https://on-news.ir/episode/%D8%B2%D8%AE%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AF%D9%87%D9%85/
🎥 برنامه زخم باز با موضوع:
اشکها و لبخندها؛ دو روی سکه پیروزی و شکستهای ورزشی
👥 مهمانان برنامه:
علی جوادی (کارشناس رسانه)،
مجید خاتونی (جامعهشناس ورزش و رییس انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ)، علیرضا فارسی (رئیس دانشکده علوم ورزشی دانشگاه شهید بهشتی)
و علی کفاشیان (رئیس اسبق فدراسیون فوتبال)
رسانه تصویری آن
📆 29 مهر 1404
@isscaa
🎥 برنامه زخم باز با موضوع:
اشکها و لبخندها؛ دو روی سکه پیروزی و شکستهای ورزشی
👥 مهمانان برنامه:
علی جوادی (کارشناس رسانه)،
مجید خاتونی (جامعهشناس ورزش و رییس انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ)، علیرضا فارسی (رئیس دانشکده علوم ورزشی دانشگاه شهید بهشتی)
و علی کفاشیان (رئیس اسبق فدراسیون فوتبال)
رسانه تصویری آن
📆 29 مهر 1404
@isscaa
🇮🇷⚽ کیفیت و لذت، خواستهی عمومی از شهرآورد پایتخت
📰 گفتگوی روزنامه ایران بادکتر مجید خاتونی مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ ایران:
شهرآورد تهران میتواند به برند بین المللی و جشن ملی فوتبال ایران تبدیل شود.
برگزاری شهرآورد پایتخت با کمتر از ده هزار تماشاگر، جلوهای از ضعف مدیریت و عدم بهرهوری اجتماعی از این رویداد است.
فارغ از بن مایهها و ویژگیهای ذاتی ورزش فوتبال در دیدارِ موسوم به شهرآورد پایتخت که پربیننده ترین رویداد ورزشی کشور محسوب میشود، به صورت برجستهتر مورد توجه ذینفعان فوتبال، اقشار و گروههای اجتماعی قرار میگیرد.
شهرآورد تهران به عنصر گفتگوی ایرانیان بدل گشته و با رنگ پاشی بر جامعه ایرانی، هویت اجتماعی خاصی را ایجاد نموده است.
این رویداد همچون چسب اجتماعی توانسته اقوام، نسلها و جناحهایهای سیاسی را مجذوب خود نماید و علیرغم بی توجهی به تمام ابعاد اجتماعی و فرهنگی و سیاسی آن در سالهای اخیر، هنوز نمادی از شور و اشتیاق عمومی است.
شهرآورد تهران جایگاه خاصی در خاطره جمعی ایرانیان دارد و نسلهای مختلف با نتایج و حواشی آن خاطره سازی میکنند.
امروز هدف از رویارویی دو باشگاه پر مخاطب پایتخت، صرفا نباید به سه امتیاز فنی محدود شود، بلکه آنچه مهم است حفظ و حراست از شهرآورد تهران به مثابه یک نیروی مولد انرژی اجتماعی است تا در کنار کیفیت فنی، دیگر جنبههای فرهنگی و اجتماعی آن برای شادی افزایی و امیدآفرینی جامعه مورد توجه جدی قرار گیرد.
برگزاری شهرآورد با حضور کمتر از ۱۰ هزار نفر تماشاگر، نشان از ضعف مدیریت و غفلت از کارکردهای متکثر این رویداد بزرگ است.
مدیریت روانی و کنترل فضای پیرامونی این مسابقه، جز مهمترین وظایف مدیران و سرمربیان تیمهاست.
برخورداری از تمرکز و پرهیز از رفتارهای هیجانی و خشونتزا از سوی هر دو تیم، علاوه بر تاثیر بر مسائل فنی، بر حفظ آرامش و رفتار طرفداران نیز اثر میگذارد. بنابراین این رویداد نیازمند مدیریت رفتار ورزشکاران و مربیان میباشد، چرا که رفتار ورزشکاران با انعکاس رسانهای گسترده به بخشی از جامعه سرایت پیدا میکند.
دوری از حواشی پدید آمده از بطن این مسابقه، پرهیز از اظهارات تند و اتهامات متقابل، از جمله وظایف همه اعضای دو تیم است.
توجه به تمام ابعاد فنی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی این رویداد میتواند لذت فوتبال را به جامعه ایرانی هدیه دهد. در واقع هنر بهرهوری از شهرآورد باید آن را به یک جشن ورزشی تبدیل نماید، نه اینکه میدانی برای جنگ هیجانات کاذب و حواشی زائد باشد.
https://irannewspaper.ir/8902/12
@isscaa
📰 گفتگوی روزنامه ایران بادکتر مجید خاتونی مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ ایران:
شهرآورد تهران میتواند به برند بین المللی و جشن ملی فوتبال ایران تبدیل شود.
برگزاری شهرآورد پایتخت با کمتر از ده هزار تماشاگر، جلوهای از ضعف مدیریت و عدم بهرهوری اجتماعی از این رویداد است.
فارغ از بن مایهها و ویژگیهای ذاتی ورزش فوتبال در دیدارِ موسوم به شهرآورد پایتخت که پربیننده ترین رویداد ورزشی کشور محسوب میشود، به صورت برجستهتر مورد توجه ذینفعان فوتبال، اقشار و گروههای اجتماعی قرار میگیرد.
شهرآورد تهران به عنصر گفتگوی ایرانیان بدل گشته و با رنگ پاشی بر جامعه ایرانی، هویت اجتماعی خاصی را ایجاد نموده است.
این رویداد همچون چسب اجتماعی توانسته اقوام، نسلها و جناحهایهای سیاسی را مجذوب خود نماید و علیرغم بی توجهی به تمام ابعاد اجتماعی و فرهنگی و سیاسی آن در سالهای اخیر، هنوز نمادی از شور و اشتیاق عمومی است.
شهرآورد تهران جایگاه خاصی در خاطره جمعی ایرانیان دارد و نسلهای مختلف با نتایج و حواشی آن خاطره سازی میکنند.
امروز هدف از رویارویی دو باشگاه پر مخاطب پایتخت، صرفا نباید به سه امتیاز فنی محدود شود، بلکه آنچه مهم است حفظ و حراست از شهرآورد تهران به مثابه یک نیروی مولد انرژی اجتماعی است تا در کنار کیفیت فنی، دیگر جنبههای فرهنگی و اجتماعی آن برای شادی افزایی و امیدآفرینی جامعه مورد توجه جدی قرار گیرد.
برگزاری شهرآورد با حضور کمتر از ۱۰ هزار نفر تماشاگر، نشان از ضعف مدیریت و غفلت از کارکردهای متکثر این رویداد بزرگ است.
مدیریت روانی و کنترل فضای پیرامونی این مسابقه، جز مهمترین وظایف مدیران و سرمربیان تیمهاست.
برخورداری از تمرکز و پرهیز از رفتارهای هیجانی و خشونتزا از سوی هر دو تیم، علاوه بر تاثیر بر مسائل فنی، بر حفظ آرامش و رفتار طرفداران نیز اثر میگذارد. بنابراین این رویداد نیازمند مدیریت رفتار ورزشکاران و مربیان میباشد، چرا که رفتار ورزشکاران با انعکاس رسانهای گسترده به بخشی از جامعه سرایت پیدا میکند.
