چرا ما متون کلاسیک فارسی را به راحتی میخوانیم؟
گفتاری از یوسف سعادت
در پاسخ به پرسش «چرا ما دچار انقطاع زبانی-فرهنگی نشدیم» یا «چرا خواندن متنهای سدههای گذشتۀ زبان فارسی برای فارسیگویان و فارسینویسان بهنسبت ساده است»
یوسف سعادت، پژوهشگر زبانشناسی تاریخی زبانهای ایرانی (و پهلوی) در دانشگاه آزاد برلین، سه روز پیش، در یک توییت به این موضوع پرداخت و تلاش کرد پاسخ بدهد.
متن توییت او (اینجا) را در ادامه خواهم آورد. او بعدا در یک گفتگوی تویتیری چهارساعته (اینجا) در این باره شرح و بسط بیشتری داد.
توییت مذکور، و کامنتها و کوتهای آن (که برخی در توضیح بیشتر و برخی در نقد این دیدگاه است) یک گفتگوی علمی قابل استفاده است.
این پرسش را فراوان شنیدهام که چرا خواندن متنهای سدههای گذشتۀ زبان فارسی برای فارسیگویان و فارسینویسان بهنسبت ساده است ولی همین کار برای زبانهایی مانند انگلیسی به این سادگی نیست. میتوان دلیلهایی برای این پدیده برشمرد؛ برای نمونه:
یک: معیار شدن زبان فارسی و کاربرد آن به عنوان زبان رسمی و ادبی و علمی در حدود هزار سال پیش رخ داده است و قرنها پیش از آن، زبان فارسی از دیدگاه زبانشناسی تاریخی وارد دورۀ «نو»ی خود شده بوده یعنی زبانی با ویژگیهای کمابیش همگن و با عنوان علمیِ فارسی نو پدید آمده بوده است، در حالی که برخی از زبانهای مطرحِ امروز در آن زمان هنوز دورۀ «کهن/باستان» و یا دورۀ «میانه»ی خود را میگذراندهاند و از حالتی که امروز دارند به اندازۀ یک یا دو مرحله دگرگونی عمده و گسترده فاصله داشتهاند؛
دو: هزار سال پیش هم دستور فارسی تا به آنجا ساده شده بوده که دگرگونیهای بیشتر در آن، برای نمونه در طول زمان، اغلب مشکلی بنیادین در فهم زبان پدید نمیآورده؛
سه: خط فارسی (همانند دیگر خطهای منطقه، از جمله خط عبری و خط آرامی که نظامِ درونیِ مشابه دارند) به گونهای طراحی شده که اختلاف لهجه و بسیاری از دگرگونیهای آوایی که در خلال زمان رخ میدهند نتوانند مانعی برای ارتباط نوشتاری پدید آورند؛
چهار: موفقیت فارسینویسان در معیارسازی زبان به گونهای که مردمان سرزمینهایی پرشمار در جغرافیایی پهناور و زمانی دراز با تکیه بر این معیارها بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند. (هدف ایجاد زبان معیار همین است)؛
پنج: موفقیت در پیریزیِ سنتی آموزشی در سدههای گذشته که فارسی معیار را به نسلهای بعد و به دوردستها منتقل میکردهاست. فراموش نکنید که فقط شما نیستید که در مدرسه یاد میگیرید شاهنامه را بفهمید، حافظ هم حدود چهارصد سال پس از فردوسی، «یاد میگرفته» چگونه شاهنامه بخواند و بفهمد. هفتصد سال پس از فردوسی، یعنی سیصد سال پیش هم در هند و عثمانی همین مهارت را از راه همین سنتها یاد میگرفتند؛
شش: حکومتهایی نیرومند، بزرگ و ثروتمند از حدود هزار سال پیش و در جغرافیایی گسترده که بعدها از هند تا عثمانی کشیده شد زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی خود به کار میبردند و از این زبان در درون امپراتوریِ خود و نیز برای ارتباط با امپراتوریهای همسایه استفاده میکردند. برای این منظور، یعنی برای کاربرد بینالمللی، نیاز بوده که زبان به درجات بالایی تثبیت و معیار شده بوده باشد.
@javadimr
گفتاری از یوسف سعادت
در پاسخ به پرسش «چرا ما دچار انقطاع زبانی-فرهنگی نشدیم» یا «چرا خواندن متنهای سدههای گذشتۀ زبان فارسی برای فارسیگویان و فارسینویسان بهنسبت ساده است»
یوسف سعادت، پژوهشگر زبانشناسی تاریخی زبانهای ایرانی (و پهلوی) در دانشگاه آزاد برلین، سه روز پیش، در یک توییت به این موضوع پرداخت و تلاش کرد پاسخ بدهد.
متن توییت او (اینجا) را در ادامه خواهم آورد. او بعدا در یک گفتگوی تویتیری چهارساعته (اینجا) در این باره شرح و بسط بیشتری داد.
توییت مذکور، و کامنتها و کوتهای آن (که برخی در توضیح بیشتر و برخی در نقد این دیدگاه است) یک گفتگوی علمی قابل استفاده است.
