🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
1.02K subscribers
799 photos
163 videos
15 files
712 links
✨️ در کانال جواهر الکلام
👈 روایات مورد استناد مخالفین را برسی میکنیم
👈 پاسخ مستدل و اصولی شبهات را بیان میکنیم
👈 و مباحث مختلف امامت مطرح میشود
در اینجا حق را با دلیل می‌جوییم، نه با تعصب!!

🔸️ارسال شبهات به : @Sajjad74z1

@javaheralklam
Download Telegram
ادامه‌ی پست قبل:

🔹 روایت مورد استناد مخالفان برای اثبات برتری انبیا بر اهلبیت علیهم‌السلام، روایت زیر است:

▫️بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا مَنْزِلَتُكُمْ وَمَنْ تُشْبِهُونَ مِمَّنْ مَضَى؟ قَالَ: صَاحِبُ مُوسَى وَذُو الْقَرْنَيْنِ كَانَا عَالِمَيْنِ وَلَمْ يَكُونَا نَبِيَّيْنِ
📚 الکافي جلد اول صفحه‌ی۲۶۹

▪️برید بن معاویه می‌گوید: از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام پرسیدم: «منزلت و جایگاه شما چگونه است و به کدام‌یک از گذشتگان شباهت دارید؟» امام فرمودند: «مانند همراه موسی و ذوالقرنین هستیم؛ آن دو عالم بودند، ولی پیامبر نبودند.»

🔹 قبلاً توضیح دادیم که این روایت در مقام نفی نبوت از اهل‌بیت علیهم‌السلام میباشد.
روایت فوق علاوه بر مطلب فوق #نوع علم اهلبیت علیهم‌السلام را همانند #نوع علم صاحب حضرت موسی و ذوالقرنین معرفی میکند.

🔸 در روایت فوق امام علیه‌السلام صاحب موسی و ذوالقرنین را با وصف «عالم» معرفی کرده‌اند و همین امر مؤید آن است که وجه تشبیه، علم آنان و عدم نبوت است؛ هم‌چنان که این مطلب در روایت دیگری به صورت صریح بیان شده است:

▫️قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مَنْزِلَتُهُمْ؟ أَنْبِيَاءُ هُمْ؟ قَالَ: لَا، وَلَكِنَّهُمْ عُلَمَاءُ كَمَنْزِلَةِ ذِي الْقَرْنَيْنِ فِي عِلْمِهِ، وَكَمَنْزِلَةِ صَاحِبِ مُوسَى، وَكَمَنْزِلَةِ صَاحِبِ سُلَيْمَانَ
📚 بصائر الدرجات جلد اول صفحه‌ی ۳۶۶

👈 در این روایت، امام علیه‌السلام تصریح می‌کنند که تشبیه، از جهت نوع علم و عدم نبوت است؛ بنابراین روایت نخست نیز باید بر همین معنا حمل شود.

🔹 ازاین‌رو، برای شناخت حقیقت این علم، باید به قرآن مراجعه کنیم و ببینیم علم صاحب حضرت موسی و ذوالقرنین چگونه توصیف شده است:

1⃣ علمی الهی

▫️قرآن درباره صاحب موسی می‌فرماید: ﴿وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا﴾ تعبیر «من لدنا» نشان می‌دهد که علم او، علمی عادی و اکتسابی نبود؛ بلکه علمی بود که مستقیماً از جانب خداوند به او عطا شده بود.
مؤید این معنا، سخن خود آن مرد الهی است که در پایان داستان می‌گوید: ﴿وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي﴾ یعنی این کارها را از پیش خود انجام ندادم، بلکه بر اساس فرمان و تعلیم الهی بود.

2⃣ عظمت این علم

▫️قرآن می‌فرماید: ﴿عِلْمًا﴾ این واژه به صورت نکره آمده است و نکره در چنین مقامى غالباً برای تعظیم است؛ بنابراین آیه نشان می‌دهد که آن مرد الهی از علمی عظیم و ویژه برخوردار بوده است.

3⃣ این علم، رحمتی ویژه از جانب خدا بود

▫️ قرآن پیش از بیان علم او می‌فرماید: ﴿آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا﴾ بنابراین این علم، موهبتی ویژه و عنایتی خاص از جانب خداوند بوده است.

