Forwarded from مثالب معاویه
🛑دشنام علنی امام اهل سنت به معاویه
وقال قتيبة: ثنا جرير الحافظ المقدم، لكني سمعته يشتم معاوية علانية
📚إكمال تهذيب الكمال ط الفاروق ج 3 ص 188
قتیبه بن سعید گفته شنیدم که جریر بن عبدالحمید آشکارا به معاویه دشنام میداد.
ذهبی در وصف جریر گفته:
جرير بن عبد الحميد ( ع ) ابن يزيد الإمام الحافظ القاضي أبو عبد الله الضبي الكوفي
قال ابن سعد : كان ثقة كثير العلم
وقال ابن عمار : هو حجة
📚سير أعلام النبلاء ج 9 ص 10
🔗مثالب معاویه
🆔 @devil_muawiya
وقال قتيبة: ثنا جرير الحافظ المقدم، لكني سمعته يشتم معاوية علانية
📚إكمال تهذيب الكمال ط الفاروق ج 3 ص 188
قتیبه بن سعید گفته شنیدم که جریر بن عبدالحمید آشکارا به معاویه دشنام میداد.
ذهبی در وصف جریر گفته:
جرير بن عبد الحميد ( ع ) ابن يزيد الإمام الحافظ القاضي أبو عبد الله الضبي الكوفي
قال ابن سعد : كان ثقة كثير العلم
وقال ابن عمار : هو حجة
📚سير أعلام النبلاء ج 9 ص 10
🔗مثالب معاویه
🆔 @devil_muawiya
🔥6👍1👎1
🔹 حکم روزه گرفتن در روز عاشورا از نگاه اهلبیت علیهمالسلام
روایت عبدالله بن سنان:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2330
👈 برسی دلالت روایت مبنی بر نهی از روزه داری در روز عاشورا
👈 برسی سند روایت و اثبات صحت سند
✅ روایات در باب نهی از روزه گرفتن در روز عاشورا متعدد هستند، اگر فرض کنیم سند همهی آنها ضعیف باشد؛ برای تعدد طرق و تقویت مضمون روایتِ صحیح فوق کاربرد دارد.
👈 نظر فقهای معاصر در خصوص روزه گرفتن در روز عاشورا
🆔 @javaheralklam
روایت عبدالله بن سنان:
🆔 https://t.me/javaheralklam/2330
👈 برسی دلالت روایت مبنی بر نهی از روزه داری در روز عاشورا
👈 برسی سند روایت و اثبات صحت سند
✅ روایات در باب نهی از روزه گرفتن در روز عاشورا متعدد هستند، اگر فرض کنیم سند همهی آنها ضعیف باشد؛ برای تعدد طرق و تقویت مضمون روایتِ صحیح فوق کاربرد دارد.
👈 نظر فقهای معاصر در خصوص روزه گرفتن در روز عاشورا
🆔 @javaheralklam
👍7👎1
‼️ اگر در خانه کس است؛ یک حرف بس است!!!
✅ مفتی ضیاء الرحمان محمدی صراحتا فتوا میدهد که کلام ناصبیِ ملحد توهین [ به پیامبر صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهمالسلام ] میباشد.
👈 همچنین میتوانید فتوای مفتی رسولی را مشاهد کنید.
👈 و کلام محقق اهلسنت جناب مجاهد دین
🔹 دقت کنید که ما قطع و یقین داریم که این ناصبیِ ملحد حتی با دیدن فتواهای بزرگانش دست از توهین به پیامبر صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهمالسلام نخواهد کشید چرا که این ناصبیِ ملحد مصداق آیهی زیر است:
خَتَمَ اللّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ
آنها چنان در کفر و عناد فرو رفته اند که حس تشخیص را از دست داده اند بنابراین خداوند بر دل ها و گوش هایشان مهر نهاده و بر چشم هاشان پرده افکنده شده است پس به همین دلیل نتیجه کارشان این شده است که براى آنها عذاب بزرگى خواهد بود.
لکن موارد بالا را جهت #اتمام_حجت برای سایر #اهلسنت و حتی وهابیت بیان کردیم.
وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ
🆔 @javaheralklam
✅ مفتی ضیاء الرحمان محمدی صراحتا فتوا میدهد که کلام ناصبیِ ملحد توهین [ به پیامبر صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهمالسلام ] میباشد.
👈 همچنین میتوانید فتوای مفتی رسولی را مشاهد کنید.
👈 و کلام محقق اهلسنت جناب مجاهد دین
🔹 دقت کنید که ما قطع و یقین داریم که این ناصبیِ ملحد حتی با دیدن فتواهای بزرگانش دست از توهین به پیامبر صلیاللهعلیهوآله و اهلبیت علیهمالسلام نخواهد کشید چرا که این ناصبیِ ملحد مصداق آیهی زیر است:
خَتَمَ اللّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ
آنها چنان در کفر و عناد فرو رفته اند که حس تشخیص را از دست داده اند بنابراین خداوند بر دل ها و گوش هایشان مهر نهاده و بر چشم هاشان پرده افکنده شده است پس به همین دلیل نتیجه کارشان این شده است که براى آنها عذاب بزرگى خواهد بود.
لکن موارد بالا را جهت #اتمام_حجت برای سایر #اهلسنت و حتی وهابیت بیان کردیم.
وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ
🆔 @javaheralklam
👍7🔥2❤1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اللّٰهُمَّ احْشُرْهُ مَعَ مَنْ يَتَولّاهُ ويُحِبُّهُ
وَأبْعِدْهُ مِمَّنْ يَتَبَرّأُ مِنْهُ وَيُبْغِضُهُ...
🆔 @javaheralklam
وَأبْعِدْهُ مِمَّنْ يَتَبَرّأُ مِنْهُ وَيُبْغِضُهُ...
🆔 @javaheralklam
👎11👍4❤3
انصاف علمی ابن تیمیه مقتدای وهابیت!!
❗️ابن حجر عسقلانی درکتاب لسان المیزان به نکات قابل توجهی در خصوص ابن تیمیه تصریح میکند از جمله اینکه ابن تیمیه در نقد ادلهی علامه حلی اعلیاللهمقامهالشریف تعداد زیادی از احادیث معتبر را رد میکرده است 👈 و حتی در مواردی امام علی علیهالسلام را بی ارزش و کوچک میکرد!!!
چرا ؟! فقط برای اینکه بتواند علامه حلی رحمهاللهعلیه را نقد کند !!!
#بدون_شرح
🆔 @javaheralklam
❗️ابن حجر عسقلانی درکتاب لسان المیزان به نکات قابل توجهی در خصوص ابن تیمیه تصریح میکند از جمله اینکه ابن تیمیه در نقد ادلهی علامه حلی اعلیاللهمقامهالشریف تعداد زیادی از احادیث معتبر را رد میکرده است 👈 و حتی در مواردی امام علی علیهالسلام را بی ارزش و کوچک میکرد!!!
#بدون_شرح
🆔 @javaheralklam
👎10❤4👍3🔥1
▫️علامه مجلسی ازدواج حضرت ام کلثوم و خلیفهی دوم را از روی تقیه و اضطرار میداند؛ اشکال فوق نسبت به این کلام علامه مجلسی بیان شده است؛ بنابراین ابتدا کلام ایشان را بیان میکنیم:
▫️و الأصل في الجواب هو أن ذلك وقع على سبيل التقية و الاضطرار، و لا استبعاد في ذلك، فإن كثيرا من المحرمات تنقلب عند الضرورة أحكامها، و تصير من الواجبات.
📚 مرآة العقول جلد ۲۰ صفحه ۴۵
اصل پاسخ آن است که گفته شود این ازدواج بر اساس تقیه و اضطرار صورت گرفته است و این مطلب نیز بعید نیست؛ زیرا بسیاری از امور حرام، در هنگام ضرورت، حکمشان تغییر کرده و حتی واجب میشوند.
⁉️ تقریر اشکال مخالفین نسبت به کلام علامه مجلسی [ اصل اشکال در تصویر قابل مشاهده است ]:
❗️برخی از مخالفان ادعا میکنند که اگر ازدواجی بر اساس تقیه و اضطرار صورت گرفته باشد، مستلزم زنا خواهد بود؛ زیرا در چنین ازدواجی رضایت قلبی وجود نداشته، در نتیجه عقد باطل بوده و رابطهی زوجین نیز نامشروع خواهد بود؛ چراکه رضایت حقیقی شرط صحت عقد است.
در این میان، به کلام یکی از محققان شیعه نیز استناد میکنند.
👈 پاسخ در پست بعدی انشاءالله
🆔 @javaheralklam
▫️و الأصل في الجواب هو أن ذلك وقع على سبيل التقية و الاضطرار، و لا استبعاد في ذلك، فإن كثيرا من المحرمات تنقلب عند الضرورة أحكامها، و تصير من الواجبات.
📚 مرآة العقول جلد ۲۰ صفحه ۴۵
اصل پاسخ آن است که گفته شود این ازدواج بر اساس تقیه و اضطرار صورت گرفته است و این مطلب نیز بعید نیست؛ زیرا بسیاری از امور حرام، در هنگام ضرورت، حکمشان تغییر کرده و حتی واجب میشوند.
⁉️ تقریر اشکال مخالفین نسبت به کلام علامه مجلسی [ اصل اشکال در تصویر قابل مشاهده است ]:
❗️برخی از مخالفان ادعا میکنند که اگر ازدواجی بر اساس تقیه و اضطرار صورت گرفته باشد، مستلزم زنا خواهد بود؛ زیرا در چنین ازدواجی رضایت قلبی وجود نداشته، در نتیجه عقد باطل بوده و رابطهی زوجین نیز نامشروع خواهد بود؛ چراکه رضایت حقیقی شرط صحت عقد است.
