بعضی وقتا فکر میکنم دردناک ترین قسمت ماجرا خود اتفاقها نبودن، این بود که بعدش مجبور بودم وانمود کنم چیزی ندیدم، چیزی نفهمیدم و چیزی منو نشکسته.
معلوم است که برایم سخت بود خیلی هم سخت بود، چون به تو گفته بودم تنها نور زندگی من هستی در تاریک ترین روزگار. به تو گفته بودم که اگر نباشی هیچ دلیلی برای تحمل کردن این روزهای سیاه ندارم. و تو هم قول داده بودی هیچوقت نمیروی، هیچوقت باریکه نور زندگیام را خاموش نمیکنی، اما کردی... چنان هم بیرحمانه کردی که انگار منتظر بودی من همین را بگویم، بگویم چقدر حضورت برایم مهم است و بعد همهچیز را نابود کنی، من را نابود کنی.
-مریم دولتیاری
-مریم دولتیاری
اون لحظهای که دردتو دید و بیتفاوت از کنارش گذشت، در واقع قبلا انتخابش رو کرده بود، فقط تو دیر فهمیدی.
تو زندگیت رو ادامه دادی، اما من مدت ها با نسخه ای از خودم زندگی کردم که بعد از تو ساخته شده بود.
حتی دروغگوی خوبی هم نبودی. فقط طوری دروغ میگفتی که آدم دلش میخواست باورت کنه.
خسته بودم و همینطور غمگین. با روانی که در حال فروپاشی بود، سعی میکردم به زندگی ادامه دهم اما بعد از تو نه ذوقی برای ادامه دادن ماند و نه حوصله ای برای جنگیدن.
خیلی وقتها مشکل این نیست که انگیزه نداری مشکل اینه که هرروز تو محیطی زندگی میکنی که انگیزه رو از تو میگیره.