Forwarded from فدایی ام المهدیین
اگر این گفتار قاطع و روشنگر بر روی سنگ گذاشته شود، از هم میشکافد و آبی از آن خارج میگردد که دلهای تشنه را سیراب میسازد و از حالت خشکسالی علمیِ الهی که در طول غیبت کبری امام مهدی (ع) گرفتارش بوده است، حیات میبخشد؛ آب مردمان که در زمین فرو رفته است و خداوندی که قدرتش چیره و رحمتش همه چیز را فرا گرفته است، به فضل خویش بر ما منّت میگذارد و آب روان و گوارای احمدالحسن (ع) وصی و فرستادهی امام مهدی (ع) را برای ما میآورد تا جانهای خشک و بیحاصل را با نور خداوند سبحان و بخشش عظیم او به سبزهزاری حاصلخیز تبدیل نماید.
ج ۴
ج ۴
Forwarded from 🍃🌹حانیه🌹🍃
پرسش 23: روح القدسی که در قرآن آمده است، کیست؟
روح القدسی كه در قرآن آمده است، كیست و بر چه كسی نازل میشود و میان او و حضرت فاطمۀ زهرا ع چه رابطهای وجود دارد؟
وائل سعیده - صفر 1426 هـ ق
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمد لله رب العالمین
پاسخ، در کتاب متشابهات موجود میباشد و همچنین به همراه فاطمه، پدرش، شوهرش و فرزندانش، ائمه و مهدیین روح القدس اعظم هستند.
احمدالحسن
روح القدس، همان روح پاكی و عصمت است. اگر بنده نیّتش را برای خداوند سبحان و متعال خالص گرداند و خواهان وجه او باشد، خداوند او را دوست میدارد و ملکی را موکّل او میکند تا او را به هر خیری وارد و از هر شرّی خارج كند و او را به سوی مکارم اخلاق (والاترین خصوصیات اخلاقی) سوق میدهد. روح القدس واسطۀ انتقال دانش به انسانی که موکّلش است، میباشد.
روح القدسها متعددند و یکی نیستند؛ روح القدسی كه با حضرت عیسی ع و انبیا بوده است با روح القدسی كه با محمّد ص، علی ع و فاطمه س و ائمه ع است فرق میكند؛ این روح القدس، همان روح القدس اعظم است كه فقط برای حضرت محمّد ص نازل شد و پس از وفات او به علی ع منتقل شد و پس از او به ائمه ع انتقال یافت و پس از ایشان به مهدیین دوازدهگانه منتقل میشود.
از ابوبصیر روایت شده است كه گفت: از ابوعبد الله ع دربارۀ این سخن خداوند تبارک و تعالی پرسیدم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَكَذَلِكَ أَوْحَینَا إِلَیكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَلا الْأِیمَانُ»(1)
(و اینچنین روحی از امر خودمان را به تو وحی کردیم در حالیکه تو نمیدانستی که کتاب چیست و ایمان کدام است).
فرمود: «مخلوقی از مخلوقات خداوند عزوجل كه از جبرئیل و میكائیل بزرگتر است و همراه حضرت محمد ص بود و به او خبر میداد و راهنمایی میكرد و بعد از ایشان، همراه ائمۀ بعد از او میباشد».(2)
ابو بصیر میگوید: از ابوعبدالله ع دربارۀ این سخن خداوند عزوجلّ پرسیدم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَیسْأَلونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی»(3)
(از تو دربارۀ روح میپرسند. بگو: روح از امر پروردگارم است).
فرمود: «آفریدهای عظیمتر از جبرئیل و میكائیل ع كه همراه رسول خدا ص بود و با ائمه ع میباشد و این روح از ملكوت است».(4)
از ابوحمزه روایت شده است كه گفت: از ابو عبدالله ع دربارۀ علم پرسیدم كه آیا همان علمی است كه عالِم از دهان دانشمندان یاد میگیرد یا در كتابی نزد شما است كه آن را میخوانید و یاد میگیرید؟ فرمود: «مسئله بزرگتراز اينها است. این سخن خداوند متعال را شنیدهای كه میفرماید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَكَذَلِكَ أَوْحَینَا إِلَیكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَلا الْأِیمَانُ»(5)
(و اینچنین روحی از امر خودمان را به تو وحی کردیم در حالی که تو نمیدانستی که کتاب چیست و ایمان کدام است).
سپس فرمود: «نظر اصحاب شما دربارۀ این آیه چیست؟ آیا اقرار میكنند كه پیامبر ص در وضعیتی بود كه نمیدانست كتاب چیست و ایمان كدام است؟» گفتم: فدایتان گردم، نمیدانم كه آنها چه میگویند. حضرت ص به من فرمود: «آری، او ع در حالتی بود كه نمیدانست كتاب و ایمان کدام است تا اینكه خداوند متعال این روح را كه در قرآن ذكر شده است، فرستاد. پس زمانیكه خداوند این روح را به پیامبر وحی فرمود، پیامبر به وسیلۀ این روح، علم و فهم را دانست. این روحی است كه خداوند به هركه بخواهد عطا میفرماید. اگر آن را به بندهای عطا فرماید، علم را به او آموخته است».(6)
بنابراین رسول خدا حضرت محمّد ع هنگامیکه به این عالم جسمانی آمد تا بعد از امتحان اوّل در عالم ذر وارد امتحان دوّم در این عالم كه با جسم مادی پوشیده شده است، شود. زمانیكه برای خداوند سبحان و متعال آنچنان که زمین، نظیرش را نشناخته بود، اخلاص ورزید، خداوند او را به دوست برگزید و روح القدس اعظم را وکیل او نمود. به این صورت در این دنیا نیز درست مانند امتحان اول یا عالم ذر، در مسابقه پیروز گردید.
احمدالحسن
منابع:
1- شوری: 52.
2- بصائر الدرجات: ص 475؛ ینابیع المعاجز: ص 70.
3- إسراء: 85.
4- کافی: ج 1 ص 273.
5- شوری: 52.
6 - کافی: ج 1 ص 274.
پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (جلد اول)
روح القدسی كه در قرآن آمده است، كیست و بر چه كسی نازل میشود و میان او و حضرت فاطمۀ زهرا ع چه رابطهای وجود دارد؟
وائل سعیده - صفر 1426 هـ ق
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمد لله رب العالمین
پاسخ، در کتاب متشابهات موجود میباشد و همچنین به همراه فاطمه، پدرش، شوهرش و فرزندانش، ائمه و مهدیین روح القدس اعظم هستند.
احمدالحسن
روح القدس، همان روح پاكی و عصمت است. اگر بنده نیّتش را برای خداوند سبحان و متعال خالص گرداند و خواهان وجه او باشد، خداوند او را دوست میدارد و ملکی را موکّل او میکند تا او را به هر خیری وارد و از هر شرّی خارج كند و او را به سوی مکارم اخلاق (والاترین خصوصیات اخلاقی) سوق میدهد. روح القدس واسطۀ انتقال دانش به انسانی که موکّلش است، میباشد.
روح القدسها متعددند و یکی نیستند؛ روح القدسی كه با حضرت عیسی ع و انبیا بوده است با روح القدسی كه با محمّد ص، علی ع و فاطمه س و ائمه ع است فرق میكند؛ این روح القدس، همان روح القدس اعظم است كه فقط برای حضرت محمّد ص نازل شد و پس از وفات او به علی ع منتقل شد و پس از او به ائمه ع انتقال یافت و پس از ایشان به مهدیین دوازدهگانه منتقل میشود.
از ابوبصیر روایت شده است كه گفت: از ابوعبد الله ع دربارۀ این سخن خداوند تبارک و تعالی پرسیدم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَكَذَلِكَ أَوْحَینَا إِلَیكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَلا الْأِیمَانُ»(1)
(و اینچنین روحی از امر خودمان را به تو وحی کردیم در حالیکه تو نمیدانستی که کتاب چیست و ایمان کدام است).
فرمود: «مخلوقی از مخلوقات خداوند عزوجل كه از جبرئیل و میكائیل بزرگتر است و همراه حضرت محمد ص بود و به او خبر میداد و راهنمایی میكرد و بعد از ایشان، همراه ائمۀ بعد از او میباشد».(2)
ابو بصیر میگوید: از ابوعبدالله ع دربارۀ این سخن خداوند عزوجلّ پرسیدم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَیسْأَلونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی»(3)
(از تو دربارۀ روح میپرسند. بگو: روح از امر پروردگارم است).
فرمود: «آفریدهای عظیمتر از جبرئیل و میكائیل ع كه همراه رسول خدا ص بود و با ائمه ع میباشد و این روح از ملكوت است».(4)
از ابوحمزه روایت شده است كه گفت: از ابو عبدالله ع دربارۀ علم پرسیدم كه آیا همان علمی است كه عالِم از دهان دانشمندان یاد میگیرد یا در كتابی نزد شما است كه آن را میخوانید و یاد میگیرید؟ فرمود: «مسئله بزرگتراز اينها است. این سخن خداوند متعال را شنیدهای كه میفرماید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَكَذَلِكَ أَوْحَینَا إِلَیكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَلا الْأِیمَانُ»(5)
(و اینچنین روحی از امر خودمان را به تو وحی کردیم در حالی که تو نمیدانستی که کتاب چیست و ایمان کدام است).
سپس فرمود: «نظر اصحاب شما دربارۀ این آیه چیست؟ آیا اقرار میكنند كه پیامبر ص در وضعیتی بود كه نمیدانست كتاب چیست و ایمان كدام است؟» گفتم: فدایتان گردم، نمیدانم كه آنها چه میگویند. حضرت ص به من فرمود: «آری، او ع در حالتی بود كه نمیدانست كتاب و ایمان کدام است تا اینكه خداوند متعال این روح را كه در قرآن ذكر شده است، فرستاد. پس زمانیكه خداوند این روح را به پیامبر وحی فرمود، پیامبر به وسیلۀ این روح، علم و فهم را دانست. این روحی است كه خداوند به هركه بخواهد عطا میفرماید. اگر آن را به بندهای عطا فرماید، علم را به او آموخته است».(6)
بنابراین رسول خدا حضرت محمّد ع هنگامیکه به این عالم جسمانی آمد تا بعد از امتحان اوّل در عالم ذر وارد امتحان دوّم در این عالم كه با جسم مادی پوشیده شده است، شود. زمانیكه برای خداوند سبحان و متعال آنچنان که زمین، نظیرش را نشناخته بود، اخلاص ورزید، خداوند او را به دوست برگزید و روح القدس اعظم را وکیل او نمود. به این صورت در این دنیا نیز درست مانند امتحان اول یا عالم ذر، در مسابقه پیروز گردید.
احمدالحسن
منابع:
1- شوری: 52.
2- بصائر الدرجات: ص 475؛ ینابیع المعاجز: ص 70.
3- إسراء: 85.
4- کافی: ج 1 ص 273.
5- شوری: 52.
6 - کافی: ج 1 ص 274.
پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (جلد اول)
Forwarded from فدایی ام المهدیین
آسمانها هفت تا است و سایر موارد به آسمانها باز میگردند. طواف و سعی که در واقع استغفار و توبه از گناهِ انکار و غفلت از یادآوری عهد و پیمان است، هفت تا میباشد تا هر طواف با طواف آسمان از آسمانهای هفتگانه برابری کند.
انسان موجود در آسمان دنیا، جسمی در این عالم جسمانی یا آسمان جسمانی دارد و روحی نیز دارد که همان نفْس او است که در پایینترین سطح آسمان اول قرار گرفته است. روح انسان موجودی است که مدیریت بدنش را برعهده دارد. انسان، در آسمان دنیا موجودیت دارد و تکلیف او این است که به آسمان هفتم ارتقا یابد تا عقلش کامل گردد و پروردگارش را بشناسد. خدای متعال میفرماید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
(هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ)،(1)
(او کسی است که شما را از خاک، سپس از نطفه، سپس از لختهی خونی بيافريده است. آنگاه شما را که کودکی بوديد از رحم مادر بیرون آورد تا به سن جوانی برسيد و پير شويد. بعضی از شما پيش از پيری بميريد و بعضی به آن زمان معين میرسيد و شايد به عقل دريابيد)؛
یعنی شاید به آسمان هفتم کلّی ارتقا یابید؛ آسمان عقل!
