Deja Vu
6.73K subscribers
348 photos
46 videos
10 files
88 links
من هیچی‌م؛ تو چی هستی؟

راه ارتباطی:

t.me/HidenChat_Bot?start=6062624296
Download Telegram
چه کنم نیست مرا جز به تو خاطر مایل.
ترا، ای چرخ، بسیار آزمودم
همانی و همانی و همانی
چقدر میان آنچه می خواهم و آن چه می توانم، سرگردانم.
نجیب محفوظ/
Donya
Habib
دلت جای دگر بود و غمت کنج دل ما.
و شب بخیر
آیا شما ندارید زآن بی نشان، نشانه؟
'هرجا حس کردی جای تو نیست، شرایط اونجوری که دلت میخواد پیش نمیره، دور شو. هیچی مهم تر ازاین نیست که ارزش خودتو بدونی. میگن یه فیل و اگه بخوان رام کنن، وقتی وارد سیرکش میکنن پاشو با یه زنجیر میبندن به درختی، سنگی چیزی. فیل میخواد فرار کنه اما نمیتونه. یه بار دوبار سه بار، یه هفته دو هفته. نمیتونه. فیل اینو میپذیره که تلاشش فایده ای نداره و آرام آرام دیگه تلاش نمیکنه. اینجاست که میان زنجیر و جدا میکنن نه از پاش، از اون درخته. و فیل چون سنگینی زنجیر رو هنوز رو پاش حس میکنه، زنجیری که به هیچ جا وصل نیست و امتدادش رو زمین کشیده میشه همه عمرش رو در زندان میمونه. یعنی‌میخوام بگم بخاطر نتایج قبلی توی ذهنش یه زندانه که واقعیت نداره. خیلی از ماها هم این شکلی ایم وقتی نتایج گذشته اتفاقات گذشته برامون یه فریم ساخته، یه چارچوب تو ذهنمون ساخته که من ازینجا تا اینجام. درآمدم، شغلم، موقعیت کاریم نمیتونه بیشتر از این باشه بهتر از این باشه. اینجاست که میایم خودمون محدود میکنیم و تو ذهنمون تصویری و میسازیم که واقعیت نداره. شکسپیر میگه هیچ زندانی به اندازه زندانی که نمیدونیم درش قرار داریم مارو محدود نمیکنه.'
4
صورت حال مرا سرو چمن می داند
که کشیدن نتوان پای به گِل رفته فروی
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون.
سر چرا بر منِ دل خسته گران میداری...؟
رنگ در رنگ و به هر رنگ هزارانش طیف
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست
‏أحيانًا يستيقظ الليل بداخلي، وليس بإمكاني عمل شيءٍ سوى أن أكون قمراً.

گاهی شب در من بیدار می‌شود
و مرا یارای کاری نیست جز آنکه ماه باشم.

محمود درویش/
💔8
My Old Green Shirt, Coffee and Cigarettes
Sergio Díaz De Rojas
این شاهکار رو فراموش کرده بودم بفرستم
در هیاهوی اشیا بودم که مرا صدا زدی.
چه پنهان رنگ ها دارد فریب زیست!