دوری از حواشی پدید آمده از بطن این مسابقه، پرهیز از اظهارات تند و اتهامات متقابل، از جمله وظایف همه اعضای دو تیم است.
توجه به تمام ابعاد فنی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی این رویداد میتواند لذت فوتبال را به جامعه ایرانی هدیه دهد. در واقع هنر بهرهوری از شهرآورد باید آن را به یک جشن ورزشی تبدیل نماید، نه اینکه میدانی برای جنگ هیجانات کاذب و حواشی زائد باشد.
https://irannewspaper.ir/8902/12
@isscaa
ضعف ادراکی از وضعیت ماهی مرده در ورزش
به قلم دکتر مجید خاتونی
مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ ایران
http://menhayefootballonline.ir/fa/news/52458
به قلم دکتر مجید خاتونی
مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ ایران
http://menhayefootballonline.ir/fa/news/52458
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🇧🇼⚽️🇮🇷⚽️🇧🇷
رویداد فوتبال برای دوستی ملتها
با همکاری سفارت اروگوئه و
انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ ایران
@isscaa
رویداد فوتبال برای دوستی ملتها
با همکاری سفارت اروگوئه و
انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ ایران
@isscaa
https://vvarzesh.ir/?p=17065
🔽 پیام تقدیر مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ از شرکت کنندگان در رویداد فوتبال برای دوستی ملتها
⏱️ وقت اضافه
@isscaa
🔽 پیام تقدیر مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ از شرکت کنندگان در رویداد فوتبال برای دوستی ملتها
⏱️ وقت اضافه
@isscaa
سکوت ورزشگاه، خلاء معنا و عقلانیت تکاملگرا
📝 مجید خاتونی
مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
https://menhayefootballonline.ir/fa/news/52748/83/80/%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%A1-%D9%85%D8%B9%D9
📝 مجید خاتونی
مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
https://menhayefootballonline.ir/fa/news/52748/83/80/%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%A1-%D9%85%D8%B9%D9
menhayefootballonline.ir
سکوت ورزشگاه، خلاء معنا و عقلانیت تکامل گرا
در سالهای اخیر اوقات زندگی بخش زیادی از جامعه ایران، صرف درگيریهای فکری و روانی و جسمی ناشی از مسائل اقتصادی و اجتماعی و عوارض ناشی از آن بوده است.
انجمن جامعه، ورزش و فرهنگ
Photo
راز مانایی و رمز ماندگاری در اطلس مدیریت ورزش
📝 مجید خاتونی
مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
در چرخش زمین و گذر ایام، نامهایی هستند که در کتاب تاریخ میمانند و همواره با احترام از آنها یاد میشود.
گویی نام آنها از منبعی سرچشمه میگیرد که با تلاش، تخصص و پایبندی به نظام اخلاقی در آزمون ارادهها و پایداری در مسیر پر چالش زندگی، اعتبار یافته است.
نام نیک و جوهره واقعی چیزی نیست که تنها با اتکا به مناصب و عناوین پر طمطراق، تبلیغات یا ظاهرسازی ساخته شود؛ بلکه ریشه آن در فاعلیت و اعتباری است که افراد در طول زندگی و فعالیت حرفهای خود به دست میآورند.
هر تجربه معنابخش، هر تعهدی که بهدرستی انجام شود، هر مهارتی که با پشتکار پرورش یافته و به درستی اجرا گردد و هر اعتمادی که در ذهن دیگران ایجاد شود، بخشی از سازه اعتبار را شکل میدهد.
سازه اعتبار بهمرور ساخته میشود، با تخصص و تعهد شکل میگیرد و با خدمت مولد و اثربخشی قوام مییابد. در پس این سازه است که مدیریت متمایز و اصیلتر نمایان میشود.
ترازوی جامعه، هر کنشگر را نه فقط با حرف، بلکه با عملکرد، تعهد خدمت، تخصص و اثری که از خود برجای میگذارد، به خاطر میسپارد.
بنا به گفتهای؛ برندی که ذهن را تسخیر کند احترام میآورد و برندی که قلب را تسخیر کند، مانایی به همراه دارد.
میتوان گفت برند مدیریت و اصالت حضور، بازتابی از جوهر درونی و ارزش آفرینی بیرونی افراد است که ثبت میشود و به یادگار میماند؛ ارزشی که در تلاش برای بهتر شدن، اولویت قرار دادن منافع ملی و کیفیت عملکرد در کار شکل میگیرد.
از سوی دیگر، ظهور مدیران رانتی و صعود آسانسوری آنها و یا دپوی مدیران بی خاصیت در مناصب مدیریت ورزش که حضرت حافظ آنان را کوته آستینانِ دستدراز مینامد، ممکن است با خود شهرت، ثروت و قدرت به همراه داشته باشد اما فاقد اصالت و اعتبار است.
اصالت صنفی، دستاورد زندگی حرفهای هر فرد است که نه در کمیت و رزومههای طویل، بلکه از بیشینهی تلاش، عملکرد متناسب با شرایط و میزان اثربخشی و کارآمدی ریشه میگیرد.
یک مدیر واقعی در هر جایی که به او میدان داده شود، با حداکثر تمرکز و تلاش ظاهر شده و خدمت به جامعه ماموریت اصلی اوست. به تعبیر پروین اعتصامی: او شانه میکشد بر هر جا که تار مویی است. استفاده از حداکثر ظرفیتها و از دست ندادن فرصتها، گویی پروتکل مدیریتی آنان است و به قول صائب تبریزی در بهاران عندلیب و در خزان پروانه هستند.
به گواه تاریخ، ورزش ایران در عصر کنونی، کم شخصیت اصالتمند به خود ندیده است. چهرههایی که بخش مهمی از عمر و زندگی خود را صرف خدمت به جامعه کرده و با چشمپوشی از برخی مواهب و مواجب، بزرگتر از قاب زندگی زیست کردهاند. به تعبیری آنان که از پل صراط میگذرند، قبلا از خیلی چیزها گذشتهاند، بنابراین حضور در تالار بزرگان و گرفتن نشان لیاقت از مردم با پول پاشی منابع دولتی، تصویر سازی جعلی رسانهای و باندبازی محقق نمیشود.
با مراجعه به فهرست مدیران ورزش سده اخیر، باید نام بزرگان آن را بیرون کشید و الگوی نزدیک جامعه ورزش قرار داد. آنانی که به سنت توجه داشته اما در آن متوقف نماندند و با رویکرد گلوکال حکمرانی اثربخش و حتی آیندهنگر داشتند. مدیرانی که صداقت و پاسخگویی از مولفههای اصلی شاخص شفافیت ورزشی (شاخصT)، در رفتار و عملکرد آنها موج میزند. انسانهایی که فرزند کوچک ایران و الگوی بزرگ نسلهای آیندهاند و رنجها و ناسپاسیها خللی بر فلسفه و همتشان وارد نساخته است.