و نیز خداوند متعال میفرماید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ)،(2)
(و جن و انس را جز برای پرستش خود نيافريدهام)
یعنی تا بشناسند. فطرت انسان این آمادگی و شایستگی را در او به وجود میآورد که وی به آسمان هفتم کلّی و در نتیجه به طواف و سعی آن برسد تا توبه و استغفارش و نیز آمادگیاش برای سعی در راه خدا و سعی بر صراط مستقیمش جهت رسیدن به آسمان هفتم کلّی آسمان عقل را اعلان نماید.
احمدالحسن
ذی القعده 1430 هـ.ق
منابع:
1- غافر: 67.
2- ذاریات: 56.
پاسخ های روشنگرانه (جلد چهارم)
انسان موجود در آسمان دنیا، جسمی در این عالم جسمانی یا آسمان جسمانی دارد و روحی نیز دارد که همان نفْس او است که در پایینترین سطح آسمان اول قرار گرفته است. روح انسان موجودی است که مدیریت بدنش را برعهده دارد. انسان، در آسمان دنیا موجودیت دارد و تکلیف او این است که به آسمان هفتم ارتقا یابد تا عقلش کامل گردد و پروردگارش را بشناسد. خدای متعال میفرماید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
(هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ)،(1)
(او کسی است که شما را از خاک، سپس از نطفه، سپس از لختهی خونی بيافريده است. آنگاه شما را که کودکی بوديد از رحم مادر بیرون آورد تا به سن جوانی برسيد و پير شويد. بعضی از شما پيش از پيری بميريد و بعضی به آن زمان معين میرسيد و شايد به عقل دريابيد)؛
یعنی شاید به آسمان هفتم کلّی ارتقا یابید؛ آسمان عقل!
و نیز خداوند متعال میفرماید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
(وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ)،(2)
(و جن و انس را جز برای پرستش خود نيافريدهام)
یعنی تا بشناسند. فطرت انسان این آمادگی و شایستگی را در او به وجود میآورد که وی به آسمان هفتم کلّی و در نتیجه به طواف و سعی آن برسد تا توبه و استغفارش و نیز آمادگیاش برای سعی در راه خدا و سعی بر صراط مستقیمش جهت رسیدن به آسمان هفتم کلّی آسمان عقل را اعلان نماید.
احمدالحسن
ذی القعده 1430 هـ.ق
منابع:
1- غافر: 67.
2- ذاریات: 56.
پاسخ های روشنگرانه (جلد چهارم)
Forwarded from فدایی ام المهدیین
ز خداوند مسئلت دارم که شما را بر هر خیری موفق بدارد، دست شما را بگیرد و به راه مستقیمش در آورد. اگر به دنبال یک نشانهی غیبی هستی که شما را بر حق رهنمون سازد، بدان که این امر از جانب خداوند سبحان و متعال است؛ آن را از خداوند طلب نما، پس از آن که قدمی به سمت بارگاه او برداشتی و در انتظار فضل و کرم او در درگاهش توقف نمودی آن هنگام نشانه به سراغت میآید؛ چرا که شما آن را با عمل و اخلاص طلبیدهای، نه فقط با گفتار، و نه این که به او پشت کنی و به او بیاعتنا باشی و سپس از او آیه و نشانهای بخواهی که تو را بر ایمان مجبور سازد. چنین چیزی نه در گذشته بوده است و نه اکنون و نه در آینده خواهد بود. دلیل این موضوع را بیان کردهام؛ ایمان نمیتواند مادّیِ محض باشد؛ حتی چنین ایمانی را اصلاً نمیتوان ایمان نامید و فقط اجبار بر تصدیق است و لاغیر. به همین دلیل ایمان فرعون پذیرفته نشد و من این مطلب را در چند کتاب تشریح نمودهام.
جواب المنیرج ۴
جواب المنیرج ۴
Forwarded from Deleted Account
حق تعالی میفرماید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
(إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللّه يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللّه فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا)(5 )
(آنان که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خدا بیعت میکنند، دست خدا بالای دستهایشان است و هر که بیعت بشکند، به زیان خود شکسته است و هر که به آن بیعت که با خدا بسته است وفا کند، او را پاداشی عظیم دهد).
حداقل چیزی که از این آیه به وضوح فهمیده میشود این است که خوشنودی در آیهی مزبور، مشروط به بیعت و استمرار بخشیدن به آن و نیز وفا به عهد الهی است، و نه فقط به بیعت صِرف: (فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللّه فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا) و به تبع، هیچ خوشنودیِ مطلق، ابدی و دائمی در کار نیست بلکه خوشنودی، متعلق به رویدادی معین و مشروط میباشد، و الزاماً باید به وفای به عهد متصل شود، و حتماً باید به عدم نقض پیمان اتصال یابد و پس از وفات خلیفهی پیشین خدا، این خوشنودی محقق نمیشود مگر از طریق بیعت با خلیفهی بعدی، تا به این ترتیب، بیعت کننده به عهد خود وفا کرده و میثاق حقیقی را نقض ننموده باشد.
پاسخ های روشنگرانه (جلد ششم)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
(إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللّه يَدُ اللّه فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللّه فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا)(5 )
(آنان که با تو بیعت میکنند جز این نیست که با خدا بیعت میکنند، دست خدا بالای دستهایشان است و هر که بیعت بشکند، به زیان خود شکسته است و هر که به آن بیعت که با خدا بسته است وفا کند، او را پاداشی عظیم دهد).
حداقل چیزی که از این آیه به وضوح فهمیده میشود این است که خوشنودی در آیهی مزبور، مشروط به بیعت و استمرار بخشیدن به آن و نیز وفا به عهد الهی است، و نه فقط به بیعت صِرف: (فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللّه فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا) و به تبع، هیچ خوشنودیِ مطلق، ابدی و دائمی در کار نیست بلکه خوشنودی، متعلق به رویدادی معین و مشروط میباشد، و الزاماً باید به وفای به عهد متصل شود، و حتماً باید به عدم نقض پیمان اتصال یابد و پس از وفات خلیفهی پیشین خدا، این خوشنودی محقق نمیشود مگر از طریق بیعت با خلیفهی بعدی، تا به این ترتیب، بیعت کننده به عهد خود وفا کرده و میثاق حقیقی را نقض ننموده باشد.
پاسخ های روشنگرانه (جلد ششم)
Forwarded from فدایی ام المهدیین
انسان، تجلی لاهوت ـسبحانـ در عالم آفرینش است. فطرت انسان، این شایستگی را به او میدهد که خدای در خلق، یعنی صورت خدا یا وجه خدا یا دست خدا باشد. عن أبى الصلت الهروي، عن الإمام الرضا (ع)، قال:
(قال النبي: من زارني في حياتي أو بعد موتى فقد زار الله تعالى، ودرجه النبي في الجنة أرفع الدرجات، فمن زاره في درجته في الجنة من منزله فقد زار الله تبارك وتعالى. قال: فقلت له: يا بن رسول الله (ص)، فما معنى الخبر الذي رووه: إن ثواب لا اله إلا الله النظر إلى وجه الله تعالى ؟ فقال (ع): يا أبا الصلت، من وصف الله تعالى بوجه كالوجوه فقد كفر، ولكن وجه الله تعالى أنبياؤه ورسله وحججه صلوات الله عليهم، هم الذين بهم يتوجه إلى الله والى دينه ومعرفته، وقال الله تعالى:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
(كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ * وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ)(1)،
وقال: (كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ) ابا صلت هروی از امام رضا (ع) نقل کرده است که ایشان فرمود: (پیامبر(ص) فرمود: کسی که مرا در زمان حیاتم یا پس از مرگم زیارت کند، خدای متعال را زیارت کرده است، و جایگاه پیامبر (ص) در بهشت برترین درجات است. کسی که پیامبر را در جایگاهش در بهشت زیارت کند، خدای تبارک و تعالی را زیارت کرده است). به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند رسول خدا (ص) معنای این خبر چیست که روایت میکنند: پاداش لا اله الا الله نظر به وجه خدای متعال است؟ آن حضرت (ص) فرمود
#روح
ج ۴
(قال النبي: من زارني في حياتي أو بعد موتى فقد زار الله تعالى، ودرجه النبي في الجنة أرفع الدرجات، فمن زاره في درجته في الجنة من منزله فقد زار الله تبارك وتعالى. قال: فقلت له: يا بن رسول الله (ص)، فما معنى الخبر الذي رووه: إن ثواب لا اله إلا الله النظر إلى وجه الله تعالى ؟ فقال (ع): يا أبا الصلت، من وصف الله تعالى بوجه كالوجوه فقد كفر، ولكن وجه الله تعالى أنبياؤه ورسله وحججه صلوات الله عليهم، هم الذين بهم يتوجه إلى الله والى دينه ومعرفته، وقال الله تعالى:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
(كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ * وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ)(1)،
وقال: (كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ) ابا صلت هروی از امام رضا (ع) نقل کرده است که ایشان فرمود: (پیامبر(ص) فرمود: کسی که مرا در زمان حیاتم یا پس از مرگم زیارت کند، خدای متعال را زیارت کرده است، و جایگاه پیامبر (ص) در بهشت برترین درجات است. کسی که پیامبر را در جایگاهش در بهشت زیارت کند، خدای تبارک و تعالی را زیارت کرده است). به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند رسول خدا (ص) معنای این خبر چیست که روایت میکنند: پاداش لا اله الا الله نظر به وجه خدای متعال است؟ آن حضرت (ص) فرمود
#روح
ج ۴
Forwarded from فدایی ام المهدیین
اگر فرض بگیریم که نفسِ انسان، آیینه است و در آن قدرتِ بازتاب دادن صورت لاهوت به ودیعه نهاده شده، به هر مقدار که جهت این آینه بیشتر به سمت لاهوت باشد، صورت لاهوت در آن نیز کاملتر و روشنتر خواهد بود. کسی که به طور کامل رو به سوی لاهوت کند، صورت کامل لاهوت را منعکس خواهد کرد، و کسی که در جهت دادن کامل آینه کوتاهی نماید، در صورت لاهوتِ منعکس شده در آینهی وجودش به همان مقدار کوتاهیش، قصور رخ خواهد داد.
شناخت فرد نسبت به لاهوت و پروردگارش، به مقدار همان تصویری خواهد بود که از آینهی وجودش منعکس گشته است؛ بنابراین کسی که در عمل، حقیقت نفس خویش را بشناسد ـتأکید میکنم در عمل؛ چرا که در اینجا، الفاظ و معانی کاربردی نداردـ به مقدار شناختی که نسبت به نفسش دارد، پروردگارش را میشناسد
#روح
ج۴
شناخت فرد نسبت به لاهوت و پروردگارش، به مقدار همان تصویری خواهد بود که از آینهی وجودش منعکس گشته است؛ بنابراین کسی که در عمل، حقیقت نفس خویش را بشناسد ـتأکید میکنم در عمل؛ چرا که در اینجا، الفاظ و معانی کاربردی نداردـ به مقدار شناختی که نسبت به نفسش دارد، پروردگارش را میشناسد
#روح
ج۴
Forwarded from فدایی ام المهدیین
خداوند مسئلت دارم که شما را بر هر خیری موفق بدارد، دست شما را بگیرد و به راه مستقیمش در آورد. اگر به دنبال یک نشانهی غیبی هستی که شما را بر حق رهنمون سازد، بدان که این امر از جانب خداوند سبحان و متعال است؛ آن را از خداوند طلب نما، پس از آن که قدمی به سمت بارگاه او برداشتی و در انتظار فضل و کرم او در درگاهش توقف نمودی آن هنگام نشانه به سراغت میآید؛ چرا که شما آن را با عمل و اخلاص طلبیدهای، نه فقط با گفتار، و نه این که به او پشت کنی و به او بیاعتنا باشی و سپس از او آیه و نشانهای بخواهی که تو را بر ایمان مجبور سازد
پرسش ۳۲۰
ج۴
پرسش ۳۲۰
ج۴
Forwarded from ⚘گل بهار⚘
"پرسش 113: دربارهی روح القدس، دعوت عیسی و پیروان ادیان
برادر عزیزم، سلام و درود بر شما. به درگاه خداوند یگانهی بیهمتایی که شریکی ندارد دعا میکنم تا مرا به راه راست هدایت فرماید.
