🔹 گاهی دیده میشود که برخی از مخالفین، وجود روایاتِ به ظاهر متعارض را نقطهضعفی برای میراث حدیثی امامیه میدانند؛ در حالی که این پدیده اختصاصی به منابع شیعه ندارد.
👈 به اعتراف برخی از محققان اهلسنت، در بیشتر ابواب فقهی آنان نیز احادیثی وجود دارد که در ظاهر با یکدیگر تعارض دارند و همین امر، موجب شکلگیری بخش مهمی از مباحث «مختلف الحدیث» و قواعد جمع و ترجیح شده است.
▫️ كما أن الفقه من أهم الغايات لعلم اختلاف الحديث، وهذا العلم من أهم أسباب اختلاف الفقهاء في الأحكام الشرعية، #فمعظم أبواب الفقه يوجد فيها حديث يخالف حديثًا آخر أو أحاديث في الظاهر
📚 مختلف الحديث بين الفقهاء والمحدثين، ص۷.
✅ بنابراین، وجود روایاتِ به ظاهر متعارض، نه نشانهی ضعف یک مذهب است و نه ویژگی اختصاصی امامیه؛ بلکه پدیدهای شناختهشده در تمام میراث حدیثی مسلمانان است و از همین رو، دانشمندانی از هر دو مکتب، مباحثی مانند مختلف الحدیث، ترجیح و علاج تعارض را بهصورت مستقل تدوین کردهاند.
🆔 @javaheralklam
👈 به اعتراف برخی از محققان اهلسنت، در بیشتر ابواب فقهی آنان نیز احادیثی وجود دارد که در ظاهر با یکدیگر تعارض دارند و همین امر، موجب شکلگیری بخش مهمی از مباحث «مختلف الحدیث» و قواعد جمع و ترجیح شده است.
▫️ كما أن الفقه من أهم الغايات لعلم اختلاف الحديث، وهذا العلم من أهم أسباب اختلاف الفقهاء في الأحكام الشرعية، #فمعظم أبواب الفقه يوجد فيها حديث يخالف حديثًا آخر أو أحاديث في الظاهر
📚 مختلف الحديث بين الفقهاء والمحدثين، ص۷.
✅ بنابراین، وجود روایاتِ به ظاهر متعارض، نه نشانهی ضعف یک مذهب است و نه ویژگی اختصاصی امامیه؛ بلکه پدیدهای شناختهشده در تمام میراث حدیثی مسلمانان است و از همین رو، دانشمندانی از هر دو مکتب، مباحثی مانند مختلف الحدیث، ترجیح و علاج تعارض را بهصورت مستقل تدوین کردهاند.
🆔 @javaheralklam
👎12👍6❤3
#شواهد_پیرایش_و_نقد_حدیث_نزد_قدماء 6⃣
🔹 یکی از روشنترین شواهد بر وجود یک جریان گسترده و سازمانیافته در نقد و پیرایش حدیث نزد قدمای امامیه، تصریح شیخ الطائفه، شیخ طوسی است:
▫️انا وجدنا الطائفة میزت الرجال الناقلة لهذه الاخبار فوثقت الثقات منهم، وضعفت الضعفاء، و فرقت بین من یعتمد علی حدیثه و روایته وبین من لایعتمد علی خبره، و مدحوا الممدوح منهم و ذموا المذموم. و قالوا: فلان متهم فی حدیثه، وفلان کذاب، و فلان مخلط، و فلان مخالف فی المذهب و الاعتقاد، و فلان واقفی، و فلان فطحی، و غیر ذلک من الطعون التی ذکروها، و صنفوا فی ذلک الکتب و استثنوا الرجال من جملة ما رووه من التصانیف فی فهارسهم، حتی ان واحدا منهم اذا انکر حدیثا طعن فی اسناده و ضعفه بروایته.هذه عادتهم علی قدیم و حدیث لاتنخرم
📚 عدة فی الأصول الفقه جلد اول صفحات ۱۴۱ و ۱۴۲
ما مذهب امامیه را در حالی یافتیم که، راویان احادیث را از یکدیگر تفکیک کردند [ و سپس ] راویان مورد اعتماد را توثیق کرده، افراد ضعیف را تضعیف نموده، و میان کسی که به حدیث و روایت او اعتماد میشود و کسی که خبرش قابل اعتماد نیست، تفاوت قائل شدهاند. همچنین افراد شایسته را ستوده و افراد ناپسند را نکوهش کردهاند.
آنان درباره برخی از راویان گفتهاند: فلانی در حدیثش متهم است؛ فلانی دروغگو است؛ فلانی روایتش آشفته [ مخلّط ] است؛ فلانی در مذهب و عقیده انحراف دارد؛ فلانی واقفی است؛ فلانی فطحی است؛ و نیز عیبها و طعنهای دیگری را درباره راویان بیان کردهاند.
همچنین در این زمینه کتابهای مستقلی تألیف کردهاند و در کتابهای فهرستنگاری خود، برخی از راویان را از شمار کسانی که از آثارشان روایت میکنند، استثنا نمودهاند.
تا آنجا که هرگاه یکی از آنان حدیثی را نمیپذیرفت، به سند آن اشکال میکرد و آن را به سبب ضعف راویانش تضعیف مینمود. 👈 این روش و سیره، از گذشته تا امروز، همواره میان آنان برقرار بوده و هیچگاه از میان نرفته است.
✅ بنابراین، برخلاف ادعای برخی مخالفان، نقد سند، ارزیابی راویان، تضعیف و توثیق، تألیف کتابهای رجالی و حتی ردّ حدیث به سبب ضعف سند، از همان قرون نخستین در میان امامیه یک روش علمیِ شناختهشده و مستمر بوده است؛ نه پدیدهای متأخر.
🆔 @javaheralklam
🔹 یکی از روشنترین شواهد بر وجود یک جریان گسترده و سازمانیافته در نقد و پیرایش حدیث نزد قدمای امامیه، تصریح شیخ الطائفه، شیخ طوسی است:
▫️انا وجدنا الطائفة میزت الرجال الناقلة لهذه الاخبار فوثقت الثقات منهم، وضعفت الضعفاء، و فرقت بین من یعتمد علی حدیثه و روایته وبین من لایعتمد علی خبره، و مدحوا الممدوح منهم و ذموا المذموم. و قالوا: فلان متهم فی حدیثه، وفلان کذاب، و فلان مخلط، و فلان مخالف فی المذهب و الاعتقاد، و فلان واقفی، و فلان فطحی، و غیر ذلک من الطعون التی ذکروها، و صنفوا فی ذلک الکتب و استثنوا الرجال من جملة ما رووه من التصانیف فی فهارسهم، حتی ان واحدا منهم اذا انکر حدیثا طعن فی اسناده و ضعفه بروایته.هذه عادتهم علی قدیم و حدیث لاتنخرم
📚 عدة فی الأصول الفقه جلد اول صفحات ۱۴۱ و ۱۴۲
ما مذهب امامیه را در حالی یافتیم که، راویان احادیث را از یکدیگر تفکیک کردند [ و سپس ] راویان مورد اعتماد را توثیق کرده، افراد ضعیف را تضعیف نموده، و میان کسی که به حدیث و روایت او اعتماد میشود و کسی که خبرش قابل اعتماد نیست، تفاوت قائل شدهاند. همچنین افراد شایسته را ستوده و افراد ناپسند را نکوهش کردهاند.
آنان درباره برخی از راویان گفتهاند: فلانی در حدیثش متهم است؛ فلانی دروغگو است؛ فلانی روایتش آشفته [ مخلّط ] است؛ فلانی در مذهب و عقیده انحراف دارد؛ فلانی واقفی است؛ فلانی فطحی است؛ و نیز عیبها و طعنهای دیگری را درباره راویان بیان کردهاند.
همچنین در این زمینه کتابهای مستقلی تألیف کردهاند و در کتابهای فهرستنگاری خود، برخی از راویان را از شمار کسانی که از آثارشان روایت میکنند، استثنا نمودهاند.
تا آنجا که هرگاه یکی از آنان حدیثی را نمیپذیرفت، به سند آن اشکال میکرد و آن را به سبب ضعف راویانش تضعیف مینمود. 👈 این روش و سیره، از گذشته تا امروز، همواره میان آنان برقرار بوده و هیچگاه از میان نرفته است.
✅ بنابراین، برخلاف ادعای برخی مخالفان، نقد سند، ارزیابی راویان، تضعیف و توثیق، تألیف کتابهای رجالی و حتی ردّ حدیث به سبب ضعف سند، از همان قرون نخستین در میان امامیه یک روش علمیِ شناختهشده و مستمر بوده است؛ نه پدیدهای متأخر.
🆔 @javaheralklam
👍6👎2
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
#شواهد_پیرایش_و_نقد_حدیث_نزد_قدماء 6⃣ 🔹 یکی از روشنترین شواهد بر وجود یک جریان گسترده و سازمانیافته در نقد و پیرایش حدیث نزد قدمای امامیه، تصریح شیخ الطائفه، شیخ طوسی است: ▫️انا وجدنا الطائفة میزت الرجال الناقلة لهذه الاخبار فوثقت الثقات منهم، وضعفت الضعفاء،…
🔹 از این عبارت شیخ طوسی، چند نکتهی بسیار مهم استفاده میشود:
1⃣ شیخ طوسی در مقام بیان شیوهی کلی و روش فقهای شیعه است به همین دلیل از لفظ «الطائفة» استفاده میکند؛ یعنی این روش را سیرهی عمومی امامیه میداند، نه عملکرد چند عالم یا چند رجالی خاص [ انا وجدنا الطائفة ]
2⃣ امامیه تنها به نقل حدیث اکتفا نکردند؛ بلکه راویان را توثیق، تضعیف و از یکدیگر تفکیک میکردند و میان افراد قابل اعتماد و غیر قابل اعتماد تفاوت قائل بودند. [ فوثقت الثقات منهم، وضعفت الضعفاء ]
3⃣ قدمای امامیه برای نقد راویان، معیارهای مشخصی داشتند و با تعابیری مانند کذاب، متهم، مخلط، واقفی، فطحی و... به ارزیابی راویان میپرداختند. [ فلان متهم فی حدیثه، وفلان کذاب، و فلان مخلط، و فلان مخالف فی المذهب و الاعتقاد ]
4⃣ شیخ تصریح میکند که آنان در این موضوع کتابهای مستقلی تألیف کردند؛ که خود، نشاندهندهی شکلگیری دانشی مستقل در زمینهی ارزیابی و نقد حدیث است. [ و صنفوا فی ذلک الکتب ]
5⃣ مهمتر از همه اینکه، هرگاه حدیثی را نمیپذیرفتند، به بررسی سند آن میپرداختند و با استناد به ضعف راویان، آن را تضعیف میکردند؛ یعنی نقد سندی، از روشهای رایج آنان بوده است. [ حتی ان واحدا منهم اذا انکر حدیثا طعن فی اسناده و ضعفه بروایته ]
6⃣ شیخ در پایان تأکید میکند که این روش، سیرهای مستمر از گذشته تا زمان او بوده و هیچگاه دچار انقطاع نشده است. [ هذه عادتهم على قديم وحديث لا تنخرم ]
✅ شیخ طوسی این گزارش را نه به عنوان یک نظریه شخصی، بلکه به عنوان گزارش یک واقعیت تاریخی بیان میکند؛ زیرا تعبیر «وجدنا» [ ما چنین یافتیم ] ظهور در گزارش از یک سنت و واقعیت موجود در میان امامیه دارد، نه صرف اظهار نظر شخصی
👈 بنابراین با وجود این شواهد و ادلهی صریح واقعا عجیب است که برخی مخالفین ادعا دارند شیعیان تا قبل از علامه حلی اعلیاللهمقامهالشریف یک مکتب مستقل در علم رجال و حدیث نداشتند!!