در روزگاری که ورزش کشور با بحران دستاورد و ناکارآمدی مدیریت روبروست و پیریزی توسعه در آن تضعیف شده، واجب است که فرهنگ رجوع به بزرگان تقویت شود و سلوک نامداران تاریخ مدیریت ورزش که چون سلول بنیادین این عرصه میماند، محترم شمرده شود. چرا که بینش و روش و منش آنان با عبور از خط کشیهای سیاسی، میتواند زینت مجالس ورزش و الگوی راه توسعه قرار گیرد.
نباید با بی توجهی و بی اعتنایی به آثار و میراث مدیران پرفایده ورزش، همچون سربریدن مرغان تخم طلا، این سپهر معرفتی و دارایی بین نسلی را به رسمیت نشناخت.
واقعیت این است که جامعه ایران با تمام مسائل و مشکلاتش، منجمد و بی امکان نیست و با انرژی اندیشه، سرمایههای معرفتی و امکان پیشرفتی که در بطن خود دارد، میتواند در مدار توسعه قرار گیرد.
ورزش کشور امروز در میان حاشیهها و فریادها به صدای آرام خرد نیاز دارد.از این حیث مدیران نوپای ورزش کشور مسئولیت سنگینی را بر عهده دارند و برای اثبات توان مدیریتی خود و خلق ارزشهای اجتماعی، باید درسآموزی از استادان اصیل پیشکسوت را در منظومه فکری-کاری خود گنجانده و با وفاداری به خدمت و تلاش مستمر، بتوانند عَلَم مدیریتِ مفید و ارزشآفرین را بالا نگه دارند.
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی حافظ
@isscaa
📝 مجید خاتونی
مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
در چرخش زمین و گذر ایام، نامهایی هستند که در کتاب تاریخ میمانند و همواره با احترام از آنها یاد میشود.
گویی نام آنها از منبعی سرچشمه میگیرد که با تلاش، تخصص و پایبندی به نظام اخلاقی در آزمون ارادهها و پایداری در مسیر پر چالش زندگی، اعتبار یافته است.
نام نیک و جوهره واقعی چیزی نیست که تنها با اتکا به مناصب و عناوین پر طمطراق، تبلیغات یا ظاهرسازی ساخته شود؛ بلکه ریشه آن در فاعلیت و اعتباری است که افراد در طول زندگی و فعالیت حرفهای خود به دست میآورند.
هر تجربه معنابخش، هر تعهدی که بهدرستی انجام شود، هر مهارتی که با پشتکار پرورش یافته و به درستی اجرا گردد و هر اعتمادی که در ذهن دیگران ایجاد شود، بخشی از سازه اعتبار را شکل میدهد.
سازه اعتبار بهمرور ساخته میشود، با تخصص و تعهد شکل میگیرد و با خدمت مولد و اثربخشی قوام مییابد. در پس این سازه است که مدیریت متمایز و اصیلتر نمایان میشود.
ترازوی جامعه، هر کنشگر را نه فقط با حرف، بلکه با عملکرد، تعهد خدمت، تخصص و اثری که از خود برجای میگذارد، به خاطر میسپارد.
بنا به گفتهای؛ برندی که ذهن را تسخیر کند احترام میآورد و برندی که قلب را تسخیر کند، مانایی به همراه دارد.
میتوان گفت برند مدیریت و اصالت حضور، بازتابی از جوهر درونی و ارزش آفرینی بیرونی افراد است که ثبت میشود و به یادگار میماند؛ ارزشی که در تلاش برای بهتر شدن، اولویت قرار دادن منافع ملی و کیفیت عملکرد در کار شکل میگیرد.
از سوی دیگر، ظهور مدیران رانتی و صعود آسانسوری آنها و یا دپوی مدیران بی خاصیت در مناصب مدیریت ورزش که حضرت حافظ آنان را کوته آستینانِ دستدراز مینامد، ممکن است با خود شهرت، ثروت و قدرت به همراه داشته باشد اما فاقد اصالت و اعتبار است.
اصالت صنفی، دستاورد زندگی حرفهای هر فرد است که نه در کمیت و رزومههای طویل، بلکه از بیشینهی تلاش، عملکرد متناسب با شرایط و میزان اثربخشی و کارآمدی ریشه میگیرد.
یک مدیر واقعی در هر جایی که به او میدان داده شود، با حداکثر تمرکز و تلاش ظاهر شده و خدمت به جامعه ماموریت اصلی اوست. به تعبیر پروین اعتصامی: او شانه میکشد بر هر جا که تار مویی است. استفاده از حداکثر ظرفیتها و از دست ندادن فرصتها، گویی پروتکل مدیریتی آنان است و به قول صائب تبریزی در بهاران عندلیب و در خزان پروانه هستند.
به گواه تاریخ، ورزش ایران در عصر کنونی، کم شخصیت اصالتمند به خود ندیده است. چهرههایی که بخش مهمی از عمر و زندگی خود را صرف خدمت به جامعه کرده و با چشمپوشی از برخی مواهب و مواجب، بزرگتر از قاب زندگی زیست کردهاند. به تعبیری آنان که از پل صراط میگذرند، قبلا از خیلی چیزها گذشتهاند، بنابراین حضور در تالار بزرگان و گرفتن نشان لیاقت از مردم با پول پاشی منابع دولتی، تصویر سازی جعلی رسانهای و باندبازی محقق نمیشود.
با مراجعه به فهرست مدیران ورزش سده اخیر، باید نام بزرگان آن را بیرون کشید و الگوی نزدیک جامعه ورزش قرار داد. آنانی که به سنت توجه داشته اما در آن متوقف نماندند و با رویکرد گلوکال حکمرانی اثربخش و حتی آیندهنگر داشتند. مدیرانی که صداقت و پاسخگویی از مولفههای اصلی شاخص شفافیت ورزشی (شاخصT)، در رفتار و عملکرد آنها موج میزند. انسانهایی که فرزند کوچک ایران و الگوی بزرگ نسلهای آیندهاند و رنجها و ناسپاسیها خللی بر فلسفه و همتشان وارد نساخته است.
در روزگاری که ورزش کشور با بحران دستاورد و ناکارآمدی مدیریت روبروست و پیریزی توسعه در آن تضعیف شده، واجب است که فرهنگ رجوع به بزرگان تقویت شود و سلوک نامداران تاریخ مدیریت ورزش که چون سلول بنیادین این عرصه میماند، محترم شمرده شود. چرا که بینش و روش و منش آنان با عبور از خط کشیهای سیاسی، میتواند زینت مجالس ورزش و الگوی راه توسعه قرار گیرد.
نباید با بی توجهی و بی اعتنایی به آثار و میراث مدیران پرفایده ورزش، همچون سربریدن مرغان تخم طلا، این سپهر معرفتی و دارایی بین نسلی را به رسمیت نشناخت.
واقعیت این است که جامعه ایران با تمام مسائل و مشکلاتش، منجمد و بی امکان نیست و با انرژی اندیشه، سرمایههای معرفتی و امکان پیشرفتی که در بطن خود دارد، میتواند در مدار توسعه قرار گیرد.
ورزش کشور امروز در میان حاشیهها و فریادها به صدای آرام خرد نیاز دارد.از این حیث مدیران نوپای ورزش کشور مسئولیت سنگینی را بر عهده دارند و برای اثبات توان مدیریتی خود و خلق ارزشهای اجتماعی، باید درسآموزی از استادان اصیل پیشکسوت را در منظومه فکری-کاری خود گنجانده و با وفاداری به خدمت و تلاش مستمر، بتوانند عَلَم مدیریتِ مفید و ارزشآفرین را بالا نگه دارند.
