گیاهان دارویی جدوار
154 subscribers
2.29K photos
1.95K videos
396 files
3.26K links
. حجامت . زالو درمانی .انواع بادکش گرم وسرد درمنازل درشرایط اوژانس بیمار درمان بیماریها برپایه مزاج شناسی
ادرس:میاندواب خ طلالقانی جنوبی روبه روی دبیرستان فاطمه زهرا
مشاوره:09377988735 📱
Download Telegram
#حکایت طب سنتی


روزی مردی اهل گیلان به حکیمه‌ای دانا مراجعه کرد.
چند روز پیش از آن، در بازار فلافلی ناسالم خورده بود که باعث تنگی نفسش شده بود. چند روزی با این گرفتاری دست‌وپنجه نرم می‌کرد و هر کاری کرده بود، بهبود نیافته بود. چشم امیدش به حکیمه بود تا بار دیگر او را از این گرفتاری نجات دهد.

به نزد حکیمه آمد و گفت:
«نفسم بالا نمی‌آید، تنگی سینه مرا خفه کرده است.»

حکیمه فرمود:
«نفخ شدید همان فلافل باعث بزرگ‌شدن معده و فشار بر ریه‌ها شده است. بگو ببینم، شکمت راحت کار می‌کند؟»

مرد اعتراف کرد که سال‌هاست از گوارش بد و یبوست مزمن رنج می‌برد.
حکیمه زبان او را نگریست: شبیه گوشت گاو، ترک‌دار و خشک، که نشانه‌ای از سودا و خشکی معده بود. نبضش نیز پهن بود؛ و حکیمه دانست این پهنی رگ، از اصالت گیلانی اوست. نه بلغم فاسد

حکیمه داروی سفرجلی معده با ترکیب میخک و بالنگ و ساذج و چند داروی دیگر به او داد. مرد همان‌جا نوشید.
پس از لحظاتی آروغ‌های پیاپی زد، گازهای محتبس معده‌اش بیرون آمد، سبک شد و نفسش باز گشت.

حکیمه برایش توضیح داد:
«معده سرد نفخ می‌سازد و آن را دفع می‌کند، اما معده بسیار سرد، نفخ را در خود حبس می‌کند و نمی‌تواند بیرون دهد.»

با این تدبیر حکیمه  مرد از زجر رهایی یافت. برای ادامه درمان، جوارش کمونی تجویز شد. مدتی مصرف کرد و سردی معده‌اش برطرف شد. بعد از دو ماه  چون حرارت حب‌ها به کبد خشک و سودایی او رسید، فشار خونش بالا رفت. حکیمه تدبیر را تغییر داد؛ دستور توقف حب کمونی داد و به سودا زدایی و رطوبت‌بخشی کبد پرداخت. با رب افدرا امتلا کبد را کاهش داد و فشار رو به بهبودی رفت.

در پایان، برای تقویت معده، حکیمه داروهای ساده‌تری چون مربای بالنگ و تخم بالنگو توصیه کرد تا هم معده گرم تر شود و هم دوباره گرفتار نفخ و تنگی نفس نشود
#حکایت طب سنتی

حکایت سقط‌های مکرر و قلبی که زنده شد

روزی زن و شوهری اهل اصفهان با چهره‌ای اندوهگین به نزد حکیمی دانا آمدند و گفتند:☔️
— «ای حکیم، ما سه بار گرفتار سقط شده‌ایم. هر بار طبیبان گفتند قلبِ جنین تشکیل نمی‌شود. این بار بیم آن داریم که باز چنین شود. فکری برای ما بکن.»

حکیم با آرامش پرسید:

«آیا می‌دانید علتِ عدم تشکیلِ قلب در جنین چیست؟»☀️

زن گفت:
— «فقط می‌گویند قلب شکل نمی‌گیرد.»

حکیم لحظه‌ای در اندیشه فرو رفت و فرمود:❄️

«در اغلب موارد، هنگامی که قلبِ جنین تشکیل نمی‌شود، ریشه در ضعفِ قلبِ پدر دارد؛ و اگر قلبِ مادر نیز نتواند آن ضعف را جبران کند، نطفه از نیروی قلبی بی‌بهره می‌ماند و سقط می‌شود. پس باید قلب هر دو را تقویت کرد.»🌝

سپس نبضِ مرد را گرفت؛ نبضی خالی و بی‌قوت، با اندکی صلبیت و سده.
نبضِ زن نیز چیزی بهتر از آن نبود.
حکیم لبخند زد و گفت:

«این همان علت است؛ نیروی قلب در هر دو کم‌رمق است.»🧶

آنگاه داروهایی مقوی قلب که در واقع معمولا همان داروهای مقوی قوه باه هستند تجویز کرد — زیرا در حکمت طب سنتی، داروهای مقوّی باه همان داروهای افزایندهٔ روح حیوانی و نیروی قلبی‌اند.
در کنار آن، مقداری داروی ضد سودا نیز توصیه کرد و فرمود:⚡️

«نخست تقویت کنید، سپس  ضد سوداها را بخورید تا بدن پاک شود، و باز به تقویت بازگردید؛ آنگاه برای بارداری اقدام کنید.»

زن و شوهر با دقت به دستور عمل کردند.
چندی بعد، با چهره‌ای شاد به نزد حکیم آمدند و گفتند:😍
— «این‌بار قلب جنین تشکیل شد، و کودک زنده است!»❤️

حکیم تبسمی کرد و گفت: بارها این امر را تجربه کرده ام 😊

«وقتی قلب پدر و مادر قوی شد، قلب فرزند هم تشکیل می‌شود.»🌾🌾🌾🌾🌾
#حکایت طب سنتی


حکایت دختری با دل‌درد

روزی دختری دوازده‌ساله را با درد شکم نزد حکیمی دانا آوردند.
خانواده نگران بودند و گفتند:

«دختر ما چند روز است از دل‌درد می‌نالد،
حکیم دست دختر را گرفت، نبض او را سنجید و اندکی تأمل کرد.
آنگاه با تبسمی گفت:

«نبض تو نزدیک به نبض عظیم است؛ این نشانه‌ی آن است که قاعدگی در آستانه‌ی بروز است و خون در رحم آمادهٔ خروج می‌باشد.
در واقع، این دل‌درد از احتباس خون است نه از بیماری.»

رو به خانواده کرد و فرمود:

«نگران نباشید، به زودی عادت باز خواهد شد و نیازی به دارو نیست.»

دختر به خانه رفت. ساعتی نگذشت که قاعدگی‌اش به‌طور طبیعی آغاز شد و درد نیز کاهش یافت.
حکیم برای تکمیل کار، به او دستور داد که بعد لز پاکی از بخورات مدرّ حیض (مانند بخور اسطوخودوس، شوید، مرزنجوش و تخم کرفس) استفاده کند و دارو های ضد سودا و مدر حیض تجویز کرد تا عادت بعدی به راحتی باز شود 

حکیم لبخند زد و گفت:

«نبض، زبانِ درون است؛ پیش از آن‌که بدن سخن گوید، رگ آن را بازگو می‌کند.»
#حکایت طب سنتی

حکایت جوان شهریاری و حکیم🌝

روزی جوانی از اهالی شهریار، بسیار چاق، سفید و توپُلی، به نزد حکیمی دانا آمد.
از افسردگی، بی‌حوصلگی و این‌که در میان خویشان کسی او را جدّی نمی‌گیرد، شکایت داشت.
می‌گفت:🌚

> «احساس سنگینی و کُندی دارم، دلم می‌خواهد بخوابم و هیچ کاری نکنم.»



