Geryeee
Dariush
از پشت دیوارای شهر
انگار صدای پا میآد
آوازخون دربهدر
انگار یه همصدا میخواد
ابر سیاه رفتنیه
خورشید دوباره درمیآد
باغچه دوباره گل میده
از عاشقا خبر میآد.
انگار صدای پا میآد
آوازخون دربهدر
انگار یه همصدا میخواد
ابر سیاه رفتنیه
خورشید دوباره درمیآد
باغچه دوباره گل میده
از عاشقا خبر میآد.
Ghamgosar
Homayoun Shajarian
سحرم كشيده خنجر
كه چرا شبت نكشتهست
تو بكش
كه تا نيفتد دگرم به شب گذاری
كه چرا شبت نكشتهست
تو بكش
كه تا نيفتد دگرم به شب گذاری
Jangaleh Jaari
Dariush
در این حریم شبانهی ستمگرفته
در این شب خوف و خاکستر که غم گرفته
رفیق روزان روشن رهایی من
ستارهها را صدا بزن دلم گرفته.
در این شب خوف و خاکستر که غم گرفته
رفیق روزان روشن رهایی من
ستارهها را صدا بزن دلم گرفته.
به راستی چه کسی میتواند انقدر به تو نزدیک شود و ذرههای وجودیات را بشناسد، که تعبیر درستی از سکوتت داشته باشد و غمت را از چشمانت بفهمد؟
🍾10
We Disappeared With the Winter Sun
Mustafa Avşaroğlu
We Disappeared
With the Winter Sun
With the Winter Sun
«و من مثل سایه که بخواهد از تن جدا شود
مثل تن که بخواهد از جان جدا شود
میخواهم که از یاد بروم.»
مثل تن که بخواهد از جان جدا شود
میخواهم که از یاد بروم.»