جهت اطلاع مولفان و پژوهشگران
موسسه علمی- انتشاراتی دانش بان آمادگی خود را جهت انتشار آثار مولفان و پژوهشگران محترم در زمینه علوم تربیتی و روانشناسی، علوم اجتماعی ، مدیریت و علوم انسانی اعلام می نماید.
جهت اطلاعات بیشتر با شماره ۶۶۹۶۱۶۵۲
یا ۰۹۹۱۴۳۲۹۶۵۷ تماس حاصل نمایید.
https://t.me/+zbqYHJHL0gc1YWM0
موسسه علمی- انتشاراتی دانش بان آمادگی خود را جهت انتشار آثار مولفان و پژوهشگران محترم در زمینه علوم تربیتی و روانشناسی، علوم اجتماعی ، مدیریت و علوم انسانی اعلام می نماید.
جهت اطلاعات بیشتر با شماره ۶۶۹۶۱۶۵۲
یا ۰۹۹۱۴۳۲۹۶۵۷ تماس حاصل نمایید.
https://t.me/+zbqYHJHL0gc1YWM0
👍4
دانشآموزان، سفیران امروز ما برای ساخت فردایند
و معلمان، معماران این آینده؛
کودکان امروز را نمیتوان
برای جهانِ دیروز ساخت!
شناخت نادرست آینده
بهترین تربیت را هم به بیراهه می برد!
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
و معلمان، معماران این آینده؛
کودکان امروز را نمیتوان
برای جهانِ دیروز ساخت!
شناخت نادرست آینده
بهترین تربیت را هم به بیراهه می برد!
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
👍3
اگر هوش مصنوعی میتواند درس را بهتر توضیح دهد، پس مدرسه برای چیست؟
این پرسش شاید مهمترین چالش آموزش در قرن بیستویکم باشد.
امروز دیگر کمبود اطلاعات، مشکل بشر نیست؛ فراوانی اطلاعات است. دانشآموزی که در کلاس نشسته، با یک تلفن همراه یا یک ابزار هوش مصنوعی، در چند ثانیه به هزاران صفحه اطلاعات، فیلم آموزشی و پاسخ دسترسی دارد.
پس اگر مدرسه همچنان خود را تنها مسئول «انتقال اطلاعات» بداند، دیر یا زود از رقابت با فناوری بازخواهد ماند.
واقعیت این است که بسیاری از برنامههای درسی ما، متعلق به دنیایی هستند که اطلاعات کمیاب بود؛ نه دنیای امروز که اطلاعات، ارزانترین کالای جهان شده است.
امروز، آنچه ارزشمند است، دانستن نیست؛ دانستنِ اینکه با دانستهها چه باید کرد.
وظیفه معلم دیگر فقط پاسخ دادن نیست؛ آموختنِ پرسیدن است. وظیفه مدرسه فقط آموزش محتوا نیست؛ پرورش قدرت اندیشیدن است. و مأموریت آموزش، فقط آماده کردن دانشآموز برای امتحان نیست؛ آماده کردن او برای زندگی در جهانی غیرقابل پیشبینی است.
در عصر هوش مصنوعی، مزیت انسان نه حافظه قویتر، بلکه تفکر انتقادی، خلاقیت، قضاوت اخلاقی، همکاری، همدلی و توانایی یادگیری مداوم است؛ مهارتهایی که هیچ الگوریتمی به تنهایی جایگزین آنها نمیشود.
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای این سؤال همیشگی:«امروز چه فصلی را تمام کنم؟»
از خود بپرسیم:«امروز چه قابلیتی را در دانشآموزانم پرورش دادم که هوش مصنوعی نتواند جای آن را بگیرد؟»
آینده آموزش، نه در کلاسهای پر از محفوظات، بلکه در کلاسهایی رقم میخورد که در آنها پرسشگری، گفتوگو، تجربه، تفکر و انسانیت آموزش داده میشود.
شاید بزرگترین تحول آموزشی، نه تغییر کتابهای درسی، بلکه تغییر نگاه ما به معنای «یاد دادن» باشد.
آیا هنوز برای انتقال اطلاعات تدریس میکنیم، یا برای ساختن انسانهایی که بتوانند آینده را بسازند؟
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
این پرسش شاید مهمترین چالش آموزش در قرن بیستویکم باشد.
امروز دیگر کمبود اطلاعات، مشکل بشر نیست؛ فراوانی اطلاعات است. دانشآموزی که در کلاس نشسته، با یک تلفن همراه یا یک ابزار هوش مصنوعی، در چند ثانیه به هزاران صفحه اطلاعات، فیلم آموزشی و پاسخ دسترسی دارد.
پس اگر مدرسه همچنان خود را تنها مسئول «انتقال اطلاعات» بداند، دیر یا زود از رقابت با فناوری بازخواهد ماند.
واقعیت این است که بسیاری از برنامههای درسی ما، متعلق به دنیایی هستند که اطلاعات کمیاب بود؛ نه دنیای امروز که اطلاعات، ارزانترین کالای جهان شده است.
امروز، آنچه ارزشمند است، دانستن نیست؛ دانستنِ اینکه با دانستهها چه باید کرد.
وظیفه معلم دیگر فقط پاسخ دادن نیست؛ آموختنِ پرسیدن است. وظیفه مدرسه فقط آموزش محتوا نیست؛ پرورش قدرت اندیشیدن است. و مأموریت آموزش، فقط آماده کردن دانشآموز برای امتحان نیست؛ آماده کردن او برای زندگی در جهانی غیرقابل پیشبینی است.
در عصر هوش مصنوعی، مزیت انسان نه حافظه قویتر، بلکه تفکر انتقادی، خلاقیت، قضاوت اخلاقی، همکاری، همدلی و توانایی یادگیری مداوم است؛ مهارتهایی که هیچ الگوریتمی به تنهایی جایگزین آنها نمیشود.
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای این سؤال همیشگی:«امروز چه فصلی را تمام کنم؟»
از خود بپرسیم:«امروز چه قابلیتی را در دانشآموزانم پرورش دادم که هوش مصنوعی نتواند جای آن را بگیرد؟»
آینده آموزش، نه در کلاسهای پر از محفوظات، بلکه در کلاسهایی رقم میخورد که در آنها پرسشگری، گفتوگو، تجربه، تفکر و انسانیت آموزش داده میشود.
شاید بزرگترین تحول آموزشی، نه تغییر کتابهای درسی، بلکه تغییر نگاه ما به معنای «یاد دادن» باشد.
آیا هنوز برای انتقال اطلاعات تدریس میکنیم، یا برای ساختن انسانهایی که بتوانند آینده را بسازند؟
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
❤7👍5
✳️در تمجید از ذکاوت معلمی
👈گویند وکیلی، چاه خود را به معلم فروخت.دو روز بعد وکیل آمد پیش معلم و گفت: من چاه را به شما فروختم اما آب داخلش را نفروخته ام، اگر می خواهی از آب چاه استفاده کنی، باید هزینه اش را پرداخت کنی.
معلم لبخندی زد و گفت: بلی می خواستم پیش شما بیایم و بگویم آب خود را از چاه من بردار وگرنه از فردا برای وجود آب در چاه باید به من حق کرایه خانه بپردازی❗️
وکیل با شنیدن این حرف عصبی شد و گفت: من فقط شوخی کردم❗️
معلم خندید و گفت یادت باشد: امثال من به امثال تو درس داده اند که وکیل شوی😄😆
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
👈گویند وکیلی، چاه خود را به معلم فروخت.دو روز بعد وکیل آمد پیش معلم و گفت: من چاه را به شما فروختم اما آب داخلش را نفروخته ام، اگر می خواهی از آب چاه استفاده کنی، باید هزینه اش را پرداخت کنی.
معلم لبخندی زد و گفت: بلی می خواستم پیش شما بیایم و بگویم آب خود را از چاه من بردار وگرنه از فردا برای وجود آب در چاه باید به من حق کرایه خانه بپردازی❗️
وکیل با شنیدن این حرف عصبی شد و گفت: من فقط شوخی کردم❗️
معلم خندید و گفت یادت باشد: امثال من به امثال تو درس داده اند که وکیل شوی😄😆
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
❤13
🌱 معلم پژوهنده کیست؟
معلم پژوهنده، معلمی است که میداند برای آنکه محبوب، اثرگذار و الهامبخش باشد، باید بیش از آنکه یاد می دهد، یاد بگیرد.
در دنیایی که دانش، فناوری و نیازهای یادگیری دانشآموزان هر روز تغییر میکند، دیگر نمیتوان با دانستههای دیروز، پاسخگوی کلاسهای امروز بود. معلم حرفهای، پیش از آنکه آموزگار دیگران باشد، یادگیرندهای مادامالعمر است.
