Deja Vu
6.75K subscribers
348 photos
45 videos
10 files
88 links
من هیچی‌م؛ تو چی هستی؟

راه ارتباطی:

t.me/HidenChat_Bot?start=6062624296
Download Telegram
به کسی که به ویژه در سنین جوانی طاقت تحمل وجود خسته کننده‌ی دیگران را ندارد و به حق از معاشرت با آنان ناخرسند می‌گردد و به انزوا رانده می‌شود، توصیه می‌کنم که عادت کند قدری از تنهایی خویش را به همراه خود به جمع ببرد. یعنی بیاموزد که حتی در جمع نیز تا اندازه ای تنهایی خود را حفظ کند، هر چه می‌اندیشد فورا ابراز نکند و همچنین آنچه را که می گویند زیاده به جد نگیرد، و از دیگران نه از حیث اخلاقی نه عقلی انتظار بسیار داشته باشد و بنابراین بی اعتنایی را در برابر نظرات آنان در خود استوار کند که این مطمئن‌ترین روش برای اعمال شکیبایی در خور تحسین است.
اگر چنین کند در میان جمع است اما با دیگران نیست و رابطه‌اش با دیگران واجد ماهیتی صرفا عینی است. این روش او را از تماس نزدیک با جمع و در نتیجه از آلودگی و رنجش مصون می دارد.

آرتور شوپنهاور؛ در باب حکمت زندگی؛ ترجمه محمد مبشری/
🕊8👍1
از من به شما نصیحت که برای مراوده‌های جدی بروید دنبال آدم هم‌قدّتان.

کوتاه‌ترها، خیلی کوتاه‌ترها، بلندی شما را تاب نمی‌آرند و مجبورید آن‌قدر پایین بروید که هم‌قدّ آن‌ها بشوید و حالتان از خودتان‌نبودن به‌هم بخورد.

در مواجهه با بلندترها، خیلی بلندترها، هم یا باید قددرازی کنید که پاهایتان خسته می‌شود یا باید از پایین به بالا نگاه‌کنید که گردنتان درد می‌گیرد.

منظورم از مراوده‌های جدی، مراوده‌ی فکری‌ست. دیروز که با یک فرد هم‌قد و هم‌دغدغه ملاقات داشتم این را فهمیدم. شاید قد او از من بلندتر بود ولی من مقابلش مجبور به خم‌کردن زانوهایم یا ایستادن روی پنجه‌هایم نبودم. حرفِ هم را می‌فهمیدیم و دنیای هم را درک می‌کردیم.

طعم دیدار صبح دیروز آن‌قدر برایم شیرین بود که خواستم اینجا ثبت و ماندگار شود. از دیروز تا حالا انگار راهِ نفَسم بازتر شده‌.

منصوره رضایی/
🕊8
خسته‌ام از شب پر ابر، بگو ماه کجاست؟
«‏نیازمندم به حضور در زمانی که کاغذها انسان‌ها رو به هم نزدیک می‌کردند.»
«‌‏گاهی هم انقد حرف داری برای گفتن و چون نمیدونی از کجا باید شروع کنی، سکوت می‌کنی.»
❤‍🔥10
‏اگه حکمت بعضی کاراتو می‌دونستم انقدر سخت نمی‌گذشت.
Seni Seviyorum
Aşk
❤‍🔥8
Deja Vu
Aşk – Seni Seviyorum
من صبوریو تو نُت هاش پیدا کردم.
«اگر حال خود از شما پنهان دارم، زبان ملامت دراز می‌کنید، و اگر مکشوف می‌گردانم، طاقت آن نمی‌آورید. با شما چه می‌باید کرد؟»

تذکرة‌الاولیا
❤‍🔥8
Gol Pooneha
Iraj Bastami
‏دلم تنگه گل پونه‌های وحشی دشت امیدم.
❤‍🔥8
«‌‏زندگی از جایی شروع میشه که ترس به پایان می‌رسه.»
❤‍🔥10
Geryeee
Dariush
‏از پشت دیوارای شهر
انگار صدای پا می‌آد
آوازخون دربه‌در
انگار یه هم‌صدا می‌خواد
ابر سیاه رفتنیه
خورشید دوباره درمی‌آد
باغ‌چه دوباره گل می‌ده
از عاشقا خبر می‌آد.
Ghamgosar
Homayoun Shajarian
سحرم كشيده خنجر
كه چرا شبت نكشته‌ست
تو بكش
كه تا نيفتد دگرم به شب گذاری
Jangaleh Jaari
Dariush
‏در این حریم شبانه‌ی ستم‌گرفته
در این شب خوف و خاکستر که غم گرفته
رفیق روزان روشن رهایی من
ستاره‌ها را صدا بزن دلم گرفته.
هرجا خورشید گم کردی خودت یه خورشید بکش.
10
Tekyeh Gah
Sattar