حکیم دست بر نبض او نهاد؛👨‍🔬
رگی عریض، کند، و در عمق نهفته یافت، بی‌سرعت و بی‌حرارت.
فرمود...‍

> «بلغم در تو غلبه کرده است و جسمت چون آب ساکن، حرکتی ندارد.»🌤



پس به او شربت عنصل، دوای بلغم، و داروهای تقویتی معتدل داد تا حرارت طبیعی بدن بازگردد و رطوبت‌های مضر دفع شود.❄️❄️
مدتی نگذشت که جوان، همچون کره در ماهی‌تابه، شروع به آب شدن کرد؛
بدن سبک شد، رنگ رخسار بازگشت، و اندک‌اندک شادابی و نشاط در وجودش زنده شد.⚡️⚡️

مادرِ آن جوان از دگرگونی فرزندش در شگفت شد و گفت:

> «اگر داروی تو چنین اثری دارد، من نیز باید علم طب را بیاموزم.»🌾🌾



از همان روز، به تحصیل طب سنتی پرداخت و سال‌ها به مطالعه و تجربه مشغول بود.


و حکیم فرمود:

> «هرگاه از یک سوی به افراط روی، سوی دیگر برمی‌جوشد. تدبیر بدن همواره در اعتدال است😊😊😊😊😊😊
#تصلب_و_خرابی_کلیه


🔖نشانه 

نبض سریع و سوداوی با اندکی وقفه

صدای دوم قلب قوی

ریتم گالوپ

شریان صدقی برجسته با اندکی پیچ

رنگ چهره خفه و تار

پلک ها ورم کرده

زبان خشک و تلخ

گرمی کمی در جگر

درد در کبد هنگام ملامسه

  شکم کشیده وسفت ومتشنج

گوارش غذا ناقص وناکافی

احساس سنگینی وتنبلی خفگی بعد از صرف غذا

درد پاها وکمر 

وجود اگزالات دوشو والبومین در ادرار

فشار خون مزاج سرد وخشک



📝درمان

🖇در درجه اول لینت مزاج مهم است.

تقنیه ای از👈شکر سرخ 10ل⚡️گل پنیرک 2ل⚡️گل خطمی 2ل⚡️تاجریزی 4ل

عصاره 👈تخم گشنیز ل2⚡️ تخم خیار 3ل⚡️تخم گرمک 2ل

🖇 برای تقویت قلب ومرمت کلیه ها ورفع سموم  ومقوی قلب ومصلح کبد ودفع ارومی اثر زیاد دارد.

غاووت مرکب از👈 سیاه دانه ⚡️رازیانه ⚡️زنیان ⚡️شکر سفید

🖇برای تصفیه خون وضد سودا وهم طبعی گرم دارد (3بار)
#حبس_بول_ورم_پروستات


🔖علایم ونشانه

بدن سرشار از چربی

پاها کلفت 

شکم برامده وپر از چربی 

بدن پر از رطوبت وموادلزج

گردش خون کند

بعلت فشار ،خون به عضلات و یاخته های پاها نمیرسد.

سرد شدن وخدارت وسستی در پاها

چنانچه آثار وعوارض ناشی از صفرا باشد 👈خشکی دهان تشنگی بیخوابی خارشهایی مشابه سوزن زدن ،ادرار ،
اضطراب بی تابی ، در بدن پیدا می شود
👈 باید با داروهای سرد موافق با آن

مانند ⚡️انغوزه ⚡️زرشک ⚡️الو ⚡️لیمو ⚡️عصارهای گیاهی سرد  آن را رفع بنمایند.


📝 درمان بیمار

عصار👈 تخم خربزه 3ل⚡️شوید 3ل⚡️تخم گرمک 2ل

برای اصلاح کبد وکلیه وپروستات
👈 حبی مرکب از  کوبیده مصطکی ⚡️کندر ⚡️ شاه دانه ⚡️به میزان مساوی  (روزی ده 10--15برای رفع نفخ معده وروده واخراج رطوبت وبلغم از بدن  تقویت آب اعضاء وزایل ساختن سستی وناتوانی جنسی 👇

حبی مرکب از👈 مقل ارزق 3ل⚡️مر مکی 1ل⚡️پوست هلیله زرد1 ل
🖇روزی 10تا 15عد د جهت اخراج اخلاط فاسد وزیان بخش ومواد لزج از اعماق بدن وشستشوی درونی
#حکایت طب سنتی


🌿 حکایت معلم ریاضی و حکیم فولادشهری

روزی معلمی ریاضی‌دان ، اهل آبادان و ، که سال‌ها از قند، فشار و چربی خون رنج می‌برد و سابقه‌ی عمل قلب باز نیز داشت، دچار درد دست چپ شد. بیمار ۳۰ سال سابقه مصرف سیگار را داشت کبدی داغ از سم سیگار که مشکل ساز شده بود.
پزشکان آبادان، اهواز، تهران، شیراز و اصفهان را یکی پس از دیگری دید، و همگی با یک جمله‌ی تکراری گفتند:
«مشکل از قلب است و درد به دست می‌زند.»
اما هیچ‌کدام راه درمانی ارائه نکردند.

روزی به فولادشهر اصفهان سفر کرد. دوستی به او گفت:
«ای کاش نزد حکیم دانایی بروی که در همین حوالی طبابت می‌کند.»
به همراه پیرمردی فولادشهری، سوار بر ماشینی قدیمی شدند و به خانه‌ی آن حکیم محلی رفتند.
خانه، درست مانند قصه‌های مجید، حوضی در وسط و اتاق‌هایی گرداگرد آن داشت.

وقتی رسیدند، حکیم در آستانه‌ی در، در حال بستن در و آماده‌ی رفتن به مسجد بود.
پیرمرد گفت:
«این دوست ما از آبادان آمده، دست چپش درد می‌کند و از شدت ناراحتی گرفتار است.»

حکیم پرسید:
«فقط همین؟»
گفتند: «بله، همین.»
فرمود:
«برو از عطاری فلان‌جا، دو سیر برگ تیول (زیرفون) بگیر، دم‌کرده‌اش را روزی یکی دو بار بنوش. به‌زودی خوب می‌شوی.»

معلم ریاضی می‌گوید:
«فقط یک یا دو بار از آن دم‌کرده خوردم و دردم کاملاً از بین رفت.»

💠 تحلیل حکیمانه

حکمای سنتی می‌دانند وقتی قند، فشار و چربی هم‌زمان بالا می‌رود، نشانه‌ی حرارت زیاد قلب و کبد است.
در چنین حالتی، درمان در خنک کردن با مفرحات است؛ و زیرفون (تیول) دقیقاً از همین داروهای مفرح، آرام‌بخش قلب، و مقوی اعصاب است.

در کنار این تدبیر:

رگ‌گیری و ماساژ دست چپ می‌تواند به کاهش فشار موضعی کمک کند.

حجامت نیز برای متعادل‌سازی حرارت خون  است.