4⃣ حضرت موسی مأمور فراگیری از او شد

▫️حضرت موسی علیه‌السلام از او درخواست می‌کند:‌ ﴿هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا﴾ یعنی از او می‌خواهد بخشی از آن علم الهی را به وی تعلیم دهد؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت این شخص عالم حداقل در برخی از شئون از حضرت موسی اعلم بوده است. [ شخص غیر نبی میتواند در برخی شئون از نبی اعلم‌تر باشد ]

5⃣ اطاعت حضرت موسی از مرد عالم دلیل بر بی خطا بودن علم او

▫️حضرت موسی در برابر او می‌گوید: ﴿وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا﴾ این تعبیر نشان می‌دهد که حضرت موسی موظف بود در مقام تعلیم از دستورات او پیروی کند؛ امری که با الهی بودن منشأ علم او و بدون خطا و اشتباه بودن این علم کاملاً سازگار است.

6⃣ علم او، مایه هدایت و رشد بود

▫️قرآن این علم را با تعبیر ﴿رُشْدًا ﴾ توصیف می‌کند؛ یعنی علمی که انسان را به هدایت و کمال می‌رساند.

7⃣ گستردگی این علم

▫️آن مرد الهی به حضرت موسی می‌گوید: ﴿إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا﴾ یعنی گستره و حقیقت این علم به گونه‌ای است که حضرت موسی در آغاز توان تحمل و درک همه ابعاد آن را ندارد.

8⃣ حضرت موسی خواستار بهره‌مندی از بخشی از آن علم شد

▫️حضرت موسی درخواست نمی‌کند همه علم او را بیاموزد، بلکه می‌گوید:‌ ﴿مِمَّا عُلِّمْتَ﴾ یعنی تنها بخشی از آن علمی را که خداوند به تو عطا کرده است، به من تعلیم بده.

بنابراین، قرآن صاحب حضرت موسی را دارای علمی الهی، عظیم، مایه رشد، برخاسته از تعلیم مستقیم خداوند و علمی بدون خطا و اشتباه معرفی میکند .
علمی که حتی حضرت موسی علیه‌السلام برای بهره‌مند شدن از آن، مأمور به همراهی و شاگردی او شد.

از سوی دیگر، امام صادق علیه‌السلام نیز به صراحت، علم اهل‌بیت علیهم‌السلام را به همین سنخ علم تشبیه کرده‌اند بنابراین همه‌ی این ویژگی‌ها برای اهلبیت علیهم‌السلام نیز ثابت است.

🆔 @javaheralklam
5👍2👎1👏1🙏1👌1
#تحدی_علمی

🔹 بنده این شخص و هر کسی را که چنین ادعایی دارد، به تحدی دعوت می‌کنم که در یکی از مسائل اختلافی میان شیعه و اهل‌سنت، صرفاً از منابع حدیثی معتبر امامیه ثابت کند که نظر مورد اتفاق فقه و عقیده‌ی شیعه، مخالف سخن اهل‌بیت علیهم‌السلام است و در مقابل، نظر اهل‌سنت همان نظر اهل‌بیت علیهم‌السلام است.

🔸 توجه شود که محل بحث، استدلال از منابع حدیثی خود شیعه است؛ بنابراین استناد به منابع اهل‌سنت یا اقوال علما خارج از محل نزاع است. مدعی باید تنها با روایات معتبر امامیه نشان دهد که اهل‌بیت علیهم‌السلام همان دیدگاه مشهور اهل‌سنت را تأیید کرده‌اند و نظر اجماعی شیعه برخلاف فرمایش آنان است.

و گمان نمی‌کنم چنین ادعایی هرگز اثبات شود، مگر آنکه «يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ»


🆔 @javaheralklam
🔥15👎3👏21
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
🔹 در مقام افتاء، هدف امام علیه‌السلام بیان وظیفه عملی همان شخصِ سؤال‌کننده است؛ نه آموزش قواعد کلی فقه. به همین دلیل امام علیه‌السلام با در نظر گرفتن تمام خصوصیات و شرایط سائل، حکم مناسب او را بیان می‌کند و این نکته مهمترین ویژگی مقام افتاء میباشد. ▫️از جمله…
#فوائد_الأصول 🔟
#علل_اختلاف_الحديث 8⃣

🔹 از مهم‌ترین نکاتی که در بررسی روایات صادرشده در مقام افتاء باید به آن توجه کرد، اختلاف موضوع است؛ زیرا امام در این‌گونه روایات، در مقام بیان وظیفه‌ی شرعیِ پرسشگر است؛ ازاین‌رو، پاسخ امام متناسب با شرایط و خصوصیات همان شخص خواهد بود.

