زاویه ناپیدا
125 subscribers
58 photos
86 videos
19 files
155 links
جایی در بیرون از کادر و نه برای اثبات و نه برای نمایش"فقط تکه هایی از معنا،در زاویه‌ای که دیده نمیشود،اما هست"
-سیاوُش-
«جمهوری‌خواه انتقادی-آینده‌نگر»
Download Telegram
Forwarded from رضا یعقوبی
می‌گویند همه با هم علیه "دشمن مشترک". دشمن مشترک استبداد است نه مستبد. کسی که فقط با یک مستبد خاص و نه ذات استبداد می‌جنگد، اشتراکی با ما ندارد و دشمن‌مان هم مشترک نیست.

@rezayaghoubipublic
Forwarded from ''فارغ (Mahbod)
آن‌چیزی که در تاریخ همیشه برای ایرانی‌ها حائز اهمیت بوده، یا به‌هر نحوی، دست‌وپنجه با آن نرم می‌کردند، «روزمرگی و گذرانِ آن» بوده است. انسان‌ها در مصائب و مشقت‌هایی که تحمل می‌کردند، مادامی که زنده باشند، در روزمره زندگی می‌کنند. مشخص است که بلایایِ خانمان‌سوزی چون طاعون و سل در قرن‌های پیشین برای انسان‌ها، تهدیدی برای سلب حیات بوده است که از خلال نابودی روزمره و ویران‌کردن تمام حالاتِ ‌طبیعی‌ای می‌گذرد که از آغاز تاریخ بشر با آن‌ها همراه بوده است. دیگر چه چیزی انسان را از تمامِ کارها، تمام افکار و روتین همیشگی ساقط می‌کند؟ پیش از جنگ، «امکانِ وقوعِ جنگ» انسان را در حالت تعلیق میان تاناتوس و هراسِ مرگ، و مراقبت از تنها داراییِ مهم بشر یعنی «جان» گرفتار می‌کند. پر واضح است که انسان نمی‌داند چه روزی ویران و نابود می‌شود ولی همان سایه‌ی سیاهِ «احتمال» و «نزدیکی» بشر را از حالت بهنجار رفتارهای روزمره دور و دورتر می‌کند. شاید برخی از ما امروزه همین احساس را داریم. البته مسلم است که زندگی در این جهنم نیز آنچنان بهنجار و حتی عادی هم نیست ولی هنگامی که در همین جهنم، قعرِ ژرفِ دیگری نیز وجود دارد و تنها می‌توانیم حدس بزنیم که در راه است یا نزدیک است، خود نیز مصیبتی جدید و جانکاه به‌همراه دارد. چه می‌شود؟ آیا می‌دانیم؟ چقدر می‌دانیم و چه‌قدر عاجز از گریزِ اضطراب اندیشه‌ایم؟ جهنم سوزان، سالهاست در خانه‌های کوچک و ناچیزمان رسوب کرده عمق مشقت آن‌جاست که نه راه رهایی‌ست و نه مجال عادت.

-بداهه‌هایی در خیال.
زاویه ناپیدا pinned «دارایی مشترک و حق شهریاری -طرحی مقدماتی درباره‌ی اصول سیاسیِ "جمهوریِ ایرانی" نویسنده: عباس شهرابی فراهانی @invisibleangle»
زاویه ناپیدا
-جمهوریِ ایرانی-
در سنت رومی، res publica یعنی «امر همگانی». در سنت مدرن هم از روسو تا مدیسون مسئله این بود که قدرت باید در خدمت نفع مشترک همگان باشد نه در خدمت خاندان یا طبقه یا کاریزما یا ایدئولوژی خاص. پس خیر عمومی یعنی تصمیم‌ها بر اساس منفعت بلندمدت جامعه گرفته شود، منابع ملی ملک شخصی هیچ‌کس نباشد، و سیاست‌گذاری به سود ثبات باشد نه هیجان جمعی. در جامعه‌ای که سیاست به رقابت شخصیت‌ها تبدیل شده، برگرداندن بحث به «خیر عمومی» یعنی خلع سلاح پوپولیسم. اولویت مطلق سیاست‌گذاری باید رفاه، امنیت و پیشرفت مشترک تمام ایرانیان باشد، نه منافع گروهی، قومی، طبقاتی یا ایدئولوژیک خاص. خیر عمومی «حلقه مفقوده» سیاست ایران معاصر است و ایران هیچ‌وقت متعلق به تمام ایرانیان نبوده است. خیر عمومی تنها با شفافیت مالی، پاسخگویی و مشارکت واقعی مردم قابل تحقق است.
@invisibleangle
Forwarded from درنگ
معقول‌ترین دفاعیه‌ای که برای جانشینی موروثی بیان می‌شود این است که این نوع حکومت، ملت را از جنگ‌های داخلی در امان نگاه می‌دارد. اگر این استدلال درست باشد، باید شواهدی برای تاییدش وجود داشته باشد، در حالی که این عریان‌ترین ریاکاری‌ای است که بر بشر تحمیل شده است. کل تاریخ انگلستان این ریاکاری را نفی می‌کند. سی پادشاه و دو ولیعهد صغیر از زمان اشغال بر این قلمرو پریشان حکومت کرده‌اند که در همین مدت هشت جنگ داخلی (از جمله انقلاب) و نوزده شورش در آن روی داده‌اند. بنابراین پادشاهان و جانشینان آنان به جای صلح جنگ می‌افروزند و تیشه به ریشه‌ی صلح می‌زنند.