کتاب مقدس ما، به ما خبر داد که یاریرسان (معین) همان روح القدسی است که همچنان با ما است و ما را در فهمیدن کلمهی خداوند، یاری میدهد و به ما کمک میکند علی رغم تمام ظلم و ستمهای وارد شده از سوی مسیحیت، یهودیت و آن اسلامی که بعضی از پیروانانشان خواهان شناختن خدای حق نمیباشند، امینان خداوند باقی بمانیم. خداوند همان کسی است که به نوع بشر زندگانی عطا فرموده و تنها کسی است که میتواند این زندگی را بازپس گیرد؛ در حالی که ما در معرض قتل و کشتار از سوی پیروان این ادیان سهگانه میباشیم. سؤال ما این است که اگر آنها به تسلیم شدن در برابر خداوند ایمان دارند، این قتل و کشتار برای چیست؟ و این نوع منتشر نمودن ادیان خود به نام انبیایشان با شمشیر، درست بر عکس عیسی که خداوند او را برای برقرار نمودن صلح و دوستی به زمین ارسال فرمود در حالی که مدعیان مسیحیت چه در گذشته و چه امرزو، از این صلح و دوستی بسیار به دورند. امیدوارم مکاتبات ادامه داشته باشد.
فرستنده: عادل موحد
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً.
بله، روح القدس، یاریرسان است و البته بهترین یاریرسان؛ ولی برای کسانی که با اخلاص و دوری از منیّت، از خداوند یاری جویند تا حق را از جانب حق سبحان و متعال، بشناسند، و منِ بندهی مسکین جاهل همیشه میگویم: هر که حق را میخواهد باید از خدا بخواهد و از سوی او بشناسد.
اما در خصوص پیکار برای انتشار دین حق الهی در هر زمان، این عملی است که توسط انبیا و فرستادگان(ع) صورت گرفته است و فرمان آنها، فرمان خداوند است؛ چرا که آنها به فرمان الهی عمل میکنند و طبق هوا و هوس و نظر خودشان دخل و تصرف نمیکنند و حتی نمیخواهند و ارادهای ندارند جز آنچه خداوند سبحان و متعال بخواهد. شما بهعنوان یک مسیحی، آیا ایمان نداری که موسی، هارون، یوشع، داوود و سلیمان(ع) انبیای فرستاده شده از سوی خداوند سبحان میباشند؟! تاریخ و عهد قدیم را بخوان تا ببینی خدا به آنها به نبرد با با کافران و فتح سرزمین مقدس و ساختن هیکل و انتشار دین الهی در زمان خودشان را داده است. آیا عیسی(ع) نگفت که هر کس میخواهد دنبالهرو من باشد، صلیبش را با خودش حمل کند؟! به اعتقاد شما او از این سخن چه قصدی داشت؟ آیا میتوانی اینگونه تصور کنی که منظور او این بوده که هر که میخواهد از او و از حقی که از سوی خداوند سبحان آورده است، پیروی کند، حق را تسلیم کافران کند تا او را بکُشند و به صلیب بکِشند؟!! یا منظور او از این سخن که «هر کسی میخواهد از من پیروی کند، باید صلیبش را با خودش حمل کند» قیام علیه کفر و ظلم و عصیانگری میباشد؟! (1)
غیر از پیشوایان کفر و گمراهی و سرکشی، کس دیگری با عیسی(ع) به نبرد برنخواست؛ چه پیشوایان علمای بیعمل یا رومیان. جنگ و نبرد به عِدّه و عُدّه نیاز دارد در حالی به همراه عیسی(ع) هیچ عِدّه و عُدّهای نبود و آن کسانی هم که به او ایمان آورده بودند، چه کسانی بودند و چقدر آماده بودند که زندگی خودشان را فدای او نمایند؟! پاسخ این سوال را پیدا کن، در این صورت خواهی دید که عیسی(ع) چارهای جز پناه بردن به خداوند سبحان نداشت تا او را به سوی خودش بالا ببرد. آیا عیسی(ع) از کسانی که ادعای امان آوردن به او را داشتند نخواست که از پرداخت مالیات (سکهها) به قیصر خودداری کنند؟! آیا آنها خودداری نمودند؟!! آنان او را در چنین فرمانی تنها گذاشتند؛ پس یاری ندادنش در جنگ و نبرد از سوی آنها بسیار واضحتر و آشکارتر میباشد. باید در مقولهی دعوتهای فرستادگان(ع) به دقت نظر بیفکنی؛ اینکه عیسی(ع) با شمشیر در برابر دشمنان خدا نَایستاد به این معنی نیست که انبیای الهی که در برابر دشمنان خداوند قیام مسلحانه نمودند، بر باطل بودند؛ که هرگز چنین نیست، سلام و صلوات خداوند بر همهشان باد. من در نوشتههای پیشین، بارها گفتهام :(2)
دعوت عیسی(ع) به سوی خداوند سبحان و متعال، خصوصیتها و شرایط محیطی ویژهای داشت که آن را در ردهی مشکلترین دعوتهای الهی قرار میدهد. عیسی(ع) با مردمی که بتهای سنگی را پرستش میکردند، روبهرو نشد و همچنین با قومی که کافر به خداوند باشند نیز مواجه نگردید، بلکه با مردمی روبهرو شد که ادعای توحید و ایمان به خدا و انبیای او را داشتند، با علمای بیعمل یهود که ادعای اصلاحگری داشتند و مردم را اینگونه متوهّم کرده بودند که آنها وارثان انبیای فرستادهشدهی پیشین(ع) میباشند و در عین حال، با رومیان بتپرست که سرزمین مقدس را اشغال کرده بودند، سازش میکردند. عیسی(ع) آمد تا با این گمراهانِ گمراهکننده مواجه شود.
برادر عزیزم، سلام و درود بر شما. به درگاه خداوند یگانهی بیهمتایی که شریکی ندارد دعا میکنم تا مرا به راه راست هدایت فرماید.
کتاب مقدس ما، به ما خبر داد که یاریرسان (معین) همان روح القدسی است که همچنان با ما است و ما را در فهمیدن کلمهی خداوند، یاری میدهد و به ما کمک میکند علی رغم تمام ظلم و ستمهای وارد شده از سوی مسیحیت، یهودیت و آن اسلامی که بعضی از پیروانانشان خواهان شناختن خدای حق نمیباشند، امینان خداوند باقی بمانیم. خداوند همان کسی است که به نوع بشر زندگانی عطا فرموده و تنها کسی است که میتواند این زندگی را بازپس گیرد؛ در حالی که ما در معرض قتل و کشتار از سوی پیروان این ادیان سهگانه میباشیم. سؤال ما این است که اگر آنها به تسلیم شدن در برابر خداوند ایمان دارند، این قتل و کشتار برای چیست؟ و این نوع منتشر نمودن ادیان خود به نام انبیایشان با شمشیر، درست بر عکس عیسی که خداوند او را برای برقرار نمودن صلح و دوستی به زمین ارسال فرمود در حالی که مدعیان مسیحیت چه در گذشته و چه امرزو، از این صلح و دوستی بسیار به دورند. امیدوارم مکاتبات ادامه داشته باشد.
فرستنده: عادل موحد
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً.
بله، روح القدس، یاریرسان است و البته بهترین یاریرسان؛ ولی برای کسانی که با اخلاص و دوری از منیّت، از خداوند یاری جویند تا حق را از جانب حق سبحان و متعال، بشناسند، و منِ بندهی مسکین جاهل همیشه میگویم: هر که حق را میخواهد باید از خدا بخواهد و از سوی او بشناسد.
اما در خصوص پیکار برای انتشار دین حق الهی در هر زمان، این عملی است که توسط انبیا و فرستادگان(ع) صورت گرفته است و فرمان آنها، فرمان خداوند است؛ چرا که آنها به فرمان الهی عمل میکنند و طبق هوا و هوس و نظر خودشان دخل و تصرف نمیکنند و حتی نمیخواهند و ارادهای ندارند جز آنچه خداوند سبحان و متعال بخواهد. شما بهعنوان یک مسیحی، آیا ایمان نداری که موسی، هارون، یوشع، داوود و سلیمان(ع) انبیای فرستاده شده از سوی خداوند سبحان میباشند؟! تاریخ و عهد قدیم را بخوان تا ببینی خدا به آنها به نبرد با با کافران و فتح سرزمین مقدس و ساختن هیکل و انتشار دین الهی در زمان خودشان را داده است. آیا عیسی(ع) نگفت که هر کس میخواهد دنبالهرو من باشد، صلیبش را با خودش حمل کند؟! به اعتقاد شما او از این سخن چه قصدی داشت؟ آیا میتوانی اینگونه تصور کنی که منظور او این بوده که هر که میخواهد از او و از حقی که از سوی خداوند سبحان آورده است، پیروی کند، حق را تسلیم کافران کند تا او را بکُشند و به صلیب بکِشند؟!! یا منظور او از این سخن که «هر کسی میخواهد از من پیروی کند، باید صلیبش را با خودش حمل کند» قیام علیه کفر و ظلم و عصیانگری میباشد؟! (1)
غیر از پیشوایان کفر و گمراهی و سرکشی، کس دیگری با عیسی(ع) به نبرد برنخواست؛ چه پیشوایان علمای بیعمل یا رومیان. جنگ و نبرد به عِدّه و عُدّه نیاز دارد در حالی به همراه عیسی(ع) هیچ عِدّه و عُدّهای نبود و آن کسانی هم که به او ایمان آورده بودند، چه کسانی بودند و چقدر آماده بودند که زندگی خودشان را فدای او نمایند؟! پاسخ این سوال را پیدا کن، در این صورت خواهی دید که عیسی(ع) چارهای جز پناه بردن به خداوند سبحان نداشت تا او را به سوی خودش بالا ببرد. آیا عیسی(ع) از کسانی که ادعای امان آوردن به او را داشتند نخواست که از پرداخت مالیات (سکهها) به قیصر خودداری کنند؟! آیا آنها خودداری نمودند؟!! آنان او را در چنین فرمانی تنها گذاشتند؛ پس یاری ندادنش در جنگ و نبرد از سوی آنها بسیار واضحتر و آشکارتر میباشد. باید در مقولهی دعوتهای فرستادگان(ع) به دقت نظر بیفکنی؛ اینکه عیسی(ع) با شمشیر در برابر دشمنان خدا نَایستاد به این معنی نیست که انبیای الهی که در برابر دشمنان خداوند قیام مسلحانه نمودند، بر باطل بودند؛ که هرگز چنین نیست، سلام و صلوات خداوند بر همهشان باد. من در نوشتههای پیشین، بارها گفتهام :(2)
دعوت عیسی(ع) به سوی خداوند سبحان و متعال، خصوصیتها و شرایط محیطی ویژهای داشت که آن را در ردهی مشکلترین دعوتهای الهی قرار میدهد. عیسی(ع) با مردمی که بتهای سنگی را پرستش میکردند، روبهرو نشد و همچنین با قومی که کافر به خداوند باشند نیز مواجه نگردید، بلکه با مردمی روبهرو شد که ادعای توحید و ایمان به خدا و انبیای او را داشتند، با علمای بیعمل یهود که ادعای اصلاحگری داشتند و مردم را اینگونه متوهّم کرده بودند که آنها وارثان انبیای فرستادهشدهی پیشین(ع) میباشند و در عین حال، با رومیان بتپرست که سرزمین مقدس را اشغال کرده بودند، سازش میکردند. عیسی(ع) آمد تا با این گمراهانِ گمراهکننده مواجه شود.
Forwarded from ⚘گل بهار⚘
علمایی که مردم، آنان را علمای اصلاحگری که تمثیلی از موسی(ع) و انبیا(ع) بودند، میدانستند و هیچ راهی برای رسوا کردن و بیان فساد و گمراهی آنان نبود جز زهد و پرهیزگاری عیسی(ع) و درد و رنج به صلیب کشیده شدن که قساوت قلب آنها و دور بودنشان از رحمت الهی مورد ادعایش را واضح و آشکار نمود.