این پرسش را فراوان شنیدهام که چرا خواندن متنهای سدههای گذشتۀ زبان فارسی برای فارسیگویان و فارسینویسان بهنسبت ساده است ولی همین کار برای زبانهایی مانند انگلیسی به این سادگی نیست. میتوان دلیلهایی برای این پدیده برشمرد؛ برای نمونه:
یک: معیار شدن زبان فارسی و کاربرد آن به عنوان زبان رسمی و ادبی و علمی در حدود هزار سال پیش رخ داده است و قرنها پیش از آن، زبان فارسی از دیدگاه زبانشناسی تاریخی وارد دورۀ «نو»ی خود شده بوده یعنی زبانی با ویژگیهای کمابیش همگن و با عنوان علمیِ فارسی نو پدید آمده بوده است، در حالی که برخی از زبانهای مطرحِ امروز در آن زمان هنوز دورۀ «کهن/باستان» و یا دورۀ «میانه»ی خود را میگذراندهاند و از حالتی که امروز دارند به اندازۀ یک یا دو مرحله دگرگونی عمده و گسترده فاصله داشتهاند؛
دو: هزار سال پیش هم دستور فارسی تا به آنجا ساده شده بوده که دگرگونیهای بیشتر در آن، برای نمونه در طول زمان، اغلب مشکلی بنیادین در فهم زبان پدید نمیآورده؛
سه: خط فارسی (همانند دیگر خطهای منطقه، از جمله خط عبری و خط آرامی که نظامِ درونیِ مشابه دارند) به گونهای طراحی شده که اختلاف لهجه و بسیاری از دگرگونیهای آوایی که در خلال زمان رخ میدهند نتوانند مانعی برای ارتباط نوشتاری پدید آورند؛
چهار: موفقیت فارسینویسان در معیارسازی زبان به گونهای که مردمان سرزمینهایی پرشمار در جغرافیایی پهناور و زمانی دراز با تکیه بر این معیارها بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند. (هدف ایجاد زبان معیار همین است)؛
پنج: موفقیت در پیریزیِ سنتی آموزشی در سدههای گذشته که فارسی معیار را به نسلهای بعد و به دوردستها منتقل میکردهاست. فراموش نکنید که فقط شما نیستید که در مدرسه یاد میگیرید شاهنامه را بفهمید، حافظ هم حدود چهارصد سال پس از فردوسی، «یاد میگرفته» چگونه شاهنامه بخواند و بفهمد. هفتصد سال پس از فردوسی، یعنی سیصد سال پیش هم در هند و عثمانی همین مهارت را از راه همین سنتها یاد میگرفتند؛
شش: حکومتهایی نیرومند، بزرگ و ثروتمند از حدود هزار سال پیش و در جغرافیایی گسترده که بعدها از هند تا عثمانی کشیده شد زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی خود به کار میبردند و از این زبان در درون امپراتوریِ خود و نیز برای ارتباط با امپراتوریهای همسایه استفاده میکردند. برای این منظور، یعنی برای کاربرد بینالمللی، نیاز بوده که زبان به درجات بالایی تثبیت و معیار شده بوده باشد.
@javadimr
Twitter
این پرسش را فراوان شنیدهام که چرا خواندن متنهای سدههای گذشتۀ #زبان_فارسی برای فارسیگویان و فارسینویسان بهنسبت ساده است ولی همین کار برای زبانهایی مانند انگلیسی به این سادگی نیست. میتوان دلیلهایی برای این پدیده برشمرد؛ برای نمونه:
یک: معیار شدن زبان…
یک: معیار شدن زبان…
👍5
اگر چاه خودتان را پر کردید، بعدا حکم پلمب بدهید!
▪️نقل شده که علامه حلی، در چاه خانهاش نجاستی افتاده بود و میخواست نظر فقهی بدهد که اگر نجاستی در چاه آب بیفتد، ایا آب چاه کلا نجس میشود و باید آن را پر کرد، یا با برداشتن مقداری آب، چاه پاک خواهد شد. علامه حلی ابتدا چاه آب خانه خود را پر کرد، و خود را از شائبه نفع شخصی رها کرد، سپس فتوا داد که آب چاه از مطهرات است و با افتادن اشیای نجس در آن (بدون تغییر رنگ و بو و مزه آب چاه)، نجس نخواهد شد.
▪️جدای از آنکه سیاست حجاب نادرست است، و این نحوه امنیتی و انتظامی کردن یک موضوع اجتماعی، تنها به «افزایش تنشهای اجتماعی بدون افزایش میزان عفت عمومی» منجر خواهد شد، اما نحوه اعمال همین سیاست نادرست، هم ناعادلانه است.
▪️مدتی است که با طرح جدید حجاب، هر مرکز اقتصادی شامل مجتمع تجاری، بومگردی، مغازه و... که در آن زن بیحجاب به عنوان مشتری وارد شود و توسط کاسبها بیرون نشود، آن مرکز پلمب خواهد شد، و ظاهرا با پرداخت جریمه، دادن تعهد، و گماردن ماموران تذکر یا مراعات حجاب در ورودیها و داخل مجتمعها، فک پلمب خواهد شد. (چون جزییات طرح جدید منتشر نشده، تنها بر اساس رویهها و شنیدهها میتوان نظر داد.)
