🔶لهجههای ترکی آذربایجانی در ایران:
1️⃣لهجه تبریز: این لهجه نزدیک به لهجه شهر شَکی در جمهوری آذربایجان است و در تبریز و شهرهای کوچک و روستاهای اطراف آن رایج است، یکی از صحیحترین لهجههای ترکی آذربایجانی است. اسکو، خسروشاه، توفارقان (آذرشهر) و روستاهای توابع آنها، روستاهای دامنه شمالی سهند و باسمینج، هئربی، بیرق، لیقوان، سپاراخان، خلتدوکان از جمله مناطقی هستند که لهجه آنها با کمی تفاوت تبریزی است.
در خود تبریز سه لهجه با اندکی تفاوت وجود دارد :
🔹محلههای غرب تبریز مانند شنب غازان، حکم آباد، منجم، قره آغاج
🔹دوه چی، امیرخیز، لیل آباد، خطیب
🔹محلههای شرق تبریز مانند ششگلان، باغمئشه، خیابان، مارالان و مناطق مرکزی
2️⃣لهجه قرهداغ (ارسباران): صحیحترین لهجه ترکی آذربایجانی است و تماما پیرو قواعد زبانی است. دامنه شرقی سهند، متنق، ایراناق، سرسکند (هشترود)، اوجان (بستانآباد)، میانه، سراب، قرهداغ، سونار خیوه اهر، تیکان تپه (تکاب)، سایینقالا (شاهیندژ) و قسمتهایی از دشت مغان و قاراقیشلاق، بیجان، پلدشت (عربلر)، نازیک، مرگنلر، قاراقولوقلار، مرکیت و قایقاج در جنوب آراز (ارس) مناطقی هستند که این لهجه در آن رایج است. در برخی از روستاها حرف "خ" وجود ندارد و با حرف "ه" جایگزین میشود یعنی هورما (خرما) و هانیم (خانم) گفتهمیشود. در ابتدای واژههایی که با "ر" شروع میشوند مصوت "ای" اضافه میشود مانند ایرحیم (رحیم).
3️⃣لهجه یامچی: این لهجه شباهت زیادی به لهجه نخجوان خصوصا اوردوباد دارد. مرکز این لهجه را میتوان مرند حساب کرد.
صوفیان، یامچی، شبستر، خامنه، دیزه، دریان، شانیجان، گمیچی و قاپسار، زنوز، گلین پقایا، المدار در شمال دریاچه اورمیه از مناطقی هستند که این لهجه در آنها رایجاست. از ویژگیهای این لهجه تبدیل مصوت a به ə است، مثلا به قابلاما قابلَمه، به قارداش قردش میگویند. این لهجه بین لهجه تبریز و قرهداغ قرار میگیرد(از لحاظ کشیدن صداها).
4️⃣لهجه اورمیه (اویغور-آوشار لهجه سی): این لهجه نیز یکی از صحیحترین لهجههای ترکی آذربایجانی ایران است. از نزدیکی های سویوغ بولاق (مهاباد)، سولدوز (نقده)، تا اورمیه و سلماس و خوی و مرز ترکیه این لهجه رایج است. در اطراف اورمیه در روستاهای چونقارالیسی صدای "نگ" هنوز حفظ شده است مثلا گلیرنگ. لازم به ذکراست در نزدیکی اورومچی پایتخت ترکستان شرقی نیز قصبهای به نام چونقارالی موجود است. شباهت بین نام خود اورمو و اورومچی نیز جای بحث دارد. علت نامگذاری این لهجه به لهجه اویغور-افشار آن است که از ترکیب زبان اویغورها و افشارهای کوچکرده از خراسان و ترکیه بوجود آمده است.
🔹ادبی دیلده: آتامی، آتانی، آتاسینی، آتامیزی، آتانیزی، آتالارینی
🔹تبریز: آتامی، آتاوی، آتاسینی، آتامیزی، آتازی، آتالارینی
🔹قاراداغ: آتامی، اتُوو، آتاسینی، آتامیزی، آتُووزو، آتالارینی
🔹اویغور: آتامی، آتایین، آتاسینی، آتامیزی، آتاییزی، آتالارینی
5️⃣لهجه مراغه و بناب: این لهجه در شهرها و روستاهای دامنه جنوبی سهند رایج است. البته لهجه بنابی با مراغه تفاوتهایی دارند.
از طرف مراغه به طرف سرسکند، سایینقالا (شاهیندژ)، قوشاچای (میاندوآب) تا حدود سویوغبولاق و جیغاتی (زرینه رود)، ملیککندی (ملکان)، بناب، عجبشیر از جمله مناطقی هستند که این لهجه در آن رایجاست. در این لهجه صدای "ر" بسیار ضعیف تا تبدیل به "ی" تلفظ میشود.
6️⃣لهجه اردبیل: این لهجه در اردبیل، خلخال، نمین، آستارا، انزلی، تالش، منجیل رایج است. این لهجه شباهت زیادی به لهجه جنوب جمهوری آذربایجان دارد.
7️⃣لهجه زنجان: این لهجه از طارم آغاز شده و تا زنجان، هیدج، سلطانیه، خدابنده، ماه نشان، بیجار و قروه در کردستان و سنقر در کرمانشاه رایجاست و در مناطق شرقی و جنوبی زنجان مانند قیدار به لهجه همدان نزدیک میشود. به طور کلی این لهجه را میتوان ترکیبی از ترکی قدیم و جدید دانست.
8️⃣لهجه همدان: ابهر، تاکستان، قزوین، بویین زهرا، آوج، همدان، رزن، بهار، تویسرکان، کبودرآهنگ، پامبولو (فامنین)، اسدآباد، لالجین تا سنقر به این لهجه تکلم میکنند.
شباهت زیادی به لهجه زنجان دارد. این لهجه یکی از لهجههای اصیلی است که برخی قواعد قدیمی هنوز در آن وجوددارد.