در شرایط مناسب، فصد اسیلم دست چپ نیز یکی از راه‌های خروج حرارت و رفع درد قلبی محسوب می‌شود.

اگر بخواهید، می‌توانم همین حکایت را در قالب پوستر تصویری یا برگه آموزشی با طراحی سنتی آماده کنم (با تیتر «حکایت معلم ریاضی و حکیم فولادشهری») تا برای کانال یا کلاس‌های شما مناسب باشد.
#حکایت طب سنتی

🌿 حکایت مرد آبادانی و سیر

روزی مردی عرب‌زبان از نواحی آبادان در ماهواره شنید که خوردن سیر برای درمان قند خون مفید است. در حالی که خود قندی ها اگر ضعفنداشته باشند داغ هستند
او بی‌آن‌که با طبیبی مشورت کند، تصمیم گرفت هر روز چند حبه سیر بخورد.
بعد از مدتی که بدنش به شدت گرم شد، تب کرد و دچار علائم گرمازدگی گردید.
گرما از درون بدنش می‌جوشید و سوزی در سر و تنش می‌دوید.

خانواده‌اش گمان کردند این تب ساده‌ای است و خودبه‌خود بهبود می‌یابد،
اما حال او روزبه‌روز بدتر شد. ضعف، بی‌حالی و تهوع شدید پیدا کرد و چندی بعد بر بستر افتاد.
در آن سال‌ها (میان دهه‌ی ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰) هنوز طب سنتی در  ایران چندان رایج نبود و کسی نمی‌دانست چگونه باید گرمازدگی ناشی از امتلای کبد را درمان کند.
متأسفانه پس از مدتی این مرد بر اثر شدت حرارت و ناتوانی بدن، جان خود را از دست داد.

او مردی بود گرم‌مزاج، با کبدی پر و سنگین و اندکی چاقی شکمی.
مزاج پایهٔ عرب‌ها معمولاً گرم است، و مصرف مداوم سیر ــ که خود بسیار گرم و خشک است ــ آتش درون بدن را می‌افروزد.
هر کس با چنین مزاجی، به‌ویژه بیماران دیابتی، اگر بی‌رویه سیر بخورند،
در معرض بیماری‌های گرم، التهاب کبد و حتی گرمازدگی شدید قرار می‌گیرند.

🔸 نتیجه حکایت:
سیر داروی مفیدی است، اما در بدن‌های داغ افراط آن می‌تواند قاتل خاموش باشد.
هر دارو اگر بدون توجه به مزاج مصرف شود، درمان نیست بلکه خود بیماری تازه‌ای می‌آفریند.
#حکایت طب سنتی


🩺 حکایت دختر تبریزی و راز سنجد

روزی دختری از نواحی غربی کشور – از اطراف تبریز – به بیماری سختی گرفتار آمد.
ماه‌ها بود که از استفراغ شدید و پی‌در‌پی رنج می‌برد. هر غذایی می‌خورد، بالا می‌آورد؛ حتی آب را هم در معده نگه نمی‌داشت.
مادر درمانده و غمگین، از هر طبیب و درمانگری یاری خواست،
ولی هر دارو و نسخه‌ای که آوردند، حال دختر نه‌تنها بهتر نشد بلکه ضعف و لاغری بر او چیره گشت.

ماه‌ها استفراغ ادامه داشت، تا آن‌که بدن دختر از امتلا و پری، به خشکی و تحلیل رسید.
اما تقدیر چنان بود که نجات او در سادگی و در حکمتی نهفته باشد.

روزی بی‌آنکه کسی نسخه‌ای دهد، دختر تعدادی سنجد خورد.
سنجد را با آب ساده میل کرده بود.
دقایقی بعد، احساس کرد معده آرام شده و استفراغ فروکش کرده است.
چند روز پیاپی، اندک‌ اندک سنجد خورد تا معده‌اش جمع شد و قوهٔ نگاه‌دارندهٔ آن بازگشت.

پس از چندی کاملاً بهبود یافت؛
و آن‌گاه طبیبان دانا دریافتند که این سنجد قابض، معدهٔ باز و رطوبت‌زدهٔ او را جمع کرده و از ریختن مواد غلیظ کبدی به معده جلوگیری کرده است.

💡 تحلیل حکیمانه

استفراغ این دختر، ناشی از امتلاء و حرارت کبد بوده که  اخلاط غلیظ را به معده فرستاده است.

چون امتلا و حرارت کبد مزمن شده و معده ضعیف و رطوبی بود، قوهٔ ماسکه (نگه‌دارنده) از کار افتاده بود.

درمان باید در دو بخش انجام می‌گرفت:

تبرید کبد و رفع امتلاء که به دلیل استفراغ چند ماهه کبد و معده و کل بدن از امتلا و اخلاط غلیظ و لزج پاک شده بود.

تقویت معده با مواد قابض و معتدل

سنجد، به سبب قبض معتدل خود، توانسته بود معده را جمع کند و از بالا آمدن اخلاط جلوگیری کند.

📗 استناد متنی از حکمای طب سنتی
ابن‌سینا – القانون فی الطب

«إذا کان القیء من حرّ الکبد، فالمعالجة بالبرودات و القبوضات، و یُستعملُ ما یقبض المعدة و یقوّیها.»
(اگر استفراغ از حرارت کبد باشد، باید با سردی‌ها و قبض‌ها درمان شود و آنچه معده را جمع کند به‌کار رود.)
📘 القانون فی الطب، کتاب سوم، فنّ اول، فصل فی القیء.

عقیلی خراسانی – خلاصه‌الحکمه

«السنجد قابضٌ لطیفٌ، یمسک القیء و یجفّف الرطوبة عن المعدة، و ینفع من الاستفراغ المزمن.»
(سنجد قبض‌کنندهٔ لطیفی است، استفراغ را بند می‌آورد و رطوبت معده را خشک می‌کند.)
📗 خلاصه‌الحکمه، باب المفردات، ماده "سنجد".

🍃😍
#عللل_فشار_خون

اختلال هاضمه

یبوست 

سوء مزاج ارثی

علل کلیوی

بیماریهای عفونی

سیفلیس

نوبه وغیره 

گاه از👈 اختلال غدد درونی  چون👇

تیرویید ⚡️غده روی کلیوی و کار زیاد آن را عارض میشود .
👈در این  جا عمل جراحی وقطع یکی از آنها لازم میافتد.

ممکن است علل و اورام غدد قصب سمپاتیک موجب باشد  
👈گاه نیاز به قطع رشته این عصب حاصل میگردد .