اخباری که در باره پلمبها بویژه تاکید بر مغازههای منسوب به افراد مهم، منتشر میشود، حاکی از آن است که ظاهرا اعمال این سیاست، به صورت یکسان نیست و حساسیت بر برخی مجتمعها و مغازهها بیشتر است و بیحجابی در آن مراکز، بیحجابیتر! است. بویژه اینکه در باره مجتمعهای تجاری منسوب به برخی مراکز، هیچ خبری از پلمب منتشر نشده است.
▪️اما فارغ از این مساله، پلمب کردن فقط در بخش خصوصی انجام شده و تاکنون خبری از پلمب مراکز عمومی و دولتی که مردم در آنها رفتوآمد دارند و بیحجابی هم در آن دیده میشود، مانند ترمینال فرودگاه و قطار و پایانه اتوبوس، ایستگاه مترو، فروشگاه اتکا و اداره پست و... شنیده نشده است. قاعدتا از کسانی که سیاست پرهزینه حجاب را اجرا میکنند، انتظار میرود که معادل پلمب را در بخشهای عمومی و دولتی هم اجرا کنند. یعنی اگر بیحجابی از خدمات مرکز عمومی و دولتی استفاده کرد، آن مرکز بسته شود.
▪️اما نکته مهم اینجاست که بسته شدن صرف کفایت نمیکند، چون بودجه و حقوق مدیران و کارکنان دولتی، پرداخت خواهد شد، چه تعطیل شده باشد چه شده نباشد. معادل سازی پلمب برای جایی مانند مرکز خرید دولتی، آن است که در مدتی که آن مرکز پلمب شده، حقوق کارکنان و مدیران پرداخت نشود، و اگر جریمهای باید پرداخت شود، جریمه از حقوق کارکنان و مدیران پرداخت شود نه از بودجه آن مرکز. این آن چیزی است که با پلمب مراکز، در بخش خصوصی اتفاق میافتد. اگر چنین کاری در یک مرکز دولتی ممکن نیست، پس واحدهای تجاری را چنین مجازات نکنید.
▪️پلمب مراکز تجاری و کسب و کار مردم، ممکن است بتواند در کوتاهمدت میزان مراعات ظاهری حجاب را افزایش دهد، ولی اثرات آن بر نارضایتی و خشم مردم و همچنین کسب و کار مردم آن اندازه زیاد است که قابل مقایسه با آن افزایش نیست. و البته کماکان، ادامه این سیاستهای نادرست، مردم را با مردم رودرو میکند و جامعه را به سمت تقابل و خشونت اجتماعی پیش میبرد.
@javadimr
▪️نقل شده که علامه حلی، در چاه خانهاش نجاستی افتاده بود و میخواست نظر فقهی بدهد که اگر نجاستی در چاه آب بیفتد، ایا آب چاه کلا نجس میشود و باید آن را پر کرد، یا با برداشتن مقداری آب، چاه پاک خواهد شد. علامه حلی ابتدا چاه آب خانه خود را پر کرد، و خود را از شائبه نفع شخصی رها کرد، سپس فتوا داد که آب چاه از مطهرات است و با افتادن اشیای نجس در آن (بدون تغییر رنگ و بو و مزه آب چاه)، نجس نخواهد شد.
▪️جدای از آنکه سیاست حجاب نادرست است، و این نحوه امنیتی و انتظامی کردن یک موضوع اجتماعی، تنها به «افزایش تنشهای اجتماعی بدون افزایش میزان عفت عمومی» منجر خواهد شد، اما نحوه اعمال همین سیاست نادرست، هم ناعادلانه است.
▪️مدتی است که با طرح جدید حجاب، هر مرکز اقتصادی شامل مجتمع تجاری، بومگردی، مغازه و... که در آن زن بیحجاب به عنوان مشتری وارد شود و توسط کاسبها بیرون نشود، آن مرکز پلمب خواهد شد، و ظاهرا با پرداخت جریمه، دادن تعهد، و گماردن ماموران تذکر یا مراعات حجاب در ورودیها و داخل مجتمعها، فک پلمب خواهد شد. (چون جزییات طرح جدید منتشر نشده، تنها بر اساس رویهها و شنیدهها میتوان نظر داد.)
اخباری که در باره پلمبها بویژه تاکید بر مغازههای منسوب به افراد مهم، منتشر میشود، حاکی از آن است که ظاهرا اعمال این سیاست، به صورت یکسان نیست و حساسیت بر برخی مجتمعها و مغازهها بیشتر است و بیحجابی در آن مراکز، بیحجابیتر! است. بویژه اینکه در باره مجتمعهای تجاری منسوب به برخی مراکز، هیچ خبری از پلمب منتشر نشده است.