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی حافظ
@isscaa
تماشای جامجهانی برای سلامت شما مفید است
پژوهشهای جدید نشان میدهند تماشای ورزش، چه حضوری باشد چه از طریق تلویزیون یا اینترنت، میتواند با سطح بالاتری از رفاه روانی همراه باشد.
افرادی که در رویدادهای ورزشی شرکت میکنند یا حتی بهطور منظم مسابقات را دنبال میکنند، معمولاً رضایت بیشتری از زندگی گزارش میدهند، احساس تنهایی کمتری دارند و در برخی پژوهشها نشانههای افسردگی در آنها کمتر دیده شده است.
توضیح اصلی این یافتهها به بعد اجتماعی ماجرا برمیگردد. تماشای ورزش فقط دیدن یک بازی نیست، بلکه نوعی تجربه جمعی است. افراد با حمایت از یک تیم وارد یک هویت مشترک میشوند و همین حس تعلق میتواند به افزایش حمایت اجتماعی ادراکشده و کاهش احساس انزوا کمک کند. از طرف دیگر، موفقیت تیم محبوب باعث نوعی تجربه هیجانی مثبت میشود که در روانشناسی اجتماعی به آن «سهیم شدن در موفقیت گروه» گفته میشود.
حتی مغز هم به این تجربه واکنش نشان میدهد و نواحی مرتبط با پاداش در زمان تماشای ورزشهای محبوب فعالتر میشوند.
با این حال، نکته مهم این است که این نتایج به معنی رابطه علت و معلولی قطعی نیست. ممکن است افرادی که از ابتدا اجتماعیتر یا از نظر روانی سالمتر هستند، بیشتر به سمت تماشای ورزش بروند. همچنین عوامل دیگری مثل وضعیت اقتصادی یا شبکه دوستان هم میتوانند نقش داشته باشند.
در مجموع، شواهد موجود بیشتر نشان میدهند که تماشای ورزش اگر در بستر اجتماعی و حس تعلق تجربه شود، میتواند با بهبود نسبی حال روانی همراه باشد، اما این اثر عمومی و قطعی برای همه افراد نیست.
منبع: the conversation
انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
@isscaa
پژوهشهای جدید نشان میدهند تماشای ورزش، چه حضوری باشد چه از طریق تلویزیون یا اینترنت، میتواند با سطح بالاتری از رفاه روانی همراه باشد.
افرادی که در رویدادهای ورزشی شرکت میکنند یا حتی بهطور منظم مسابقات را دنبال میکنند، معمولاً رضایت بیشتری از زندگی گزارش میدهند، احساس تنهایی کمتری دارند و در برخی پژوهشها نشانههای افسردگی در آنها کمتر دیده شده است.
توضیح اصلی این یافتهها به بعد اجتماعی ماجرا برمیگردد. تماشای ورزش فقط دیدن یک بازی نیست، بلکه نوعی تجربه جمعی است. افراد با حمایت از یک تیم وارد یک هویت مشترک میشوند و همین حس تعلق میتواند به افزایش حمایت اجتماعی ادراکشده و کاهش احساس انزوا کمک کند. از طرف دیگر، موفقیت تیم محبوب باعث نوعی تجربه هیجانی مثبت میشود که در روانشناسی اجتماعی به آن «سهیم شدن در موفقیت گروه» گفته میشود.
حتی مغز هم به این تجربه واکنش نشان میدهد و نواحی مرتبط با پاداش در زمان تماشای ورزشهای محبوب فعالتر میشوند.
با این حال، نکته مهم این است که این نتایج به معنی رابطه علت و معلولی قطعی نیست. ممکن است افرادی که از ابتدا اجتماعیتر یا از نظر روانی سالمتر هستند، بیشتر به سمت تماشای ورزش بروند. همچنین عوامل دیگری مثل وضعیت اقتصادی یا شبکه دوستان هم میتوانند نقش داشته باشند.
در مجموع، شواهد موجود بیشتر نشان میدهند که تماشای ورزش اگر در بستر اجتماعی و حس تعلق تجربه شود، میتواند با بهبود نسبی حال روانی همراه باشد، اما این اثر عمومی و قطعی برای همه افراد نیست.
منبع: the conversation
انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
@isscaa
The Conversation
Watching sports is good for you – thanks to its social bonding effects
Regularly watching sporting events – whether in person or on TV – is linked to higher wellbeing.
هر ورزشکار، یک اهداکننده؛
هر قطره خون، یک امید دوباره.🌹🍃❤️
گاهی موفقیت و پیروزی، در رگهای بیماری رقم میخورد که منتظر ایثار توست. تو که بدنت معبدِ سلامتی و قدرت است، امروز میتوانی با اهدای خون خود، مدال انسانیت را بر سینه بزنی.
به مناسبت روز جهانی اهدای خون، ما نمایندگان تشکلهای ورزشی کشور، دوشادوش هم میایستیم تا «زندگی» را تقسیم کنیم.
یکشنبه ۲۴ خرداد، ساعت ۱۷، سازمان انتقال خون استان تهران
انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
@isscaa
هر قطره خون، یک امید دوباره.🌹🍃❤️
گاهی موفقیت و پیروزی، در رگهای بیماری رقم میخورد که منتظر ایثار توست. تو که بدنت معبدِ سلامتی و قدرت است، امروز میتوانی با اهدای خون خود، مدال انسانیت را بر سینه بزنی.
به مناسبت روز جهانی اهدای خون، ما نمایندگان تشکلهای ورزشی کشور، دوشادوش هم میایستیم تا «زندگی» را تقسیم کنیم.
یکشنبه ۲۴ خرداد، ساعت ۱۷، سازمان انتقال خون استان تهران
انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
@isscaa
غذای ایمن برای همه، آیندهای سالم برای همگان
🍎 روز جهانی ایمنی غذا
۷ ژوئن ۲۰۲۶
شعار سال ۲۰۲۶
«از بار مشکلات تا راهکارها؛ غذای ایمن در همهجا»
غذای ایمن نقش اساسی در حفظ سلامت، پیشگیری از بیماریها و ارتقای کیفیت زندگی دارد. تضمین ایمنی مواد غذایی در تمامی مراحل، از تولید تا مصرف، مسئولیتی مشترک میان دولتها، سازمانها، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان است.
منبع: FAO و WHO
@isscaa
🍎 روز جهانی ایمنی غذا
۷ ژوئن ۲۰۲۶
شعار سال ۲۰۲۶
«از بار مشکلات تا راهکارها؛ غذای ایمن در همهجا»
غذای ایمن نقش اساسی در حفظ سلامت، پیشگیری از بیماریها و ارتقای کیفیت زندگی دارد. تضمین ایمنی مواد غذایی در تمامی مراحل، از تولید تا مصرف، مسئولیتی مشترک میان دولتها، سازمانها، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان است.
منبع: FAO و WHO
@isscaa
گفتگوی مدیرعامل انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ با خبرگزاری ایسنا با محوریت جام جهانی فوتبال و جامعه ایرانی:
- جام جهانی فرصتی برای تقویت انسجام اجتماعی است.