▫️برای روشن شدن مطلب، به روایت زیر دقت کنید:

▪️سلمة بن محرز از امام صادق علیه‌السلام درباره مردی پرسید که پیش از طواف نساء با همسرش نزدیکی کرده است. امام فرمود: «چیزی بر او نیست.» هنگامی که اصحاب گفتند این پاسخ از روی تقیه بوده است؛ زیرا امام در پاسخ به شخص دیگری درباره همین مسئله فرموده بود: «بر تو قربانی کردن یک شتر واجب است.» سلمه دوباره از امام پرسید. امام فرمود: «آن شخص حکم این مسئله را می‌دانست؛ آیا تو نیز از آن آگاه بودی؟» عرض کرد: «نه.» امام فرمود: «پس چیزی بر تو نیست.»

🔸 در این روایت، دو نفر درباره یک مسئله واحد از امام سؤال می‌کنند؛ اینکه اگر کسی پیش از طواف نساء با همسرش نزدیکی کند، آیا چیزی بر عهده اوست؟

👈 امام در پاسخ به یکی می‌فرماید: «چیزی بر تو نیست.»
و در پاسخ به دیگری می‌فرماید: «بر تو قربانی کردن یک شتر واجب است.»

هنگامی که اصحاب از این تفاوت در پاسخ‌ها شگفت‌زده شدند، امام علت اختلاف را بیان فرمودند: شخص اول از حکم این مسئله آگاه نبود؛ ازاین‌رو چیزی بر عهده او نیست. اما شخص دوم با علم به حکم شرعی مرتکب این عمل شده بود؛ بنابراین باید کفاره بپردازد.

☑️ در نتیجه، آنچه در نگاه نخست تعارض میان دو روایت پنداشته می‌شد، در حقیقت ناشی از تفاوت موضوع بود؛ زیرا موضوع یک روایت، جاهل به حکم و موضوع روایت دیگر، عالم به حکم است.

بنابراین، در روایات افتایی، بسیاری از روایاتی که در نگاه نخست متعارض به نظر می‌رسند، در واقع درباره یک موضوع واحد صادر نشده‌اند؛ بلکه هر یک ناظر به موضوعی متفاوت‌اند. ازاین‌رو، اختلاف حکم در این موارد، ناشی از اختلاف موضوع است، نه تعارض واقعی میان روایات.

پیش از آنکه دو روایت افتایی متعارض پنداشته شوند، باید موضوع هر روایت و تمام قیود و خصوصیات آن با دقت بررسی شود؛ زیرا در بسیاری از موارد، با روشن شدن اختلاف موضوع، تعارض نیز برطرف خواهد شد.

🆔 @javaheralklam
👍41👎1👏1👌1
Forwarded from عُمَری فان😆
اهل بدعت بودن ابوحنیفه و نووی

اهل تسنن نبودن (تکفیر) ابوحنیفه و نووی

کفر یا اسلام سیوطی

🔺موضوعات مباهله بین وهابی ها🔺

بدون شرح ....

کار وهابی ها از تکفیر شیعیان گذشته و به تکفیر ائمه و علمای خودشان مانند ابوحنیفه، نووی و سیوطی رسیده است!

چند صباح دیگر ابن تیمیه را به مقام نبوت و الوهیت میرسانند و کل جهان را تکفیر میکنند.

#عمری_فان
#سنت_دروغین

🆔
@omar_fun
😱31👎1👏1🤩1
⁉️ وجود امام غائب چگونه میتواند مصداق لطف باشد؟

پاسخ به شبهه‌ی فوق را میتوانید در لینک‌های زیر مطالعه کنید:

1⃣
https://t.me/javaheralklam/2108
2⃣
https://t.me/javaheralklam/2120

🆔
@javaheralklam
8
#تذکر_مهم:

🔹 هدف از معرفی برخی کانال‌ها،
#صرفاً آشنایی مخاطبان با منابع، پژوهش‌ها و دیدگاه‌های موجود در موضوعات مختلف است و این معرفی، به هیچ‌وجه به معنای تأیید تمام مطالب، مبانی، تحلیل‌ها، استدلال‌ها یا نتایج مطرح‌شده در آن‌ها نیست.

🔸 چه‌بسا در یک کانال، مطالب ارزشمند و قابل استفاده‌ای وجود داشته باشد و در عین حال، برخی دیدگاه‌ها یا استدلال‌های آن از نظر ما قابل پذیرش نباشد؛ همان‌گونه که ممکن است در مواردی با تحلیل‌های آن موافق باشیم. ازاین‌رو، صرف معرفی یک کانال یا گروه، نباید به منزله‌ی هم‌سویی کامل با همه‌ی محتوای آن تلقی شود.

از همه‌ی مخاطبان گرامی نیز تقاضا می‌شود معرفی یک کانال را صرفاً در حد معرفی یک منبع علمی تلقی کنند و از برداشت‌هایی مانند تأیید مطلق محتوای آن پرهیز نمایند.