این در خصوص انبیا(ع) میباشد و اگر خواهان توضیحات بیشتری در خصوص این مساله میباشید به کتاب «جهاد درب بهشت» مراجعه نمایید.
اما سایر مردمی که با نور نبی یا وصی راه خود را روشن نمیکنند و در نتیجه زمین را پر از ظلام و ستم مینمایند، اینان محصول شیطان و عاملان او هستند. از همین رو میبینی که آنها برای حفظ حکومت شیطان و شر بر روی این زمین تلاش میکنند، هر کدام به طریقی. هر کس آن حقیقتی که مورد رضای خداوند میباشد را میشناسد، میداند که امپراطوری اموی و امپراطوری عباسی و امپراطوری عثمانی که ادعای تمثیلی از محمد(ص) و اسلام را داشتهاند، همگی دولتهای شیطانی و تمثیلهایی از شیطان بودهاند و هیچ گونه ارتباطی با حضرت محمد(ص) و اسلام نداشتند مگر به آن اندازه که به مصلحت حکومت طاغوتیِ فرعونیشان (که خداوند همه را لعنت کند) بوده است. همگی درست مانند آمریکا، بوش و القاعده (قاعدهی شیطان) و قاتلان مجرمی که زیر پرچمشان سازمان یافتهاند میباشند؛ همان پرچم شیطان که لعنت خدا بر او باد.
منابع:
1- گوش جان به آنچه از زبان مسیح در انجیل جاری شده است، بسپارید (انجیل متی: اصحاح نهم): «گمان مبرید آمدهام که صلح بر زمین بگسترانم * نیامدهام صلح به پا کنم بلکه شمشیر * آمدهام انسان را از پدر، دختر را از مادر و عروس را از مادر شوهر جدا سازم * و دشمنان انسان، اهل بیت او هستند * هر که پدر و مادر را بیشتر از من دوست داشته باشد، لیاقت مرا ندارد * و هر که فرزندان پسر و دختر را بیشتر از من دوست داشته باشد، لیاقت مرا ندارد * و هر که صلیبش را بر ندارد و به دنبال من بیاید، لیاقت مرا ندارد * هر که زندگیاش را یافت، از دستش خواهد داد * و هر که زندگیش را به خاطر من از دست داد آن را خواهد یافت * هر که بر شما بوسه زند مرا بوسیده است و آنکه بر من بوسه زند کسی که مرا فرستاده است را بوسیده».
آری، هدف تمام انبیای خداوند هر کدام به روشی، گستردن توحید بر روی زمین بوده است، نه انتشار صلح و دوستی بدون عدل و توحید! اگر انتشار توحید و عدل با صلح و دوستی امکانپذیر باشد، این گونه عمل میکنند ولی اگر راهی جز جنگ و کشتار وجود نداشته باشد، در صورتی که یار و یاوری داشتهباشند به آن اقدام میکنند. ولی برخی از پیامبران مثل عیسی(ع) که یار و یاوری نداشتند مگر اندکی از مستضعفین، راه تقیه و به کنار نهادن جنگ را پیش میگرفتند. پرسش کننده باید توجه داشته باشد که روش واقعی انبیا کنار گذاشتن پیکار و آوردن صلح و دوستی نبوده است بلکه به جهت کم بودن یار و یاور آنها به این عمل مجبور شدهاند و از همین رو میبینیم انبیایی مانند داوود(ع) که یار و یاورانی مییافتند با تمام نیرو علیه کافران به نبرد برمیخواستند.
عیسی(ع) قبل از اینکه یهودیان او را دستگیر کنند به یارانش میفرماید: «.... و به آنها گفت: وقتی شما را بدون کیسهی درهم و بدون توشه و بدون کفش فرستادم، آیا محتاج چیزی شدید؟ گفتند: خیر * به آنها گفت: الآن هر که کیسهی درهم دارد آن را بردارد و هر که توشهای دارد نیز همینطور. هر کس شمشیر ندارد ردایش را بفروشد و شمشیر بخرد».
2- به کتاب فتنهی گوساله و روشنگریهایی از دعوتهای فرستادگان نوشتهی سید احمد الحسن مراجعه نمایید.
پاسخ های روشنگرانه (جلد دوم)
www.almahdyoon.co
این در خصوص انبیا(ع) میباشد و اگر خواهان توضیحات بیشتری در خصوص این مساله میباشید به کتاب «جهاد درب بهشت» مراجعه نمایید.
اما سایر مردمی که با نور نبی یا وصی راه خود را روشن نمیکنند و در نتیجه زمین را پر از ظلام و ستم مینمایند، اینان محصول شیطان و عاملان او هستند. از همین رو میبینی که آنها برای حفظ حکومت شیطان و شر بر روی این زمین تلاش میکنند، هر کدام به طریقی. هر کس آن حقیقتی که مورد رضای خداوند میباشد را میشناسد، میداند که امپراطوری اموی و امپراطوری عباسی و امپراطوری عثمانی که ادعای تمثیلی از محمد(ص) و اسلام را داشتهاند، همگی دولتهای شیطانی و تمثیلهایی از شیطان بودهاند و هیچ گونه ارتباطی با حضرت محمد(ص) و اسلام نداشتند مگر به آن اندازه که به مصلحت حکومت طاغوتیِ فرعونیشان (که خداوند همه را لعنت کند) بوده است. همگی درست مانند آمریکا، بوش و القاعده (قاعدهی شیطان) و قاتلان مجرمی که زیر پرچمشان سازمان یافتهاند میباشند؛ همان پرچم شیطان که لعنت خدا بر او باد.
منابع:
1- گوش جان به آنچه از زبان مسیح در انجیل جاری شده است، بسپارید (انجیل متی: اصحاح نهم): «گمان مبرید آمدهام که صلح بر زمین بگسترانم * نیامدهام صلح به پا کنم بلکه شمشیر * آمدهام انسان را از پدر، دختر را از مادر و عروس را از مادر شوهر جدا سازم * و دشمنان انسان، اهل بیت او هستند * هر که پدر و مادر را بیشتر از من دوست داشته باشد، لیاقت مرا ندارد * و هر که فرزندان پسر و دختر را بیشتر از من دوست داشته باشد، لیاقت مرا ندارد * و هر که صلیبش را بر ندارد و به دنبال من بیاید، لیاقت مرا ندارد * هر که زندگیاش را یافت، از دستش خواهد داد * و هر که زندگیش را به خاطر من از دست داد آن را خواهد یافت * هر که بر شما بوسه زند مرا بوسیده است و آنکه بر من بوسه زند کسی که مرا فرستاده است را بوسیده».
آری، هدف تمام انبیای خداوند هر کدام به روشی، گستردن توحید بر روی زمین بوده است، نه انتشار صلح و دوستی بدون عدل و توحید! اگر انتشار توحید و عدل با صلح و دوستی امکانپذیر باشد، این گونه عمل میکنند ولی اگر راهی جز جنگ و کشتار وجود نداشته باشد، در صورتی که یار و یاوری داشتهباشند به آن اقدام میکنند. ولی برخی از پیامبران مثل عیسی(ع) که یار و یاوری نداشتند مگر اندکی از مستضعفین، راه تقیه و به کنار نهادن جنگ را پیش میگرفتند. پرسش کننده باید توجه داشته باشد که روش واقعی انبیا کنار گذاشتن پیکار و آوردن صلح و دوستی نبوده است بلکه به جهت کم بودن یار و یاور آنها به این عمل مجبور شدهاند و از همین رو میبینیم انبیایی مانند داوود(ع) که یار و یاورانی مییافتند با تمام نیرو علیه کافران به نبرد برمیخواستند.
عیسی(ع) قبل از اینکه یهودیان او را دستگیر کنند به یارانش میفرماید: «.... و به آنها گفت: وقتی شما را بدون کیسهی درهم و بدون توشه و بدون کفش فرستادم، آیا محتاج چیزی شدید؟ گفتند: خیر * به آنها گفت: الآن هر که کیسهی درهم دارد آن را بردارد و هر که توشهای دارد نیز همینطور. هر کس شمشیر ندارد ردایش را بفروشد و شمشیر بخرد».
2- به کتاب فتنهی گوساله و روشنگریهایی از دعوتهای فرستادگان نوشتهی سید احمد الحسن مراجعه نمایید.
پاسخ های روشنگرانه (جلد دوم)
www.almahdyoon.co
Forwarded from ⚘گل بهار⚘
"پرسش 59: آیهی «انا انذرناکم عذاباً قریباً....»
تفسیر این آیه چیست؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا» (1)
(ما شما را از عذابی نزديک میترسانيم: روزی که آدمی هر چه را پيشاپيش فرستاده است مینگرد و کافر میگويد: ای کاش من خاک میبودم).
فرستنده: ابراهیم رغیل
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً.
دست انسان در ملکوت آسمانها با عدالت، سفید و با ظلم، سیاه میگردد و این همان چیزی است که خداوند سبحان و متعال در این عالم جسمانیِ دنیا با حضرت موسی(ع) ظاهر نمود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ» (2)
(و دستش را بيرون آورد، در نظر آنان که میديدند سفيد و درخشان بود) ،
«وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَى جَنَاحِکَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَى» (3)
(دست خويش در بغل کن، بیهيچ عيبی، سفيد بيرون آيد، اين هم آيتی ديگر) ،
«وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِکَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آيَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ» (4)
(دستت را در گريبانت ببر تا بی هيچ آسيبی، سفيد بيرون آيد. با نُه نشانه نزد فرعون و قومش برو که مردمی فاسق و عصيانگرند) ،
«اسْلُکْ يَدَكَ فِي جَيْبِکَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْکَ جَنَاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِکَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّکَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ» (5)
(دست خود در گريبانت ببر تا بيرون آيد سفيد بیهيچ آسيبی، و تا از وحشت بيارامی دست خود در بغل کن. اين دو از جانب پروردگارت حجتهای تو برای فرعون و مهتران او است، که آنان مردمی نافرمانند).
«جناح» (بغل) و «جَیب» (گریبان) چسبیده به سینه که محل اتصال روح انسان به بدن او است، میباشد؛ یعنی گویا آنچه از عدالت و قدسیت و پاکی است از روح خود خارج میکند تا وضعیتش را به آنها نشان دهد.
ایام الله از دید خداوند و اولیای خداوند نزدیک، و از دید کافران دور میباشند:
«إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا» (6)
(ايشان آن روز را دور میبينند * و ما نزديکش میبينيم) (7)
و سه روز میباشند: روز قیام قائم، روز رجعت و روز قیامت کبری (8) و آن زمان انسان و مردم، هر کسی هر آنچه در چنتهاش دارد را میبینند؛ اینکه عادل بوده است و یا ظالم؛ آن هنگام که حقایق برایشان آشکار میگردد (9) و چیزهایی خواهند دید که هیچگاه نمیدیدند. آن هنگام است که ظالمانِ اهل باطل پشیمان شده، میگویند: ای کاش ولایت ولیّ الله و حجّت او بر خلقش را گردن مینهادیم «يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا....»(10) (ای كاش خاک بودم....). حضرت علی(ع) همان دارندهی ولایت کبری و همان ابو تراب (11) است.
منابع:
1- نبأ: 40.
1 - اعراف: 108 ؛ شعرا: 33.
2- طه: 22.
3 - نمل: 12.
4 - قصص: 32.
5- معارج: 6و7.
6- در دعا از اهل بیت آمده است: «خداوندا! پیامبر خود محمد (ص) را به دیدارش و هر کس که از ایشان در دعوتش تبعیّت کرده است، شاد کن، و زندگی ما را بعد از ایشان مورد رحمت خود قرار بده. خداوندا! دشواریها و غمها را از این امّت با حضور ایشان برطرف کن و ظهور او را برای ما تعجیل فرما که آنها آن را دور میبینند و ما نزدیکش میبینیم، به زودی و هر چه سریعتر، ای مولای من، ای صاحب الزمان، برحمتک یا ارحم الراحمین». بحار الانوار: ج 35 ص 96 و بیشتر کتابهای دعا.
7 - از ابو جعفر(ع) روایت شده است که میفرماید: «ایام الله سه روز هستند: روز قیام قائم، روز رجعت و روز قیامت کبری». بحار الانوار: ج 15 ص 50.