- پس از روزهای پر التهاب جنگ، ارزش دیدن دوستان و نزدیکان بیشتر مشخص میشود. لذا تماشای جمعی فوتبال پس از شرایط پر التهاب جنگ، اثرات و طعم خاصی دارد.
- ایجاد «محوطههای هواداری (Fan Zone)» که در بسیاری از شهرهای دنیا مرسوم شده است، از جمله وظایف نهادهای عمومی و مدیریت شهری به شمار میرود.
- حضور تیم ملی ایران در جام جهانی، برای جامعه دیاسپورا و ایرانیان خارج از کشور نیز حس مثبتی ایجاد کرده است.
- بسیاری از ایرانیانی که دل در گرو میهن دارند، از طریق طرفداری و حمایت از تیم ملی، هویت ایرانی خود را ابراز میکنند و این موضوع یک سرمایه ملی ارزشمند است.
متن کامل مصاحبه در:
https://isna.ir/xdWCBG
@isscaa
- جام جهانی فرصتی برای تقویت انسجام اجتماعی است.
- پس از روزهای پر التهاب جنگ، ارزش دیدن دوستان و نزدیکان بیشتر مشخص میشود. لذا تماشای جمعی فوتبال پس از شرایط پر التهاب جنگ، اثرات و طعم خاصی دارد.
- ایجاد «محوطههای هواداری (Fan Zone)» که در بسیاری از شهرهای دنیا مرسوم شده است، از جمله وظایف نهادهای عمومی و مدیریت شهری به شمار میرود.
- حضور تیم ملی ایران در جام جهانی، برای جامعه دیاسپورا و ایرانیان خارج از کشور نیز حس مثبتی ایجاد کرده است.
- بسیاری از ایرانیانی که دل در گرو میهن دارند، از طریق طرفداری و حمایت از تیم ملی، هویت ایرانی خود را ابراز میکنند و این موضوع یک سرمایه ملی ارزشمند است.
متن کامل مصاحبه در:
https://isna.ir/xdWCBG
@isscaa
⚽️ چرا نیمکت تیم ملی به نوسازی ساختاری نیاز دارد؟
پایانِ عصرِ «مدیریتِ رولتوار»
📝 مجید خاتونی
https://vvarzesh.ir/?p=18621
@isscaa
پایانِ عصرِ «مدیریتِ رولتوار»
📝 مجید خاتونی
https://vvarzesh.ir/?p=18621
@isscaa
قلم؛ معمار نوسازی و پیشرانِ پویایی در ساحت ورزش
به مناسبت ۱۴ تیرماه، روز ملی قلم
✍🏻دکتر مجید خاتونی
مدیرعامل انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
🔺میگویند اگر تمدنی فرو بریزد و بنا باشد همه چیز آن از نو ساخته شود، نخستین خشتِ این بازآفرینی نه از سنگ و آهن، که از «کلمه» گذاشته خواهد شد؛ چرا که کلمه، نقطه پرگارِ اندیشه است و قلم، دستِ آفرینندهای که به این جوهرِ سیال، جان و معنا میبخشد. هیچ مدنیتی شکل نگرفته و هیچ فرهنگ پایداری پا نگرفته است، مگر آنکه ابتدا در ساحتِ واژگان متولد شده، صیقل یافته و سپس به مدد قلم بر تارک تاریخ ثبت شده باشد.
🔺قلم، صرفاً ابزاری برای ثبت رویدادها یا گزارشهای روزمره نیست؛ قلم نماد «آگاهی» و پیشرانِ «پویاییِ جمعی» است. جامعهای که با قلم پیوندِ نزدیک دارد، جامعهای زنده، آگاه و رو به جلوست.
🔺در ساحت ورزش، قلم فراتر از یک ابزارِ توصیفی، نقش «دیدهبان و هادی» را ایفا میکند. قلم با تبیینِ واقعیتهای عریان، نقدِ ساختارهای معیوب، بازتعریف مداوم ارزشها و نشان دادن افقهای تازه، با همگرایی اهل فن، مانع از ایستایی و انجماد فکری در ورزش میشود. آنجا که قلم با مسئولیتپذیری و دانشِ تخصصی بر چرخش درمیآید، تابشِ نورِ شفافیت، سایههای ناراستی و انحرافِ ورزشی را پس میزند و بستری برای رشد فراهم میسازد.
🔺پاسداشت «قلمِ ورزشی»، ارج نهادن به تمام تلاشهای اندیشهورزانهای است که برخلاف مدالهای درخشان و سکوهای افتخار، در معرضِ تشویق تماشاگران و دیدِ دوربینها قرار نمیگیرد؛ اما زیربنای اعتلای فرهنگی ورزش را پایهگذاری و قوام میبخشد. در روزگاری که حاشیه بر متن غالب آمده و «سطحینگریِ رسانهای» جایگزین «گفتمانِ تخصصی» شده، باید به خاطر داشت که هر تحولِ پایدار در ورزش کشور، از جوهرِ قلمی آغاز میشود که با دانش، شجاعت و تعهد بر سپیدیِ کاغذ مینشیند تا تاریکیِ ناآگاهی را بزداید.
🔺روز ملی قلم، بر اهالیِ اندیشه، نویسندگان و پویندگانِ مسیرِ آگاهی که با قلم، «سرمایه فرهنگی» ورزش را غنا میبخشند، گرامی باد.
لینک یادداشت:
http://menhayefootballonline.ir/fa/news/63167
@isscaa
به مناسبت ۱۴ تیرماه، روز ملی قلم
✍🏻دکتر مجید خاتونی
مدیرعامل انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
🔺میگویند اگر تمدنی فرو بریزد و بنا باشد همه چیز آن از نو ساخته شود، نخستین خشتِ این بازآفرینی نه از سنگ و آهن، که از «کلمه» گذاشته خواهد شد؛ چرا که کلمه، نقطه پرگارِ اندیشه است و قلم، دستِ آفرینندهای که به این جوهرِ سیال، جان و معنا میبخشد. هیچ مدنیتی شکل نگرفته و هیچ فرهنگ پایداری پا نگرفته است، مگر آنکه ابتدا در ساحتِ واژگان متولد شده، صیقل یافته و سپس به مدد قلم بر تارک تاریخ ثبت شده باشد.
🔺قلم، صرفاً ابزاری برای ثبت رویدادها یا گزارشهای روزمره نیست؛ قلم نماد «آگاهی» و پیشرانِ «پویاییِ جمعی» است. جامعهای که با قلم پیوندِ نزدیک دارد، جامعهای زنده، آگاه و رو به جلوست.
🔺در ساحت ورزش، قلم فراتر از یک ابزارِ توصیفی، نقش «دیدهبان و هادی» را ایفا میکند. قلم با تبیینِ واقعیتهای عریان، نقدِ ساختارهای معیوب، بازتعریف مداوم ارزشها و نشان دادن افقهای تازه، با همگرایی اهل فن، مانع از ایستایی و انجماد فکری در ورزش میشود. آنجا که قلم با مسئولیتپذیری و دانشِ تخصصی بر چرخش درمیآید، تابشِ نورِ شفافیت، سایههای ناراستی و انحرافِ ورزشی را پس میزند و بستری برای رشد فراهم میسازد.
