🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
1.02K subscribers
799 photos
163 videos
15 files
712 links
✨️ در کانال جواهر الکلام
👈 روایات مورد استناد مخالفین را برسی میکنیم
👈 پاسخ مستدل و اصولی شبهات را بیان میکنیم
👈 و مباحث مختلف امامت مطرح میشود
در اینجا حق را با دلیل می‌جوییم، نه با تعصب!!

🔸️ارسال شبهات به : @Sajjad74z1

@javaheralklam
Download Telegram
#فقه_الثقلین 8⃣1⃣

⁉️ آیا از روایات اهلبیت علیهم‌السلام میتوان شستن پا را اثبات کرد؟ ( ۱ )

🔹 در مباحث پیشین، هنگام بررسی و تحلیل آیه‌ی ششم سوره‌ی مائده، روشن شد که دلالت آیه بر مسح پا مورد اتفاق علمای امامیه است و افزون بر آن، شماری از بزرگان اهل‌سنت نیز دلالت آیه بر مسح پا را پذیرفته‌اند؛ از جمله: انس؛ شعبی؛ عکرمه؛ حسن بصری؛ فخر رازی؛ ابن حزم و سیوطی [ عطف «أَرْجُلَکُمْ» را به «بِرُؤُوسِکُمْ» میداند ]

👈 همچنین فخر رازی تصریح می‌کند که طبری و حسن بصری قائل به تخییر بوده‌اند.

🔹 بنابراین، دست‌کم از جهت دلالت آیه و نحوه فهم آن، نمی‌توان ادعا کرد که تنها یک تفسیر در میان مفسران وجود داشته است؛ بلکه دو احتمال اساسی در تفسیر آیه مطرح بوده است:

1⃣ آیه بر شستن پاها دلالت دارد.
2⃣ آیه بر مسح پاها دلالت دارد.

اکنون که وجود این دو احتمال در تفسیر آیه‌ی ششم سوره‌ی مائده روشن شد، میگوییم یکی از راه‌های مهم برای ترجیح میان این دو احتمال، رجوع به تفسیر اهل‌بیت علیهم‌السلام است.

▫️از این جهت، روایت زراره از امام باقر علیه‌السلام اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ زیرا امام علیه‌السلام در این روایت صرفاً یک حکم فقهی را بیان نمی‌کنند، بلکه مستقیماً به ساختار آیه و نحوه دلالت الفاظ آن استناد کرده و اثبات میکند که حکم پاها، مسح است.

بنابراین، روایت امام باقر علیه‌السلام در حقیقت تبیین مراد آیه است، نه صرفاً نقل یک حکم فقهی مستقل.

بر این اساس، با استناد به بیان امام باقر علیه‌السلام ثابت میکنیم که مراد آیه‌ی وضو، مسح پاهاست، آنگاه آیه به عنوان یک دلیل قرآنی بر وجوب مسح پاها، معیار سنجش سایر روایات قرار خواهد گرفت.

▫️روایتی که مفاد آن با این دلالت قرآنی تعارض داشته باشد، حجت نخواهد بود؛ زیرا بر اساس مبنای پذیرفته‌شده در علم حدیث، روایتِ مخالف با قرآن حجیت ندارد.

🆔 @javaheralklam
👍5👏31👎1
#فقه_الثقلین 9⃣1⃣

⁉️ آیا از روایات اهلبیت علیهم‌السلام میتوان شستن پا را اثبات کرد؟ ( ۲ )

🔹 اهمیت روایت زراره از امام باقر علیه‌السلام در بحث وضو، بر کسی پوشیده نیست؛ ازاین‌رو، مخالفین تلاش کرده‌اند با خدشه در سند، روایت را از حجیت ساقط کنند و چهار اشکال سندی بر آن وارد کرده‌اند:

1⃣ ابراهیم بن هاشم مجهول است.
2⃣ محمد بن اسماعیل نیشابوری مجهول است.
3⃣ حریز توسط امام صادق علیه‌السلام طرد شده است.
4⃣ کتاب حریز دارای اشکالاتی بوده و روایت مورد بحث نیز از همان کتاب نقل شده است.

پیش از بررسی تفصیلی این چهار اشکال، لازم به ذکر است که این روایت را عموم فقهای شیعه معتبر میدانند برای نمونه به تصحیح سه تن از رجالیان متشدد و سخت‌گیر در ارزیابی اسناد، اشاره میکنیم:

1⃣ مرحوم آیت‌الله خویی
▫️و أمّا الصحيحة المذكورة الواردة في تفسير الآية المباركة
📚 التنقيح في شرح العروة الوثقى جلد پنجم صفحه‌ی ۱۲۰

2⃣ شیخ آصف محسنی
📚 معجم الأحاديث المعتبرة جلد چهارم صفحه‌ی ۱۸۴

3⃣ اقای محمدباقر بهبودی
📚 صحیح الکافی جلد اول صفحه‌ی ۱۸۶

👈 سایر تصحیحات روایت

⁉️ کسی که مدعی است که روایت زراره از نظر مبانی رجالی امامیه فاقد اعتبار است،
آیا میتواند دست‌کم دو تن از فقهای رجالی امامیه را که صراحتاً همین روایت را تضعیف کرده‌اند معرفی کند؟!

ادامه دارد...

🆔 @javaheralklam
👍4👏21👎1👌1
#فقه_الثقلین 0⃣2⃣

⁉️ آیا از روایات اهلبیت علیهم‌السلام میتوان شستن پا را اثبات کرد؟ ( ۳ )


🔹 گفتیم نسبت به روایت زراره از امام باقر علیه‌السلام در خصوص تبیین آیه‌ی ششم سوره‌ی مائده چهار اشکال سندی مطرح شده است، که دو اشکال اول عبارتند از:

1⃣ ابراهیم بن هاشم مجهول است.
2⃣ محمد بن اسماعیل نیشابوری مجهول است.