🆔 @javaheralklam
1⃣ شیخ طوسی در مقام بیان شیوهی کلی و روش فقهای شیعه است به همین دلیل از لفظ «الطائفة» استفاده میکند؛ یعنی این روش را سیرهی عمومی امامیه میداند، نه عملکرد چند عالم یا چند رجالی خاص [ انا وجدنا الطائفة ]
2⃣ امامیه تنها به نقل حدیث اکتفا نکردند؛ بلکه راویان را توثیق، تضعیف و از یکدیگر تفکیک میکردند و میان افراد قابل اعتماد و غیر قابل اعتماد تفاوت قائل بودند. [ فوثقت الثقات منهم، وضعفت الضعفاء ]
3⃣ قدمای امامیه برای نقد راویان، معیارهای مشخصی داشتند و با تعابیری مانند کذاب، متهم، مخلط، واقفی، فطحی و... به ارزیابی راویان میپرداختند. [ فلان متهم فی حدیثه، وفلان کذاب، و فلان مخلط، و فلان مخالف فی المذهب و الاعتقاد ]
4⃣ شیخ تصریح میکند که آنان در این موضوع کتابهای مستقلی تألیف کردند؛ که خود، نشاندهندهی شکلگیری دانشی مستقل در زمینهی ارزیابی و نقد حدیث است. [ و صنفوا فی ذلک الکتب ]
5⃣ مهمتر از همه اینکه، هرگاه حدیثی را نمیپذیرفتند، به بررسی سند آن میپرداختند و با استناد به ضعف راویان، آن را تضعیف میکردند؛ یعنی نقد سندی، از روشهای رایج آنان بوده است. [ حتی ان واحدا منهم اذا انکر حدیثا طعن فی اسناده و ضعفه بروایته ]
6⃣ شیخ در پایان تأکید میکند که این روش، سیرهای مستمر از گذشته تا زمان او بوده و هیچگاه دچار انقطاع نشده است. [ هذه عادتهم على قديم وحديث لا تنخرم ]
✅ شیخ طوسی این گزارش را نه به عنوان یک نظریه شخصی، بلکه به عنوان گزارش یک واقعیت تاریخی بیان میکند؛ زیرا تعبیر «وجدنا» [ ما چنین یافتیم ] ظهور در گزارش از یک سنت و واقعیت موجود در میان امامیه دارد، نه صرف اظهار نظر شخصی
👈 بنابراین با وجود این شواهد و ادلهی صریح واقعا عجیب است که برخی مخالفین ادعا دارند شیعیان تا قبل از علامه حلی اعلیاللهمقامهالشریف یک مکتب مستقل در علم رجال و حدیث نداشتند!!
🆔 @javaheralklam
👍7👎2
🔹برخی مخالفین، وجود روایات متعارض در میراث روایی شیعه را یکی از مهمترین اشکالات بر حدیث شیعه میدانند!
⁉️ اما آیا حقیقتاً هر اختلافی، تعارض است؟
⁉️ آیا همهی روایات به ظاهر متعارض، قابل جمع نیستند؟
انشاءالله در سلسه مباحثی تحت عنوان #علل_اختلاف_حدیث این بحث را به شکل تفصیلی برسی خواهیم کرد.
🆔 @javaheralklam
⁉️ اما آیا حقیقتاً هر اختلافی، تعارض است؟
⁉️ آیا همهی روایات به ظاهر متعارض، قابل جمع نیستند؟
انشاءالله در سلسه مباحثی تحت عنوان #علل_اختلاف_حدیث این بحث را به شکل تفصیلی برسی خواهیم کرد.
🆔 @javaheralklam
👍8👎2❤1
#فوائد_الاصول 3⃣
#علل_اختلاف_حدیث 1⃣
🔹 تعریف تعارض
اگر دو دلیل به گونهای باشند که یکدیگر را تکذیب کنند، به نحوی که جمع میان آن دو و عمل به هر دو به صورت همزمان ممکن نباشد، گفته میشود میان آن دو تعارض وجود دارد. علامه مظفر، تعارض را اینگونه تعریف میکند:
▫️ و معنی المعارضة أن کلا منهما إذا تمت مقومات حجیته یبطل الآخر و یکذبه ... علی وجه لا یصح فرض بقاء حجیة کل منهما مع فرض بقاء حجیة الآخر و لا یصح العمل بها معا. فمرجع التعارض فی الحقیقة إلی التکاذب بین الدلیلین فی ناحیة ما أی أن کلا منهما یکذب الآخر و لا یجتمعان علی الصدق. هذا هو المعنی الاصطلاحی للتعارض
📚 اصول مظفر، ج ۳، ص ۲۱۰
▫️علامه مظفر در این تعریف به دو نکتهی اساسی اشاره میکند:
1⃣ هر دو دلیل باید واجد شرایط حجیت باشند.
علامه تصریح میکند که تعارض تنها در صورتی تحقق پیدا میکند که هر دو دلیل، تمام شرایط حجیت را داشته باشند. [ أن کلا منهما إذا تمت مقومات حجیته ]
بنابراین:
🔸 بین حدیث معتبر و حدیث ضعیف تعارضی وجود ندارد؛ زیرا حدیث معتبر حجت است، اما حدیث ضعیف از ابتدا حجیت ندارد.
🔸 بین حدیثی که سند آن معتبر است، اما به جهت وجود مانعی از حجیت ــ مانند مخالفت با قرآن یا سایر موانع ــ از حجیت ساقط شده است، با حدیثی که واجد تمام شرایط حجیت است، تعارضی شکل نمیگیرد.
🔸 بین حدیث متواتر و خبر واحد نیز تعارض اصطلاحی تحقق پیدا نمیکند؛ زیرا حدیث متواتر مفید یقین است، در حالی که خبر واحد مفید ظن معتبر است.
🔸 همچنین میان نص و ظاهر تعارضی وجود ندارد؛ زیرا نص بر ظاهر مقدم است.
2⃣ جمع میان دو دلیل ممکن نباشد.
شرط دیگر آن است که دو دلیل به گونهای باشند که امکان عمل به هر دو وجود نداشته باشد. [ علی وجه لا یصح فرض بقاء حجیة کل منهما مع فرض بقاء حجیة الآخر و لا یصح العمل بها معا ]
ازاینرو، موارد زیر اساساً از باب تعارض خارج هستند:
🔹 روایت عام با روایت خاص
🔹 روایت مطلق با روایت مقید
🔹 روایت مجمل و روایت مبین
🔹 روایت حاکم و روایت محکوم
🔹 روایت وارد و روایت مورود
🔹 روایت ناسخ و روایت منسوخ
🔹 روایت صادر شده از روی تقیه با روایتی که حکم واقعی را بیان میکند، در تعارض نیست؛ زیرا روایت تقیه، به سبب شأن صدور خاص خود، در مقام بیان حکم واقعی نیست و حجیت آن محدود به همان مورد تقیه است.
✅ بنابراین، هر اختلاف ظاهری میان دو روایت، تعارض حقیقی محسوب نمیشود؛ فقها به این تعارض ظاهری که با دقت نظرهای بالا رفع میشود، تعارض غیر مستقر میگویند؛ زیرا با اعمال قواعدی مانند تخصیص، تقیید، حکومت، ورود، نسخ و سایر راههای جمع عرفی، اختلاف ظاهری برطرف میشود.
اما تنها زمانی نوبت به بحث تعارض مستقر میرسد که همهی راههای جمع عرفی و رفع اختلاف بررسی شده باشد و هیچیک از آنها قابل اعمال نباشد؛ در این صورت، باید به قواعد باب تعارض [ مرجحات ]مراجعه کرد.
در مقام استنباط، اکثر قریب به اتفاق اختلافات ظاهری میان ادله، از نوع تعارض غیر مستقر است و با اعمال قواعدی مانند تخصیص، تقیید، حکومت، ورود، نسخ، تقیه و سایر راههای جمع عرفی برطرف میشود.
🆔 @javaheralklam
#علل_اختلاف_حدیث 1⃣
🔹 تعریف تعارض
اگر دو دلیل به گونهای باشند که یکدیگر را تکذیب کنند، به نحوی که جمع میان آن دو و عمل به هر دو به صورت همزمان ممکن نباشد، گفته میشود میان آن دو تعارض وجود دارد. علامه مظفر، تعارض را اینگونه تعریف میکند:
▫️ و معنی المعارضة أن کلا منهما إذا تمت مقومات حجیته یبطل الآخر و یکذبه ... علی وجه لا یصح فرض بقاء حجیة کل منهما مع فرض بقاء حجیة الآخر و لا یصح العمل بها معا. فمرجع التعارض فی الحقیقة إلی التکاذب بین الدلیلین فی ناحیة ما أی أن کلا منهما یکذب الآخر و لا یجتمعان علی الصدق. هذا هو المعنی الاصطلاحی للتعارض
📚 اصول مظفر، ج ۳، ص ۲۱۰
▫️علامه مظفر در این تعریف به دو نکتهی اساسی اشاره میکند:
1⃣ هر دو دلیل باید واجد شرایط حجیت باشند.
علامه تصریح میکند که تعارض تنها در صورتی تحقق پیدا میکند که هر دو دلیل، تمام شرایط حجیت را داشته باشند. [ أن کلا منهما إذا تمت مقومات حجیته ]
بنابراین:
🔸 بین حدیث معتبر و حدیث ضعیف تعارضی وجود ندارد؛ زیرا حدیث معتبر حجت است، اما حدیث ضعیف از ابتدا حجیت ندارد.
🔸 بین حدیثی که سند آن معتبر است، اما به جهت وجود مانعی از حجیت ــ مانند مخالفت با قرآن یا سایر موانع ــ از حجیت ساقط شده است، با حدیثی که واجد تمام شرایط حجیت است، تعارضی شکل نمیگیرد.
🔸 بین حدیث متواتر و خبر واحد نیز تعارض اصطلاحی تحقق پیدا نمیکند؛ زیرا حدیث متواتر مفید یقین است، در حالی که خبر واحد مفید ظن معتبر است.
🔸 همچنین میان نص و ظاهر تعارضی وجود ندارد؛ زیرا نص بر ظاهر مقدم است.
2⃣ جمع میان دو دلیل ممکن نباشد.
شرط دیگر آن است که دو دلیل به گونهای باشند که امکان عمل به هر دو وجود نداشته باشد. [ علی وجه لا یصح فرض بقاء حجیة کل منهما مع فرض بقاء حجیة الآخر و لا یصح العمل بها معا ]
ازاینرو، موارد زیر اساساً از باب تعارض خارج هستند:
🔹 روایت عام با روایت خاص
🔹 روایت مطلق با روایت مقید
🔹 روایت مجمل و روایت مبین
🔹 روایت حاکم و روایت محکوم
🔹 روایت وارد و روایت مورود
🔹 روایت ناسخ و روایت منسوخ
🔹 روایت صادر شده از روی تقیه با روایتی که حکم واقعی را بیان میکند، در تعارض نیست؛ زیرا روایت تقیه، به سبب شأن صدور خاص خود، در مقام بیان حکم واقعی نیست و حجیت آن محدود به همان مورد تقیه است.
✅ بنابراین، هر اختلاف ظاهری میان دو روایت، تعارض حقیقی محسوب نمیشود؛ فقها به این تعارض ظاهری که با دقت نظرهای بالا رفع میشود، تعارض غیر مستقر میگویند؛ زیرا با اعمال قواعدی مانند تخصیص، تقیید، حکومت، ورود، نسخ و سایر راههای جمع عرفی، اختلاف ظاهری برطرف میشود.
اما تنها زمانی نوبت به بحث تعارض مستقر میرسد که همهی راههای جمع عرفی و رفع اختلاف بررسی شده باشد و هیچیک از آنها قابل اعمال نباشد؛ در این صورت، باید به قواعد باب تعارض [ مرجحات ]مراجعه کرد.
در مقام استنباط، اکثر قریب به اتفاق اختلافات ظاهری میان ادله، از نوع تعارض غیر مستقر است و با اعمال قواعدی مانند تخصیص، تقیید، حکومت، ورود، نسخ، تقیه و سایر راههای جمع عرفی برطرف میشود.
🆔 @javaheralklam
👍7
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
در مقام استنباط، اکثر قریب به اتفاق اختلافات ظاهری میان ادله، از نوع تعارض غیر مستقر است و با اعمال قواعدی مانند تخصیص، تقیید، حکومت، ورود، نسخ، تقیه و سایر راههای جمع عرفی برطرف میشود.
🔹 همانگونه که اشاره شد، بسیاری از مواردی که در نگاه نخست، تعارض میان روایات به نظر میرسد، با اندکی دقت و اعمال قواعد اصولی، در حقیقت تعارض واقعی نیست؛ بلکه تنها اختلافی ظاهری است.
🔸 ازاینرو، فقها در بحث #علل_اختلاف_حدیث به این پرسش اساسی میپردازند که این اختلافات ظاهری چرا در روایات اهلبیت علیهمالسلام پدید آمده است و منشأ آنها چیست؟
✅ بنابراین، در این سلسله مباحث، به بررسی مهمترین عوامل پیدایش اختلاف ظاهری در روایات اهلبیت علیهمالسلام خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که بسیاری از آنچه تعارض پنداشته میشود، در واقع تعارض حقیقی نیست.