▪️اما فارغ از این مساله، پلمب کردن فقط در بخش خصوصی انجام شده و تاکنون خبری از پلمب مراکز عمومی و دولتی که مردم در آنها رفتوآمد دارند و بیحجابی هم در آن دیده میشود، مانند ترمینال فرودگاه و قطار و پایانه اتوبوس، ایستگاه مترو، فروشگاه اتکا و اداره پست و... شنیده نشده است. قاعدتا از کسانی که سیاست پرهزینه حجاب را اجرا میکنند، انتظار میرود که معادل پلمب را در بخشهای عمومی و دولتی هم اجرا کنند. یعنی اگر بیحجابی از خدمات مرکز عمومی و دولتی استفاده کرد، آن مرکز بسته شود.
▪️اما نکته مهم اینجاست که بسته شدن صرف کفایت نمیکند، چون بودجه و حقوق مدیران و کارکنان دولتی، پرداخت خواهد شد، چه تعطیل شده باشد چه شده نباشد. معادل سازی پلمب برای جایی مانند مرکز خرید دولتی، آن است که در مدتی که آن مرکز پلمب شده، حقوق کارکنان و مدیران پرداخت نشود، و اگر جریمهای باید پرداخت شود، جریمه از حقوق کارکنان و مدیران پرداخت شود نه از بودجه آن مرکز. این آن چیزی است که با پلمب مراکز، در بخش خصوصی اتفاق میافتد. اگر چنین کاری در یک مرکز دولتی ممکن نیست، پس واحدهای تجاری را چنین مجازات نکنید.
▪️پلمب مراکز تجاری و کسب و کار مردم، ممکن است بتواند در کوتاهمدت میزان مراعات ظاهری حجاب را افزایش دهد، ولی اثرات آن بر نارضایتی و خشم مردم و همچنین کسب و کار مردم آن اندازه زیاد است که قابل مقایسه با آن افزایش نیست. و البته کماکان، ادامه این سیاستهای نادرست، مردم را با مردم رودرو میکند و جامعه را به سمت تقابل و خشونت اجتماعی پیش میبرد.
@javadimr
👍11
حاج حسن زارع، نمونه مرد خودساخته یزدی
محمدرضا جوادی یگانه
امروز تشییع مرحوم «حاج حسن زارع بیدکی» بود، از مسجدی که خود ساخته بود؛ مسجد مهدی (عج) در سهراه تهرانویلا.
▪️حاج حسن زارع، یکی از معدود شخصیتهای یزدی است که تصویر مردم تهران از «مرد یزدی» را دهههای گذشته شکل دادند؛ تصویری که ترکیب این ویژگیها است: دیندار، سختکوش، جدّی، صادق، فروتن، خیّر، دقیق، حسابگر، و بدون فراغتی بیرون از خانواده و وابستگان. من ويژگیهای مرد یزدی را در تعبیر «مرد خودساخته» ترکیب میکنم؛ فردی که مجبور است روی پای خود بایستد چرا که نزدیکانش اینقدر نداشتهاند که به او کمک کنند. طبیعت هم آنقدر نعمتشان نداده که بشود از یکی گرفت و میان همه تقسیم کرد.
▪️دانستن روحیات یزدیها بدون شناخت جفرافیای زادبومشان ممکن نیست. در ایران مناطقی هست که سخاوتمندی طبیعت، هر چه را امسال از دست بدهید، سال بعد دوباره به شما ارزانی میکند. اما یزدیها به زحمت مازادی داشتهاند و اگر همان اندک مازاد را هم از دست میدادند، کسب دوباره آن بسیار دشوار بوده است. جایی که طبیعت خیلی فقیر است، نقش طبعیت برجستهتر میشود و ویژگیهای محیط بر افراد تاثیر بیشتری می گذارد و آنها هم خودآگاهی بیشتری نسبت به اثر محیط دارند. لذا نمیتوان یزد را از کویر جدا کرد، یعنی برای فهم شخصیت یزدی، اِشعار به کویری بودن او مهم است.
▪️کویر یعنی نبودن همیشگی. این نبودگی، مردم را دست به عصا بار می آورد. چیزی مشابه تفاوت میان جوانی و میانسالی است. در جوانی آنچه زیاد وجود دارد، فرصت است و توان از نو شروع کردن، اما در میانسالی دامنه انتخاب افراد محدود میشود و کمتر ریسک یا مخاطره میکنند. در کویر هم از اول شروع کردن خیلی سخت است. بنابراین عنصر کویر از لحاظ روانشناسی تاریخی در زندگی مردم یزد اهمیت دارد و بخشی از آگاهی جمعی یزدیها را میتوان با کویر درک کرد؛ آنهم با همه ابعاد کویر. یعنی اینکه فاصله آبادیها از یکدیگر زیاد است، جمعیت زیادی وجود ندارد، مازاد ناشی از فعالیت اقتصادی کم است و کلا مواهب طبیعی اندک است. همه اینها باعث میشود که فرد متکی به خود باشد و ارتباطش با دیگران کم باشد. حاصل آن، نوعی انزوا، جدیت، سکوت و کمحرفی است، حرف و سخنی که به معنای نظریه و شعر و ادبیات هست. نتیجه دیگر آن هم محدود شدن تعاملات به دایره خویشاوندان و آشنایان است. از این روست که فراغتی نبوده و اگر هم بوده، تعاملی نبوده که محصول آن شعر و ادب و آداب (به معنای تشریفات) باشد. این یک بخش شخصیت یزدی را شکل میدهد. بخش دیگر آن، دینداری نسبتا خالص و پاک است. پاکدینی یعنی مذهبِ سالممانده از دستبرد عناصر دیگر. عزاداری یزد را ببینید که سالم مانده است. یک علت زیبایی عزاداری در یزد همین سلامتش است، و انزوایی که گویی باعث این سلامت شده است.