پاسخ اشکال اول:

🔹 سید ابن طاووس اجماع در خصوص وثاقت جناب ابراهیم بن هاشم را نقل میکند و این اجماع در اثبات وثاقت ایشان کفایت میکند:
🆔https://t.me/javaheralklam/1063

پاسخ اشکال دوم:

🔹 محمد بن اسماعیل‌ شیخ اجازه میباشد و نه شیخ روایت و صرفا طریق به کتب فضل ابن شاذان میباشد و جهالت او ضرری به روایت نمیرساند:

▫️نعتمد على روايات الكليني رحمه اللّه عن الفضل بن شاذان في الكافي مع جهالة الواسطة و هو محمّد بن إسماعيل، بحجّة أنّه شيخ إجازة، لا شيخ رواية، و استظهار شهرة كتب الفضل بن شاذان في زمان الكليني و اطمئنانه بسلامة تلك الكتب عن التحريف
📚 بحوث في علم الرجال [ شیخ آصف محسنی ] جلد اول صفحه‌ی 71

پاسخ دیگری به اشکال اول و دوم:

🔹 دقت شود که شیخ کلینی دو طریق به حماد ذکر میکند:
1. عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ
2. مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ اَلْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ

اگر فرضا در هر کدام از این طریق یکی از راویان مجهول باشد ضرری به روایت وارد نمیشود زیرا در مجموع همدیگر را تقویت میکنند.

پاسخ سوم به هر دو اشکال: شیخ صدوق این روایت را با طریق دیگری نقل میکند که ابراهیم بن هاشم و محمد بن اسماعیل در این طرق نیستند:

▫️أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ
📚 علل الشرایع جلد اول صفحه‌ی ۲۷۹

🆔 @javaheralklam
👍72👎1👏1👌1
Forwarded from عُمَری فان😆
خلط سند جهت تضعیف آن!

مخالف برای تضعیف یک روایت از کتب شیعه، در سند آن خلط انجام داده تا موانع تضعیف را از سر راهش بردارد!

احمد بن محمد مذکور در سند روایت فوق، احمد بن محمد بن عیسی اشعری است، نه احمد بن محمد بن حسن بن احمد بن ولید!

و راوی اول از ثقات و اجلاء هستند!

البته ان شاءالله عمدی در کار نبوده و خلط مذکور سهوی و به علت عدم آشنایی با روات و اسانید شیعه صورت گرفته!

#عمری_فان

🆔
@omar_fun
👏3😱2👎1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
3⃣ حریز توسط امام صادق علیه‌السلام طرد شده است.
#فقه_الثقلین 1⃣2⃣

⁉️ آیا از روایات اهلبیت علیهم‌السلام میتوان شستن پا را اثبات کرد؟ ( ۴ )


❗️ اما در خصوص اشکال سوم، نسبت به روایت زراره از امام باقر علیه‌‌السلام ادعا شده است که حریز بن عبدالله از سوی امام صادق علیه‌السلام طرد شده است!

⁉️ آیا این مسئله موجب سقوط وثاقت اوست ؟!

🔹 در پاسخ، چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد:

1⃣ به وثاقت حریز بن عبدالله تصریح شده است:

▫️حريز بن عبد الله السجستاني، ثقة كوفي
📚فهرست شیخ طوسی صفحه‌ی ۶۳

2⃣ مستند این ادعا، روایتی است که‌ کشی نقل میکند و خلاصه‌ی آن این چنین است:

▫️فضل بقباق برای حریز از امام صادق علیه‌السلام اجازه ملاقات خواست، اما حضرت اجازه نداد. بار دیگر درخواست کرد و باز هم حضرت اجازه نداد. فضل گفت: «به خدا سوگند، شما حریز را به مجازاتی بزرگ‌تر از کاری که انجام داده، کیفر کرده‌اید.» حضرت فرمود: «وای بر تو! من چنین کردم، زیرا حریز شمشیر کشیده بود.» سپس فرمود: «اگر حذیفه بود، پس از آنکه یک بار به او گفته بودم، دیگر درباره او نزد من وساطت نمی‌کرد.»
📚 اختیار معرفة الرجال، ج ۱، ص ۳۸۳

🔹 اما حتی با فرض پذیرش سند این روایت، این روایت دلالتی بر سقوط وثاقت حریز ندارد، زیرا آنچه در روایت مشاهده می‌شود، مؤاخذه حریز نسبت به یک رفتار مشخص است؛ یعنی شمشیر کشیدن او در جریان مقابله با خوارج سجستان، نه اینکه امام صادق علیه‌السلام او را به عنوان یک راوی غیرقابل اعتماد معرفی کرده باشند.

ممکن است شخصی به دلیل انجام یک عمل خاص مورد عتاب، مؤاخذه یا حتی بی‌مهری امام قرار گیرد، اما این امر به خودی خود موجب نمی‌شود که وثاقت او در نقل حدیث ساقط گردد؛ عدم‌ دلالت روایت فوق بر عدم وثاقت حریز توسط رجالیان نیز تصریح شده است:

▫️أنها لا تنافي وثاقة حريز كما هو ظاهر
📚 معجم رجال الحديث، ج ۵، ص ۲۳۳

▫️حذيفة بن منصور والبقباق كلاهما ثقة وحريز أيضاً ثقة، وإن ساء في تجريد سيفه على الخوارج من دون إذن الإمام عليه السلام
📚 معجم الأحاديث المعتبرة، ج ۱، ص ۱۲۵

بنابراین، حتی بر اساس همین روایت نیز نهایت چیزی که می‌توان استفاده کرد این است که حریز در اقدامی بدون اذن امام، شمشیر کشیده و از این جهت مورد مؤاخذه قرار گرفته است ولی روایت دلالتی بر عدم وثاقت ندارد.

🆔 @javaheralklam
👍62👎1👏1👌1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
کتاب حریز دارای اشکالاتی بوده و روایت مورد بحث نیز از همان کتاب نقل شده است.
#فقه_الثقلین 2⃣2⃣

⁉️ آیا از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌توان شستن پا را اثبات کرد؟ (۵)


❗️چهارمین اشکال مطرح‌شده این است که روایت مورد بحث از کتاب حریز نقل شده و کتاب او دارای اشکالاتی بوده است!

