صدای انترناسیونالیستی
323 members
83 photos
2 videos
29 files
98 links
صدای انترناسیونالیستی از سنت کمونیست چپ دفاع می کند و برای انقلاب کمونیستی میرزمد. تماس از طریق تلگرام internationalists@
Download Telegram
to view and join the conversation
طبقه کارگر همچنان تنها طبقۀ انقلابی است!

پس از فروپاشی بلوک شرق و شکست استالینیزم دمکراتها پیروزمندانه پایان مبارزه طبقاتی و ازلی بودن نظام طبقاتی را اعلام کردند. ایدئولوگهای بورژوازی با کمپین کثیف شکست بلوک شرق، اعلام کردند فروپاشی استالینیزم بیانگر پایان هرگونه تلاش طبقه کارگر بعنوان یک طبقه انقلابی است. آنها همچنین اعلام کردند که اصولا طبقه ای بنام طبقه کارگر دیگر وجود ندارد و جامعه، انقلاب صنعتی را پشت سر گذاشته و با انقلاب انفورماتیک وارد عصر انفورماتیک شده است. در عصر انفورماتیک دیگر نه کـارگـران بلکه این «ربات ها» هستند که همه چیز را تولید می کنند و سرویس را ارائه میدهد و سطح زندگی و رفاه مردم دیگر قابل مقایسه با کارگران قرنهای قبل نیست.

نگاهی به روند شکلگیری و تاریخی نظام سرمایه داری و عملکرد آن، افسانۀ «شیوۀ تولیدی انفورماتیک» را در هم می ریزد و همچنان قدرت لایزال خالقان نعمات بشری، طبقه کارگر را بروشنی نشان میدهد. در عصر شکوفائی سرمایه داری، بورژوازی هر جا بقدرت رسید مناسبات فئودالی را در هم شکست، صنایع و وسائل تولید را متراکم نمود و تولید کالائی را گسترش داد. با گسترش تولید کالائی بورژوازی استثمار عریان را جایگزین استثمار پیچیده در خرافه و مذهب ساخت. بورژوازی "ملتها را ناگزیر می کند که اگر نخواهند نابود شوند شیوۀ تولید بورژوازی را بپذیرند و آنچه را که به اصطلاح تمدن نام دارد نزد خود رواج دهند بدین معنی که آنها نیز بورژوا شوند. خلاصه آنکه جهانی همشکل و همانند خویش می آفریند."[1]

صفت مشخصۀ جامعۀ سرمایه داری، تولید کالائی، انباشت سرمایه و تقسیم جامعه به دو طبقۀ اصلی یعنی بورژوازی و پرولتاریا و به طبع آن وجود تضادهای طبقاتی آشکار و عریان است. این ویژگیها در سراسر جهان هستی، جهان سرمایه همچنان وجود دارند.

قبل از هر چیز باید تاکید کرد که کمونیزم نه تقسیم عادلانۀ فقر و بدبختی بلکه جامعه ائی بدون طبقه، با ارزشهای انسانی و با رفاه بالا است. لذا پیش شرط جامعۀ کمونیستی، تکامل ابزار تولید، تمرکز صنایع و وجود نیروی کار پرولتر است. ضرورت چنین پیش شرطهائی بود که امکان بر پائی جامعۀ کمونیستی را قبل از آنکه شیوۀ تولید سرمایه داری وارد دورۀ انحطاط خود بشود، امکان پذیر نمی ساخت. با جنگ جهانی اول سرمایه داری وارد دوران انحطاط خود شد. ذکر این مسئله ضروری است که انحطاط سرمایه داری به مفهوم پایان رشد نیروهای تولیدی نیست، بلکه رشد نیروهای تولیدی در عصر انحطاط سرمایه داری بسیار مخرب تر انجام می گیرد و مناسبات سرمایه داری به زنجیرهائی بر دست و پای نیروهای تولیدی تبدیل می شود.

افسانۀ از بین رفتن طبقۀ کارگر بعنوان یک طبقۀ اجتماعی و خالق نعمات بشری و بجای آن شکلگیری «طبقه» متوسط با رفاه نسبی تنها بخشی از تبلیغات عوامفریبانۀ ایدئولوگهای بورژوازی برای مقابله با غول خفته است. بی پایه تر از آن بیان «شیوۀ تولیدی انفورماتیک» است که فاقد هر گونه استدلال تاریخی، علمی و اقتصادی، حتی با نرمها و معیارهای همین ایدئولوگهای بورژوازی است. این مسائل را بررسی می کنیم.

ادامه مطلب را در سایت صدای انترناسیونالیستی مطالعه کنید.

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
آلترناتیو پرولتاریا و انقلاب کمونیستی

تنها یک طبقه اجتماعی در طول تاریخ بشریت بوجود آمده و با توجه به شرایط مادی خود قادر بوده، آلترناتیوی در مقابل نظامی که آن را استثمار می کند ارائه دهد و آن هم طبقه پرولتاریا بوده است و آلترناتیو آن هم نظام کمونیستی است. بر خلاف نظام های پیشین که نطفه های آنان ابتدا در درون نظام های طبقاتی قبلی بوجود آمد و در درون نظام قبلی شروع به رشد کردند و سر انجام به نظام حاکم تبدیل شدند، آلترناتیو پرولتاریا برای نظام سرمایه داری، به عبارت دیگر نطفه روابط تولیدی سوسیالیستی نمی تواند در درون نظام سرمایه داری بوجود آید تا بتواند به رشد خود ادامه دهد.

منتهی باز هم برخلاف طبقات استثمار شدۀ پیشین، طبقۀ بردگان و طبقۀ سرف (و یا حتی دهقان) برای اولین بار در تاریخ، طبقۀ استثمار شده این رسالت را بر عهده دارد تا به حاکمیت برسد و روابط تولیدی نوینی را بوجود آورد، طبقه ای که نمی تواند خود را رها کند مگر آن که کل بشریت را از یوغ نظام طبقاتی رها سازد و سپس خود را به مثابه یک طبقه از بین ببرد.

اگر چه پایه های مادی مناسبات تولیدی سوسیالیستی در درون نظام سرمایه داری بوجود می آید، خود روابط سوسیالیستی تحت هیچ شرایطی نمی تواند در درون نظام سرمایه داری بوجود آید. سرمایه داری نیروهای مولده را رشد میدهد و همین رشد یک تضاد اصلی را نیز بوجود می آورد، از سوئی نیروهای مولده جمعی می شوند ولی از سوی دیگر روابط تولیدی خصوصی(مالکیت خصوصی بر ابزار تولید) است. به عبارت بهتر در دوران سرمایه داری، رشد نیروهای مولده، تضاد کار و سرمایه زمینه و شرایط مادی انقلاب کمونیستی را فراهم می سازد. شرایط عینی برای انقلاب کمونیستی مهیا می شود.