8 - از همین رو است که خداوند متعال در روز قیامت کبری منافقین و کافران را با حقیقت سیاه و تاریکشان ظاهر میکند و صورتهایشان سیاه و گرفته و عبوس میباشد هر چند که در این دنیا سفید و شادمان بوده باشند و مؤمنان به ولایت را با چهرههای سفید و نورانی آشکار میسازد هر چند که در دنیا چهرههای آنها از شدت ظلم و بیداد و استضعاف از سوی ظالمان، افسرده و نازیبا بوده باشد. در عالم ملکوت هر کسی با حقیقت و باطن خودش آشکار میگردد.
از جعفر بن محمد(ع) روایت شده است که فرمود: «شیعیان علی (ع) در روز قیامت با چهرههای زیبا و لطیف و سفید در حالی که سیرآب هستند، ظاهر و دشمنان علی (ع) با چهرههایی سیاه و زشت، و تشنهلب ظاهر میشوند. سپس این آیه را خواند: «يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ» (روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند)». بحار الانوار : ج 7 ص 194
تفسیر این آیه چیست؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا» (1)
(ما شما را از عذابی نزديک میترسانيم: روزی که آدمی هر چه را پيشاپيش فرستاده است مینگرد و کافر میگويد: ای کاش من خاک میبودم).
فرستنده: ابراهیم رغیل
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً.
دست انسان در ملکوت آسمانها با عدالت، سفید و با ظلم، سیاه میگردد و این همان چیزی است که خداوند سبحان و متعال در این عالم جسمانیِ دنیا با حضرت موسی(ع) ظاهر نمود:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ» (2)
(و دستش را بيرون آورد، در نظر آنان که میديدند سفيد و درخشان بود) ،
«وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَى جَنَاحِکَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَى» (3)
(دست خويش در بغل کن، بیهيچ عيبی، سفيد بيرون آيد، اين هم آيتی ديگر) ،
«وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِکَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آيَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ» (4)
(دستت را در گريبانت ببر تا بی هيچ آسيبی، سفيد بيرون آيد. با نُه نشانه نزد فرعون و قومش برو که مردمی فاسق و عصيانگرند) ،
«اسْلُکْ يَدَكَ فِي جَيْبِکَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْکَ جَنَاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِکَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّکَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ» (5)
(دست خود در گريبانت ببر تا بيرون آيد سفيد بیهيچ آسيبی، و تا از وحشت بيارامی دست خود در بغل کن. اين دو از جانب پروردگارت حجتهای تو برای فرعون و مهتران او است، که آنان مردمی نافرمانند).
«جناح» (بغل) و «جَیب» (گریبان) چسبیده به سینه که محل اتصال روح انسان به بدن او است، میباشد؛ یعنی گویا آنچه از عدالت و قدسیت و پاکی است از روح خود خارج میکند تا وضعیتش را به آنها نشان دهد.
ایام الله از دید خداوند و اولیای خداوند نزدیک، و از دید کافران دور میباشند:
«إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا * وَنَرَاهُ قَرِيبًا» (6)
(ايشان آن روز را دور میبينند * و ما نزديکش میبينيم) (7)
و سه روز میباشند: روز قیام قائم، روز رجعت و روز قیامت کبری (8) و آن زمان انسان و مردم، هر کسی هر آنچه در چنتهاش دارد را میبینند؛ اینکه عادل بوده است و یا ظالم؛ آن هنگام که حقایق برایشان آشکار میگردد (9) و چیزهایی خواهند دید که هیچگاه نمیدیدند. آن هنگام است که ظالمانِ اهل باطل پشیمان شده، میگویند: ای کاش ولایت ولیّ الله و حجّت او بر خلقش را گردن مینهادیم «يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا....»(10) (ای كاش خاک بودم....). حضرت علی(ع) همان دارندهی ولایت کبری و همان ابو تراب (11) است.
منابع:
1- نبأ: 40.
1 - اعراف: 108 ؛ شعرا: 33.
2- طه: 22.
3 - نمل: 12.
4 - قصص: 32.
5- معارج: 6و7.
6- در دعا از اهل بیت آمده است: «خداوندا! پیامبر خود محمد (ص) را به دیدارش و هر کس که از ایشان در دعوتش تبعیّت کرده است، شاد کن، و زندگی ما را بعد از ایشان مورد رحمت خود قرار بده. خداوندا! دشواریها و غمها را از این امّت با حضور ایشان برطرف کن و ظهور او را برای ما تعجیل فرما که آنها آن را دور میبینند و ما نزدیکش میبینیم، به زودی و هر چه سریعتر، ای مولای من، ای صاحب الزمان، برحمتک یا ارحم الراحمین». بحار الانوار: ج 35 ص 96 و بیشتر کتابهای دعا.
7 - از ابو جعفر(ع) روایت شده است که میفرماید: «ایام الله سه روز هستند: روز قیام قائم، روز رجعت و روز قیامت کبری». بحار الانوار: ج 15 ص 50.
8 - از همین رو است که خداوند متعال در روز قیامت کبری منافقین و کافران را با حقیقت سیاه و تاریکشان ظاهر میکند و صورتهایشان سیاه و گرفته و عبوس میباشد هر چند که در این دنیا سفید و شادمان بوده باشند و مؤمنان به ولایت را با چهرههای سفید و نورانی آشکار میسازد هر چند که در دنیا چهرههای آنها از شدت ظلم و بیداد و استضعاف از سوی ظالمان، افسرده و نازیبا بوده باشد. در عالم ملکوت هر کسی با حقیقت و باطن خودش آشکار میگردد.
از جعفر بن محمد(ع) روایت شده است که فرمود: «شیعیان علی (ع) در روز قیامت با چهرههای زیبا و لطیف و سفید در حالی که سیرآب هستند، ظاهر و دشمنان علی (ع) با چهرههایی سیاه و زشت، و تشنهلب ظاهر میشوند. سپس این آیه را خواند: «يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ» (روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند)». بحار الانوار : ج 7 ص 194
Forwarded from ⚘گل بهار⚘
از ابو جعفر (ع) روایت شده است که فرمود: «چند نفر از صحابه نزد رسول الله (ص) بودند و علی (ع) نیز در بین آنها بود. فرمود: خداوند متعال وقتی مردم را در روز قیامت مبعوث میکند، قومی از گورهایشان با چهرههایی سفید مثل برف و نورانی خارج میشوند، سفیدی لباس هایشان مثل شیر است و کفشهای زرین به پا دارندو به خدا سوگند بندهای کفششان از شدت نورانی بودن میدرخشد، سوار بر شترانی نورانی که بر آنها کرسیهای طلا و زبرجد و یاقوت قرار دارد و افسارشان با زنجیر طلا بسته شده است، هستند تا وارد بهشت شوند. مردم در حال پس دادن حساب و کتاب هستند در حالی که آنها میخورند و میآشامند. علی بن ابی طالب(ع) پرسید: آنها چه کسانی هستند ای رسول خدا؟ رسول الله (ص) فرمود: آنان، شیعههای تو هستند و تو امام آنها میباشی. این سخن خداوند متعال است که
«یَومَ نَحشُرَ المُتَقینَ إلی الرَّحمنَ وَفدا»
(روزی که پرهیزگاران را گروه گروه در حضور رحمن محشور کنیم)».
بحار الانوار: ج 7 ص 194.
9- نبأ: قسمتی از آیهی 40.
10- عبایة بن ربعی میگوید: از عبد الله بن عباس پرسیدم: چرا رسول خدا (ص) به علی(ع) لقب ابو تراب داد؟ گفت: «چون صاحب زمین و حجّت خدا بر اهل آن بعد از رسول الله (ص) است. با او زمین باقی و ساکن میباشد. از رسول الله (ص) شنیدم که میفرمودند: وقتی روز قیامت بر پا شود و کافر بیند آنچه را برای شیعیان علی (ع) از ثوابها و حسنات و کرامتها فراهم میشود، میگوید: ای کاش من هم خاک بودم؛ یعنی از شیعیان علی(ع) بودم و این، همان سخن خداوند متعال است:
«وَ یَقولُ یا لَیتَني کُنتُ تُراباً»»
. علل الشرایع شیخ صدوق: ج 1 ص 156.
از امام صادق (ع) روایت شده است: «این سخن خداوند متعال:
«یَومَ یَنظُرُ المَرءُ ما قَدَمَت یَداهُ وَ یَقولُ الکافِرُ یا لیتَني کُنتُ تُراباً»
یعنی علوی و موالی ابو تراب بودن».
بحار الانوار: ج 7 ص 194.
پاسخ های روشنگرانه (جلد دوم
«یَومَ نَحشُرَ المُتَقینَ إلی الرَّحمنَ وَفدا»
(روزی که پرهیزگاران را گروه گروه در حضور رحمن محشور کنیم)».
بحار الانوار: ج 7 ص 194.
9- نبأ: قسمتی از آیهی 40.
10- عبایة بن ربعی میگوید: از عبد الله بن عباس پرسیدم: چرا رسول خدا (ص) به علی(ع) لقب ابو تراب داد؟ گفت: «چون صاحب زمین و حجّت خدا بر اهل آن بعد از رسول الله (ص) است. با او زمین باقی و ساکن میباشد. از رسول الله (ص) شنیدم که میفرمودند: وقتی روز قیامت بر پا شود و کافر بیند آنچه را برای شیعیان علی (ع) از ثوابها و حسنات و کرامتها فراهم میشود، میگوید: ای کاش من هم خاک بودم؛ یعنی از شیعیان علی(ع) بودم و این، همان سخن خداوند متعال است:
«وَ یَقولُ یا لَیتَني کُنتُ تُراباً»»
. علل الشرایع شیخ صدوق: ج 1 ص 156.
از امام صادق (ع) روایت شده است: «این سخن خداوند متعال:
«یَومَ یَنظُرُ المَرءُ ما قَدَمَت یَداهُ وَ یَقولُ الکافِرُ یا لیتَني کُنتُ تُراباً»
یعنی علوی و موالی ابو تراب بودن».
بحار الانوار: ج 7 ص 194.
پاسخ های روشنگرانه (جلد دوم
Forwarded from ⚘گل بهار⚘
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
و الحمد لله رب العالمین.
مجموعهای از سؤالات از طرف برادران انصار در شهر است رفاعی و فقط از جانب من نمیباشد:
خداوند متعال میفرماید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا * فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا * قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا * قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا * قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا * قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا * فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا * فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا * فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا»(1)
(در اين کتاب مريم را ياد کن، آنگاه که از خاندان خويش به مکانی رو به سوی بر آمدن آفتاب، دوری گزيد * ميان خود و آنان حجابی کشيد. ما روح خود را نزدش فرستاديم و چون انسانی کامل، بر او نمودار شد * مريم گفت: از تو به خدای رحمان پناه میبرم اگر، پرهيزگار باشی * گفت: من فقط فرستادهی پروردگار تو هستم تا تو را پسری پاکيزه ببخشم * گفت: چگونه مرا فرزندی باشد، حال آنکه هيچ بشری مرا لمس نکرده است و من بدکاره هم نبودهام * گفت: پروردگار تو اينچنين گفته است: اين برای من آسان است. ما آن پسر را برای مردم آيتی و بخشايشی از سوی خودمان قرار میدهیم و اين امری است که به آن حکم رانده شده است * پس به او آبستن شد و او را با خود به مکانی دور افتاده برد * درد زاييدن، او را به سوی تنهی درخت خرمايی کشانيد. گفت: ای کاش پيش از اين مرده و از يادها فراموش شده بودم * کودک از زير او ندا داد: ناراحت مباش، پروردگارت از زير پای تو جوی آبی روان ساخت).