🆔
@javaheralklam
6👎1👏1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️ pinned «#تذکر_مهم: 🔹 هدف از معرفی برخی کانال‌ها، #صرفاً آشنایی مخاطبان با منابع، پژوهش‌ها و دیدگاه‌های موجود در موضوعات مختلف است و این معرفی، به هیچ‌وجه به معنای تأیید تمام مطالب، مبانی، تحلیل‌ها، استدلال‌ها یا نتایج مطرح‌شده در آن‌ها نیست. 🔸 چه‌بسا در یک کانال،…»
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
#تحدی_علمی 🔹 بنده این شخص و هر کسی را که چنین ادعایی دارد، به تحدی دعوت می‌کنم که در یکی از مسائل اختلافی میان شیعه و اهل‌سنت، صرفاً از منابع حدیثی معتبر امامیه ثابت کند که نظر مورد اتفاق فقه و عقیده‌ی شیعه، مخالف سخن اهل‌بیت علیهم‌السلام است و در مقابل،…
اگر کسی خواهان مناظره و پاسخ به تحدی ماست با کمال میل میپذیرم اما:

🔹 اگر خواهان صرفا یک مناظره است [ یعنی مناظره رفت و برگشتی نباشد ] میبایست مناظره در کانال جواهر الکلام برگزار شود.

🔹 اما هر کسی اگر اصرار دارد مناظره فوق در گروه و یا کانالی که خودش تعیین میکند برگزار شود ما نیز میپذیریم مشروط به این که او نیز مناظره با موضوع توحید [ اثبات خداوند بر اساس مبانی وهابیت ] را در این کانال بپذیرد.

هر دو مناظره‌ی فوق صوتی خواهد بود.

ایضا اگر کسی از مخالفین مایل به مناظره‌ی کانال به کانال با موضوع فوق باشد در خواست او را میپذیریم مشروط به اینکه از کانال های معروف مخالفین باشد.

🆔 @javaheralklam
4👍4👎2🎉1👌1
🔹البته لازم به ذکر است که صاحب ادعای فوق پس از تحدی ما پیام خویش را از کانال حذف کرده است.

🆔 @javaheralklam
🤩8👎31🔥1👏1🎉1🙏1
❗️جَرَتِ الرِّياحُ بِما لا تَشْتَهي السُّفُنُ!

🔹 روایت فوق را خودِ مخالف از نظر سند معتبر دانسته و آن را دلیلی بر امکان رؤیت خداوند در روز قیامت معرفی کرده است.

❗️اما از نقل ادامه‌ی روایت خودداری کرده است؛ در حالی که ادامه‌ی همان روایت، مقصود امام صادق علیه‌السلام از «رؤیت» را به‌روشنی بیان می‌کند و هرگونه برداشت از رؤیت با چشم را نفی می‌نماید.

▫️امام صادق علیه‌السلام در آغاز روایت می‌فرمایند که مؤمنان خداوند را در روز قیامت مشاهده خواهند کرد، بلکه پیش از قیامت [‌ و در عالم ذر ] نیز خداوند را مشاهده کردند.

❗️مخالف نیز تنها همین بخش از روایت را نقل کرده و آن را دلیلی بر مدعای خود، یعنی امکان رؤیت خداوند با چشم در روز قیامت، قرار داده است‼️

اما ادامه‌ی روایت را که مفسّر همین عبارت است، نقل نکرده است

▫️امام صادق علیه‌السلام در ادامه می‌فرمایند: «دیدن با قلب، مانند دیدن با چشم نیست. خداوند برتر و منزّه است از آن چیزی است که تشبیه‌کنندگان و ملحدان درباره‌ی او وصف می‌کنند»

بنابراین، خودِ امام علیه‌السلام تصریح می‌کنند که مقصود از رؤیت، رؤیت قلبی است، نه رؤیت با چشم

روایت را به صورت کامل مطالعه کنید.
👍7👎21🔥1🤩1👌1
🔹 در خصوص نکته‌ی دومی که ایشان عرض کردند؛ بنده شخص ایشان را به مناظره‌ی کانال به کانال دعوت میکنم که در خصوص ادعایی که کرده است و به آن یقین نیز دارد مناظره کنیم.

👈 اولویت بنده مناظره‌ی کانال به کانال است از این جهت که هر دو طرف میتوانند ادله‌ی خود را به صورت تفصیلی و کامل بیان کنند.

و اگر ایشان این شکل از مناظره را نمیپذیرد ایشان را به مناظره‌ی صوتی در کانال جواهر الکلام دعوت میکنم.