انقلاب کمونیستی اولین انقلاب در تاریخ بشریت است که طبقۀ استثمار شده با آگاهی طبقاتی خود و با شناخت نسبی از روابط تولیدی آینده و برای از بین بردن تناقض بین نیروهای مولده و روابط تولیدی دست به انقلاب می زند.

انقلاب کمونیستی یک انقلاب جهانی است. به عبارت دیگر انقلاب کمونیستی همچون زمین لرزۀ سیاسی است که مرکز آن می تواند در کشور و یا کشورهائی باشد ولی شرط پیروزی آن گسترش امواج این زمین لرزۀ سیاسی به سایر نقاط و کشورهاست. در غیر اینصورت همچون انقلاب اکتبر علیرغم جانفشانی های پرولتاریای روسیه، انقلاب ایزوله شده و سر انجام رو به انحطاط خواهد گذاشت. روابط تولید سوسیالیستی تنها در مقیاس جهانی امکان پذیر است و نمی توان جزایر سوسیالیستی در درون نظام سرمایه داری تشکیل داد.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
توصیف جامعه سوسیالیستی توسط رزا لوکزامبورگ

در جامعۀ سوسیالیستی، سرمایه داری که تازیانه در دست داشت، ناپدید می شود. در این جا تمام افرادی که کار می کنند، آزاد هستند و بر سطح برابری قرار دارند، برای رفاه و لذت کار می کنند، هرگز اتلاف ثروت اجتماعی را برنمی تابند، و خدمات را صادقانه و به موقع تحویل می دهند. مسلماً هر کارخانۀ سوسیالیستی، به مدیرانی فنی نیاز دارد که ساز و کار آن را درک کنند، کسانی که قادرند به نحوی بر تولید نظارت داشته باشند که همه چیز به خوبی پیش رود، کسانی که با سازماندهی پروسۀ تولید مطابق با روش های کارا و بهینه، تولیدِ متناسب با نیروی کار صرف شده را تضمین کنند. کارگران منفرد برای تضمین تولید موفق، باید از دستورالعمل های این افراد، تماماً و با میل و رغبت پیروی کنند، باید دیسیپلین و نظم را حفظ و تقویت نمایند، و اختلاف یا اختلال ایجاد نکنند.

به طور خلاصه: فرد کارگر در یک جامعۀ صنعتی سوسیالیستی، باید نشان دهد که می تواند بدون حضور سرمایه داران و مدیران و مشاورین پشت سر آن ها، با سخت کوشی و به صورتی شایسته کار کند. یعنی بنا به خواست و میل خود بتواند دیسیپلین را حفظ و حدّاکثر تلاش خود را بکند. این امر به دیسیپلین ذهنی، استقامت اخلاقی، حسّ عزّت نفس و مسئولیت، و تولد تازۀ معنوی فرد کارگر نیاز دارد.

سوسیالیسم نمی تواند با مردان و زنان تنبل، بی دقت، خودخواه، بی قید و سست محقق شود. جامعۀ سوسیالیستی به مردمی نیاز دارد که یک به یک شان سرشار از شور و اشتیاق برای رفاه عمومی، سرشار از روح ایثار و همدردی برای دیگری، سرشار از تهوّر، سرسختی و تمایل برای رویارویی با حتی بزرگترین حوادث، باشند.

بر گرفته از مقاله «بلشویسم چیست؟»


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
آرایش جدید قدرتهای امپریالیستی در شرایط جدید جهانی
(جزوه ای جدید از انترناسیونالیستها)

چین بعنوان بخشی از استراتژی خود برای تثبیت موقعیت چین در نظم جدید جهانی پروژه جاده ابریشم جدید را در سال 2013 ارائه داد. این طرح یکی از بزرگترین جاه طلبی های امپریالیستی در تاریخ مدرن است. جاده ابریشم جدید با زیر ساخت های خود این امکان را به چین خواهد داد تا به اقصی نکات این کره خاکی دسترسی پیدا کند و قدرت امپریالیستی چین را به همه جا گسترش دهد.

آمریکا، ژاپن و قدرتهای اصلی اروپایی نگران قدرت یابی چین هستند و تشتت در بلوک غرب سابق نیز شدت یافته است. در کنار این، اخیرا تنش های امپریالیستی، از یک سو بین آمریکا و چین و از سوی دیگر بین آمریکا و ایران شدت گرفته است. متحدین سابق آمریکا در لانه دزدان، در شورای امنیت به قطعنامه آمریکا رای مثبت ندادند و آمریکا به شکل تحقیرآمیز شکست خورد. خبر توافقنامه 25 ساله راهبردی بین ایران و چین توجه بسیاری را نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان به خود جلب کرده است. حتی رسانه ها غربی و چینی از محور چین، روسیه و ایران سخن گفته اند.

اما بررسی روابط چین، روسیه و ایران با همدیگر، بیانگر آن است که هریک از اینها بدنبال منافع امپریالیستی خود بوده اند و واگرایی شان در منافع امپریالیستی شان را بوضوح میتوان دید. اگر چه ظاهرا هر سه تای این کشورها در رقابت و مقابله با غرب و در راس آن آمریکا بنوعی به همگرایی گرایش دارند.

بورژوازی اسلامی توافقنامه 25 ساله با چین را "مشارکت راهبردی جامع چین - ایران مبتنی بر رویکرد برد - برد" ارزیابی میکند، به عبارت بهتر به باور بورژوازی اسلامی هر دو کشور از این توافقنامه سود خواهند برد. بورژوازی اسلامی ادعا میکند این توافقنامه نه تنها باعث رشد اقتصادی ایران خواهد شد بلکه موجب تقویت موقعیت ایران در منطقه نیز خواهد شد. واکنش اپوزسیون پرو غرب با هیستری ضد کمونیستی همراه بوده است. اعلام میکنند "دولت کمونیستی چین" حاکمیت ملی را نقض میکند و این قرارداد علیه منافع ملی ایران است به تداوم توتالیتاریسم و نقض حقوق بشر و دمکراسی تداوم خواهد داد. اپوزسیون پروغرب ضمن محکوم کردن "قرارداد اسارت بار" با نامه نگاری به دولت چین خواهان لغو توافقنامه شده و دست به دامن دول غربی برای مقابله با این "قرارداد ننگین" شده است.

چنین قراردادی به یکباره از آسمان نازل نشده است، اگر چه ابعاد واقعی این قرارداد هنوز کاملا روشن نیست اما این قرارداد را تنها در بستر استراتژی جاده ابریشم جدید، نظم جدید جهانی، عدم کارآیی برجام، بویژه پس از خروج آمریکا از برجام میتوان ارزیابی کرد. بورژوازی اسلامی برای مقابله با فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب و در راس آن آمریکا بیشتر بطرف روسیه و مخصوصا چین چرخیده است. بورژوازی اسلامی برای نجات اقتصاد ورشکسته پیرامونی، برای مقابله با تحریمهای کمرشکن آمریکا، برای دور زدن دلار و برای سرمایه گذاری، آلترناتیو چین را ممکن ترین بدیل میداند و روی تحقق آن تلاش میکند.

