به روزایی فکر کن که واسه چیزایی که الان داری دعا میکرد و بیشتر قدرشونو بدون.
❤66
یاد بگیر وقتی داری درس میخونی فقط به درس فکر کنی. وقتی داری آشپزی میکنی به هم زدن غذا و بوی ادویهها توجه کنی. وقتی راه میری به قدمهات فکر کنی. وقتی چای میخوری، مزهی اولین جرعه رو حس کنی.
یاد بگیر در لحظه زندگی کنی؛ همونجا که هستی، همون کاری که میکنی.
یاد بگیر در لحظه زندگی کنی؛ همونجا که هستی، همون کاری که میکنی.
❤90
خودتو با کسی مقایسه نکن؛ نقطهی شروع، شرایط زندگی، فرصتها، تجربهها، حتی ظرفیت روانی و سرعت رشد آدمها با هم فرق داره. مقایسه فقط انرژیتو میگیره. بذار معیار پیشرفتت، خودِ دیروزت باشه، نه آدمهای اطرافت.
❤65
تو زندگی دنبال آدمایی باشید که قدردانی بلدن؛ آدمایی که با چیزای ساده ذوق میکنن و هنوز یه کمی شوق ته دلشون هست. آدمهایی که برای داشتههاشون شکرگزارن؛ نه به این معنی که دردی ندارن یا همه چیشون فراهمه، بلکه چون یاد گرفتن چشمشون رو فقط به نداشتهها ندوزن. آدمهایی که قدر سلامتی، آرامش، روابط سالم و حتی لحظههای سادهی بیدردسر رو میدونن.
❤60
آروم باش و راهِ خودتو برو. قشنگیهای مسیرِ تو هم بهوقتِ خودش میرسه. مطمئن باش بالاخره میشه؛ اگه صد بار تاس بندازی، بالاخره یه بار همون عددی میاد که میخوای. صبور باش و به خودت و به تمام تلاشهات ایمان داشته باش.
❤45
از آدمهایی که مدام در حال غر زدنن فاصله بگیر؛ کسایی که همیشه طلبکارن، همیشه نیمهی خالی رو میبینن و هیچوقت چیزی براشون کافی نیست. این آدمها ناخواسته انرژی، امید و حتی اعتماد به نفس بقیه رو هم میفرسایند.
❤49
هرچقدر زمان میگذره، بیشتر میفهمم که توی زندگی قرار نیست یه روز خاص از راه برسه و همهچیز رو عوض کنه یا اتفاق عجیبی بیفته که بعدش ناگهان همهچیز معنا پیدا کنه و حالم برای همیشه خوب بشه. زندگی بیشتر شبیه جریان آرومیه که بیسروصدا جلو میره، نه یک نقطهی اوج خیرهکننده. خوشحالی واقعی هم همینه؛ اونقدر صدادار و پررنگ نیست. آرومه، بیادعاست، گاهی حتی انقدر سادهست که ممکنه اصلاً به چشم نیاد.
همینکه صبح چشم باز میکنی و میبینی بدنت سالمه، میتونی راه بری، نفس بکشی، هدف داشته باشی، کار کنی، خودش یک اتفاق مهمه؛ اتفاقی که تا وقتی هست، معمولی به نظر میاد، اما نبودنش میتونه همهچیز رو زیر و رو کنه.
کمکم یاد میگیری که قهرمان بودن همیشه به معنای کارهای بزرگ نیست؛ گاهی قهرمانی فقط اینه که تسلیم نشی، که جا نزنی، که در سکوتِ روزمرگیها دوام بیاری. یاد میگیری با زندگی نجنگی، باهاش کنار بیای، واقعیتهاشو ببینی و بپذیری. میفهمی همهچیز قرار نیست طبق خواستههات پیش بره و این پذیرش، اصلا به معنای ضعف نیست.
با زمان، توقعهات تغییر میکنن. دیگه دنبال اتفاقهای عجیب نیستی، دنبال آرامشی که موندگاره. از چیزهای کوچیک لذت میبری؛ یک روز بیدغدغه، یک شب خواب راحت. یاد میگیری قدر روزهایی رو بدونی که فقط میگذرن؛ بدون رنج، بدون بحران، بدون هیاهو، بدون اشک، بدون اضطراب.
و شاید مهمتر از همه، با گذشت زمان پختهتر میشی؛ با خودت مهربونتر میشی. کمتر خودتو سرزنش میکنی، کمتر از زندگی طلبکار میشی و بیشتر قدردان همون چیزهایی میشی که هستن.
همینکه صبح چشم باز میکنی و میبینی بدنت سالمه، میتونی راه بری، نفس بکشی، هدف داشته باشی، کار کنی، خودش یک اتفاق مهمه؛ اتفاقی که تا وقتی هست، معمولی به نظر میاد، اما نبودنش میتونه همهچیز رو زیر و رو کنه.
کمکم یاد میگیری که قهرمان بودن همیشه به معنای کارهای بزرگ نیست؛ گاهی قهرمانی فقط اینه که تسلیم نشی، که جا نزنی، که در سکوتِ روزمرگیها دوام بیاری. یاد میگیری با زندگی نجنگی، باهاش کنار بیای، واقعیتهاشو ببینی و بپذیری. میفهمی همهچیز قرار نیست طبق خواستههات پیش بره و این پذیرش، اصلا به معنای ضعف نیست.