در پاسخ باید گفت کتاب حریز از کتب مشهور، معتبر و مورد اعتماد فقهای امامیه بوده است. شیخ صدوق آن را از جمله کتب مورد اعتماد و مرجع معرفی می‌کند که شیعیان برای اخذ احکام شرعی به آنها مراجعه می‌کردند:

▫️ كُتُبٍ مَشْهُورَةٍ عَلَيْهَا الْمُعَوَّلُ وَ إِلَيْهَا الْمَرْجِعُ مِثْلُ كِتَابِ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ السِّجِسْتَانِيِّ
📚 مقدمه من لا يحضره الفقيه

🔹این مطلب از کلام شیخ طوسی نیز استفاده می‌شود:

▫️له كتب، منها كتاب الصلاة، كتاب الزكاة، كتاب الصوم، كتاب النوادر، تعد كلها في الأصول
📚 فهرست شیخ طوسی صفحه‌ی ۶۴

🔸 شهرت و اعتبار کتاب حریز به اندازه‌ای بوده که اصحاب برجسته‌ی ائمه علیهم‌السلام نیز به مطالب آن استناد می‌کردند:

▫️عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ فِي كِتَابِ حَرِيزٍ أَنَّهُ قَالَ
📚 الکافی جلد سوم صفحه‌ی ۳۶۳

بنابراین، اینکه روایت مورد بحث از کتاب حریز نقل شده، نه تنها دلیلی بر ضعف آن نیست بلکه دلیلی بر اعتبار روایت میباشد.

اما مخالفین برای اثبات اشکال در کتاب حریز، به این روایت استناد میکنند.

🔹 بررسی روایت

1⃣ امام کتاب حماد را رد نمی‌کند.

▫️امام علیه‌السلام نمی‌فرماید آنچه از کتاب حریز آموخته‌ای نادرست است یا کتاب حریز اشکال دارد؛ بلکه پس از مشاهده نماز حماد، از او می‌خواهد کیفیت نماز را به صورت کامل‌تری به‌جا آورد.

2⃣ اشکال امام ناظر به کیفیت کامل نماز است حماد بود و نه اصل نماز او.

امام پس از آنکه، نماز را با جزئیات مختلف، از نحوه قیام و رکوع و سجود گرفته تا اذکار و سایر آداب، برای حماد بیان می‌کند از او میخواد این گونه نماز بخواند. بنابراین مقصود این نیست که حماد اصل نماز را بلد نبوده، بلکه کیفیتی که امام برای یک نماز کامل و همراه با آداب و مستحبات می‌خواهد، فراتر از آن چیزی است که حماد در ابتدا انجام داد.

3⃣ اگر کتاب حریز اشکال داشت، اینجا بهترین موقع برای تذکر بود.

حماد صریحاً می‌گوید: «أَنَا أَحْفَظُ كِتَابَ حَرِيزٍ فِي الصَّلَاةِ» اما امام علیه‌السلام هیچ‌گونه اشکالی متوجه کتاب حریز نمی‌کنند و نمی‌فرمایند احکام این کتاب نادرست است؛ در حالی که اگر کتاب حماد اشکال داشت اینجا بهترین موقعیت برای ذکر این مطلب بود و عدم ذکر این مطلب تایید ضمنی برای کتاب است.

بنابراین، این روایت دلیلی بر ضعف کتاب حریز نیست بلکه نوعی تایید برای کتاب نیز به شمار میرود

🆔 @javaheralklam
👍61👎1👏1🤩1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
1⃣ ابراهیم بن هاشم مجهول است.
2⃣ محمد بن اسماعیل نیشابوری مجهول است.
3⃣ حریز توسط امام صادق علیه‌السلام طرد شده است.
4⃣ کتاب حریز دارای اشکالاتی بوده و روایت مورد بحث نیز از همان کتاب نقل شده است.
#فقه_الثقلین 3⃣2⃣

⁉️ آیا از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌توان شستن پا را اثبات کرد؟ ( ۶ )


پاسخ به چهار اشکال مطرح‌شده نسبت به روایت زراره از امام محمد باقر علیه‌السلام در باب تفسیر و تبیین آیه‌ی ششم سوره‌ی مائده:

✔️ پاسخ به اشکال اول و دوم:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2448

✔️ پاسخ به اشکال سوم:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2450

✔️ پاسخ به اشکال چهارم:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2451

با اثبات صحت روایت امام باقر علیه‌السلام، مراد آیه‌ی ششم سوره‌ی مائده در باب کیفیت تطهیر پاها روشن می‌شود.

🔹 لازم به ذکر است که روایت فوق از امام باقر علیه‌السلام، مطابق با اجماع امامیه و سیره‌ی متشرعه نیز می‌باشد و این مسئله، مؤید دیگری بر اعتبار این روایت است.

بنابراین، پس از اثبات دلالت آیه بر مسح پا، قرآن کریم معیار سنجش روایات خواهد بود؛ روایاتی که با کتاب‌الله موافق باشند قابل اخذ خواهند بود و روایاتی که با آن مخالفت داشته باشند، بر اساس مبنای عرضه‌ی روایات بر قرآن، حجیت نخواهند داشت.

ازاین‌رو، حتی اگر مخالفین ده‌ها روایت در خصوص شستن پا ارائه کنند، صرف کثرت روایات نمی‌تواند حجیت آنها را اثبات کند؛ بلکه اگر روایتی با قرآن مخالفت داشته باشد، نمی‌توان آن را حجت دانست؛ به‌ویژه آنکه در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز بر عدم صدور سخن مخالف با کتاب خدا تأکید شده است.

در ادامه، سایر روایاتی را که با دلالت قرآن موافق‌اند بیان خواهیم کرد.

اگر چه در بحثی که داریم روایات مورد استناد مخالفین را نیز برسی خواهیم کرد اما اگر ـ بر فرض تنزل ـ تمام روایات مورد استناد آنان را از جهت سند و دلالت تمام بدانیم، چون مفاد آنها با قرآن کریم در تعارض است ، مخالفت با قرآن مانع از حجیت آنها خواهد بود؛ 👈 بنابراین ما در همین قدم اول و بدون برسی روایات مورد استناد مخالفین مبنی بر شستن پاها میگوییم هر روایتی که مخالف قرآن باشد و مخالفین به آن استناد کنند از اساس حجت نیست.

⁉️ آیا باز هم مخالفین مدعی‌اند که می‌توان شستن پا را از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام اثبات کرد؟

🆔 @javaheralklam
👍6👎2👏1😱1🤩1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
ادامه، سایر روایاتی را که با دلالت قرآن موافق‌اند بیان خواهیم کرد.

اگر چه در بحثی که داریم روایات مورد استناد مخالفین را نیز برسی خواهیم کرد
سیر بحث بنده این بود که پس از اثبات صحت روایت زراره از امام باقر علیه‌السلام و روشن شدن مراد آیه‌ی ششم سوره‌ی مائده، ابتدا روایات موافق با دلالت قرآن را بررسی کنم و سپس به سراغ روایات مورد استناد مخالفین بروم.