در این میان، به کلام یکی از محققان شیعه نیز استناد میکنند.
👈 پاسخ در پست بعدی انشاءالله
🆔 @javaheralklam
👍7
✅ پاسخ: این اشکال، ناشی از خلط میان احکام اولیه و احکام ثانویه است؛ این موضوع را در قالب یک مثال توضیح میدهیم:
خوردن گوشت خوک حرام قطعی و از گناهان کبیره است و حرمت آن چند بار در قرآن بیان شده است؛ ازجمله:
▫️إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّهِ
[ سورهی مبارکه بقره ایهی ۱۷۳ ]
اما اگر کسی مضطر به خوردن گوشت خوک شود؛ خوردن گوشت خوک برای او جایز و در شرایطی واجب خواهد بود؛ قرآن نیز در ادامهی آیهق فوق میفرماید:
▫️ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغ وَ لا عاد فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ
ولى کسى که مجبور شود از آنها بخورد، گناهى بر او نیست، به شرط این که ستمگر و متجاوز نباشد.
✅ بنابراین حرمت شدید خوردن گوشت خوک حکم اولیه است و جواز خوردن گوشت خوک [ و یا حتی وجوب آن ] برای شخص مضطر حکم ثانویه است.
پس دقت کنید که یک موضوع در شرایط عادی یک حکم دارد و در شرایط خاص برای شخص مضطر حکم دیگری خواهد داشت؛ این مطلب متفق علیه بین تمام مسلمان است [ الضرورات تبيح المحظورات ]
✅ بنابراین، باطل بودن عقد در صورت فقدان رضایت قلبی، حکمی اولی است؛ اما در فرض تقیه و اضطرار، حکم اولیه جریان نداشته و عقد با آثار شرعی خود معتبر خواهد بود [ حکم ثانویه به دلیل مضطر بودن مکلف ] در نتیجه، تمامی آثار صحت عقد نیز بر آن مترتب میشود؛ از جمله مشروع بودن رابطهی زناشویی و حلالزادگی فرزندان.
با توجه به توضیحات بالا میگوییم اشکال کننده، بدون هیچ دلیلی، همان حکمی را که در حالت اختیار جاری است [ شرط صحت عقد منوط به رضایت زوجین است ] ، به فرض تقیه و اضطرار نیز سرایت داده است؛ در حالی که اصل نزاع، همین است که آیا حکم در حال اضطرار نیز همان حکم در حال اختیار است یا خیر؟!
ازاینرو، برای اینکه اشکال بالا اساساً منعقد شود، اشکالکننده باید ابتدا ثابت کند که رضایت زوجین حتی در فرض تقیه و اضطرار نیز شرط صحت عقد است!! که اثبات این مطلب مخالف صریح قاعدهی فوق است [ الضرورات تبيح المحظورات ]
☑️ پس پاسخی که علامه مجلسی در خصوص ازدواج حضرت امکلثوم علیهاالسلام با خلیفهی دوم بیان کردهاند، به هیچ وجه مستلزم تالی فاسدی که مخالفان ادعا میکنند، نخواهد بود.
🆔 @javaheralklam
خوردن گوشت خوک حرام قطعی و از گناهان کبیره است و حرمت آن چند بار در قرآن بیان شده است؛ ازجمله:
▫️إِنَّما حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزیرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّهِ
[ سورهی مبارکه بقره ایهی ۱۷۳ ]
اما اگر کسی مضطر به خوردن گوشت خوک شود؛ خوردن گوشت خوک برای او جایز و در شرایطی واجب خواهد بود؛ قرآن نیز در ادامهی آیهق فوق میفرماید:
▫️ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغ وَ لا عاد فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ
ولى کسى که مجبور شود از آنها بخورد، گناهى بر او نیست، به شرط این که ستمگر و متجاوز نباشد.
✅ بنابراین حرمت شدید خوردن گوشت خوک حکم اولیه است و جواز خوردن گوشت خوک [ و یا حتی وجوب آن ] برای شخص مضطر حکم ثانویه است.
پس دقت کنید که یک موضوع در شرایط عادی یک حکم دارد و در شرایط خاص برای شخص مضطر حکم دیگری خواهد داشت؛ این مطلب متفق علیه بین تمام مسلمان است [ الضرورات تبيح المحظورات ]
✅ بنابراین، باطل بودن عقد در صورت فقدان رضایت قلبی، حکمی اولی است؛ اما در فرض تقیه و اضطرار، حکم اولیه جریان نداشته و عقد با آثار شرعی خود معتبر خواهد بود [ حکم ثانویه به دلیل مضطر بودن مکلف ] در نتیجه، تمامی آثار صحت عقد نیز بر آن مترتب میشود؛ از جمله مشروع بودن رابطهی زناشویی و حلالزادگی فرزندان.
با توجه به توضیحات بالا میگوییم اشکال کننده، بدون هیچ دلیلی، همان حکمی را که در حالت اختیار جاری است [ شرط صحت عقد منوط به رضایت زوجین است ] ، به فرض تقیه و اضطرار نیز سرایت داده است؛ در حالی که اصل نزاع، همین است که آیا حکم در حال اضطرار نیز همان حکم در حال اختیار است یا خیر؟!
ازاینرو، برای اینکه اشکال بالا اساساً منعقد شود، اشکالکننده باید ابتدا ثابت کند که رضایت زوجین حتی در فرض تقیه و اضطرار نیز شرط صحت عقد است!! که اثبات این مطلب مخالف صریح قاعدهی فوق است [ الضرورات تبيح المحظورات ]
☑️ پس پاسخی که علامه مجلسی در خصوص ازدواج حضرت امکلثوم علیهاالسلام با خلیفهی دوم بیان کردهاند، به هیچ وجه مستلزم تالی فاسدی که مخالفان ادعا میکنند، نخواهد بود.
🆔 @javaheralklam
👍12❤1👎1
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
▫️علامه مجلسی ازدواج حضرت ام کلثوم و خلیفهی دوم را از روی تقیه و اضطرار میداند؛ اشکال فوق نسبت به این کلام علامه مجلسی بیان شده است؛ بنابراین ابتدا کلام ایشان را بیان میکنیم: ▫️و الأصل في الجواب هو أن ذلك وقع على سبيل التقية و الاضطرار، و لا استبعاد في ذلك،…
#درر_من_آثار_الاعلام 3⃣
🔹 شبههی فوق را غیر از بحث احکام مضطر نیز میتوان پاسخ داد؛ و آن این است که اگر شخصی مجبور به ازدواج شود اما به آثار ازدواج رضایت دهد؛ آن عقد صحیح خواهد بود.
▫️ استاد برجستهی فقه و اصول جناب آقای شهیدی ازدواج حضرت ام اکلثوم و خلیفهی دوم را با فرض تحقق مصداق حکم بالا میداند:
▪️ولی اگر «اول فرج غصبنا» درست باشد وجه آن همین است که امیرالمؤمنین علیه السلام با تهدید راضی به ازدواج شد و به نتیجهی قانونیهی ازدواج نیز رضایت داشت نه این که ازدواج باطل بود و در روایت صحیحه –اگر مشکل دیگری نداشته باشد- آمده است که ام کلثوم سلام الله علیها از این شخص صاحب فرزند شد. البته این نیاز به بحث جدی دارد.
👈 بنابراین عقد مکره در صورتی نافذ نیست که خود مکرَه راضی به نتیجهی آن عقد یا ایقاع نباشد.
✅ بنابراین این پاسخ دومی برای شبههی فوق خواهد بود.
🆔 @javaheralklam
🔹 شبههی فوق را غیر از بحث احکام مضطر نیز میتوان پاسخ داد؛ و آن این است که اگر شخصی مجبور به ازدواج شود اما به آثار ازدواج رضایت دهد؛ آن عقد صحیح خواهد بود.
▫️ استاد برجستهی فقه و اصول جناب آقای شهیدی ازدواج حضرت ام اکلثوم و خلیفهی دوم را با فرض تحقق مصداق حکم بالا میداند:
▪️ولی اگر «اول فرج غصبنا» درست باشد وجه آن همین است که امیرالمؤمنین علیه السلام با تهدید راضی به ازدواج شد و به نتیجهی قانونیهی ازدواج نیز رضایت داشت نه این که ازدواج باطل بود و در روایت صحیحه –اگر مشکل دیگری نداشته باشد- آمده است که ام کلثوم سلام الله علیها از این شخص صاحب فرزند شد. البته این نیاز به بحث جدی دارد.
👈 بنابراین عقد مکره در صورتی نافذ نیست که خود مکرَه راضی به نتیجهی آن عقد یا ایقاع نباشد.
✅ بنابراین این پاسخ دومی برای شبههی فوق خواهد بود.
🆔 @javaheralklam
👍9👎1
Forwarded from تحقیقات
حضرت رسول الله صلی الله علیه و اله به عایشه توصیه میفرماید به جنگ جمل نرود.
