اگه برگردم عقب، برای خیلی از اتفاقایی که تو زندگیم افتاده، حتی نمیپرسیدم چرا. بابتش غصه نمیخوردم، لحظهها رو برای خودم سخت نمیکردم و خیلی چیزها رو میسپردم به جادوی گذر زمان.
❤61💔3
آدما وقتی از چشمت میفتن چقدر معمولی بنظر میرسن. این انرژی ماست که آدمها رو برای ما خاص، متفاوت و یا بیاهمیت میکنه.
❤86
یاد گرفتن اینکه همیشه لازم نیست از خودمون حرف بزنیم، خودش یه بلوغه. وقتی کمتر دربارهی علایق، دغدغهها یا نقطه ضعفهامون حرف میزنیم، کمتر توی ذهن دیگران برهنه میشیم. بعضی چیزا باید توی حریم خودمون باقی بمونن؛ نه از روی ترس، از روی آگاهی.
❤87💔2
مشکلات زندگی نمیتونن بداخلاقی یا بیاحترامی شما رو توجیه کنن. وقتی مسئولیتی رو میپذیرید که لازمهی اون خوشرویی و رفتار درست با دیگرانه، باید بتونید این انعطاف و تعادل رو در زندگیتون حفظ کنید.
❤73💔6
در واقع آدما معمولا زود متوجه میشن؛ خیلی وقتا این پروسه پذیرفتنشه که طول میکشه.
❤59💔23
آدمها عوض میشن، چون زندگی ازشون میخواد که رشد کنن. و رشد همیشه با دلکندن همراهه؛ دلکندن از چیزهایی که زمانی عزیز بودن.
❤51💔4
بنظرم زندگی یعنی رسیدن، جدا شدن، رشد کردن، و دوباره پیدا کردنِ معنا در جاهای تازه.
❤60💔6
در نهایت، شاید باید قبول کرد که بعضی آدمها برای همیشه کنار ما نمیمونن، ولی حضورشون در یه فصل از زندگیمون، لازم بوده. برای اینکه بفهمیم چی میخوایم، کی هستیم، و قراره به کجا بریم.
❤67💔5
من شیفتهی آدماییم که عزت نفس دارن؛ آدمایی که دست به هر کاری نمیزنن، برای خودشون معیار و خط قرمز دارن، هر چیزی رو لایق خودشون نمیبینن، خودشون رو انتخاب کردن و ارزششون رو از تایید دیگران نمیگیرن.
❤70
باید بجنگی، بیفتی، پاشی، استرس بکشی، فشارشو تحمل کنی، اذیت بشی، استراحت کنی، مرز بذاری، بلد باشی کمک بگیری و همزمان از زندگی هم لذت ببری تا بهش برسی.
❤58
کار گاهی مثل یه دیوار میمونه برای ذهن. چیزی که وقتی واردش میشی ذهنت از پریشونی درمیاد، حواست جمع میشه و اجازه نمیده افکارت بیهدف به هر سمتی برن. کار یعنی مشغولِ چیزی شدن که برات معنا میسازه. نه صرفا یه شغل؛ هر چیزی که تورو درگیر میکنه، تورو از حالت ایستاده درمیاره، بهت برنامه میده، دیسیپلین رو یادت میده و بهت حس توانستن میده. حتی اگه این کار مرتب کردن اتاقت باشه، یا نوشتن چند خط متن، تمرین یه زبان جدید، پختن یه غذا یا ساختن یه ایده جدید. شاید ساده بنظر بیاد ولی به ذهنت یاد میده که هنوز میتونی به چیزی شکل بدی، هنوز میتونی اثر بذاری، هنوز کنترل بخشی از دنیا رو —هر چند کوچک—در دست داری.
❤39
«و تظُنُّ أنها النِّهاية ثم يُصلِحُ الله كلَّ شيء.»
و گمان میکنی که پایان است سپس خدا همهچیز را درست میکند.
و گمان میکنی که پایان است سپس خدا همهچیز را درست میکند.
❤71
با آدمایی ارتباط بگیرین که سالم، واقعی و اهل رشدن. رابطههای خوب واقعاً توی زندگی معجزه میکنن؛ یه کانکشن درست میتونه شما رو از سالها جونکندن و تلاش بیوقفه جلو بندازه. خیلی از درهای زندگی فقط با تلاش باز نمیشن، با حضور آدمای درست باز میشن. آدمای درست مثل میانبُر میمونن؛ مسیر رو براتون هموار میکنن و باعث میشن فرصتهایی رو ببینید که شاید به تنهایی هیچوقت بهشون نمیرسید.
❤52💔2
من خیلی به نحوهی حرفزدن آدمها دقت میکنم؛ به اینکه چطور انتقاد میکنن، چطور دربارهی دوستی که ازش دلخور شدن حرف میزنن، یا چطور احساسشون رو بیان میکنن. آدمها وقتی حرف میزنن، خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنن خودشون رو لو میدن. لحنشون، مکثهاشون، کلمههایی که تکرار میکنن، حتی جملههایی که نیمهتمام رها میشن؛ همشون سرنخهاییان از چیزهایی که تو زندگی با خودشون به دوش میکشن .
❤72