لکن به درخواست برخی دوستان و اصرار تعدادی از کاربران که مایل بودند ابتدا روایات مورد استناد مخالفین بررسی شود، در این مرحله از باب نمونه، چند روایت اصلی و مهم مورد استناد آنان را بررسی خواهیم کرد.

البته تأکید می‌کنم که بر اساس مبنایی که پیش‌تر تبیین شد، هر روایتی که مفاد آن دلالت بر شستن پا در وضو داشته باشد، در صورتی که با دلالت قرآن بر مسح پا تعارض داشته باشد، اساساً حجیت نخواهد داشت و از این جهت، نیازی به بررسی سندی و دلالی آن نیست.

با این حال، برای بررسی ادعای مخالفین و روشن شدن میزان استحکام ادله‌ی آنان، چند روایت مهم و محوری را جداگانه بررسی خواهیم کرد.


🆔 @javaheralklam
🤩5👍1👎1👏1
#فقه_الثقلین 4⃣2⃣

⁉️ آیا از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌توان شستن پا را اثبات کرد؟ ( ۷ )


▪️اولین روایت مورد استناد مخالفین و شاید مهمترین‌ آنها روایت ذیل میباشد:

▫️مولا امیرالمومنین علی علیه‌السلام میفرمایند: «نشسته بودم تا وضو بگیرم. در همان هنگام که وضو را آغاز کرده بودم، رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله وارد شدند.
به من فرمودند: «مضمضه کن، آب در بینی بکش (استنشاق کن) و مسواک بزن.»
سپس صورتم را سه بار شستم.
حضرت فرمودند: «دو بار شستن نیز برای تو کفایت می‌کند.»
سپس دو دستم را شستم و سرم را دو بار مسح کردم.
حضرت فرمودند: «یک بار نیز برای تو کافی است.»
سپس پاهایم را شستم.
حضرت به من فرمودند: «ای علی! میان انگشتان پا را (هنگام شستن) خلال کن، تا در آتش با خلال کردن کیفر داده نشوی

📚تهذيب الأحکام جلد اول صفحه‌ی ۹۳

روایت فوق هم از جهت سند و هم از جهت محتوا قابل پذیرش نیست.

🆔 @javaheralklam
5👍3👏1
🔹 برسی متن و محتوای روایت:

▫️نخستین اشکال بر این روایت، اشکال متنی آن است. بر اساس این روایت، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در وضوی خود، سر را دو بار مسح کردند و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله وضوی ایشان را اصلاح کرده و فرمودند: «یک بار کافی است.»

پذیرش چنین مطلبی بسیار دشوار است؛ زیرا وضو از مبتلابه‌ترین احکام شریعت است و پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در هر شبانه‌روز بارها وضو می‌گرفتند و امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز از آغاز بعثت، نزدیک‌ترین فرد به رسول خدا و ملازم دائمی ایشان بودند. ازاین‌رو، بسیار بعید است که شخصیتی مانند امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، پس از سال‌ها همراهی با پیامبر، در یکی از ابتدایی‌ترین و پرابتلاترین اعمال عبادی، یعنی کیفیت وضو، دچار اشتباه شود و سر را برخلاف سنت پیامبر دو بار مسح کند تا پیامبر وضوی او را تصحیح نمایند.

از همین رو، متن روایت با جایگاه علمی و عملی امیرالمؤمنین علیه‌السلام و نیز با ملازمت مستمر ایشان با رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله سازگاری ندارد و این امر، تردید جدی در صحت مضمون روایت ایجاد می‌کند.

🔸 برسی سندی روایت:

1⃣ در سند این روایت منبّه بن عبدالله قرار دارد. اگرچه نجاشی او را مدح کرده و او را‌ با تعبیر «صالح الروایة» توصیف کرده است، اما با بررسی مجموعه روایات او روشن می‌شود که #اغلب روایاتش مخالف مذهب امامیه و شاذ است.

▫️و من الغريب أنّ النجاشي حكم بصحّة أحاديث المنبّه أبي الجوزاء مع أنّ أغلب أحاديثه مخالف للمذهب.
📚 الأخبار الداخلیة صفحه‌ی ۶۴

توجه به این نکته ضروری است که بررسی محتوای مجموع روایات هر راوی، یک مبنای مهم‌ در ارزیابی اعتبار اوست.

فقیه رجالی معاصر آیت‌الله شبیری زنجانی در این‌باره این گونه توضیح میدهد:

▫️گاهي بعضي توثيقي در مورد آنها وارد نشده، ولي روايات آنها بدون تشويش است و معمول به اصحاب است، متن روايات علامت اعتماد به شخص است و حتي از گفتن ثقه نيز بالاتر است، هر جا نقل شده، به حديث او اخذ كرده‌اند و شواهد ديگري نيز بر حديث او هست، بر اساس متن شناسي، چنين چيزي دليل محكمي بر اعتبار است و ادل دليل بر وثاقت است.

بنابراین، اگر متن روایات یک راوی می‌تواند قرینه‌ای بر اعتبار او باشد [ حتی اگر توثیق خاص در خصوص او وارد نشده باشد ]، به طریق اولی کثرت روایات شاذ و مخالف با مبانی مسلم امامیه نیز می‌تواند موجب تزلزل در اطمینان به نقل او و مانع از اعتماد به روایاتش گردد.

در خصوص روایت فوق وجود همین مانع ما را از پذیرش این روایت باز میدارد چرا که منبه بن عبدالله عموم روایات او شاذ است.

ادامه دارد....

🆔 @javaheralklam
👍4👏31👎1
2⃣ راوی دیگری که در سند این روایت محل بحث قرار گرفته، حسین بن علوان است. هرچند درباره وثاقت او میان رجالیان اختلاف نظر وجود دارد، اما فارغ از بحث وثاقت، نکته مهم آن است که وی بنابر تصریح منابع رجالی، عامی‌المذهب بوده است، نجاشی درباره او می‌نویسد:

▫️الحسين بن علوان الكلبي مولاهم كوفي عامي
📚 رجال النجاشی صفحه ۵۲

همچنین کشّی نیز او را در شمار رجال عامه ذکر کرده و می‌نویسد:

▫️محمد بن اسحاق و محمد بن المکندر، و عمرو بن خالد الواسطی، و عبد الملک بن جریح، و الحسین بن علوان، و الکلبی، هؤلاء من رجال العامة الا أن لهم میلا و محبة شدیدة و قد قیل: أن الکلبی کان مستورا و لم یکن مخالفا، و قیس بن الربیع بتری کانت له محبة
📚 رجال الكشي‌ صفحه‌ی ۶۸۷

🔹 برخی، با توجه به پاره‌ای از روایات حسین بن علوان، احتمال داده‌اند که او امامی‌مذهب بوده باشد؛ اما این استظهار قابل پذیرش نیست. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، بررسی مجموعه روایات یک راوی در شناخت گرایش مذهبی و میزان اعتبار او نقش اساسی دارد؛ با این حال، در خصوص حسین بن علوان، حتی با مراجعه به مجموع روایات نیز نمی‌توان امامی بودن او را اثبات کرد.