🆔 @javaheralklam
🔸 ازاینرو، فقها در بحث #علل_اختلاف_حدیث به این پرسش اساسی میپردازند که این اختلافات ظاهری چرا در روایات اهلبیت علیهمالسلام پدید آمده است و منشأ آنها چیست؟
✅ بنابراین، در این سلسله مباحث، به بررسی مهمترین عوامل پیدایش اختلاف ظاهری در روایات اهلبیت علیهمالسلام خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که بسیاری از آنچه تعارض پنداشته میشود، در واقع تعارض حقیقی نیست.
🆔 @javaheralklam
❤6👍2👎2
#فوائد_الاصول 4⃣
#علل_اختلاف_حدیث 2⃣
🔹 پس از آشنایی با مفهوم تعارض، اکنون یک نمونهی واقعی از روایاتی را بررسی میکنیم که در نگاه نخست، متعارض به نظر میرسند و مخالفان مکتب امامیه نیز گاه به آنها استناد میکنند:
✅ در روایت معتبر زیر امام صادق علیهالسلام صراحتا میفرمایند خوردن سه ماهی #حرام است که عبارتند از :
1⃣ ماهی جری [ نوعی ماهی بدون پولک ]
2⃣ مار ماهی
3⃣ ماهی مرده روی آب
▫️عَنْهُ عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلْجِرِّيُّ وَ اَلْمَارْمَاهِي وَ اَلطَّافِي حَرَامٌ» فِي كِتَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ
📚 تهذيب الأحکام جلد نهم صفحهی ۵
▪️امام صادق علیهالسلام میفرمایند: مارماهی، جِرّی [ نوعی ماهی بدون فلس ] و ماهیِ طافی [ ماهیای که مرده و روی آب شناور شده است ] در کتاب علی علیهالسلام حرام شمرده شدهاند.
✅ در مقابل در دو روایت زیر که سندا معتبر نیز هستند در خصوص خوردن ماهی جری تعبیر کراهت به کار رفته است :
▫️اَلْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ اِبْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ اَلْحَلَبِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : لاَ يُكْرَهُ شَيْءٌ مِنَ اَلْحِيتَانِ إِلاَّ اَلْجِرِّيُّ
📚 تهذيب الأحکام جلد نهم صفحهی ۵
▪️امام صادق علیهالسلام فرمود: «از میان ماهیها، تنها جِرّی مکروه است و سایر ماهیها کراهتی ندارند.»
▫️عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ اَلْحَلَبِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : «لاَ تَأْكُلُوا اَلْجِرِّيَّ وَ لاَ اَلطِّحَالَ فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَرِهَهُ»
📚 تهذيب الأحکام جلد نهم صفحهی ۶
▪️امام صادق علیهالسلام فرمود: «از خوردن ماهی جِرّی و طحال خودداری کنید؛ زیرا رسول خدا صلیاللهعلیهوآله خوردن آن دو را مکروه میدانست.»
✅ و در روایت مرسل زیر نیز تعبیر کراهت در خصوص خوردن مارماهی به کار رفته است:
▫️عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْهُمَا عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ : أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَانَ يَكْرَهُ اَلْجِرِّيثَ وَ قَالَ لاَ تَأْكُلُوا مِنَ اَلسَّمَكِ إِلاَّ شَيْئاً عَلَيْهِ فُلُوسٌ وَ كَرِهَ اَلْمَارْمَاهِيَ
📚 الکافی جلد ششم صفحهی ۲۱۹
▪️راوی میگويد: امام [ باقر عليه السّلام و يا امام صادق عليه السّلام ] فرمود:
امير مؤمنان علی عليه السّلام ماهی جرّيث را مكروه میشمرد و میفرمود: فقط ماهیهايی را بخوريد كه پولك دارند.
همچنين مارماهی را نيز مكروه میشمرد.
بنابراین در روایت اول خوردن مارماهی و ماهی جری صراحتا حرام معرفی شده است اما در بقیه روایاتی که نقل کردیم در خصوص خوردن این دو ماهی تعبیر کراهت به کار رفته است.
⁉️ چرا در روایات فوق حکمی فقهی خوردن مار ماهی و ماهی جری یک بار حرمت و بار دیگر کراهت معرفی شده است ؟!
منشاء این اختلاف چیست ؟!
⁉️ این تعارض یک تعارض حقیقی است یا صرفا یک تعارض ظاهری که میتوان آن را رفع کرد ؟!
✍ پاسخ به سوالات فوق انشاءالله در جلسهی بعدی
با ما همراه باشید🌹
🆔 @javaheralklam
#علل_اختلاف_حدیث 2⃣
🔹 پس از آشنایی با مفهوم تعارض، اکنون یک نمونهی واقعی از روایاتی را بررسی میکنیم که در نگاه نخست، متعارض به نظر میرسند و مخالفان مکتب امامیه نیز گاه به آنها استناد میکنند:
✅ در روایت معتبر زیر امام صادق علیهالسلام صراحتا میفرمایند خوردن سه ماهی #حرام است که عبارتند از :
1⃣ ماهی جری [ نوعی ماهی بدون پولک ]
2⃣ مار ماهی
3⃣ ماهی مرده روی آب
▫️عَنْهُ عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلْجِرِّيُّ وَ اَلْمَارْمَاهِي وَ اَلطَّافِي حَرَامٌ» فِي كِتَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ
📚 تهذيب الأحکام جلد نهم صفحهی ۵
▪️امام صادق علیهالسلام میفرمایند: مارماهی، جِرّی [ نوعی ماهی بدون فلس ] و ماهیِ طافی [ ماهیای که مرده و روی آب شناور شده است ] در کتاب علی علیهالسلام حرام شمرده شدهاند.
✅ در مقابل در دو روایت زیر که سندا معتبر نیز هستند در خصوص خوردن ماهی جری تعبیر کراهت به کار رفته است :
▫️اَلْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ اِبْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ اَلْحَلَبِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : لاَ يُكْرَهُ شَيْءٌ مِنَ اَلْحِيتَانِ إِلاَّ اَلْجِرِّيُّ
📚 تهذيب الأحکام جلد نهم صفحهی ۵
▪️امام صادق علیهالسلام فرمود: «از میان ماهیها، تنها جِرّی مکروه است و سایر ماهیها کراهتی ندارند.»
▫️عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ اَلْحَلَبِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : «لاَ تَأْكُلُوا اَلْجِرِّيَّ وَ لاَ اَلطِّحَالَ فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَرِهَهُ»
📚 تهذيب الأحکام جلد نهم صفحهی ۶
▪️امام صادق علیهالسلام فرمود: «از خوردن ماهی جِرّی و طحال خودداری کنید؛ زیرا رسول خدا صلیاللهعلیهوآله خوردن آن دو را مکروه میدانست.»
✅ و در روایت مرسل زیر نیز تعبیر کراهت در خصوص خوردن مارماهی به کار رفته است:
▫️عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْهُمَا عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ : أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَانَ يَكْرَهُ اَلْجِرِّيثَ وَ قَالَ لاَ تَأْكُلُوا مِنَ اَلسَّمَكِ إِلاَّ شَيْئاً عَلَيْهِ فُلُوسٌ وَ كَرِهَ اَلْمَارْمَاهِيَ
📚 الکافی جلد ششم صفحهی ۲۱۹
▪️راوی میگويد: امام [ باقر عليه السّلام و يا امام صادق عليه السّلام ] فرمود:
امير مؤمنان علی عليه السّلام ماهی جرّيث را مكروه میشمرد و میفرمود: فقط ماهیهايی را بخوريد كه پولك دارند.
همچنين مارماهی را نيز مكروه میشمرد.
بنابراین در روایت اول خوردن مارماهی و ماهی جری صراحتا حرام معرفی شده است اما در بقیه روایاتی که نقل کردیم در خصوص خوردن این دو ماهی تعبیر کراهت به کار رفته است.
⁉️ چرا در روایات فوق حکمی فقهی خوردن مار ماهی و ماهی جری یک بار حرمت و بار دیگر کراهت معرفی شده است ؟!
منشاء این اختلاف چیست ؟!
⁉️ این تعارض یک تعارض حقیقی است یا صرفا یک تعارض ظاهری که میتوان آن را رفع کرد ؟!
✍ پاسخ به سوالات فوق انشاءالله در جلسهی بعدی
با ما همراه باشید🌹
🆔 @javaheralklam
👍6👎1
#فوائد_الاصول 5⃣
#علل_اختلاف_حدیث 3⃣
🔹 در ادامهی بحث علل اختلاف حدیث، به یکی از مهمترین عواملی میپردازیم که منشأ پیدایش تعارض ظاهری میان روایات شدهاند:
عامل اول: تغییر معنای الفاظ
ممکن است واژهای در عصر اهلبیت علیهمالسلام معنای خاصی داشته باشد، اما همان واژه به مرور زمان معنای اصطلاحی دیگری پیدا کرده باشد. اگر کسی بدون توجه به این نکته، روایات را با اصطلاحات رایج امروز معنا کند و گمان کند هر معنایی که اکنون از یک لفظ به ذهن ما متبادر میشود، در زمان اهلبیت علیهمالسلام نیز مراد بوده است، چهبسا دچار توهم تعارض میان روایات شود؛ در حالی که منشأ این تعارض، تغییر معنای الفاظ است، نه اختلاف در کلام ائمه علیهمالسلام
☑️ آیتالله سیستانی حفظهالله نیز این مسئله را از مهمترین عوامل پیدایش توهم تعارض در روایات میدانند:
▫️ومن العوامل الرئيسية لبروز حالة توهم وجود التعارض في النصوص الشرعية، تغير مداليل بعض الألفاظ الواردة فيها، حيث أنه ربما كان لها معان أخرى في عصر الأئمة (عليهم السلام) غيرها معانيها المصطلحة عند العلماء المتأخرين عنهم، فيظن بأن مراد الأئمة (عليهم السلام) من اللفظ مدلوله الثانوي المصطلح فيحدث تعارض بين النص المشتمل عليه
📚 تقریرات أبحاث آیتالله سیستانی جلد چهارم صفحهی ۱۴۱
▫️یکی از مهمترین عوامل پیدایش توهم تعارض در متون و روایات شرعی، تغییر معنای برخی واژهها در گذر زمان است؛ زیرا چهبسا واژهای در عصر ائمه علیهمالسلام معنایی داشته باشد که با معنای اصطلاحی آن نزد دانشمندان متأخر متفاوت باشد. در نتیجه، برخی گمان میکنند مقصود ائمه علیهمالسلام از آن واژه، همان معنای اصطلاحی و متأخر آن است و همین امر باعث میشود میان روایاتی که آن لفظ در آنها به کار رفته، توهم تعارض پدید آید.
✅ یکی از روشنترین نمونههای این مسئله، واژهی «مکروه» است؛ این واژه در زمان اهلبیت علیهمالسلام، لزوماً به معنای اصطلاحیِ امروزیِ «ترکِ بهتر» نبود؛ بلکه در بسیاری از موارد، به معنای مبغوض بودن عمل به کار میرفت؛ خواه آن عمل حرام باشد و خواه جایز اما ناپسند؛ اگر چه بر اساس مبنای آیتالله سیستانی و آیتالله شبیری زنجانی، واژهی «یکره» در روایات، ظهور اولیه در حرمت دارد؛ مگر آنکه قرینهای برخلاف آن وجود داشته باشد.
▫️استاد شهیدی نظر این دو بزرگوار را چنین نقل میکند:
▪️ برخی بزرگان مثل آقای سیستانی و آقای زنجانی فرموده اند که یکره در لسان روایات ظهور در حرمت دارد.
✅ بنابراین، اگر کسی به این تحول معنایی توجه نکند، ممکن است روایاتی را که در آنها در خصوص یک موضوع خاص گاهی تعبیر حرام و گاهی تعبیر مکروه آمده است، متعارض بپندارد؛ در حالی که با شناخت معنای واژهی «مکروه» در عصر اهلبیت علیهمالسلام، روشن میشود این موارد، اساساً تعارض حقیقی نیست.