این حدیث« کلاب حواب» نام دارد
ــــــــــــــــــــ
🟣طریق اول: عایشه
🟣طریق سوم و چهارم =حذیفه رض
حذیفه رضوان الله تعالی علیه خبر میدهد که اهل بیت پیامبر صلوات الله علیه و اله به روی هم شمشیر خواهند کشید و شما با گروهی باشید که امام علی ع انجاست:
🟢پاسخ به اشکال:
https://t.me/bazgasht_be_shie/349
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
❗نکات:
واضح هست که عایشه سخن حضرت رسول الله صلی الله علیه و اله بدلیل عدم معرفت نسبت به مقام ولایت زمین انداخته و زبیر صحابی معروف اینها چون سخن عایشه ینی حدیث را شنید میبایست منصرف میشد اما با تحریک کردن عایشه موجب قتل هزاران نفر مسلمان شدند. بعد اسم همین عدم معرفت و تخطی از اطاعت واجب رو اجتهاد میگذارند
#کلاب #حواب
این حدیث« کلاب حواب» نام دارد
ــــــــــــــــــــ
🟣طریق اول: عایشه
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي خَالِدٍ، عَنْ قَيْسِ بْنِ أَبِي حَازِمٍ، أَنَّ عَائِشَةَ، قَالَتْ: لَمَّا أَتَتْ عَلَى الْحَوْأَبِ سَمِعَتْ نُبَاحَ الْكِلَابِ، فَقَالَتْ: مَا أَظُنُّنِي إِلَّا رَاجِعَةٌ، إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَنَا: "أَيَّتُكُنَّ تَنْبَحُ عَلَيْهَا كِلَابُ الْحَوْأَبِ؟ "، فَقَالَ لَهَا الزُّبَيْرُ: تَرْجِعِينَ عَسَى اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ يُصْلِحَ بِكِ بَيْنَ النَّاس.🔵طریق صحیح دوم: ابن عباس
قیس بن ابی حازم، میگوید عایشه گفت:
«وقتی به حوأب رسید، صدای پارس سگها را شنید. پس گفت: گمان نمیکنم جز این باشد که باید برگردم؛ زیرا رسول خدا ص به ما فرمود:
کدامیک از شماست که سگهای حوأب بر او پارس خواهند کرد؟»
پس زبیر به او گفت:
برمیگردی امید است که خداوند عزّوجل بهوسیلهٔ تو میان مردم اصلاح برقرار کند.
رجال ثقات✅
(24654 مسند احمد) 📚
وَعَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - لِنِسَائِهِ: " «لَيْتَ شِعْرِي، أَيَّتُكُنَّ صَاحِبَةُ الْجَمَلِ الْأَدْبَبِ، تَخْرُجُ فَيَنْبَحُهَا كِلَابُ حَوْأَبٍ، يُقْتَلُ عَنْ يَمِينِهَا وَعَنْ يَسَارِهَا قَتْلَى كَثِيرٌ، ثُمَّ تَنْجُو بَعْدَمَا كَادَتْ» ".
رَوَاهُ الْبَزَّارُ، وَرِجَالُهُ ثِقَاتٌ.✅
هیثمی مجمع الزوائد📚
https://lib.efatwa.ir/43322/7/234/
مسند البزار📚
https://lib.efatwa.ir/45398/11/73/
شاهد بر دو حدیث بالا👇👇👇🔰
🟣طریق سوم و چهارم =حذیفه رض
حذیفه رضوان الله تعالی علیه خبر میدهد که اهل بیت پیامبر صلوات الله علیه و اله به روی هم شمشیر خواهند کشید و شما با گروهی باشید که امام علی ع انجاست:
- وَعَنْ زَيْدِ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: بَيْنَا نَحْنُ حَوْلَ حُذَيْفَةَ إِذْ قَالَ: كَيْفَ أَنْتُمْ، وَقَدْ خَرَجَ أَهْلُ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - فِرْقَتَيْنِ، يَضْرِبُ بَعْضُهُمْ وُجُوهَ بَعْضٍ بِالسَّيْفِ؟ فَقُلْنَا: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، وَإِنَّ ذَلِكَ لَكَائِنٌ؟ فَقَالَ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، فَكَيْفَ نَصْنَعُ إِنْ أَدْرَكْنَا ذَلِكَ الزَّمَانَ؟ قَالَ: انْظُرُوا الْفِرْقَةَ الَّتِي تَدْعُوا إِلَى أَمْرِ عَلِيٍّ فَالْزَمُوهَا، فَإِنَّهَا عَلَى الْهُدَى.
رَوَاهُ الْبَزَّارُ، وَرِجَالُهُ ثِقَاتٌ.✅
مجمع الزوائد، هیمثی📚
https://lib.efatwa.ir/43322/7
/236/
أَخْبَرَنَاهُ عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدَانَ، أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ عُبَيْدٍ، حَدَّثَنَا هِشَامُ بْنُ عَلِيٍّ، حَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ رَجَاءٍ، أَخْبَرَنَا هَمَّامُ بْنُ يَحْيَى، حَدَّثَنَا قَتَادَةُ، عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ، قَالَ: انْطَلَقْتُ أَنَا وَعَمْرٌو إِلَى حُذَيْفَةَ فَذَكَرَ الْحَدِيثَ وَقَالَ فِيهِ: لَوْ حَدَّثْتُكُمْ أَنَّ أُمَّ أَحَدِكُمْ تَغْزُوهُ فِي كَتِيبَةٍ تَضْرِبُهُ بِالسَّيْفِ مَا صَدَّقْتُمُونِي.🟣طریق پنجم= ام سلمه
ابوطفیل میگوید به همراه عمرو پیش حذیفه رفتیم و او حدیثی به ما گفت و و در ضمن حدیث گفت که اگر برای شما بگویم که مادر یکی از شما به جنگ او-ینی امام علی ع-رفته و بر او شمشیر میزند مرا باور نخواهید کرد:
دلائل النبوة، بیهقی📚
وَقَالَ الْبَيْهَقِيُّ: أَنَا عَبْدُ اللَّهِ الْحَافِظُ، ثَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَفِيدُ، ثَنَا أَحْمَدُ بْنُ نَصْرٍ، ثَنَا أَبُو نُعَيْمٍ الْفَضْلُ، ثَنَا عَبْدُ الْجَبَّارِ بْنُ الورد عن عمار الذهبي عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي الْجَعْدِ عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ قَالَتْ: ذَكَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خُرُوجَ بَعْضِ أُمَّهَاتِ الْمُؤْمِنِينَ، فَضَحِكَتْ عَائِشَةُ، فَقَالَ لَهَا: انْظُرِي يَا حُمَيْرَاءُ أَنْ لَا تَكُونِي أَنْتِ، ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى ...🟠مشاهده طرق دیگر + تصحیحات: https://t.me/bazgasht_be_shie/348
البدایة و النهایة، ابن کثیر 📚
🟢پاسخ به اشکال:
https://t.me/bazgasht_be_shie/349
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
❗نکات:
واضح هست که عایشه سخن حضرت رسول الله صلی الله علیه و اله بدلیل عدم معرفت نسبت به مقام ولایت زمین انداخته و زبیر صحابی معروف اینها چون سخن عایشه ینی حدیث را شنید میبایست منصرف میشد اما با تحریک کردن عایشه موجب قتل هزاران نفر مسلمان شدند. بعد اسم همین عدم معرفت و تخطی از اطاعت واجب رو اجتهاد میگذارند
#کلاب #حواب
❤3👍2🔥1
#سیره_اهلبیت_از_کتب_اهلسنت 1⃣
▫️ابن ابیشیبه، از محدثان قرن سوم اهلسنت (متوفای ۲۳۵ هـ)، با سند صحیح از امام سجاد علیهالسلام نقل میکند که آن حضرت در اذان خود «حی علی خیر العمل» را میفرمودند.
✅ این روایت، در کنار احادیث صحیح موجود در منابع امامیه که «حی علی خیر العمل» را جزء اذان میدانند، نشان میدهد که سیره اهلبیت علیهمالسلام در اذان بر گفتن «حی علی خیر العمل» بوده است؛ ازاینرو، شیعه امامیه در این مسئله نیز همچون سایر موارد، به سیره اهلبیت علیهمالسلام تمسک کرده است.
🆔 @javaheralklam
▫️ابن ابیشیبه، از محدثان قرن سوم اهلسنت (متوفای ۲۳۵ هـ)، با سند صحیح از امام سجاد علیهالسلام نقل میکند که آن حضرت در اذان خود «حی علی خیر العمل» را میفرمودند.
✅ این روایت، در کنار احادیث صحیح موجود در منابع امامیه که «حی علی خیر العمل» را جزء اذان میدانند، نشان میدهد که سیره اهلبیت علیهمالسلام در اذان بر گفتن «حی علی خیر العمل» بوده است؛ ازاینرو، شیعه امامیه در این مسئله نیز همچون سایر موارد، به سیره اهلبیت علیهمالسلام تمسک کرده است.
🆔 @javaheralklam
👍8❤4👎2👏1
#فوائد_رجالیه 1⃣3⃣
#شواهد_پیرایش_و_نقد_حدیث_نزد_قدماء 4⃣
🔹 یکی از اشکالاتی که برخی مخالفان به کتاب شریف کافی وارد میکنند این است که چرا شیخ کلینی از بعضی راویانی که ضعف رجالی آنان نزد رجالیان امامیه مسلم است، روایات متعددی نقل کرده است؟
🔸 برای پاسخ به این اشکال، باید با شیوه و منهج قدمای امامیه در نقل و نقد احادیث آشنا شویم. این مطلب را در قالب یک نمونه توضیح میدهیم:
احمد بن محمد بن سیار [ معروف به سیاری ]، از راویانی است که نجاشی او را با تعبیرات متعددی تضعیف کرده است:
▫️ أحمد بن محمد بن سيار أبو عبد الله الكاتب، بصري ... و يعرف بالسياري، ضعيف الحديث، فاسد المذهب، ذكر ذلك لنا الحسين بن عبيد الله. مجفو الرواية، كثير المراسيل
📚 فهرست نجاشی صفحهی ۸۰
▫️ شیخ طوسی نیز او را تضعیف کرده است.