👈 زیرا کشّی به‌صراحت بیان می‌کند که وی با شیعیان معاشرت داشته، به آنان متمایل بوده و با ایشان انس داشته است. بنابراین، طبیعی است که بخشی از روایات او با آموزه‌های امامیه موافق باشد و این موافقت، به‌تنهایی دلیلی بر امامی‌مذهب بودن او محسوب نمی‌شود.

در نتیجه، حسین بن علوان بنابر تصریح منابع رجالی، عامی‌المذهب است و پذیرش روایت اشخاص عامی در صورتی است که روایتش مخالف مبنانی امامیه نباشد؛ در نتیجه روایت از این جهت هم ساقط است.

ادامه دارد...

🆔 @javaheralklam
👍42👏2👎1
3⃣ راوی دیگر این روایت، عمرو بن خالد است. درباره وثاقت او میان رجالیان اختلاف نظر وجود دارد؛ اما صرف‌نظر از این بحث، بنابر تصریح منابع رجالی، وی زیدی‌مذهب بوده است، کشی درباره او می‌نویسد:

▫️ أخبرنا عمرو بن خالد وكان من رؤساء الزيدية
📚 رجال الكشي‌ صفحه‌ی ۴۹۸

مرحوم سید خویی نیز پس از بررسی اقوال مختلف، زیدی بودن او را ترجیح داده و می‌نویسد:

▫️ فالصحيح أنه شيعي زيدي
📚 معجم رجال الحديث‌‌جلد ۱۴‌صفحه ۱۰۵

نکته قابل توجه آن است که نه تنها روایت مورد بحث، بلکه بخش قابل توجهی از روایات عمرو بن خالد مخالف با امامیه و شاذ است و با آرای فقهی زیدیه یا عامه هماهنگ است:

▫️ مع أنّ السبر يشهد لزيديّته، فروى غسل الرجل في الوضوء، وروى عدم غسل الشهيد وإن مات من الغد، وروى أنّ من اكترى دابّة فأهلكها بتعدّيه لم يكن عليه أجرة، وروى حرمة المتعة، وروى حرمة لحوم الحمر الأهليّة، وروى تأثير الرضعة الواحدة
📚 قاموس الرجال جلد 8 صفحه 97

🔹 به همین دلیل علامه محمدتقی مجلسی در بررسی روایات منسوب به زید بن علی، با اشاره به اینکه غالب این روایات موافق عامه است، چند احتمال را برای این مسئله مطرح می‌کند که یکی از آنها، عدم صدور صحیح برخی از این روایات از زید و نسبت دادن آنها توسط راویان، از جمله عمرو بن خالد، است:

▫️ واعلم أن الغالب من أخبار زيد بن علي الموافقة للعامة، فهي إما لتقية زيد أو لكذب الحسين و عمرو عليه
📚 روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه جلد ۱۴ صفحه‌ی ۲۰۹

بنابراین طبق‌ مبنایی که در بالا توضیح دادیم [ برسی مجموع روایات یک راوی ] حتی اگر احتمال کذب عمرو بن خالد را که علامه مجلسی آن را محتمل دانسته است نپذیریم، دست‌کم با توجه به زیدی بودن وی و نیز مخالف بودن بخش قابل توجهی از روایاتش با مبانی امامی و شاذ بودن روایاتش میبایست در قبول روایات او توقف کرد.


هر یک از این سه اشکال، به‌تنهایی مانع از اخذ به روایت میشود ؛ در حالی که در روایت مورد بحث، هر سه اشکال به‌صورت هم‌زمان وجود دارد و افزون بر آن، اشکال محتوایی نیز بر روایت وارد است. بنابراین، مجموعه این قرائن، اطمینان به صدور و حجیت روایت را به‌طور جدی زیر سوال میبرد.

🆔 @javaheralklam
👍4👏31👎1
#فقه_الثقلین 5⃣2⃣

⁉️ آیا از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌توان شستن پا را اثبات کرد؟ ( ۸ )


▪️ دومین روایت مورد استناد مخالفین

▫️از امام صادق علیه‌السلام درباره مردی پرسیده شد که تمام وضو را انجام داده، جز پاهایش؛ سپس با همان دو پا وارد آب شده و آنها را در آب حرکت داده است. امام فرمودند: «همین مقدار او را کفایت می‌کند.»
📚 تهذيب الأحکام ج ۱، ص ۶۶

روایت فوق به لحاظ سندی تام نیست.

🆔 @javaheralklam
👍52👎1👏1🎉1
🔹 راوی اصلی این روایت، عمار بن موسی ساباطی است. ایشان از جهت وثاقت توثیق شده است؛ اما نکته قابل توجه آن است که بخش قابل توجهی از روایات وی دچار اضطراب و تشویش است.

▪️علامه مجلسی در این خصوص می‌نویسد:

▫️ «وَلا يَخْفَى عَلَى الْمُتَتَبِّعِ أَنَّ أَكْثَرَ أَخْبَارِهِ لَا يَخْلُو مِنْ تَشْوِيشٍ لِأَجْلِ النَّقْلِ بِالْمَعْنَى وَسُوءِ فَهْمِهِ.»
📚 مرآة العقول جلد ۱۵ صفحه‌ی ۲۳۳

👈 بر کسی که در روایات او تتبع کند، پوشیده نیست که بیشتر روایات وی از جهت نقل به معنا و سوء فهم، خالی از تشویش و اضطراب نیست.

▪️صاحب قاموس الرجال نیز پس از تتبع در روایات عمار ساباطی، ابتدا می‌نویسد:

▫️ «إلّا أنّا نرى بالسبر كثيراً من أخباره غير معمول بها»

👈 با بررسی و تتبع، بسیاری از روایات او را می‌بینیم که مورد عمل قرار نگرفته‌اند.