در همه حالات فشار خون  توجه وحالات  نفسانی دخیل اند.
#فشار_خون


🔖نشانه ها

سرگیجه درد و سوزش چشم

عصبانیت

🔎علت

خرابی دستگاه گوارش

هنگام راه رفتن تعادل نداشت 

چشمها نابینا و تار

راه رفتن نامقدور

مصرف داروهای گوناگون باعث خستگی کلیه شده بود

مقدار ی اوره در خون


📝 درمان

شکستن پرهیز از خوردن به صورت آرام آرام ولی نه یکدفعه

سنبل الطیب ⚡️گل گازبان ⚡️لیمو عمانی ⚡️بادرنجبویه 
👈برای تسکین اعصاب ورفع تشنج و رفع ضربان قلب

تنقیه از 👈شکر سرخ⚡️گل خطمی⚡️گل پنیرک⚡️تاجریزی  

آب هویج⚡️تخم کتان ⚡️انجیر
👈 برای نرمی روده 

تخم خیار  ⚡️تخم گرمک ⚡️تخم کدوی شیرین  ⚡️تخم خربزه  👈برای کلیه ها واعصاب

جوشاندهای مسکن وضد سودا

👈 چون⚡️افتیمون شامی⚡️ بسفایج ⚡️ گل گاوزبان ⚡️ریشه  توت سفید که مخرج کرم ومفرح ودافع سودا میباشد و⚡️پوست بید ⚡️ریشه کاسنی  به ملاحظه نوبه ودفع نوبه  وتعادل  داروهای گرم

👈وهمچنین⚡️ خاکشیر ⚡️تخم کتان  وسایر ملینات گیاهی
حکایت سردرد ناشی از ضعف قوا
زنی پولدار و سر‌وضع‌مناسب به حکیم مراجعه کرد و گفت: «در تمام عمرم رژیم‌های لاغری مختلف گرفته‌ام؛ خیار و کرفس و کاهو غذای همیشگی من بوده، امّا هرگز لاغر نشده‌ام. علاوه بر آن، سردرد شدید رهایم نمی‌کند. کاری کنید سردردم خوب شود، امّا مرا چاق نکنید.» حکیم با دقت در چهره، زبان، نبض و طبع او دریافت که نیمهٔ بالای بدن گرم‌مزاج و نیمهٔ پایین، سردمزاج است؛ و سردی در اندام‌های دفعی او ـ یعنی کلیه، روده و رحم ـ آشکار است. به سبب همین سردی، این اندام‌ها نمی‌توانستند فضولات بدن را به‌درستی جذب و دفع کنند؛ در نتیجه فضولات در نیمهٔ بالایی بدن انباشته شده و موجب پری، سنگینی و چاقی شده بود.
او سال‌ها گمان می‌کرد علت چاقی‌اش پرخوری است، و بنابراین تنها خیار و کرفس و کاهو می‌خورد؛ در حالی که مشکل اصلی، ضعف اندام‌های دفعی بود، نه پرخوری. حکیم محلّ درد را پرسید.🎭
زن گفت:🙇‍♀ بالا ترین نقطه وسط سر درد می کند و وقتی فشار می دهد درد آن ساکت می شود و با رها کردن دوباره شروع می شود حکیم دانست که این نقطه، ناحیهٔ «صداعِ ضعفی» است؛ یعنی سردرد از ضعف مغز و تحلیل رفتن قوا ناشی شده، نه از غلبهٔ ماده. او نتیجه گرفت که رژیم‌های طولانی و نخوردنِ مداوم، مغز را ضعیف کرده و منشأ سردرد شده است.
حکیم داروهای تقویتی و غذاهای مقوّی تجویز کرد؛ امّا زن🙆‍♀ به‌دلیل ترس از چاقی، غذاهای مقوی را کم می‌خورد و دارو را یک‌درمیان مصرف می‌کرد. با این حال، همان مقدار اندک داروی مقوی، سردردهای او را به‌طور محسوس کاهش داد و حال او رو به بهبود رفت. با وجود این، زن درمان را ادامه نداد و به رژیم‌های سخت پیشین بازگشت.🤷‍♂
.
حکیم می‌دانست که این راه به جایی نمی‌رسد؛ زیرا چاقی او از پرخوری نبود تا با نخوردن درمان شود، بلکه از سردی و ضعفِ اندام‌های دفعی بود که با نخوردن، باز هم ضعیف‌تر و حتی چاق تر می‌شد.
راه‌حلِ درست از نظر حکیم آن بود که کلیه، رحم و روده‌ها گرم و تقویت شوند؛ با ورزش‌هایی مانند دویدن و کوه‌نوردی برای گرم کردن لگن، و نیز روغن‌مالی‌ها و بادکش‌های ناحیهٔ پایین‌تنه.🏃‍♂

امّا زن از ترس چاقی، غذای کافی و مقوی نمی‌خورد و همین امر اندام‌های دفعی را ضعیف‌تر می‌کرد. نتیجه آن بود که با ادامهٔ نخوردن، بدن به‌جای لاغری، دچار ورم و احتباس شده و چاق‌تر می‌گشت؛ چون ضعف اندام‌های دفعی سبب می‌شد فضولات دفع نشود و در بدن باقی بماند.🥷
داستان مرد مشهدی و دردهای سمتِ راست 

روزی مردی میانه‌سال، با ابروهای درشت و هیکلی کمی چاق و زبانی خودمانی و پرحرف، با خستگی وارد اتاق حکیم شد. روی صندلی نشست، نفسی عمیق کشید و گفت: «حکیم، من از راه دور آمده‌ام… از مشهد. تا حالا به اندازه بیش از ده گرم طلا خرج خودم کرده‌ام، ولی درمان نشده‌ام. یکی دو ماه اخیر تقریباً مشهد را زیر و رو کردم؛ هر دکتری بود رفتم، داروهای مختلف گرفتم، به چند تا از شاگردهای خودت هم مراجعه کردم، اما فایده نکرد.» حکیم با حوصله نگاهش کرد و پرسید: «حکایت این همه خرج و دوندگی چیست؟ چه دردی داری؟» مرد گفت: «سمتِ راستِ صورتم درد می‌کند، زیر دندهٔ راستم هم می‌سوزد و می‌کِشد، حالم بد است، تهوع دارم، انگار بدنم نمی‌داند با این دردها چه کند.» حکیم طبق عادت همیشه، اول شرح حال را گرفت و بعد پرسید: «پیش طبیب‌های سنتی هم رفتی؟» مرد گفت: «آره، رفتم. به من شربت‌های گل گاوزبان استخودوس  چیزهایی از این قبیل دادند.» حکیم زبان او را دید؛ زبان ترک‌خورده بود، ترک‌های خشک و ریز، نشانه‌ای روشن از غلبه سودا؛ سودایی که در اقلیم مشهد با آب‌ و هوای خاص و خوراک رایج آنجا چیز عجیبی نبود. طبیب های قبلی درست تشخیص داده بودند این فرد سودا داشت ولی لایه دوم بیماری بود و اولویت درمان نبود و بیمار از چیز دیگری اذیت بود