🆔 @javaheralklam
#علل_اختلاف_حدیث 3⃣
🔹 در ادامهی بحث علل اختلاف حدیث، به یکی از مهمترین عواملی میپردازیم که منشأ پیدایش تعارض ظاهری میان روایات شدهاند:
عامل اول: تغییر معنای الفاظ
ممکن است واژهای در عصر اهلبیت علیهمالسلام معنای خاصی داشته باشد، اما همان واژه به مرور زمان معنای اصطلاحی دیگری پیدا کرده باشد. اگر کسی بدون توجه به این نکته، روایات را با اصطلاحات رایج امروز معنا کند و گمان کند هر معنایی که اکنون از یک لفظ به ذهن ما متبادر میشود، در زمان اهلبیت علیهمالسلام نیز مراد بوده است، چهبسا دچار توهم تعارض میان روایات شود؛ در حالی که منشأ این تعارض، تغییر معنای الفاظ است، نه اختلاف در کلام ائمه علیهمالسلام
☑️ آیتالله سیستانی حفظهالله نیز این مسئله را از مهمترین عوامل پیدایش توهم تعارض در روایات میدانند:
▫️ومن العوامل الرئيسية لبروز حالة توهم وجود التعارض في النصوص الشرعية، تغير مداليل بعض الألفاظ الواردة فيها، حيث أنه ربما كان لها معان أخرى في عصر الأئمة (عليهم السلام) غيرها معانيها المصطلحة عند العلماء المتأخرين عنهم، فيظن بأن مراد الأئمة (عليهم السلام) من اللفظ مدلوله الثانوي المصطلح فيحدث تعارض بين النص المشتمل عليه
📚 تقریرات أبحاث آیتالله سیستانی جلد چهارم صفحهی ۱۴۱
▫️یکی از مهمترین عوامل پیدایش توهم تعارض در متون و روایات شرعی، تغییر معنای برخی واژهها در گذر زمان است؛ زیرا چهبسا واژهای در عصر ائمه علیهمالسلام معنایی داشته باشد که با معنای اصطلاحی آن نزد دانشمندان متأخر متفاوت باشد. در نتیجه، برخی گمان میکنند مقصود ائمه علیهمالسلام از آن واژه، همان معنای اصطلاحی و متأخر آن است و همین امر باعث میشود میان روایاتی که آن لفظ در آنها به کار رفته، توهم تعارض پدید آید.
✅ یکی از روشنترین نمونههای این مسئله، واژهی «مکروه» است؛ این واژه در زمان اهلبیت علیهمالسلام، لزوماً به معنای اصطلاحیِ امروزیِ «ترکِ بهتر» نبود؛ بلکه در بسیاری از موارد، به معنای مبغوض بودن عمل به کار میرفت؛ خواه آن عمل حرام باشد و خواه جایز اما ناپسند؛ اگر چه بر اساس مبنای آیتالله سیستانی و آیتالله شبیری زنجانی، واژهی «یکره» در روایات، ظهور اولیه در حرمت دارد؛ مگر آنکه قرینهای برخلاف آن وجود داشته باشد.
▫️استاد شهیدی نظر این دو بزرگوار را چنین نقل میکند:
▪️ برخی بزرگان مثل آقای سیستانی و آقای زنجانی فرموده اند که یکره در لسان روایات ظهور در حرمت دارد.
✅ بنابراین، اگر کسی به این تحول معنایی توجه نکند، ممکن است روایاتی را که در آنها در خصوص یک موضوع خاص گاهی تعبیر حرام و گاهی تعبیر مکروه آمده است، متعارض بپندارد؛ در حالی که با شناخت معنای واژهی «مکروه» در عصر اهلبیت علیهمالسلام، روشن میشود این موارد، اساساً تعارض حقیقی نیست.
🆔 @javaheralklam
👍6👎2❤1
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
چرا در روایات فوق حکمی فقهی خوردن مار ماهی و ماهی جری یک بار حرمت و بار دیگر کراهت معرفی شده است ؟!
منشاء این اختلاف چیست ؟!
⁉️ این تعارض یک تعارض حقیقی است یا صرفا یک تعارض ظاهری که میتوان آن را رفع کرد ؟!
✍ پاسخ به سوالات فوق انشاءالله در جلسهی بعدی
منشاء این اختلاف چیست ؟!
⁉️ این تعارض یک تعارض حقیقی است یا صرفا یک تعارض ظاهری که میتوان آن را رفع کرد ؟!
✍ پاسخ به سوالات فوق انشاءالله در جلسهی بعدی
🔹 اکنون با توجه به توضیحاتی که بیان شد، پاسخ هر دو پرسش نیز روشن میشود:
▫️پاسخ سؤال اول: استعمال واژهی «کراهت» در روایات، در معنای حرمت بسیار رایج است. ازاینرو، میان این دو دسته روایت هیچ تعارضی وجود ندارد؛ بلکه روایات کاملاً بر یکدیگر منطبق هستند و منشأ این اختلاف ظاهری، تنها تغییر معنای واژهی «کراهت» در گذر زمان است.
▫️پاسخ سؤال دوم: با روشن شدن نکتهی فوق، پاسخ این پرسش نیز آشکار میشود که اساساً میان این روایات تعارضی وجود ندارد و این توهم تعارض تنها زمانی پدید میآید که معنای واژهی «کراهت» در عصر اهلبیت علیهمالسلام مورد توجه قرار نگیرد و با معنای اصطلاحی متأخر تفسیر شود.
🆔 @javaheralklam
▫️پاسخ سؤال اول: استعمال واژهی «کراهت» در روایات، در معنای حرمت بسیار رایج است. ازاینرو، میان این دو دسته روایت هیچ تعارضی وجود ندارد؛ بلکه روایات کاملاً بر یکدیگر منطبق هستند و منشأ این اختلاف ظاهری، تنها تغییر معنای واژهی «کراهت» در گذر زمان است.
▫️پاسخ سؤال دوم: با روشن شدن نکتهی فوق، پاسخ این پرسش نیز آشکار میشود که اساساً میان این روایات تعارضی وجود ندارد و این توهم تعارض تنها زمانی پدید میآید که معنای واژهی «کراهت» در عصر اهلبیت علیهمالسلام مورد توجه قرار نگیرد و با معنای اصطلاحی متأخر تفسیر شود.
🆔 @javaheralklam
Telegram
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
#فوائد_الاصول 5⃣
#علل_اختلاف_حدیث 3⃣
🔹 در ادامهی بحث علل اختلاف حدیث، به یکی از مهمترین عواملی میپردازیم که منشأ پیدایش تعارض ظاهری میان روایات شدهاند:
عامل اول: تغییر معنای الفاظ
ممکن است واژهای در عصر اهلبیت علیهمالسلام معنای خاصی داشته باشد،…
#علل_اختلاف_حدیث 3⃣
🔹 در ادامهی بحث علل اختلاف حدیث، به یکی از مهمترین عواملی میپردازیم که منشأ پیدایش تعارض ظاهری میان روایات شدهاند:
عامل اول: تغییر معنای الفاظ
ممکن است واژهای در عصر اهلبیت علیهمالسلام معنای خاصی داشته باشد،…
👍4👎2
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
عَنْهُ عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلْجِرِّيُّ وَ اَلْمَارْمَاهِي وَ اَلطَّافِي حَرَامٌ» فِي كِتَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ
📚 تهذيب الأحکام جلد نهم صفحهی ۵
📚 تهذيب الأحکام جلد نهم صفحهی ۵
#فوائد_رجالیه 3⃣3⃣
🔹 در سند این روایت ابن فضال با تعبیر #غیر_واحد حدیث را به امام میرساند؛ یعنی واسطه بین ایشان و امام دقیقا مشخص نیست که چه کسی میباشد و بنابراین روایت مرسل است.
⁉️ اکنون سوال این است که با وجود مرسل بودن سند آیا روایت معتبر است؟!
✅ پاسخ: روایت قطعا معتبر است و هیچ اشکال سندی به آن وارد نیست زیرا ابن فضال اگر چه واسطهی خود را نام نمیبرد اما تصریح میکند که از افراد متعددی این روایت را نقل کرده است چرا که تعبیر #غیر_واحد ظهور عرفی در افراد زیادی است به همین دلیل آیت الله شبیری زنجانی حفظهالله این تعبیر را دلیل بر مستفیض بودن خبر میداند:
▫️ تعبیر عن غیر واحد به معنای این است که مستفیض است.
✅ بنابراین چون ابن فضال از چند راوی هم عرض هم حدیث را نقل میکند اعتبار این طبقه از سند به #مجموع راویان آن است.
🔸 اقوال سایر فقهاء در خصوص اعتبار تعبیر #غیر_واحد در سند احادیث:
1⃣ شیخ آصف محسنی:
▫️المرسل إمّا يرسل عن بعضهم، أو عن جمع و الأوّل لا يكون حجّة على الأصل، و الثّاني حجّة للاطمئنان بعدم كذب جمع، فإذا قال الرّاوي عن عدّة أو عن جماعة أو عن غير واحد أو أمثال هذه العبارات نبني على اعتبار الرّواية، و إن لم نعرف المحذوفين إسما بالمدح و الذمّ، للاطمئنان بعدم كذب جميع الجماعة المذكورة في أخبارهم
📚 بحوث في علم الرجال [ الشيخ محمد آصف محسنی ] جلد 1 صفحه 228
2⃣ مرحوم سید خویی:
▫️ و أمّا إذا كان الإرسال بمثل«عن غير واحد» كما في مرسلة يونس هذه فهي خارجة عن الإرسال، لأنّ هذا التعبير إنّما يصح فيما إذا كان راوي الخبر كثيرين، ولا يطلق عند كون راويه واحداً أو اثنين كما هو المتفاهم العرفي من مثله في زماننا هذا فإنّ فقيهاً إذا كتب في كتابه أنّ القول الكذائي قال به غير واحد من أصحابنا يستفاد منه لدى العرف أنّه قول قال به كثيرون وإن كان بحسب مفهومه اللغوي صادقاً على اثنين، لأنّه أيضاً غير واحد، واحتمال أن تكون تلك العدّة بأجمعهم من الضّعفاء ضعيف ولا يعتنى بمثله، وعليه فالرواية ليست بمرسلة
📚 موسوعة الامام الخوئي جلد هفتم صفحه 149
3⃣ استاد سید محمد جواد شبیری زنجانی:
▫️تعبیر غیر واحد هم هرچند معتبر است ولی نام راوی برده نشده است و نمیتواند بهعنوان راوی در اول سند قرار بگیرد.
👈 بنابراین روایت از جهت سند کاملا معتبر است و از جهت دلالت هم صریح است.
🆔 @javaheralklam
🔹 در سند این روایت ابن فضال با تعبیر #غیر_واحد حدیث را به امام میرساند؛ یعنی واسطه بین ایشان و امام دقیقا مشخص نیست که چه کسی میباشد و بنابراین روایت مرسل است.
⁉️ اکنون سوال این است که با وجود مرسل بودن سند آیا روایت معتبر است؟!
✅ پاسخ: روایت قطعا معتبر است و هیچ اشکال سندی به آن وارد نیست زیرا ابن فضال اگر چه واسطهی خود را نام نمیبرد اما تصریح میکند که از افراد متعددی این روایت را نقل کرده است چرا که تعبیر #غیر_واحد ظهور عرفی در افراد زیادی است به همین دلیل آیت الله شبیری زنجانی حفظهالله این تعبیر را دلیل بر مستفیض بودن خبر میداند:
▫️ تعبیر عن غیر واحد به معنای این است که مستفیض است.
✅ بنابراین چون ابن فضال از چند راوی هم عرض هم حدیث را نقل میکند اعتبار این طبقه از سند به #مجموع راویان آن است.