📚 فهرست شیخ طوسی صفحهی ۱۸
☑️ با این حال، سیاری کتابهای متعددی تألیف کرده بود:
▫️ له كتب وقع إلينا منها: كتاب ثواب القرآن، كتاب الطب، كتاب القراءات، كتاب النوادر، كتاب الغارات
📚 فهرست نجاشی صفحهی ۸۰
نکته قابل توجه این است که محمد بن یحیی العطار از بزرگان و فقهای شیعه در قرن سوم و استاد شیخ کلینی هنگام نقل از سیاری، همه روایات او را بدون بررسی نقل نمیکرد؛ بلکه روایات مشتمل بر غلو و تخلیط را کنار میگذاشت، نجاشی مینویسد:
▫️ أخبرنا الحسين بن عبيد الله قال: حدثنا أحمد بن محمد بن يحيى وأخبرنا أبو عبد الله القزويني قال: حدثنا أحمد بن محمد بن يحيى، عن أبيه قال: حدثنا السياري، إلا ما كان من غلو وتخليط
📚 فهرست نجاشی، ص ۸۰
✅ بنابراین، محمد بن یحیی در نقل از سیاری، نوعی گزینش و نقد متنی انجام داده و همه روایات او را نپذیرفته است.
🔹از مطلب فوق حداقل دو نکتهی مهم استفاده میشود:
1⃣ این شیوهی نقل حدیث مخصوص به محمد بن یحیی نبود بلکه موارد متعدد دیگری از فقهای امامیه نیز این گونه عمل میکردند.
👈 پس با توجه به گستردگی این شیوهی نقل حدیث بین راویان میتوان گفت این مسئله شاهدی برای وجود یک حرکت گستردهی نقد و پیرایش حدیث بین قدمای امامیه میباشد.
2⃣ شیخ کلینی بخش قابل توجهی از روایات سیاری را از طریق محمد بن یحیی نقل کرده است. این قرینه نشان میدهد که بخش مهمی از روایات سیاری که در کافی آمده، از طریق همین روایات گزینششده و پیرایششده به شیخ کلینی رسیده است.
👈 این نمونه، یکی از شواهد روشن بر آن است که قدمای امامیه صرفِ وجود یک راوی ضعیف در سند را برای رد همه روایات او کافی نمیدانستند؛ بلکه در مواردی، با نقد و گزینش متن احادیث، روایات قابل قبول را از روایات مشتمل بر غلو، تخلیط و دیگر اشکالات جدا میکردند.
با توجه به این نکته میتوان دلیل وجود برخی از راویان ضعیف در کتاب شریف کافی را بیان کنیم.
🆔 @javaheralklam
#شواهد_پیرایش_و_نقد_حدیث_نزد_قدماء 4⃣
🔹 یکی از اشکالاتی که برخی مخالفان به کتاب شریف کافی وارد میکنند این است که چرا شیخ کلینی از بعضی راویانی که ضعف رجالی آنان نزد رجالیان امامیه مسلم است، روایات متعددی نقل کرده است؟
🔸 برای پاسخ به این اشکال، باید با شیوه و منهج قدمای امامیه در نقل و نقد احادیث آشنا شویم. این مطلب را در قالب یک نمونه توضیح میدهیم:
احمد بن محمد بن سیار [ معروف به سیاری ]، از راویانی است که نجاشی او را با تعبیرات متعددی تضعیف کرده است:
▫️ أحمد بن محمد بن سيار أبو عبد الله الكاتب، بصري ... و يعرف بالسياري، ضعيف الحديث، فاسد المذهب، ذكر ذلك لنا الحسين بن عبيد الله. مجفو الرواية، كثير المراسيل
📚 فهرست نجاشی صفحهی ۸۰
▫️ شیخ طوسی نیز او را تضعیف کرده است.
📚 فهرست شیخ طوسی صفحهی ۱۸
☑️ با این حال، سیاری کتابهای متعددی تألیف کرده بود:
▫️ له كتب وقع إلينا منها: كتاب ثواب القرآن، كتاب الطب، كتاب القراءات، كتاب النوادر، كتاب الغارات
📚 فهرست نجاشی صفحهی ۸۰
نکته قابل توجه این است که محمد بن یحیی العطار از بزرگان و فقهای شیعه در قرن سوم و استاد شیخ کلینی هنگام نقل از سیاری، همه روایات او را بدون بررسی نقل نمیکرد؛ بلکه روایات مشتمل بر غلو و تخلیط را کنار میگذاشت، نجاشی مینویسد:
▫️ أخبرنا الحسين بن عبيد الله قال: حدثنا أحمد بن محمد بن يحيى وأخبرنا أبو عبد الله القزويني قال: حدثنا أحمد بن محمد بن يحيى، عن أبيه قال: حدثنا السياري، إلا ما كان من غلو وتخليط
📚 فهرست نجاشی، ص ۸۰
✅ بنابراین، محمد بن یحیی در نقل از سیاری، نوعی گزینش و نقد متنی انجام داده و همه روایات او را نپذیرفته است.
🔹از مطلب فوق حداقل دو نکتهی مهم استفاده میشود:
1⃣ این شیوهی نقل حدیث مخصوص به محمد بن یحیی نبود بلکه موارد متعدد دیگری از فقهای امامیه نیز این گونه عمل میکردند.
👈 پس با توجه به گستردگی این شیوهی نقل حدیث بین راویان میتوان گفت این مسئله شاهدی برای وجود یک حرکت گستردهی نقد و پیرایش حدیث بین قدمای امامیه میباشد.
2⃣ شیخ کلینی بخش قابل توجهی از روایات سیاری را از طریق محمد بن یحیی نقل کرده است. این قرینه نشان میدهد که بخش مهمی از روایات سیاری که در کافی آمده، از طریق همین روایات گزینششده و پیرایششده به شیخ کلینی رسیده است.
👈 این نمونه، یکی از شواهد روشن بر آن است که قدمای امامیه صرفِ وجود یک راوی ضعیف در سند را برای رد همه روایات او کافی نمیدانستند؛ بلکه در مواردی، با نقد و گزینش متن احادیث، روایات قابل قبول را از روایات مشتمل بر غلو، تخلیط و دیگر اشکالات جدا میکردند.
با توجه به این نکته میتوان دلیل وجود برخی از راویان ضعیف در کتاب شریف کافی را بیان کنیم.
🆔 @javaheralklam
👍7❤2👎1
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
این شیوهی نقل حدیث مخصوص به محمد بن یحیی نبود بلکه موارد متعدد دیگری از فقهای امامیه نیز این گونه عمل میکردند.
#فوائد_رجالیه 2⃣3⃣
#شواهد_پیرایش_و_نقد_حدیث_نزد_قدماء 5⃣
🔹 این شیوهی گزینش و نقد حدیث، نهتنها در مورد راویان ضعیف، بلکه در مورد راویان کاملاً ثقه نیز میان فقهای امامیه رایج بوده است.
توضیح اینکه برخی از فقهای امامیه در نقل کتابهای حدیثی، دقت و سختگیری فراوانی داشتند؛ به گونهای که حتی روایات کتابهای راویان کاملاً ثقه را نیز بدون بررسی و ارزیابی متن نقل نمیکردند. در ادامه، به یک نمونه اشاره میکنیم:
🔸 علی بن ابراهیم قمی از راویان ثقه و مورد اعتماد امامیه است و شیخ کلینی صدها روایت از ایشان در کتاب شریف کافی نقل کرده است. نجاشی نیز با تعابیر گوناگون، وثاقت و جایگاه علمی او را چنین توصیف میکند:
▫️ علي بن إبراهيم بن هاشم أبو الحسن القمي، ثقة في الحديث، ثبت، معتمد، صحيح المذهب، سمع فأكثر، وصنف كتبًا...
📚 فهرست نجاشی صفحهی ۲۶۰
🔹 علی بن ابراهیم از مؤلفان پرکار امامیه نیز به شمار میرود و کتابهای متعددی تألیف کرده است؛ از جمله:
▫️ علي بن إبراهيم بن هاشم القمي، له كتب، منها: كتاب التفسير، وكتاب الناسخ والمنسوخ، وكتاب المغازي، وكتاب الشرائع، وكتاب قرب الإسناد...
📚 فهرست شیخ طوسی صفحهی ۹۰
▪️شیخ صدوق از جمله کسانی است که کتابهای علی بن ابراهیم را روایت کرده است. با این حال، نکته قابل توجه آن است که هنگام نقل کتاب الشرائع، یک روایت را به دلیل اشکال متنی استثنا کرده و از نقل آن خودداری نموده است. شیخ طوسی مینویسد:
▫️ ...إلا حديثًا واحدًا استثناه من كتاب الشرائع في تحريم لحم البعير، وقال: لا أرويه لأنه محال
📚 فهرست شیخ طوسی، ص ۹۰
✅ این مطلب نشان میدهد که شیخ صدوق، با وجود اعتماد کامل به علی بن ابراهیم، در نقل احادیث به وثاقت مؤلف اکتفا نمیکرد؛ بلکه متن روایات را نیز میسنجید و حتی از نقل یک روایت که اشکال متنی دارد نیز چشم پوشی نمیکند و از نقل آن خودداری میکرد.