اما این یادگیری چگونه اتفاق میافتد؟
یکی از مؤثرترین راهها، بهرهگیری از پژوهشهای معلممحور است؛ پژوهشهایی که از دل کلاس درس و تجربههای واقعی معلم شکل میگیرند، نه صرفاً آنچه که از کتابها ، مقالهها و پژوهشهای کلاسیک سر بر می آورد. از جمله مهمترین این روشهای پژوهشی معلم محور ، موارد زیر هستند :
🔹 اقدامپژوهی(action research )؛ چارچوبی برای شناسایی و حل مسائل واقعی در درون مدرسه و کلاسهای درس است .
🔹 درسپژوهی (Lesson Study)؛ الگویی برای طراحی، مشاهده و بهبود فرایند تدریس بصورتی تیمی ۳ تا ۵ نفره از همکاران می باشد. در واقع تلاشی مستمر و جمعی است که توسط همکاران هم رشته و هم پایه برای یافتن طرح درسهایی اثربخش تر انجام می گردد.
🔹 روایتپژوهی(narrative research)؛ الگویی برای بازاندیشی در تجربههای زیسته حرفهای و تبدیل آنها به دانش کاربردی برای تدریسی اثربخش تر است.
معلم پژوهنده، هر کلاس را یک فرصت یادگیری میبیند، هر مسئله را یک پرسش پژوهشی و هر تجربه را گامی برای رشد حرفهای خود می داند.
شاید مهمترین تفاوت معلمان معمولی و معلمان ماندگار همین باشد؛
معلمان ماندگار هیچگاه از یاد گرفتن دست نمیکشند.
#معلم_پژوهنده #اقدام_پژوهی #درس_پژوهی #روایت_پژوهی #یادگیری_مادام_العمر #توسعه_حرفهای_معلمان
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
معلم پژوهنده، معلمی است که میداند برای آنکه محبوب، اثرگذار و الهامبخش باشد، باید بیش از آنکه یاد می دهد، یاد بگیرد.
در دنیایی که دانش، فناوری و نیازهای یادگیری دانشآموزان هر روز تغییر میکند، دیگر نمیتوان با دانستههای دیروز، پاسخگوی کلاسهای امروز بود. معلم حرفهای، پیش از آنکه آموزگار دیگران باشد، یادگیرندهای مادامالعمر است.
اما این یادگیری چگونه اتفاق میافتد؟
یکی از مؤثرترین راهها، بهرهگیری از پژوهشهای معلممحور است؛ پژوهشهایی که از دل کلاس درس و تجربههای واقعی معلم شکل میگیرند، نه صرفاً آنچه که از کتابها ، مقالهها و پژوهشهای کلاسیک سر بر می آورد. از جمله مهمترین این روشهای پژوهشی معلم محور ، موارد زیر هستند :
🔹 اقدامپژوهی(action research )؛ چارچوبی برای شناسایی و حل مسائل واقعی در درون مدرسه و کلاسهای درس است .
🔹 درسپژوهی (Lesson Study)؛ الگویی برای طراحی، مشاهده و بهبود فرایند تدریس بصورتی تیمی ۳ تا ۵ نفره از همکاران می باشد. در واقع تلاشی مستمر و جمعی است که توسط همکاران هم رشته و هم پایه برای یافتن طرح درسهایی اثربخش تر انجام می گردد.
🔹 روایتپژوهی(narrative research)؛ الگویی برای بازاندیشی در تجربههای زیسته حرفهای و تبدیل آنها به دانش کاربردی برای تدریسی اثربخش تر است.
معلم پژوهنده، هر کلاس را یک فرصت یادگیری میبیند، هر مسئله را یک پرسش پژوهشی و هر تجربه را گامی برای رشد حرفهای خود می داند.
شاید مهمترین تفاوت معلمان معمولی و معلمان ماندگار همین باشد؛
معلمان ماندگار هیچگاه از یاد گرفتن دست نمیکشند.
#معلم_پژوهنده #اقدام_پژوهی #درس_پژوهی #روایت_پژوهی #یادگیری_مادام_العمر #توسعه_حرفهای_معلمان
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
👍5❤2
Forwarded from مدرسه معلمی الفب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🪟 دورههای الفب یک پنجره فرصت، برای هر معلمی است!
محمود مهرمحمدی را تقریبا تمام آنهایی که در عرصه تعلیم و تربیت هستند میشناسند؛ فرقی نمیکند مدیر باشید یا معلم یا سیاستگذار. او که اکنون به عنوان مدیر علمی دورههای مدرسه معلمی الفب با نگاهی دقیق و تیزبین بر کیفیت دوره نظارت دارد، در این ویدئو توضیح میدهد که چرا برای هر معلمی، دورههای الفب یک فرصت است.
چرا در دوره معلم ماهر الفب شرکت کنیم؟
🔻 آموزش به روش معکوس با همراهی تسهیلگرانی حرفهای و دلسوز
🔻 مدیریت علمی دکتر محمود مهرمحمدی
🔻 پشتیبانی ۳۶۰ درجه و چند وجهی
🔻 بورسیههای تحصیلی تا سقف ۹۵٪ ویژه آموزگاران مناطق کمبرخوردار
🌱 شما هم میتوانید بخشی از این تغییر بزرگ باشید.
همین حالا در دورههای مدرسه معلمی الفب ثبتنام کنید.
با هم، آینده را روشن کنیم. ✨
📍اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
https://zaya.io/pre-registert
🏫 مدرسه معلمی الفب
🌱 برای زیستن قصههای تازه
محمود مهرمحمدی را تقریبا تمام آنهایی که در عرصه تعلیم و تربیت هستند میشناسند؛ فرقی نمیکند مدیر باشید یا معلم یا سیاستگذار. او که اکنون به عنوان مدیر علمی دورههای مدرسه معلمی الفب با نگاهی دقیق و تیزبین بر کیفیت دوره نظارت دارد، در این ویدئو توضیح میدهد که چرا برای هر معلمی، دورههای الفب یک فرصت است.
چرا در دوره معلم ماهر الفب شرکت کنیم؟
🔻 آموزش به روش معکوس با همراهی تسهیلگرانی حرفهای و دلسوز
🔻 مدیریت علمی دکتر محمود مهرمحمدی
🔻 پشتیبانی ۳۶۰ درجه و چند وجهی
🔻 بورسیههای تحصیلی تا سقف ۹۵٪ ویژه آموزگاران مناطق کمبرخوردار
🌱 شما هم میتوانید بخشی از این تغییر بزرگ باشید.
همین حالا در دورههای مدرسه معلمی الفب ثبتنام کنید.
با هم، آینده را روشن کنیم. ✨
📍اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
https://zaya.io/pre-registert
🏫 مدرسه معلمی الفب
🌱 برای زیستن قصههای تازه
👍5
Forwarded from موسسه دانش بان (Educator)
انتشارات دانش بان منتشر کرد:
فصل اول: شناخت موقعیت حساس پایه اول دبستان
فصل دوم : هنر تعلیم و تربیت؛ کودکان چگونه شکوفا میشوند؟
فصل سوم : شناخت ویژگیهای کودک پایه اول
فصل چهارم :شناخت برنامه درسی پایه اول؛ توسعه مهارتهای زبانی
فصل پنجم : شناخت برنامه درسی؛ ریاضیات و آشنایی با مفهوم عدد و..
فصل ششم : شناخت برنامه درسی؛ علوم و یادگیری برای کشف جهان
فصل هفتم : شناخت ارزشیابی توصیفی در دوره ابتدایی
فصل هشتم : شناخت چالشهای رایج؛ الف ) چالشهای روانی و عاطفی
فصل نهم : شناخت چالشهای رایج؛ ب ) چالشهای اجتماعی کودک
فصل دهم : شناخت چالشهای رایج؛ پ ) چالشهای یادگیری کودک
فصل یازدهم : مفاهیم کلیدی راهنمای عمل
انتشارات دانش بان
https://t.me/DaneshbanPublishingHouse
فصل اول: شناخت موقعیت حساس پایه اول دبستان
فصل دوم : هنر تعلیم و تربیت؛ کودکان چگونه شکوفا میشوند؟
فصل سوم : شناخت ویژگیهای کودک پایه اول
فصل چهارم :شناخت برنامه درسی پایه اول؛ توسعه مهارتهای زبانی
فصل پنجم : شناخت برنامه درسی؛ ریاضیات و آشنایی با مفهوم عدد و..