چین نیز در راستای اهداف امپریالیستی خود و بخصوص در راستای رقابت با آمریکا و برای دست یابی، نه تنها به بازارهای آسیا و آفریقا بلکه اروپا از طریق پروژه جاده ابریشم جدید است و این توافقنامه بخشی از پروژه جاده ابریشم جدید و در راستای متحقق کردن استراتژی های ایران و چین در راستای اهداف امپریالیستی آنها است.

بررسی آرایش جدید قدرتهای امپریالیستی و توازن قوای طبقات اجتماعی در شرایط جدید جهانی و درک شرایط جدید از افق انترناسیونالیستی، گام اولیه برای ارائه یک تبیین انترناسیونالیستی وبه تبع آن دخالت در مبارزه طبقاتی است. امید است این نوشته گامی در راستای دامن زدن به مباحث در این زمینه در فضای سیاسی پرولتری باشد.

جزوه را در سایت انترناسیونالیستها مطالعه کنید و مطالعه آنرا به دیگران توصیه کنید.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
آرایش جدید قدرتهای امپریالیستی در شرایط جدید جهانی
(جزوه ای جدید از انترناسیونالیستها)

فهرست مطالب:
• مقدمه
• تاریخچه روابط ایران و چین
• تضعیف موقعیت ایران در سوریه توسط روسیه
• روابط چین و روسیه
• جاه طلبی های امپریالیستی چین برای قدرت جهانی
• افول موقعیت آمریکا، ژاپن و آلمان
• چین و خاورمیانه
• جاده ابریشم جدید
• قدرت نظامی در خدمت جاه طلبی های امپریالیستی
• خروج آمریکا از برجام
• همکاریهای جامع 25 ساله
• قرارداد همکاری و اپوزسیون
• تشدید تنش های امپریالیستی بین آمریکا و چین
• بورژوازی غرب و قرار داد ایران و چین
• رزمایش مشترک چین – روسیه و ایران
• افق جنگ جهانی
• بحران در بلوک غرب سابق و سقوط بیشتر هژمونی آمریکا
• آینده چین
• چین در نقش متحدین؟
• وظایف و افق انترناسیونالیستی

جزوه را در سایت انترناسیونالیستها مطالعه کنید و مطالعه آنرا به دیگران توصیه کنید.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
جنگ آذربایجان و ارمنستان
سرمایه داری یعنی توحش

دور جدید تنش ها بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر منطقه قره باغ از 27 سپتامبر 2020 شکل درگیری نظامی خونین بخود گرفته است. صدها نفر کشته شده اند که بخش زیادی از آنها غیر نظامیان هستند و زیر ساخت های هر دو کشور هدف حمله طرف مقابل قرار گرفته است. این بار قرار است بنام "مام وطن" و تحت لوای بیرون راندن اشغالگران، کارگران گوشت دم توپ در تنش های امپریالیستی شوند.

برخی از کشورها در راستای منافع امپریالیستی خود به تشدید تنش ها در این منطقه دامن میزنند. ترکیه و اسرائیل از مهم ترین آنها هستند. ترکیه رسما به پشتیبانی از آذربایجان برخاسته است و اعلام کرده است ارمنستان بلافاصله باید به اشغال خاک آذربایجان خاتمه دهد. آذربایجان یکی از اصلی ترین تامین کنندگان انرژی ترکیه و اسرائیل است. ترکیه با ایدئولوژی پان ترکیسم بدنبال نفوذ گسترش خود در قفقاز است، اسرائیل نیز سوای از تامین مسئله انرژی و فروش تجهیزات نظامی بدنبال نفوذ بیشتر خود در آذربایجان است که هم مرز ایران است و بخشی از جاسوسیها و خرابکاریها در ایران را از خاک آذربایجان هدایت میکند. در مقابل یونان که عضو اتحادیه اروپا و دشمن دیرینه ترکیه است از "تجاوز آذربایجان با حمایت ترکیه" سخن گفته است.[1]

کشورهای منطقه در تامین گوشت دم توپ جنگ آذربایجان و ارمنستان نیز فعال بوده اند. در جنگ اوایل دهه 90 میلادی مجاهدین افغانی را به آذربایجان اعزام کردند تا در کنار ارتش آذربایجان بجنگند. همین مسئله را امروز نیز به شکل دیگری انجام میدهند. شرکت های امنیتی ترکیه مزدوران جنگی را از سوریه به آذربایجان منتقل می کنند، همزمان گزارش شده که مزدوران جنگی ارمنی تبار در سوریه نیز به ارمنستان فرستاده شده اند. سلاحهای مدرن، پیشرفته و بخصوص پهپادهای اسرائیلی و ترکیه ایی این بار آذربایجان را قادر ساخته است، از موقعیت بهتری به لحاظ نظامی در جبهه جنگ برخوردار شود. البته پیشروی نفوذ ترکیه در قفقاز به مفهوم کاهش نفوذ روسیه در این منطقه است. منافع ترکیه و روسیه در سوریه و لیبی در حال حاضر در تقابل هم قرار دارند. کورشاد زورلو نویسنده خبرترک نیازهای انرژی ترکیه و جاه طلبی های ترکیه برای قدرت منطقه ای را بخوبی در پس دفاع از آذربایجان به تصویر می کشد و می نویسد:

"حق حاکمیت جمهوری آذربایجان تنها چیزی نیست که در خطر است، نیازهای انرژی ترکیه و موقعیتش در منطقه نیز با خطر مواجه خواهد شد."[2]

هر دو طرف به احساسات ناسیونالیستی و نفرت پراکنانه دامن میزنند و از هر ابزاری برای پیشبرد اهداف کثیف خود استفاده می کنند، هر دو طرف بر طبل جنگ میکوبند. هر دو طرف دیگری را اشغالگر میپندارد و خود را قربانی و اشغال شده توسط متجاوز. هر دو کشور دیگری را متهم می کنند که به بمباران غیر نظامیان دست زده اند. همگی اینها بخشی از تبلیغات و روانشناسی جنگ است. علی اف اعلام کرده است که جنگ تا بیرون راندن کامل اشغالگران ادامه خواهد یافت. ارمنستان ادعا کرده ترکیه با ورود به حریم هوایی ارمنستان یکی از جنگنده های ارمنستان را ساقط کرده و ترکیه نیز اظهار داشته که این تنها یک جنگ روانی سخیف است. زمانیکه همه مرتجعین، همه باندهای سیاه، همه جنگ طلبان به شیپور جنگ میدمند، "بیانیه ضد جنگ جوانان چپ آذربایجان" قابل تقدیر است.[3] بیانیه با وجود کاستی ها، با نفی ناسیونالیسم با محکوم کردن بسیج جوانان به جنگ و با گوشت دم توپ کردن آنها مخالفت ورزیده و بر همبستگی طبقاتی بین آذربایجانی و ارمنی تاکید ورزیده است. امید است چنین صدایی نیز از ارمنستان شنیده شود.