✅ این نمونه، افزون بر آنکه دقت و سختگیری ویژهی شیخ صدوق در نقل حدیث را نشان میدهد، بیانگر یک شیوهی رایج در میان فقهای متقدم امامیه نیز هست؛ بدین معنا که آنان هنگام نقل کتابهای حدیثی، به صرف وثاقت مؤلف اکتفا نمیکردند، بلکه با بررسی و ارزیابی متن روایات، احادیث صحیح را از روایات دارای اشکال جدا میساختند.
🆔 @javaheralklam
#شواهد_پیرایش_و_نقد_حدیث_نزد_قدماء 5⃣
🔹 این شیوهی گزینش و نقد حدیث، نهتنها در مورد راویان ضعیف، بلکه در مورد راویان کاملاً ثقه نیز میان فقهای امامیه رایج بوده است.
توضیح اینکه برخی از فقهای امامیه در نقل کتابهای حدیثی، دقت و سختگیری فراوانی داشتند؛ به گونهای که حتی روایات کتابهای راویان کاملاً ثقه را نیز بدون بررسی و ارزیابی متن نقل نمیکردند. در ادامه، به یک نمونه اشاره میکنیم:
🔸 علی بن ابراهیم قمی از راویان ثقه و مورد اعتماد امامیه است و شیخ کلینی صدها روایت از ایشان در کتاب شریف کافی نقل کرده است. نجاشی نیز با تعابیر گوناگون، وثاقت و جایگاه علمی او را چنین توصیف میکند:
▫️ علي بن إبراهيم بن هاشم أبو الحسن القمي، ثقة في الحديث، ثبت، معتمد، صحيح المذهب، سمع فأكثر، وصنف كتبًا...
📚 فهرست نجاشی صفحهی ۲۶۰
🔹 علی بن ابراهیم از مؤلفان پرکار امامیه نیز به شمار میرود و کتابهای متعددی تألیف کرده است؛ از جمله:
▫️ علي بن إبراهيم بن هاشم القمي، له كتب، منها: كتاب التفسير، وكتاب الناسخ والمنسوخ، وكتاب المغازي، وكتاب الشرائع، وكتاب قرب الإسناد...
📚 فهرست شیخ طوسی صفحهی ۹۰
▪️شیخ صدوق از جمله کسانی است که کتابهای علی بن ابراهیم را روایت کرده است. با این حال، نکته قابل توجه آن است که هنگام نقل کتاب الشرائع، یک روایت را به دلیل اشکال متنی استثنا کرده و از نقل آن خودداری نموده است. شیخ طوسی مینویسد:
▫️ ...إلا حديثًا واحدًا استثناه من كتاب الشرائع في تحريم لحم البعير، وقال: لا أرويه لأنه محال
📚 فهرست شیخ طوسی، ص ۹۰
✅ این مطلب نشان میدهد که شیخ صدوق، با وجود اعتماد کامل به علی بن ابراهیم، در نقل احادیث به وثاقت مؤلف اکتفا نمیکرد؛ بلکه متن روایات را نیز میسنجید و حتی از نقل یک روایت که اشکال متنی دارد نیز چشم پوشی نمیکند و از نقل آن خودداری میکرد.
✅ این نمونه، افزون بر آنکه دقت و سختگیری ویژهی شیخ صدوق در نقل حدیث را نشان میدهد، بیانگر یک شیوهی رایج در میان فقهای متقدم امامیه نیز هست؛ بدین معنا که آنان هنگام نقل کتابهای حدیثی، به صرف وثاقت مؤلف اکتفا نمیکردند، بلکه با بررسی و ارزیابی متن روایات، احادیث صحیح را از روایات دارای اشکال جدا میساختند.
🆔 @javaheralklam
👍10👎1
#شواهد_پیرایش_و_نقد_حدیث_نزد_قدماء
🔹 در این سلسله مباحث، با استناد به منابع اصیل امامیه، شواهدی تاریخی بر نقد، ارزیابی و پیرایش حدیث نزد قدمای امامیه ارائه میشود.
👈 هدف از این مجموعه، پاسخ مستند به این ادعاست که امامیه تا پیش از علامه حلی، فاقد یک مکتب مستقل در نقد و پیرایش حدیث بودهاند.
🔹 مطالعه بخشهای منتشرشده:
1⃣ https://t.me/javaheralklam/2179
2⃣ https://t.me/javaheralklam/2285
3⃣ https://t.me/javaheralklam/2323
4⃣ https://t.me/javaheralklam/2364
5⃣ https://t.me/javaheralklam/2365
✍️ این سلسله مباحث، انشاءالله ادامه خواهد داشت.
🆔 @javaheralklam
🔹 در این سلسله مباحث، با استناد به منابع اصیل امامیه، شواهدی تاریخی بر نقد، ارزیابی و پیرایش حدیث نزد قدمای امامیه ارائه میشود.
👈 هدف از این مجموعه، پاسخ مستند به این ادعاست که امامیه تا پیش از علامه حلی، فاقد یک مکتب مستقل در نقد و پیرایش حدیث بودهاند.
🔹 مطالعه بخشهای منتشرشده:
1⃣ https://t.me/javaheralklam/2179
2⃣ https://t.me/javaheralklam/2285
3⃣ https://t.me/javaheralklam/2323
4⃣ https://t.me/javaheralklam/2364
5⃣ https://t.me/javaheralklam/2365
✍️ این سلسله مباحث، انشاءالله ادامه خواهد داشت.
🆔 @javaheralklam
❤6👎1
#سیره_اهلبیت_از_کتب_اهلسنت 2⃣
▫️ابن ابی شیبه (متوفای ۲۳۵ هـ) با سند صحیح از امام صادق علیهالسلام نقل میکند:
▫️ ما [ اهلبیت] ، از ماهیِ بدون فلس پرهیز میکنیم و آن را نمیخوریم.
🔹 همین مضمون در منابع معتبر شیعه نیز نقل شده است:
▫️حنان بن سدیر میگوید: علاء بن کامل، در حالی که من حاضر بودم، از امام صادق علیهالسلام درباره «جِرّی» (نوعی ماهیِ بدون فلس) پرسید. امام فرمود: در کتاب علی علیهالسلام احکام برخی از ماهیانِ حرام را یافتهایم؛ پس به آنها نزدیک نشو، سپس فرمود: هر ماهیای که فلس نداشته باشد، به آن نزدیک مشو.
📚 کافی جلد ششم صفحهی ۲۲۰
✅ از اینرو، فقیهان شیعه با استناد به روایات اهلبیت علیهمالسلام، خوردن ماهیانِ بدون فلس را جایز نمیدانند؛ در حالی که عموم فقیهان اهلسنت خوردن آنها را جایز دانستهاند!
⁉️ با توجه به این روایات، کدام مکتب در این مسئله به سیرهٔ اهلبیت علیهمالسلام عمل کرده است؟
🆔 @javaheralklam
▫️ابن ابی شیبه (متوفای ۲۳۵ هـ) با سند صحیح از امام صادق علیهالسلام نقل میکند:
▫️ ما [ اهلبیت] ، از ماهیِ بدون فلس پرهیز میکنیم و آن را نمیخوریم.
🔹 همین مضمون در منابع معتبر شیعه نیز نقل شده است:
▫️حنان بن سدیر میگوید: علاء بن کامل، در حالی که من حاضر بودم، از امام صادق علیهالسلام درباره «جِرّی» (نوعی ماهیِ بدون فلس) پرسید. امام فرمود: در کتاب علی علیهالسلام احکام برخی از ماهیانِ حرام را یافتهایم؛ پس به آنها نزدیک نشو، سپس فرمود: هر ماهیای که فلس نداشته باشد، به آن نزدیک مشو.
📚 کافی جلد ششم صفحهی ۲۲۰
✅ از اینرو، فقیهان شیعه با استناد به روایات اهلبیت علیهمالسلام، خوردن ماهیانِ بدون فلس را جایز نمیدانند؛ در حالی که عموم فقیهان اهلسنت خوردن آنها را جایز دانستهاند!
⁉️ با توجه به این روایات، کدام مکتب در این مسئله به سیرهٔ اهلبیت علیهمالسلام عمل کرده است؟
🆔 @javaheralklam
👍6❤3👎1🔥1
🔹 شیعیان در نقد دیدگاه وهابیت درباره توحید، به روایاتی از منابع معتبر آنان استناد میکنند که برای خداوند دست، پا، ساق و حتی موی مجعد را اثبات میکند!!
البته ما میدانیم که وهابیت حتی از اثبات خدای خویش نیز عاجز است ❗️
و اساسا حتی سوال پرسیدن در مورد خداوند را بدعت میداند ‼️
❗️با این حال، مخالفان به جای پاسخگویی به این روایات و تبیین مبنای خود، گاه برای نسبت دادن جسمانیت به امامیه، به روایاتی از منابع شیعه استناد میکنند که ظاهر آنها در نگاه نخست ممکن است چنین برداشتی را القا کند. [ مانند روایت بالا ]
👈 در حالی که این شیوهی استدلال، ناشی از ناآگاهی نسبت به مبانی اصولی و کلامی امامیه در نحوهی فهم و تفسیر روایات است؛ زیرا امامیه در موارد تعارض ظاهر روایت با دلیل قطعی عقل، هرگز به ظاهر روایت اخذ نمیکنند.