🔸 اقوال سایر فقهاء در خصوص اعتبار تعبیر #غیر_واحد در سند احادیث:
1⃣ شیخ آصف محسنی:
▫️المرسل إمّا يرسل عن بعضهم، أو عن جمع و الأوّل لا يكون حجّة على الأصل، و الثّاني حجّة للاطمئنان بعدم كذب جمع، فإذا قال الرّاوي عن عدّة أو عن جماعة أو عن غير واحد أو أمثال هذه العبارات نبني على اعتبار الرّواية، و إن لم نعرف المحذوفين إسما بالمدح و الذمّ، للاطمئنان بعدم كذب جميع الجماعة المذكورة في أخبارهم
📚 بحوث في علم الرجال [ الشيخ محمد آصف محسنی ] جلد 1 صفحه 228
2⃣ مرحوم سید خویی:
▫️ و أمّا إذا كان الإرسال بمثل«عن غير واحد» كما في مرسلة يونس هذه فهي خارجة عن الإرسال، لأنّ هذا التعبير إنّما يصح فيما إذا كان راوي الخبر كثيرين، ولا يطلق عند كون راويه واحداً أو اثنين كما هو المتفاهم العرفي من مثله في زماننا هذا فإنّ فقيهاً إذا كتب في كتابه أنّ القول الكذائي قال به غير واحد من أصحابنا يستفاد منه لدى العرف أنّه قول قال به كثيرون وإن كان بحسب مفهومه اللغوي صادقاً على اثنين، لأنّه أيضاً غير واحد، واحتمال أن تكون تلك العدّة بأجمعهم من الضّعفاء ضعيف ولا يعتنى بمثله، وعليه فالرواية ليست بمرسلة
📚 موسوعة الامام الخوئي جلد هفتم صفحه 149
3⃣ استاد سید محمد جواد شبیری زنجانی:
▫️تعبیر غیر واحد هم هرچند معتبر است ولی نام راوی برده نشده است و نمیتواند بهعنوان راوی در اول سند قرار بگیرد.
👈 بنابراین روایت از جهت سند کاملا معتبر است و از جهت دلالت هم صریح است.
🆔 @javaheralklam
👍4👎2
#فوائد_الاصول 6⃣
#علل_اختلاف_حدیث 4⃣
🔹 در جلسهی قبل بیان کردیم که یکی از مهمترین عوامل پیدایش اختلاف ظاهری میان روایات، تغییر و تحول در معنای برخی الفاظ است. نمونهی آن، لفظ «کراهت» بود که توضیح دادیم در لسان اهلبیت علیهمالسلام در بسیاری از موارد به معنای اصطلاحی امروز (ترکِ بهتر) نیست.
🔸 اکنون به واژهی دیگری میپردازیم که شناخت کاربرد آن در لسان اهلبیت علیهمالسلام نقش مهمی در رفع بسیاری از تعارضهای ظاهری دارد؛ و آن لفظ «حرام» است.
▫️آیتالله سیستانی (حفظهالله) بیان میکنند که واژهی «حرام» در روایات در دو معنا استعمال شده است:
1⃣ حرمت اصطلاحی؛ یعنی عملی که انجام آن شرعاً ممنوع و ترک آن واجب است.
2⃣ اموری که حرمت آنها در قرآن کریم بیان شده است؛ هرچند ممکن است امور دیگری نیز به وسیلهی سنت حرام شده باشند.
▫️ایشان در دروس خود اینگونه توضیح میدهد:
▪️فإن لفظ الحرام استعمل في الروايات في معنيين: أحدهما: الحرمة الاصطلاحية مثل قوله (عليه السلام): «حرم من الذبيحة عشرة أشياء»، وقوله (عليه السلام): «الجري والمار ماهي والطافي حرام في كتاب علي (عليه السلام)» ولم يحرم ذلك في القرآن. الثاني: استعملت الحرمة فيما حرم القرآن الكريم خاصة.
📚 تقریرات آیتالله سیستانی جلد چهارم صفحهی ۲۲۳
▫️واژهی «حرام» در روایات در دو معنا به کار رفته است: نخست، حرمت اصطلاحی؛ مانند فرمایش امام علیهالسلام: «از ذبیحه ده چیز حرام است.» و نیز فرمایش ایشان: «ماهی جِرّی، مارماهی و ماهیِ طافی در کتاب علی علیهالسلام حرام هستند.» با آنکه حرمت این موارد در قرآن کریم نیامده، بلکه از طریق سنت ثابت شده است.
دوم، حرام گاهی تنها در مورد اموری به کار رفته که حرمت آنها به طور خاص در قرآن کریم بیان شده است.
🔹 سپس آیتالله سیستانی ضابطهی تشخیص این دو استعمال را بیان کرده و میفرمایند:
▫️فإذا أورد لفظ الكراهة في مقابل الحرمة في الحديث، فإنما يقابل هذا المعنى الأخص، أي ما ورد في كتاب الله، لا ما يقابل الحرمة الاصطلاحية اليوم، فلفظ الكراهة يجامع الحرمة الاصطلاحية إذن.
▪️بنابراین، هرگاه در روایات، لفظ «کراهت» در برابر «حرمت» قرار گیرد، مقصود از «حرمت»، همان معنای خاص؛ یعنی حرمتی است که در کتاب خدا آمده است، نه حرمت اصطلاحیِ رایج امروز. در نتیجه، لفظ «کراهت» میتواند با حرمت اصطلاحی نیز سازگار باشد.
✅ بنابراین، صرف اینکه در یک روایت «کراهت» در مقابل «حرمت» قرار گرفته است، دلیل نمیشود که «کراهت» را به معنای اصطلاحی امروز (ترکِ بهتر) حمل کنیم؛ زیرا چهبسا مقصود امام علیهالسلام این باشد که آن عمل حرمت قرآنی ندارد، هرچند حرمت آن از طریق سنت ثابت شده باشد.
🔹 برای نمونه، امام باقر علیهالسلام دربارهی ماهی جِرّیث میفرمایند:
▫️عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنِ الْجِرِّيثِ... فَقَالَ: «لَمْ يُحَرِّمِ اللَّهُ شَيْئاً مِنَ الْحَيَوَانِ فِي الْقُرْآنِ إِلَّا الْخِنْزِيرَ بِعَيْنِهِ، وَيُكْرَهُ كُلُّ شَيْءٍ مِنَ الْبَحْرِ لَيْسَ لَهُ قِشْرٌ مِثْلُ الْوَرِقِ، وَلَيْسَ بِحَرَامٍ، إِنَّمَا هُوَ مَكْرُوهٌ».
📚 تهذيب الأحكام جلد نهم صفحهی۶
▪️زراره میگوید: از امام باقر علیهالسلام دربارهی ماهی جِرّیث پرسیدم. امام فرمودند: «خداوند در قرآن، از میان حیوانات، جز گوشت خوک را حرام نکرده است. هر موجود دریایی که مانند ماهی، فلس نداشته باشد، مکروه است و حرام نیست؛ بلکه تنها مکروه است.»
✅ با توجه به توضیحاتی که گذشت، روشن میشود که مقصود امام علیهالسلام از جملهی «حرام نیست»، نفی حرمت قرآنی است یعنی این موضوع در قرآن حرام نشده است و مقصود از کراهت حرمتی است که از طریق سنت بیان شده است.
🆔 @javaheralklam
#علل_اختلاف_حدیث 4⃣
🔹 در جلسهی قبل بیان کردیم که یکی از مهمترین عوامل پیدایش اختلاف ظاهری میان روایات، تغییر و تحول در معنای برخی الفاظ است. نمونهی آن، لفظ «کراهت» بود که توضیح دادیم در لسان اهلبیت علیهمالسلام در بسیاری از موارد به معنای اصطلاحی امروز (ترکِ بهتر) نیست.
🔸 اکنون به واژهی دیگری میپردازیم که شناخت کاربرد آن در لسان اهلبیت علیهمالسلام نقش مهمی در رفع بسیاری از تعارضهای ظاهری دارد؛ و آن لفظ «حرام» است.
▫️آیتالله سیستانی (حفظهالله) بیان میکنند که واژهی «حرام» در روایات در دو معنا استعمال شده است:
1⃣ حرمت اصطلاحی؛ یعنی عملی که انجام آن شرعاً ممنوع و ترک آن واجب است.
2⃣ اموری که حرمت آنها در قرآن کریم بیان شده است؛ هرچند ممکن است امور دیگری نیز به وسیلهی سنت حرام شده باشند.
▫️ایشان در دروس خود اینگونه توضیح میدهد:
▪️فإن لفظ الحرام استعمل في الروايات في معنيين: أحدهما: الحرمة الاصطلاحية مثل قوله (عليه السلام): «حرم من الذبيحة عشرة أشياء»، وقوله (عليه السلام): «الجري والمار ماهي والطافي حرام في كتاب علي (عليه السلام)» ولم يحرم ذلك في القرآن. الثاني: استعملت الحرمة فيما حرم القرآن الكريم خاصة.
📚 تقریرات آیتالله سیستانی جلد چهارم صفحهی ۲۲۳
▫️واژهی «حرام» در روایات در دو معنا به کار رفته است: نخست، حرمت اصطلاحی؛ مانند فرمایش امام علیهالسلام: «از ذبیحه ده چیز حرام است.» و نیز فرمایش ایشان: «ماهی جِرّی، مارماهی و ماهیِ طافی در کتاب علی علیهالسلام حرام هستند.» با آنکه حرمت این موارد در قرآن کریم نیامده، بلکه از طریق سنت ثابت شده است.
دوم، حرام گاهی تنها در مورد اموری به کار رفته که حرمت آنها به طور خاص در قرآن کریم بیان شده است.
🔹 سپس آیتالله سیستانی ضابطهی تشخیص این دو استعمال را بیان کرده و میفرمایند:
▫️فإذا أورد لفظ الكراهة في مقابل الحرمة في الحديث، فإنما يقابل هذا المعنى الأخص، أي ما ورد في كتاب الله، لا ما يقابل الحرمة الاصطلاحية اليوم، فلفظ الكراهة يجامع الحرمة الاصطلاحية إذن.
▪️بنابراین، هرگاه در روایات، لفظ «کراهت» در برابر «حرمت» قرار گیرد، مقصود از «حرمت»، همان معنای خاص؛ یعنی حرمتی است که در کتاب خدا آمده است، نه حرمت اصطلاحیِ رایج امروز. در نتیجه، لفظ «کراهت» میتواند با حرمت اصطلاحی نیز سازگار باشد.
✅ بنابراین، صرف اینکه در یک روایت «کراهت» در مقابل «حرمت» قرار گرفته است، دلیل نمیشود که «کراهت» را به معنای اصطلاحی امروز (ترکِ بهتر) حمل کنیم؛ زیرا چهبسا مقصود امام علیهالسلام این باشد که آن عمل حرمت قرآنی ندارد، هرچند حرمت آن از طریق سنت ثابت شده باشد.
🔹 برای نمونه، امام باقر علیهالسلام دربارهی ماهی جِرّیث میفرمایند:
▫️عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنِ الْجِرِّيثِ... فَقَالَ: «لَمْ يُحَرِّمِ اللَّهُ شَيْئاً مِنَ الْحَيَوَانِ فِي الْقُرْآنِ إِلَّا الْخِنْزِيرَ بِعَيْنِهِ، وَيُكْرَهُ كُلُّ شَيْءٍ مِنَ الْبَحْرِ لَيْسَ لَهُ قِشْرٌ مِثْلُ الْوَرِقِ، وَلَيْسَ بِحَرَامٍ، إِنَّمَا هُوَ مَكْرُوهٌ».
📚 تهذيب الأحكام جلد نهم صفحهی۶
▪️زراره میگوید: از امام باقر علیهالسلام دربارهی ماهی جِرّیث پرسیدم. امام فرمودند: «خداوند در قرآن، از میان حیوانات، جز گوشت خوک را حرام نکرده است. هر موجود دریایی که مانند ماهی، فلس نداشته باشد، مکروه است و حرام نیست؛ بلکه تنها مکروه است.»
✅ با توجه به توضیحاتی که گذشت، روشن میشود که مقصود امام علیهالسلام از جملهی «حرام نیست»، نفی حرمت قرآنی است یعنی این موضوع در قرآن حرام نشده است و مقصود از کراهت حرمتی است که از طریق سنت بیان شده است.
🆔 @javaheralklam
👍4❤2👎1👏1
#وهابیت_زیر_ذره_بین
✅ پاسخ به مرسل بودن روایت:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2382
👈 سایر روایت نهی از خوردن ماهی بدون پولک
✅ اگر در یک روایت کراهت مقابل حرمت قرار بگیرید آیا باید کراهت را حمل بر معنای امروزی آن کردی ؟
🆔 https://t.me/javaheralklam/2383
🆔 @javaheralklam
✅ پاسخ به مرسل بودن روایت:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2382
👈 سایر روایت نهی از خوردن ماهی بدون پولک
✅ اگر در یک روایت کراهت مقابل حرمت قرار بگیرید آیا باید کراهت را حمل بر معنای امروزی آن کردی ؟
🆔 https://t.me/javaheralklam/2383
🆔 @javaheralklam
👍6👎1👏1
#فوائد_الاصول 7⃣
#علل_اختلاف_حدیث 5⃣
عامل دوم: تفاوت مقام تعلیم و مقام افتاء
🔹 یکی دیگر از مهمترین عواملی که باعث میشود برخی روایات در نگاه نخست متعارض به نظر برسند، توجه نکردن به مقام صدور روایت است.