🔸 و اما در خصوص نکته‌ی چهارم ایشان؛ بله هر کسی ممکن است در مباحث علمی خطا کند و این مطلب چیز عجیبی نیست. خود بنده نیز در جایی که مطلبی را به اشتباه بیان کرده بودم صراحتا اعلام کردم:

🆔 https://t.me/javaheralklam/1262

☑️ لکن مهم آن است که پس از اینکه‌ متوجه شدید خطا کردید عمل شما چگونه خواهد بود!

اکنون بنده یکی از تقطیعات مخل ایشان را اینجا بیان کردم.

امیدواریم ایشان پیام خود را ویرایش کند و صراحتا اعلام‌ کند روایت را با تقطیع مخل نقل کرده است.

🆔 @javaheralklam
👍32👎1🔥1👏1
🔹 این کلام یکی از اساتید اهلسنت است که مطلب فوق را نگاشته است.

این کلام ایشان را اگر بر احادیث اهلسنت تطبیق کنیم میتواند بسیار راهگشا باشد!

ان‌شاءالله نمونه‌ای از تطبیق کلام ایشان بر احادیث اهلسنت را بیان خواهم کرد.

🆔
@javaheralklam
👏61👎1🔥1🤩1
❗️شخصی که روایت مورد بحث را متاسفانه تقطیعِ مخل کرده بود پس از تذکر بنده به ایشان ادامه‌ی روایت را نیز بیان کرد اما شگفت آور آن که ادعا کرده است صدر روایت دلالت بر دیدن خداوند با چشم در روز قیامت میکند و ذیل روایت دلالت بر مشاهده‌ی خداوند با قلب دارد !!

🔹
اگر چه حقیقتا روایت بسیار واضح است و هر کس بدون هیچ پیش فرضی روایت را مطالعه کند به مقصود امام آگاه میشود لکن برای رفع شبهه روایت را توضیح میدهیم:

▫️ابوبصیر از امام سوال میکند که آیا مومنین در روز قیامت خداوند را مشاهده میکنند؟!
[ قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هَلْ يَرَاهُ اَلْمُؤْمِنُونَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ ]

▫️امام پاسخ میدهند که مومنین خداوند را در روز قیامت مشاهده میکنند و قبل از روز قیامت در عالم ذر مشاهده کردند [ نَعَمْ وَ قَدْ رَأَوْهُ قَبْلَ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ فَقُلْتُ مَتَی‌ قَالَ حِينَ قَالَ لَهُمْ - أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قٰالُوا بَلی‌ٰ ]

▫️سپس‌ امام پس از لحظاتی سکوت خطاب به ابوبصیر میفرمایند که خداوند در همین دنیا هم قابل مشاهده است آیا تو او را نمیبینی ؟! [ قَالَ َ إِنَّ اَلْمُؤْمِنِينَ لَيَرَوْنَهُ فِي اَلدُّنْيَا قَبْلَ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ أَ لَسْتَ تَرَاهُ فِي وَقْتِكَ هَذَا ]

🔹 توضیح دو نکته در خصوص فراز بالا از روایت:

1⃣ امام این جمله را با #واو_عطف به کلام پیشین متصل کرده و بدون هیچ قرینه‌ای، همان تعبیر «رؤیت» را درباره‌ی دنیا و قیامت به کار برده‌اند. بنابراین اصل، وحدت سیاق و و به تبع آن وحدت مراد است.

2⃣ مشاهده‌ی خداوند توسط ابوبصیر در این دنیا قطعا مشاهده با چشم ‌نیست.

از آنجا که سیاق کلام یکی است بنابراین منظور از مشاهده‌ی خداوند در قیامت و عالم ذر نیز مشاهده با چشم نیست.

بنابراین تا اینجای روایت‌ مشخص‌ شد مقصود امام از دیدار خداوند مشاهده با چشم نیست.

▫️ پس از فزاز بالا ابوبصیر از امام سوال میکند که آیا این کلام شما را برای مردم نقل کنم ؟! [ قَالَ أَبُو بَصِيرٍ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأُحَدِّثُ ِهَذَا عَنْكَ ]

دقت کنید که تعبیر «بهذا» به تمام گفت‌وگوی پیشین بازمی‌گردد، در نتیجه این مطلب نیز مویدی است که تمام کلام سابق امام در یک سیاق و یک معنا است.