✍ توضیح و بررسی این مسئله، انشاءالله در پست بعدی
🆔 @javaheralklam
البته ما میدانیم که وهابیت حتی از اثبات خدای خویش نیز عاجز است ❗️
و اساسا حتی سوال پرسیدن در مورد خداوند را بدعت میداند ‼️
❗️با این حال، مخالفان به جای پاسخگویی به این روایات و تبیین مبنای خود، گاه برای نسبت دادن جسمانیت به امامیه، به روایاتی از منابع شیعه استناد میکنند که ظاهر آنها در نگاه نخست ممکن است چنین برداشتی را القا کند. [ مانند روایت بالا ]
👈 در حالی که این شیوهی استدلال، ناشی از ناآگاهی نسبت به مبانی اصولی و کلامی امامیه در نحوهی فهم و تفسیر روایات است؛ زیرا امامیه در موارد تعارض ظاهر روایت با دلیل قطعی عقل، هرگز به ظاهر روایت اخذ نمیکنند.
✍ توضیح و بررسی این مسئله، انشاءالله در پست بعدی
🆔 @javaheralklam
👍4❤2👎1
#فوائد_الاصول 2⃣
🔹 از جمله مباحث بنیادین و بسیار مهم در علم اصول فقه، بحث تعارض ادله است. یکی از مهمترین شاخههای این بحث، بررسی تعارض دلیل عقلی و دلیل نقلی است که جایگاه ویژهای در مباحث اعتقادی و فقهی دارد.
🔸 اهمیت این مسئله از آنجاست که گاه در موضوعات مختلف، بهویژه در مباحث توحید، مشاهده میشود که #ظاهر برخی از روایات با حکم قطعی عقل ناسازگار است.
برای نمونه، ظاهر برخی از روایات ممکن است جسمانیت خداوند را القا کند؛ در حالی که برهان قطعی عقلی بر محال بودن جسمانیت خداوند دلالت دارد.
⁉️ در چنین مواردی، ملاک چیست؟ آیا باید به ظاهر دلیل نقلی تمسک کرد یا حکم قطعی عقل را معیار فهم آن قرار داد؟
✅ روش صحیح آن است که دلیل قطعی عقل، معیار فهم و تفسیر ادله نقلی قرار گیرد. ازاینرو، هرگاه ظاهر روایتی با برهان قطعی عقلی ناسازگار باشد، باید آن ظاهر را بر معنایی صحیح حمل و تأویل کرد؛ و اگر تأویل آن ممکن نباشد، ظاهر روایت از حجیت ساقط خواهد بود.
👈 شیخ اعظم، مرحوم شیخ مرتضی انصاری، در اینباره میفرماید:
▫️كلما حصل القطع من دليل عقلي فلا يجوز أن يعارضه دليل نقلي، وإن وجد ما ظاهره المعارضة فلا بد من تأويله إن لم يمكن طرحه
📚 فرائد الأصول جلد اول صفحهی ۵۷
هرگاه از یک دلیل عقلی، یقین و قطع حاصل شود، هیچ دلیل نقلی نمیتواند با آن معارضه کند. بنابراین، اگر دلیلی نقلی یافت شود که ظاهر آن با حکم قطعی عقل ناسازگار باشد، باید آن را تأویل و بر معنایی صحیح حمل کرد؛ و اگر تأویل آن ممکن نباشد، باید از ظاهر آن رفع ید کرد.
✅ بنابراین، هر روایتی که ظاهر آن مستلزم جسمانیت خداوند باشد، نمیتواند بر همان ظاهر خود حجت باشد؛ بلکه باید بر معنایی صحیح تأویل شود، و اگر تأویل آن ممکن نباشد، از ظاهر آن رفع ید خواهد شد؛ زیرا دلیل قطعی عقل بر محال بودن جسمانیت خداوند مقدم است.
با توجه به مطالب بالا، استناد به این دسته از روایات برای نسبت دادن جسمانیت به امامیه، یا ناشی از بیاطلاعی نسبت به مبانی اصولی و کلامی امامیه است، و یا نادیده گرفتن آگاهانهی این مبانی در مقام استدلال!!
✅ البته این اشکال متوجه استدلال ما به برخی از روایات مستلزم جسمانیت موجود در منابع اهلسنت نیست؛ زیرا طرف مقابل ــ بهویژه جریان سلفی ــ در بسیاری از روایات صفات، بر اخذ به ظاهر اصرار دارد و اصل تأویل را نمیپذیرد. ازاینرو، استدلال ما به این روایات بر اساس مبنای خود آنان صورت میگیرد .
🆔 @javaheralklam
🔹 از جمله مباحث بنیادین و بسیار مهم در علم اصول فقه، بحث تعارض ادله است. یکی از مهمترین شاخههای این بحث، بررسی تعارض دلیل عقلی و دلیل نقلی است که جایگاه ویژهای در مباحث اعتقادی و فقهی دارد.
🔸 اهمیت این مسئله از آنجاست که گاه در موضوعات مختلف، بهویژه در مباحث توحید، مشاهده میشود که #ظاهر برخی از روایات با حکم قطعی عقل ناسازگار است.
برای نمونه، ظاهر برخی از روایات ممکن است جسمانیت خداوند را القا کند؛ در حالی که برهان قطعی عقلی بر محال بودن جسمانیت خداوند دلالت دارد.
⁉️ در چنین مواردی، ملاک چیست؟ آیا باید به ظاهر دلیل نقلی تمسک کرد یا حکم قطعی عقل را معیار فهم آن قرار داد؟
✅ روش صحیح آن است که دلیل قطعی عقل، معیار فهم و تفسیر ادله نقلی قرار گیرد. ازاینرو، هرگاه ظاهر روایتی با برهان قطعی عقلی ناسازگار باشد، باید آن ظاهر را بر معنایی صحیح حمل و تأویل کرد؛ و اگر تأویل آن ممکن نباشد، ظاهر روایت از حجیت ساقط خواهد بود.
👈 شیخ اعظم، مرحوم شیخ مرتضی انصاری، در اینباره میفرماید:
▫️كلما حصل القطع من دليل عقلي فلا يجوز أن يعارضه دليل نقلي، وإن وجد ما ظاهره المعارضة فلا بد من تأويله إن لم يمكن طرحه
📚 فرائد الأصول جلد اول صفحهی ۵۷
هرگاه از یک دلیل عقلی، یقین و قطع حاصل شود، هیچ دلیل نقلی نمیتواند با آن معارضه کند. بنابراین، اگر دلیلی نقلی یافت شود که ظاهر آن با حکم قطعی عقل ناسازگار باشد، باید آن را تأویل و بر معنایی صحیح حمل کرد؛ و اگر تأویل آن ممکن نباشد، باید از ظاهر آن رفع ید کرد.
✅ بنابراین، هر روایتی که ظاهر آن مستلزم جسمانیت خداوند باشد، نمیتواند بر همان ظاهر خود حجت باشد؛ بلکه باید بر معنایی صحیح تأویل شود، و اگر تأویل آن ممکن نباشد، از ظاهر آن رفع ید خواهد شد؛ زیرا دلیل قطعی عقل بر محال بودن جسمانیت خداوند مقدم است.
با توجه به مطالب بالا، استناد به این دسته از روایات برای نسبت دادن جسمانیت به امامیه، یا ناشی از بیاطلاعی نسبت به مبانی اصولی و کلامی امامیه است، و یا نادیده گرفتن آگاهانهی این مبانی در مقام استدلال!!
✅ البته این اشکال متوجه استدلال ما به برخی از روایات مستلزم جسمانیت موجود در منابع اهلسنت نیست؛ زیرا طرف مقابل ــ بهویژه جریان سلفی ــ در بسیاری از روایات صفات، بر اخذ به ظاهر اصرار دارد و اصل تأویل را نمیپذیرد. ازاینرو، استدلال ما به این روایات بر اساس مبنای خود آنان صورت میگیرد .
🆔 @javaheralklam
👍9👎1
#سیره_اهلبیت_از_کتب_اهلسنت 3⃣
🔹 ابن حزم اندلسی، از فقهای برجستهی اهلسنت در اواخر قرن چهارم و نیمهی نخست قرن پنجم هجری (متوفای ۴۵۶ هـ)، در تبیین دلالت آیهی وضو، نکات مهمی را بیان میکند:
1⃣ بر اساس دلالت آیهی وضو، حکم قرآن کریم مسح پاها است. [ فان القرآن نزل بالمسح ]
2⃣ اختلاف قرائت در آیهی وضو [ أرجُلِكم یا أرجُلَكم ] هیچ تأثیری در این حکم ندارد؛ زیرا بر اساس هر دو قرائت، آنچه از آیه استفاده میشود، وجوب مسح پاها است. [ وسواء قرئ بخفض اللام أو بفتحها هي على كل حال عطف على الرؤوس ]
3⃣ بر اساس قواعد زبان عربی، حمل آیه بر شستن پاها صحیح نیست؛ زیرا در هر دو قرائت، کلمهی «أرجلكم» بر «برؤوسكم» عطف شده است و وجه دیگری از نظر ادبی پذیرفته نیست. [ لا يجوز غير ذلك، لانه لا يجوز أن يحال بين المعطوف والمعطوف عليه بقضية مبتدأة ]
4⃣ وی در ادامه، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، عبدالله بن عباس، عکرمه، شعبی و جمعی دیگر از سلف را از قائلان به مسح پاها در وضو معرفی میکند. [ وقد قال بالمسح على الرجلين جماعة من السلف، منهم علي بن أبى طالب وابن عباس والحسن وعكرمة والشعبي وجماعة غيرهم ]
▫️و أما قولنا في الرجلين فان القرآن نزل بالمسح، قال الله تعالى (وامسحوا برءوسكم وأرجلكم) وسواء قرئ بخفض اللام أو بفتحها هي على كل حال عطف على الرؤوس: إما على اللفظ وإما على الموضع، لا يجوز غير ذلك، لانه لا يجوز أن يحال بين المعطوف والمعطوف عليه بقضية مبتدأة. وهكذا جاء عن ابن عباس: نزل القرآن بالمسح - يعني في الرجلين في الوضوء وقد قال بالمسح على الرجلين جماعة من السلف، منهم علي بن أبى طالب وابن عباس والحسن وعكرمة والشعبي وجماعة غيرهم.