سوال 1: حجابی که حضرت مریم در آیهی 17 برگرفت، چه حجابی بود؟
سوال 2: «روح ما» كه در آیه آمده است، کیست و چرا مانند انسان ظاهر شد؟ آیا فقط برای اینکه اطمینان و آرامش یابد، یا سبب دیگری داشت؟
سوال 3: چگونه به وی بخشیده شد؟ آیا از طریق ازدواج یا نفخه؟ آیا نفخه مادی بود و یا روحانی؟ کیفیت بارداری چگونه بود و مدت زمان بارداری چقدر بود؟ چگونه بارداری آشکار نشده بود؟ آیا بارداری به صورت طبیعی بوده است؟
سوال 4: «قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا....» (ای کاش پیش از این مرده بودم....)؛ آیا از درد زایمان بود یا از ترس اینکه بدون پدر او را زاییده بود، و یا علت دیگری داشت؟
توجه: این سؤالها از طرف شیخ حمود کنانی برای سید(ع) مطرح شده است.
فرستنده: ابراهیم رغیل
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً.
جواب سوال 1: حجاب مریم(ع) محراب عبادت بود؛ چرا که تنها و دور از مردم نماز میخواند.
جواب سوال 2: تفاصیل این مطلب در کتاب «یسئلونک عن الروح» (از تو دربارهی روح میپرسند) خواهد آمد. اما یکی از علتهای ظاهر شدن وی به صورت انسان به جهت اطمینان بخشیدنش بوده است.
جواب سوال 3: نفخه (دمیدن) یعنی رسانیدن نطفهی نفسانی متعلق به نفس به رحم مریم(ع). اين نطفه غیر از نطفهی مادی است و رسانیدن آن نیازی به ازدواج ندارد. این نطفه، نطفهای لطیف است، صورت انسان را شکل میدهد و میتواند از هر مکانی وارد شود؛ از طریق دهان، بینی یا شکم. این نطفه، نطفهی مادی نیست که تعارضی ایجاد کند و ماده از آن جلوگیری نماید.
عیسی(ع) فقط از مادر و بدون پدر متولد شد؛ به عبارت دیگر خلقت او با خلقت آدم(ع) که بدون پدر و مادر متولد شد، متفاوت میباشد. خداوند عیسی(ع) را در این عالم جسمانی از سلول تخم کامل که در رحم مریم(ع) قرار داد و به صورت طبیعی خلق نمود؛ یعنی از تخمکی که از تخمدان میآید با این تفاوت که این سلول کامل بود و نیازی به تلقیح نداشت و فقط باید به نطفهی نفسانی متصل میشد. من این مطلب را در چند مورد بیان نمودهام. روح، این نطفهی نفسانی را آورد و آن را به سلول تخمی که از آن عیسی(ع) به وجود آمد، متصل نمود.
به طور طبیعی، نطفهی مادی جسمانی به نطفهی نفسانی متصل میباشد و نفس به نطفهی نفسانی ملحق و تقریباً در ماه چهارم بارداری به آن متصل میگردد.
و الحمد لله رب العالمین.
مجموعهای از سؤالات از طرف برادران انصار در شهر است رفاعی و فقط از جانب من نمیباشد:
خداوند متعال میفرماید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا * فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا * قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا * قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا * قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا * قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا * فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا * فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا * فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا»(1)
(در اين کتاب مريم را ياد کن، آنگاه که از خاندان خويش به مکانی رو به سوی بر آمدن آفتاب، دوری گزيد * ميان خود و آنان حجابی کشيد. ما روح خود را نزدش فرستاديم و چون انسانی کامل، بر او نمودار شد * مريم گفت: از تو به خدای رحمان پناه میبرم اگر، پرهيزگار باشی * گفت: من فقط فرستادهی پروردگار تو هستم تا تو را پسری پاکيزه ببخشم * گفت: چگونه مرا فرزندی باشد، حال آنکه هيچ بشری مرا لمس نکرده است و من بدکاره هم نبودهام * گفت: پروردگار تو اينچنين گفته است: اين برای من آسان است. ما آن پسر را برای مردم آيتی و بخشايشی از سوی خودمان قرار میدهیم و اين امری است که به آن حکم رانده شده است * پس به او آبستن شد و او را با خود به مکانی دور افتاده برد * درد زاييدن، او را به سوی تنهی درخت خرمايی کشانيد. گفت: ای کاش پيش از اين مرده و از يادها فراموش شده بودم * کودک از زير او ندا داد: ناراحت مباش، پروردگارت از زير پای تو جوی آبی روان ساخت).
سوال 1: حجابی که حضرت مریم در آیهی 17 برگرفت، چه حجابی بود؟
سوال 2: «روح ما» كه در آیه آمده است، کیست و چرا مانند انسان ظاهر شد؟ آیا فقط برای اینکه اطمینان و آرامش یابد، یا سبب دیگری داشت؟
سوال 3: چگونه به وی بخشیده شد؟ آیا از طریق ازدواج یا نفخه؟ آیا نفخه مادی بود و یا روحانی؟ کیفیت بارداری چگونه بود و مدت زمان بارداری چقدر بود؟ چگونه بارداری آشکار نشده بود؟ آیا بارداری به صورت طبیعی بوده است؟
سوال 4: «قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا....» (ای کاش پیش از این مرده بودم....)؛ آیا از درد زایمان بود یا از ترس اینکه بدون پدر او را زاییده بود، و یا علت دیگری داشت؟
توجه: این سؤالها از طرف شیخ حمود کنانی برای سید(ع) مطرح شده است.
فرستنده: ابراهیم رغیل
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً.
جواب سوال 1: حجاب مریم(ع) محراب عبادت بود؛ چرا که تنها و دور از مردم نماز میخواند.
جواب سوال 2: تفاصیل این مطلب در کتاب «یسئلونک عن الروح» (از تو دربارهی روح میپرسند) خواهد آمد. اما یکی از علتهای ظاهر شدن وی به صورت انسان به جهت اطمینان بخشیدنش بوده است.
جواب سوال 3: نفخه (دمیدن) یعنی رسانیدن نطفهی نفسانی متعلق به نفس به رحم مریم(ع). اين نطفه غیر از نطفهی مادی است و رسانیدن آن نیازی به ازدواج ندارد. این نطفه، نطفهای لطیف است، صورت انسان را شکل میدهد و میتواند از هر مکانی وارد شود؛ از طریق دهان، بینی یا شکم. این نطفه، نطفهی مادی نیست که تعارضی ایجاد کند و ماده از آن جلوگیری نماید.
عیسی(ع) فقط از مادر و بدون پدر متولد شد؛ به عبارت دیگر خلقت او با خلقت آدم(ع) که بدون پدر و مادر متولد شد، متفاوت میباشد. خداوند عیسی(ع) را در این عالم جسمانی از سلول تخم کامل که در رحم مریم(ع) قرار داد و به صورت طبیعی خلق نمود؛ یعنی از تخمکی که از تخمدان میآید با این تفاوت که این سلول کامل بود و نیازی به تلقیح نداشت و فقط باید به نطفهی نفسانی متصل میشد. من این مطلب را در چند مورد بیان نمودهام. روح، این نطفهی نفسانی را آورد و آن را به سلول تخمی که از آن عیسی(ع) به وجود آمد، متصل نمود.
به طور طبیعی، نطفهی مادی جسمانی به نطفهی نفسانی متصل میباشد و نفس به نطفهی نفسانی ملحق و تقریباً در ماه چهارم بارداری به آن متصل میگردد.
Forwarded from ⚘گل بهار⚘
اما در مورد عیسی(ع) نطفهی جسمانی وجود نداشت؛ به همین جهت روح، نطفهی نفسانی را آورد تا به سلول تخم متصل نماید (سلول تخمی که نیازی به تلقیح نداشت) تا پس از آن، اتصال به نفسی که متعلق به این نطفهی نفسانی بود، امکانپذیر گردد و در نهایت با متصل شدن به این جسم، مخلوق جدید شکل گیرد.
مدت بارداری نه ماه است اما خداوند آن را بارداریای سبک قرار داد و جز در ساعتهای پایانی، برای مردم چیزی آشکار نبود؛ به همین دلیل از محرابش و مکان عبادتش و خلوتش با خداوند سبحان خارج شد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا»(2)
(پس باردار شد و او را به مکانی دور افتاده برد).
جواب سوال 4: پس از این همه سیر و سلوک به همراه خداوند و غیب و اعجاز، آیا هیچ عاقلی میتواند بگوید: مریم از مردم ترسید؟ این تنها تصور کسی است که چیزی از حقیقت نمیداند که او نه از مردم میترسید و نه به آنها و نه به سخنانشان اهمیتی میداد؛ او با کمال تأنّی و آرامش عیسی(ع) را آورد تا به آنها عرضهاش نماید، در حالی که آنها با تمام قوا به وی حملهور شده بودند:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا * يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا»(3)
(کودک را برداشت و نزد قوم خود آورد. گفتند: ای مريم! کاری قبيح و ناپسند کردهای! * ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت زنی بدکاره!)
و مریم (ع) حتی به خودش زحمت پاسخ دادن به آنها را نیز نمیدهد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا»(4)
(به فرزند اشاره کرد. گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن گوييم؟!).
پس مریم (ع) نمیترسید؛ ولی به خاطر همین بارداری از محراب و محل عبادت و خلوتش با خدای خودش خارج شده بود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا»
(پس باردار شد و او را به مکانی دور افتاده برد)
و حالا او این نوزاد را به دنیا آورده بود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا»(5)
(درد زاييدن او را به سوی تنهی درخت خرمايی کشانيد. گفت: ای کاش پيش از اين مرده بودم و از يادها فراموش شده بودم).
اکنون دیگر مریم(ع) مطمئن بود که تا ابد از مکان عبادتش محروم خواهد شد و به محرابش که آیات الهی برایش متجلّی شده بود، دیگر باز نخواهد گشت. از همین رو
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا»
(گفت: ای کاش پيش از اين مرده بودم و از يادها فراموش شده بودم).
اما خداوند به او اطمینان داد که این نوزاد پادشاه بنیاسرائیل است و در ولادتش فرج و گشایشی برای مردم، و سرگرم شدن به تربیت او، طاعت و عبادت خداوند میباشد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا»(6)
(کودک از زير او ندا داد: ناراحت مباش، پروردگارت از زير پای تو جوی آبی روان ساخت).
این داستان مریم(ع) بود و خواهشمندم سلام گرم مرا را به عزیزم ابو علی شیخ حمود الکنانی که خداوند از هر شرّ و بدی در امانش دارد، برسانی. از خداوند متعال مسئلت دارم که توفیق زیارت و دیدارم با او و تمامی مؤمنان را نصیبم فرماید. او یاور من است و یاریگر صالحان.
منابع:
1- مریم: 16 تا 24.
2- مریم: 22.
3- مریم: 27 و 28.
4- مریم: 29.
5- مریم: 23.
6- مریم: 24.
پاسخ های روشنگرانه (جلد دوم)
www.almahdyoon.co
مدت بارداری نه ماه است اما خداوند آن را بارداریای سبک قرار داد و جز در ساعتهای پایانی، برای مردم چیزی آشکار نبود؛ به همین دلیل از محرابش و مکان عبادتش و خلوتش با خداوند سبحان خارج شد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا»(2)
(پس باردار شد و او را به مکانی دور افتاده برد).
جواب سوال 4: پس از این همه سیر و سلوک به همراه خداوند و غیب و اعجاز، آیا هیچ عاقلی میتواند بگوید: مریم از مردم ترسید؟ این تنها تصور کسی است که چیزی از حقیقت نمیداند که او نه از مردم میترسید و نه به آنها و نه به سخنانشان اهمیتی میداد؛ او با کمال تأنّی و آرامش عیسی(ع) را آورد تا به آنها عرضهاش نماید، در حالی که آنها با تمام قوا به وی حملهور شده بودند:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا * يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا»(3)
(کودک را برداشت و نزد قوم خود آورد. گفتند: ای مريم! کاری قبيح و ناپسند کردهای! * ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت زنی بدکاره!)
و مریم (ع) حتی به خودش زحمت پاسخ دادن به آنها را نیز نمیدهد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا»(4)
(به فرزند اشاره کرد. گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن گوييم؟!).
پس مریم (ع) نمیترسید؛ ولی به خاطر همین بارداری از محراب و محل عبادت و خلوتش با خدای خودش خارج شده بود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا»
(پس باردار شد و او را به مکانی دور افتاده برد)
و حالا او این نوزاد را به دنیا آورده بود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا»(5)
(درد زاييدن او را به سوی تنهی درخت خرمايی کشانيد. گفت: ای کاش پيش از اين مرده بودم و از يادها فراموش شده بودم).