▫️امام پاسخ میدهد که خیر این کلام مرا برای بقیه نقل نکن چون ممکن است مردم برداشت اشتباه کنند و دچار تشبیه خداوند به مخلوقات شوند [ فَقَالَ لاَ فَإِنَّكَ إِذَا حَدَّثْتَ بِهِ فَأَنْكَرَهُ مُنْكِرٌ جَاهِلٌ بِمَعْنَی‌ مَا تَقُولُهُ ثُمَّ قَدَّرَ أَنَّ ذَلِكَ تَشْبِيهٌ كَفَرَ ]

▫️سپس امام مقصود خود از روئیت خداوند را توضیح میدهند و میفرمایند: در حالی که روئیت خداوند با قلب مانند روئیت خداوند با چشم نیست [ و مستلزم تشبیه خداوند به مخلوق نیست ] پس‌ منزه است خداوند از تشبیه به مخلوقاتش [ لَيْسَتِ اَلرُّؤْيَةُ بِالْقَلْبِ كَالرُّؤْيَةِ بِالْعَيْنِ تَعَالَی‌ اَللَّهُ عَمَّا يَصِفُهُ اَلْمُشَبِّهُونَ وَ اَلْمُلْحِدُونَ ]

بنابراین ذیل روایت، مفسر صدر آن است، نه اینکه موضوع جدیدی را آغاز کرده باشد. امام ابتدا رؤیت را اثبات می‌کنند، سپس چون احتمال می‌دهند شنونده آن را بر رؤیت بصری حمل کند، حقیقت مراد خود را بیان می‌فرمایند که این رؤیت، رؤیت قلبی است، نه رؤیت چشمی؛ و به همین جهت نیز خداوند را از تشبیه و تجسیم تنزیه می‌کنند.

اگر مقصود امام در صدر روایت رؤیت بصری و در ذیل آن رؤیت قلبی بود، لازم بود هنگام انتقال از یک معنا به معنای دیگر، قرینه‌ای بر این انتقال ذکر کند؛ زیرا حمل یک لفظ بر دو معنای کاملاً متفاوت در یک سیاق، بدون هیچ قرینه‌ای، خلاف ظاهر کلام است.
🆔 @javaheralklam
👍4👎2👌21🔥1🤩1
#فقه_الثقلین 1⃣

🔹 ان‌شاءالله بحثی نسبتاً تفصیلی پیرامون اختلاف شیعه و اهل‌سنت در کیفیت تطهیر پاها در وضو ارائه خواهد شد.

▫️همان‌گونه که می‌دانیم، شیعه امامیه قائل به مسح پاها در وضو است، در حالی که اهل‌سنت شستن پاها را در وضو لازم می‌دانند.

🔹 محور اصلی این بحث، آیه‌ی ۶ سوره‌ی مبارکه‌ی مائده (آیه‌ی وضو) خواهد بود و روایات مرتبط نیز در ذیل و در پرتو دلالت این آیه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.


🆔 @javaheralklam
5👏3👍2👎1
🔹️جَواهِر‌ الکَلام🔹️
#فقه_الثقلین 1⃣ 🔹 ان‌شاءالله بحثی نسبتاً تفصیلی پیرامون اختلاف شیعه و اهل‌سنت در کیفیت تطهیر پاها در وضو ارائه خواهد شد. ▫️همان‌گونه که می‌دانیم، شیعه امامیه قائل به مسح پاها در وضو است، در حالی که اهل‌سنت شستن پاها را در وضو لازم می‌دانند. 🔹 محور اصلی…
#فقه_الثقلین 2⃣

▫️در مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام، قرآن کریم اصل و اساس است و روایات در پرتو قرآن اعتبار می‌یابند. ازاین‌رو، هر روایتی که با قرآن کریم ناسازگار باشد، حجیت نخواهد داشت؛ هرچند از نظر سند، صحیح باشد.

🔹 قاعده عرضه احادیث بر کتاب‌الله، برگرفته از تعالیم خود اهل‌بیت علیهم‌السلام است. برای نمونه، در روایت معتبری، امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند هر حدیثی که موافق کتاب الله نباشد بی اعتبار است:

▫️عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ الْحُرِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ: كُلُّ شَيْءٍ مَرْدُودٌ إِلَى الْكِتَابِ وَالسُّنَّةِ، وَكُلُّ حَدِيثٍ لَا يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ زُخْرُفٌ
📚 الکافی جلد اول صفحه‌ی ۶۹

🔸 همچنین در روایت معتبر دیگری، امام صادق علیه‌السلام از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل می‌کنند که فرمودند حدیثی که مخالف قرآن باشد از ما صادر نشده است:

▫️مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ وَغَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: خَطَبَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِمِنًى فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ، مَا جَاءَكُمْ عَنِّي يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَأَنَا قُلْتُهُ، وَمَا جَاءَكُمْ يُخَالِفُ كِتَابَ اللَّهِ فَلَمْ أَقُلْهُ
📚 الکافی جلد اول صفحه‌ی ۶۹

بر همین اساس، در مسئله وضو نیز نخست دلالت آیه ششم سوره مبارکه مائده را درباره کیفیت تطهیر پاها بررسی می‌کنیم؛ سپس روایات را بر این معیار عرضه می‌نماییم. هر روایتی که با دلالت قرآن کریم هماهنگ باشد، پذیرفته خواهد شد و هر روایتی که با کتاب خدا تعارض داشته باشد، از حجیت برخوردار نخواهد بود.

