#گزارش_تصویری یلدا
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
#گزارش_تصویری یلدا
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
#گزارش_تصویری یلدا
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
#گزارش_تصویری یلدا
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
#گزارش_تصویری یلدا
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
#پشت_صحنه 😉
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
#پشت_صحنه 😉
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
#گزارش_تصویری یلدا
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
نشست مشترک انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان
بیست و نهم آذرماه 1398
🌱 @javaankavir
"در سوگ یلدا"
امسال با لطف شما یلدا نداریم
در جشنِمان جز حسرتِ فردا نداریم
با اشکو آه از سفرههای سرد و خالی
آنقدر غم خوردیم دیگر جا نداریم
در چشممان هر صبح یک کابوسِ تازهست
در دوزخیم و قطرهای رؤیا نداریم
امشب بجایِ جشن یلدا حجله بستیم
"نان"و"نفس" میخواستیم اما نداریم
با خونِ دل پُر میکنیم این جامها را
زیرا شبیهِ حاکمان تقوا نداریم
ما کارگر، ما کولبر، ما گورخوابیم
جز جانمان نقدی در این دنیا نداریم
از صبرمان سر میزند روزی سپیده
جایی برای این سیاهیها نداریم..
#شروین_سلیمانی
#یلدا
@javaankavir
امسال با لطف شما یلدا نداریم
در جشنِمان جز حسرتِ فردا نداریم
با اشکو آه از سفرههای سرد و خالی
آنقدر غم خوردیم دیگر جا نداریم
در چشممان هر صبح یک کابوسِ تازهست
در دوزخیم و قطرهای رؤیا نداریم
امشب بجایِ جشن یلدا حجله بستیم
"نان"و"نفس" میخواستیم اما نداریم
با خونِ دل پُر میکنیم این جامها را
زیرا شبیهِ حاکمان تقوا نداریم
ما کارگر، ما کولبر، ما گورخوابیم
جز جانمان نقدی در این دنیا نداریم
از صبرمان سر میزند روزی سپیده
جایی برای این سیاهیها نداریم..
#شروین_سلیمانی
#یلدا
@javaankavir
Forwarded from نسل فردای آران و بیدگل
✅نشست ادبی یلدا در آرانوبیدگل برگزار شد
نشست مشترک ادبی یلدا، با همکاری انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان، جمعه سیام آذرماه در آرانوبیدگل برگزار شد. در این نشست که به میزبانی محمد میرزازاده، مدیرمسئول انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل در مزرعهی علیجانزاده برگزار شد، بیش از نود نفر از شاعران و اهالی ادبیات منطقه شرکت کرده و بیش از چهل نفر از شاعران آرانوبیدگل و کاشان به شعرخوانی پرداختند.
آقایان استاد شهاب تشکری، استاد عباس علیجانزاده، ضابطی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آرانوبیدگل، خلیلی مدیر حوزه هنری آرانوبیدگل، توکلی مسول بسیج هنرمندان آرانوبیدگل، زاهدی دبیر انجمن ادبی طنزپردازان کاشان(که یکی از میزبانان مشترک برنامه بود)، هدایتی دبیر انجمن ادبی شاعرانههای کاشان و لواف دبیر انجمن ادبی هلال آرانوبیدگل در این مراسم شرکت داشتند.
انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، تنها انجمن ادبی دارای مجوز رسمی از فرمانداری آرانوبیدگل است که عصر جمعهی هر هفته جلسات نقد و بررسی آثار ادبی را در دفتر این انجمن واقع در خیابان شهدا، انتهای کوچه معراج سوم برگزار میکند.
@ab_naslefarda
نشست مشترک ادبی یلدا، با همکاری انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل و انجمن ادبی طنزپردازان کاشان، جمعه سیام آذرماه در آرانوبیدگل برگزار شد. در این نشست که به میزبانی محمد میرزازاده، مدیرمسئول انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل در مزرعهی علیجانزاده برگزار شد، بیش از نود نفر از شاعران و اهالی ادبیات منطقه شرکت کرده و بیش از چهل نفر از شاعران آرانوبیدگل و کاشان به شعرخوانی پرداختند.
