همهچیز برای هیچ؛
Gracie Abrams – Stay
Catch myself thinking about you more than I should .
If I woke up with you in the morning "
I don't care if you've changed ;
I don't even have to stay , huh .
من یه آدمِ ضدونقیضم ؛ عاشق تنهایی و دوری از ادمام ، درعین حال عاشق جاهاییام ک حضورِ آدما احساس میشه ، شاید دقیقا نقطهی عطف من همینجاست ، همین تضادهای درونیم .
این روزا چیزی شکنندهتر از من وجودِ خارجی نداره ، تقریبا اگ فقط سرِ ناخنت بهم بخوره میتونم متلاشی شم و تمامت رو غرق توی اشک کنم .
اگر پولدار باشید از قضاوتِ آنی دراماناید .
دوستِ گرامی ، ثروت باعثِ تبرئه نمیشود ، اما تعلیقِ مجازات را تضمین میکند ، و این خودش غنیمت است .
دوستِ گرامی ، ثروت باعثِ تبرئه نمیشود ، اما تعلیقِ مجازات را تضمین میکند ، و این خودش غنیمت است .
سقوط - آلبرکامو | 55 .
و اما عزیزم ؛ ما هیچوقت تنها نیستیم ، همیشه کوله باری از غمها روی دوش ماست و همراهمون شب رو سپری میکنه ، حتی اگ روز سراغی از ما نگرفته باشه .
همیشه قتلِ یک انسان علت میخواهد . برعکس ، زنده ماندنش هیچ توجیهی ندارد . به همین خاطر ، برای جنایت همواره وکیل مدافع پیدا میشود ولی برای اثباتِ بیگناهی ، فقط گاهی .
سقوط ـ آلبرکامو | 73-74 .
گاهی آدم خسته نیست ؛
فقط از تکرارِ خودش خسته شده است .
از صبحهایی که شبیه دیروزند ، از حرفهایی که بارها گفته شدهاند ، از آدمهایی که میآیند و میروند و چیزی جز خاطرهای مبهم باقی نمیگذارند .
شاید زندگی همین باشد ؛
تلاشِ مداوم برای پیدا کردنِ معنایی در میان چیزهایی که هیچکدام قرار نیست برای همیشه بمانند .
ما بیشترِ عمرمان را صرفِ رسیدن میکنیم ،
بیآنکه بفهمیم بعضی مقصدها فقط بهانهای برای ادامه دادن بودهاند .
و در نهایت ، شاید بلوغ یعنی فهمیدنِ همین حقیقتِ ساده و تلخ
قرار نیست همهچیز را بفهمی ،
قرار نیست همهچیز درست شود ،
و قرار نیست همیشه بدانی چرا .
گاهی کافیست آرامتر عبور کنی ؛
نه برای اینکه به جایی برسی ،
فقط برای اینکه در مسیر ، خودت را گم نکنی .
فقط از تکرارِ خودش خسته شده است .
از صبحهایی که شبیه دیروزند ، از حرفهایی که بارها گفته شدهاند ، از آدمهایی که میآیند و میروند و چیزی جز خاطرهای مبهم باقی نمیگذارند .
شاید زندگی همین باشد ؛
تلاشِ مداوم برای پیدا کردنِ معنایی در میان چیزهایی که هیچکدام قرار نیست برای همیشه بمانند .
ما بیشترِ عمرمان را صرفِ رسیدن میکنیم ،
بیآنکه بفهمیم بعضی مقصدها فقط بهانهای برای ادامه دادن بودهاند .
و در نهایت ، شاید بلوغ یعنی فهمیدنِ همین حقیقتِ ساده و تلخ
قرار نیست همهچیز را بفهمی ،
قرار نیست همهچیز درست شود ،
و قرار نیست همیشه بدانی چرا .
گاهی کافیست آرامتر عبور کنی ؛
نه برای اینکه به جایی برسی ،
فقط برای اینکه در مسیر ، خودت را گم نکنی .