🆔 @javaheralklam
5👍2👎1👏1🤩1👌1
#فقه_الثقلین 3⃣

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ﴾
[ سوره مائده، آیه ۶]
▫️ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که برای نماز برمی‌خیزید، صورت‌ها و دست‌های خود را تا آرنج بشویید و سر و پاهای خود را تا برآمدگی‌های روی پا (کعبین) مسح کنید.

🔹خلاصه استدلال اهل‌سنت و امامیه درباره آیه وضو

▪️اهل‌سنت در استدلال به آیه وضو برای وجوب شستن پاها، عمدتاً به قرائت نصبِ «أَرْجُلَكُمْ» استناد می‌کنند و معتقدند این واژه بر «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ» عطف شده است؛ ازاین‌رو، حکم پاها نیز همانند صورت و دست‌ها، شستن خواهد بود.

▪️در مقابل، شیعه امامیه معتقد است که واژه «أَرْجُلَكُمْ» چه با قرائت نصب (فتحه) و چه با قرائت جر (کسره)، بر «بِرُءُوسِكُمْ» عطف شده و حکم آن مسح است، نه شستن. بر این اساس، اختلاف در قرائت آیه، تأثیری در دلالت آن بر وجوب مسح پا ندارد؛ زیرا در قرائت جر، عطف بر لفظ و در قرائت نصب، عطف بر محل «بِرُءُوسِكُمْ» صورت گرفته است.
🆔 @javaheralklam
👍5👎21🤩1🙏1
#فقه_الثقلین 4⃣

خوش‌تر آن باشد که سرّ دلبران
گفته آید در حدیث دیگران


🔹 فقهای امامیه برای اثبات وجوب مسح پا، به قواعد زبان عربی و اصول نحو استناد کرده‌اند و بر این باورند که واژه «أَرْجُلَكُمْ» در آیه وضو بر «بِرُءُوسِكُمْ» عطف شده است. با این حال، به جای آنکه این استدلال را از زبان فقهای شیعه نقل کنیم، آن را از زبان برخی از فقها، مفسران و ادیبان برجسته اهل‌سنت بیان می‌کنیم تا روشن شود این تحلیل، ریشه در قواعد پذیرفته‌شده زبان عربی دارد.

▫️ابن‌حزم اندلسی، از فقهای برجسته اهل‌سنت در اواخر قرن چهارم و نیمه نخست قرن پنجم هجری (متوفای ۴۵۶ هـ)، در تبیین دلالت آیه وضو چنین می‌نویسد:

▪️وَأَمَّا قَوْلُنَا فِي الرِّجْلَيْنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْمَسْحِ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: (وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ)، وَسَوَاءٌ قُرِئَ بِخَفْضِ اللَّامِ أَوْ بِفَتْحِهَا، فَهِيَ عَلَى كُلِّ حَالٍ عَطْفٌ عَلَى الرُّءُوسِ؛ إِمَّا عَلَى اللَّفْظِ وَإِمَّا عَلَى الْمَوْضِعِ، لَا يَجُوزُ غَيْرُ ذَلِكَ؛ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُحَالَ بَيْنَ الْمَعْطُوفِ وَالْمَعْطُوفِ عَلَيْهِ بِقَضِيَّةٍ مُبْتَدَأَةٍ
📚 المحلّى بالآثار جلد دوم صفحه‌ی ۵۶

ابن‌حزم در این عبارت، بدون استناد به روایات، صرفاً بر اساس قواعد ادبی و نحوی به تحلیل آیه می‌پردازد. وی تصریح می‌کند که واژه «أَرْجُلَكُمْ» چه با قرائت جر و چه با قرائت نصب خوانده شود، در هر دو صورت بر «بِرُءُوسِكُمْ» عطف شده است؛ زیرا در قرائت جر، عطف بر لفظ و در قرائت نصب، عطف بر محل صورت می‌گیرد.

👈 وی در ادامه دلیل این ادعا را بیان می‌کند و می‌گوید: اگر «أَرْجُلَكُمْ» بر «فَاغْسِلُوا» عطف شود، لازم می‌آید میان معطوف و معطوف‌علیه، جمله‌ای مستقل فاصله شود؛ در حالی که چنین ساختاری از نظر قواعد زبان عربی صحیح نیست. ازاین‌رو، تنها وجه صحیح آن است که «أَرْجُلَكُمْ» بر «بِرُءُوسِكُمْ» عطف شود؛ خواه عطف بر لفظ باشد و خواه عطف بر محل

🆔 @javaheralklam
5👍4👎1🔥1🤩1👌1
#فقه_الثقلین 5⃣

🔹 علاوه بر ابن حزم، فخررازی مفسر مشهور قرن ششم اهلسنت نیز در تفسیر خود صرف آیه را دال بر مسح میداند.