توماس پین،
از کتاب "عقل سلیم"، ترجمه رامین مستقیم، انتشارات نقش جهان، ص۳۶.

@derangpub
Forwarded from جعبه سیاه
جاوید_شاه_علیه_زن_زندگی_آزادی_بهروز_چمن_آرا.pdf
193.5 KB
«جاوید شاه» علیه «زن زندگی آزادی»
(چهار جواب به چرایی چرخش سلطنت‌طلبان علیه جنبش ژینا)
■ بهروز چمن‌آرا

دیگر امروز نه تنها در برابر یک انتخاب سیاسی بلکه در برابر یک گسست تاریخی ایستاده‌ایم؛ انتخاب سیاسی میان اقتدارگرایی و دموکراسی و گسست وجودی میان ماندن در وضعیت «رعیت‌بودگی» یا عبور به افق «شهروندینگی». تقابل «جاوید شاه» و «زن، زندگی، آزادی» در این چارچوب نه نزاع میان دو شعار بلکه رویارویی دو منطق متفاوت قدرت، دو تصور متفاوت از آگاهی جمعی و دو پاسخ متضاد به بحران تاریخی امنیت و معناست.

نوع فایل: PDF
زبان: فارسی
موضوع: سیاسی
زمان لازم برای مطالعه: ١٠ دقیقه

کانال تلگرامی جعبه سیاه
https://t.me/BCH_jabehsiah

#زن_زندگی_آزادی #ژن_ژیان_ئازادی #جنبش_ژینا #انقلاب_ژینا #شۆڕشی_ژینا #جاوید_شاه #سلطنت_طلبی #پادشاهی #گذار_دموکراتیک #اقتدارگرایی #پدرسالاری #مرکزیت_قدرت #تکثر #شهروندی #آگاهی_تاریخی #انقلاب_مشروطه #نسل_Z #ایران_معترض #اپوزیسیون #نمایندگی_سیاسی #ایران_آینده
Forwarded from فَتَرات (Milad Karimi)
«جمهوری‌خواهی، بیش و پیش از هر چیز، گونه‌ای سیاست‌ورزی درون‌ماندگار است؛
سیاستی برخاسته از امروز، درون امروز و برای امروز، در موسع‌ترین معنای ممکن.
جمهوریت، در این معنا، نه ارجاع به حقیقتی بیرون از میدان سیاست، بلکه خواست سامان‌دهی قدرت در درون همان میدان، به سود انبوه مردم و بر پایه‌ی اراده و خواست عقلانی و آزاد آنها است...
در حاکمیتِ خواست و اراده‌ی جمهور، هیچ استثنایی نمی‌تواند در کار باشد مگر به حکم حقوق طبیعی و بنیادین بشر.»