با زمان، توقعهات تغییر میکنن. دیگه دنبال اتفاقهای عجیب نیستی، دنبال آرامشی که موندگاره. از چیزهای کوچیک لذت میبری؛ یک روز بیدغدغه، یک شب خواب راحت. یاد میگیری قدر روزهایی رو بدونی که فقط میگذرن؛ بدون رنج، بدون بحران، بدون هیاهو، بدون اشک، بدون اضطراب.
و شاید مهمتر از همه، با گذشت زمان پختهتر میشی؛ با خودت مهربونتر میشی. کمتر خودتو سرزنش میکنی، کمتر از زندگی طلبکار میشی و بیشتر قدردان همون چیزهایی میشی که هستن.
❤42💔5
من تو ارتباطاتم آدم صفر و صدیام؛
یا یکی تو دایرهی اعتمادمه، یا وقتی از چشمم میافته، انگار همهچی تموم میشه. اما راستش این صفر و صدی بودن همیشه هم خوب نیست. آدما پیچیدهتر از یه خط صافن؛ حق دارن اشتباه کنن، گند بزنن، بترسن، یا بعضی جاها بلد نباشن درست رفتار کنن. فهمیدم وقتی همهچیز رو یا سفید میبینم یا سیاه، آخرش خودم بیشتر از بقیه آسیب میبینم؛ ناامیدیهام روی هم جمع میشه و فاصلههام عمیقتر.
راستش بین موندنِ و رفتنِ همیشگی، یه حد وسطی هم هست؛ یه جایی که میشه آدمها رو یه پله عقبتر نگه داشت و مرز داشت. و رسیدن به این درک، مهمترین بخش ماجراست.
یا یکی تو دایرهی اعتمادمه، یا وقتی از چشمم میافته، انگار همهچی تموم میشه. اما راستش این صفر و صدی بودن همیشه هم خوب نیست. آدما پیچیدهتر از یه خط صافن؛ حق دارن اشتباه کنن، گند بزنن، بترسن، یا بعضی جاها بلد نباشن درست رفتار کنن. فهمیدم وقتی همهچیز رو یا سفید میبینم یا سیاه، آخرش خودم بیشتر از بقیه آسیب میبینم؛ ناامیدیهام روی هم جمع میشه و فاصلههام عمیقتر.
راستش بین موندنِ و رفتنِ همیشگی، یه حد وسطی هم هست؛ یه جایی که میشه آدمها رو یه پله عقبتر نگه داشت و مرز داشت. و رسیدن به این درک، مهمترین بخش ماجراست.
❤46
به آدمايی که به هیچچیز وابستگی ندارن حسودیم میشه. اونایی که راحت میگذرن، دل کندن براشون آسونه و به هیچ لحظهای تعلق خاطر ندارن. من وقتی یه چیزی رو دوست دارم، واقعاً دوست دارم. وقتی یه جا، یه آدم، یه حس یه روزی برام مهم بوده، نمیتونم وانمود کنم هیچی نبوده.
❤48
من خیلی خوشحال میشم وقتی میبینم آدما باهم مهربونن، وقتی برای یکی مشکلی پیش میاد در حدی که از دستشون برمیاد بهم کمک میکنن، سعی میکنن رنجی از بقیه کم کنن، بیتفاوت رد نمیشن. این آدما باعث میشن به زندگی هنوز امیدوار باشی.
1❤60💔2
اگه بودن با کسی، تو رو کوچیکتر، مضطربتر و مرددتر از قبل میکنه، اون رابطه ارزش ادامه دادن نداره. زمان، احساس و قلبت رو جایی خرج کن که بعدش، خودت رو دوستداشتنیتر، امنتر و قویتر حس کنی.
❤49💔3
دلم میخواد یچیزی باشه که منو به زندگی گره بزنه؛ تکیهگاهی قویتر از خودم، برای وقتایی که خستهم، حوصله ندارم و دلم میخواد ناپدید بشم؛ صبوری رو یادم بندازه. وقتی از خودم ناامید میشم منو دوست داشته باشه، منو بشنوه، ببینه، بفهمه؛ حتی تو تمومه روزایی که به اندازهی کافی خوب نیستم.
❤36💔5
آدم کار داشته باشه تا خرخره و وقت نداشته باشه به هیچی فکر کنه؛ اصلا هم مهم نیست از طول، عرض و پهنا به چند اسلایس تقسیم میشه. کار خوبه، کار حواست رو از جزئیات ریز پرت میکنه، کار نمیذاره هی بهونه تراشه کنی، به هر چیزی فکر کنی، گیر بدی، سناریو بسازی.
❤53
توی زندگی هر انتخاب، زنجیرهای از پیامدها رو میسازه که فقط به یه روز و یه لحظه محدود نیست. موقع تصمیمگیری آدم باید این توانایی رو داشته باشه افقهای دورتر از تصمیمش رو هم ببینه؛ تا نوک دماغشو نبینه. عواقب کاری که میخواد انجام بده رو بدونه و مسولیتش رو بپذیره. تصمیمی بگیره که احتمال پشیمون شدنش در کمترین حد ممکن باشه. بعضی تصمیمها تمام ابعاد زندگی فرد رو تحت تاثیر قرار میدن. شاید الان ممکنه در حال انجام کارهایی باشی که برات سخت باشه، ولی زمان خوب یا بد بالاخره میگذره و اونچه میمونه نتیجه تصمیمهاست. و مهمتر از همه اینکه، قدر خودت رو بدون و نذار گذر زمان/ نحوه برخورد یه آدم/ یا یه اتفاق ارزشت رو بهت یادآوری کنه.
❤23