🔺پاسداشت «قلمِ ورزشی»، ارج نهادن به تمام تلاشهای اندیشهورزانهای است که برخلاف مدالهای درخشان و سکوهای افتخار، در معرضِ تشویق تماشاگران و دیدِ دوربینها قرار نمیگیرد؛ اما زیربنای اعتلای فرهنگی ورزش را پایهگذاری و قوام میبخشد. در روزگاری که حاشیه بر متن غالب آمده و «سطحینگریِ رسانهای» جایگزین «گفتمانِ تخصصی» شده، باید به خاطر داشت که هر تحولِ پایدار در ورزش کشور، از جوهرِ قلمی آغاز میشود که با دانش، شجاعت و تعهد بر سپیدیِ کاغذ مینشیند تا تاریکیِ ناآگاهی را بزداید.
🔺روز ملی قلم، بر اهالیِ اندیشه، نویسندگان و پویندگانِ مسیرِ آگاهی که با قلم، «سرمایه فرهنگی» ورزش را غنا میبخشند، گرامی باد.
لینک یادداشت:
http://menhayefootballonline.ir/fa/news/63167
@isscaa
📔توجه به فوتبال پایه، کلید موفقیت در جام جهانی؟
تحلیلی بر شواهد جام جهانی 2026
سخنرانان:
مجید جلالی
اصغر مازیار
سید میرشاد ماجدی
مدیر نشست:
مجید خاتونی
🗓 یکشنبه 21 تیر 1405، ساعت 19
🔹پخش از لینک زیر(ورود با گزینه میهمان):
https://www.skyroom.online/ch/hossein5092811/sport
@isscaa
تحلیلی بر شواهد جام جهانی 2026
سخنرانان:
مجید جلالی
اصغر مازیار
سید میرشاد ماجدی
مدیر نشست:
مجید خاتونی
🗓 یکشنبه 21 تیر 1405، ساعت 19
🔹پخش از لینک زیر(ورود با گزینه میهمان):
https://www.skyroom.online/ch/hossein5092811/sport
@isscaa
انجمن جامعه، ورزش و فرهنگ
Photo
سفیران تاریکی در مسیر معنازدایی از ورزش
تصلب لمپنیسم و زوال مکاتب اخلاقی در فوتبال ایران؛
📝 دکتر مجید خاتونی
فوتبال در تاریخ معاصر ایران، زمانی نهتنها یک پدیده صرفاً ورزشی، بلکه بستری برای بازتولید «سرمایه اخلاقی» و نمادی از «مکاتب تربیتی» بود. باشگاهها کانونهای هویتی و پرورشی به شمار میرفتند که در آنها ادب، احترام، کرامت انسانی و مسئولیتپذیری قوام مییافت. اما آنچه امروز بر پهنه زیستبوم فوتبال کشور سایه افکنده، فرسایش عمیق آن هویت تاریخی و سلطه رفتارهای سخیف و لمپنیستی است؛ عارضهای شوم که از رأس هرم مدیریتی تا کادر فنی، بازیکنان و سکوهای هواداری را درنوردیده و مبتلایانش را به «سفیران تاریکی فوتبال» بدل ساخته است. امروز فوتبال ایران به ساز ناکوکی میماند که با نواختن نغمههای فالش و ممتد، گوش و جان علاقهمندان را میآزارد.
به تعبیر ویکتور فرانکل اندیشمند هستیگرا، عمیقترین نیاز انسان نه «لذتطلبی» (برخلاف دیدگاه فروید) و نه «اراده معطوف به قدرت» (برخلاف دیدگاه آدلر)، بلکه «یافتن معنا در زندگی» است؛ معنایی که فهم و کشف آن در جهان پیچیده امروز آسان نیست.
فوتبال دقیقاً به واسطه همین کارکردِ معناسازی، هویتبخشی و ایجاد همبستگی عاطفی به پدیدهای شگرف و اثرگذار در جوامع انسانی تبدیل شده است. با این حال، ترویج بیاخلاقیهای افسارگسیخته، فوتبال ایران را به ورطه «معنازدایی» کشانده است.
در جامعهای که فوتبال مستقیماً بر روان جمعی، احساسات عمومی و رفتارهای اجتماعی اثر میگذارد، باید مفهوم «آلایندگی اخلاقی ورزش» را همسنگ آلایندههای زیستمحیطی جدی گرفت؛ چرا که مسمومسازی اتمسفر روانی جامعه، فرسایش مستقیم سرمایه اجتماعی و زوال فضیلتهای اخلاقی را به دنبال دارد.
تجربه نشان داده هنگامی که نخستین هنجارشکنیها، پرخاشگریها و ادبیات سخیف با تساهل مدیران و انفعال مراجع انضباطی مواجه شد، سیگنال «بیهزینهبودن تباهی» به تمام ارکان ساختار مخابره گردید. در این میان، رفتارهای مخرب و ضد اخلاقی برخی مدیران، مربیان و چهرههای پرحاشیه، از مسیر مشاهده و تقلید به لایههای گوناگون جامعه و نسل جوان سرایت کرده است.
فاجعهبارتر آنکه این زشتیها در ساختار درونیسازی و «عادیسازی» شده؛ تا جایی که عدهای، فحاشی و رکیک گویی را به عنوان ویژگی و ابزار قدرت تلقی کرده و بدان تفاخر میکنند.
نباید این جرایم اخلاقی را با چشمپوشی و توجیههای مسئلهگریز تخفیف داد یا آنها را با گزارههای فریبنده به «ذات و طبیعت هیجانی فوتبال» نسبت داد. فوتبال حرفهای با اعطای دستمزدهای نجومی، شهرت فراگیر و بهرهمندی از تریبونهای عمومی، هرگز جایگاه کسانی نیست که به جای تکوین مفاهیم اخلاقی و مدنی در ذهن و رفتار، به «تقویت زبان پایین تنه و ادبیات مبتذل» روی آوردهاند.
ریشه بنیادین این انحطاط، در ابتذال مدیریت و ذبح شایستهسالاری نهفته است. حذف معیارهای تخصصی، عرصه را به جولانگاه «نامدیران» و «کاسبان فرهنگی» تبدیل کرده است؛ چهرههایی که سالها بودجههای کلان و فرصتهای تاریخی کشور را صرف اقدامات بیهوده و نمایشی کردند و امروز به جای آنکه «عوامل نجات» باشند، به «معماران فروپاشی اعتبار و فرهنگ ورزش» بدل شدهاند. در این منظومه انحطاط، رسانههای زرد و موجسوار نیز شریک جرم اصلی این تباهی به شمار میروند؛ رسانههایی که، بهجای بایکوت و تقبیح چهرههای هتاک، برای ادبیات قبیح و رفتار زننده آنان فرش قرمز پهن میکنند تا به بهای جذب اندک مخاطب و کلیکهای زودگذر، ابتذال را به هنجار روزمره ورزش کشور بدل سازند.