فصل ششم : شناخت برنامه درسی؛ علوم و یادگیری برای کشف جهان
فصل هفتم : شناخت ارزشیابی توصیفی در دوره ابتدایی
فصل هشتم : شناخت چالشهای رایج؛ الف ) چالشهای روانی و عاطفی
فصل نهم : شناخت چالشهای رایج؛ ب ) چالشهای اجتماعی کودک
فصل دهم : شناخت چالشهای رایج؛ پ ) چالشهای یادگیری کودک
فصل یازدهم : مفاهیم کلیدی راهنمای عمل
انتشارات دانش بان
https://t.me/DaneshbanPublishingHouse
👍7
گفتگو با دکتر رضا ساکی.pdf
278.4 KB
گفتگو با کتر رضا ساکی: وقتی که حرفه معلمی سبک زندگی می شود.
زندگی حرفه ای : از معلم روستا تا دانشگاههای تربیت معلم.
زندگی حرفه ای : از معلم روستا تا دانشگاههای تربیت معلم.
👍4❤2🤔1👌1
چالشهای معلمان در مواجهه با
با نسل جدید دانش آموزان
معلمان امروز با نسلهایی روبرو هستند که به دلیل رشد در دنیای دیجیتال، سبک یادگیری، علایق و انتظارات متفاوتی دارند. نسل Z (تقریباً متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) و نسل آلفا (از ۲۰۱۳ به بعد) هر دو ویژگیهایی دارند که اغلب چالشبرانگیز است. در ادامه به مهمترین دشواریهایی که معلمان در کار با این نسلها تجربه میکنند، اشاره می شود:
ویژگی نسل جدید
۱. وابستگی شدید به فناوری
استفاده مداوم از گوشی، تبلت و بازیهای آنلاین باعث کاهش تمرکز و علاقه به یادگیری سنتی شده.
بویژه معلمانی که خود آشنایی کمی با فناوری دارند، در تعامل مؤثر با این نسل دچار مشکل میشوند.
۲. کاهش تحمل در برابر سختی و تأخیر در پاداش
این نسلها عجول ترند و به پاسخ سریع عادت دارند (به لطف اینترنت و شبکههای اجتماعی)، در نتیجه تحملشان برای فرآیند یادگیری طولانی کمتر است.
۳. کاهش مهارتهای ارتباطی حضوری
دانشآموزان بیشتر به ارتباطات مجازی عادت دارند و ممکن است در گفتگوهای چهرهبهچهره، مهارت کافی نداشته باشند.
معلمان گاهی با دانشآموزانی مواجهاند که نمیتوانند بهراحتی تعامل عاطفی یا کلامی برقرار کنند.
۴. نیاز به انگیزه و جذابیت مداوم
نسل Z و آلفا معمولاً با آموزش یکنواخت ارتباط برقرار نمیکنند؛ آنها نیاز به آموزش تعاملی، تصویری، یا داستانمحور دارند.
معلمان باید به طور دائم روشهای تدریس خود را نوآوری کنند، که میتواند خستهکننده یا پرهزینه باشد.
۵. کمحوصلگی و توجه کوتاهمدت
تمرکز طولانیمدت روی یک موضوع برای این نسلها دشوار است؛ آنها اغلب آموزش را خستهکننده میدانند.
۶. انتظارات زیاد از معلم
دانشآموزان این نسلها به دلیل آشنایی با منابع آنلاین، گاهی انتظار دارند معلم در همه زمینهها پاسخگو باشد، یا حتی آموزش را کاملاً سفارشی کند.
چاره کار چیست؟
معلمان بیش از هر چیز باید بدانند که دانش آموزان دنیای امروز ، بسیار متفاوت با دانش آموزان در دنیایی پیش از این هستند. به همین ترتیب آنها اگر بخواهند مؤثر باشند، باید بین دنیای دیروز و امروز ارتباطی مؤثر برقرار کنند.
راهکارهای زیر می تواند در این زمینه مفید باشند:
✅ بالابردن دانش فناوری و استفاده هوشمندانه از فناوری در آموزش، نه مقابله با آن
✅ کوتاهتر، متنوعتر و جذابتر کردن مطالب درسی، بویژه برقراری ارتباط بین زندگی دانش آموزان و مطالب درسی،
✅ تشویق به گفتگو و کار تیمی برای تقویت مهارتهای ارتباطی
✅ افزودن فعالیتهای پروژهمحور و حل مسئله
✅ پذیرش اشتباهات و خطاهای یادگیری به عنوان بخشی طبیعی از مسیر
✅ و مهمتر از همه:
ایجاد رابطه انسانی گرم، چون هیچ فناوری جای معلم الهامبخش را نمیگیرد. معلمان دیروز از رسمیت شروع و به صمیمیت ختم می کردند اما بنظر می رسد امروز باید از صمیمیت شروع و به رسمیت رسید. مدارس امروز ، معلمانی میخواهد که همدل با دانش آموزان، خلاق و اهل یادگیری مداوم باشند.
#آموزش #چالش_معلمان #نسل_جدید #مدرسه_زندگی #مهارت_آموزی
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
با نسل جدید دانش آموزان
معلمان امروز با نسلهایی روبرو هستند که به دلیل رشد در دنیای دیجیتال، سبک یادگیری، علایق و انتظارات متفاوتی دارند. نسل Z (تقریباً متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) و نسل آلفا (از ۲۰۱۳ به بعد) هر دو ویژگیهایی دارند که اغلب چالشبرانگیز است. در ادامه به مهمترین دشواریهایی که معلمان در کار با این نسلها تجربه میکنند، اشاره می شود:
ویژگی نسل جدید
۱. وابستگی شدید به فناوری
استفاده مداوم از گوشی، تبلت و بازیهای آنلاین باعث کاهش تمرکز و علاقه به یادگیری سنتی شده.
بویژه معلمانی که خود آشنایی کمی با فناوری دارند، در تعامل مؤثر با این نسل دچار مشکل میشوند.
۲. کاهش تحمل در برابر سختی و تأخیر در پاداش
این نسلها عجول ترند و به پاسخ سریع عادت دارند (به لطف اینترنت و شبکههای اجتماعی)، در نتیجه تحملشان برای فرآیند یادگیری طولانی کمتر است.
۳. کاهش مهارتهای ارتباطی حضوری
دانشآموزان بیشتر به ارتباطات مجازی عادت دارند و ممکن است در گفتگوهای چهرهبهچهره، مهارت کافی نداشته باشند.
معلمان گاهی با دانشآموزانی مواجهاند که نمیتوانند بهراحتی تعامل عاطفی یا کلامی برقرار کنند.
۴. نیاز به انگیزه و جذابیت مداوم
نسل Z و آلفا معمولاً با آموزش یکنواخت ارتباط برقرار نمیکنند؛ آنها نیاز به آموزش تعاملی، تصویری، یا داستانمحور دارند.
معلمان باید به طور دائم روشهای تدریس خود را نوآوری کنند، که میتواند خستهکننده یا پرهزینه باشد.
۵. کمحوصلگی و توجه کوتاهمدت
تمرکز طولانیمدت روی یک موضوع برای این نسلها دشوار است؛ آنها اغلب آموزش را خستهکننده میدانند.
۶. انتظارات زیاد از معلم
دانشآموزان این نسلها به دلیل آشنایی با منابع آنلاین، گاهی انتظار دارند معلم در همه زمینهها پاسخگو باشد، یا حتی آموزش را کاملاً سفارشی کند.
چاره کار چیست؟
معلمان بیش از هر چیز باید بدانند که دانش آموزان دنیای امروز ، بسیار متفاوت با دانش آموزان در دنیایی پیش از این هستند. به همین ترتیب آنها اگر بخواهند مؤثر باشند، باید بین دنیای دیروز و امروز ارتباطی مؤثر برقرار کنند.
راهکارهای زیر می تواند در این زمینه مفید باشند:
✅ بالابردن دانش فناوری و استفاده هوشمندانه از فناوری در آموزش، نه مقابله با آن
✅ کوتاهتر، متنوعتر و جذابتر کردن مطالب درسی، بویژه برقراری ارتباط بین زندگی دانش آموزان و مطالب درسی،
✅ تشویق به گفتگو و کار تیمی برای تقویت مهارتهای ارتباطی
✅ افزودن فعالیتهای پروژهمحور و حل مسئله
✅ پذیرش اشتباهات و خطاهای یادگیری به عنوان بخشی طبیعی از مسیر
✅ و مهمتر از همه:
ایجاد رابطه انسانی گرم، چون هیچ فناوری جای معلم الهامبخش را نمیگیرد. معلمان دیروز از رسمیت شروع و به صمیمیت ختم می کردند اما بنظر می رسد امروز باید از صمیمیت شروع و به رسمیت رسید. مدارس امروز ، معلمانی میخواهد که همدل با دانش آموزان، خلاق و اهل یادگیری مداوم باشند.