آقایان استاد شهاب تشکری، استاد عباس علیجانزاده، ضابطی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آرانوبیدگل، خلیلی مدیر حوزه هنری آرانوبیدگل، توکلی مسول بسیج هنرمندان آرانوبیدگل، زاهدی دبیر انجمن ادبی طنزپردازان کاشان(که یکی از میزبانان مشترک برنامه بود)، هدایتی دبیر انجمن ادبی شاعرانههای کاشان و لواف دبیر انجمن ادبی هلال آرانوبیدگل در این مراسم شرکت داشتند.
انجمن ادبی جوان کویر آرانوبیدگل، تنها انجمن ادبی دارای مجوز رسمی از فرمانداری آرانوبیدگل است که عصر جمعهی هر هفته جلسات نقد و بررسی آثار ادبی را در دفتر این انجمن واقع در خیابان شهدا، انتهای کوچه معراج سوم برگزار میکند.
@ab_naslefarda
خودم که آمدم،آورده بودم دفترم راهم
تماشا کن از این غمخانه روی دیگرم راهم
مسلمان زاده ای که با نگاهی ساده ملحد شد
خداوندا بگیر از من نگاه کافرم راهم
همان سانی که سوزاندی تمام آرزویم را
بسوزان گاهِ مردن، نیمه جانِ پیکرم راهم
براین یابوی بی پالان حراجی نیست، باورکن
که بی عاری به یغما برده زین استرم راهم
من این تنها پسر را،مرد باشم، مرد خواهم کرد
شما هم شیر زن کن آن ندیده دخترم راهم
زخاک خانه ام بردار چشمان طمع را چون
به نامحرم نخواهم داد، خاکِ بر سرم راهم
#مرتضی_حسنی
@javaankavir
تماشا کن از این غمخانه روی دیگرم راهم
مسلمان زاده ای که با نگاهی ساده ملحد شد
خداوندا بگیر از من نگاه کافرم راهم
همان سانی که سوزاندی تمام آرزویم را
بسوزان گاهِ مردن، نیمه جانِ پیکرم راهم
براین یابوی بی پالان حراجی نیست، باورکن
که بی عاری به یغما برده زین استرم راهم
من این تنها پسر را،مرد باشم، مرد خواهم کرد
شما هم شیر زن کن آن ندیده دخترم راهم
زخاک خانه ام بردار چشمان طمع را چون
به نامحرم نخواهم داد، خاکِ بر سرم راهم
#مرتضی_حسنی
@javaankavir
👈هفتصد و پانزدهمین 👉
📃جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت۱۷ 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
📃جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت۱۷ 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
👈هفتصد و شانزدهمین 👉
📃جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت۱۷ 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
📃جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت۱۷ 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
باید توی خاورمیانه مُرد ، باید کشته شد !
دایناسورها هم روزی اهل خاورمیانه بودند
همینجا مُردند و تبدیل به نفت شدند ...
زمینِ خاورمیانه خوب بلد است
از کشتهها پشته بسازد
و بعد ازشان نفت بگیرد !
ما هم دایناسورهای این زمانهایم ...
همانقدر پوست کلفت ، همانقدر ریقو !
ما سوختن و سوزاندن را خوب بلدیم !
برای همین ما در زندگیِ بعدیمان
نفت خواهیم شد ، نفت ...
#سید_ اشکان _حسینی
@javaankavir
دایناسورها هم روزی اهل خاورمیانه بودند
همینجا مُردند و تبدیل به نفت شدند ...
زمینِ خاورمیانه خوب بلد است
از کشتهها پشته بسازد
و بعد ازشان نفت بگیرد !
ما هم دایناسورهای این زمانهایم ...
همانقدر پوست کلفت ، همانقدر ریقو !
ما سوختن و سوزاندن را خوب بلدیم !
برای همین ما در زندگیِ بعدیمان
نفت خواهیم شد ، نفت ...
#سید_ اشکان _حسینی
@javaankavir
چگونه میتواند با من و تو راستگو باشد
جهانی که سفیرِ صلحِ آن یک جنگجو باشد؟
من آن ساعت شرابِ خویش را بر خاک میدیدم
که گفتی سنگ، مسئولِ حفاظت از سبو باشد
چه خواهی کرد اگر بینِ دو لشکر از حرامیها
اسارت پُشتِسر، نفرین و نکبت روبرو باشد؟
چه خواهی کرد اگر رودی که جاری گشتهای با آن
روان تا بسترِ دریایی از خِلط و خَدو باشد؟
به جای اشک، خاری رُسته باشد گوشهی چشمت
به نامِ نعره هردم استخوانی در گلو باشد
جهان بازیچهی رفتار لُمپنهاست، باور کن
گمانم اتّفاقاتِ عجیبی پیشِ رو باشد...