اهلبیت علیهمالسلام همیشه با یک شیوه سخن نمیگفتند، بلکه گاهی در مقام تعلیم بودند و گاهی در مقام افتاء
1⃣ مقام تعلیم: در این مقام، هدف ائمه علیهمالسلام تربیت فقیه و آموزش قواعد کلی استنباط بود؛ ازاینرو، ویژگی بارز این مقام بیان احکام به صورت تدریجی بود یعنی امام در مقام تعلیم مسئله را در چند جلسه به فقهای اصحاب آموزش میدادند و به همین جهت، در این گونه روایات ممکن است یک روایت حکم عام را بیان کند و روایت دیگری همان حکم را تخصیص بزند. اگر همه این روایات در کنار یکدیگر دیده نشوند، ممکن است اختلاف ظاهری میان آنها پدید آید.
2⃣ مقام افتاء: اما گاهی امام علیهالسلام در مقام پاسخ به سؤال یک شخص خاص بود. در این صورت، حضرت تنها حکم همان مورد را با توجه به شرایط، تواناییها و ویژگیهای سائل بیان میکرد، نه اینکه همه فروض و قیود مسئله را در هر پاسخ ذکر کند.
به همین دلیل در این مقام، ممکن است دو نفر درباره یک موضوع سؤال کنند و امام علیهالسلام به هر کدام پاسخ متفاوتی بدهد؛ زیرا هر پاسخ ناظر به شرایط همان شخص است، نه اینکه حکم الهی تغییر کرده باشد.
✅ بنابراین، یکی از مهمترین علل اختلاف ظاهری روایات، خلط میان روایات صادرشده در مقام تعلیم و روایات صادرشده در مقام افتاء است. اگر مقام صدور روایت بهدرستی شناخته شود، بسیاری از تعارضهای ظاهری از بین خواهد رفت.
🆔 @javaheralklam
#علل_اختلاف_حدیث 5⃣
عامل دوم: تفاوت مقام تعلیم و مقام افتاء
🔹 یکی دیگر از مهمترین عواملی که باعث میشود برخی روایات در نگاه نخست متعارض به نظر برسند، توجه نکردن به مقام صدور روایت است.
اهلبیت علیهمالسلام همیشه با یک شیوه سخن نمیگفتند، بلکه گاهی در مقام تعلیم بودند و گاهی در مقام افتاء
1⃣ مقام تعلیم: در این مقام، هدف ائمه علیهمالسلام تربیت فقیه و آموزش قواعد کلی استنباط بود؛ ازاینرو، ویژگی بارز این مقام بیان احکام به صورت تدریجی بود یعنی امام در مقام تعلیم مسئله را در چند جلسه به فقهای اصحاب آموزش میدادند و به همین جهت، در این گونه روایات ممکن است یک روایت حکم عام را بیان کند و روایت دیگری همان حکم را تخصیص بزند. اگر همه این روایات در کنار یکدیگر دیده نشوند، ممکن است اختلاف ظاهری میان آنها پدید آید.
2⃣ مقام افتاء: اما گاهی امام علیهالسلام در مقام پاسخ به سؤال یک شخص خاص بود. در این صورت، حضرت تنها حکم همان مورد را با توجه به شرایط، تواناییها و ویژگیهای سائل بیان میکرد، نه اینکه همه فروض و قیود مسئله را در هر پاسخ ذکر کند.
به همین دلیل در این مقام، ممکن است دو نفر درباره یک موضوع سؤال کنند و امام علیهالسلام به هر کدام پاسخ متفاوتی بدهد؛ زیرا هر پاسخ ناظر به شرایط همان شخص است، نه اینکه حکم الهی تغییر کرده باشد.
✅ بنابراین، یکی از مهمترین علل اختلاف ظاهری روایات، خلط میان روایات صادرشده در مقام تعلیم و روایات صادرشده در مقام افتاء است. اگر مقام صدور روایت بهدرستی شناخته شود، بسیاری از تعارضهای ظاهری از بین خواهد رفت.
🆔 @javaheralklam
👍6❤1👎1
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
1⃣ مقام تعلیم: در این مقام، هدف ائمه علیهمالسلام تربیت فقیه و آموزش قواعد کلی استنباط بود؛ ازاینرو، ویژگی بارز این مقام بیان احکام به صورت تدریجی بود یعنی امام در مقام تعلیم مسئله را در چند جلسه به فقهای اصحاب آموزش میدادند و به همین جهت، در این گونه روایات ممکن است یک روایت حکم عام را بیان کند و روایت دیگری همان حکم را تخصیص بزند. اگر همه این روایات در کنار یکدیگر دیده نشوند، ممکن است اختلاف ظاهری میان آنها پدید آید
🔹 از آنجا که هدف امام علیهالسلام در مقام تعلیم، آموزش قواعد کلی شریعت و تربیت فقیه است، نه صرفاً بیان وظیفهی عملی یک فرد در یک مسئلهی خاص، شیوهی بیان احکام نیز متناسب با همین هدف خواهد بود بنابراین مهمترین ویژگی مقام تعلیم آن است که احکام و قواعد بهصورت تدریجی بیان میشوند؛ ازاینرو ممکن است امام علیهالسلام در یک مجلس حکم عام یا مطلق را بیان کنند و در مجلس یا روایت دیگری مخصص، مقید یا سایر قیود آن را ذکر نمایند.
👈 این روش، همانند شیوهی آموزش در دانشگاههاست؛ چنانکه استاد پزشکی نیز تمام مباحث یک علم را در یک جلسه بیان نمیکند، بلکه ابتدا قواعد کلی را آموزش میدهد و سپس در جلسات بعد، جزئیات، استثناها و تطبیقات آن را مطرح میکند.
🔸 بهطور خلاصه، مهمترین ویژگیهای مقام تعلیم عبارت است از :
1⃣ احکام بهصورت تدریجی بیان میشوند و همهی قیود، مخصصات و استثناها در یک روایت یا یک مجلس ذکر نمیشود.
2⃣ بر قرائن منفصل تکیه دارد؛ یعنی ممکن است مخصص، مقید، مفسر یا ناسخ یک روایت، در روایت دیگری و حتی در زمان دیگری بیان شده باشد.
3⃣ فهم صحیح یک روایت، گاه متوقف بر مراجعه به سایر روایات همان باب است و نمیتوان به یک روایت بهصورت مستقل اکتفا کرد.
4⃣ معمولا محور اصلی آن، بیان اصول، ضوابط و قواعد کلی شریعت است، نه صرفاً بیان حکم یک مورد جزئی.
5⃣ مخاطبان اصلی آن، شاگردان برجسته و افراد مستعد اجتهاد هستند که توانایی استخراج فروع از قواعد کلی را دارند.
6⃣ اگر این شیوهی آموزشی مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است در نگاه نخست میان برخی روایات توهم تعارض ایجاد شود؛ در حالی که با جمع میان روایات و بهکارگیری قواعد اصولی، این تعارض ظاهری برطرف خواهد شد.
✅ بنابراین، برای استنباط صحیح احکام از این دسته روایات، آشنایی با قواعدی مانند عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و سایر قواعد جمع عرفی ضروری است.
🆔 @javaheralklam
👈 این روش، همانند شیوهی آموزش در دانشگاههاست؛ چنانکه استاد پزشکی نیز تمام مباحث یک علم را در یک جلسه بیان نمیکند، بلکه ابتدا قواعد کلی را آموزش میدهد و سپس در جلسات بعد، جزئیات، استثناها و تطبیقات آن را مطرح میکند.
🔸 بهطور خلاصه، مهمترین ویژگیهای مقام تعلیم عبارت است از :
1⃣ احکام بهصورت تدریجی بیان میشوند و همهی قیود، مخصصات و استثناها در یک روایت یا یک مجلس ذکر نمیشود.
2⃣ بر قرائن منفصل تکیه دارد؛ یعنی ممکن است مخصص، مقید، مفسر یا ناسخ یک روایت، در روایت دیگری و حتی در زمان دیگری بیان شده باشد.
3⃣ فهم صحیح یک روایت، گاه متوقف بر مراجعه به سایر روایات همان باب است و نمیتوان به یک روایت بهصورت مستقل اکتفا کرد.
4⃣ معمولا محور اصلی آن، بیان اصول، ضوابط و قواعد کلی شریعت است، نه صرفاً بیان حکم یک مورد جزئی.
5⃣ مخاطبان اصلی آن، شاگردان برجسته و افراد مستعد اجتهاد هستند که توانایی استخراج فروع از قواعد کلی را دارند.
6⃣ اگر این شیوهی آموزشی مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است در نگاه نخست میان برخی روایات توهم تعارض ایجاد شود؛ در حالی که با جمع میان روایات و بهکارگیری قواعد اصولی، این تعارض ظاهری برطرف خواهد شد.
✅ بنابراین، برای استنباط صحیح احکام از این دسته روایات، آشنایی با قواعدی مانند عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و سایر قواعد جمع عرفی ضروری است.
🆔 @javaheralklam
👍3👏2👎1
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
مقام افتاء: اما گاهی امام علیهالسلام در مقام پاسخ به سؤال یک شخص خاص بود. در این صورت، حضرت تنها حکم همان مورد را با توجه به شرایط، تواناییها و ویژگیهای سائل بیان میکرد، نه اینکه همه فروض و قیود مسئله را در هر پاسخ ذکر کند.
به همین دلیل در این مقام، ممکن است دو نفر درباره یک موضوع سؤال کنند و امام علیهالسلام به هر کدام پاسخ متفاوتی بدهد؛ زیرا هر پاسخ ناظر به شرایط همان شخص است، نه اینکه حکم الهی تغییر کرده باشد.
به همین دلیل در این مقام، ممکن است دو نفر درباره یک موضوع سؤال کنند و امام علیهالسلام به هر کدام پاسخ متفاوتی بدهد؛ زیرا هر پاسخ ناظر به شرایط همان شخص است، نه اینکه حکم الهی تغییر کرده باشد.
🔹 در مقام افتاء، هدف امام علیهالسلام بیان وظیفه عملی همان شخصِ سؤالکننده است؛ نه آموزش قواعد کلی فقه. به همین دلیل امام علیهالسلام با در نظر گرفتن تمام خصوصیات و شرایط سائل، حکم مناسب او را بیان میکند و این نکته مهمترین ویژگی مقام افتاء میباشد.
▫️از جمله ویژگیهای مقام افتاء میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1⃣ حکم بر اساس شرایط خاص سائل صادر میشود؛ بنابراین ممکن است پاسخ دو سؤالِ ظاهراً یکسان، به دلیل تفاوت شرایط اشخاص، متفاوت باشد.
2⃣ حکم همیشه قابل تعمیم به دیگران نیست؛ زیرا ممکن است در آن شرایطی وجود داشته باشد که فقط مربوط به همان فرد باشد. [ البته فقیه میتواند حکم کلی را از فتاوای جزئی امام با در نظر گرفتن سایر نکات موثر در استنباط استخراج کند. ]
3⃣ ممکن است بخشی از علت یا قرینه در روایت ذکر نشود؛ زیرا امام علیهالسلام تنها در مقام تعیین وظیفه عملی سائل است، نه بیان همه ضوابط استنباط.
☑️ همانگونه که پزشک برای دو بیمار مبتلا به یک بیماری، با توجه به سن، وضعیت جسمی یا بیماریهای زمینهای، نسخههای متفاوتی تجویز میکند و نسخه یک بیمار را نمیتوان برای دیگری به کار برد؛ فتوای امام علیهالسلام نیز ممکن است بر اساس ویژگیهای خاص سائل صادر شده باشد.
✅ نمونه روایی: اختلاف پاسخهای امام علیهالسلام درباره کفاره افطار عمدی ماه رمضان از همین قبیل است؛ گاهی امام به شخصی دستور آزاد کردن برده میدهد، گاهی اطعام فقرا و گاهی روزه گرفتن دو ماه متوالی را بیان میکند. این اختلاف به سبب تفاوت شرایط سؤالکنندگان است، نه اختلاف در حکم واقعی؛ زیرا حکم کلی، تخییر میان این سه کفاره است و امام علیهالسلام در مقام افتاء، مناسبترین گزینه را برای هر فرد بیان کردهاند.