▪️سپس با بررسی روایات او در کتب اربعه، درباره کیفیت نقل وی می‌نویسد:

▫️ «وَأَكْثَرُ أَلْفَاظِ أَخْبَارِهِ مُعَقَّدَةٌ مُخْتَلَّةُ النِّظَامِ.»
📚 قاموس الرجال جلد ۸ صفحه‌ی ۱۹

🔹 بنابراین، بحث در اینجا انکار وثاقت عمار ساباطی نیست؛ بلکه با برسی مجموع روایات ایشان فهمیده میشود که روایات او مضطرب است.

دلیل این اضطراب نیز در برخی کلمات، ضعف وی در نقل دقیق معنا دانسته شده است.

▪️استاد درس خارج، جناب آقای محمدجواد شبیری زنجانی، در این‌باره می‌فرمایند:

▫️«عمار ساباطی روایات مضطرب زیاد دارد. گفته شده است در نقل به معنا قوی نبوده است. فارس بوده و عربی را درست نمی‌فهمیده است، لذا اشتباه زیاد نقل کرده‌اند.»

همچنین آیت‌الله جعفر سبحانی نیز بر همین نکته تأکید کرده و می‌فرمایند:

«بعضی از روات عرب نبودند و به قول رجالی ها جزء موالی بودند (موالی و مولی که در عبارت کشی دیده می شود به معنای غیر عرب زبان است). آنها کلام حضرت را که می خواستند نقل کنند خوب نقل نمی کردند. غالب روایات عمار بن موسی الساباطی این گونه است.»

بنابراین، با توجه به تصریح بزرگان درباره اضطراب و تشویش فراوان در مرویات عمار بن موسی ساباطی، نمی‌توان صرف وثاقت او را برای پذیرش هر روایت وی کافی دانست؛ بلکه در مواردی که روایت او با مشهور فقه امامیه و مبانی پذیرفته‌شده شیعه مخالفت دارد، این اضطراب مانع مهمی در حصول اطمینان به صدور صحیح روایت خواهد بود و نمی‌توان به صرف وثاقت راوی، ملتزم به مضمون آن شد.

🆔 @javaheralklam
👍42👏2👎1
#فقه_الثقلین 6⃣2⃣

⁉️ آیا از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌توان شستن پا را اثبات کرد؟ ( ۹ )


🔹 سومین روایت مورد استناد مخالفین

▫️اگر فراموش کردی و دستت را پیش از صورتت شستی، پس شستن صورتت را دوباره انجام بده، سپس دست‌هایت را بعد از صورت بشوی.
و اگر دست چپت را پیش از دست راستت شروع کردی، پس شستن دست راست را دوباره انجام بده، سپس دست چپ را بشوی.
و اگر مسح سرت را فراموش کردی تا اینکه پاهایت را شستی، پس سرت را مسح کن، سپس پاهایت را بشوی.»


روایت فوق حمل بر تقیه میشود‌.

🆔 @javaheralklam
👍6👎1
🔹برای فهم دقیق روایت فوق، ابتدا لازم است که روایات دیگری را به‌صورت دقیق بررسی کنیم:

▫️فَأَمَّا مَا رَوَاهُ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَسْأَلُهُ عَنِ الْمَسْحِ عَلَى الْقَدَمَيْنِ فَقَالَ: الْوُضُوءُ بِالْمَسْحِ وَلَا يَجِبُ فِيهِ إِلَّا ذَاكَ، وَمَنْ غَسَلَ فَلَا بَأْسَ
📚 الاستبصار‌جلد اول صفحه‌ی ۶۵
📚 معجم الأحاديث المعتبرة جلد چهارم صفحه‌ی۱۸۷

👈 ایوب بن نوح می‌گوید: به امام هادی علیه‌السلام نامه نوشتم و درباره مسح بر دو پا از ایشان سؤال کردم. حضرت در پاسخ فرمودند: وضو با مسح است و در وضو چیزی جز مسح واجب نیست؛ و کسی که [پاها را] بشوید، اشکالی ندارد.

🔹 این روایت از جهت سند صحیح است و راوی اصلی آن، ایوب بن نوح، از شخصیت‌های برجسته اصحاب ائمه علیهم‌السلام است. نجاشی درباره او می‌نویسد:

▫️كان وكيلاً لأبي الحسن وأبي محمد عليهما السلام، عظيم المنزلة عندهما، مأموناً، وكان شديد الورع، كثير العبادة، ثقة في رواياته و أبوه نوح بن دراج كان قاضيا بالكوفة
📚 رجال النجاشی صفحه‌ی۱۰۲

👈 ایوب بن نوح، وکیل امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسلام، دارای جایگاهی بسیار والا نزد آن دو، مورد اعتماد، بسیار پارسا و کثیرالعباده بوده و در نقل روایات نیز ثقه بوده است؛ پدر او قاضی کوفه بود.

🔸با توجه به جایگاه ویژه ایوب بن نوح و ارتباط نزدیک او با امامان علیهم‌السلام، این پرسش مطرح می‌شود که چرا وی درباره چنین مسئله‌ای که قاعدتا میبایست آن را بداند سؤال کرده است؟
به‌ویژه آنکه مسئله وضو از مسائل بسیار مبتلابه مسلمانان بوده و ایوب بن نوح نیز شخصیتی عادی و بی‌ارتباط با فضای علمی و دینی نبوده است.

🔹 پاسخ پرسش بالا را میتوان در کلام نجاشی یافت. نجاشی تصریح می‌کند که پدر ایوب، نوح بن دراج، قاضی کوفه بوده است. این امر نشان می‌دهد که خاندان او با دستگاه قضایی و ساختار حکومتی آن عصر ارتباط داشته‌اند. بنابراین سؤال ایوب بن نوح ناظر به شرایط خاص خود که در تقیه‌‌ی شدید بوده است میباشد؛ او می‌خواسته است حکم خود را در چنین شرایطی از امام جویا شود.

با توجه به این مقدمه، پاسخ امام هادی علیه‌السلام را بررسی کنیم.