حکیم در همان نگاه اول فهمید که این سودا، لایهٔ زیرین بیماری است، لایهٔ رویی و اصلی، حرارت و امتلای سر  و ناحیهٔ کبد از حرارت است که خودش را به شکل درد سمت راست صورت، درد زیر دندهٔ راست و حالت تهوع نشان می‌دهد. او در دل گفت: «اگر فقط سراغ سودا برویم، بیماری حتی تشدید می شود و حتی تحریک شده  از جاهای دیگر سر برمی‌آورد.» پس نسخه‌ای نوشت که بر همان حرارت و امتلاء غالب شود؛ داروهای خنک‌کننده و جمع‌کننده تجویز کرد: شربت‌هایی بر پایهٔ ختمی و بنفشه، مخصوصاً تاج‌ریزی که در فرو نشاندن حرارت و آرام‌کردن التهاب‌های گرم درونی  بسیار نافع است. همراه آنها «تخمه‌های خنک» برای تنظیم حرارت و ریزش آرام فضولات از قلب و کبد به سوی روده‌ها قرار داد و به بیمار توصیه کرد که روغن نفشه را نیز در گوش و بینی  بچکاند تا از راه اعصاب و مجاری سر، اندکی تسکین و تلطیف حاصل شود. هنوز یک هفته از مصرف داروها نگذشته بود که بیمار پیام داد: «حکیم، حالم بهتر شده، درد کمتر است، تهوعم سبک شده، شب‌ها راحت‌تر می‌خوابم، روغن بنفشه در گوش هم آرامم می‌کند.» حکیم به او گفت: «همین نسخه را ادامه بده، عجله نکن.» مرد با دقت داروها را خورد و حدود یک ماه بعد، بهبود واضحی در خودش دید؛ دردهای سمت راست چهره کمتر، کشش زیر دنده راست بسیار سبک‌تر شده بود و تهوع تقریباً از بین رفته بود. با این حال، از بس پیش‌تر رنج کشیده و ترسیده بود، مرتب می‌پرسید: «حکیم، کی بیایم حضوری ببینمت؟ نکند بیماری خطرناکی پشت این علائم باشد؟» حکیم که علت اصلی را روشن می‌دید، گفت: «لازم نیست حتماً بیایی، داروها را ادامه بده. این بیماری، ریشه‌اش همان حرارت و امتلایی بود که الان در حال تخلیه و آرام‌شدن است.» مرد اما هنوز دلش قرص نمی‌شد و حضوری آمد ،  از نسخه دست نکشید و هر روز احساس می‌کرد حالش از روز قبل بهتر است. تا اینکه بعد از گذشت دو سه ماه، پیامی دیگر فرستاد: «حکیم، این چند روز دل‌درد گرفته‌ام، معده‌ام می‌سوزد، نفخ می‌کنم.» حکیم خوب می‌دانست که آن داروها مزاجاً سرد هستند و معدهٔ این مرد هم از اول سرد بوده است؛ حال که حرارت‌های زائد فروکش کرده، سردیِ اضافی به سمت معده رفته و آن را آزرده است. این‌بار نسخهٔ دوم را نوشت تا مزاج معده را جمع و تعدیل کند: عرق  نعناع و بارهنگ  را توصیه کرد که هر روز، یا به صورت دم‌کرده و بخورد تا معده را گرم و قوت هضم را برگرداند. در کنار آن، اطریفل صغیر را قرار داد تا هم اندکی قبض بدهد، هم بخشی از رطوبات سرد و لزج معده و روده را جمع کند و هم قوای گوارش را تقویت نماید. جوشاندهٔ هلیله سیاه را نیز برای بعد از غذا مفید دانست تا هم نفخ را کم کند و هم گرمی ملایمی به معده بدهد و حرارت را به سمت اعتدال برگرداند. مرد نسخه را مو‌به‌مو انجام داد. چند روز بعد، دل‌درد رو به کاهش رفت، نفخ کمتر شد و احساس سبکی عجیبی در شکم پیدا کرد. کم‌کم نه از درد سمتِ راست صورت خبری بود، نه از کشش زیر دندهٔ راست، نه از تهوع و نه از دل‌درد. چهره‌اش که روز اول خسته و درهم بود، اکنون باز و روشن شده بود. هر بار که به یاد راه طولانی، هزینهٔ ده گرم طلا، و دویدن‌های بی‌ثمر در شهر می‌افتاد، با خودش می‌گفت: «کاش زودتر پیش این حکیم می‌آمدم و این همه دور خودم نمی‌چرخیدم؛ اصل درد، چیز دیگری بود و من همه‌جا دنبال سایه‌ها می‌گشتم، نه سرِ ریشه.»

حکایت شماره 91
⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️توقف حکیم در اصفهان


حکیمی در حال عبور از اصفهان بود؛ به‌سوی تهران حرکت می‌کرد و در میان راه، مسیرش از اصفهان می‌گذشت. هنوز وارد شهر نشده بود که یکی از دوستانش تماس گرفت و گفت: «مادرِ شوهرم حالش بد شده و مدام استفراغ‌های شدید می‌کند. اگر می‌شود، در اصفهان او را ببینی.» حکیم پذیرفت و گفت: «باشه، ببینمش.»😳
به محض رسیدن، آن خانواده به محل قرار آمدند و مادر را آوردند. مادر سالخورده بود و سابقهٔ قند، فشار و چربی داشت. تازه واکسن آنفلوآنزا نیز زده بود و پس از آن دچار استفراغ‌های پی‌درپی و سنگین شده بود. حکیم با دیدن وضعیت او و دانستن این نکته که طبع واکسن‌ها بسیار گرم است و بیماری‌هایی مانند قند، فشار و چربی نیز گرمی‌زا و مولّد حرارت کبدی هستند، دریافت که این زن دچار امتلای شدید کبد شده و واکسن، این حرارت را چند برابر کرده است. اکنون بدن در حال «بیرون‌ریزی» این امتلاء بود و استفراغ، راه نجات آن محسوب می‌شد.
پسرِ زن گفت👨‍💼: «ما مادر را پیش دکترهای مختلف بردیم؛ انواع آمپول ضدتهوع و نسخه‌ها را امتحان کردیم، حتی برایش بوتاکس معده انجام داده‌اند، اما هیچ چیز جواب نداده. استفراغش بند نمی‌آید. چه کنیم؟»
حکیم آرام لبخندی زد و گفت:🎭

«این استفراغ، واکنش بدن است ؛ بدن دارد خودش را خالی می‌کند. وقتی کبد ممتلی و پر از حرارت شود، راهی جز بیرون ریختن ندارد. شما فقط باید به بدن اجازه دهید دفع مند  و آن را در نیمه راه متوقف نکنید.» ولی چون ضعف دارد از راه دیگری می رویم 💫
سپس دستور داد برای بیمار تلیت آب انار تهیه کنند تا صفرا و حرارت فروکش کند. تأکید کرد که گوشت قرمز، غذاهای چرب، تخم‌مرغ، ادویه و هر خوراکِ گرم و محرک را کاملاً کنار بگذارند. در کنار آن، سکنجبین شکری، عرقیات خنک، و داروهای تعدیل‌کنندهٔ صفرا بدهند. همچنین جوارش آمله را نیز توصیه کرد .❄️
خانواده طبق دستور عمل کردند. زن طی یکی دو روز آرام آرام رو به بهبود رفت؛ استفراغ‌ها کم شد، حرارت بدن افت کرد و در نهایت حالش کاملاً بهتر شد. پسر با تعجب گفت: «سال‌ها مادرم این‌طور درمان نشده بود. با چند نسخه ساده آرام شد!» و حکیم گفت: «بدن وقتی راه درست را پیدا کند، خودش درمانگر خودش است؛ فقط باید مزاحمش نشد.»🍃
🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞
حکایت شماره 92🍃🍃🍃🍃🍃

ضعف شدید ناشی از ضعف جذب کبد

مراجعه‌ای به نزد حکیم آمد و گفت:
«ضعف بسیار زیادی دارم و جان در تنم نمانده است.»😳

حکیم نبض او را گرفت؛ نبض از یک‌سو حرارت زیادی را نشان می‌داد و از سوی دیگر خالی و ضعیف بود. نبض، سریع و تند می‌زد، اما تهی و ناتوان می‌نمود.