بحران سرمایه داری عوارض خود را در سرمایه داری پیرامونی، مخربتر و غیر انسانی تر از سرمایه داری متروپل نشان میدهد. طبقه کارگر در ارمنستان و آذربایجان بهای بحران سرمایه داری را میپردازند. هر دو کشور اخیرا بودجه نظامی را افزایش داده اند و این افزایش بودجه نظامی با حمله به سطح استاندارد زندگی طبقه کارگر تامین شده است. در شرایط جنگی که حاکمان سرمایه بوجود آورده اند و بر شیپور جنگ میدمند، طبقه کارگر به جای مبارزه بر علیه، بردگی مزدی، زندگی در زیر خط فقر، انجماد دستمزدها، بیکاریهای گسترده و دهها معضل دیگر باید بعنوان گوشت دم توپ به دفاع از وطن سرمایه برخیزد.
بقیه در پست بعدی...
... ادامه از پست قبلی

دور جدید درگیریها بین آذربایجان و ارمنستان در قره باغ بار دیگر نشان میدهد هویت ناسیونالیستی چقدر در خدمت منافع سرمایه داری و در مقابل منافع طبقه کارگر و اقشار تحتانی جامعه است. هویت ناسیونالیستی حتی رادیکالترین شکل آن کارگران را از هویت طبقاتی تخلیه میکند و آنان را به سربازان میهن پرست تبدیل میکند تا به دفاع از وطن سرمایه به پا خیزند.

زمانی پرولتاریای باکو بعنوان بخشی از پرولتاریای جهانی بخصوص در سالهای 1905 و 1917 نقشی پیشقراول داشت و پرچمدار انقلاب کمونیستی جهانی بود. هنوز مرتجعین، موفق به اشاعۀ نفرت قومی بین آذری و ارمنی نشده بودند. زمانی هم که دولتهای ارتجاعی عثمانی و روسیه، جنگ کثیف و خونین آذری – ارمنی را در راستای منافع ارتجاعی خود دامن زدند و تلاش کردند تا کارگران آذری و ارمنی را در راستای منافع امپریالیستی خود گوشت دم توپ کنند باز هم پرولتاریای باکو ماهیت این جنگ را افشا کرد و در کاهش قتل عام حاصل از آن بسیار موثر بود.

زمانی نام باکو تبلور عمیق ترین همبستگی طبقاتی بود. آذری، ارمنی، گرجی و روسی بازو در بازو، علیه سرمایه می جنگیدند، با هم کمیته کارخانه می ساختند و با کمک همدیگر کمیته اعتصاب تشکیل میدادند. پرولتاریای باکو منبع الهام بخش برای پرولتاریای سراسر منطقه بود. داستان قهرمانی های پرولتاریای باکو، داستان نبردهایش، موضوع پور شورترین رمان ها بوده است. زمانی اعتصاب 45 هزار نفره در باکو سر تیتر مقاله نیویورک تایمز بود که مقامات را ناتوان کرده بود.

از سر تا پای نظام توحش سرمایه داری خون، کثافت و لجن می بارد. از درون صلح سرمایه داری تنها شعله های جنگ می تواند زبانه کشد. مادامیکه سرمایه داری به عمر ننگین خود ادامه میدهد، بردگی مزدی، جنگ، پاندامی و...بخشی از زندگی روزانه ما خواهد بود. منافع ما در مبارزه طبقاتی است، در مبارزه طبقاتی کارگران نه بر مبنای هویت های کاذب همچون هویت قومی، هویت مذهبی بلکه بر مبنای هویت طبقاتی که وجه مشترک همگی بردگان مزدی است، گرد هم می آیند و در راستای منافع مشترک طبقاتی مبارزه می کنند. به جای گوشت دم توپ شدن در جنگ گانگسترها، بجای تداوم بربریت، به جای تمکین به نظام کثیف سرمایه داری باید در راستای تحقق انقلاب کمونیستی برای پایان دادن به نکبت سرمایه داری کوشید.

مرگ بر جنگ!

زنده باد مبارزه طبقاتی از باکو تا ایروان!



تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
ضرورت بحث نظری

بحث و مناظره برای انترناسیونالیستها حیاتی ، ضروری و لازم است. جنبش انقلابی نمی تواند قدمهای موثری بر دارد مگر اینکه انترناسیونالیستها نقشی پویا ودینامیک در تکامل این جنبش داشته باشند. این تنها از طریق جدل و مباحثه از دیدگاههای متفاوت درون فضای سیاسی پرولتری امکان پذیر است. معیارهای سیاسی برای یک مباحثه از افق انترناسیونالیستی میتواند بقرار زیر باشد:

• پذیرش مارکسیسم بعنوان متدولوژی و تئوری پرولتاریا.
• پذیرش انقلاب اکتبر بمثابه انقلاب پرولتری.
• رد بی قید و شرط چپ سرمایه: استالینیستها ، مائوئیستها ، تروتسکیستها و آنارشیستهای رسمی چپ دستگاه سیاسی سرمایه را نمایندگی می کنند.
• رد بی قید و شرط سرمایه داری دولتی و خود گردانی
• پذیرش ضرورت تاریخی حزب کمونیست انترناسیونالیست، همچون یک سلاح ضروری برای پیروزی انقلاب کمونیستی.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنده باد اتحاد طبقاتی!

بورژوازی همیشه سعی کرده است طبقه کارگر را تکه تکه کند تا راحتر بتواند ما را استثمار کند. در این راه بورژوازی همیشه به ناسیونالیسم برای تحریک احساسات ناسیونالیستی چنگ انداخته است. ناسیونالیسم در هر شکل آن، سمی برای مبارزه طبقاتی است.

اما مبارزه وقتی رادیکال میشود، میتوان شاهد عمیق ترین همبستگی انسانی بود. در جریان اعتراضات به افزایش قیمت بنزین در شهر ارومیه، معترضان برخلاف قومپرستان مرتجع ترک و کُرد شعار میدادند «تورک، کورد ال‌اله، هامی ظلمه قارشی‌ دیر» (ترک و کرد دست در دست هم، همگی علیه ظلم هستند).

این ویدئو زمانی که قومپرستان تُرک و کُرد در حال باد زدن نفرت قومی هستند، از اهمیت زیادی برخوردار است، این شعار یک نه بزرگ به قومپرستان، یک نه بزرگ به مرتجعان ناسیونالیست است.

یاشاسن ایشچلرین طبقاتی بیرلیش!
زنده باد اتحاد طبقاتی کارگران!


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
وبسایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
ایده ها و آرمانهای انقلاب اکتبر جاودانه هستند!