برای مثال "توکندی" به جای قورتولدو یا تورندی به جای ایسهال توتدو. یا مثلا در سوم شخص حرف سین از افعال حذف میشود (همانند لهجه زنجان): گلیرسن به گلیرن، آلیرسان به آلیران، گلیرسیز به گلیریز تبدیل میشود
البته در لهجه همدان افعالی که به "ن" ختم میشوند "ی" جایگزین "ن" میشود مثلا زنجانیها میگویند آلیران، گلیرن اما همدانیها میگویند آلیرای، گلیرَی
منبع: تحقیقات آکوپ دیلآچار زبان شناس ترکیه
@ishraqocaqi1387
1️⃣لهجه تبریز: این لهجه نزدیک به لهجه شهر شَکی در جمهوری آذربایجان است و در تبریز و شهرهای کوچک و روستاهای اطراف آن رایج است، یکی از صحیحترین لهجههای ترکی آذربایجانی است. اسکو، خسروشاه، توفارقان (آذرشهر) و روستاهای توابع آنها، روستاهای دامنه شمالی سهند و باسمینج، هئربی، بیرق، لیقوان، سپاراخان، خلتدوکان از جمله مناطقی هستند که لهجه آنها با کمی تفاوت تبریزی است.
در خود تبریز سه لهجه با اندکی تفاوت وجود دارد :
🔹محلههای غرب تبریز مانند شنب غازان، حکم آباد، منجم، قره آغاج
🔹دوه چی، امیرخیز، لیل آباد، خطیب
🔹محلههای شرق تبریز مانند ششگلان، باغمئشه، خیابان، مارالان و مناطق مرکزی
2️⃣لهجه قرهداغ (ارسباران): صحیحترین لهجه ترکی آذربایجانی است و تماما پیرو قواعد زبانی است. دامنه شرقی سهند، متنق، ایراناق، سرسکند (هشترود)، اوجان (بستانآباد)، میانه، سراب، قرهداغ، سونار خیوه اهر، تیکان تپه (تکاب)، سایینقالا (شاهیندژ) و قسمتهایی از دشت مغان و قاراقیشلاق، بیجان، پلدشت (عربلر)، نازیک، مرگنلر، قاراقولوقلار، مرکیت و قایقاج در جنوب آراز (ارس) مناطقی هستند که این لهجه در آن رایج است. در برخی از روستاها حرف "خ" وجود ندارد و با حرف "ه" جایگزین میشود یعنی هورما (خرما) و هانیم (خانم) گفتهمیشود. در ابتدای واژههایی که با "ر" شروع میشوند مصوت "ای" اضافه میشود مانند ایرحیم (رحیم).
3️⃣لهجه یامچی: این لهجه شباهت زیادی به لهجه نخجوان خصوصا اوردوباد دارد. مرکز این لهجه را میتوان مرند حساب کرد.
صوفیان، یامچی، شبستر، خامنه، دیزه، دریان، شانیجان، گمیچی و قاپسار، زنوز، گلین پقایا، المدار در شمال دریاچه اورمیه از مناطقی هستند که این لهجه در آنها رایجاست. از ویژگیهای این لهجه تبدیل مصوت a به ə است، مثلا به قابلاما قابلَمه، به قارداش قردش میگویند. این لهجه بین لهجه تبریز و قرهداغ قرار میگیرد(از لحاظ کشیدن صداها).
4️⃣لهجه اورمیه (اویغور-آوشار لهجه سی): این لهجه نیز یکی از صحیحترین لهجههای ترکی آذربایجانی ایران است. از نزدیکی های سویوغ بولاق (مهاباد)، سولدوز (نقده)، تا اورمیه و سلماس و خوی و مرز ترکیه این لهجه رایج است. در اطراف اورمیه در روستاهای چونقارالیسی صدای "نگ" هنوز حفظ شده است مثلا گلیرنگ. لازم به ذکراست در نزدیکی اورومچی پایتخت ترکستان شرقی نیز قصبهای به نام چونقارالی موجود است. شباهت بین نام خود اورمو و اورومچی نیز جای بحث دارد. علت نامگذاری این لهجه به لهجه اویغور-افشار آن است که از ترکیب زبان اویغورها و افشارهای کوچکرده از خراسان و ترکیه بوجود آمده است.
🔹ادبی دیلده: آتامی، آتانی، آتاسینی، آتامیزی، آتانیزی، آتالارینی
🔹تبریز: آتامی، آتاوی، آتاسینی، آتامیزی، آتازی، آتالارینی
🔹قاراداغ: آتامی، اتُوو، آتاسینی، آتامیزی، آتُووزو، آتالارینی
🔹اویغور: آتامی، آتایین، آتاسینی، آتامیزی، آتاییزی، آتالارینی
5️⃣لهجه مراغه و بناب: این لهجه در شهرها و روستاهای دامنه جنوبی سهند رایج است. البته لهجه بنابی با مراغه تفاوتهایی دارند.
از طرف مراغه به طرف سرسکند، سایینقالا (شاهیندژ)، قوشاچای (میاندوآب) تا حدود سویوغبولاق و جیغاتی (زرینه رود)، ملیککندی (ملکان)، بناب، عجبشیر از جمله مناطقی هستند که این لهجه در آن رایجاست. در این لهجه صدای "ر" بسیار ضعیف تا تبدیل به "ی" تلفظ میشود.
6️⃣لهجه اردبیل: این لهجه در اردبیل، خلخال، نمین، آستارا، انزلی، تالش، منجیل رایج است. این لهجه شباهت زیادی به لهجه جنوب جمهوری آذربایجان دارد.