حکیم پرسید:🎭
«علت این حرارت چیست؟»

مرد گفت:👨
«مدتی در کار تولید لوازم آزمایشگاهی و بیمارستانی ورشکست شدم. این ورشکستگی باعث فشار شدید روحی شد و عادتی که به مصرف مشروبات الکلی داشتم، بسیار تشدید شد. از وقتی مصرف مشروب زیاد شد، این ضعف هم به سراغم آمد.»🚶

حکیم دوباره نبض را نگریست. حرارت نبض آشکارا ناشی از مصرف زیاد مشروبات الکلی بود، اما در عین حال نبض خالی و ضعیف بود؛ نشانه‌ای از آنکه بدن توان ساخت و نگه‌داری قوا را از دست داده است.🚶

حکیم پرسید:🎭
«ضعف تو چگونه است؟»

مرد پاسخ داد:
«هر چه غذا می‌خورم، انگار جذب نمی‌شود. مدفوعم هم حالت طبیعی ندارد و بیشتر شبیه غذای جویده‌شده است.تا بافت خمیری دفع معمولی»⚡️

حکیم گفت:🎭
«تو دچار ضعف کبد در جذب مواد غذایی شده‌ای. کبد دیگر توان جذب و تبدیل غذا به خون را ندارد.»

در این هنگام شاگرد حکیم پرسید:😊
«استاد، آیا این حالت نشانهٔ سدهٔ کبدی نیست؟»

حکیم پاسخ داد:🎭
«درست است که این نشانه‌ها شبیه سدهٔ کبدی است، اما مشروبات الکلی سدهٔ حقیقی کبد ایجاد نمی‌کنند. بلکه با ایجاد حرارت‌های شدید و مخرب، کبد را چنان ضعیف می‌کنند که قوهٔ جذب از کار می‌افتد. در این حالت غذا جذب نمی‌شود، خون ساخته نمی‌شود و بدن دچار زَرف و تهی‌شدگی می‌گردد.»🌤

مرد گفت:😔
«مدت‌هاست از آمپول‌های تقویتی مثل نوروبیون و امثال آن استفاده می‌کنم، اما هر روز به دلیل عدم جذب غذا ضعفم بیشتر شده و بدنم خالی‌تر می‌شود.»

حکیم آهی کشید و گفت:🎭
«کارهای حزام و نادرستی انجام داده‌ای. بدن تو آن‌قدر دچار ضعف و تهی‌شدگی شده که معلوم نیست درمانی برایت ممکن باشد یا نه.»

مرد در اندوهی عمیق فرو رفت؛ از کارهای گذشتهٔ خود که به تباهی بدنش انجامیده بود سخت پشیمان بود.😔
حکیم او را بدرقه کرد و گفت:
«درمانی برای تو نمی‌شناسم.» 🗣
حکایت شماره 89

حکیم و زن باردار👰‍♂

روزی زنی باردار با شتاب و پریشانی به مطب حکیم آمد. صورتش پف کرده بود و آثار گریه در چهره‌اش دیده می‌شد و شوهرش نیز پشت سرش با حالتی آشفته وارد شد. زن نشست و گفت که باردار است و به‌سبب رفتارهای تند شوهر و گرفتاری‌های خانه، آرامش ندارد. حکیم به چهره پف‌کرده و بدن سنگین بود   دریافت که در اثر بارداری، رطوبت بدنش افزایش یافته و طبع او نرم و تر شده است. کف دستانش را دید؛ در رگ‌ها نشانی از سبزی و برجستگی نبود. حکما گفته‌اند که برجستگی و سبزی رگ‌ها بیشتر در بارداری پسر دیده می‌شود و نبودن آن نشانه غلبه رطوبت و احتمال دختر بودن جنین است. از سنگینی بدن، پف صورت و عریض شدن رگ‌ها، حکیم تشخیص داد که جنین دختر است و همین نرمی و رقت طبع، سبب شده که زن در برابر سختی‌های خانه و تندی شوهر تحمل کمتری داشته باشد. 👼

حکیم تدابیر لازم را گفت و زن با نسخه بیرون رفت. پس از زایمان خبر رسید که نوزاد دختر است و همین مطابقت، باور زن را به تشخیص حکیم استوار کرد.
بعد ها زن به حکیم دوباره مراجعه کرد
حکیم احوال شوهرش را پرسید 🎭
زن گفت برای شوهرم دعا و طلسم دهان بند از کسی گرفتم 😳
دهانش بسته شده ولی از من نیز متنفر شده و از من فاصله گرفته و چیزی به طلاقم نمانده است
🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸🪸






حکایت شماره 90

حکیم و دختر مبتلا به تخمدان‌ پلی‌کیستیک🦂

روزی زنی جوان، کودک خود را در آغوش گرفته به دیدار حکیم آمد. با لبخندی آرام گفت: حکیم، آیا به یاد داری این کودک حاصل چیست؟ حکیم که همواره سرش مشغول درمان بیماران بسیار بود، به‌خاطر نمی‌آورد. زن گفت: 👩‍👦
روزی نزد تو آمدم؛ دکتر گفته بود به تخمدان پلی‌کیستیک مبتلا هستم و هرگز بچه‌دار نخواهم شد. تو گفتی مگر خداست که این قدر مجکم حرف زده است و این سخن در دل من امیدی روشن کرد. زن نسخه‌ای را که سال‌ها پیش گرفته بود نشان داد. نسخه مشتمل بر داروهای ضد سودا بود؛ زیرا مزاج او سوداوی بود و همین غلبه سودا مانع کار طبیعی تخمدان و موجب پیدایش کیست‌ها شده بود.

حکیم برایش داروهای پاک‌کننده و کم‌کننده سودا تجویز کرده بود و گفته بود در آستانه عادت، مدر حیض جدید مصرف کند و رحم را بادکش نماید تا خون ریزی بیشتر شده  و رحم پاک شود، زیرا بنیه‌اش اجازه این تدبیر را می‌داد. این کارها خلط‌های مانده را بیرون آورده و لوله‌های رحم و تخمدان را سبک و پاک کرده بود.

حکیم همچنین روغنی داده بود که وارد رحم می کرد و رحم نرم می شد و پس از آن حب قابض برا شیاف می کرد تا توده‌های رحمی از میان برود. به‌تناسب حال او داروهایی مانند شیخ رئیس و لبعوب کبیر و صغیر تجویز شده بود که رحم و تخمدان را گرم و قوی می‌ساخت. در کنار دارو، توصیه کرده بود که از نوشیدن آب کلردار پرهیز کند، مصرف قند و شکر را کم کند، ورزش را رها نکند، تن را گرم نگه دارد و از گرفتاری‌های ذهنی عصبی و کار دربیرون منزل  پرهیز کند تا بدن در اعتدال قرار گیرد. زن گفت که با عمل به همین مجموعه تدابیر، مزاجش متعادل شد و به خواست خدا باردار شد و امروز فرزند خود را در آغوش دارد و شکرگزار است.🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟
🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞🎞:
حکایت شماره 79