صد سال پیش بدنبال شدت یابی مبارزه طبقاتی، موج انقلاب جهانی توانست در اکتبر 1917 بورژوازی را از قدرت سیاسی در روسیه به زمین بکشد و پرولتاریای روسیه بسوی حاکمیت شوراها قدم بردارد. انقلاب اکتبر بزرگترین حادثه، اتفاق و شگفتی قرن بیستم بوده است. پرولتاریا بعد از کمون پاریس، اولین بار سرمایه داری را به زیر کشید و نشان داد انقلاب کمونیستی نه تنها ضروری، امکان پذیر، بلکه تنها آلترناتیو برای بربریت سرمایه داری است. کسب قدرت سیاسی توسط پرولتاریا در روسیه، بیانگر آغازعصر نوینی بود. عصر امپریالیسم و عصر انقلابات کمونیستی.

انقلاب اکتبر در شرایطی بوقوع پیوست که سرمایه داری وارد دوران انحطاط خود شده بود و عصر انقلابات بورژوائی به سر رسیده بود و به تبع آن عصر انقلابات کمونیستی شروع شده بود. ماهیت هر انقلابی از آنجمله انقلاب اکتبر از طریق برنامه و نیروهای اجتماعی درگیر در انقلاب مشخص می شود. دخالت فعال طبقه کارگر در مبارزه طبقاتی، مخالفت طبقه کارگر روسیه با جنگ امپریالیستی، مطرح کردن مطالبات انقلابی و در روند آن شکل گیری شوراهای کارگری به مثابه قدرت پرولتری به انقلاب اکتبر ماهیت پرولتری میداد. پرولتاریای روسیه پیشگام انقلاب جهانی شده بود. بلشویکها و در راس آن لنین بخوبی میدانستند بدون پیروزی انقلاب در دیگر کشورهای سرمایه داری، انقلاب در روسیه منزوی خواهد شد. لنین در نامۀ خداحافظی خود به کارگران سوئیس، تصور یک طبقه انقلابی در روسیه، مجزا از سایر کارگران اروپا را مطلقا بیگانه ارزیابی می کرد و تاکید می کرد که این شرایط احتمالا خیلی کوتاه مدت خواهد بود، به عبارت بهتر کارگران اروپا انقلاب خواهند کرد و چنین می نویسد:

"افتخار بزرگ آغاز یکسری انقلابات، بواسطه ضرورت عینی که توسط جنگ امپریالیستی بوجود آمد، نصیب پرولتاریای روس گردیده است. ولی تصور نگریستن به پرولتاریای روسیه بعنوان یک طبقه انقلابی ارتقاء یافته در ماورای کارگران دیگر کشورها برای ما مطلقا بیگانه است... نه کیفیات خاص، بلکه صرفا شرایط تاریخی خاص، شرایطی که احتمالا خیلی کوتاه مدت خواهد بود، است که پرولتاریای روس را پیشاهنگ کل پرولتاریای انقلابی نموده است. "[1]

بلشویکها آگاه بودند و تاکید می کردند که نباید از یاد برند که انقلاب آنها جزئی از انقلاب جهانی است و سرنوشت انقلاب سوسیالیستی روسیه به سرنوشت انقلاب جهانی و بخصوص به انقلاب آلمان وابسته است. آنها وظایف خویش را تنها از افق انقلاب جهانی ترسیم میکردند، لنین در این زمینه چنین می نویسد:

"افتخار بزرگ آغازیدن [انقلاب جهانی] نصیب پرولتاریای روس شده است، اما، او نبایستی از یاد برد که جنبش و انقــلاب او تنها جزئی از جنبش پرولتاریای انقـلابـی جهان می باشد، جنبشی کـه هر روز قویتر و قدرتمندتر رشد می کند، برای نمونه در آلمان. ما فقط از این نقطۀ اتکا است که می توانیم وظایف خویشتن را تعیین کنیم." [2]

غول خفته بیدار شده بود، پرولتاریای روسیه افق جدیدی به مبارزه طبقاتی و موج انقلاب جهانی در سطح جهانی داده بود. طبقه کارگر سراسر جهان بدنبال تعمیم دادن تجربه انقلاب اکتبر برای به زیر کشیدن دولت بورژوائی و تسخیر قدرت توسط پرولتاریا و برقراری دیکتاتوری خود از طریق شوراهای سراسری شدند.

موج انقلاب جهانی که در حال پیشروی بود و بورژوازی را به لرزه در آورده بود، در دژ سرمایه، در آلمان با مقاومت سرمایه روبرو شد. از سوئی بورژوازی آلمان از تجربه انقلاب اکتبر آموخته بود و پرولتاریای آلمان با شرایط سخت تری مواجه شد، از سوی دیگر پرولتاریای آلمان و حزب طبقه کارگر همانند بلشویکها آمادگی لازم را نداشتند. انترناسیونالیستها اعلام کرده اند پیشروی انقلاب اکتبر بعنوان بخشی از انقلاب جهانی نیازمند انقلاب آلمان بود نه بخاطر میزان رشد نیروهای مولده در روسیه، بلکه بخاطر ماهیت جهانی انقلاب کمونیستی. به عبارت بهتر اگر انقلاب نه در روسیه بلکه در جزیره پیشرفته ای مثل بریتانیا شکل میگرفت باز هم بعنوان بخشی از انقلاب جهانی نیازمند پیروزی انقلاب در دیگر کشورها بود. روزا لوکزامبورگ نه تنها افسانه رشد نیافتگی روسیه را بی اساس خواند بلکه علل انحطاط انقلاب اکتبر را در شکست انقلاب جهانی پنداشت و در این رابطه چنین می نویسد:

"عملا این دکترین بیانگر این تلاش است که گریبان خود را از مسئولیت در قبال مسیر انقلاب روسیه، تا آنجاکه به پرولتاریا بین المللی و به ویژه به پرولتاریای آلمان مربوط می شود، رها سازد و پیوندهای بین المللی این انقلاب را انکار کند. این ناپختگی روسیه نیست که مسیر رویدادهای جنگ و انقلاب روسیه آن را به اثبات رسانده بلکه ناپختگی پرولتاریا آلمان برای تحقق وظایف تاریخی اش بوده است و روشن کردن کامل این امر، نخستین وظیفه بررسی انتقادی انقلاب روسیه است."[3]

ادامه در پست بعدی...
... ادامه از پست قبلی

بدنبال شکست موج انقلاب جهانی و ایزوله شدن انقلاب اکتبر که همراه با محاصره اقتصادی و دخالت دیگر قدرتهای امپریالیستی از طریق ارتش سفید بود، عملا شیرازۀ جامعه از هم گسیخت. بلشویکها که زمانی شعار"تمام قدرت بدست شوراها" را مطرح کرده بودند به قدرت سیاسی چسبیدند و خود را با قدرت دولتی تعریف کردند. در چنین شرایطی بود که برای بقای خود کمونیسم جنگی، نپ و غیره مطرح شد که موجب نارضایتی در بین کارگران، ملوانان و دهقانان شد. شورش کرونشتات و سرکوب آن اولین بیان انحطاط انقلاب اکتبر بود.