7️⃣لهجه زنجان: این لهجه از طارم آغاز شده و تا زنجان، هیدج، سلطانیه، خدابنده، ماه نشان، بیجار و قروه در کردستان و سنقر در کرمانشاه رایجاست و در مناطق شرقی و جنوبی زنجان مانند قیدار به لهجه همدان نزدیک میشود. به طور کلی این لهجه را میتوان ترکیبی از ترکی قدیم و جدید دانست.
8️⃣لهجه همدان: ابهر، تاکستان، قزوین، بویین زهرا، آوج، همدان، رزن، بهار، تویسرکان، کبودرآهنگ، پامبولو (فامنین)، اسدآباد، لالجین تا سنقر به این لهجه تکلم میکنند.
شباهت زیادی به لهجه زنجان دارد. این لهجه یکی از لهجههای اصیلی است که برخی قواعد قدیمی هنوز در آن وجوددارد.
برای مثال "توکندی" به جای قورتولدو یا تورندی به جای ایسهال توتدو. یا مثلا در سوم شخص حرف سین از افعال حذف میشود (همانند لهجه زنجان): گلیرسن به گلیرن، آلیرسان به آلیران، گلیرسیز به گلیریز تبدیل میشود
البته در لهجه همدان افعالی که به "ن" ختم میشوند "ی" جایگزین "ن" میشود مثلا زنجانیها میگویند آلیران، گلیرن اما همدانیها میگویند آلیرای، گلیرَی
منبع: تحقیقات آکوپ دیلآچار زبان شناس ترکیه
@ishraqocaqi1387
🔴فراخوان
کانون اشراق دانشگاه زنجان،از دانشجویان علاقهمند به فعالیت در زمینه های زیر اقدام به جذب نیرو می نماید:
-بخش ادبی(آموزش زبان،شعر و ادبیات ترکی)
-بخش نشریه(نویسندگی نشریه،طراحی نشریه و پوستر)
-بخش هنری(موسیقی،تئاتر،نقاشی و مجری گری)
-بخش سیر مطالعاتی(تاریخ،حقوق،جامعه شناسی،روانشناسی،فلسفه،رمان و...)
🔻علاقهمندان به فعالیت،به دایرکت اینستاگرامی و یا ادمین تلگرام مراجعه نمایند.
@ishraqocaqi1387
کانون اشراق دانشگاه زنجان،از دانشجویان علاقهمند به فعالیت در زمینه های زیر اقدام به جذب نیرو می نماید:
-بخش ادبی(آموزش زبان،شعر و ادبیات ترکی)
-بخش نشریه(نویسندگی نشریه،طراحی نشریه و پوستر)
-بخش هنری(موسیقی،تئاتر،نقاشی و مجری گری)
-بخش سیر مطالعاتی(تاریخ،حقوق،جامعه شناسی،روانشناسی،فلسفه،رمان و...)
🔻علاقهمندان به فعالیت،به دایرکت اینستاگرامی و یا ادمین تلگرام مراجعه نمایند.
@ishraqocaqi1387
ویژهنامه تانیش با موضوع جنبشهای اجتماعی و جنبش دانشجویی آذربایجان به مناسبت ۱۹ اردیبهشت، روز دانشجو در آذربایجان منتشر شد.
تبریز بیلیم یوردونون "آذربایجان تانیتیم اوجاغی"نین تانیش درگیسینین سگگیزینجی ساییسی، پیام نور بیلیم یوردونون "اسلامی آذربایجان کؤلتور و اویقارلیق اوجاغی" و زنجان بیلیم یوردونون "اشراق اوجاغی" امکداشلیغی ایله یاییملاندی.
شماره هشتم نشریه تانیش "کانون آذربایجانشناسی" دانشگاه تبریز با همکاری "کانون فرهنگ و تمدن اسلامی آذربایجان" دانشگاه پیام نور و "کانون اشراق" دانشگاه زنجان منتشر شد.
#جنبش_دانشجویی_آذربایجان
#آذربایجان_اؤیرنجی_ترپنیشی
#تانیش
#سگگیزینجی_سایی
#آذربایجان_اؤیرنجی_گونو
📒 کانون آذربایجانشناسی دانشگاه تبریز
🔍@ATO_tabrizu
تبریز بیلیم یوردونون "آذربایجان تانیتیم اوجاغی"نین تانیش درگیسینین سگگیزینجی ساییسی، پیام نور بیلیم یوردونون "اسلامی آذربایجان کؤلتور و اویقارلیق اوجاغی" و زنجان بیلیم یوردونون "اشراق اوجاغی" امکداشلیغی ایله یاییملاندی.
شماره هشتم نشریه تانیش "کانون آذربایجانشناسی" دانشگاه تبریز با همکاری "کانون فرهنگ و تمدن اسلامی آذربایجان" دانشگاه پیام نور و "کانون اشراق" دانشگاه زنجان منتشر شد.