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
@javaankavir
جهانی که سفیرِ صلحِ آن یک جنگجو باشد؟
من آن ساعت شرابِ خویش را بر خاک میدیدم
که گفتی سنگ، مسئولِ حفاظت از سبو باشد
چه خواهی کرد اگر بینِ دو لشکر از حرامیها
اسارت پُشتِسر، نفرین و نکبت روبرو باشد؟
چه خواهی کرد اگر رودی که جاری گشتهای با آن
روان تا بسترِ دریایی از خِلط و خَدو باشد؟
به جای اشک، خاری رُسته باشد گوشهی چشمت
به نامِ نعره هردم استخوانی در گلو باشد
جهان بازیچهی رفتار لُمپنهاست، باور کن
گمانم اتّفاقاتِ عجیبی پیشِ رو باشد...
.
.
.
#محمدرضا_طاهری
@javaankavir
.
سخت است که سرما بوزد! برف بپوشی!
آزار دهد چشم تو را اشک چموشی
اشکی که پر است از غم ده سالگی من
با خاطره ی" دختر کبریت فروشی"
یک سو نفس آخر یک سفره ی خالی
یک سو هوس خان ده و لقمه ی سوشی
سهم تو چه بود از ورق "مجلس" خوبان!
تدبیرِ چه حکمی است که تو اشک بجوشی؟!!
ای کاش که آن گردنه کوتاه می آمد
مجبور نبودی که چنین جان بفروشی!
دزدان سرگردنه از خون تو خوردند
مستند از این بزم پر از معرکه نوشی
**
رو شد جسد کولبری...خش خش بیسیم...
ای شهر پر از قصه ی تکرار به گوشی؟؟؟!!!
#عالیه_مهرابی
@javaankavir
سخت است که سرما بوزد! برف بپوشی!
آزار دهد چشم تو را اشک چموشی
اشکی که پر است از غم ده سالگی من
با خاطره ی" دختر کبریت فروشی"
یک سو نفس آخر یک سفره ی خالی
یک سو هوس خان ده و لقمه ی سوشی
سهم تو چه بود از ورق "مجلس" خوبان!
تدبیرِ چه حکمی است که تو اشک بجوشی؟!!
ای کاش که آن گردنه کوتاه می آمد
مجبور نبودی که چنین جان بفروشی!
دزدان سرگردنه از خون تو خوردند
مستند از این بزم پر از معرکه نوشی
**
رو شد جسد کولبری...خش خش بیسیم...
ای شهر پر از قصه ی تکرار به گوشی؟؟؟!!!
#عالیه_مهرابی
@javaankavir
هر لحظه مزن در،که در این خانه کسی نیست
بیهوده مکن ناله،که فریاد رسی نیست
شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند
شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست
آزادی اگر می طلبی،غرقه به خون باش
کاین گلبن نو خاسته بی خار و خسی نیست
دهقان دهد از زحمت ما یک نفس اما
آنروز که دیگر ز حیاتش نفسی نیست
با بودن مجلس بود آزادی ما محو
چون مرغ که پابسته ولی در قفسی نیست
گر موجد گندم بود از چیست که زارع
از نان جوین سیر به قدر عدسی نیست
هر سر به هوای سر و سامانی ما را
در دل بجز آزادی ایران هوسی نیست
تازند و برند اهل جهان گوی تمدن
ای فارس مگر فارس ما را فرسی نیست
در راه طلب فرخی ار خسته نگردید
دانست که تا منزل مقصود بسی نیست
#فرخی_یزدی
@javaankavir
بیهوده مکن ناله،که فریاد رسی نیست
شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند
شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست
آزادی اگر می طلبی،غرقه به خون باش
کاین گلبن نو خاسته بی خار و خسی نیست
دهقان دهد از زحمت ما یک نفس اما
آنروز که دیگر ز حیاتش نفسی نیست
با بودن مجلس بود آزادی ما محو
چون مرغ که پابسته ولی در قفسی نیست
گر موجد گندم بود از چیست که زارع
از نان جوین سیر به قدر عدسی نیست
هر سر به هوای سر و سامانی ما را
در دل بجز آزادی ایران هوسی نیست
تازند و برند اهل جهان گوی تمدن
ای فارس مگر فارس ما را فرسی نیست
در راه طلب فرخی ار خسته نگردید
دانست که تا منزل مقصود بسی نیست
#فرخی_یزدی
@javaankavir
بچه بودم
و دانش من همین قدر بود که بدانم
بلندترین شب سال نامش یلداست
بعدها فهمیدم
تمام روزهایی که پدر
صورتش را با سیلی سرخ می کرد
نامشان یلدا بود
و تمام ساعاتی که مادر
برای برادر شهیدش گریه می کرد
نامشان یلدا بود
و تمام دقیقه های جنگ
برای هزاران خانواده ی منتظر
نامشان یلدا بود
و تمام ثانیه هایی که تو نیستی
نامشان یلداست
در سرزمین من
لحظه های ممتد و بیشمار رنج
نامشان یلداست . . .
