Deja Vu
6.77K subscribers
347 photos
45 videos
10 files
88 links
من هیچی‌م؛ تو چی هستی؟

راه ارتباطی:

t.me/HidenChat_Bot?start=6062624296
Download Telegram
بزرگسالی این شکلیه که در کنار همه‌ی دغدغه‌هایی که داری باید بتونی بگذری، لبخند بزنی و به زندگیت ادامه بدی.
30💔5
«می‌ترسی؛ چون نسبت به سال‌های زندگی‌ات خیلی زود شعله‌های درخشان شوق و بی‌حسیِ سرد ناامیدی را چشیده‌ای و حالا نمی‌دانی با باقی عمرت چه کنی.»
30💔11
من با نشدن‌ها مشکل ندارم، با اینکه ذوقِ شدنش رو داشته باشم و نشه، مشکل دارم.
37💔6
می‌گفت غصه سزای کسیه که وقتی کاری از دستش برمیومد و می‌تونست شرایط رو تغییر بده، کاری نکرده.
27💔7
Saraabe Radde Paaye To
Dariush
کجای قصه خوابیدی….
که من تو گریه بیدارم.
💔173
شمارو نمی‌دونم ولی من دلم لک زده یه روز بدون غم و استرس، بدون دغدغه، با حالی خوش و سرحال بیدار شم و درگیر غمی آشکار/ پنهان نباشم.
49💔21
«گرچه همه چیز می‌گذرد، اما آدم تا همیشه برای برخی اتفاقات غمگین می‌ماند.»
💔47
«کی می‌دونه چندتا کوه رو شونه‌های کی سواره؟ با هم مدارا کنیم.»
39💔16
دلگیر بودن آدم رو کم حرف می‌کنه.
36💔13
غمگینه که تو هر شرایطی، هر بلایی‌م که سرت بیاد زندگی ادامه داره و متوقف نمی‌شه.
💔294
زمان ممکنه کمک کنه خیلی چیزا رو فراموش کنی اما احساسی که تجربه کردی هیچ‌وقت از یادت نمیره.
31💔14
دوست دارم بخوابم و بیدار که شدم غم‌ها ولمون کرده باشن.
56
💔419
«صبر زیاد، هر ذوقی رو از بین می‌بره.»
27💔20
آدم گاهی وقتا از هیچ کاری لذت نمی‌بره و فقط می‌خواد که زمان بگذره.
33💔9
«آیا می‌توانم عاشقانه کسی را دوست بدارم و هنوز و همواره پرواز کنم؟»
23💔6
«باشد که همه‌ی چیزهای خوب دنبالت بیایند، پیدایت کنند و با تو بمانند.»
52
«دیر کن، اما بیا.
فقط وقتی که آمدی مرا بردار و ببر؛
من از نرسیدن‌ها لبریزم.»
36💔25
از دور به خودم نگاه کردم. و چقدر به خودم حق دادم. که خسته و بی‌طاقت و غمگین باشم. من چه خوب تا به امروز ادامه داده بودم. و چه خوب تا اینجای مسیر را دوام آورده بودم. و چه خوب حفظ ظاهر کرده بودم؛ مقابل آدم‌ها. و حالا حق داشتم. حتی اگر تمام مسیر را بازمی‌گشتم. با این امید که فقط به شانه‌های کسی تکیه کنم. و حس کنم که دیگر، هیچ چیزِ جهان و آدم‌ها به من مربوط نیست. من خسته بودم. از اینکه همیشه خودم حواسم به همه چیز بود. و همیشه خودم باید خودم را نجات می‌دادم. گاهی دلت می‌خواهد کسی از راه برسد و خستگی و تلاش‌های فراتر از تحمل تورا، درک کند و تورا نجات بدهد. کسی که نگوید روی پای خودت بایست، نگوید تحت هر شرایطی ادامه بده. بگوید من حواسم به همه چیز است، تو خسته‌ای. نگران هیچ چیز نباش و آرام بخواب.
بخشی از انیمیشن؛ همسایه من پوکویو/
41💔25