دختری که وقت برای خودش نداشت👩‍💼

دختری سی‌وپنج‌ساله با صورتی خسته و رنگ‌پریده وارد مطب حکیم شد. هنوز ننشسته بود که گفت: «مدتی‌ست سردرد امانم را بریده؛ از طرف چپ شروع می‌شود و تا راست می‌کشد.» حکیم با دقت نگاهش کرد و پرسید: «زیر دندهٔ چپ هم درد داری؟» دختر مکثی کرد و گفت:
«نه زیر دندهٔ چپ… ولی زیر قلب درد می‌گیرد و گاهی از پشت، کمرم هم تیر می‌کشد.» حکیم سرش را تکان داد؛👨‍⚖ می‌دانست که همان درد زیر دندهٔ چپ است که از پشت حس می‌شود. کمی جلو آمد و پرسید: «غذاهایت چطور است؟ وقت داری چیزی درست کنی یا بیشتر فست‌فود می‌خوری؟» دختر آهی کشید و گفت: «از صبح تا شب سرکارم، هر روز فست‌فود می‌خورم، اصلاً فرصت ندارم.» حکیم آرام و شمرده پرسید: «قاعدگی‌ات چطور است؟» دختر با خجالت گفت: «زود لکه‌بینی می‌گیرم، عادت‌ماهانه‌ام عقب می‌افتد، گاهی ده روز ناپاک می‌مانم و باز هم خون می‌آید.» حکیم لحظه‌ای درنگ نکرد و گفت: «بدنت پر از خلط سودا شده… هم از غذاهایت، هم از ازدواج‌نکردن و مادر نشدن.😳
این سودا بدنت را سنگین کرده، بخاراتش از طحال بالا آمده و به سر زده؛ همین است که سردردها رهایت نمی‌کند.» سپس دارو نوشت؛ شربت گل‌گاوزبان و اسطوخودوس و بادرنجبویه برای آرام‌سازی، عناب و نیلوفر و سپستان برای رطوبت‌بخشی، و خمیره دبیدالوَرد همراه با حب‌هایی از مرجان دریایی و مروارید برای خواباندن بخارات سودا که راه سر را گرفته بودند.🙍‍♀
بعد گفت: «اگر این داروها اثر نکرد، باید پشت گوشت زالو بیندازی تا سودا از سر خارج شود. آن‌وقت سردردت تا یک‌سال به سراغت نمی‌آید. طحال را هم باید سبک کنیم تا ریشهٔ کار درست شود.» 🧖
دختر با شنیدن نام زالو چهره‌اش در هم رفت و گفت: «می‌ترسم… نمی‌توانم.» حکیم لبخند زد و گفت: «پس دست‌کم ماساژهای مخصوص سر و گردن را انجام بده تا راه خروج سودا باز شود.» دختر همان داروها را خورد و به‌جای زالو به سراغ ماساژ رفت.🪱
روزها گذشت؛ سردردها آرام شد، لکه‌بینی کم شد، حال و هوایش بهتر شد، و اضطرابش فروکش کرد. چند ماه بعد، همان دختر این بار با چهره‌ای باز و در کنار همسرش وارد مطب شد. با لبخندی عمیق گفت: «استاد، خوب شدم. زندگی‌ام عوض شد.» حکیم تبسمی کرد و گفت: «گفتم که…🎭
این بیماری بدون ازدواج و آرام‌گرفتن دل، کامل درمان نمی‌شود.» و دختر که حالا سبک‌بال‌تر از همیشه بود، با دعا و تشکر مطب را ترک کرد.🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃






حکایت شماره 80

سردرد پشت گوش👂


یکی از دوستانِ حکیم با شکایت از درد پشت گوش به او مراجعه کرد. چند روزی بود که از همان ناحیه درد شدیدی احساس می‌کرد و سردردش نیز پی‌درپی عود می‌کرد؛ چند ساعت آرام می‌شد و دوباره بازمی‌گشت. حکیم که او را می‌شناخت و می‌دانست طبعی سودایی دارد، گفت: علتِ این درد، ضعفِ قوّهٔ دافع و غلظتِ خونِ سودایی است که باعث «حبسِ ادرار» شده و بخارات آن به بالا آمده و پشت گوش را متأثر کرده است.🦻
بیمار پرسید: چه کنم؟
حکیم گفت: شربتِ بذوری برایت بسیار مناسب است؛ و یک واحد از آن را به او داد. بیمار گفت: همین شربت را در خانه دارم. قبلاً داده بودید ولی مصرف نکردم👩‍🦱.

حکیم در دل دانست که این بی‌توجهی، از خوی سودایی است؛ زیرا فرد سودایی به‌سبب سنگینی طبع، غلظت خون و طولانی‌بودن بیماری، معمولاً در درمان سستی می‌کند و دارو را نیمه‌کاره رها می‌سازد، مگر آن‌که اراده‌ای جدّی کند.🕊
بیمار پس از بازگشت به خانه، شربت بذوری را یافت و همان شب یک نوبت مصرف کرد. با همان مقدار، خلط فاسدی که در کلیه و مجاری جمع شده بود دفع شد و درد پشت گوش کاهش یافت. سردردی که با چند روز مصرفِ مسکن آرام نشده بود، با یکی‌دو قاشق شربتِ بزرگی به‌طور کامل برطرف گردید.
این حکایت در طب سنتی برای نشان‌دادن نقش غلظت سودا و ضعف قوّهٔ دافع در بروز سردردهای پایدار، و نیز اهمیتِ پایبندی بیمار به درمان نقل می‌شود.🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋🎋
#حکایت طب سنتی

حکایت مغزی که «آب آورده بود»

روزی پدر بیماری نزد حکیمی دانا در شهرکرد  آمد و گفت:
«ای حکیم، پسرم سرش آب آورده و سنگین شده؛ پزشکان گفتند دچار هیدروسفالی هست. چه درمانی برایش داری؟»

🩺 بررسی حکیم

حکیم نبض او را گرفت و با دقت به حرکات نبض نگریست.
رگ دست راست پرتر و قوی‌تر می‌زد، که نشانه‌ی پر بودن و حرارت کبد بود.
بیمار نیز از درد و سنگینی در سمت راست سر رنج می‌برد.

حکیم گفت:
«آبِ جمع‌شده در سر تو از سردی نیست؛ بلکه از بخارات گرم کبد است که به سوی بالا رانده شده و در مغز حبس گشته است و مغز از آن آب اورده است پشت این بیماری ناتوانی کلیه و حرارت کبد است.»
کلیه ناتوان است و کبد را پاکسازی نکرده
کبد پر و داغ شده است
🌿 تدبیر و درمان

برای فرو نشاندن حرارت و باز کردن مسیر بخارات، داروهایی خنک مدر و لطیف تجویز کرد:

تخم خیار، تخم خرفه، و تخم گشنیز

سکنجبین راوندی برای پاکسازی حرارت و صفرا از کبد

شربت ختمی و بنفشه و تاجریزی  برای  رفع ورم کبد و باز شدن بول و براز


به همراه تدابیر غذایی سبک و نوشیدن آب‌جو‌شیرین و بامیه پخته.