اما در مواجهه با این بحران، رسالت تاریخی اهالی دلسوز و اصیل ورزش، بازنگری بنیادین در پارادایمهای حاکم و عبور از ظاهرسازیهای سطحی به سوی درک حقیقت باطنی ورزش است. تبدیل «جامعه منفعل ورزشی» به یک «جامعه پویا و جنبشی» ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ چرا که بیعملی در شرایطی که امواج بداخلاقی از مستطیل سبز به لایههای جامعه پمپاژ میشود، چیزی جز یک خودکشی فرهنگی تدریجی نیست.
امروزه موفقیت در ورزش مقولهای صرفاً فنی و تاکتیکی نیست، بلکه محصول همافزایی متوازن میان آموزش، فرهنگ، انضباط و برنامهریزی راهبردی است. بر همین اساس با روحیهای سرشار از مطالبهگری، تدبیر، تعهد و امید به اصلاح، باید اقداماتی بنیادین همچون:
- بازگشت به ریشههای اصیل مکاتب باشگاهی،
- احراز دقیق صلاحیتهای حرفهای و اخلاقی مدیران و کادرهای فنی،
- استقرار نظامنامه انضباطی با جرایم بازدارنده،
- خلع ید عالمنمایان و کاسبان فرهنگی،
- و احیای مسئولیت اجتماعی در رسانهها و مدیریت کلان ورزشی
به جریان بیفتد. این جراحی ساختاری، پروژهای ملی و حیاتی برای صیانت از آینده ورزش و سلامت اخلاقی جامعه است که باید بدون فوت وقت با مشارکت ذینفعان و تشکلهای صنفی و تخصصی ورزش کلید بخورد.
@isscaa
تصلب لمپنیسم و زوال مکاتب اخلاقی در فوتبال ایران؛
📝 دکتر مجید خاتونی
فوتبال در تاریخ معاصر ایران، زمانی نهتنها یک پدیده صرفاً ورزشی، بلکه بستری برای بازتولید «سرمایه اخلاقی» و نمادی از «مکاتب تربیتی» بود. باشگاهها کانونهای هویتی و پرورشی به شمار میرفتند که در آنها ادب، احترام، کرامت انسانی و مسئولیتپذیری قوام مییافت. اما آنچه امروز بر پهنه زیستبوم فوتبال کشور سایه افکنده، فرسایش عمیق آن هویت تاریخی و سلطه رفتارهای سخیف و لمپنیستی است؛ عارضهای شوم که از رأس هرم مدیریتی تا کادر فنی، بازیکنان و سکوهای هواداری را درنوردیده و مبتلایانش را به «سفیران تاریکی فوتبال» بدل ساخته است. امروز فوتبال ایران به ساز ناکوکی میماند که با نواختن نغمههای فالش و ممتد، گوش و جان علاقهمندان را میآزارد.
به تعبیر ویکتور فرانکل اندیشمند هستیگرا، عمیقترین نیاز انسان نه «لذتطلبی» (برخلاف دیدگاه فروید) و نه «اراده معطوف به قدرت» (برخلاف دیدگاه آدلر)، بلکه «یافتن معنا در زندگی» است؛ معنایی که فهم و کشف آن در جهان پیچیده امروز آسان نیست.
فوتبال دقیقاً به واسطه همین کارکردِ معناسازی، هویتبخشی و ایجاد همبستگی عاطفی به پدیدهای شگرف و اثرگذار در جوامع انسانی تبدیل شده است. با این حال، ترویج بیاخلاقیهای افسارگسیخته، فوتبال ایران را به ورطه «معنازدایی» کشانده است.
در جامعهای که فوتبال مستقیماً بر روان جمعی، احساسات عمومی و رفتارهای اجتماعی اثر میگذارد، باید مفهوم «آلایندگی اخلاقی ورزش» را همسنگ آلایندههای زیستمحیطی جدی گرفت؛ چرا که مسمومسازی اتمسفر روانی جامعه، فرسایش مستقیم سرمایه اجتماعی و زوال فضیلتهای اخلاقی را به دنبال دارد.
تجربه نشان داده هنگامی که نخستین هنجارشکنیها، پرخاشگریها و ادبیات سخیف با تساهل مدیران و انفعال مراجع انضباطی مواجه شد، سیگنال «بیهزینهبودن تباهی» به تمام ارکان ساختار مخابره گردید. در این میان، رفتارهای مخرب و ضد اخلاقی برخی مدیران، مربیان و چهرههای پرحاشیه، از مسیر مشاهده و تقلید به لایههای گوناگون جامعه و نسل جوان سرایت کرده است.
فاجعهبارتر آنکه این زشتیها در ساختار درونیسازی و «عادیسازی» شده؛ تا جایی که عدهای، فحاشی و رکیک گویی را به عنوان ویژگی و ابزار قدرت تلقی کرده و بدان تفاخر میکنند.
نباید این جرایم اخلاقی را با چشمپوشی و توجیههای مسئلهگریز تخفیف داد یا آنها را با گزارههای فریبنده به «ذات و طبیعت هیجانی فوتبال» نسبت داد. فوتبال حرفهای با اعطای دستمزدهای نجومی، شهرت فراگیر و بهرهمندی از تریبونهای عمومی، هرگز جایگاه کسانی نیست که به جای تکوین مفاهیم اخلاقی و مدنی در ذهن و رفتار، به «تقویت زبان پایین تنه و ادبیات مبتذل» روی آوردهاند.
ریشه بنیادین این انحطاط، در ابتذال مدیریت و ذبح شایستهسالاری نهفته است. حذف معیارهای تخصصی، عرصه را به جولانگاه «نامدیران» و «کاسبان فرهنگی» تبدیل کرده است؛ چهرههایی که سالها بودجههای کلان و فرصتهای تاریخی کشور را صرف اقدامات بیهوده و نمایشی کردند و امروز به جای آنکه «عوامل نجات» باشند، به «معماران فروپاشی اعتبار و فرهنگ ورزش» بدل شدهاند. در این منظومه انحطاط، رسانههای زرد و موجسوار نیز شریک جرم اصلی این تباهی به شمار میروند؛ رسانههایی که، بهجای بایکوت و تقبیح چهرههای هتاک، برای ادبیات قبیح و رفتار زننده آنان فرش قرمز پهن میکنند تا به بهای جذب اندک مخاطب و کلیکهای زودگذر، ابتذال را به هنجار روزمره ورزش کشور بدل سازند.
اما در مواجهه با این بحران، رسالت تاریخی اهالی دلسوز و اصیل ورزش، بازنگری بنیادین در پارادایمهای حاکم و عبور از ظاهرسازیهای سطحی به سوی درک حقیقت باطنی ورزش است. تبدیل «جامعه منفعل ورزشی» به یک «جامعه پویا و جنبشی» ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ چرا که بیعملی در شرایطی که امواج بداخلاقی از مستطیل سبز به لایههای جامعه پمپاژ میشود، چیزی جز یک خودکشی فرهنگی تدریجی نیست.