@interregnaa

https://shorturl.at/luFzK
زاویه ناپیدا pinned ««جمهوری‌خواهی، بیش و پیش از هر چیز، گونه‌ای سیاست‌ورزی درون‌ماندگار است؛ سیاستی برخاسته از امروز، درون امروز و برای امروز، در موسع‌ترین معنای ممکن. جمهوریت، در این معنا، نه ارجاع به حقیقتی بیرون از میدان سیاست، بلکه خواست سامان‌دهی قدرت در درون همان میدان،…»
Forwarded from رضا یعقوبی
چندان نیازی به گفتن نیست که وقتی از رکن ملیت سخن می‌گوییم مرادمان نوعی دشمنی بی‌منطق با بیگانگان نیست؛ یا نمی‌خواهیم برخی خصوصیات مهمل را صرفاً به جهت ملی بودنشان عزیز بداریم؛ یا از اخذ آنچه سایر کشورها آنها را نیک یافته‌اند پرهیز کنیم. در جمیع این جهات، شاهد آنیم مللی که واجد قوی‌ترین روح ملی بوده‌اند اتفاقاً کمترین ملیت را داشته‌اند. وقتی از ملیت سخن می‌گوییم، مرادمان رکن همدلی است نه دشمنی؛ مرادمان رکن اتحاد است نه رکن انفصال. منظورمان احساسی از نفع مشترک در بین کسانی است که در ذیل حکومتی یکسان‌زندگی می‌کنند، و درون مرزهای طبیعی یا تاریخی یکسانی محاط هستند. منظورمان آن است که این یا آن بخش از اجتماع نباید خودش را، در نسبت با بخش دیگر، همچون بیگانگان تصور کند؛ یعنی آنها باید رشته‌ی پیوندی که آنها را به هم وصل می‌کند عزیز بدارند؛ باید احساس کنند یک جمهور، یا مردمی، واحد هستند؛ باید احساس کنند سرنوشتشان به هم بسته است؛ هر بدی که به هر یک از هم‌میهنان‌شان برسد به آنها نیز می‌رسد؛ و نمی‌توانند با بریدن حلقه‌های وصل خودشان را، به نحوی خودخواهانه، از هرگونه زحمت و دردسر مشترک آزاد سازند.

جان استوارت میل، نظام منطق، کتاب ششم، فصل دهم.

@rezayaghoubipublic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدئوی جلسه‌ی دوم "ایده‌ی جمهوری"، به کمک AI. در اینجا وارد بحث درباره‌‌ی "زندگی جمهوری‌خواهانه" شدیم. این بحث را در جلسه‌ی سوم پی خواهیم گرفت.
از امیر پِی‌بِراه برای همراهی‌اش در ساخت این ویدئو ممنونم.