🌈 نتیجه

پس از چند روز، رطوبت سر به تدریج از راه ادرار و مدفوع دفع شد.
سنگینی و سردرد از بین رفت و ذهن بیمار روشن و آرام گردید.
حکیم گفت:
«وقتی کبد به اعتدال بازگردد، سر نیز از آب و بخار آسوده می‌شود.»
روش مصرف و خواص ترکیب تخمه‌های خنک 
ترکیب تخمه‌های خنک در طب سنتی، بسته به روش آماده‌سازی و مصرف، می‌تواند آثار کاملاً متفاوتی بر بدن داشته باشد. ازاین‌رو حکما هرگز به یک شیوهٔ واحد در مصرف این تخمه‌ها اکتفا نمی‌کردند، بلکه روش مصرف را تابع نوع خلط غالب، مسیر درگیری و هدف درمان می‌دانستند.
در بیماری‌های صفراوی، به‌ویژه زمانی که مجاری ادراری نیز درگیر شده‌اند، تخمه‌های خنک معمولاً به‌صورت نیم‌کوب مصرف می‌شوند. در این روش، تخمه‌ها پس از نیم‌کوب‌شدن، حدود پنج ساعت در آب سرد و در جای تاریک خیسانده می‌شوند. این تدبیر باعث استخراج قوای لطیف، مدر و رادع تخمه‌ها می‌گردد، بی‌آن‌که حرارت غریزی بدن یا کبد دچار تضعیف شود. حاصل این مصرف، افزایش ادرار، کاهش حرارت صفراوی و آرام‌سازی کبد و کلیه است و برای حالاتی مانند سوزش ادرار، عطش شدید و حرارت مجاری بسیار مناسب به‌شمار می‌آید.
اما در مواردی که هدف، دفع سودا و اخلاط غلیظ است، روش مصرف به‌کلی تغییر می‌کند. در این حالت، تخمه‌های خنک به‌طور کامل پودر شده و سپس جوشانده می‌شوند. جوشاندن سبب خروج روغن تخمه‌ها می‌گردد و به‌دنبال آن، خاصیت ملینی و مدرِ آن ها افزایش می‌یابد. با این تغییر، طبع دارو از سردیِ صرف خارج شده و به اعتدال مایل به گرمی نزدیک می‌شود. همین تغییر حرارتی است که این ترکیب را برای تحلیل سودا، کاهش غلظت مواد کهنه و جلوگیری از پراکندگی خلط مناسب می‌سازد.
از منظر حکمی، این تفاوت نشان می‌دهد که دارو ذاتاً ثابت نیست، بلکه روش استعمال، طبیعت اثر آن را دگرگون می‌کند. تخمه‌هایی که در حالت خیسانده، صفرا را می‌نشانند و ادرار را افزایش می‌دهند، در حالت جوشاندهٔ پودری می‌توانند به ابزار تحلیل سودا بدل شوند. نادیده‌گرفتن این قاعده، یکی از خطاهای شایع در مصرف ترکیبات تخمی است که گاه سبب تشدید بیماری یا بی‌اثرشدن دارو می‌گردد.
به همین دلیل، حکما تأکید داشته‌اند که ترکیب تخمه‌های خنک نه‌تنها باید بر اساس مزاج بیمار انتخاب شود، بلکه شیوهٔ آماده‌سازی آن نیز جزئی از درمان محسوب می‌شود و نمی‌توان آن را امری فرعی یا سلیقه‌ای دانست.

استاد مهدی کریمی
حکیم شیرازی
#بیماری_قولنج_بلغمی

📝 درمان

روزها👈 مقل ازرق مر مکی خورده شود تا ورم بلغمی رفع شود .👇

پس از آن👈 افسنطین  رومی 2ل ⚡️ریشه ایرسا 2ل⚡️خارخاسک 2ل ⚡️ مغز اکلیل 2ل⚡️جوشانده گز خوانسار  را با مقداری روغن بادام شیرین بنوشند.
همچنین👇

بوره ارمنی شحم حنظل و نمک هندی کوبیده را با شکر سرخ زهره گاو آمیخته وآنرا شیاف کنند

👈 ویا اینکه شیافی از⚡️ انزورت ⚡️مقل ازرق  ⚡️شحم حنظل ⚡️ صابون وشکر استفاده کنند.

همچنین 👇

تقنیه ای از👈 ریوند چینی 2ل ⚡️ریشه ایرسا 2ل ⚡️افسنطین 2ل ⚡️مغز اکلیل 2ل بابونه 2ل ⚡️ریشه رازیانه 2ل⚡️ واندکی⚡️ زهره گاو .

🔍 زهره گاو را با ریوند چینی وروغن کرچک بدور ناف بمالند ودر گودی ناف هم بریزند.



تقنیه زیر برای انواع قولنج مفید است.

👈سنا مکی 5ل انیسون 3ل⚡️بادیان 2ل تخم کرفس 2ل ⚡️تخم شبت 2ل ⚡️تخم شنبلیله 2ل ⚡️بنفشه 2ل ⚡️ گل خطمی 2ل ⚡️ کافشه 10ل ⚡️شکر سرخ 10ل ⚡️مغزفلوس 10ل ⚡️نمک 2ل ⚡️آب برگ چغندر ⚡️2سیر ابتدا باید داروها را جوشانید

👈مغز فلوس وشکر بر آن افزود وصاف کرد  واگر زهره گاو یافت شود دو تا سه قاشق چای خوری از آن را اضافه کرد وبعد تقنیه نمود.

در دفع ثقل وپیچ خوردگی روده میتوان اندکی ️زهره گاو را  به گودی ناف ریخت  .

کله ماهی شور را کوبیده  جوشانیده صاف کرده  وچند قاشق چای خوری زهره گاو بر ان اضافه کرده وتقنیه کنید. موجب تحریک شدید روده میشود وغالبا ثقل کنده ودفع  میشود.

این روش 👆👆 برای بیمارانی که روده پیچیده وگاز دفع نمیشد وجز با عمل جراحی چاره ای دیگری ندارند رفع علت میشود این روش برای کودکان بسیار مفید است.
#حرارت_در_جگر

🔍علایم ونشانه ها

خشکی وسوزش  در لبها

لوکوسیت زیاد  در ادرار

سوزش مجرای ادرار  وعدم رضایت  از وضعیت آمیزش

🔍علایم ونشانه ها

سوزش ادرار 

چرک در مجرای ادرار

منی گرم وسوزن..

سوزش هنگام انزال ومعانقه

سوزش مهبل بعد از ریختن منی در آن

احساس خارش  ودرد در مجرای بول

احساس  درد در اطراف کلیه ،مثانه ،قولون و بیضه ها بصورت موقتی



📝درمان

👈جوشانده ای از⚡️ بنفشه 2ل⚡️تمر هندی 4ل⚡️ پوست بید 3ل⚡️ترنجبین 12ل ⚡️وعناب 20دانه

🔍بعد از مختصر بهبودی

👈1.جوشانده ⚡️ریشه کاسنی 2ل ⚡️پوست بید 3ل ⚡️تمر هندی 4ل ⚡️ بنفشه 2ل ⚡️ترنجبین 12ل

👈2. ⚡️عصاره تخم گشنیز 2ل ⚡️تخم خرفه 3ل⚡️تخم خیار 2ل (3بار )

🔍استفاده از میوههای پرتغال ولیمو ترش 

📝نسخه تکمیلی ; جوشانده⚡️ بنفشه 2ل ⚡️پوست بید 3⚡️تمر هندی 5ل ⚡️عناب 20دانه

👈2. ⚡️ عصاره تخم خیار⚡️تخم خرفه ⚡️تخم گشنیز 2ل