▪️مهاجرت نسل قبل یزدیها در نیمه اول سده گذشته به تهران، باعث گسترش این فرهنگ شد. تهرانی که چهارراه اقوام ایرانی شد، یزدیها را به پرکاری و قناعت و سلامت شناخت و به آنها اعتماد کرد. اما اگر موزاییک ایران، ترکیبی از اقوام باشد که هست، آنچه یزدی میتواند به فرهنگ ملی اضافه کند، ترکیب پرکاری و کمتوقعی است؛ چیزی شبیه اخلاق پروتستان یا «زهد ایندنیایی» که ماکس وبر میگوید، یعنی کار کردن و همزمان، قناعت کردن. داشتن و نخوردن فرق دارد با تلاش نکردن و نداشتن. البته همزمان هم مردمان یزد باید بخشهای دیگری از فرهنگ ملی را در خود تقویت کنند، از جمله روحیه جسارت و مخاطره ایلیاتی که نتیجهاش نوآوری است، و نیز ادبیات و هنر. نکته آخر آنکه نگهداشتن زهد ایندنیایی و ترکیب قناعت و پرکاری، و ترکیب دینداری و نیکوکاری، میراث پدران است برای نسل فعلی، و اگر از دستش بدهند، این سرمایه اجتماعی گرانقدر یزدیها از دست خواهد رفت.
پ.ن.: من این مطالب را در مصاحبهای در کتاب «یزد در تراز گفتگو» (اینجا) شرح دادهام و ابوالفضل مرشدی، جامعهشناس دانشگاه یزد، هم در مقاله و کتاب «اخلاق اقتصادی یزدیها: سازگاری فعالانه» (اینجا) به آن پرداخته است.
@javadimr
محمدرضا جوادی یگانه
امروز تشییع مرحوم «حاج حسن زارع بیدکی» بود، از مسجدی که خود ساخته بود؛ مسجد مهدی (عج) در سهراه تهرانویلا.
▪️حاج حسن زارع، یکی از معدود شخصیتهای یزدی است که تصویر مردم تهران از «مرد یزدی» را دهههای گذشته شکل دادند؛ تصویری که ترکیب این ویژگیها است: دیندار، سختکوش، جدّی، صادق، فروتن، خیّر، دقیق، حسابگر، و بدون فراغتی بیرون از خانواده و وابستگان. من ويژگیهای مرد یزدی را در تعبیر «مرد خودساخته» ترکیب میکنم؛ فردی که مجبور است روی پای خود بایستد چرا که نزدیکانش اینقدر نداشتهاند که به او کمک کنند. طبیعت هم آنقدر نعمتشان نداده که بشود از یکی گرفت و میان همه تقسیم کرد.
▪️دانستن روحیات یزدیها بدون شناخت جفرافیای زادبومشان ممکن نیست. در ایران مناطقی هست که سخاوتمندی طبیعت، هر چه را امسال از دست بدهید، سال بعد دوباره به شما ارزانی میکند. اما یزدیها به زحمت مازادی داشتهاند و اگر همان اندک مازاد را هم از دست میدادند، کسب دوباره آن بسیار دشوار بوده است. جایی که طبیعت خیلی فقیر است، نقش طبعیت برجستهتر میشود و ویژگیهای محیط بر افراد تاثیر بیشتری می گذارد و آنها هم خودآگاهی بیشتری نسبت به اثر محیط دارند. لذا نمیتوان یزد را از کویر جدا کرد، یعنی برای فهم شخصیت یزدی، اِشعار به کویری بودن او مهم است.
▪️کویر یعنی نبودن همیشگی. این نبودگی، مردم را دست به عصا بار می آورد. چیزی مشابه تفاوت میان جوانی و میانسالی است. در جوانی آنچه زیاد وجود دارد، فرصت است و توان از نو شروع کردن، اما در میانسالی دامنه انتخاب افراد محدود میشود و کمتر ریسک یا مخاطره میکنند. در کویر هم از اول شروع کردن خیلی سخت است. بنابراین عنصر کویر از لحاظ روانشناسی تاریخی در زندگی مردم یزد اهمیت دارد و بخشی از آگاهی جمعی یزدیها را میتوان با کویر درک کرد؛ آنهم با همه ابعاد کویر. یعنی اینکه فاصله آبادیها از یکدیگر زیاد است، جمعیت زیادی وجود ندارد، مازاد ناشی از فعالیت اقتصادی کم است و کلا مواهب طبیعی اندک است. همه اینها باعث میشود که فرد متکی به خود باشد و ارتباطش با دیگران کم باشد. حاصل آن، نوعی انزوا، جدیت، سکوت و کمحرفی است، حرف و سخنی که به معنای نظریه و شعر و ادبیات هست. نتیجه دیگر آن هم محدود شدن تعاملات به دایره خویشاوندان و آشنایان است. از این روست که فراغتی نبوده و اگر هم بوده، تعاملی نبوده که محصول آن شعر و ادب و آداب (به معنای تشریفات) باشد. این یک بخش شخصیت یزدی را شکل میدهد. بخش دیگر آن، دینداری نسبتا خالص و پاک است. پاکدینی یعنی مذهبِ سالممانده از دستبرد عناصر دیگر. عزاداری یزد را ببینید که سالم مانده است. یک علت زیبایی عزاداری در یزد همین سلامتش است، و انزوایی که گویی باعث این سلامت شده است.