انحطاط انقلاب اکتبر به مفهوم سربرافراشتن ضد انقلاب بود. ضد انقلاب استالینی با قتل عام نسلی از کمونیستها، خالقان انقلاب اکتبر جشن پیروزی خود را بر پا کرد. استالینیسم بر ویرانه های انقلاب اکتبر و بر روی استخوانهای کمونیستهای بخون تپیده شده، خود را تحکیم بخشید. استالینیسم نه روند تکاملی انقلاب اکتبر، بلکه گور کن انقلاب اکتبر بوده است.

درمقابل انحطاط انترناسیونال سوم و قد برافراشتن استالینیسم، کمونیستهای انترناسیونالیست (کمونیست چپ) از همان ابتدا، از روسیه گرفته تا مکزیک، از انگلستان گرفته تا ایتالیا ایستادند و به دفاع از مارکسیسم پرداختند. در این میان ابتدا باید از نقش برجسته کمونیست چپ آلمان-هلند نام برد. سپس این افتخار، این مسئولیت سترگ، دفاع از مارکسیسم در مقابل ضد انقلاب، دفاع از دستاوردهای پرولتاریا، دفاع راستین از انقلاب اکتبر، نصیب کمونیست چپ ایتالیا شد. بی جهت نیست که تمامی کمونیستهای انترناسیونالیست یا ازاین سنت برخاسته اند و یا خودشان را متعلق به این سنت میدانند.

ایدئولوگهای سرمایه از انقلاب اکتبر بعنوان کودتائی که گولاگ، اردوگاه کار اجباری، سرکوب سازمانیافته ، فقر تداوم یافته ... و در یک کلام بربریتی تحت عنوان شوروی سابق، ببار می آورد، نام میبرند. برای انترناسیونالیستها درسهای انقلاب اکتبر و تجربه ای که بزرگترین رویداد قرن بیستم ارائه داده است، از اهمیت بخصوصی برخوردار است. این درسها و تجارب بعنوان سرمشقی است در نبردهای آتی طبقه کارگر.

مهمترین تجربه انقلاب اکتبر، تجربه شوراهای کارگری است. شوراهای کارگری محصول انقلاب اکتبر است. انقلاب اکتبر نشان داد که پرولتاریا تنها از طریق شوراهای سراسری خود که شامل کل طبقه است، می تواند دیکتاتوری خود را اعمال کند.

نفی درک جانشینگرایانه از حزب، از درسهای انقلاب اکتبر است. به عبارت بهتر در دوران گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم، نفی اینکه حزب خود را با قدرت سیاسی تعریف کند و حزب جانشین دیکتاتوری پرولتاریا شود. دیکتاتوری پرولتاریا، دیکتاتوری طبقه کارگر از طریق شوراهای سراسری است نه دیکتاتوری حزبی، حتی حزب کمونیست. در راستای چنین درس آموزی است که انترناسیونالیستها معتقد به حزب کمونیست انترناسیونالیست هستند، سازمانی جهانی که به کشور بخصوصی تعلق ندارد و حوزه عملکرد آن نیز جهانی است.

سوسیالیسم جهانی از دیگر درسهای انقلاب اکتبر است. استالینیسم و شوراگرائی علیرغم اینکه دشمن خونی هم هستند، نکات مشترک بسیاری دارند. یکی از نکات مشترک آنها، امکان تحقق سوسیالیسم در یک کشور است. برخلاف نظرات آنها، تجربۀ ارزشمند انقلاب اکتبر حقانیت درک مارکسیستی از ماهیت جهانی انقلاب جهانی کمونیستی را نشان داد که انقلاب کمونیستی یا جهانی است یا هیچ چیز و به تبع آن سوسیالیسم تنها در ابعاد جهانی امکان پذیر است.

اکتبر نشان داد بدون وجود حزب کمونیست انترناسیونالیست امکان پیروزی انقلاب کمونیستی وجود ندارد. آمادگی حزب کمونیست انترناسیونالیست برای رهبری سیاسی طبقه کارگر در نبردهای سرنوشت ساز حیاتی است.

سرمایه داری بوی خون، کثافت، لجن و جنگ میدهد، سرمایه داری منشا تمامی بدبختی ها و مشقات نه تنها برای طبقه کارگر، بلکه برای کل بشرت است. اکتبر نشان داد طبقۀ کارگر تنها طبقه ای است که بورژوازی را از طریق انقلاب جهانی خود به چالش می کشد و طبقۀ کارگر نمی تواند به طور واقعی خود را نجات دهد مگر آن که کل بشریت را از منجلاب و کثافت سرمایه داری رها سازد. انقلاب کمونیستی نه تنها ممکن بلکه ضرورتی حیاتی است برای بقای نسل بشریت. بهترین گرامیداشت انقلاب اکتبر پافشاری بر ایده ها و اهداف آن انقلاب و رزمیدن برای تحقق انقلاب کمونیستی است. بگذار بار دیگر شبحی به گشت و گذار درآید، شبح انقلاب کمونیستی. بگذار طبقه بورژوا بار دیگر از شبح انقلاب کمونیستی برخود بلرزد. چیزی برای از دست دادن نداریم، جز زنجیرهایمان و جهانی که بدست می آوریم. کمونیزم، جامعه ای که در آن استثمار انسان از انسان مفهومی ندارد، تنها افق برای بشریت است.


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
مقدمه ای بر کمونیست چپ

چرا مقدمه ای بر کمونیست چپ؟ به این علت که نوشتن تاریخ و عملکرد صد ساله کمونیست چپ در یک مقاله کوچک امکان پذیر نخواهد بود، خود همین مقدمه نیز تنها اشاره کوتاهی به کمونیست چپ با نارسائی های زیاد خواهد بود.

مارکسیسم بیانگر بلوغ طبقه کارگر و بازتاب عروج طبقه کارگر به مثابه یک طبقۀ اجتماعی در تحولات جامعه است که نه از طریق طغیان و یا شورش بلکه با برنامه سیاسی و از طریق انقلاب اجتماعی می خواهد رسالت تاریخی خود را، واژگونی نظام سرمایه داری از طریق انقلاب کمونیستی و جایگزینی سرمایه داری با «دیکتاتوری پرولتاریا» و سپس حرکت بسوی جامعۀ بی طبقه کمونیستی بجا آورد.

برخلاف بین الملل اول، احزاب متشکل در بین الملل دوم بر پایه مارکسیسم و تحت عنوان احزاب سوسیال دمکراتیک در بین الملل دوم متشکل شده بودند. از آنجائیکه هنوز سرمایه داری وارد دوران انحطاط (عصر امپریالیسم) نشده بود، هنوز انقلاب کمونیستی در دستور روز قرار نداشت، لذا مبارزه برای اصلاحات و بهتر شدن شرایط زندگی طبقه کارگر بخش مهمی از وظایف احزاب سوسیال دمکرات را تشکیل میداد. با عروج رفرمیسم در درون احزاب سوسیال دمکرات، جناح چپ سوسیال دمکراسی در دفاع از مارکسیسم شکل گرفت که از شناخته شده ترین چهره های آن میتوان به لنین در روسیه، رزا لوکزامبورگ در آلمان، پانه کوک در هلند و بوردیگا در ایتالیا اشاره کرد.