#جنبش_دانشجویی_آذربایجان
#آذربایجان_اؤیرنجی_ترپنیشی
#تانیش
#سگگیزینجی_سایی
#آذربایجان_اؤیرنجی_گونو
📒 کانون آذربایجانشناسی دانشگاه تبریز
🔍@ATO_tabrizu
Tanış 8.pdf
5.4 MB
هشتمین شماره از نشریه دانشجویی تانیش کانون آذربایجانشناسی دانشگاه تبریز
#ویژه_نامه
♦️ در این شماره خواهید خواند:
🔹 تعاریف و تفاسیر جنبشهای اجتماعی
🔹 عناصر و مولفههای جنبشهای اجتماعی
🔹 رابطه دموکراسی با جنبشهای اجتماعی
🔹 تاملی ترمینولوژیک در باب حرکت و جنبش اجتماعی
🔹 حرکت ملی آذربایجان و ماهیت جنبشهای آن
🔹 بررسی مجموعه کنشهای دانشجویان آذربایجانی با جنبش اجتماعی
#جنبش_دانشجويي_آذربایجان
#آذربایجان_اؤیرنجی_ترپنیشی
#تانیش
#سگگیزینجی_سایی
#آذربایجان_اؤیرنجی_گونو
📒کانون آذربایجانشناسی دانشگاه تبریز
🔍@ATO_tabrizu
#ویژه_نامه
♦️ در این شماره خواهید خواند:
🔹 تعاریف و تفاسیر جنبشهای اجتماعی
🔹 عناصر و مولفههای جنبشهای اجتماعی
🔹 رابطه دموکراسی با جنبشهای اجتماعی
🔹 تاملی ترمینولوژیک در باب حرکت و جنبش اجتماعی
🔹 حرکت ملی آذربایجان و ماهیت جنبشهای آن
🔹 بررسی مجموعه کنشهای دانشجویان آذربایجانی با جنبش اجتماعی
#جنبش_دانشجويي_آذربایجان
#آذربایجان_اؤیرنجی_ترپنیشی
#تانیش
#سگگیزینجی_سایی
#آذربایجان_اؤیرنجی_گونو
📒کانون آذربایجانشناسی دانشگاه تبریز
🔍@ATO_tabrizu
🔷متن جنبش دانشجویی آذربایجان در رابطه با اختلاف ساختگی آستارا و اردبیل
در زمانهای پیشین، آستارا را به دروازهای تشبیه کردهاند و طبق این نظریه ریشه نام آستارا نیز به کلمه ترکی "آستانا" یعنی دروازه برمیگردد.
عدهای از رشتیهای عزیز ادعا کردهاند که ریشه این نام از( آست: تپه– آرا: وسط) است. در این صورت نیز کلمه "آرا" ترکی بوده و به معنای وسط است و ریشه ترکیبودن این نام نقض نمیشود.
اما "آست" + "آرا" در ترکی معنای دیگری نیز دارد. "آست" در ترکی به معنی پایین و فرودست و "آرا" یا "آرالیق" به معنی سرزمین یا دشت هموار است. مطابق این معانی آستارا واژهای ترکی به معنی دشت هموار و کم ارتفاع است.
ناگفته نماند اثبات اینکه آستارا ریشه ترکی دارد؛ به معنی انکار و بیتوجهی نسبت به سایر اتنیک( تات و تالش)های ساکن در آستارا نیست. هدف صرفا نشاندادن نزدیکی آستارا و اردبیل به یکدیگر است.
به موجب عهدنامه صلح عثمانیها با صفویان در سال ۹۶۳ ه.ش، تالش و آستارا از ناحیه اردبیل اداره میشده و حتی آستارا از موقوفات شیخ صفیالدین اردبیلی است.
نکته بسیار مهم اینجاست که در انتخابات مجلس شورای ملی، بر اساس اعتبارنامهها و اسناد موجود، اردبیل، مشگین، آستارا، نمین، خلخال و اوجارود، یک حوزه انتخابیه بوده است و از سال ۱۳۰۲ ( دوره پنجم شورای ملی) کاندیداهایی از این حوزه اعلام حضور میکردند و نماینده انتخاب میشد.
تفکیک دو ایالت شرقی و غربی از هم چندان نپایید و در اولین قانون منسجم تقسیمات کشوری این دو با هم استانی به نام استان شمال غرب را تشکیل دادند. در این قانون که در تاریخ ۱۳۱۶/۸/۱۶ به تصویب رسید؛ استان شمال غرب از شش شهرستان اردبیل، تبریز، خوی، رضائیه، مراغه و مهاباد تشکیل شد و هر کدام از این شهرستانها مشتمل بر چندین بخش بودند. برای مثال بخشهای شهرستان اردبیل به شرح زیر بود.
اردبیل: ۱- توابع اردبیل ۲- اوجارود، مغان ۳- مشکین، اَرشق ۴- نمین، ویلگیج( ویلکیج)، آستارا ۵- خلخال و توابع.
زبان اکثریت مردم آستارا نیز ترکی بوده و به آن تکلم میورزند که مشترکبودن زبان هم نشانهای از نزدیکی آستارا و اردبیل است.
و نیز طبق قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری( فصل اول– ماده ۱۰): دولت موظف است با حفظ جهات سیاسی اجتماعی هر روستا را به نزدیکترین مرکز دهستان و هر دهستان را به نزدیکترین مرکز بخش و هر بخش را به نزدیکترین مرکز شهرستان و هر شهرستان را به نزدیکترین مرکز استان منضم نماید.
و مستحضر هستید که فاصله آستارا و اردبیل ۸۰ کیلومتر اما فاصله رشت و آستارا ۱۷۳ کیلومتر میباشد و این یعنی در صورت رجوع به قانون اساسی نیز آستارا به اردبیل تعلق میگیرد.
همواره در طول تاریخ شاهد آن بودهایم؛ زمانی که قدرت ملّتی فزونی یافته، دشمنان از سلاحی نامحسوس به نام تفرقه سود جستهاند. تفرقه با پریشانی، ضعف را به ملت هدیه میدهد و اینگونه میشود که دشمنان نیز درصدد سواستفاده از این پریشانی برمیآیند. همچنین تقسیم اراضی یک جغرافیا و تهددی به خاک آن نیز از ابزارهای دیگر نابودی ملت ساکن در آن جغرافیا محسوب میشوند.
دشمنان آذربایجان در طول تاریخ از هر ابزاری برای محدودکردن و انحطاط آذربایجان یاری جستهاند. ایجاد اختلافات ساختگی و تنشهایی برای از بینبردن همبستگی ملت آذربایجان و نیز تقسیم ایالت آذربایجان بعنوان یکی از ایالتهای مهم و بزرگ روزهای نه چندان دور تاریخ از اقدامات آشنای چندین سال اخیر بر علیه این جغرافیاست. ایجاد اختلاف بین اردبیل و تبریز، زنجان و قزوین، زنجان و ابهر و اینک اردبیل و آستارا و فرواوان مورد دیگر از همان نوع اقداماتیست که در حافظه تاریخی آذربایجان حک شده است.