▪️مهاجرت نسل قبل یزدیها در نیمه اول سده گذشته به تهران، باعث گسترش این فرهنگ شد. تهرانی که چهارراه اقوام ایرانی شد، یزدیها را به پرکاری و قناعت و سلامت شناخت و به آنها اعتماد کرد. اما اگر موزاییک ایران، ترکیبی از اقوام باشد که هست، آنچه یزدی میتواند به فرهنگ ملی اضافه کند، ترکیب پرکاری و کمتوقعی است؛ چیزی شبیه اخلاق پروتستان یا «زهد ایندنیایی» که ماکس وبر میگوید، یعنی کار کردن و همزمان، قناعت کردن. داشتن و نخوردن فرق دارد با تلاش نکردن و نداشتن. البته همزمان هم مردمان یزد باید بخشهای دیگری از فرهنگ ملی را در خود تقویت کنند، از جمله روحیه جسارت و مخاطره ایلیاتی که نتیجهاش نوآوری است، و نیز ادبیات و هنر. نکته آخر آنکه نگهداشتن زهد ایندنیایی و ترکیب قناعت و پرکاری، و ترکیب دینداری و نیکوکاری، میراث پدران است برای نسل فعلی، و اگر از دستش بدهند، این سرمایه اجتماعی گرانقدر یزدیها از دست خواهد رفت.
پ.ن.: من این مطالب را در مصاحبهای در کتاب «یزد در تراز گفتگو» (اینجا) شرح دادهام و ابوالفضل مرشدی، جامعهشناس دانشگاه یزد، هم در مقاله و کتاب «اخلاق اقتصادی یزدیها: سازگاری فعالانه» (اینجا) به آن پرداخته است.
@javadimr
Telegram
attach 📎
👍14
Forwarded from شرق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتوگوی «شبکهشرق» با محمدرضا جوادی یگانه، جامعهشناس:
🔺️ژانر خلقیات نویسی از کجا آمد؟
این گفتوگو را میتوانید فردا (دوشنبه) در شرق بخوانید و ببینید.
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-879827
@sharghdaily
sharghdaily.com
🔺️ژانر خلقیات نویسی از کجا آمد؟
این گفتوگو را میتوانید فردا (دوشنبه) در شرق بخوانید و ببینید.
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-879827
@sharghdaily
sharghdaily.com
👍6
ساختار مقصر و مردم بیگناه
🔘 مصاحبه با روزنامه شرق در باره اخلاق اجتماعی مردم، خلقیات، دوراهی اجتماعی و اعتراضات اخیر، ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ (اینجا را ببینید)
محمدرضا جوادی یگانه
▪️میتوان علل تاریخی، روانشناختی، ژئوپلیتیک و اجتماعی برای رفتارهای ناپسند موجود در جامعه ذکر کرد؛ اما مقصر اصلی «دولت» است که یا مسئله تولید میکند یا نمیتواند مسئله را حل کند.
▪️اصولا وظیفه دولت (به معنای state و نه government) تعریف ساختار است. وقتی ساختار تعریف میشود، مسئله به سمت حل میرود. اگر مردم به حال خود رها شوند و به انصاف خودشان واگذار شوند، آن موقع بلاهت، نفع یا انتقام، مردم را به سمت رفتاری میکشاند که نتیجهاش ناخوشایند است.
▪️در نبود دولت مدرن، هر روز تعداد بیشتری از افراد جامعه متوجه میشوند که اگر بدون توجه به منافع جمعی، منافع شخصی خودشان را دنبال کنند، سود بیشتری به دست میآورند.
▪️تحلیل حوزه مبتنی بر نفع و قدرت (نفع میان شهروندان و اعمال قدرت میان شهروندان) باید از تحلیل حوزه اجتماعی متمایز بشود. حوزه دیگری هم هست که حوزه روابط میان مردم و دولت است. به نظرم خطرناکترین یا بحرانیترین مسئله امروز ایران، مسئله فقدان دولت است.
▪️مشکل اخلاق اجتماعی در جامعه ایران، مسئله ساختار است. مسئله مردم نیست. من نمیگویم مردم بیتقصیرند، اما مسئله اصلی جای دیگری است. من خیلی امیدی به تغییر ندارم و معتقدم سیستم متصلب است و متصلببودن آن هم دلایل ساختاری دارد؛ تغییر کارگزار هم مشکلی را حل نمیکند، بلکه تغییر در سیستم مورد نیاز است.
