Geryeee
Dariush
از پشت دیوارای شهر
انگار صدای پا میآد
آوازخون دربهدر
انگار یه همصدا میخواد
ابر سیاه رفتنیه
خورشید دوباره درمیآد
باغچه دوباره گل میده
از عاشقا خبر میآد.
انگار صدای پا میآد
آوازخون دربهدر
انگار یه همصدا میخواد
ابر سیاه رفتنیه
خورشید دوباره درمیآد
باغچه دوباره گل میده
از عاشقا خبر میآد.
Ghamgosar
Homayoun Shajarian
سحرم كشيده خنجر
كه چرا شبت نكشتهست
تو بكش
كه تا نيفتد دگرم به شب گذاری
كه چرا شبت نكشتهست
تو بكش
كه تا نيفتد دگرم به شب گذاری
Jangaleh Jaari
Dariush
در این حریم شبانهی ستمگرفته
در این شب خوف و خاکستر که غم گرفته
رفیق روزان روشن رهایی من
ستارهها را صدا بزن دلم گرفته.
در این شب خوف و خاکستر که غم گرفته
رفیق روزان روشن رهایی من
ستارهها را صدا بزن دلم گرفته.
به راستی چه کسی میتواند انقدر به تو نزدیک شود و ذرههای وجودیات را بشناسد، که تعبیر درستی از سکوتت داشته باشد و غمت را از چشمانت بفهمد؟
🍾10
We Disappeared With the Winter Sun
Mustafa Avşaroğlu
We Disappeared
With the Winter Sun
With the Winter Sun
«و من مثل سایه که بخواهد از تن جدا شود
مثل تن که بخواهد از جان جدا شود
میخواهم که از یاد بروم.»
مثل تن که بخواهد از جان جدا شود
میخواهم که از یاد بروم.»
«یه اتفاقایی تو زندگی هست که آدمیزاد باید حتماً تجربه کنه تا یهسری چیزا ملکه ذهنش بشه؛ اینکه همیشه نباید ببخشی، همه نباید باهات راحت باشن، به همه نباید اجازه بدی نظر بدن و همیشه نباید صدِ خودتو واسه آدمی بذاری که حتی صفر خودشو واست نمیذاره..»
🌚12👍1
«دلم میخواد یه پلاکارد بگیرم دستم که روش نوشته:
من با يه نخ خيلى نازك به اين دنيا وصلم با من مدارا کنید. من غرق غم، استرس، اضطراب، احساس عقب بودن، سختى و فشار هستم. خیلی خستم و در عین حال تلاش ميكنم كه اين نخ نازك بريده نشه و سعی میکنم شرایط رو هندل کنم. با من مهربون باشید.»
من با يه نخ خيلى نازك به اين دنيا وصلم با من مدارا کنید. من غرق غم، استرس، اضطراب، احساس عقب بودن، سختى و فشار هستم. خیلی خستم و در عین حال تلاش ميكنم كه اين نخ نازك بريده نشه و سعی میکنم شرایط رو هندل کنم. با من مهربون باشید.»
🕊13💘1
سکوت، انسانیترین واکنش به «موقعیتِ» دیگریست، وقتی «جزئیات» را نمیدانیم.
🕊19❤🔥3💔2