#آموزش #چالش_معلمان #نسل_جدید #مدرسه_زندگی #مهارت_آموزی
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
🙏4❤3👌3
Forwarded from كانال توسعه مديريت آموزشي
آموزش در سراشیبی؛ هزینهای که امروز دیده نمیشود
مدتی است آموزش در ایران، بهدلیل ناامنی و شرایط جنگی، ناگزیر به فضای غیرحضوری رفته است و این احتمال وجود دارد که بخشی از سال تحصیلی پیشرو نیز به همین شکل سپری شود.
اما مسئله فقط «غیرحضوری بودن آموزش» نیست. آموزش غیرحضوری حتی در شرایط مطلوب، بهسختی میتواند با آموزش حضوریِ باکیفیت رقابت کند؛ چه رسد به شرایطی که زیرساختهای لازم برای آن کامل نیست، دسترسی دانشآموزان یکسان نیست و بسیاری از معلمان نیز برای طراحی و اجرای اثربخش یادگیری در فضای غیرحضوری آمادگی کافی ندارند.
از سوی دیگر، نباید فراموش کنیم که حتی در سالهایی که آموزش کاملاً حضوری بوده است، وضعیت یادگیری دانشآموزان ایرانی در ارزیابیهای بینالمللی مانند تیمز و پرلز چندان امیدوارکننده نبوده است. نتایج امتحانات نهایی نیز بارها از وجود مشکلات جدی در کیفیت یادگیری خبر دادهاند. بنابراین، اگر همین آموزش کمرمق با اختلال، تعطیلی، آموزش غیرحضوری و کاهش ارتباط مؤثر میان معلم و دانشآموز همراه شود، طبیعی است که نگرانی درباره افت بیشتر کیفیت یادگیری جدیتر شود.
هزینه اصلی این وضعیت شاید امروز دیده نشود. ممکن است دانشآموزی از مدرسه فاصله بگیرد، دانشآموز دیگری ترک تحصیل کند و دانشآموزی دیگر سالها در مدرسه بماند، اما بخش مهمی از یادگیری را از دست بدهد. اینها فقط «آمار آموزشی» نیستند؛ هر دانشآموزی که کمتر یاد میگیرد، دانش و مهارت کمتری به دست میآورد و در نتیجه فرصت و توانایی او برای مشارکت مؤثر در جامعه نیز کاهش مییابد.
کیفیت آموزش فقط کیفیت مدرسه را تعیین نمیکند؛ کیفیت نیروی انسانی، اقتصاد، فرهنگ، اشتغال، مدیریت، سیاست ، بهداشت ، علم و حتی کیفیت زندگی آینده جامعه، به آن وابسته است. به همین دلیل، نباید مسئله آموزش در شرایط بحرانی را فقط به این پرسش تقلیل داد که «چگونه کلاسها را برگزار کنیم؟» پرسش مهمتر این است که چگونه اجازه ندهیم نسل آینده، هزینههای پنهان بحران امروز را سالها بعد بپردازد؟
اگر آموزش ضعیف شود، جامعه بلافاصله فرو نمیریزد؛ اما آرامآرام، در کیفیت انسانهایی که تربیت میکند، ضعیفتر میشود. شاید خطرناکترین ویژگی این هزینه نیز همین باشد که وقتی خود را نشان میدهد، ممکن است دیگر برای جبران آن دیر شده باشد.
https://t.me/Educamanagement
کانال توسعه مدیریت آموزشی
مدتی است آموزش در ایران، بهدلیل ناامنی و شرایط جنگی، ناگزیر به فضای غیرحضوری رفته است و این احتمال وجود دارد که بخشی از سال تحصیلی پیشرو نیز به همین شکل سپری شود.
اما مسئله فقط «غیرحضوری بودن آموزش» نیست. آموزش غیرحضوری حتی در شرایط مطلوب، بهسختی میتواند با آموزش حضوریِ باکیفیت رقابت کند؛ چه رسد به شرایطی که زیرساختهای لازم برای آن کامل نیست، دسترسی دانشآموزان یکسان نیست و بسیاری از معلمان نیز برای طراحی و اجرای اثربخش یادگیری در فضای غیرحضوری آمادگی کافی ندارند.
از سوی دیگر، نباید فراموش کنیم که حتی در سالهایی که آموزش کاملاً حضوری بوده است، وضعیت یادگیری دانشآموزان ایرانی در ارزیابیهای بینالمللی مانند تیمز و پرلز چندان امیدوارکننده نبوده است. نتایج امتحانات نهایی نیز بارها از وجود مشکلات جدی در کیفیت یادگیری خبر دادهاند. بنابراین، اگر همین آموزش کمرمق با اختلال، تعطیلی، آموزش غیرحضوری و کاهش ارتباط مؤثر میان معلم و دانشآموز همراه شود، طبیعی است که نگرانی درباره افت بیشتر کیفیت یادگیری جدیتر شود.
هزینه اصلی این وضعیت شاید امروز دیده نشود. ممکن است دانشآموزی از مدرسه فاصله بگیرد، دانشآموز دیگری ترک تحصیل کند و دانشآموزی دیگر سالها در مدرسه بماند، اما بخش مهمی از یادگیری را از دست بدهد. اینها فقط «آمار آموزشی» نیستند؛ هر دانشآموزی که کمتر یاد میگیرد، دانش و مهارت کمتری به دست میآورد و در نتیجه فرصت و توانایی او برای مشارکت مؤثر در جامعه نیز کاهش مییابد.
کیفیت آموزش فقط کیفیت مدرسه را تعیین نمیکند؛ کیفیت نیروی انسانی، اقتصاد، فرهنگ، اشتغال، مدیریت، سیاست ، بهداشت ، علم و حتی کیفیت زندگی آینده جامعه، به آن وابسته است. به همین دلیل، نباید مسئله آموزش در شرایط بحرانی را فقط به این پرسش تقلیل داد که «چگونه کلاسها را برگزار کنیم؟» پرسش مهمتر این است که چگونه اجازه ندهیم نسل آینده، هزینههای پنهان بحران امروز را سالها بعد بپردازد؟
اگر آموزش ضعیف شود، جامعه بلافاصله فرو نمیریزد؛ اما آرامآرام، در کیفیت انسانهایی که تربیت میکند، ضعیفتر میشود. شاید خطرناکترین ویژگی این هزینه نیز همین باشد که وقتی خود را نشان میدهد، ممکن است دیگر برای جبران آن دیر شده باشد.
https://t.me/Educamanagement
کانال توسعه مدیریت آموزشی
🙏4
آنچه تدریس را به هنر تبدیل میکند
تدریس بیش از آنکه صرفاً اجرای مجموعهای از روشها و دستورالعملها باشد، به نوعی هنر نیاز دارد؛ هنری که در لحظه تدریس و در مواجهه با دانشآموزان و شرایط نوپدید کلاس درس شکل میگیرد.
الیوت آیزنر، از چهرههای برجسته در طرح ایده «تدریس به مثابه هنر»، در سال ۱۹۸۵ چهار معنا برای هنری دانستن تدریس مطرح کرد؛ چهار معنایی که نشان میدهند چرا نمیتوان تدریس را صرفاً به اجرای یک برنامه از پیش تعیینشده تقلیل داد.
نخست، تدریس میتواند یک تجربه زیباییشناختی باشد. همانگونه که یک اثر هنری میتواند حاصل مهارت، ظرافت و انتخابهای هنرمند باشد، تدریس نیز ممکن است با چنان مهارت و ظرافتی انجام شود که برای معلم و دانشآموزان به تجربهای لذتبخش، معنادار ، زیبا و منحصر بفرد تبدیل شود.
دوم، معلم نیز مانند هنرمند در جریان عمل قضاوت میکند. نقاش، موسیقیدان یا بازیگر صرفاً بر اساس دستورالعمل عمل نمیکند؛ در حین کار، آنچه را میبیند و احساس میکند، میسنجد و بر اساس آن تصمیم میگیرد. معلم نیز در کلاس دائماً در حال مشاهده، تفسیر و تصمیمگیری است: آیا دانشآموزان موضوع را فهمیدهاند؟ آیا باید توضیح را ادامه دهد یا روش را تغییر دهد؟ آیا اکنون زمان پرسش است یا سکوت؟ این قضاوتهای لحظهای بخش مهمی از هنر تدریساند.