▪️لازم است از مردم اعاده حیثیت کرد و مردم را باید تبرئه کرد. مسئول خطاها و مشکلاتی که در جامعه وجود دارد و قابل انکار هم نیست، مردم نیستند، دولت است. یعنی در مشکلاتی که در جامعه ایران میبینیم، نقش مردم آنقدر کم است که از آن میشود صرفنظر کرد؛ چه در مشکلات ایجادشده در رابطه با دولت و چه در رابطه با روحانیت و چه در اخلاق اجتماعی. جای دیگری باید درست شود. ترویج گفتمان خلقیات، نعل وارونهزدن است. مشکل جای دیگری است.
@javadimr
🔘 مصاحبه با روزنامه شرق در باره اخلاق اجتماعی مردم، خلقیات، دوراهی اجتماعی و اعتراضات اخیر، ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ (اینجا را ببینید)
محمدرضا جوادی یگانه
▪️میتوان علل تاریخی، روانشناختی، ژئوپلیتیک و اجتماعی برای رفتارهای ناپسند موجود در جامعه ذکر کرد؛ اما مقصر اصلی «دولت» است که یا مسئله تولید میکند یا نمیتواند مسئله را حل کند.
▪️اصولا وظیفه دولت (به معنای state و نه government) تعریف ساختار است. وقتی ساختار تعریف میشود، مسئله به سمت حل میرود. اگر مردم به حال خود رها شوند و به انصاف خودشان واگذار شوند، آن موقع بلاهت، نفع یا انتقام، مردم را به سمت رفتاری میکشاند که نتیجهاش ناخوشایند است.
▪️در نبود دولت مدرن، هر روز تعداد بیشتری از افراد جامعه متوجه میشوند که اگر بدون توجه به منافع جمعی، منافع شخصی خودشان را دنبال کنند، سود بیشتری به دست میآورند.
▪️تحلیل حوزه مبتنی بر نفع و قدرت (نفع میان شهروندان و اعمال قدرت میان شهروندان) باید از تحلیل حوزه اجتماعی متمایز بشود. حوزه دیگری هم هست که حوزه روابط میان مردم و دولت است. به نظرم خطرناکترین یا بحرانیترین مسئله امروز ایران، مسئله فقدان دولت است.
▪️مشکل اخلاق اجتماعی در جامعه ایران، مسئله ساختار است. مسئله مردم نیست. من نمیگویم مردم بیتقصیرند، اما مسئله اصلی جای دیگری است. من خیلی امیدی به تغییر ندارم و معتقدم سیستم متصلب است و متصلببودن آن هم دلایل ساختاری دارد؛ تغییر کارگزار هم مشکلی را حل نمیکند، بلکه تغییر در سیستم مورد نیاز است.
▪️لازم است از مردم اعاده حیثیت کرد و مردم را باید تبرئه کرد. مسئول خطاها و مشکلاتی که در جامعه وجود دارد و قابل انکار هم نیست، مردم نیستند، دولت است. یعنی در مشکلاتی که در جامعه ایران میبینیم، نقش مردم آنقدر کم است که از آن میشود صرفنظر کرد؛ چه در مشکلات ایجادشده در رابطه با دولت و چه در رابطه با روحانیت و چه در اخلاق اجتماعی. جای دیگری باید درست شود. ترویج گفتمان خلقیات، نعل وارونهزدن است. مشکل جای دیگری است.
@javadimr
شرق
ساختارهای مقصر و مردم بیگناه
در طول تاریخ ایران، مورخان و نویسندگان زیادی از ایرانیها و خصلتهایشان نوشتهاند. ۲۰۰ سال پیش جیمز موریه، دیپلمات و نویسنده بریتانیایی که در زمان فتحعلیشاه در ایران ساکن شده بود، کتابی را تحت عنوان «سرگذشت حاجیبابا اصفهانی» مینویسد و در آن از آنچه امروز…
👍7
Forwarded from شرق
در گفتوگو با محمدرضا جوادییگانه (جامعه شناس) موضوع خلقیاتنویسی در دوراهیهای اجتماعی بررسی شد
🔻ساختارهای مقصر و مردم بیگناه
اعتراضات اخیر، برآمدن و نو شدن اجتماع ایرانی بود
✍🏻سینا رحیم پور | سردبیر شبکه شرق
در طول تاریخ ایران، مورخان و نویسندگان زیادی از ایرانیها و خصلتهایشان نوشتهاند. ۲۰۰ سال پیش جیمز موریه، دیپلمات و نویسنده بریتانیایی که در زمان فتحعلیشاه در ایران ساکن شده بود، کتابی را تحت عنوان «سرگذشت حاجیبابا اصفهانی» مینویسد و در آن از آنچه امروز به آن خصلت میگوییم، سخن میگوید. او ایرانیان را ظاهرساز و مبالغهگر میداند و در جایی از کتاب مینویسد: «دروغ، ناخوشی ملی و عیب فطری ایشان (ایرانیان) است و قسمهایی که مدام میخورند، شاهد بزرگ بر صدق این معنی. قسمهایشان را ببینید، سخن راست را چه احتیاج به قسم». اما آیا نظر موریه درباره ایرانیها درست است؟
متن کامل این گفتوگو را در سایت شبکهشرق بخوانید
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-879863
@sharghdaily
sharghdaily.com
🔻ساختارهای مقصر و مردم بیگناه
اعتراضات اخیر، برآمدن و نو شدن اجتماع ایرانی بود
✍🏻سینا رحیم پور | سردبیر شبکه شرق