با ورود سرمایه داری به عصر انحطاط خود که جنگ جهانی اول از نشانه های بارز آن بود، عصر جنگهای امپریالیستی و انقلابات کمونیستی شروع شد. جنگ جهانی اول باعث شد اکثریت قاطع احزاب سوسیال دمکرات به مواضع طبقه کارگر خیانت کنند و کارگران را گوشت دم توپ در جنگ امپریالیستی کنند و به تبع آن برای همیشه به اردوی سرمایه بپیوندند. تنها بلشویکها و اقلیت های بسیار کوچکی در کشورهای گوناگون به مواضع پرولتری در جریان جنگ جهانی اول وفادار ماندند.

جریان کمونیستی در درون سوسیال دمکراسی نه تنها پرچم انترناسیونالیسم پرولتری را برافراشت بلکه با رهبری اعتراضات و اعتصابات کارگری و همچنین رهبری قیام های کارگری افق موج انقلاب جهانی را گشود. انقلاب شکوهمند اکتبر در روسیه پیروز شد و انقلاب در دیگر کشورها از آن جمله در آلمان در جریان بود.

در سال 1919 کمونیستها با گسست از سوسیال دمکراسی کنگره افتتاحیه انترناسیونال کمونیستی با هدف نابودی سرمایه داری و ایجاد دیکتاتوری بین المللی کارگران (از طریق شوراهای کارگری) را شکل دادند. احزاب متشکل در انترناسیونال کمونیستی برای تمایز خود از سوسیال دمکراتها خود را کمونیست نامیدند.

شکست موج انقلاب جهانی که با شکست انقلاب آلمان و قتل عام سیستماتیک پیشروان طبقه کارگر آلمان شروع شد، موجب ایزوله شدن انقلاب اکتبر شد. آخرین اخگرهای موج انقلاب جهانی در سال 1926 در بریتانیا با سرکوب اعتصاب عمومی و با بخون کشیدن قیام پرولتاریای شانگهای در سال 1927 خاموش گردید. ایزوله شدن انقلاب اکتبر موجب افزایش فرایند فساد تدریجی در زمینه انترناسیونالیسم پرولتری و قدرت پرولتری (قدرت شورایی) در روسیه شد. حزب بلشویک روز به روز بیشتر در دستگاه دولتی ادغام میشد و نتایج خود را در شوراها، کمیته های کارخانه، ارتش سرخ و ... نشان میداد. ایزوله شدن و عواقب شکست موج انقلاب جهانی افول فعالیت توده های کارگر را بدنبال داشت. به تبع آن فعالیت در درون پارلمان، اتحادیه های کارگری، توسل به "مردم مشرق زمین" جهت مقابله با رشد امپریالیسم و از همه مهمتر سیاست ایجاد جبهه واحد توسط کمینترن تجویز شد. در چنین زمینه ائی بود که ضرورت وجودی کمونیست چپ بیش از بیش مطرح شد. کمونیست چپ در دفاع از مواضع پایه ای مارکسیسم و با اولین علائم ضد انقلاب ضرورت وجودی پیدا کرد. اینبار برای تمایز خود از دیگر گرایشاتی که تحت عنوان کمونیست فعالیت میکردند، کمونیستهای وفادار به اهداف و آرمانهای پرولتری، خود را «کمونیست چپ» نامیدند و خود را مدافع حقیقی مارکسیسم و تداوم مارکسیسم ارزیابی کردند. کمونیستهای چپ (انترناسیونالیستها) از بلغارستان تا آلمان، از روسیه تا آمریکا، از بریتانیا تا هلند، از ایتالیا تا... به دفاع از مواضع کمونیستی پرداختند. اما در سه کشور که سنت مارکسیستی قوی بود یعنی در روسیه، آلمان و ایتالیا کمونیسم چپ خود را به شکل قوی و منسجم نشان داد. به عبارت بهتر واکنش کمونیست چپ، یک واکنش جهانی بود.
ادامه در پست بعدی ...
... ادامه از پست قبلی
با شروع دوران ضد انقلاب، احزاب "کمونیست" به احزاب ملی دگردیسی کردند و این بار احزاب "کمونیست" برای همیشه به اردوی بورژوازی پیوستند و چپ دستگاه سیاسی سرمایه را تشکیل دادند. خشن ترین کشورها برای کمونیستها، کشورهایی بودند که جنبش انقلابی به بالاترین و عالی ترین مقطع آن ارتقاء یافته بود و حالا در حال شکست بود، روسیه، آلمان و ایتالیا. کمونیستها سرکوب، تبعید یا به شکل وحشتناکی ایزوله شدند. کمونیست چپ روسیه نقش مهمی در دفاع از مفهوم پرولتری دیکتاتوری پرولتاریا، مفهوم انقلاب جهانی، نفی جبهه واحد و غیره ایفا کرد. متاسفانه سرکوب لجام گسیخته ضد انقلاب، نسلی از کمونیستها، سازندگان و خالقان انقلاب شکوهمند اکتبر را سر بر خاک افکند و کمونیست چپ روسیه نتوانست تداوم یابد و به یک سنت ماندگار تبدیل شود.

کمونیست چپ آلمان و هلند نقش مهمی را در دهۀ 20 میلادی در مقابل انحطاط انترناسیونال کمونیستی ایفا کرد و در نتیجه به یک قطب در دفاع از مواضع انقلابی تبدیل شد. کمونیست چپ آلمان و هلند درک بسیار روشنی در مورد اتحادیه های کارگری، پارلمانتاریسم، جنبش های ملی و غیره داشت. متاسفانه، پس از دهۀ 20 میلادی چپ آلمانی و هلندی نتوانست بعنوان یک قطب از مواضع کمونیستی و پرولتری دفاع کند و بخشی از آن شروع به توسعه و تکامل مواضعی کرد که به رد روش و متد مارکسیستی می انجامید و حتی عقب نشینی هائی از مواضع انقلابی را پشت سر گذاشت و پس از آن افتخار دفاع از مواضع انقلابی در مقابل ضد انقلاب نصیب کمونیست چپ ایتالیا شد.

فراکسیون کمونیست چپ ایتالیا در دهۀ 30 میلادی در تبعید حول نشریه بیلان ضمن پایبندی به اصول اساسی انترناسیونالیسم در مقابله با خطر جنگ به ترازنامه شکست موج انقلاب جهانی و بویژه انقلاب روسیه پرداخت. جنگ در اسپانیا آزمون بزرگی برای کمونیست چپ بود که توانست هر دو جبهه را امپریالیستی ارزیابی کند، کاری که لنین در جنگ جهانی اول کرده بود و کارگران را دعوت به مبارزه طبقاتی کرده بود. در جریان جنگ جهانی دوم، کمونیست چپ ایتالیا هر دو جبهه را امپریالیستی ارزیابی کرد و بر ضرورت مبارزه طبقاتی در هر دو سوی جبهه تاکید کرد.

