"در حال حاضر به یکی نیاز دارم بهم بگه فلان کار و بکن از هیچی هم نترس همه چی بهتر میشه."
"مشکل اینجاست که هم میخوایم خودمون باشیم، هم میخوایم چیزی و بدست بیاریم که لازمه غیر خودمون باشیم."
به شب نشینیِ خرچنگ های مردابی، چگونه رقص کند ماهیِ زلال پرست؟ رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند، به پای هرز علف های باغ کال پرست...
"تصمیم سخت، جایی که نمیدونی نتیجه چی میشه و چندسالی زمان میخواد تا بفهمی، تازه این خودش وابسته به هزار تا فاکتور دیگه اس. تصمیم سخت ازتون دور"
"عزیز مهربانِ بداخلاقِ صبورِ تندجوش، امیدبخشِ یاس آور، پرحرفِ حرف نشنو، بدترینِ بد و خوب ترین خوب، با وی نتوان زیستن، بی وی نتوان بودن؛ یک جور درهم برهم شلوغ پلوغ قرو قاطی عزیزی که تورا نمیتوانم تحمل کنم و دنیا هم بی تو تحمل ناپذیر است."
"دیگه اصراری به درک شدن ندارم، دیگه داد نمیزنم که من رو ببین، من هستم، همیشه وجود دارم، اگر کسی بخواد ببینه، توجه و درکم کنه، فرصت کافی برای این کار بهش میدم، ولی اصرار و تلاش؟ دیگه نه."