در طول تاریخ ایران، مورخان و نویسندگان زیادی از ایرانیها و خصلتهایشان نوشتهاند. ۲۰۰ سال پیش جیمز موریه، دیپلمات و نویسنده بریتانیایی که در زمان فتحعلیشاه در ایران ساکن شده بود، کتابی را تحت عنوان «سرگذشت حاجیبابا اصفهانی» مینویسد و در آن از آنچه امروز به آن خصلت میگوییم، سخن میگوید. او ایرانیان را ظاهرساز و مبالغهگر میداند و در جایی از کتاب مینویسد: «دروغ، ناخوشی ملی و عیب فطری ایشان (ایرانیان) است و قسمهایی که مدام میخورند، شاهد بزرگ بر صدق این معنی. قسمهایشان را ببینید، سخن راست را چه احتیاج به قسم». اما آیا نظر موریه درباره ایرانیها درست است؟
متن کامل این گفتوگو را در سایت شبکهشرق بخوانید
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-879863
@sharghdaily
sharghdaily.com
👍5
Forwarded from شرق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتوگوی شبکه شرق با محمدرضا جوادی یگانه
🔺️چیزی به نام تعریف الگوی رفتار ملی وجود دارد؟
در ایران مردم خودشان را در جایگاه شخصیت ملی آرمانی تعریف میکنند و بقیه را در جایگاه شخصیت ملی شایع؛ یعنی من خوب هستم و بقیه بد هستند و چون بقیه بد هستند، من به خودم حق میدهم که با بقیه بد رفتار کنم.
متن کامل در:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-879863
@sharghdaily
sharghdaily.com
🔺️چیزی به نام تعریف الگوی رفتار ملی وجود دارد؟
در ایران مردم خودشان را در جایگاه شخصیت ملی آرمانی تعریف میکنند و بقیه را در جایگاه شخصیت ملی شایع؛ یعنی من خوب هستم و بقیه بد هستند و چون بقیه بد هستند، من به خودم حق میدهم که با بقیه بد رفتار کنم.
متن کامل در:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-879863
@sharghdaily
sharghdaily.com
👍4
Forwarded from شرق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتوگوی «شبکه شرق »با محمدرضا جوادی یگانه:
🔺️رابطه دولت_ملت چگونه تنظیم می شود؟
جوادی یگانه: در بسیاری از موارد مردم مقصر نیستند. مقصر جای دیگریست. ساختار، سیستم و دولت مقصرند.
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-880038
@sharghdaily
sharghdaily.com
🔺️رابطه دولت_ملت چگونه تنظیم می شود؟
جوادی یگانه: در بسیاری از موارد مردم مقصر نیستند. مقصر جای دیگریست. ساختار، سیستم و دولت مقصرند.
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-880038
@sharghdaily
sharghdaily.com
👍5
Forwarded from شرق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتوگوی «شبکه شرق »با محمدرضا جوادی یگانه:
🔺️دولت چگونه به نظم اجتماعی کمک می کند؟
جوادی یگانه: مقصر اصلی دولت است که مسئله را تولید می کند و یا نمی تواند مسئله را حل کند. دولت مدرن کارکردش این است که تعارض میان افراد را برطرف کند.
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-879863
@sharghdaily
sharghdaily.com
🔺️دولت چگونه به نظم اجتماعی کمک می کند؟
جوادی یگانه: مقصر اصلی دولت است که مسئله را تولید می کند و یا نمی تواند مسئله را حل کند. دولت مدرن کارکردش این است که تعارض میان افراد را برطرف کند.
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-879863
@sharghdaily
sharghdaily.com
👍4
Forwarded from شرق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتوگوی «شبکه شرق »با محمدرضا جوادی یگانه:
ساختار دو راهی اجتماعی در جامعه چگونه است؟
جوادی یگانه:
دوراهی اجتماعی یعنی فرد منافع شخصی کوتاهمدت خود را دنبال میکند؛ اما دنبالکردن منافع شخصی کوتاهمدت وقتی از سوی همه دنبال شود، منجر به زیان بلندمدت جمعی برای همه میشود.
ما بسیاری از موارد را در جامعه ایران داریم که به دوراهی اجتماعی ختم میشود.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-879863
@sharghdaily
sharghdaily.com
ساختار دو راهی اجتماعی در جامعه چگونه است؟
جوادی یگانه:
دوراهی اجتماعی یعنی فرد منافع شخصی کوتاهمدت خود را دنبال میکند؛ اما دنبالکردن منافع شخصی کوتاهمدت وقتی از سوی همه دنبال شود، منجر به زیان بلندمدت جمعی برای همه میشود.
ما بسیاری از موارد را در جامعه ایران داریم که به دوراهی اجتماعی ختم میشود.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-879863
@sharghdaily
sharghdaily.com
👍1