📚 المحلّى بالآثار جلد دوم صفحهی ۵۶
👈 هرچند ابن حزم در نهایت، بر اساس احادیثی که آنها را ناسخ ظاهر آیه میداند، به شستن پاها فتوا میدهد؛ اما تصریح میکند که دلالت آیهی وضو، تنها بر مسح پاها است و همچنین امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و جمعی از سلف را از قائلان به مسح پاها معرفی میکند.
✅ بر اساس کلام ابن حزم [ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ أَهْلِهَا ] تنها گروهی که در مسئلهی وضو ــ همانند سایر مسائل دیگر ــ به ثقلین تمسک کردهاند، شیعیان هستند؛ زیرا هم بر اساس قرآن کریم عمل میکنند و هم از سیرهی مولا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام پیروی مینمایند.
🆔 @javaheralklam
🔹 ابن حزم اندلسی، از فقهای برجستهی اهلسنت در اواخر قرن چهارم و نیمهی نخست قرن پنجم هجری (متوفای ۴۵۶ هـ)، در تبیین دلالت آیهی وضو، نکات مهمی را بیان میکند:
1⃣ بر اساس دلالت آیهی وضو، حکم قرآن کریم مسح پاها است. [ فان القرآن نزل بالمسح ]
2⃣ اختلاف قرائت در آیهی وضو [ أرجُلِكم یا أرجُلَكم ] هیچ تأثیری در این حکم ندارد؛ زیرا بر اساس هر دو قرائت، آنچه از آیه استفاده میشود، وجوب مسح پاها است. [ وسواء قرئ بخفض اللام أو بفتحها هي على كل حال عطف على الرؤوس ]
3⃣ بر اساس قواعد زبان عربی، حمل آیه بر شستن پاها صحیح نیست؛ زیرا در هر دو قرائت، کلمهی «أرجلكم» بر «برؤوسكم» عطف شده است و وجه دیگری از نظر ادبی پذیرفته نیست. [ لا يجوز غير ذلك، لانه لا يجوز أن يحال بين المعطوف والمعطوف عليه بقضية مبتدأة ]
4⃣ وی در ادامه، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، عبدالله بن عباس، عکرمه، شعبی و جمعی دیگر از سلف را از قائلان به مسح پاها در وضو معرفی میکند. [ وقد قال بالمسح على الرجلين جماعة من السلف، منهم علي بن أبى طالب وابن عباس والحسن وعكرمة والشعبي وجماعة غيرهم ]
▫️و أما قولنا في الرجلين فان القرآن نزل بالمسح، قال الله تعالى (وامسحوا برءوسكم وأرجلكم) وسواء قرئ بخفض اللام أو بفتحها هي على كل حال عطف على الرؤوس: إما على اللفظ وإما على الموضع، لا يجوز غير ذلك، لانه لا يجوز أن يحال بين المعطوف والمعطوف عليه بقضية مبتدأة. وهكذا جاء عن ابن عباس: نزل القرآن بالمسح - يعني في الرجلين في الوضوء وقد قال بالمسح على الرجلين جماعة من السلف، منهم علي بن أبى طالب وابن عباس والحسن وعكرمة والشعبي وجماعة غيرهم.
📚 المحلّى بالآثار جلد دوم صفحهی ۵۶
👈 هرچند ابن حزم در نهایت، بر اساس احادیثی که آنها را ناسخ ظاهر آیه میداند، به شستن پاها فتوا میدهد؛ اما تصریح میکند که دلالت آیهی وضو، تنها بر مسح پاها است و همچنین امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و جمعی از سلف را از قائلان به مسح پاها معرفی میکند.
✅ بر اساس کلام ابن حزم [ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ أَهْلِهَا ] تنها گروهی که در مسئلهی وضو ــ همانند سایر مسائل دیگر ــ به ثقلین تمسک کردهاند، شیعیان هستند؛ زیرا هم بر اساس قرآن کریم عمل میکنند و هم از سیرهی مولا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام پیروی مینمایند.
🆔 @javaheralklam
👍8❤2👎1
🔹 گاهی دیده میشود که برخی از مخالفین، وجود روایاتِ به ظاهر متعارض را نقطهضعفی برای میراث حدیثی امامیه میدانند؛ در حالی که این پدیده اختصاصی به منابع شیعه ندارد.
👈 به اعتراف برخی از محققان اهلسنت، در بیشتر ابواب فقهی آنان نیز احادیثی وجود دارد که در ظاهر با یکدیگر تعارض دارند و همین امر، موجب شکلگیری بخش مهمی از مباحث «مختلف الحدیث» و قواعد جمع و ترجیح شده است.
▫️ كما أن الفقه من أهم الغايات لعلم اختلاف الحديث، وهذا العلم من أهم أسباب اختلاف الفقهاء في الأحكام الشرعية، #فمعظم أبواب الفقه يوجد فيها حديث يخالف حديثًا آخر أو أحاديث في الظاهر
📚 مختلف الحديث بين الفقهاء والمحدثين، ص۷.
✅ بنابراین، وجود روایاتِ به ظاهر متعارض، نه نشانهی ضعف یک مذهب است و نه ویژگی اختصاصی امامیه؛ بلکه پدیدهای شناختهشده در تمام میراث حدیثی مسلمانان است و از همین رو، دانشمندانی از هر دو مکتب، مباحثی مانند مختلف الحدیث، ترجیح و علاج تعارض را بهصورت مستقل تدوین کردهاند.
🆔 @javaheralklam
👈 به اعتراف برخی از محققان اهلسنت، در بیشتر ابواب فقهی آنان نیز احادیثی وجود دارد که در ظاهر با یکدیگر تعارض دارند و همین امر، موجب شکلگیری بخش مهمی از مباحث «مختلف الحدیث» و قواعد جمع و ترجیح شده است.
▫️ كما أن الفقه من أهم الغايات لعلم اختلاف الحديث، وهذا العلم من أهم أسباب اختلاف الفقهاء في الأحكام الشرعية، #فمعظم أبواب الفقه يوجد فيها حديث يخالف حديثًا آخر أو أحاديث في الظاهر
📚 مختلف الحديث بين الفقهاء والمحدثين، ص۷.
✅ بنابراین، وجود روایاتِ به ظاهر متعارض، نه نشانهی ضعف یک مذهب است و نه ویژگی اختصاصی امامیه؛ بلکه پدیدهای شناختهشده در تمام میراث حدیثی مسلمانان است و از همین رو، دانشمندانی از هر دو مکتب، مباحثی مانند مختلف الحدیث، ترجیح و علاج تعارض را بهصورت مستقل تدوین کردهاند.
🆔 @javaheralklam
👎12👍6❤3
#شواهد_پیرایش_و_نقد_حدیث_نزد_قدماء 6⃣
🔹 یکی از روشنترین شواهد بر وجود یک جریان گسترده و سازمانیافته در نقد و پیرایش حدیث نزد قدمای امامیه، تصریح شیخ الطائفه، شیخ طوسی است:
▫️انا وجدنا الطائفة میزت الرجال الناقلة لهذه الاخبار فوثقت الثقات منهم، وضعفت الضعفاء، و فرقت بین من یعتمد علی حدیثه و روایته وبین من لایعتمد علی خبره، و مدحوا الممدوح منهم و ذموا المذموم. و قالوا: فلان متهم فی حدیثه، وفلان کذاب، و فلان مخلط، و فلان مخالف فی المذهب و الاعتقاد، و فلان واقفی، و فلان فطحی، و غیر ذلک من الطعون التی ذکروها، و صنفوا فی ذلک الکتب و استثنوا الرجال من جملة ما رووه من التصانیف فی فهارسهم، حتی ان واحدا منهم اذا انکر حدیثا طعن فی اسناده و ضعفه بروایته.هذه عادتهم علی قدیم و حدیث لاتنخرم
📚 عدة فی الأصول الفقه جلد اول صفحات ۱۴۱ و ۱۴۲
ما مذهب امامیه را در حالی یافتیم که، راویان احادیث را از یکدیگر تفکیک کردند [ و سپس ] راویان مورد اعتماد را توثیق کرده، افراد ضعیف را تضعیف نموده، و میان کسی که به حدیث و روایت او اعتماد میشود و کسی که خبرش قابل اعتماد نیست، تفاوت قائل شدهاند. همچنین افراد شایسته را ستوده و افراد ناپسند را نکوهش کردهاند.
آنان درباره برخی از راویان گفتهاند: فلانی در حدیثش متهم است؛ فلانی دروغگو است؛ فلانی روایتش آشفته [ مخلّط ] است؛ فلانی در مذهب و عقیده انحراف دارد؛ فلانی واقفی است؛ فلانی فطحی است؛ و نیز عیبها و طعنهای دیگری را درباره راویان بیان کردهاند.
همچنین در این زمینه کتابهای مستقلی تألیف کردهاند و در کتابهای فهرستنگاری خود، برخی از راویان را از شمار کسانی که از آثارشان روایت میکنند، استثنا نمودهاند.
