (علیه السلام) مثل ذلک
✅ بنابراین اشکال اول و دوم از اساس باطل است.
☑️ و اما پاسخ اشکال سوم:
1⃣ https://t.me/javaheralklam/2561
2⃣ https://t.me/javaheralklam/2562
3⃣ https://t.me/javaheralklam/2563
✍ ادامه دارد...
🆔 @javaheralklam
👈 مخالفین نسبت به این حدیث سه ایراد سندی وارد کردند:
1⃣ محمد بن عیسی بن عبید ضعیف است.
2⃣ سهل بن زیاد ضعیف است.
3⃣ ابوبصیر مشترک بین ثقه و ضعیف است.
✔️ در پاسخ به اشکال اول و دوم میگوییم که شیخ کلینی برای این روایت سند دیگری نیز بیان میکند که محمد بن عیسی و سهل بن زیاد در سند آن موجود نیستند:
▫️محمد بن یحیی عن احمد بن محمد بن عیسی عن محمد بن خالد و الحسین بن سعید عن النضر بن سوید عن یحیی بن عمران الحلبی عن ایوب بن الحر و عمران بن علی الحلبی عن ابی بصیر عن ابی عبد الله (علیه السلام) مثل ذلک
✅ بنابراین اشکال اول و دوم از اساس باطل است.
☑️ و اما پاسخ اشکال سوم:
1⃣ https://t.me/javaheralklam/2561
2⃣ https://t.me/javaheralklam/2562
3⃣ https://t.me/javaheralklam/2563
✍ ادامه دارد...
🆔 @javaheralklam
👍3🔥3👏2❤1👎1