ملت ما باید بداند دشمنان با ایجاد چنین اتفاقات ساختگی و هدف دار تنها میخواهند ما را از هم جدا کرده و از اختلافات پیش آمده سواستفاده کنند. دامنزدن به اختلاف میان آستارا و اردبیل صرفا باعث خوشحالی دشمنان آذربایجان شده و موجب ایجاد واگرایی بین ملت آذربایجان و تقسیم خاک آذربایجان خواهد شد.
@ishraqocaqi1387
در زمانهای پیشین، آستارا را به دروازهای تشبیه کردهاند و طبق این نظریه ریشه نام آستارا نیز به کلمه ترکی "آستانا" یعنی دروازه برمیگردد.
عدهای از رشتیهای عزیز ادعا کردهاند که ریشه این نام از( آست: تپه– آرا: وسط) است. در این صورت نیز کلمه "آرا" ترکی بوده و به معنای وسط است و ریشه ترکیبودن این نام نقض نمیشود.
اما "آست" + "آرا" در ترکی معنای دیگری نیز دارد. "آست" در ترکی به معنی پایین و فرودست و "آرا" یا "آرالیق" به معنی سرزمین یا دشت هموار است. مطابق این معانی آستارا واژهای ترکی به معنی دشت هموار و کم ارتفاع است.
ناگفته نماند اثبات اینکه آستارا ریشه ترکی دارد؛ به معنی انکار و بیتوجهی نسبت به سایر اتنیک( تات و تالش)های ساکن در آستارا نیست. هدف صرفا نشاندادن نزدیکی آستارا و اردبیل به یکدیگر است.
به موجب عهدنامه صلح عثمانیها با صفویان در سال ۹۶۳ ه.ش، تالش و آستارا از ناحیه اردبیل اداره میشده و حتی آستارا از موقوفات شیخ صفیالدین اردبیلی است.
نکته بسیار مهم اینجاست که در انتخابات مجلس شورای ملی، بر اساس اعتبارنامهها و اسناد موجود، اردبیل، مشگین، آستارا، نمین، خلخال و اوجارود، یک حوزه انتخابیه بوده است و از سال ۱۳۰۲ ( دوره پنجم شورای ملی) کاندیداهایی از این حوزه اعلام حضور میکردند و نماینده انتخاب میشد.
تفکیک دو ایالت شرقی و غربی از هم چندان نپایید و در اولین قانون منسجم تقسیمات کشوری این دو با هم استانی به نام استان شمال غرب را تشکیل دادند. در این قانون که در تاریخ ۱۳۱۶/۸/۱۶ به تصویب رسید؛ استان شمال غرب از شش شهرستان اردبیل، تبریز، خوی، رضائیه، مراغه و مهاباد تشکیل شد و هر کدام از این شهرستانها مشتمل بر چندین بخش بودند. برای مثال بخشهای شهرستان اردبیل به شرح زیر بود.
اردبیل: ۱- توابع اردبیل ۲- اوجارود، مغان ۳- مشکین، اَرشق ۴- نمین، ویلگیج( ویلکیج)، آستارا ۵- خلخال و توابع.
زبان اکثریت مردم آستارا نیز ترکی بوده و به آن تکلم میورزند که مشترکبودن زبان هم نشانهای از نزدیکی آستارا و اردبیل است.
و نیز طبق قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری( فصل اول– ماده ۱۰): دولت موظف است با حفظ جهات سیاسی اجتماعی هر روستا را به نزدیکترین مرکز دهستان و هر دهستان را به نزدیکترین مرکز بخش و هر بخش را به نزدیکترین مرکز شهرستان و هر شهرستان را به نزدیکترین مرکز استان منضم نماید.
و مستحضر هستید که فاصله آستارا و اردبیل ۸۰ کیلومتر اما فاصله رشت و آستارا ۱۷۳ کیلومتر میباشد و این یعنی در صورت رجوع به قانون اساسی نیز آستارا به اردبیل تعلق میگیرد.
همواره در طول تاریخ شاهد آن بودهایم؛ زمانی که قدرت ملّتی فزونی یافته، دشمنان از سلاحی نامحسوس به نام تفرقه سود جستهاند. تفرقه با پریشانی، ضعف را به ملت هدیه میدهد و اینگونه میشود که دشمنان نیز درصدد سواستفاده از این پریشانی برمیآیند. همچنین تقسیم اراضی یک جغرافیا و تهددی به خاک آن نیز از ابزارهای دیگر نابودی ملت ساکن در آن جغرافیا محسوب میشوند.
دشمنان آذربایجان در طول تاریخ از هر ابزاری برای محدودکردن و انحطاط آذربایجان یاری جستهاند. ایجاد اختلافات ساختگی و تنشهایی برای از بینبردن همبستگی ملت آذربایجان و نیز تقسیم ایالت آذربایجان بعنوان یکی از ایالتهای مهم و بزرگ روزهای نه چندان دور تاریخ از اقدامات آشنای چندین سال اخیر بر علیه این جغرافیاست. ایجاد اختلاف بین اردبیل و تبریز، زنجان و قزوین، زنجان و ابهر و اینک اردبیل و آستارا و فرواوان مورد دیگر از همان نوع اقداماتیست که در حافظه تاریخی آذربایجان حک شده است.
ملت ما باید بداند دشمنان با ایجاد چنین اتفاقات ساختگی و هدف دار تنها میخواهند ما را از هم جدا کرده و از اختلافات پیش آمده سواستفاده کنند. دامنزدن به اختلاف میان آستارا و اردبیل صرفا باعث خوشحالی دشمنان آذربایجان شده و موجب ایجاد واگرایی بین ملت آذربایجان و تقسیم خاک آذربایجان خواهد شد.