▫️امام ابتدا می‌فرمایند: وضوی پاها با مسح است [ الْوُضُوءُ بِالْمَسْحِ ]

▪️سپس برای تأکید، می‌فرمایند: در وضو، جز مسح چیز دیگری واجب نیست [ وَلَا يَجِبُ فِيهِ إِلَّا ذَاكَ ]

این تعبیر بسیار روشن است؛ زیرا امام صرفاً نمی‌فرمایند «مسح جایز است»، بلکه با تعبیر «لا يجب فيه إلا ذاك»، مسح را به‌عنوان تنها امر واجب در این بخش از وضو معرفی می‌کنند.

▫️سپس می‌فرمایند: و اگر کسی پاهایش را بشورد مشکلی ندارد [ وَمَنْ غَسَلَ فَلَا بَأْسَ ]

بنابراین امام ابتدا حکم فقهی اصلی پاها را در وضو بیان میکند و سپس به حکم خاص ایوب بن نوح که در شرایط تقیه بوده است پاسخ میدهد.

☑️ بنابراین، آنگونه که برخی مخالفین فکر کردند ذیل روایت را نمی‌توان به این معنا گرفت که شستن پا نیز در عرض مسح پا، یکی از دو شیوه مشروع و واجب وضو است؛ زیرا این معنا با تعبیر صریح «ولا يجب فيه إلا ذاك» سازگار نیست.

بنابراین، روایت نه‌تنها قابل استناد برای وجوب یا حتی هم‌عرض بودن شستن پا با مسح پا نیست، بلکه صدر روایت با صراحت میگوید: «الوضوء بالمسح و لا يجب فيه إلا ذاك» و این دو تعبیر، مسح را به‌عنوان حکم واجب و حکم اولیه معرفی می‌کنند.
اما عبارت «ومن غسل فلا بأس» ناظر به تکلیف خاص جناب ایوب بن نوح که در شرایط سخت تقیه بوده است میباشد و از باب حکم ثانویه میباشد.

بنابراین حکم تطهیر پا‌ها از منظر اهلبیت علیهم‌السلام مسح میباشد و اگر در برخی روایت‌ها به برخی افراد میفرمایند پا‌ها را بشورید این حکم از باب حکم ثانویه و ناظر به شرایط خاص آن شخص اعم از تقیه و غیره میباشد؛ روایت ابوبصیر [ سومین روایت مورد استناد مخالفین ] نیز از همین قبیل است.

🆔 @javaheralklam
👍52👏2👎1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
فَأَمَّا مَا رَوَاهُ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَسْأَلُهُ عَنِ الْمَسْحِ عَلَى الْقَدَمَيْنِ فَقَالَ: الْوُضُوءُ بِالْمَسْحِ وَلَا يَجِبُ فِيهِ إِلَّا ذَاكَ، وَمَنْ غَسَلَ فَلَا بَأْسَ
📚 الاستبصار‌جلد اول صفحه‌ی ۶۵
📚 معجم الأحاديث المعتبرة جلد چهارم صفحه‌ی۱۸۷

👈 ایوب بن نوح می‌گوید: به امام هادی علیه‌السلام نامه نوشتم و درباره مسح بر دو پا از ایشان سؤال کردم. حضرت در پاسخ فرمودند: وضو با مسح است و در وضو چیزی جز مسح واجب نیست؛ و کسی که [پاها را] بشوید، اشکالی ندارد.
#فقه_الثقلین 7⃣2⃣

⁉️ آیا از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌توان شستن پا را اثبات کرد؟ ( ۱۰ )


▫️روایت فوق از جمله روایات مورد استناد مخالفین میباشد که اگر جایی در کلام اهلبیت علیهم‌السلام بیان شده است که پاها باید مسح شود مقصود از مسح، مسح استیعابی است❗️

👈 توضیح این روایت و مقصود اصلی امام را توضیح دادیم.

🆔 @javaheralklam
👍71👎1👏1
#فقه_الثقلین 8⃣2⃣

⁉️ آیا از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌توان شستن پا را اثبات کرد؟ (۱۱)


🔹 در شرح روایت ایوب بن نوح، بیان کردیم که حکم اصلی تطهیر پا در وضو در فقه اهل‌بیت علیهم‌السلام، مسح پا است؛ اما در برخی شرایط خاص، ائمه علیهم‌السلام به برخی از اصحاب خود دستور می‌دادند مطابق وضوی اهل‌سنت عمل کنند؛ چراکه رعایت تقیه و حفظ جان شیعیان اقتضا می‌کرد چنین کنند؛ از جمله امام برای خود خود ایوب بن نوح که با حکومت عباسی مرتبط بود توضیح میدهند که حکم اصلی تطهیر پا در وضو مسح است اما ایوب بن نوح میتواند در وضو از روی تقیه پاهای خود رو بشورد.

بنابراین، صرف وجود روایتی که در آن به شخصی دستور وضویی مطابق وضوی اهل‌سنت داده شده، به‌تنهایی نمی‌تواند اثبات‌کننده حکم عمومی وضو باشد؛ بلکه باید شرایط مخاطب و جهت صدور روایت نیز بررسی شود.

دقت شود که در این گونه روایات بحث ما در اصل صدور روایات نیست بلکه در خصوص جهت صدور روایت است.

نمونه روشن دیگری به غیر روایت ایوب بن نوح، روایت داود بن زربی است. درباره داود بن زربی نیز در رجال کشی آمده است:

▫️وَكَانَ أَخَصَّ النَّاسِ بِالرَّشِيدِ [ او از نزدیک‌ترین و خاص‌ترین افراد نزد هارون‌الرشید بود ]
📚 معجم رجال الحديث جلد هشتم صفحه‌ی ۱۰۷

به همین دلیل امام برای حفظ جان ایشان به او دستور میدهد مطابق وضوی اهلسنت وضو بگیرد:

▫️مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ زُرْبِيٍّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنِ الْوُضُوءِ، فَقَالَ لِي: «تَوَضَّأْ ثَلَاثًا». قَالَ: ثُمَّ قَالَ لِي: «أَلَيْسَ تَشْهَدُ بَغْدَادَ وَعَسَاكِرَهُمْ؟» قُلْتُ: بَلَى. قَالَ: فَكُنْتُ يَوْمًا أَتَوَضَّأُ فِي دَارِ الْمَهْدِيِّ، فَرَآنِي بَعْضُهُمْ وَأَنَا لَا أَعْلَمُ بِهِ، فَقَالَ: «كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّكَ فُلَانِيٌّ، وَأَنْتَ تَتَوَضَّأُ هَذَا الْوُضُوءَ». قَالَ: فَقُلْتُ لِهَذَا: «وَاللَّهِ أَمَرَنِي»