سوم، تدریس را نمیتوان به نسخهها و رویههای ثابت و از پیش تعیین شده محدود کرد. کلاس درس محیطی زنده و پیشبینیناپذیر است. پاسخ غیرمنتظره یک دانشآموز، یک پرسش تازه، یک واکنش عاطفی یا حتی سکوت کلاس میتواند مسیر تدریس را تغییر دهد. معلم حرفهای کسی نیست که همیشه دقیقاً مطابق سناریو پیش برود؛ کسی است که بتواند در برابر آنچه پیشبینی نشده، تصمیمی مناسب بگیرد.
و چهارم، همه اهداف تدریس از ابتدا قابل پیشبینی نیستند. گاهی معلم با هدف آموزش یک مفهوم وارد کلاس میشود، اما در جریان گفتوگو، دانشآموزان به پرسشی تازه، ایدهای جدید یا درکی عمیقتر میرسند؛ نتیجهای که شاید در طرح اولیه درس پیشبینی نشده بود، اما ارزشمندتر و مطلوبتر از آن چیزی است که انتظار میرفت.
از این منظر، تدریس فقط «انتقال محتوا» یا «اجرای برنامه درسی» نیست. تدریس، فرایندی است که در آن معلم با تکیه بر دانش حرفهای خود، موقعیت را میبیند، قضاوت میکند، تصمیم میگیرد و گاهی چیزی را خلق میکند که از پیش در هیچ کتاب و دستورالعملی نوشته نشده است.
شاید یکی از تفاوتهای معلم حرفهای با یک «مجری آموزشی» همین باشد: مجری، برنامه را اجرا میکند؛ اما معلم، در جریان تدریس، برنامه را با موقعیت واقعی یادگیری پیوند میدهد. و درست در همین نقطه است که تدریس، به هنر نزدیک میشود.
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
تدریس بیش از آنکه صرفاً اجرای مجموعهای از روشها و دستورالعملها باشد، به نوعی هنر نیاز دارد؛ هنری که در لحظه تدریس و در مواجهه با دانشآموزان و شرایط نوپدید کلاس درس شکل میگیرد.
الیوت آیزنر، از چهرههای برجسته در طرح ایده «تدریس به مثابه هنر»، در سال ۱۹۸۵ چهار معنا برای هنری دانستن تدریس مطرح کرد؛ چهار معنایی که نشان میدهند چرا نمیتوان تدریس را صرفاً به اجرای یک برنامه از پیش تعیینشده تقلیل داد.
نخست، تدریس میتواند یک تجربه زیباییشناختی باشد. همانگونه که یک اثر هنری میتواند حاصل مهارت، ظرافت و انتخابهای هنرمند باشد، تدریس نیز ممکن است با چنان مهارت و ظرافتی انجام شود که برای معلم و دانشآموزان به تجربهای لذتبخش، معنادار ، زیبا و منحصر بفرد تبدیل شود.
دوم، معلم نیز مانند هنرمند در جریان عمل قضاوت میکند. نقاش، موسیقیدان یا بازیگر صرفاً بر اساس دستورالعمل عمل نمیکند؛ در حین کار، آنچه را میبیند و احساس میکند، میسنجد و بر اساس آن تصمیم میگیرد. معلم نیز در کلاس دائماً در حال مشاهده، تفسیر و تصمیمگیری است: آیا دانشآموزان موضوع را فهمیدهاند؟ آیا باید توضیح را ادامه دهد یا روش را تغییر دهد؟ آیا اکنون زمان پرسش است یا سکوت؟ این قضاوتهای لحظهای بخش مهمی از هنر تدریساند.
سوم، تدریس را نمیتوان به نسخهها و رویههای ثابت و از پیش تعیین شده محدود کرد. کلاس درس محیطی زنده و پیشبینیناپذیر است. پاسخ غیرمنتظره یک دانشآموز، یک پرسش تازه، یک واکنش عاطفی یا حتی سکوت کلاس میتواند مسیر تدریس را تغییر دهد. معلم حرفهای کسی نیست که همیشه دقیقاً مطابق سناریو پیش برود؛ کسی است که بتواند در برابر آنچه پیشبینی نشده، تصمیمی مناسب بگیرد.
و چهارم، همه اهداف تدریس از ابتدا قابل پیشبینی نیستند. گاهی معلم با هدف آموزش یک مفهوم وارد کلاس میشود، اما در جریان گفتوگو، دانشآموزان به پرسشی تازه، ایدهای جدید یا درکی عمیقتر میرسند؛ نتیجهای که شاید در طرح اولیه درس پیشبینی نشده بود، اما ارزشمندتر و مطلوبتر از آن چیزی است که انتظار میرفت.
از این منظر، تدریس فقط «انتقال محتوا» یا «اجرای برنامه درسی» نیست. تدریس، فرایندی است که در آن معلم با تکیه بر دانش حرفهای خود، موقعیت را میبیند، قضاوت میکند، تصمیم میگیرد و گاهی چیزی را خلق میکند که از پیش در هیچ کتاب و دستورالعملی نوشته نشده است.
شاید یکی از تفاوتهای معلم حرفهای با یک «مجری آموزشی» همین باشد: مجری، برنامه را اجرا میکند؛ اما معلم، در جریان تدریس، برنامه را با موقعیت واقعی یادگیری پیوند میدهد. و درست در همین نقطه است که تدریس، به هنر نزدیک میشود.
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
👍8
چه چیزی به یادگیری معنادار میانجامد؟
محرم آقازاده
دیوید پرکینز در گزارهای کوتاه اما بنیادین مینویسد: «یادگیری پیامد اندیشیدن است» (پرکینز، 1992). این گزاره یکی از مهمترین اصول تعلیموتربیت را آشکار میکند: یادگیرندگان صرفاً از طریق دریافت اطلاعات به فهمی ماندگار دست نمییابند. اگرچه برنامههای درسی معمولاً مجموعه گستردهای از دانش، مفاهیم و اطلاعات را در بر میگیرند، وظیفه آموزش تنها انتقال این دانش یا آمادهکردن دانشآموزان برای بازتولید آن در آزمون نیست. هدف عمیقتر آن است که یادگیرندگان بتوانند آنچه را آموختهاند به خاطر بسپارند، معنای آن را درک کنند، آن را با دانستهها و تجربههای پیشین خود پیوند دهند و در موقعیتهای تازه بهگونهای سنجیده به کار گیرند. چنین پیامدهایی زمانی شکل میگیرند که یادگیرندگان درباره آنچه میآموزند و با استفاده از آنچه میآموزند، بیندیشند.
دانش هنگامی معنادار میشود که یادگیرنده با آن کاری هدفمند و عقلانی انجام دهد. یادگیرندگان باید فرصت داشته باشند درباره ایدهها پرسش کنند، روابط میان مفاهیم را بررسی کنند، دیدگاههای متفاوت را در نظر بگیرند، پیشفرضها را بیازمایند، الگوها را تشخیص دهند، مسئله حل کنند و فهم در حال شکلگیری خود را در موقعیتهای واقعی به کار گیرند. از این منظر، اندیشیدن فعالیتی اضافی نیست که معلم پس از تدریس محتوا به برنامه آموزشی بیفزاید؛ بلکه همان فرایندی است که از طریق آن، محتوا به موضوعی قابلفهم، ماندگار و کاربردی تبدیل میشود.
پرکینز (2010) اندیشیدن را نیرویی میداند که دانش را زنده میکند. دانش از طریق اندیشیدن در برابر شواهد آزموده میشود، با ایدههای دیگر ارتباط مییابد، برای پیشبینی امکانها به کار میرود و به دستاوردهای خلاقانه یا عملی تبدیل میشود. بدون چنین درگیری عقلانی، دانش ممکن است بهصورت دانشی بیتحرک باقی بماند؛ دانشی که شاید برای مدتی کوتاه به خاطر سپرده شود، اما هنگامی که یادگیرنده باید مسئلهای را تفسیر کند، تصمیمی بگیرد یا مسئولانه عمل کند، در دسترس او قرار نگیرد. بنابراین، یادگیری معنادار به چیزی فراتر از مواجهه با اطلاعات و یادآوری آن نیاز دارد. یادگیرنده باید بتواند میان ایدهها رابطه برقرار کند و دریابد که این روابط چرا اهمیت دارند.