@ishraqocaqi1387
نهضت منحوس سد سازی همچنان ادامه دارد.
سعید چرندابی
ماراش نام تپهای باستانی و مقدس در ۱۲۵کیلومتری جنوب غربی زنجان، در منطقه انگوران شهرستان مانشان(ماهنشان) است.
از سال۱۳۸۸ساخت سدی با همین نام در منطقه آغاز شده است که در بایکوت خبری،کار ساخت آن همچنان ادامه دارد.این سد ازنوع خاکی با هسته رسی است که بر روی رودخانه ماراش(حلب) احداث خواهد شد. بنا به گزارش خبرگزاری دانشجو این سد بدون مجوز زیست محیطی بوده و موجب میشود زمین های کشاورزی اهالی زیر آب برود و در ازای این زمین ها هیچ وجهی هم به کشاورزان پرداخت نمیشود.
در صورت اتمام احداث این سد، تپه و قلعه تاریخی ماراش که متعلق به دوران مانناها است زیر آب خواهد رفت. این سد علاوه بر حذف اثر تاریخی منطقه و کوچاندن اجباری اهالی، مشکلات زیست محیطی فراوانی هم به منطقه تحمیل میکند.
یکی از این مشکلات، وجود گنبد و تپه نمکی کنار مخزن سد است که در صورت آبگیری کامل میتواند آب ذخیره شده را شور و به کلی غیر قابل استفاده کند. علاوه بر این ، علت اصلی که ساخت این سد را غیر قابل توجیه میکند، خشک بودن رودخانهای است که سد بر روی آن احداث میشود(خشک بودن بسنر در تصاویر مشخص است).
مسئله مهم دیگری که منطقه با آن درگیر است، وجود فلزات سنگین بالاتر از حد مجاز در آبهای منطقه است، که عملا کیفیت آب ذخیره شده را به حدی میرساند که شاید با هزینه های گزاف هم نتوان این آب را به آب شرب و کشاورزی تبدیل کرد.
@ishraqocaqi1387
سعید چرندابی
ماراش نام تپهای باستانی و مقدس در ۱۲۵کیلومتری جنوب غربی زنجان، در منطقه انگوران شهرستان مانشان(ماهنشان) است.
از سال۱۳۸۸ساخت سدی با همین نام در منطقه آغاز شده است که در بایکوت خبری،کار ساخت آن همچنان ادامه دارد.این سد ازنوع خاکی با هسته رسی است که بر روی رودخانه ماراش(حلب) احداث خواهد شد. بنا به گزارش خبرگزاری دانشجو این سد بدون مجوز زیست محیطی بوده و موجب میشود زمین های کشاورزی اهالی زیر آب برود و در ازای این زمین ها هیچ وجهی هم به کشاورزان پرداخت نمیشود.
در صورت اتمام احداث این سد، تپه و قلعه تاریخی ماراش که متعلق به دوران مانناها است زیر آب خواهد رفت. این سد علاوه بر حذف اثر تاریخی منطقه و کوچاندن اجباری اهالی، مشکلات زیست محیطی فراوانی هم به منطقه تحمیل میکند.
یکی از این مشکلات، وجود گنبد و تپه نمکی کنار مخزن سد است که در صورت آبگیری کامل میتواند آب ذخیره شده را شور و به کلی غیر قابل استفاده کند. علاوه بر این ، علت اصلی که ساخت این سد را غیر قابل توجیه میکند، خشک بودن رودخانهای است که سد بر روی آن احداث میشود(خشک بودن بسنر در تصاویر مشخص است).
مسئله مهم دیگری که منطقه با آن درگیر است، وجود فلزات سنگین بالاتر از حد مجاز در آبهای منطقه است، که عملا کیفیت آب ذخیره شده را به حدی میرساند که شاید با هزینه های گزاف هم نتوان این آب را به آب شرب و کشاورزی تبدیل کرد.
@ishraqocaqi1387
بحران اقتصادی چند سال اخیر با نرخ تورم نزدیک به ۵۰ درصد، بیش از نیمی از جمعیت را به زیر خط فقر کشانده و وضعیت معیشتی را روزبهروز اسفناکتر و سختتر کرده و در حال تبدیل شدن به فاجعهای انسانی است. در این میان وضعیت معیشتی کارگران و دهکهای پایینتر جامعه که در فقر مطلق به سر میبرند بیشتر از اقشار و طبقات دیگر در معرض تهدید میباشد.
از سوی دیگر مرکزگرایی و توسعه ناموزون که در طول صد سال اخیر پروژهٔ مشترک تمامی دولتها و حکومتهای مستقر در مرکز بوده، ناعدالتی و تبعیض سیستماتیک را بر مناطق پیرامونی تحمیل کرده است. به طوری که این امر حتی در نحوه پرداخت حقوق و مزایای کارگران نیز مشهود بوده و تفاوتی اساسی بین حقوق و مزایای کارگران مناطق مرکزی و پیرامونی وجود دارد.
حاصل شکاف طبقاتی( بحران اقتصادی) و شکاف مرکز-پیرامون، ظلم و تبعیضی مضاعفی است که بر کارگران و اقشار فرودست ملت آزربایجان روا داشته شده و اعتراضات چند روز اخیر آنان را به همراه داشته است.
به طوری که کارگران ایرانخودروی تبریز که از شهریور ۹۹ به دلیل تعویق در پرداخت حقوق از سوی کارفرما و با مطرح کردن مطالبات خود، چندین بار دست به اعتصاب زدهاند، این بار نیز به دلیل عدم افزایش حقوق دریافتی در طی دو سال اخیر، عدم طبقهبندی شغلی و لحاظ سختی زیانآور و مهمتر از همه تفاوت فاحش در حقوق و مزایایشان نسبت به همتایان خود در مراکز ایرانخودروی شهرهای دیگر از جمله تهران و اصفهان دست به اعتصابات گسترده زده و همراه با مطالبات دیگر، خواستار همسانسازی حقوق و مزایای خود با دیگر شهرها شدهاند که در نهایت باعث تعطیلی ایرانخودروی تبریز شد و با دادن وعدههایی از سوی کارفرما و مسئولین، توانستند کارگران را به خط تولید بازگردانند.