امروزه موفقیت در ورزش مقولهای صرفاً فنی و تاکتیکی نیست، بلکه محصول همافزایی متوازن میان آموزش، فرهنگ، انضباط و برنامهریزی راهبردی است. بر همین اساس با روحیهای سرشار از مطالبهگری، تدبیر، تعهد و امید به اصلاح، باید اقداماتی بنیادین همچون:
- بازگشت به ریشههای اصیل مکاتب باشگاهی،
- احراز دقیق صلاحیتهای حرفهای و اخلاقی مدیران و کادرهای فنی،
- استقرار نظامنامه انضباطی با جرایم بازدارنده،
- خلع ید عالمنمایان و کاسبان فرهنگی،
- و احیای مسئولیت اجتماعی در رسانهها و مدیریت کلان ورزشی
به جریان بیفتد. این جراحی ساختاری، پروژهای ملی و حیاتی برای صیانت از آینده ورزش و سلامت اخلاقی جامعه است که باید بدون فوت وقت با مشارکت ذینفعان و تشکلهای صنفی و تخصصی ورزش کلید بخورد.
@isscaa
https://vvarzesh.ir/?p=20456
تداوم ناکامی تیمهای ملی فوتبال، تاوان پوسیدگی فکری مدیریت
📝 دکتر مجید خاتونی
مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
@isscaa
تداوم ناکامی تیمهای ملی فوتبال، تاوان پوسیدگی فکری مدیریت
📝 دکتر مجید خاتونی
مدیر انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ
@isscaa
وقت اضافه | اخبار ورزشی
تاوان پوسیدگی فکری مدیریت و پیشفروش آینده!
اخبار ورزشی
۱۰ مهر، روز جهانی عدم خشونت🌿
🔹 ۲ اکتبر، مصادف با ۱۰ مهرماه، سالروز تولد مهاتما گاندی، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد بهعنوان «روز جهانی عدم خشونت» نامگذاری شده است؛ روزی برای ترویج فرهنگ صلح، مدارا و تقویت تابآوری اجتماعی در برابر سیاستهای جنگطلبانه.
🔹 خشونت تنها در میدانهای جنگ رخ نمیدهد؛ بلکه سایهای است که گاه در خانه، مدرسه، خیابان و حتی در شیوهی تعاملات روزمره ما حضور دارد. در جهان پرآشوب امروز، مبارزه با خشونت از بازسازیِ پیوندهای انسانی و تقویت سرمایههای اجتماعی آغاز میشود.
🔹 ورزش در این میان، موتور محرک «همبستگی اجتماعی» و «دیپلماسی مردمنهاد» است. ورزشگاهها و زمینهای بازی، بستری برای خلق دوستیهایی هستند که مرزهای سیاسی، نژادی و طبقاتی قادر به تخریب آنها نیست. ورزش بهعنوان یک زبان جهانی، این قدرت را دارد که فاصلهها را کم کند و با ایجاد فرصتهای برابر برای تعامل، «دیگری» را به «دوست» تبدیل نماید. در واقع، هر بازی جوانمردانه، تمرینی کوچک برای صلحِ بزرگ جهانی است.
🔹 علاوه بر این، ورزش تریبونی قدرتمند برای «صدای بیصدایان» است. در عصری که ماشینهای جنگی و جنگافروزان میکوشند حقیقت را در سایهی سانسور یا روایتهای یکسویه پنهان کنند، رویدادهای ورزشی و تریبون ورزشکاران میتوانند مظلومیتِ انسانهای درگیر جنگ را به وجدانِ بیدارِ جهان برسانند. میدان ورزش، جایگاهی برای ایستادگی نمادین در برابر سلطهگری است؛ جایی که انسانیت میتواند بر صدای سلاحها پیروز شود و آلامِ مردم مظلوم را به گوش جهانیان برساند.
🔹 با این حال، آمارهای جهان امروز نشان میدهد که هنوز راهی طولانی در پیش داریم: در سال ۲۰۲۴، حدود ۴۸٬۳۸۴ نفر در نتیجهی درگیریهای مسلحانه جان خود را از دست دادند؛ یعنی بهطور میانگین تقریباً یک نفر در هر ۱۲ دقیقه!
🔹 عدم خشونت، نتیجهی انتخابهای روزمرهی ماست: از احترام به «دیگری»، شنیدن پیش از قضاوت، حمایت از کرامت انسانی و استفاده از جایگاهمان در هر سطحی برای دفاع از صلح. بیایید برای جهانی که در آن امنیت و مهربانی سهم همه باشد، از همین امروز، از قلبِ میدانهای ورزش تا کنجِ خانههایمان، تمرینِ صلح کنیم.
انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ ایران
@isscaa
🔹 ۲ اکتبر، مصادف با ۱۰ مهرماه، سالروز تولد مهاتما گاندی، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد بهعنوان «روز جهانی عدم خشونت» نامگذاری شده است؛ روزی برای ترویج فرهنگ صلح، مدارا و تقویت تابآوری اجتماعی در برابر سیاستهای جنگطلبانه.
🔹 خشونت تنها در میدانهای جنگ رخ نمیدهد؛ بلکه سایهای است که گاه در خانه، مدرسه، خیابان و حتی در شیوهی تعاملات روزمره ما حضور دارد. در جهان پرآشوب امروز، مبارزه با خشونت از بازسازیِ پیوندهای انسانی و تقویت سرمایههای اجتماعی آغاز میشود.
🔹 ورزش در این میان، موتور محرک «همبستگی اجتماعی» و «دیپلماسی مردمنهاد» است. ورزشگاهها و زمینهای بازی، بستری برای خلق دوستیهایی هستند که مرزهای سیاسی، نژادی و طبقاتی قادر به تخریب آنها نیست. ورزش بهعنوان یک زبان جهانی، این قدرت را دارد که فاصلهها را کم کند و با ایجاد فرصتهای برابر برای تعامل، «دیگری» را به «دوست» تبدیل نماید. در واقع، هر بازی جوانمردانه، تمرینی کوچک برای صلحِ بزرگ جهانی است.
🔹 علاوه بر این، ورزش تریبونی قدرتمند برای «صدای بیصدایان» است. در عصری که ماشینهای جنگی و جنگافروزان میکوشند حقیقت را در سایهی سانسور یا روایتهای یکسویه پنهان کنند، رویدادهای ورزشی و تریبون ورزشکاران میتوانند مظلومیتِ انسانهای درگیر جنگ را به وجدانِ بیدارِ جهان برسانند. میدان ورزش، جایگاهی برای ایستادگی نمادین در برابر سلطهگری است؛ جایی که انسانیت میتواند بر صدای سلاحها پیروز شود و آلامِ مردم مظلوم را به گوش جهانیان برساند.
🔹 با این حال، آمارهای جهان امروز نشان میدهد که هنوز راهی طولانی در پیش داریم: در سال ۲۰۲۴، حدود ۴۸٬۳۸۴ نفر در نتیجهی درگیریهای مسلحانه جان خود را از دست دادند؛ یعنی بهطور میانگین تقریباً یک نفر در هر ۱۲ دقیقه!
🔹 عدم خشونت، نتیجهی انتخابهای روزمرهی ماست: از احترام به «دیگری»، شنیدن پیش از قضاوت، حمایت از کرامت انسانی و استفاده از جایگاهمان در هر سطحی برای دفاع از صلح. بیایید برای جهانی که در آن امنیت و مهربانی سهم همه باشد، از همین امروز، از قلبِ میدانهای ورزش تا کنجِ خانههایمان، تمرینِ صلح کنیم.
انجمن جامعه و ورزش و فرهنگ ایران
@isscaa