تا آنجا که هرگاه یکی از آنان حدیثی را نمیپذیرفت، به سند آن اشکال میکرد و آن را به سبب ضعف راویانش تضعیف مینمود. 👈 این روش و سیره، از گذشته تا امروز، همواره میان آنان برقرار بوده و هیچگاه از میان نرفته است.
✅ بنابراین، برخلاف ادعای برخی مخالفان، نقد سند، ارزیابی راویان، تضعیف و توثیق، تألیف کتابهای رجالی و حتی ردّ حدیث به سبب ضعف سند، از همان قرون نخستین در میان امامیه یک روش علمیِ شناختهشده و مستمر بوده است؛ نه پدیدهای متأخر.
🆔 @javaheralklam
🔹 یکی از روشنترین شواهد بر وجود یک جریان گسترده و سازمانیافته در نقد و پیرایش حدیث نزد قدمای امامیه، تصریح شیخ الطائفه، شیخ طوسی است:
▫️انا وجدنا الطائفة میزت الرجال الناقلة لهذه الاخبار فوثقت الثقات منهم، وضعفت الضعفاء، و فرقت بین من یعتمد علی حدیثه و روایته وبین من لایعتمد علی خبره، و مدحوا الممدوح منهم و ذموا المذموم. و قالوا: فلان متهم فی حدیثه، وفلان کذاب، و فلان مخلط، و فلان مخالف فی المذهب و الاعتقاد، و فلان واقفی، و فلان فطحی، و غیر ذلک من الطعون التی ذکروها، و صنفوا فی ذلک الکتب و استثنوا الرجال من جملة ما رووه من التصانیف فی فهارسهم، حتی ان واحدا منهم اذا انکر حدیثا طعن فی اسناده و ضعفه بروایته.هذه عادتهم علی قدیم و حدیث لاتنخرم
📚 عدة فی الأصول الفقه جلد اول صفحات ۱۴۱ و ۱۴۲
ما مذهب امامیه را در حالی یافتیم که، راویان احادیث را از یکدیگر تفکیک کردند [ و سپس ] راویان مورد اعتماد را توثیق کرده، افراد ضعیف را تضعیف نموده، و میان کسی که به حدیث و روایت او اعتماد میشود و کسی که خبرش قابل اعتماد نیست، تفاوت قائل شدهاند. همچنین افراد شایسته را ستوده و افراد ناپسند را نکوهش کردهاند.
آنان درباره برخی از راویان گفتهاند: فلانی در حدیثش متهم است؛ فلانی دروغگو است؛ فلانی روایتش آشفته [ مخلّط ] است؛ فلانی در مذهب و عقیده انحراف دارد؛ فلانی واقفی است؛ فلانی فطحی است؛ و نیز عیبها و طعنهای دیگری را درباره راویان بیان کردهاند.
همچنین در این زمینه کتابهای مستقلی تألیف کردهاند و در کتابهای فهرستنگاری خود، برخی از راویان را از شمار کسانی که از آثارشان روایت میکنند، استثنا نمودهاند.
تا آنجا که هرگاه یکی از آنان حدیثی را نمیپذیرفت، به سند آن اشکال میکرد و آن را به سبب ضعف راویانش تضعیف مینمود. 👈 این روش و سیره، از گذشته تا امروز، همواره میان آنان برقرار بوده و هیچگاه از میان نرفته است.
✅ بنابراین، برخلاف ادعای برخی مخالفان، نقد سند، ارزیابی راویان، تضعیف و توثیق، تألیف کتابهای رجالی و حتی ردّ حدیث به سبب ضعف سند، از همان قرون نخستین در میان امامیه یک روش علمیِ شناختهشده و مستمر بوده است؛ نه پدیدهای متأخر.
🆔 @javaheralklam
👍6👎2
🔹️جَواهِر الکَلام🔹️
#شواهد_پیرایش_و_نقد_حدیث_نزد_قدماء 6⃣ 🔹 یکی از روشنترین شواهد بر وجود یک جریان گسترده و سازمانیافته در نقد و پیرایش حدیث نزد قدمای امامیه، تصریح شیخ الطائفه، شیخ طوسی است: ▫️انا وجدنا الطائفة میزت الرجال الناقلة لهذه الاخبار فوثقت الثقات منهم، وضعفت الضعفاء،…
🔹 از این عبارت شیخ طوسی، چند نکتهی بسیار مهم استفاده میشود:
1⃣ شیخ طوسی در مقام بیان شیوهی کلی و روش فقهای شیعه است به همین دلیل از لفظ «الطائفة» استفاده میکند؛ یعنی این روش را سیرهی عمومی امامیه میداند، نه عملکرد چند عالم یا چند رجالی خاص [ انا وجدنا الطائفة ]
2⃣ امامیه تنها به نقل حدیث اکتفا نکردند؛ بلکه راویان را توثیق، تضعیف و از یکدیگر تفکیک میکردند و میان افراد قابل اعتماد و غیر قابل اعتماد تفاوت قائل بودند. [ فوثقت الثقات منهم، وضعفت الضعفاء ]
3⃣ قدمای امامیه برای نقد راویان، معیارهای مشخصی داشتند و با تعابیری مانند کذاب، متهم، مخلط، واقفی، فطحی و... به ارزیابی راویان میپرداختند. [ فلان متهم فی حدیثه، وفلان کذاب، و فلان مخلط، و فلان مخالف فی المذهب و الاعتقاد ]
4⃣ شیخ تصریح میکند که آنان در این موضوع کتابهای مستقلی تألیف کردند؛ که خود، نشاندهندهی شکلگیری دانشی مستقل در زمینهی ارزیابی و نقد حدیث است. [ و صنفوا فی ذلک الکتب ]
5⃣ مهمتر از همه اینکه، هرگاه حدیثی را نمیپذیرفتند، به بررسی سند آن میپرداختند و با استناد به ضعف راویان، آن را تضعیف میکردند؛ یعنی نقد سندی، از روشهای رایج آنان بوده است. [ حتی ان واحدا منهم اذا انکر حدیثا طعن فی اسناده و ضعفه بروایته ]
6⃣ شیخ در پایان تأکید میکند که این روش، سیرهای مستمر از گذشته تا زمان او بوده و هیچگاه دچار انقطاع نشده است. [ هذه عادتهم على قديم وحديث لا تنخرم ]
✅ شیخ طوسی این گزارش را نه به عنوان یک نظریه شخصی، بلکه به عنوان گزارش یک واقعیت تاریخی بیان میکند؛ زیرا تعبیر «وجدنا» [ ما چنین یافتیم ] ظهور در گزارش از یک سنت و واقعیت موجود در میان امامیه دارد، نه صرف اظهار نظر شخصی
👈 بنابراین با وجود این شواهد و ادلهی صریح واقعا عجیب است که برخی مخالفین ادعا دارند شیعیان تا قبل از علامه حلی اعلیاللهمقامهالشریف یک مکتب مستقل در علم رجال و حدیث نداشتند!!
🆔 @javaheralklam
1⃣ شیخ طوسی در مقام بیان شیوهی کلی و روش فقهای شیعه است به همین دلیل از لفظ «الطائفة» استفاده میکند؛ یعنی این روش را سیرهی عمومی امامیه میداند، نه عملکرد چند عالم یا چند رجالی خاص [ انا وجدنا الطائفة ]
2⃣ امامیه تنها به نقل حدیث اکتفا نکردند؛ بلکه راویان را توثیق، تضعیف و از یکدیگر تفکیک میکردند و میان افراد قابل اعتماد و غیر قابل اعتماد تفاوت قائل بودند. [ فوثقت الثقات منهم، وضعفت الضعفاء ]
3⃣ قدمای امامیه برای نقد راویان، معیارهای مشخصی داشتند و با تعابیری مانند کذاب، متهم، مخلط، واقفی، فطحی و... به ارزیابی راویان میپرداختند. [ فلان متهم فی حدیثه، وفلان کذاب، و فلان مخلط، و فلان مخالف فی المذهب و الاعتقاد ]
4⃣ شیخ تصریح میکند که آنان در این موضوع کتابهای مستقلی تألیف کردند؛ که خود، نشاندهندهی شکلگیری دانشی مستقل در زمینهی ارزیابی و نقد حدیث است. [ و صنفوا فی ذلک الکتب ]
5⃣ مهمتر از همه اینکه، هرگاه حدیثی را نمیپذیرفتند، به بررسی سند آن میپرداختند و با استناد به ضعف راویان، آن را تضعیف میکردند؛ یعنی نقد سندی، از روشهای رایج آنان بوده است. [ حتی ان واحدا منهم اذا انکر حدیثا طعن فی اسناده و ضعفه بروایته ]
6⃣ شیخ در پایان تأکید میکند که این روش، سیرهای مستمر از گذشته تا زمان او بوده و هیچگاه دچار انقطاع نشده است. [ هذه عادتهم على قديم وحديث لا تنخرم ]
✅ شیخ طوسی این گزارش را نه به عنوان یک نظریه شخصی، بلکه به عنوان گزارش یک واقعیت تاریخی بیان میکند؛ زیرا تعبیر «وجدنا» [ ما چنین یافتیم ] ظهور در گزارش از یک سنت و واقعیت موجود در میان امامیه دارد، نه صرف اظهار نظر شخصی
👈 بنابراین با وجود این شواهد و ادلهی صریح واقعا عجیب است که برخی مخالفین ادعا دارند شیعیان تا قبل از علامه حلی اعلیاللهمقامهالشریف یک مکتب مستقل در علم رجال و حدیث نداشتند!!
🆔 @javaheralklam
👍7👎2