کارگران بخش پیمانکاری مجتمع مس سونگون نیز به دلیل تفاوت حقوق و مزایای خود در مقایسه با کارگران بخش رسمی معدن در روزهای اخیر اعتصابات و تجمعات وسیعی را برگزار کردهاند. لازم به ذکر است بیشتر پرسنل ردهبالایی و حتی ردهمیانی مجتمع مس سونگون را نیروهای غیربومی و کارگران ردهپایینی را نیروهای بومی آزربایجانی تشکیل میدهند. این درحالی است که به گفته استاندار آزربایجان شرقی، سالانه ۲۰ هزار میلیارد تومان درآمد معدن مس سونگون از استان خارج میشود که سهم آزربایجان از آن نابودی محیط زیست، فقر و بیکاری جوانانش میباشد.
علاوه بر کارگران ایرانخودروی تبریز و مجتمع مس سونگون، کارگران دیگر مراکز و کارخانههای آزربایجان از جمله موتورسازان و سهندجام نیز با طرح مطالبات مشابهی در روزهای اخیر اعتصاباتی داشتهاند.
کانون اشراق دانشگاه زنجان همانند گذشته همصدای کارگران آزربایجانی بوده و حمایت خود را از اعتراضات کارگری آزربایجان اعلام میدارد و ضروری است این بار مسئولین و کارفرمایان به وعدههای خود جامهٔ عمل پوشانده و در اسرع وقت به مطالبات بهحق کارگران آزربایجانی رسیدگی کنند.
از سوی دیگر مرکزگرایی و توسعه ناموزون که در طول صد سال اخیر پروژهٔ مشترک تمامی دولتها و حکومتهای مستقر در مرکز بوده، ناعدالتی و تبعیض سیستماتیک را بر مناطق پیرامونی تحمیل کرده است. به طوری که این امر حتی در نحوه پرداخت حقوق و مزایای کارگران نیز مشهود بوده و تفاوتی اساسی بین حقوق و مزایای کارگران مناطق مرکزی و پیرامونی وجود دارد.
حاصل شکاف طبقاتی( بحران اقتصادی) و شکاف مرکز-پیرامون، ظلم و تبعیضی مضاعفی است که بر کارگران و اقشار فرودست ملت آزربایجان روا داشته شده و اعتراضات چند روز اخیر آنان را به همراه داشته است.
به طوری که کارگران ایرانخودروی تبریز که از شهریور ۹۹ به دلیل تعویق در پرداخت حقوق از سوی کارفرما و با مطرح کردن مطالبات خود، چندین بار دست به اعتصاب زدهاند، این بار نیز به دلیل عدم افزایش حقوق دریافتی در طی دو سال اخیر، عدم طبقهبندی شغلی و لحاظ سختی زیانآور و مهمتر از همه تفاوت فاحش در حقوق و مزایایشان نسبت به همتایان خود در مراکز ایرانخودروی شهرهای دیگر از جمله تهران و اصفهان دست به اعتصابات گسترده زده و همراه با مطالبات دیگر، خواستار همسانسازی حقوق و مزایای خود با دیگر شهرها شدهاند که در نهایت باعث تعطیلی ایرانخودروی تبریز شد و با دادن وعدههایی از سوی کارفرما و مسئولین، توانستند کارگران را به خط تولید بازگردانند.
کارگران بخش پیمانکاری مجتمع مس سونگون نیز به دلیل تفاوت حقوق و مزایای خود در مقایسه با کارگران بخش رسمی معدن در روزهای اخیر اعتصابات و تجمعات وسیعی را برگزار کردهاند. لازم به ذکر است بیشتر پرسنل ردهبالایی و حتی ردهمیانی مجتمع مس سونگون را نیروهای غیربومی و کارگران ردهپایینی را نیروهای بومی آزربایجانی تشکیل میدهند. این درحالی است که به گفته استاندار آزربایجان شرقی، سالانه ۲۰ هزار میلیارد تومان درآمد معدن مس سونگون از استان خارج میشود که سهم آزربایجان از آن نابودی محیط زیست، فقر و بیکاری جوانانش میباشد.
علاوه بر کارگران ایرانخودروی تبریز و مجتمع مس سونگون، کارگران دیگر مراکز و کارخانههای آزربایجان از جمله موتورسازان و سهندجام نیز با طرح مطالبات مشابهی در روزهای اخیر اعتصاباتی داشتهاند.
کانون اشراق دانشگاه زنجان همانند گذشته همصدای کارگران آزربایجانی بوده و حمایت خود را از اعتراضات کارگری آزربایجان اعلام میدارد و ضروری است این بار مسئولین و کارفرمایان به وعدههای خود جامهٔ عمل پوشانده و در اسرع وقت به مطالبات بهحق کارگران آزربایجانی رسیدگی کنند.