@demos1402
@republiclessons
Forwarded from دوزخ امّا سرد
https://imamirezaei.github.io/Polimeter/
دوستی یک آزمون جالب ساخته به نام «سنجش ابتدایی دانش سیاسی»، ۲۰ تا گزاره مطرح می‌کنه بعد می‌پرسه به‌نظر شما هرکدوم به دیدگاه‌های راست‌گرایانه بیش‌تر نزدیکه یا چپ‌گرایانه؟ در واقع این‌جا پرسش اصلی سطح شناخت شما از راست و چپه نه این‌که در واقع چی هستید.
طبیعتاً می‌شه سر درستی پاسخ‌ها اختلاف‌نظر داشت اما به‌طور کلی استاندارد بود.
لطفاً شرکت کنید و با هر سوال تا جای ممکن بیاندیشید.
رضا یعقوبی
ایران زنانه
این متن را باید چندین و چندین بار خواند. هر بار لایه‌ای تازه از آن آشکار می‌شود، چون در ظاهر یک بیانیه‌ی سیاسی است، در عمق یک رساله‌ی روان‌کاوانه درباره‌ی قدرت، و در ژرف‌ترین لایه یک مانیفست هستی‌شناختی درباره‌ی نظم و حیات جمعی.
ایران زنانه از یک تمایز بنیادین آغاز می‌شود: تفاوت بین تغییر حکومت و دگرگونی بنیان روابط قدرت.
اولی می‌گوید فرمانروا عوض شود، دومی می‌گوید فرمانروایی معنا نداشته باشد. در تاریخی که پشت سر گذاشته‌ایم، قدرت همیشه رابطه‌ای پدرانه و عمودی بوده. پدری که می‌گوید، می‌بخشد، تنبیه می‌کند و انتظار دارد دوستش داشته باشند. رابطه‌ی مردم با این قدرت، رابطه‌ی کودک با پدر است؛ یا اطاعت یا لجبازی، نه مشارکت و نه مسئولیت مشترک. هر قدر این پدر از کودک دورتر باشد، خودسرانه‌تر و لجوج‌تر می‌شود، چون کسی نیست به او بگوید اشتباه می‌کند. ایران زنانه یعنی پایان این الگو، یعنی تبدیل رابطه‌ی عمودیِ پدر-فرزندی به رابطه‌ی افقیِ گفتگو و مشارکت.
اما مگر بدون پدر، هرج و مرج نمی‌شود؟ این بزرگ‌ترین دروغی است که اقتدارگرایی همیشه تکرار می‌کند. برای فهم این موضوع باید دو مدل نظم را از هم تفکیک کرد: مدل اول جامعه را مانند ارتش می‌بیند که نظم از فرمان می‌آید، وحدت از اطاعت و امنیت از کنترل. مدل دوم جامعه را مانند اکوسیستم می‌نگرد، جایی که درختان، حیوانات، آب و خاک بدون هیچ فرمانده مرکزی با هم تعامل می‌کنند و نظم تولید می‌شود. این همان "همبستگی ارگانیک" دورکیم است؛ همبستگی نه به خاطر شباهت یا ترس، که به خاطر نیاز متقابل. ایران زنانه می‌خواهد جامعه را به اکوسیستم شبیه کند، نه به ارتش.
اینجا متن به عمیق‌ترین لایه‌اش چنگ می‌زند: استبداد کجا زندگی می‌کند؟ ما عادت کرده‌ایم فکر کنیم استبداد یعنی یک آدم زورگو با چند تفنگ، اما هیچ دیکتاتوری فقط با زور دوام نمی‌آورد. دیکتاتوری وقتی پایدار می‌شود که مردم باور کنند بدون یک مرکز فرماندهی فرو می‌پاشند. فروید اینجا به کمک می‌آید: در شرایطی مردم وجدان خود را به رهبر می‌سپارند. دیگر خودشان تصمیم نمی‌گیرند چه درست و چه غلط، رهبر تعیین می‌کند. این حس امنیت عجیبی دارد، چون دیگر لازم نیست فکر کنی، اضطراب نداری، فقط کافی است بپرسی رهبر چه می‌گوید. دیکتاتور در ذهن‌ها زندگی می‌کند، نه پشت اسلحه‌ها. پس سقوط واقعی استبداد زمانی است که این ساختار ذهنی فرو بریزد. دیوار برلین اول در ذهن‌ها خراب شد، بعد بتن‌هایش فرو ریخت.
نکته شگفت‌انگیز این متن اشاره به مناطق مرزنشین مثل بلوچستان و کردستان است. جاهایی که با سخت‌ترین شرایط محیطی دست به گریبان‌اند اما حس همکاری و اعتماد در آنها بالا ست. چرا؟ چون این جوامع ناچار بوده‌اند برای بقا به هم کمک کنند، این کمک متقابل اعتماد تولید کرده و اعتماد، آزادی. در این جوامع مردم کمتر به یک رهبر مقتدر نیاز دارند چون یاد گرفته‌اند مشکلات را خودشان حل کنند. اما در شهرهای بزرگ و صنعتی، سرکوب انجمن‌های مستقل و اجازه ندادن به تشکیل گروه‌های خودجوش، مردم را از هم جدا کرده. وقتی مردم نتوانند با هم حرف بزنند و همکاری کنند، اعتماد می‌میرد و وقتی اعتماد مرد، نوبت پدر می‌رسد.
بعد از هر بحرانی صداهایی بلند می‌شود: باید یک نفر بیاید جمع کند. این همان دام است. چاره در تجدید اقتدار نیست، چاره در تاسیس نظم از پایین است. یعنی به جای دنبال ناجی گشتن، باید انجمن بسازیم؛ گروه‌های محلی، صنفی، مدنی. جاهایی که مردم بدون واسطه دولت با هم حرف بزنند و برای مشکلاتشان راه حل پیدا کنند. توکویل وقتی به آمریکا سفر کرد از یک چیز حیرت زده شد: غیاب دولت! مردم خودشان مدام انجمن تشکیل می‌دادند. او نوشت «انجمن‌ها مدارس آزادی‌اند»؛ یعنی مردم آنجا یاد می‌گیرند بدون پدر، خودشان امور را اداره کنند.
زنانه شدن سیاست در این متن یعنی بازگشت به منطق زندگی. قدرت پدرسالار مکانیکی است، مثل ماشین که راننده می‌خواهد. اما قدرت زنانه زیستی است، مثل باغ که باغبان نمی‌خواهد، فقط باید مزاحم رشدش نشد. جامعه اگر زنانه شود، نظمش را از پیوندهای اجتماعی می‌گیرد نه از فرمان، وحدتش را از اعتماد نه از اطاعت، و امنیتش را از وابستگی متقابل مردم به هم نه از کنترل. در ایران زنانه هیچ‌کس نگهدارنده همه نیست، چون همه نگهدارنده هم‌ هستند.