این برداشت سازندهگرایانه از یادگیری، دانشآموزان را سازندگان فعال معنا میداند. یادگیرندگان با ذهنی خالی وارد محیط آموزشی نمیشوند تا معلم آن را با اطلاعات پر کند. آنان دانش پیشین، تجربههای فرهنگی، ارزشها، عواطف، پرسشها و تفسیرهای موجود خود از جهان را به محیط یادگیری میآورند. یادگیری جدید از طریق تعامل میان این فهمهای پیشین و تجربههای تازه شکل میگیرد. یادگیرنده آنچه را پیشتر میدانسته است با اطلاعات جدید مقایسه میکند، دانستههای خود را دوباره سازمان میدهد، درباره آنها پرسش میکند و گاه برداشتهای قبلی خود را بازسازی میکند. اندیشیدن پلی است که این مواجهه را به یادگیری تبدیل میکند.
با این حال، ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا همه انواع یادگیری واقعاً به اندیشیدن نیاز دارند. انسانها گاهی بدون آنکه آگاهانه قصد یادگیری داشته باشند، واقعیتهایی پراکنده، برداشتهایی اولیه، عادتهایی تازه و روابطی میان پدیدهها را فرامیگیرند. این نوع یادگیری معمولاً «یادگیری ضمنی» یا «یادگیری اتفاقی» نامیده میشود؛ یادگیریای که بدون برنامهریزی یا قصد آشکار برای مطالعه و تسلط بر یک موضوع اتفاق میافتد. ممکن است فردی پس از بازدید از یک مکان، ویژگیهای طبیعی آن را به خاطر بسپارد، پس از چند بار مواجهه الگویی را تشخیص دهد یا از طریق مشارکت در فعالیتهای روزمره، برداشتی درباره یک جامعه به دست آورد.
با وجود این، یادگیری ضمنی را نباید با فقدان اندیشه یکسان دانست. یادگیرندگان در جریان تجربهای که ظاهراً ساختار رسمی ندارد - مانند گردش علمی، بازدید از یک جامعه محلی، مشاهده محیط کار یا قدمزدن در طبیعت - بهطور مداوم تفاوتها را تشخیص میدهند، میان پدیدهها ارتباط برقرار میکنند، ویژگیهای ناآشنا را تفسیر میکنند، نتیجهگیریهای مقدماتی به دست میآورند و آنچه را مشاهده میکنند با تجربههای پیشین خود پیوند میدهند. ممکن است این فرایندها از پیش سازماندهی نشده باشند یا یادگیرندگان نتوانند آنها را بهروشنی نامگذاری کنند، اما همچنان با شناخت، استدلال و معناسازی همراهاند.
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
محرم آقازاده
دیوید پرکینز در گزارهای کوتاه اما بنیادین مینویسد: «یادگیری پیامد اندیشیدن است» (پرکینز، 1992). این گزاره یکی از مهمترین اصول تعلیموتربیت را آشکار میکند: یادگیرندگان صرفاً از طریق دریافت اطلاعات به فهمی ماندگار دست نمییابند. اگرچه برنامههای درسی معمولاً مجموعه گستردهای از دانش، مفاهیم و اطلاعات را در بر میگیرند، وظیفه آموزش تنها انتقال این دانش یا آمادهکردن دانشآموزان برای بازتولید آن در آزمون نیست. هدف عمیقتر آن است که یادگیرندگان بتوانند آنچه را آموختهاند به خاطر بسپارند، معنای آن را درک کنند، آن را با دانستهها و تجربههای پیشین خود پیوند دهند و در موقعیتهای تازه بهگونهای سنجیده به کار گیرند. چنین پیامدهایی زمانی شکل میگیرند که یادگیرندگان درباره آنچه میآموزند و با استفاده از آنچه میآموزند، بیندیشند.
دانش هنگامی معنادار میشود که یادگیرنده با آن کاری هدفمند و عقلانی انجام دهد. یادگیرندگان باید فرصت داشته باشند درباره ایدهها پرسش کنند، روابط میان مفاهیم را بررسی کنند، دیدگاههای متفاوت را در نظر بگیرند، پیشفرضها را بیازمایند، الگوها را تشخیص دهند، مسئله حل کنند و فهم در حال شکلگیری خود را در موقعیتهای واقعی به کار گیرند. از این منظر، اندیشیدن فعالیتی اضافی نیست که معلم پس از تدریس محتوا به برنامه آموزشی بیفزاید؛ بلکه همان فرایندی است که از طریق آن، محتوا به موضوعی قابلفهم، ماندگار و کاربردی تبدیل میشود.
پرکینز (2010) اندیشیدن را نیرویی میداند که دانش را زنده میکند. دانش از طریق اندیشیدن در برابر شواهد آزموده میشود، با ایدههای دیگر ارتباط مییابد، برای پیشبینی امکانها به کار میرود و به دستاوردهای خلاقانه یا عملی تبدیل میشود. بدون چنین درگیری عقلانی، دانش ممکن است بهصورت دانشی بیتحرک باقی بماند؛ دانشی که شاید برای مدتی کوتاه به خاطر سپرده شود، اما هنگامی که یادگیرنده باید مسئلهای را تفسیر کند، تصمیمی بگیرد یا مسئولانه عمل کند، در دسترس او قرار نگیرد. بنابراین، یادگیری معنادار به چیزی فراتر از مواجهه با اطلاعات و یادآوری آن نیاز دارد. یادگیرنده باید بتواند میان ایدهها رابطه برقرار کند و دریابد که این روابط چرا اهمیت دارند.
این برداشت سازندهگرایانه از یادگیری، دانشآموزان را سازندگان فعال معنا میداند. یادگیرندگان با ذهنی خالی وارد محیط آموزشی نمیشوند تا معلم آن را با اطلاعات پر کند. آنان دانش پیشین، تجربههای فرهنگی، ارزشها، عواطف، پرسشها و تفسیرهای موجود خود از جهان را به محیط یادگیری میآورند. یادگیری جدید از طریق تعامل میان این فهمهای پیشین و تجربههای تازه شکل میگیرد. یادگیرنده آنچه را پیشتر میدانسته است با اطلاعات جدید مقایسه میکند، دانستههای خود را دوباره سازمان میدهد، درباره آنها پرسش میکند و گاه برداشتهای قبلی خود را بازسازی میکند. اندیشیدن پلی است که این مواجهه را به یادگیری تبدیل میکند.
با این حال، ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا همه انواع یادگیری واقعاً به اندیشیدن نیاز دارند. انسانها گاهی بدون آنکه آگاهانه قصد یادگیری داشته باشند، واقعیتهایی پراکنده، برداشتهایی اولیه، عادتهایی تازه و روابطی میان پدیدهها را فرامیگیرند. این نوع یادگیری معمولاً «یادگیری ضمنی» یا «یادگیری اتفاقی» نامیده میشود؛ یادگیریای که بدون برنامهریزی یا قصد آشکار برای مطالعه و تسلط بر یک موضوع اتفاق میافتد. ممکن است فردی پس از بازدید از یک مکان، ویژگیهای طبیعی آن را به خاطر بسپارد، پس از چند بار مواجهه الگویی را تشخیص دهد یا از طریق مشارکت در فعالیتهای روزمره، برداشتی درباره یک جامعه به دست آورد.
با وجود این، یادگیری ضمنی را نباید با فقدان اندیشه یکسان دانست. یادگیرندگان در جریان تجربهای که ظاهراً ساختار رسمی ندارد - مانند گردش علمی، بازدید از یک جامعه محلی، مشاهده محیط کار یا قدمزدن در طبیعت - بهطور مداوم تفاوتها را تشخیص میدهند، میان پدیدهها ارتباط برقرار میکنند، ویژگیهای ناآشنا را تفسیر میکنند، نتیجهگیریهای مقدماتی به دست میآورند و آنچه را مشاهده میکنند با تجربههای پیشین خود پیوند میدهند. ممکن است این فرایندها از پیش سازماندهی نشده باشند یا یادگیرندگان نتوانند آنها را بهروشنی نامگذاری کنند، اما همچنان با شناخت، استدلال و معناسازی همراهاند.
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
👍2
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻در جریان سیل ویرانگر نپال، مدیر یک دبیرستان با دستور تخلیه فوری، تنها ده دقیقه پیش از هجوم سیلاب به محوطه آموزشگاه، جان ۹۰۰ دانشآموز و کارکنان خود را نجات داد.
راجندرا داوادی، مدیر دبیرستان تریبوان تریشولی در منطقه نوواکوت نپال میگوید، پس از دریافت تماسهای اضطراری و هشدار یکی از والدین نگران، به دانشآموزان دستور داد به مناطق مرتفع پناه ببرند و از اتوبوسهای مدرسه نیز خواست تا برای فرار از منطقه تغییر مسیر دهند.
تنها در عرض چند دقیقه، ساختمان مدرسه و بازار محلی اطراف آن زیر گلولای و آوار مدفون شدند.