اکنون دیگر مریم(ع) مطمئن بود که تا ابد از مکان عبادتش محروم خواهد شد و به محرابش که آیات الهی برایش متجلّی شده بود، دیگر باز نخواهد گشت. از همین رو
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا»
(گفت: ای کاش پيش از اين مرده بودم و از يادها فراموش شده بودم).
اما خداوند به او اطمینان داد که این نوزاد پادشاه بنیاسرائیل است و در ولادتش فرج و گشایشی برای مردم، و سرگرم شدن به تربیت او، طاعت و عبادت خداوند میباشد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا»(6)
(کودک از زير او ندا داد: ناراحت مباش، پروردگارت از زير پای تو جوی آبی روان ساخت).
این داستان مریم(ع) بود و خواهشمندم سلام گرم مرا را به عزیزم ابو علی شیخ حمود الکنانی که خداوند از هر شرّ و بدی در امانش دارد، برسانی. از خداوند متعال مسئلت دارم که توفیق زیارت و دیدارم با او و تمامی مؤمنان را نصیبم فرماید. او یاور من است و یاریگر صالحان.
منابع:
1- مریم: 16 تا 24.
2- مریم: 22.
3- مریم: 27 و 28.
4- مریم: 29.
5- مریم: 23.
6- مریم: 24.
پاسخ های روشنگرانه (جلد دوم)
www.almahdyoon.co
Forwarded from ⚘گل بهار⚘
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا * فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا * قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا * قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا * قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا * قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا * فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا * فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا * فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا»(1)
(در اين کتاب مريم را ياد کن، آنگاه که از خاندان خويش به مکانی رو به سوی بر آمدن آفتاب، دوری گزيد * ميان خود و آنان حجابی کشيد. ما روح خود را نزدش فرستاديم و چون انسانی کامل، بر او نمودار شد * مريم گفت: از تو به خدای رحمان پناه میبرم اگر، پرهيزگار باشی * گفت: من فقط فرستادهی پروردگار تو هستم تا تو را پسری پاکيزه ببخشم * گفت: چگونه مرا فرزندی باشد، حال آنکه هيچ بشری مرا لمس نکرده است و من بدکاره هم نبودهام * گفت: پروردگار تو اينچنين گفته است: اين برای من آسان است. ما آن پسر را برای مردم آيتی و بخشايشی از سوی خودمان قرار میدهیم و اين امری است که به آن حکم رانده شده است * پس به او آبستن شد و او را با خود به مکانی دور افتاده برد * درد زاييدن، او را به سوی تنهی درخت خرمايی کشانيد. گفت: ای کاش پيش از اين مرده و از يادها فراموش شده بودم * کودک از زير او ندا داد: ناراحت مباش، پروردگارت از زير پای تو جوی آبی روان ساخت).
سوال 1: حجابی که حضرت مریم در آیهی 17 برگرفت، چه حجابی بود؟
سوال 2: «روح ما» كه در آیه آمده است، کیست و چرا مانند انسان ظاهر شد؟ آیا فقط برای اینکه اطمینان و آرامش یابد، یا سبب دیگری داشت؟
سوال 3: چگونه به وی بخشیده شد؟ آیا از طریق ازدواج یا نفخه؟ آیا نفخه مادی بود و یا روحانی؟ کیفیت بارداری چگونه بود و مدت زمان بارداری چقدر بود؟ چگونه بارداری آشکار نشده بود؟ آیا بارداری به صورت طبیعی بوده است؟
سوال 4: «قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا....» (ای کاش پیش از این مرده بودم....)؛ آیا از درد زایمان بود یا از ترس اینکه بدون پدر او را زاییده بود، و یا علت دیگری داشت؟
توجه: این سؤالها از طرف شیخ حمود کنانی برای سید(ع) مطرح شده است.
فرستنده: ابراهیم رغیل
پاسخ:
«وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا * فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا * قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا * قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا * قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا * قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا * فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا * فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا * فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا»(1)
(در اين کتاب مريم را ياد کن، آنگاه که از خاندان خويش به مکانی رو به سوی بر آمدن آفتاب، دوری گزيد * ميان خود و آنان حجابی کشيد. ما روح خود را نزدش فرستاديم و چون انسانی کامل، بر او نمودار شد * مريم گفت: از تو به خدای رحمان پناه میبرم اگر، پرهيزگار باشی * گفت: من فقط فرستادهی پروردگار تو هستم تا تو را پسری پاکيزه ببخشم * گفت: چگونه مرا فرزندی باشد، حال آنکه هيچ بشری مرا لمس نکرده است و من بدکاره هم نبودهام * گفت: پروردگار تو اينچنين گفته است: اين برای من آسان است. ما آن پسر را برای مردم آيتی و بخشايشی از سوی خودمان قرار میدهیم و اين امری است که به آن حکم رانده شده است * پس به او آبستن شد و او را با خود به مکانی دور افتاده برد * درد زاييدن، او را به سوی تنهی درخت خرمايی کشانيد. گفت: ای کاش پيش از اين مرده و از يادها فراموش شده بودم * کودک از زير او ندا داد: ناراحت مباش، پروردگارت از زير پای تو جوی آبی روان ساخت).
سوال 1: حجابی که حضرت مریم در آیهی 17 برگرفت، چه حجابی بود؟
سوال 2: «روح ما» كه در آیه آمده است، کیست و چرا مانند انسان ظاهر شد؟ آیا فقط برای اینکه اطمینان و آرامش یابد، یا سبب دیگری داشت؟
سوال 3: چگونه به وی بخشیده شد؟ آیا از طریق ازدواج یا نفخه؟ آیا نفخه مادی بود و یا روحانی؟ کیفیت بارداری چگونه بود و مدت زمان بارداری چقدر بود؟ چگونه بارداری آشکار نشده بود؟ آیا بارداری به صورت طبیعی بوده است؟
سوال 4: «قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا....» (ای کاش پیش از این مرده بودم....)؛ آیا از درد زایمان بود یا از ترس اینکه بدون پدر او را زاییده بود، و یا علت دیگری داشت؟
توجه: این سؤالها از طرف شیخ حمود کنانی برای سید(ع) مطرح شده است.
فرستنده: ابراهیم رغیل
پاسخ:
Forwarded from ⚘گل بهار⚘
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً.
جواب سوال 1: حجاب مریم(ع) محراب عبادت بود؛ چرا که تنها و دور از مردم نماز میخواند.
جواب سوال 2: تفاصیل این مطلب در کتاب «یسئلونک عن الروح» (از تو دربارهی روح میپرسند) خواهد آمد. اما یکی از علتهای ظاهر شدن وی به صورت انسان به جهت اطمینان بخشیدنش بوده است.
جواب سوال 3: نفخه (دمیدن) یعنی رسانیدن نطفهی نفسانی متعلق به نفس به رحم مریم(ع). اين نطفه غیر از نطفهی مادی است و رسانیدن آن نیازی به ازدواج ندارد. این نطفه، نطفهای لطیف است، صورت انسان را شکل میدهد و میتواند از هر مکانی وارد شود؛ از طریق دهان، بینی یا شکم. این نطفه، نطفهی مادی نیست که تعارضی ایجاد کند و ماده از آن جلوگیری نماید.
عیسی(ع) فقط از مادر و بدون پدر متولد شد؛ به عبارت دیگر خلقت او با خلقت آدم(ع) که بدون پدر و مادر متولد شد، متفاوت میباشد. خداوند عیسی(ع) را در این عالم جسمانی از سلول تخم کامل که در رحم مریم(ع) قرار داد و به صورت طبیعی خلق نمود؛ یعنی از تخمکی که از تخمدان میآید با این تفاوت که این سلول کامل بود و نیازی به تلقیح نداشت و فقط باید به نطفهی نفسانی متصل میشد. من این مطلب را در چند مورد بیان نمودهام. روح، این نطفهی نفسانی را آورد و آن را به سلول تخمی که از آن عیسی(ع) به وجود آمد، متصل نمود.
به طور طبیعی، نطفهی مادی جسمانی به نطفهی نفسانی متصل میباشد و نفس به نطفهی نفسانی ملحق و تقریباً در ماه چهارم بارداری به آن متصل میگردد. اما در مورد عیسی(ع) نطفهی جسمانی وجود نداشت؛ به همین جهت روح، نطفهی نفسانی را آورد تا به سلول تخم متصل نماید (سلول تخمی که نیازی به تلقیح نداشت) تا پس از آن، اتصال به نفسی که متعلق به این نطفهی نفسانی بود، امکانپذیر گردد و در نهایت با متصل شدن به این جسم، مخلوق جدید شکل گیرد.
مدت بارداری نه ماه است اما خداوند آن را بارداریای سبک قرار داد و جز در ساعتهای پایانی، برای مردم چیزی آشکار نبود؛ به همین دلیل از محرابش و مکان عبادتش و خلوتش با خداوند سبحان خارج شد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا»(2)
(پس باردار شد و او را به مکانی دور افتاده برد).
جواب سوال 4: پس از این همه سیر و سلوک به همراه خداوند و غیب و اعجاز، آیا هیچ عاقلی میتواند بگوید: مریم از مردم ترسید؟ این تنها تصور کسی است که چیزی از حقیقت نمیداند که او نه از مردم میترسید و نه به آنها و نه به سخنانشان اهمیتی میداد؛ او با کمال تأنّی و آرامش عیسی(ع) را آورد تا به آنها عرضهاش
والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً.
جواب سوال 1: حجاب مریم(ع) محراب عبادت بود؛ چرا که تنها و دور از مردم نماز میخواند.
جواب سوال 2: تفاصیل این مطلب در کتاب «یسئلونک عن الروح» (از تو دربارهی روح میپرسند) خواهد آمد. اما یکی از علتهای ظاهر شدن وی به صورت انسان به جهت اطمینان بخشیدنش بوده است.
جواب سوال 3: نفخه (دمیدن) یعنی رسانیدن نطفهی نفسانی متعلق به نفس به رحم مریم(ع). اين نطفه غیر از نطفهی مادی است و رسانیدن آن نیازی به ازدواج ندارد. این نطفه، نطفهای لطیف است، صورت انسان را شکل میدهد و میتواند از هر مکانی وارد شود؛ از طریق دهان، بینی یا شکم. این نطفه، نطفهی مادی نیست که تعارضی ایجاد کند و ماده از آن جلوگیری نماید.
عیسی(ع) فقط از مادر و بدون پدر متولد شد؛ به عبارت دیگر خلقت او با خلقت آدم(ع) که بدون پدر و مادر متولد شد، متفاوت میباشد. خداوند عیسی(ع) را در این عالم جسمانی از سلول تخم کامل که در رحم مریم(ع) قرار داد و به صورت طبیعی خلق نمود؛ یعنی از تخمکی که از تخمدان میآید با این تفاوت که این سلول کامل بود و نیازی به تلقیح نداشت و فقط باید به نطفهی نفسانی متصل میشد. من این مطلب را در چند مورد بیان نمودهام. روح، این نطفهی نفسانی را آورد و آن را به سلول تخمی که از آن عیسی(ع) به وجود آمد، متصل نمود.
به طور طبیعی، نطفهی مادی جسمانی به نطفهی نفسانی متصل میباشد و نفس به نطفهی نفسانی ملحق و تقریباً در ماه چهارم بارداری به آن متصل میگردد. اما در مورد عیسی(ع) نطفهی جسمانی وجود نداشت؛ به همین جهت روح، نطفهی نفسانی را آورد تا به سلول تخم متصل نماید (سلول تخمی که نیازی به تلقیح نداشت) تا پس از آن، اتصال به نفسی که متعلق به این نطفهی نفسانی بود، امکانپذیر گردد و در نهایت با متصل شدن به این جسم، مخلوق جدید شکل گیرد.
مدت بارداری نه ماه است اما خداوند آن را بارداریای سبک قرار داد و جز در ساعتهای پایانی، برای مردم چیزی آشکار نبود؛ به همین دلیل از محرابش و مکان عبادتش و خلوتش با خداوند سبحان خارج شد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا»(2)
(پس باردار شد و او را به مکانی دور افتاده برد).