@invisibleangle
Forwarded from شطحیات (Navid)
دوزخ امّا سرد
Emergency_Phase_PERSIAN_20260227_1018.pdf
بنیادی‌ترین ایراد پروژه آقای پهلوی که در دفترچه تازه هم محرزه، تمرکز قوای شدیده. همه نهادها، اعم از نهاد خیزش ملی، دولت گذار، مهستان گذار و ارتش و امنیت ملی، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم توسط رهبر دوران گذار یعنی آقای پهلوی نصب و عزل می‌شن و در نهایت فقط به ایشون پاسخ‌گوان. هیچ مکانیسمی برای تکثر یا جلوگیری از قبضه قدرت تدارک دیده نشده. باید از همه دوستان پادشاهی‌خواه پرسید، چه تضمینی وجود داره که دوران گذار با چنین سازوکار و تمرکز قوایی بدل به استبداد دائمی نشه؟ مهمه که به‌جای اعتماد به اشخاص، فارغ از خوبی و بدیشون، روی ایجاد رویه‌ها و طراحی ساختاری‌ای تمرکز کنیم که از پیش جلوی خود ممکن‌شدن استبداد رو بگیره. در این مسیر، در دسترس‌ترین راه‌کار رو ایجاد یک شورای رهبری گذار از خلال ائتلاف حداکثری با همه جریان‌های سیاسی انقلابی به‌جای رهبری فردی دوران گذار می‌دونم.
از منظر یک تحلیل واقع‌بینانه و شکاک و فارغ از شعارزدگی، یکی از مهمترین موانع پیش روی جریان موسوم به اپوزیسیون سلطنتی، به رهبری رضا پهلوی، فقدان یک ساختار پاسخگو و نهادینه‌شده در برابر نقدهای درون‌گفتمانی و برون‌گفتمانی است. تا زمانی‌که این جریان از التزام به شفافیت و پاسخگویی صریح در قبال عملکرد، تصمیم‌گیری‌ها و گفتمان‌های خلق‌شده توسط تیم مشاوران و اطرافیانش سر باز زند، هرگونه ابتکار عملی؛ اعم از انتشار بیانیه‌ها و یا به اصطلاح "دفترچه‌های راهبرد" جدید، صرفاً به مثابه تولید محتوایی سطحی، فاقد پشتوانه اجرایی و عاری از هرگونه سنخیت با واقعیات میدانی و اجتماعی ایران خواهد بود.
این رویکرد، که می‌توان آن را "شبه‌فعالیت سیاسی" نامید، نه تنها به عمق‌بخشی گفتمان مد نظر کمک نمی‌کند، بلکه با تکرار سازوکاری خطی و بدون بازخورد/بدون فیدبک، عملاً به فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش باورپذیری نزد افکار عمومی دامن می‌زند. در نهایت، این چرخه معیوب، جریان مذکور را در بن‌بست تاکتیکی و استراتژیک گرفتار کرده و آن را از کارآمدی و اثربخشی لازم برای ترسیم چشم‌اندازی ملموس و قابل تحقق محروم می‌سازد.

@invisibleangle
‎⁨راهنمای_بقا_در_زمان_جنگ_ایران⁩.pdf
3.2 MB
🖇 راهنمای بقا در زمان جنگ

[این محتوای کارآمد، توسط شهروندی مسئول و خلاق به اسم Elyar Rose
با الهام از کتابچه راهنمای سوئدی، راهنمایی برای بقا در شرایط بحرانی در ایران ساخته شده است.]

🆔@anjmotahed