کمونیسم چپ تداوم حقیقی مارکسیسم در صد سال گذشته بوده و به بخشی از حافظه تاریخی پرولتاریا تبدیل شده است. بدون تداوم کمونیست چپ امکان شکل گیری حزب کمونیست بین المللی و انترناسیونالیست وجود ندارد. امروزه کمونیست چپ شامل 3 گرایش عمده انترناسیونالیستی است، معرفی تمامی گرایشات متعلق به کمونیست چپ، خارج از موضوع این مقاله است. گرایشات اصلی کمونیست چپ بقرار زیر است:
• گرایش کمونیست انترناسیونالیست
• جریان کمونیست بین المللی
• احزاب کمونیست بین المللی (جریاناتی که به بوردگیست معروف هستند)

برای آشنائی با هر یک از این گرایشات به بخش پیوندها در سایت صدای انترناسیونالیستی مراجعه کنید. مواضع کمونیست چپ را مطالعه کنید و با گرایشات کمونیست چپ وارد مکاتبه و مباحثه شوید.

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
گزیده هایی از مانیفست گروه کارگران حزب کمونیست شوروی (بلشویک)[کمونیست چپ روسیه]

به رفقای کمونیست همه کشورها!

شرایط نیروهای تولیدی در کشورهای کاملا توسعه یافته به جنبش پرولتاریایی این کشورها خصلت مبارزه برای انقلاب کمونیستی میدهد. یا بشریت با کشیده شدن به جنگ های داخلی و ملی در خون خود در بربریت ناپدید خواهد شد و یا پرولتاریا وظیفه تاریخی خود را عملی ساخته، قدرت را به دست گرفته و یک بار برای همیشه به استثمار انسان از انسان و جنگهای داخلی و طبقاتی بین ملتها پایان بخشیده و درفش صلح، کار و برادری را بر خواهد افراشت.
...
خطر دیگری انقلاب آلمان را تهدید می کند و آن پراکندگی نیروهایش است. در جهت منافع انقلاب پرولتری جهانی، تمامی پرولتاریای انقلابی باید تلاش هایش را متحد سازد. اگر پیروزی پرولتاریا بدون گسست قطعی از دشمنان خود و مبارزه علیه دشمنان طبقه کارگر، خائنین طبقه کارگر، خائنین سوسیال انترناسیونال دوم، که با استفاده از ارتش، جنبش انقلابی پرولتاریا را در کشورهای به اصطلاح آزاد سرکوب میکند، همین پیروزی بدون الحاق همه نیروهایی که برای انقلاب کمونیستی و دیکتاتوری پرولتاریا می جنگند غیر قابل تصور است.
...
اکنون نوبت پرولتاریای غرب است که وارد عمل شود، نیروهای خود را جمع کرده، مبارزه برای قدرت را آغاز کند. به طور آشکار خطرناک است اگر کسی چشمان خود را به خطری که از درون اتحاد شوروی، انقلاب اکتبر و انقلاب جهانی را تهدید میکند، ببندد. در این زمان اتحاد شوروی سخت ترین لحظات خود را سپری میکند. این لحظات از چنان اهمیتی برخوردارند، که می توانند برای پرولتاریای روسیه و کل انقلاب جهانی مهلک و کشنده باشد.
...
آیا ما باید از کنار این بیماری و کمبودهای خود با سکوت گذر کنیم یا از آنها سخنی به میان نیاوریم و اقداماتی برای انهدام آنها آنجام ندهیم؟چه اتفاقی خواهد افتاد اگر ما اجازه دهیم در زمان گرفتاری از سوی خائنین سوسیالیست تعقیب شویم و سکوت اختیار کنیم؟ در این صورت دستاوردهای اکتبر تنها به صورت یک خاطره باقی خواهند ماند. بنابراین، این به نفع انقلاب جهانی پرولتاریا و طبقه کارگر روسیه است... این کمبودها را با ضعف بین المللی و همچنین ضعف پرولتاریای روسیه میتوان توضیح داد و بهترین کمکی که پرولتاریای سایر کشورها می توانند به پرولتاریای روسیه کنند انقلاب در کشورهای خودشان میباشد.
...
رفقا!
همۀ پرولتاریای روسیه، که نسبت به خطراتی که انقلاب کبیر را تهدید می کنند و نگران این خطرات هستند، به شما نگاه می کنند. ما از شما می خواهیم در جلساتتان در رابطه با مانیفست ما بحث کنید و اصرار کنید که نمایندگان شما در کنگرۀ 5 انترناسیونال مسئله شکاف در احزاب وسیاست حزب کمونیست شوروی نسبت به شوراها را طرح کنید.

رفقا!
مانیفست ما را به بحث بگذارید و قطعنامه صادر کنید. رفقا بدانید که به این طریق شما به طبقه کارگر خسته و شهید روسیه کمک می کنید، تا پیروزیهای انقلاب اکتبر را حفظ کند. انقلاب اکتبر ما بخشی از انقلاب جهانی است.
به رفقای کارگر!
زنده باد پیروزیهای انقلاب اکتبر روسیه پرولتری!
زنده باد انقلاب جهانی!
مسکو، فوریه 1923

تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice
انگلس - برنامه کمونارهای بلانکیست فراری

"بعد از شکست هر انقلاب یا ضدانقلاب، در میان فراریانی که به خارج از کشور گریخته اند فعالیت های تب آلودی آغاز می شود. گروه های حزبی گوناگونی تشکیل می شوند و یکدیگر را متقابلا متهم می سازند که موجب به لجن فرو رفتن ارابه (انقلاب) گشته و بدین ترتیب خیانت و تمامی انواع ممکنه از گناهان کبیره را به یکدیگر نسبت می دهند. آن ها با وطن خود فعالانه در ارتباط باقی می مانند، تشکیلاتی بر پا می کنند، توطیه می چینند، اعلامیه ها و روزنامه هایی منتشر می کنند و سوگند می خورند که تا بیست و چهار ساعت دیگر مجددا حمله آغاز می شود. و این بار پیروزی حتمی است و در این رابطه حتی مشاغل دولتی را تقسیم می کنند. طبیعی است که این حساب ها غلط از آب در می آید و به دنبال خود سرخوردگی پشت سرخوردگی به همرا می آورد. از آنجا که آن ها این نتایج را مولود مناسبات اجتناب ناپذیر تاریخی (که مایل به درک آن نیستند) ندانسته، بلکه در نتیجه خطاهای تصادفی افراد تلقی میکنند، لذا بر اتهامات متاقبل آن ها افزوده می شود و بدینگونه تمام جریانات به دعوا و مرافعه عمومی منتهی می گردد… هر کس در این میان از خرد و آگاهی لازم برخوردار باشد خود را از این جار و جنجال های بیهوده کنار کشیده و به کار موثرتری می پردازد."


تماس از طریق تلگرام: @internationalists
ایمیل: internationalist.voice@gmail.com
سایت: www.internationalist.tk
کانال تلگرام: https//t.me/intvoice