دانشآموزان و کارکنان مدرسه دو شب را در ارتفاعات منطقه سرگردان بودند تا گروههای امداد آنها را یافته و نجات دادند.
@BBCPersian
راجندرا داوادی، مدیر دبیرستان تریبوان تریشولی در منطقه نوواکوت نپال میگوید، پس از دریافت تماسهای اضطراری و هشدار یکی از والدین نگران، به دانشآموزان دستور داد به مناطق مرتفع پناه ببرند و از اتوبوسهای مدرسه نیز خواست تا برای فرار از منطقه تغییر مسیر دهند.
تنها در عرض چند دقیقه، ساختمان مدرسه و بازار محلی اطراف آن زیر گلولای و آوار مدفون شدند.
دانشآموزان و کارکنان مدرسه دو شب را در ارتفاعات منطقه سرگردان بودند تا گروههای امداد آنها را یافته و نجات دادند.
@BBCPersian
👍7
مدرسهها را چگونه شادابتر کنیم؟
خیلی ساده و فقط با کمی همت و احساس مسئولیت!
دانشآموزان بخش بزرگی از ساعات روزانه خود را در مدرسه میگذرانند.
اگر مدرسه فقط به محلی برای نشستن، شنیدن، امتحان دادن و تذکر گرفتن تبدیل شود، طبیعی است که بهتدریج کسلی، بیحوصلگی و حتی دلزدگی جای کنجکاوی و اشتیاق را بگیرد.
مدرسه شاداب، لزوماً مدرسهای پرهزینه نیست؛
گاهی با کمی ابتکار، اعتماد به دانشآموز و تغییر در نگاه مدیر و معلم میتوان فضای مدرسه را دگرگون کرد.
چند پیشنهاد ساده:
۱. هنر را وارد زندگی روزمره مدرسه کنیم 🎨🎭
تئاتر، موسیقی، نقاشی، عکاسی، خاطرهنویسی، نمایشنامهنویسی و داستانگویی، فقط فعالیتهای فوقبرنامه نیستند.
هنر به دانشآموز فرصت میدهد خودش باشد، احساسش را بیان کند و چیزی خلق کند.
حتی استفاده از رنگهای مورد علاقه دانشآموزان، نمایش آثارشان در مدرسه و تبدیل دیوارهای مدرسه به گالری، میتواند فضای مدرسه را تغییر دهد.
۲. زنگ ورزش را جدیتر بگیریم ⚽🏓
ورزش فقط برای قهرمان شدن نیست.
فوتبال، والیبال، بسکتبال، پینگپنگ، بازیهای گروهی و حتی مسابقات ساده و کمهزینه میتوانند انرژی و نشاط را به مدرسه برگردانند.
گاهی یک حیاط مدرسه با چند توپ و کمی برنامهریزی، میتواند از دهها جلسه سخنرانی درباره «نشاط» مؤثرتر باشد!
۳. مدرسه را از چهار دیوارش بیرون ببریم 🚌
بازدید از موزه، کتابخانه، پارک، مراکز علمی، کارگاهها، کارخانهها، طبیعت و مکانهای تاریخی، یادگیری را از کتاب و تخته جدا میکند.
اردو فقط «تفریح» نیست؛
اردو میتواند یک کلاس درس متفاوت باشد.
۴. به دانشآموز فرصت انتخاب و تعلق بدهیم
یکی از سادهترین راههای شاداب کردن مدرسه این است که دانشآموز احساس کند:
«این مدرسه، فقط مدرسه مدیر و معلم نیست؛ مدرسه من هم هست.»
باشگاه کتابخوانی، عکاسی، نویسندگی، پژوهش، روزنامه دیواری، طبیعتگردی، علوم، فیلم و روایتگری میتواند با پیشنهاد خود دانشآموزان شکل بگیرد.
۵. دانشآموز را از «تماشاگر» به «کنشگر» تبدیل کنیم
بازارچههای دانشآموزی، نمایشگاه دستسازهها، جشنواره ایدهها، فعالیتهای کارآفرینی و برنامههای مناسبتی، فرصت تجربه کردن میسازند.
مثلاً در هفته مشاغل، به جای اینکه فقط درباره مشاغل سخنرانی کنیم، اجازه دهیم دانشآموزان ایده بدهند، چیزی تولید کنند، عرضه کنند و تجربه کنند.
۶. مسئولیت اجتماعی را تجربه کنیم، نه اینکه فقط درباره آن حرف بزنیم 🤝
فعالیتهای داوطلبانه و انساندوستانه، کمک به نیازمندان، حمایت از محیط زیست، رسیدگی به حیوانات، پاکسازی طبیعت و فعالیتهای محلهای میتواند حس همدلی و مسئولیتپذیری را تقویت کند.
تربیت شهروند مسئول، از پشت نیمکت آغاز نمیشود؛
از مشارکت واقعی آغاز میشود.
۷. جشن و مناسبت را از حالت کلیشهای خارج کنیم 🎉
هر مناسبتی میتواند فرصتی برای خلق یک تجربه تازه باشد.
روز فرهنگی، جشنواره غذا، هفته کتاب، هفته پژوهش، جشنواره هنری، روز طبیعت یا حتی یک روز برای دیدار با فارغالتحصیلان موفق مدرسه.
تصور کنید دانشآموزی روبهروی فارغالتحصیل قدیمی مدرسه بنشیند و از مسیر زندگی او بشنود.
این، گاهی از صدها جمله انگیزشی اثرگذارتر است.
۸. طبیعت را به مدرسه بیاوریم 🌱
اگر امکان ایجاد فضای سبز گسترده نیست، چند گلدان زیبا، یک باغچه کوچک، نگهداری از گیاهان توسط دانشآموزان یا حتی یک «گوشه طبیعت» در راهروها میتواند فضای مدرسه را انسانیتر کند.
۹. درباره زندگی واقعی با دانشآموزان حرف بزنیم
مدرسه فقط محل انتقال مطالب درسی نیست.
گفتوگو درباره دوستی، شکست، موفقیت، انتخاب، خشم، اضطراب، تصمیمگیری، حل مسئله و ارتباط با دیگران، مدرسه را به بخشی واقعی از زندگی دانشآموز تبدیل میکند.
۱۰. کلاس را به محل گفتوگو تبدیل کنیم
مناظره، پرسشهای چالشبرانگیز، حل مسئله، کار گروهی و گفتوگو درباره مسائل واقعی جامعه، دانشآموز را از شنونده منفعل به فردی پرسشگر و مشارکتکننده تبدیل میکند.
گاهی کافی است معلم به جای اینکه همیشه پاسخ بدهد، یک سؤال خوب مطرح کند.
۱۱. سلامت جسم و روان را جدی بگیریم
تغذیه مناسب، خواب، تحرک، بهداشت، مشاوره و توجه به فشارهای روانی دانشآموزان، بخشی از کیفیت زندگی مدرسه است.
دانشآموز مضطرب و خسته، قبل از آنکه به یادگیری نیاز داشته باشد، به احساس امنیت و دیدهشدن نیاز دارد.
۱۲. مسابقه، اما نه فقط برای برندهها 🏆
مسابقات علمی، هنری، ورزشی، ادبی و پژوهشی میتوانند جذاب باشند؛ به شرطی که هدفشان فقط پیدا کردن چند نفر برتر نباشد.
رقابت اگر درست طراحی شود، میتواند فرصتی برای تلاش، تجربه، همکاری و کشف استعدادها باشد.
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
خیلی ساده و فقط با کمی همت و احساس مسئولیت!
دانشآموزان بخش بزرگی از ساعات روزانه خود را در مدرسه میگذرانند.
اگر مدرسه فقط به محلی برای نشستن، شنیدن، امتحان دادن و تذکر گرفتن تبدیل شود، طبیعی است که بهتدریج کسلی، بیحوصلگی و حتی دلزدگی جای کنجکاوی و اشتیاق را بگیرد.
مدرسه شاداب، لزوماً مدرسهای پرهزینه نیست؛
گاهی با کمی ابتکار، اعتماد به دانشآموز و تغییر در نگاه مدیر و معلم میتوان فضای مدرسه را دگرگون کرد.
چند پیشنهاد ساده:
۱. هنر را وارد زندگی روزمره مدرسه کنیم 🎨🎭
تئاتر، موسیقی، نقاشی، عکاسی، خاطرهنویسی، نمایشنامهنویسی و داستانگویی، فقط فعالیتهای فوقبرنامه نیستند.
هنر به دانشآموز فرصت میدهد خودش باشد، احساسش را بیان کند و چیزی خلق کند.