فخر رازی در ذیل آیه‌ی مورد بحث، استدلال قائلان به وجوب مسح را بر اساس هر دو قرائت مشهور آیه وضو [ ارجلَکم و ارجلِکم ] تقریر میکند. [ و البته آن را رد نمیکند که در پایان توضیح میدهیم ]

▫️وی ابتدا می‌گوید: بنابر قرائت جر، واژه «أَرْجُلِكُمْ» بر «بِرُءُوسِكُمْ» عطف شده است؛ بنابراین همان‌گونه که مسح سر واجب است، مسح پا نیز واجب خواهد بود.

👈 سپس ایشان اشکال قائلان به شستن پا نسبت به استدلال بالا را این گونه بیان میکند که جرّ «أَرْجُلِكُمْ» از باب جرّ بالمجاورة است، نه به سبب عطف بر «بِرُءُوسِكُمْ»

فخر رازی در مقام تقریر پاسخ قائلین به مسح پا این توجیه را از چند جهت مردود می‌شمارد:

1⃣ جرّ بالمجاورة اسلوبی شاذ و ضعیف است و در موارد اندکی از کلام عرب، آن هم از باب ضرورت، به کار رفته است؛ ازاین‌رو، نسبت دادن چنین اسلوبی به قرآن کریم که در اوج فصاحت و بلاغت قرار دارد، صحیح نیست.

2⃣ جرّ بالمجاورة تنها در جایی پذیرفته می‌شود که هیچ‌گونه ابهامی در معنا ایجاد نکند [ در اینجا ایشان چند مثال مشهور را بیان میکند‌ ] اما در آیه وضو، حمل آیه بر این وجه، موجب ابهام در مراد الهی خواهد شد.

3⃣ جرّ بالمجاورة در کلام عرب، بدون حرف عطف واقع می‌شود؛ در حالی که در آیه وضو، میان «بِرُءُوسِكُمْ» و «أَرْجُلِكُمْ» حرف عطف «واو» وجود دارد.

👈 ازاین‌رو، اساساً تطبیق این قاعده بر آیه وضو از نظر ادبی نادرست است.

▫️فخر رازی سپس در مقام تقریر ادله‌ی قائلین به مسح میگوید: قرائت نصب «أَرْجُلَكُمْ» نیز بر وجوب مسح دلالت دارد؛ زیرا «أَرْجُلَكُمْ» می‌تواند بر محل «بِرُءُوسِكُمْ» عطف شده باشد زیرا «رؤوسكم» اگرچه به سبب حرف «باء» در ظاهر مجرور است، اما از جهت محل اعرابی، مفعول فعل «وامسحوا» و در محل نصب قرار دارد؛ ازاین‌رو عطف بر لفظ آن موجب جر و عطف بر محل آن موجب نصب می‌شود.
اکنون که امکان عطف «أَرْجُلَكُمْ» بر محل «بِرُءُوسِكُمْ» ثابت شد، باید دید عامل نصب آن چیست؛ آیا «فَاغْسِلُوا» است یا «وَامْسَحُوا»؟ وی پاسخ می‌دهد که هرگاه دو عامل بر یک معمول اجتماع کنند، اعمال عامل نزدیک‌تر مقدم است. بنابراین، چون «وَامْسَحُوا» نزدیک‌تر به «أَرْجُلَكُمْ» است، عامل نصب همان خواهد بود و قرائت نصب نیز بر مسح دلالت خواهد کرد.

🔸 فخررازی استدلال بالا را در مقام تقریر کسانی که قائل به مسح پا هستند بیان میکند اما نکته‌ی مهم آن است که فخر رازی در پایان به استدلال نحوی بالا هیچ اشکالی وارد نمیکند و صرفا میگویید استدلال بالا را فقط از دو طریق میتوان پاسخ داد:

👈 روایات شستن پا را واجب میدانند بنابراین مسح در آیه بر شستن حمل میشود.

👈 راه دومی نیز ایشان بیان میکند اما تصریح میکند که قائلین به مسح به آن پاسخ دادند.

بنابراین بر اساس کلام فخررازی اگر ما باشیم و صرفا آیه‌ی قران و قواعد نحوی آیه دلالت بر مسح‌ پا دارد.

🆔 @javaheralklam
👍8👎2👏1