بنابراین، هر اختلافی در پاسخهای ائمه علیهمالسلام نشانه تعارض نیست؛ بلکه گاه اختلاف، نتیجه تفاوت شرایط سؤالکنندگان و صدور روایت در مقام افتاء است. تنها با شناخت این نکته میتوان بسیاری از تعارضهای ظاهری را برطرف کرد.
🆔 @javaheralklam
▫️از جمله ویژگیهای مقام افتاء میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1⃣ حکم بر اساس شرایط خاص سائل صادر میشود؛ بنابراین ممکن است پاسخ دو سؤالِ ظاهراً یکسان، به دلیل تفاوت شرایط اشخاص، متفاوت باشد.
2⃣ حکم همیشه قابل تعمیم به دیگران نیست؛ زیرا ممکن است در آن شرایطی وجود داشته باشد که فقط مربوط به همان فرد باشد. [ البته فقیه میتواند حکم کلی را از فتاوای جزئی امام با در نظر گرفتن سایر نکات موثر در استنباط استخراج کند. ]
3⃣ ممکن است بخشی از علت یا قرینه در روایت ذکر نشود؛ زیرا امام علیهالسلام تنها در مقام تعیین وظیفه عملی سائل است، نه بیان همه ضوابط استنباط.
☑️ همانگونه که پزشک برای دو بیمار مبتلا به یک بیماری، با توجه به سن، وضعیت جسمی یا بیماریهای زمینهای، نسخههای متفاوتی تجویز میکند و نسخه یک بیمار را نمیتوان برای دیگری به کار برد؛ فتوای امام علیهالسلام نیز ممکن است بر اساس ویژگیهای خاص سائل صادر شده باشد.
✅ نمونه روایی: اختلاف پاسخهای امام علیهالسلام درباره کفاره افطار عمدی ماه رمضان از همین قبیل است؛ گاهی امام به شخصی دستور آزاد کردن برده میدهد، گاهی اطعام فقرا و گاهی روزه گرفتن دو ماه متوالی را بیان میکند. این اختلاف به سبب تفاوت شرایط سؤالکنندگان است، نه اختلاف در حکم واقعی؛ زیرا حکم کلی، تخییر میان این سه کفاره است و امام علیهالسلام در مقام افتاء، مناسبترین گزینه را برای هر فرد بیان کردهاند.
بنابراین، هر اختلافی در پاسخهای ائمه علیهمالسلام نشانه تعارض نیست؛ بلکه گاه اختلاف، نتیجه تفاوت شرایط سؤالکنندگان و صدور روایت در مقام افتاء است. تنها با شناخت این نکته میتوان بسیاری از تعارضهای ظاهری را برطرف کرد.
🆔 @javaheralklam
👍4👎1
#فوائد_الاصول 8⃣
#علل_اختلاف_حدیث 6⃣
نمونهای از روایات تعلیمی؛ آموزش فقه به محمد بن مسلم
▫️یکی از راههای تشخیص روایات تعلیمی، توجه به شخصیت مخاطب روایت است، محمد بن مسلم از بزرگترین فقهای امامیه در قرن دوم و از برجستهترین شاگردان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام و مولف کتابی مشهور در فقه بود:
▫️محمد بن مسلم بن رباح أبو جعفر الأوقص الطحان مولى ثقيف الأعور، وجه أصحابنا بالكوفة، فقيه، و رفع صحب أبا جعفر و أبا عبد الله عليهما السلام، و روى عنهما و كان من أوثق الناس له كتاب يسمى الأربع مائة مسألة في أبواب الحلال والحرام
📚 فهرست نجاشی صفحهی ۳۲۳
فقاهت جناب محمد بن مسلم به حدی بود که ائمه علیهمالسلام گاه حتی خواص و بزرگان اصحاب دیگر را در مسائل فقهی به او ارجاع میدادند.
🔸 ازاینرو، بسیاری از گفتوگوهای علمی امام با او را باید در مقام تعلیم و تربیت یک فقیه تحلیل کرد، نه صرفاً پاسخ به یک استفتای شخصی
یکی از نمونههای روشن این مسئله، روایات جناب محمد بن مسلم رضواناللهعلیه در باب حکم فقهی خوردن انواع ماهی است.
▫️محمّد بن مسلم میگويد: امام باقر عليه السّلام بخشی از كتاب علی عليه السّلام را در اختيار من نهاد. در آن نامه خواندم: «من شما را از خوردن ماهی جرّی، ماهی خاردار، مارماهی، ماهی روآبی (مرده) طحال دامها بازمیدارم».
به حضرتش گفتم: ای پسر رسول خدا! خداوند شما را در رحمت خود جای دهد! صيادان ماهيانی میآورند كه فلس و پولك ندارد.(آيا حلالاند؟)
فرمود: هر ماهی كه فلس و پولك دارد، حلال است، تناول كن و هر ماهی كه فلس ندارد تناول مكن.
این روایت نشان میدهد که امام علاوه بر اینکه تنها به بیان یک فتوا اکتفا نکردند، بلکه قاعده کلی تشخیص حلال و حرام را به شاگرد فقیه خود تعلیم دادند خود کتاب مولا امیرالمومنین علی علیهالسلام که حاوی مطالب فقهی بود را در اختیار ایشان قرار میدهد که خود ایشان احکام را از منبع اصلی آن مطالعه کند.
پس از آن نیز محمد بن مسلم همین مسئله را از امام صادق علیهالسلام سؤال میکند با اینکه محمد بن مسلم حکم این مسئله را در کتاب امام علی علیهالسلام مطالعه کرده بود بنابراین محمد بن مسلم قصد داشت امام صادق علیهالسلام مطالب بیشتری را به او آموزش دهد امام صادق علیهالسلام نیز به خوبی آگاه بودند که این مسئله از موارد اختلافی میان امامیه و عامه است و از سوی دیگر، از جمله ادله فقهای عامه بر حلیت همه انواع ماهی، تمسک به عموم آیات قرآن، بهویژه آیه [ قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا... ] بود. ازاینرو، حضرت در پاسخ به محمد بن مسلم، صرفاً حکم فقهی را بیان نکردند؛ بلکه شیوه صحیح استنباط را نیز به او آموزش دادند. به همین جهت، ابتدا او را به قرائت آیه ارجاع دادند، سپس توضیح دادند که هرچند حرمت برخی از انواع ماهی در قرآن نیامده است، اما این حرمت از سنت ثابت میشود؛ زیران سنت، مخصص عمومات قرآن است.
▫️محمد بن مسلم میگوید: از امام صادق علیهالسلام درباره ماهی جِرّی، مارماهی، زِمّیر و سایر ماهیهای بدون فلس پرسیدم که آیا حرام هستند؟
امام علیهالسلام فرمودند: «ای محمد! این آیه از سوره انعام را بخوان: «بگو: در آنچه بر من وحی شده، هیچ چیز حرامی برای خورندهای که آن را بخورد نمییابم، مگر...»
محمد بن مسلم میگوید: آیه را تا پایان خواندم.
سپس امام علیهالسلام فرمودند: «حرام، تنها چیزی است که خدا و پیامبرش در کتاب خود حرام کردهاند؛ اما [ پیامبر و امام علی ] از برخی اشیاء پرهیز میکردند، و ما نیز از آنها پرهیز میکنیم.»
✅ بنابراین مقصود امام علیهالسلام در این روایت این نیست که حرمت ماهیهای بدون فلس را نفی کنند؛ زیرا خود آن حضرت در روایات متعدد، به حرمت آنها تصریح کردهاند. بلکه امام در مقام آموزش یک قاعده اصولی هستند و به محمد بن مسلم میآموزند که عمومات قرآن همیشه به تنهایی ملاک استنباط نیستند و سنت میتواند مخصص عمومات قرآن باشد.
بنابراین، اگر این دسته از روایات را با نگاه روایات تعلیمی بررسی کنیم، هیچ تعارضی میان آنها وجود ندارد؛ بلکه هر یک بخشی از یک فرآیند آموزشی را تشکیل میدهد. امام باقر علیهالسلام، محمد بن مسلم را با منبع حکم (کتاب علی علیهالسلام) آشنا میکنند و امام صادق علیهالسلام نیز شیوه صحیح استنباط از قرآن و سنت را به او میآموزند؛ یعنی اینکه در استنباط احکام، باید سنت را مخصص عمومات قرآن دانست، نه اینکه تنها به ظاهر آیات اکتفا کرد.
🆔 @javaheralklam
#علل_اختلاف_حدیث 6⃣
نمونهای از روایات تعلیمی؛ آموزش فقه به محمد بن مسلم
▫️یکی از راههای تشخیص روایات تعلیمی، توجه به شخصیت مخاطب روایت است، محمد بن مسلم از بزرگترین فقهای امامیه در قرن دوم و از برجستهترین شاگردان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام و مولف کتابی مشهور در فقه بود:
▫️محمد بن مسلم بن رباح أبو جعفر الأوقص الطحان مولى ثقيف الأعور، وجه أصحابنا بالكوفة، فقيه، و رفع صحب أبا جعفر و أبا عبد الله عليهما السلام، و روى عنهما و كان من أوثق الناس له كتاب يسمى الأربع مائة مسألة في أبواب الحلال والحرام
📚 فهرست نجاشی صفحهی ۳۲۳
فقاهت جناب محمد بن مسلم به حدی بود که ائمه علیهمالسلام گاه حتی خواص و بزرگان اصحاب دیگر را در مسائل فقهی به او ارجاع میدادند.
🔸 ازاینرو، بسیاری از گفتوگوهای علمی امام با او را باید در مقام تعلیم و تربیت یک فقیه تحلیل کرد، نه صرفاً پاسخ به یک استفتای شخصی
یکی از نمونههای روشن این مسئله، روایات جناب محمد بن مسلم رضواناللهعلیه در باب حکم فقهی خوردن انواع ماهی است.
▫️محمّد بن مسلم میگويد: امام باقر عليه السّلام بخشی از كتاب علی عليه السّلام را در اختيار من نهاد. در آن نامه خواندم: «من شما را از خوردن ماهی جرّی، ماهی خاردار، مارماهی، ماهی روآبی (مرده) طحال دامها بازمیدارم».
به حضرتش گفتم: ای پسر رسول خدا! خداوند شما را در رحمت خود جای دهد! صيادان ماهيانی میآورند كه فلس و پولك ندارد.(آيا حلالاند؟)
فرمود: هر ماهی كه فلس و پولك دارد، حلال است، تناول كن و هر ماهی كه فلس ندارد تناول مكن.
این روایت نشان میدهد که امام علاوه بر اینکه تنها به بیان یک فتوا اکتفا نکردند، بلکه قاعده کلی تشخیص حلال و حرام را به شاگرد فقیه خود تعلیم دادند خود کتاب مولا امیرالمومنین علی علیهالسلام که حاوی مطالب فقهی بود را در اختیار ایشان قرار میدهد که خود ایشان احکام را از منبع اصلی آن مطالعه کند.
پس از آن نیز محمد بن مسلم همین مسئله را از امام صادق علیهالسلام سؤال میکند با اینکه محمد بن مسلم حکم این مسئله را در کتاب امام علی علیهالسلام مطالعه کرده بود بنابراین محمد بن مسلم قصد داشت امام صادق علیهالسلام مطالب بیشتری را به او آموزش دهد امام صادق علیهالسلام نیز به خوبی آگاه بودند که این مسئله از موارد اختلافی میان امامیه و عامه است و از سوی دیگر، از جمله ادله فقهای عامه بر حلیت همه انواع ماهی، تمسک به عموم آیات قرآن، بهویژه آیه [ قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا... ] بود. ازاینرو، حضرت در پاسخ به محمد بن مسلم، صرفاً حکم فقهی را بیان نکردند؛ بلکه شیوه صحیح استنباط را نیز به او آموزش دادند. به همین جهت، ابتدا او را به قرائت آیه ارجاع دادند، سپس توضیح دادند که هرچند حرمت برخی از انواع ماهی در قرآن نیامده است، اما این حرمت از سنت ثابت میشود؛ زیران سنت، مخصص عمومات قرآن است.
▫️محمد بن مسلم میگوید: از امام صادق علیهالسلام درباره ماهی جِرّی، مارماهی، زِمّیر و سایر ماهیهای بدون فلس پرسیدم که آیا حرام هستند؟
امام علیهالسلام فرمودند: «ای محمد! این آیه از سوره انعام را بخوان: «بگو: در آنچه بر من وحی شده، هیچ چیز حرامی برای خورندهای که آن را بخورد نمییابم، مگر...»