جنبش دانشجویی آذربایجان، معضل دریاچه اورمیه؛
مسئله آب و خشکسالی از جمله چالشهای زیست محیطی، اجتماعی و سیاسی جغرافیایی ایران از دیرباز بوده است، در این میان مناطق مرکزی اغلب جزو مناطق کویری و مناطق شمال غربی جزو مناطق کوهستانی و قسمت کوچکی از شمال ایران دارای منطقه معتدل خزری میباشد. پس طبیعتا بحران آب دامنگیر مناطق مرکزی بوده و مناطق شمال غربی بایستی تا حدی از این مسئله مصون بماند ولکن در سالهای اخیر شاهد خشکسالی بزرگترین دریاچه ایران و بزرگترین دریاچه آبشور خاورمیانه، به نام دریاچه اورمیه بودهایم. نکته قابل توجه اینکه ۲۱ رودخانه دائمی و فصلی از جمله "آجی چای"، "زرینه رود"، "سیمینه رود"، "کهریز چای" و "شهر چای" و "زولا چای" (سلماس) به همراه ۴۹۹ رودخانه مقطعی به این دریاچه میریزند! و امروز تنها بخش کوچکی از این دریاچه باقی ماندهاست! از دلایل ایجاد این مسئله، علاوه بر کمبود بارش، میتوان مدیریت کاملا ناسالم و عمدی را نیز افزود به طوری که این دریاچه تنها ۳ درصد از مساحت کل کشور را در برمیگیرد ولکن حدود ۱۵ درصد سد ها در این حوضه ساخته شده است.(۵۲ سد تکمیل شده، ۱۰ سد در حال ساخت بوده و ۴۰ سد در دست مطالعه قرار گرفته). علاوه بر این بسیاری از صنایع استراتژیک مانند فولاد که پر مصرفترین صنایع به لحاظ آبی هستند در خشکترین استانها ساخته شده و این گواه آشکاری بر سیستم سانتریالیسم در جامعه ایرانی و نقض آشکار اصل ۴۸ قانون اساسی است.
در نتیجه این فرایند طوفانها و بادهای شدید نمکی حاصل از خشک شدن این دریاچه علاوه بر خسارات مالی سبب بروز مشکلات تنفسی و بینایی برای ساکنان روستاها و شهرهای اطراف دریاچه شده است.
جنبش دانشجویی آذربایجان مطالبه و اعتراض خود را مبنی بر مدیریت ناسالم و خشک شدن دریاچه اورمیه نشان داده و خواهد داد.
مسئله آب و خشکسالی از جمله چالشهای زیست محیطی، اجتماعی و سیاسی جغرافیایی ایران از دیرباز بوده است، در این میان مناطق مرکزی اغلب جزو مناطق کویری و مناطق شمال غربی جزو مناطق کوهستانی و قسمت کوچکی از شمال ایران دارای منطقه معتدل خزری میباشد. پس طبیعتا بحران آب دامنگیر مناطق مرکزی بوده و مناطق شمال غربی بایستی تا حدی از این مسئله مصون بماند ولکن در سالهای اخیر شاهد خشکسالی بزرگترین دریاچه ایران و بزرگترین دریاچه آبشور خاورمیانه، به نام دریاچه اورمیه بودهایم. نکته قابل توجه اینکه ۲۱ رودخانه دائمی و فصلی از جمله "آجی چای"، "زرینه رود"، "سیمینه رود"، "کهریز چای" و "شهر چای" و "زولا چای" (سلماس) به همراه ۴۹۹ رودخانه مقطعی به این دریاچه میریزند! و امروز تنها بخش کوچکی از این دریاچه باقی ماندهاست! از دلایل ایجاد این مسئله، علاوه بر کمبود بارش، میتوان مدیریت کاملا ناسالم و عمدی را نیز افزود به طوری که این دریاچه تنها ۳ درصد از مساحت کل کشور را در برمیگیرد ولکن حدود ۱۵ درصد سد ها در این حوضه ساخته شده است.(۵۲ سد تکمیل شده، ۱۰ سد در حال ساخت بوده و ۴۰ سد در دست مطالعه قرار گرفته). علاوه بر این بسیاری از صنایع استراتژیک مانند فولاد که پر مصرفترین صنایع به لحاظ آبی هستند در خشکترین استانها ساخته شده و این گواه آشکاری بر سیستم سانتریالیسم در جامعه ایرانی و نقض آشکار اصل ۴۸ قانون اساسی است.
در نتیجه این فرایند طوفانها و بادهای شدید نمکی حاصل از خشک شدن این دریاچه علاوه بر خسارات مالی سبب بروز مشکلات تنفسی و بینایی برای ساکنان روستاها و شهرهای اطراف دریاچه شده است.
جنبش دانشجویی آذربایجان مطالبه و اعتراض خود را مبنی بر مدیریت ناسالم و خشک شدن دریاچه اورمیه نشان داده و خواهد داد.
ایشراق اوجاغی_işraq ocağı_کانون اشراق
https://www.instagram.com/tv/CXlrUfeK2QB/?utm_medium=copy_link
📎۲۱ و ۲۶ آذر اولایلاریندان قیساجا آچیقلاماق و سید جعفر پیشهورینین بیوگرافیسی
📌یؤنتنلر:
۱-آزربایجان ایسلامی کولتورول و اویقارلیق اوجاغی، تبریز پیامنور بیلیمیوردوندان
۲-شهریار مدنیت اوجاغی، شهید مدنی آزربایجان بیلیمیوردوندان
📌امکداشلار:
۱-خطایی اوجاغی (اردبیل بیلیمیوردوندان)
۲-آزربایجان مدنیت اوجاغی (اورمو بیلیمیوردوندان)
۳-اشراق اوجاغی (زنجان بیلیمیوردوندان)
#جنبش_دانشجویی_آزربایجان
#آزربایجان_اؤیرنجی_ترپنیشی
@ishraqocaqi1387
📌یؤنتنلر:
۱-آزربایجان ایسلامی کولتورول و اویقارلیق اوجاغی، تبریز پیامنور بیلیمیوردوندان
۲-شهریار مدنیت اوجاغی، شهید مدنی آزربایجان بیلیمیوردوندان
📌امکداشلار:
۱-خطایی اوجاغی (اردبیل بیلیمیوردوندان)
۲-آزربایجان مدنیت اوجاغی (اورمو بیلیمیوردوندان)
۳-اشراق اوجاغی (زنجان بیلیمیوردوندان)
#جنبش_دانشجویی_آزربایجان
#آزربایجان_اؤیرنجی_ترپنیشی
@ishraqocaqi1387