#گندم_بوربور
@javaankavir
و دانش من همین قدر بود که بدانم
بلندترین شب سال نامش یلداست
بعدها فهمیدم
تمام روزهایی که پدر
صورتش را با سیلی سرخ می کرد
نامشان یلدا بود
و تمام ساعاتی که مادر
برای برادر شهیدش گریه می کرد
نامشان یلدا بود
و تمام دقیقه های جنگ
برای هزاران خانواده ی منتظر
نامشان یلدا بود
و تمام ثانیه هایی که تو نیستی
نامشان یلداست
در سرزمین من
لحظه های ممتد و بیشمار رنج
نامشان یلداست . . .
#گندم_بوربور
@javaankavir
👈هفتصد و هفدهمین 👉
📃جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت۱۷ 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
📃جلسهی نقد شعر و آثار ادبی انجمن جوان کویر آرانوبیدگل📃
✅ساعت۱۷ 🕔
آران وبیدگل
خیابان شهدا. انتهای کوچه معراج سوم
گام های سبزتان را چشم به راهیم 😊🌹
(با حضور به موقع ما را خوشحال کنید😉)
🌱 @JavaanKavir
گمانم ذهنمان از درک معذور است
که با نادانی اش این گونه مغرور است
خودش را می فروشد ذهن مسمومی
که دائم در پی اِجرای دستور است
سپرده تن به سرما و پُر از اِغراق
تظاهر می کند دلگرم و مسرور است
شده با کدخدا هم کاسه و داده
نشان که تا چه حدی پّست و مُزدور است
همیشه رُوبهان محضِ فریبِ ما
برای معرکه اسباب شان جور است
شدم آشفته از ظلم سلیمانی
که دائم در پی آزردنِ مْور است!!
پر از فریاد و دردیم و به ناچاری
همیشه آهمان در سینه محصور است
شبان را می پرستد بره تا وقتی
گلویش در فشارِ پنجه ی زور است
جدا شو از صفِ نامردمان شاعر
اگر فهمیده ای ما را چه منظور است..
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
که با نادانی اش این گونه مغرور است
خودش را می فروشد ذهن مسمومی
که دائم در پی اِجرای دستور است
سپرده تن به سرما و پُر از اِغراق
تظاهر می کند دلگرم و مسرور است
شده با کدخدا هم کاسه و داده
نشان که تا چه حدی پّست و مُزدور است
همیشه رُوبهان محضِ فریبِ ما
برای معرکه اسباب شان جور است
شدم آشفته از ظلم سلیمانی
که دائم در پی آزردنِ مْور است!!
پر از فریاد و دردیم و به ناچاری
همیشه آهمان در سینه محصور است
شبان را می پرستد بره تا وقتی
گلویش در فشارِ پنجه ی زور است
جدا شو از صفِ نامردمان شاعر
اگر فهمیده ای ما را چه منظور است..
#محمد_ میرزازاده
با کانال شعر و داستان انجمن ادبی جوان کویر آران و بیدگل همراه ما باشید 🌹 🌹 🌹
@javaankavir
وطن برای من یک خاک نیست
وطن برای من گورستانیست
پُر از خودم...
گورستانی که همه را دارد الا تو!
تویی که خدایت اینگونه آفریده،
خدایی که کشتن را به تو آموخت؛
و سلطه را به چکمههایت.
#سميح_القاسم
⬛️ @javaankavir
وطن برای من گورستانیست
پُر از خودم...
گورستانی که همه را دارد الا تو!
تویی که خدایت اینگونه آفریده،
خدایی که کشتن را به تو آموخت؛
و سلطه را به چکمههایت.
#سميح_القاسم
⬛️ @javaankavir