محمد بن مسلم میگوید: آیه را تا پایان خواندم.
سپس امام علیهالسلام فرمودند: «حرام، تنها چیزی است که خدا و پیامبرش در کتاب خود حرام کردهاند؛ اما [ پیامبر و امام علی ] از برخی اشیاء پرهیز میکردند، و ما نیز از آنها پرهیز میکنیم.»
✅ بنابراین مقصود امام علیهالسلام در این روایت این نیست که حرمت ماهیهای بدون فلس را نفی کنند؛ زیرا خود آن حضرت در روایات متعدد، به حرمت آنها تصریح کردهاند. بلکه امام در مقام آموزش یک قاعده اصولی هستند و به محمد بن مسلم میآموزند که عمومات قرآن همیشه به تنهایی ملاک استنباط نیستند و سنت میتواند مخصص عمومات قرآن باشد.
بنابراین، اگر این دسته از روایات را با نگاه روایات تعلیمی بررسی کنیم، هیچ تعارضی میان آنها وجود ندارد؛ بلکه هر یک بخشی از یک فرآیند آموزشی را تشکیل میدهد. امام باقر علیهالسلام، محمد بن مسلم را با منبع حکم (کتاب علی علیهالسلام) آشنا میکنند و امام صادق علیهالسلام نیز شیوه صحیح استنباط از قرآن و سنت را به او میآموزند؛ یعنی اینکه در استنباط احکام، باید سنت را مخصص عمومات قرآن دانست، نه اینکه تنها به ظاهر آیات اکتفا کرد.
🆔 @javaheralklam
👍4👏3❤1👎1
أَهْلُ مَكَّةَ أَدْرَى بِشِعَابِهَا ❗️
این بنده خدا چون مقام تعلیم و مقام افتاء را در روایات با هم خلط کرده است گاه میگوید مگر امام میخواهد مخاطب را گول بزند !!
گاه میگوید پرسش سائل با پاسخ امام متناسب نیست!!
👈 در حالی که ما این توضیحات را مفصل بیان کردیم:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2385
✅ توضیح بیشتر این روایات:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2388
🆔 @javaheralklam
این بنده خدا چون مقام تعلیم و مقام افتاء را در روایات با هم خلط کرده است گاه میگوید مگر امام میخواهد مخاطب را گول بزند !!
گاه میگوید پرسش سائل با پاسخ امام متناسب نیست!!
👈 در حالی که ما این توضیحات را مفصل بیان کردیم:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2385
✅ توضیح بیشتر این روایات:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2388
🆔 @javaheralklam
👍6❤2👏2👎1👌1
#فوائد_الاصول 9⃣
#علل_اختلاف_حدیث 7⃣
🔹 در مباحث گذشته بیان کردیم که مهمترین ویژگیهای روایات تعلیمی، تدریجی بودن تعلیم احکام است؛ زیرا امام علیهالسلام در مقام آموزش، همه قیود، مخصصات و استثناهای یک حکم را در یک مجلس بیان نمیکردند، بلکه آنها را در فرصتهای مختلف و متناسب با نیاز شاگردان مطرح میساختند. از همینرو، در این دسته از روایات، اعتماد بر قرائن منفصل بسیار رایج است و به تبع آن، حصر اضافی نیز فراوان دیده میشود.
👈 تعریف حصر و انواع آن
▫️آیتالله سید محمدباقر حکیم این گونه توضیح میدهند: بسیاری از تعارضهای ظاهری، ناشی از بیتوجهی به حصر اضافی است. برای نمونه، در برخی روایات، نواقض وضو در بول، غائط و باد منحصر شده است؛ در حالی که در روایات دیگر، خواب نیز از نواقض وضو شمرده شده است. ایشان توضیح میدهد که این حصر، حقیقی نیست، بلکه ناظر به جهت خاصی است؛ ازاینرو، میان این روایات هیچ تعارضی وجود ندارد.
▪️برای توضیح بیشتر، ایشان بیان میکنند: مقصود از این حصر، نفی همه نواقض وضو نیست؛ بلکه حصر، ناظر به اموری است که از بدن خارج میشوند. یعنی از میان چیزهایی که از بدن خارج میشود، تنها بول، غائط و باد ناقض وضو هستند، نه خون دماغ، استفراغ، حجامت و مانند آنها. ازاینرو، این حصر اضافی است، نه حقیقی؛ و به همین دلیل، با روایاتی که خواب را نیز از نواقض وضو میدانند، هیچ تعارضی ندارد.
📚 مسائل الأصول جلد سوم صفحهی۲۴
✅ بنابراین، در روایات تعلیمی، حصر اضافی پدیدهای رایج است. اگر کسی به این نکته توجه نداشته باشد، چهبسا روایاتی را که در حقیقت مکمل یکدیگرند، متعارض بپندارد!
🔹 راه تشخیص حصر حقیقی از حصر اضافی نیز مراجعه به مجموعه روایات همموضوع است؛ زیرا با جمع میان آنها روشن میشود که آیا امام علیهالسلام در مقام بیان تمام افراد حکم بودهاند یا تنها یک جهت خاص را بیان فرمودهاند.
🆔 @javaheralklam
#علل_اختلاف_حدیث 7⃣
🔹 در مباحث گذشته بیان کردیم که مهمترین ویژگیهای روایات تعلیمی، تدریجی بودن تعلیم احکام است؛ زیرا امام علیهالسلام در مقام آموزش، همه قیود، مخصصات و استثناهای یک حکم را در یک مجلس بیان نمیکردند، بلکه آنها را در فرصتهای مختلف و متناسب با نیاز شاگردان مطرح میساختند. از همینرو، در این دسته از روایات، اعتماد بر قرائن منفصل بسیار رایج است و به تبع آن، حصر اضافی نیز فراوان دیده میشود.
👈 تعریف حصر و انواع آن
▫️آیتالله سید محمدباقر حکیم این گونه توضیح میدهند: بسیاری از تعارضهای ظاهری، ناشی از بیتوجهی به حصر اضافی است. برای نمونه، در برخی روایات، نواقض وضو در بول، غائط و باد منحصر شده است؛ در حالی که در روایات دیگر، خواب نیز از نواقض وضو شمرده شده است. ایشان توضیح میدهد که این حصر، حقیقی نیست، بلکه ناظر به جهت خاصی است؛ ازاینرو، میان این روایات هیچ تعارضی وجود ندارد.
▪️برای توضیح بیشتر، ایشان بیان میکنند: مقصود از این حصر، نفی همه نواقض وضو نیست؛ بلکه حصر، ناظر به اموری است که از بدن خارج میشوند. یعنی از میان چیزهایی که از بدن خارج میشود، تنها بول، غائط و باد ناقض وضو هستند، نه خون دماغ، استفراغ، حجامت و مانند آنها. ازاینرو، این حصر اضافی است، نه حقیقی؛ و به همین دلیل، با روایاتی که خواب را نیز از نواقض وضو میدانند، هیچ تعارضی ندارد.
📚 مسائل الأصول جلد سوم صفحهی۲۴
✅ بنابراین، در روایات تعلیمی، حصر اضافی پدیدهای رایج است. اگر کسی به این نکته توجه نداشته باشد، چهبسا روایاتی را که در حقیقت مکمل یکدیگرند، متعارض بپندارد!
🔹 راه تشخیص حصر حقیقی از حصر اضافی نیز مراجعه به مجموعه روایات همموضوع است؛ زیرا با جمع میان آنها روشن میشود که آیا امام علیهالسلام در مقام بیان تمام افراد حکم بودهاند یا تنها یک جهت خاص را بیان فرمودهاند.
🆔 @javaheralklam
👍5👎2👏1👌1
#وهابیت_زیر_ذره_بین
❗️اشکال کننده چون حصر در حدیث را از نوع حصر حقیقی گرفته است گمان کرده است حدیث مورد استنادش هماهنگ با بقیهی احادیث شیعه نیست!!
👈 ما در این پست در خصوص حصر اضافی در روایات صحبت کردیم.
✅ در صورتی که اگر روایات در این باب جمع شود و در کنار هم دیده شود واضح میشود حصر در حدیث مورد استنادش حصر اضافی است.
👈 روایت نهی را میتوانید اینجا مطالعه کنید.
🔹 این شخص حتی اگر مطالب رفیق خودش را با دقت مطالعه میکرد این اشتباه را مرتکب نمیشود!!!
🆔 @javaheralklam
❗️اشکال کننده چون حصر در حدیث را از نوع حصر حقیقی گرفته است گمان کرده است حدیث مورد استنادش هماهنگ با بقیهی احادیث شیعه نیست!!
👈 ما در این پست در خصوص حصر اضافی در روایات صحبت کردیم.
✅ در صورتی که اگر روایات در این باب جمع شود و در کنار هم دیده شود واضح میشود حصر در حدیث مورد استنادش حصر اضافی است.
👈 روایت نهی را میتوانید اینجا مطالعه کنید.
🔹 این شخص حتی اگر مطالب رفیق خودش را با دقت مطالعه میکرد این اشتباه را مرتکب نمیشود!!!
🆔 @javaheralklam
👍5👎2👏1👌1
تکمیل این پست
1⃣ شوکانی تصریح میکند اعتقاد اهلبیت اثبات حی علی خیر العمل در اذان میباشد و سپس به حدیث امام سجاد علیهالسلام اشاره میکند.
2⃣ نقل امام سجاد علیهالسلام سندا صحیح است:
▫️ سند صحيح
📚 كتاب العتيق مصنف جامع لفتاوى أصحاب [محمد بن مبارك حكيمي] جلد چهارم صفحهی ۳۵۰
▫️و قد صحح ابن حزم والبيهقي و المحب الطبري وسعيد بن منصور ثبوت ذلك عن علي بن الحسين
4⃣ نکتهی مهم این است که ابنابی شیبه حدیث امام سجاد را در باب ذیل میگنجاند:
▫️من کان یقول فی الاذان حی علی خیر العمل
👈 یعنی کسانی که در نماز حی علی خیرالعمل میگفتند پس برداشت صریح ابن ابی شیبه از روایت این بود که امام سجاد علیهالسلام در اذان این جمله را میفرمود.
3⃣ بعضی از اهلسنت ادعا دارند که اگر چه حی علی خیر العمل در اذان بوده است اما بعدا نسخ شده است و از جملهی ادلهی نسخ به حدیثی که بیهقی نقل کرده است استناد میکنند در حالی که این دلیل از خانهی عنکبوت هم سستتر است:
▫️وقد أورد البيهقي حديثا في نسخ ذلك، ولكنه من طريق لا يثبت النسخ بمثلها
4⃣ بعضی از صحابه نیز حی علی خیر العمل را در اذان میگفتند:
▫️ولكن صح عن بعض الصحابة أنه كان يقولها في أذانه
1⃣ شوکانی تصریح میکند اعتقاد اهلبیت اثبات حی علی خیر العمل در اذان میباشد و سپس به حدیث امام سجاد علیهالسلام اشاره میکند.
2⃣ نقل امام سجاد علیهالسلام سندا صحیح است:
▫️ سند صحيح
📚 كتاب العتيق مصنف جامع لفتاوى أصحاب [محمد بن مبارك حكيمي] جلد چهارم صفحهی ۳۵۰
▫️و قد صحح ابن حزم والبيهقي و المحب الطبري وسعيد بن منصور ثبوت ذلك عن علي بن الحسين
4⃣ نکتهی مهم این است که ابنابی شیبه حدیث امام سجاد را در باب ذیل میگنجاند:
▫️من کان یقول فی الاذان حی علی خیر العمل
👈 یعنی کسانی که در نماز حی علی خیرالعمل میگفتند پس برداشت صریح ابن ابی شیبه از روایت این بود که امام سجاد علیهالسلام در اذان این جمله را میفرمود.
3⃣ بعضی از اهلسنت ادعا دارند که اگر چه حی علی خیر العمل در اذان بوده است اما بعدا نسخ شده است و از جملهی ادلهی نسخ به حدیثی که بیهقی نقل کرده است استناد میکنند در حالی که این دلیل از خانهی عنکبوت هم سستتر است:
▫️وقد أورد البيهقي حديثا في نسخ ذلك، ولكنه من طريق لا يثبت النسخ بمثلها
4⃣ بعضی از صحابه نیز حی علی خیر العمل را در اذان میگفتند:
▫️ولكن صح عن بعض الصحابة أنه كان يقولها في أذانه
👍6👎1👏1