جواب سوال 4: پس از این همه سیر و سلوک به همراه خداوند و غیب و اعجاز، آیا هیچ عاقلی میتواند بگوید: مریم از مردم ترسید؟ این تنها تصور کسی است که چیزی از حقیقت نمیداند که او نه از مردم میترسید و نه به آنها و نه به سخنانشان اهمیتی میداد؛ او با کمال تأنّی و آرامش عیسی(ع) را آورد تا به آنها عرضهاش
Forwarded from ⚘گل بهار⚘
۵سید احمد الحسن(ع)، فرستاده و وصی و یمانی امام مهدی(ع)، سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
در مورد شبیه عیسی(ع)، که مهدی اول از اوصیا میباشد که در کتاب متشابهات جلد چهارم بیان شد و به صلیب کشیده شد: وجود مهدی اول در آن زمان، به صورتی از نور بوده یا به واقع وجود داشته است؟
آیا مهدی اول در قالب یک جسد نازل شد یا به صورت روحی بود که در جسدی حلول نمود؟
و آیا اکنون مهدی اول در همان جسدی که به صلیب کشیده شد زندگی میکند؟
و اگر در جسدی غیر از آن حلول نموده باشد آیا امکان دارد که یک روح در چند جسد حلول نماید؟
در نهایت عذر تقصیر دارم اگر در سؤالم در برابر وصی از اوصیای آل محمد(ع) اسائهی ادب نموده باشم؛ همان کسانی که فرمان به تسلیم شدن در برابر ایشان داده شده است.
من از انصار هستم و گاهی اوقات در تبلیغ نمودن با این سؤالات مواجه میشوم. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
فرستنده: میثم برزان
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً.
نطفهی متعلق به نفس تغییر نمیکند ولی در این عالم جسمانی میتواند با بیش از یک صورت تشکیل گردد(1) . آیا نمیبینی که با تغییر زمان در صورت جسمانی شما تغییر و تبدیل حاصل میشود؟! شکل و صورت شما هنگامی که کودکی خردسال هستید با شکل آن در جوانی متفاوت میباشد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ»(2)
(آيا ما از آفرينش نخستين عاجز شده بوديم؟ نه، بلکه آنها از آفرينش تازه در شکّاند).
نطفهای که در اینجا مورد نظر ما است، نطفهای است که از عالم ذر نازل میشود و نطفهی حاصل از منی نیست بلکه متصل به آن است همان طور که نفس به آن تعلق دارد.
حتماً لازم نیست که نطفهی پایین آمده از عالم ذر به نطفهی حاصل از منی متصل باشد تا انسانی در این عالم جسمانی به وجود آید. این وضعیت به وضوح در نطفهی عیسی(ع) دیده میشود؛ که به نطفهی حاصل از منی متصل نبود بلکه به طور مستقیم در رحم مریم(ع) دمیده شد.
همچنین این امکان وجود دارد که انسان قبل از ورود به این عالم جسمانی برای امتحان (یعنی قبل از اینکه در آن متولد شود)، دارای جسد شود و همچنین پس از پایان یافتن امتحانش نیز (یعنی بعد از مرگش). چه بسیار مردگانی که پس از مرگشان، خداوند مبعوثشان داشته است و قرآن بر این موضوع گواهی میدهد. پس نفس، همان نفس است و نطفه، همان نطفه، امام صورت جسمانی، میتواند همان باشد یه به طور جزئی یا کلی، متفاوت باشد.
آنچه لازم است درک نمایی این است که ولادت انسان در این عالم به معنی ابتدای خلقتش نیست، بلکه ابتدای ورودش به این عالم جسمانی برای امتحان شدن میباشد. انسان قبل از آن خلق شده و حتی امتحان اول در عالم ذر بر او جاری شده است و آنچه ما اکنون در آن زندگی میکنیم، امتحان دوم میباشد.
منابع:
1 - برای توضیحات بیشتر میتوانید به کتاب «یمانی و شبیه عیسی» مراجعه نمایید.
2 - ق: 15.
پاسخ های روشنگرانه (جلد دوم)
www
در مورد شبیه عیسی(ع)، که مهدی اول از اوصیا میباشد که در کتاب متشابهات جلد چهارم بیان شد و به صلیب کشیده شد: وجود مهدی اول در آن زمان، به صورتی از نور بوده یا به واقع وجود داشته است؟
آیا مهدی اول در قالب یک جسد نازل شد یا به صورت روحی بود که در جسدی حلول نمود؟
و آیا اکنون مهدی اول در همان جسدی که به صلیب کشیده شد زندگی میکند؟
و اگر در جسدی غیر از آن حلول نموده باشد آیا امکان دارد که یک روح در چند جسد حلول نماید؟
در نهایت عذر تقصیر دارم اگر در سؤالم در برابر وصی از اوصیای آل محمد(ع) اسائهی ادب نموده باشم؛ همان کسانی که فرمان به تسلیم شدن در برابر ایشان داده شده است.
من از انصار هستم و گاهی اوقات در تبلیغ نمودن با این سؤالات مواجه میشوم. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
فرستنده: میثم برزان
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمدلله رب العالمین،وصلی الله علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلّمتسلیماً.
نطفهی متعلق به نفس تغییر نمیکند ولی در این عالم جسمانی میتواند با بیش از یک صورت تشکیل گردد(1) . آیا نمیبینی که با تغییر زمان در صورت جسمانی شما تغییر و تبدیل حاصل میشود؟! شکل و صورت شما هنگامی که کودکی خردسال هستید با شکل آن در جوانی متفاوت میباشد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
«أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ»(2)
(آيا ما از آفرينش نخستين عاجز شده بوديم؟ نه، بلکه آنها از آفرينش تازه در شکّاند).
نطفهای که در اینجا مورد نظر ما است، نطفهای است که از عالم ذر نازل میشود و نطفهی حاصل از منی نیست بلکه متصل به آن است همان طور که نفس به آن تعلق دارد.
حتماً لازم نیست که نطفهی پایین آمده از عالم ذر به نطفهی حاصل از منی متصل باشد تا انسانی در این عالم جسمانی به وجود آید. این وضعیت به وضوح در نطفهی عیسی(ع) دیده میشود؛ که به نطفهی حاصل از منی متصل نبود بلکه به طور مستقیم در رحم مریم(ع) دمیده شد.
همچنین این امکان وجود دارد که انسان قبل از ورود به این عالم جسمانی برای امتحان (یعنی قبل از اینکه در آن متولد شود)، دارای جسد شود و همچنین پس از پایان یافتن امتحانش نیز (یعنی بعد از مرگش). چه بسیار مردگانی که پس از مرگشان، خداوند مبعوثشان داشته است و قرآن بر این موضوع گواهی میدهد. پس نفس، همان نفس است و نطفه، همان نطفه، امام صورت جسمانی، میتواند همان باشد یه به طور جزئی یا کلی، متفاوت باشد.
آنچه لازم است درک نمایی این است که ولادت انسان در این عالم به معنی ابتدای خلقتش نیست، بلکه ابتدای ورودش به این عالم جسمانی برای امتحان شدن میباشد. انسان قبل از آن خلق شده و حتی امتحان اول در عالم ذر بر او جاری شده است و آنچه ما اکنون در آن زندگی میکنیم، امتحان دوم میباشد.
منابع:
1 - برای توضیحات بیشتر میتوانید به کتاب «یمانی و شبیه عیسی» مراجعه نمایید.
2 - ق: 15.
پاسخ های روشنگرانه (جلد دوم)
www
Forwarded from 🍁 reyhaaneh 🍁
پرسش 2: مضمون دعوت شما و اهدافش چیست؟
مضمون دعوت شما و اهدافش چیست؟
Reta Jorj - زن مسیحی - 16 صفر 1426 هـ ق
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمدلله رب العالمین
حضرت عیسی ع فرمود: «بنی آدم فقط با غذا زنده نمیماند بلکه کلام خداوند نیز انسان را زنده نگه میدارد» و من بندۀ خداوند به شما میگویم که بنی آدم با غذا میمیرد و با کلام خداوند زنده میشود.
دعوت من همانند دعوت نوح ع ، ابراهیم ع، موسی ع، عیسی ع و مانند دعوت محمّد ص مىباشد؛ اینکه توحید در جای جای کرۀ زمین انتشار یابد. هدف من همان هدف انبیا ع و امامان ع است. من تورات، انجیل و قرآن و اختلافاتی را که در آن دارید را برایتان واضح و آشکار میسازم و همچنین انحراف علمای یهود، مسیحی و مسلمان و خروجشان از دین الهی و مخالفت آنها را با وصیتهاى پیامبران ع !
خواست و ارادۀ من همان خواست و ارادۀ خداوند سبحان ومتعال است؛ اینکه ساکنان کرۀ زمین جز به آنچه خداوند اراده فرموده است، عمل نکنند، زمین پر از عدل و داد شود همانگونه که از ظلم و ستم پر شده است، گرسنهها سیر شوند و هیچ فقیری بىسرپناه نباشد، یتیمها بعد از غمهای طولانی شاد شوند و زنان بیوه نیازهای مادی خود را با عزّت و کرامت به دست آورند و.... و.... و .... اینکه عدالت، رحمت و صداقت که مهمترین موارد در شریعت الهی میباشد، فراگیر گردد.
از شما تقاضا میکنم اعتقادت به عیسی بن مریم ع را به طور واضح بیان کنی و همچنین پایبندیات به آیات انجیل را، تا بتوانم حقیقت را برای شما و برای همۀ کسانیکه خواهان حقیقت هستند و از دو قیامت صغری و کبری و از معاد و از خداوند سبحان و متعال میترسند، بیان کنم.
احمدالحسن
پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (جلد اول)
مضمون دعوت شما و اهدافش چیست؟
Reta Jorj - زن مسیحی - 16 صفر 1426 هـ ق
پاسخ:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
والحمدلله رب العالمین
حضرت عیسی ع فرمود: «بنی آدم فقط با غذا زنده نمیماند بلکه کلام خداوند نیز انسان را زنده نگه میدارد» و من بندۀ خداوند به شما میگویم که بنی آدم با غذا میمیرد و با کلام خداوند زنده میشود.
دعوت من همانند دعوت نوح ع ، ابراهیم ع، موسی ع، عیسی ع و مانند دعوت محمّد ص مىباشد؛ اینکه توحید در جای جای کرۀ زمین انتشار یابد. هدف من همان هدف انبیا ع و امامان ع است. من تورات، انجیل و قرآن و اختلافاتی را که در آن دارید را برایتان واضح و آشکار میسازم و همچنین انحراف علمای یهود، مسیحی و مسلمان و خروجشان از دین الهی و مخالفت آنها را با وصیتهاى پیامبران ع !
خواست و ارادۀ من همان خواست و ارادۀ خداوند سبحان ومتعال است؛ اینکه ساکنان کرۀ زمین جز به آنچه خداوند اراده فرموده است، عمل نکنند، زمین پر از عدل و داد شود همانگونه که از ظلم و ستم پر شده است، گرسنهها سیر شوند و هیچ فقیری بىسرپناه نباشد، یتیمها بعد از غمهای طولانی شاد شوند و زنان بیوه نیازهای مادی خود را با عزّت و کرامت به دست آورند و.... و.... و .... اینکه عدالت، رحمت و صداقت که مهمترین موارد در شریعت الهی میباشد، فراگیر گردد.
از شما تقاضا میکنم اعتقادت به عیسی بن مریم ع را به طور واضح بیان کنی و همچنین پایبندیات به آیات انجیل را، تا بتوانم حقیقت را برای شما و برای همۀ کسانیکه خواهان حقیقت هستند و از دو قیامت صغری و کبری و از معاد و از خداوند سبحان و متعال میترسند، بیان کنم.
احمدالحسن
پاسخهای روشنگر بر بستر امواج (جلد اول)
The owner of this channel has been inactive for the last 11 months. If they remain inactive for the next 30 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.
The owner of this channel has been inactive for the last 12 months. If they remain inactive for the next 7 days, they may lose their account and admin rights in this channel. The contents of the channel will remain accessible for all users.