▪️داود بن زربی میگوید از امام صادق علیه‌السلام درباره وضو سؤال کردم. حضرت به من فرمود: هر عضو را سه بار وضو بده [ یعنی مطابق وضوی اهلسنت ]
سپس به من فرمود: «‌مگر در بغداد و در میان لشکریان و نیروهای آنان رفت‌وآمد نداری؟» گفتم: بله
داود بن زربی میگوید: [ پس از گذشت این ماجرا و بازگشت به بغداد ] روزی در خانه مهدی [عباسی] وضو می‌گرفتم. یکی از آنان مرا دید، در حالی که من متوجه حضور او نبودم. پس گفت: کسی که ادعا کند تو فلانی هستی [ از شیعیان هستی ]، دروغ گفته است؛ در حالی که تو این‌گونه وضو می‌گیری!»
داود بن زربی میگوید در این هنگام [ با خود گفتم ]به خدا سوگند، امام مرا به همین دلیل مرا به این نوع وضو امر کرده است. [ برای اینکه به عنوان شیعه شناخته نشوم ]


👈 مشروح این روایت را کشی در رجال خود بیان میکند.

🔹 دقت در قرائن خود روایت [ خصوصا با تفصیلی که کشی بیان میکند ] نشان می‌دهد که دستور امام علیه‌السلام در اینجا ناظر به شرایط خاص داود بن زربی بوده است؛ شخصی که با دستگاه حکومت ارتباط داشت و در بغداد و میان نیروهای آنان رفت‌وآمد می‌کرد.

👈 امام در روایت ابتدا به داود بن زربی دستور میدهد مطابق وضوی اهلسنت وضو بگیرد سپس دلیل این کار را بیان میکند و میفرماید: چون تو در بغداد و میان لشکریان خلیفه عباسی هستی .

بنابراین، این روایت نشان می‌دهد که ائمه علیهم‌السلام در شرایط تقیه، ممکن است به یکی از اصحاب خود دستور دهند مطابق وضوی اهل‌سنت عمل کند؛ اما چنین دستوری را نمی‌توان بدون بررسی شرایط صدور، حکم اولیه و عمومی وضوی همه شیعیان دانست.

ازاین‌رو، در بررسی روایات مربوط به وضو، تنها نقل متن روایت کافی نیست؛ بلکه باید جهت صدور روایت، شرایط مخاطب و قرائن موجود در روایت نیز بررسی شود.

🆔 @javaheralklam
5👍3👏2👎1🙏1
#فقه_الثقلین 9⃣2⃣

⁉️ آیا از روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌توان شستن پا را اثبات کرد؟ (۱۲)

❗️از جمله روایت مورد استناد مخالفین برای اثبات شستن پا در وضو روایت فوق میباشد!

روایت فوق هیچ دلالتی بر شستن پا ندارد و اثبات میکند که اهلبیت علیهم‌السلام در برخی اوقات برای حفظ جان شیعیان به آنها دستور میدادند مطابق وضوی عامه وضو بگیرند.

👈 شرح و توضیح روایت فوق را بیان کردیم.

🆔 @javaheralklam
👍53👎1👏1🤩1
▪️سال‌ روز شهادت خاتم انبیای الهی، پیامبر رحمت، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و فرزند ایشان امام حسن مجتبی علیه‌السلام را به محضر مقدس حضرت ولی‌عصر بقیةالله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف و عموم شیعیان و مسلمانان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنیم.

▫️وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ اِبْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُيَسِّرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِي اَلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا » قَالَ فَقَالَ يَا مُيَسِّرُ إِنَّ اَلْأَرْضَ كَانَتْ فَاسِدَةً فَأَصْلَحَهَا اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِنَبِيِّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ «وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِي اَلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا »
📚 الکافي ج ۸، ص ۵۸

▫️ميسر میگويد: از امام باقر عليه السّلام در خصوص معناى این آیه از قرآن كه فرمايد:
« در روى زمين پس از اصلاح آن فساد نکنید »(سورۀ اعراف آيۀ ۵۶) سوال کردم؛ امام فرمود:
اى ميسر زمين فاسد و تباه بود و خداوند آن را به وسيلۀ پيامبرش (صلّى الله عليه و آله) اصلاح فرمود، و (بدنبال آن) فرموده:«فساد نكنيد در روى زمين پس از اصلاح آن»


🆔 @javaheralklam
4😢4🙏1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
▪️سال‌ روز شهادت خاتم انبیای الهی، پیامبر رحمت، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و فرزند ایشان امام حسن مجتبی علیه‌السلام را به محضر مقدس حضرت ولی‌عصر بقیةالله الأعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف و عموم شیعیان و مسلمانان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنیم. ▫️وَ…
گوشه‌ای از مقام عظیم الشان پیامبر اسلام حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله

▫️عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا عُرِجَ بِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اِنْتَهَى بِهِ جَبْرَئِيلُ إِلَى مَكَانٍ فَخَلَّى عَنْهُ فَقَالَ لَهُ يَا جَبْرَئِيلُ تُخَلِّينِي عَلَى هَذِهِ اَلْحَالَةِ فَقَالَ اِمْضِهْ فَوَ اَللَّهِ لَقَدْ وَطِئْتَ مَكَاناً مَا وَطِئَهُ بَشَرٌ وَ مَا مَشَى فِيهِ بَشَرٌ قَبْلَكَ
📚 الکافي ج ۱، ص ۴۴۲

🔹 امام صادق عليه السلام فرموند: هنگامی که رسول خدا (صلّى‌اللّٰه‌عليه‌وآله) را به معراج بردند، جبرئيل او را بجایى رسانيد و خود با او نيامد. پیامبر فرمود: اى جبرئيل! در چنين حالى مرا تنها ميگذارى‌؟!
جبرئیل گفت: برو، بخدا در جايى قدم گذاشته‌اى كه هيچ بشرى قدم نگذاشته و پيش از تو هم بشرى در آنجا راه نرفته است .


سند روایت معتبر است.

برتری مطلق پیامبر اسلام حضرت محمد صلی‌الله علیه‌واله بر تمامی مخلوقات از اعتقادات قطعی شیعیان اهلبیت علیهم‌السلام است .

🆔 @javaheralklam
4🤩1