حتی استفاده از رنگهای مورد علاقه دانشآموزان، نمایش آثارشان در مدرسه و تبدیل دیوارهای مدرسه به گالری، میتواند فضای مدرسه را تغییر دهد.
۲. زنگ ورزش را جدیتر بگیریم ⚽🏓
ورزش فقط برای قهرمان شدن نیست.
فوتبال، والیبال، بسکتبال، پینگپنگ، بازیهای گروهی و حتی مسابقات ساده و کمهزینه میتوانند انرژی و نشاط را به مدرسه برگردانند.
گاهی یک حیاط مدرسه با چند توپ و کمی برنامهریزی، میتواند از دهها جلسه سخنرانی درباره «نشاط» مؤثرتر باشد!
۳. مدرسه را از چهار دیوارش بیرون ببریم 🚌
بازدید از موزه، کتابخانه، پارک، مراکز علمی، کارگاهها، کارخانهها، طبیعت و مکانهای تاریخی، یادگیری را از کتاب و تخته جدا میکند.
اردو فقط «تفریح» نیست؛
اردو میتواند یک کلاس درس متفاوت باشد.
۴. به دانشآموز فرصت انتخاب و تعلق بدهیم
یکی از سادهترین راههای شاداب کردن مدرسه این است که دانشآموز احساس کند:
«این مدرسه، فقط مدرسه مدیر و معلم نیست؛ مدرسه من هم هست.»
باشگاه کتابخوانی، عکاسی، نویسندگی، پژوهش، روزنامه دیواری، طبیعتگردی، علوم، فیلم و روایتگری میتواند با پیشنهاد خود دانشآموزان شکل بگیرد.
۵. دانشآموز را از «تماشاگر» به «کنشگر» تبدیل کنیم
بازارچههای دانشآموزی، نمایشگاه دستسازهها، جشنواره ایدهها، فعالیتهای کارآفرینی و برنامههای مناسبتی، فرصت تجربه کردن میسازند.
مثلاً در هفته مشاغل، به جای اینکه فقط درباره مشاغل سخنرانی کنیم، اجازه دهیم دانشآموزان ایده بدهند، چیزی تولید کنند، عرضه کنند و تجربه کنند.
۶. مسئولیت اجتماعی را تجربه کنیم، نه اینکه فقط درباره آن حرف بزنیم 🤝
فعالیتهای داوطلبانه و انساندوستانه، کمک به نیازمندان، حمایت از محیط زیست، رسیدگی به حیوانات، پاکسازی طبیعت و فعالیتهای محلهای میتواند حس همدلی و مسئولیتپذیری را تقویت کند.
تربیت شهروند مسئول، از پشت نیمکت آغاز نمیشود؛
از مشارکت واقعی آغاز میشود.
۷. جشن و مناسبت را از حالت کلیشهای خارج کنیم 🎉
هر مناسبتی میتواند فرصتی برای خلق یک تجربه تازه باشد.
روز فرهنگی، جشنواره غذا، هفته کتاب، هفته پژوهش، جشنواره هنری، روز طبیعت یا حتی یک روز برای دیدار با فارغالتحصیلان موفق مدرسه.
تصور کنید دانشآموزی روبهروی فارغالتحصیل قدیمی مدرسه بنشیند و از مسیر زندگی او بشنود.
این، گاهی از صدها جمله انگیزشی اثرگذارتر است.
۸. طبیعت را به مدرسه بیاوریم 🌱
اگر امکان ایجاد فضای سبز گسترده نیست، چند گلدان زیبا، یک باغچه کوچک، نگهداری از گیاهان توسط دانشآموزان یا حتی یک «گوشه طبیعت» در راهروها میتواند فضای مدرسه را انسانیتر کند.
۹. درباره زندگی واقعی با دانشآموزان حرف بزنیم
مدرسه فقط محل انتقال مطالب درسی نیست.
گفتوگو درباره دوستی، شکست، موفقیت، انتخاب، خشم، اضطراب، تصمیمگیری، حل مسئله و ارتباط با دیگران، مدرسه را به بخشی واقعی از زندگی دانشآموز تبدیل میکند.
۱۰. کلاس را به محل گفتوگو تبدیل کنیم
مناظره، پرسشهای چالشبرانگیز، حل مسئله، کار گروهی و گفتوگو درباره مسائل واقعی جامعه، دانشآموز را از شنونده منفعل به فردی پرسشگر و مشارکتکننده تبدیل میکند.
گاهی کافی است معلم به جای اینکه همیشه پاسخ بدهد، یک سؤال خوب مطرح کند.
۱۱. سلامت جسم و روان را جدی بگیریم
تغذیه مناسب، خواب، تحرک، بهداشت، مشاوره و توجه به فشارهای روانی دانشآموزان، بخشی از کیفیت زندگی مدرسه است.
دانشآموز مضطرب و خسته، قبل از آنکه به یادگیری نیاز داشته باشد، به احساس امنیت و دیدهشدن نیاز دارد.
۱۲. مسابقه، اما نه فقط برای برندهها 🏆
مسابقات علمی، هنری، ورزشی، ادبی و پژوهشی میتوانند جذاب باشند؛ به شرطی که هدفشان فقط پیدا کردن چند نفر برتر نباشد.
رقابت اگر درست طراحی شود، میتواند فرصتی برای تلاش، تجربه، همکاری و کشف استعدادها باشد.
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
👌3👍1
Forwarded from ترنم زندگی
وقتی جهان بیرون زیادی واقعی و بیرحم میشود و هیچ پاسخی برای تنهایی آدم ندارد، هر کسی به روش خودش به یک گوشه دنج پناه میبرد تا سرپا بماند. یکی در استدلالهای محکم فلسفه آرامش پیدا میکند، یکی تسلیم خطوط هموار شعر میشود و برای دیگری این نجاتبخش بزرگ، لمس کاغذهای کاهی یک داستان، صدای کلاویههای پیانو یا رد رنگها روی بوم نقاشی است. کسی دیگر طبیعت و کوهنوردی را بر می گزیند ، دیگری نوشتن و ...، هر کسی به زبان خودش با این دنیا روبهرو میشود تا تکهای معنا برای روزهایش پیدا کند.اصل داستان این است که ادبیات، موسیقی و هنر ، و نوشتن و طبیعت گردی ، جزو زیباترین و شریفترین دامهایی هستند که آدمیزاد میتواند با پای خودش در آنها گرفتار شود. آنها ملال سنگین روزمرگی را از روی دوش آدم برمیدارند، به خلوت و انزوای انسان شأن و وقار میبخشند و وسط تاریکترین شبها، کماکان آن شور زنده بودن را در دل روشن نگه میدارند. اینها سنگرهای امنی هستند که شیوه تحمل کردن دنیا را یاد میدهند و دست انسان را وسط این سکوت بزرگ رها نمیکنند.
https://t.me/taranomzendgy
کانال ترنم زندگی
https://t.me/taranomzendgy
کانال ترنم زندگی
👍4
✏️ یخ کلاس را چگونه بشکنیم!
یخشکنها (Icebreakers) فعالیتها و بازیهای کوتاهی هستند که میتوانند در آغاز کلاس یا هنگام شروع یک فعالیت جدید، فضای رسمی و خشک کلاس را تغییر دهند، ارتباط میان دانشآموزان را گرمتر کنند و ذهن آنها را برای یادگیری آماده سازند.
اما یخشکن فقط برای سرگرمی و خنداندن نیست. اگر هوشمندانه انتخاب شود، میتواند فرصتی برای شناخت دانشآموزان، افزایش مشارکت، تمرین گفتوگو و فعال کردن تفکر باشد.
چند نمونه:
🔹 دو حقیقت و یک دروغ: هر دانشآموز دو واقعیت و یک جمله ساختگی درباره خود میگوید و دیگران حدس میزنند کدام دروغ است.
🔹 اگر جای... بودی: اگر جای مدیر مدرسه، معلم، شهردار یا حتی یک دانشمند بودی، چه تغییری ایجاد میکردی؟
🔹 انتخاب سریع: کتاب یا فیلم؟ کار گروهی یا انفرادی؟ شهر یا روستا؟ بعد بپرسیم: «چرا؟»
🔹 یک سؤال متفاوت: اگر میتوانستی یک قانون مدرسه را تغییر دهی، کدام را تغییر میدادی؟ یا اگر میتوانستی یک مهارت را در یک روز یاد بگیری، چه مهارتی بود؟
🔹 شیء من و داستان من: هر دانشآموز یک شیء ساده از کیف خود انتخاب میکند و در یک دقیقه درباره آن صحبت میکند.
🔹 یخشکن مرتبط با درس: پیش از درس «تصمیمگیری» بپرسیم: «مهمترین تصمیمی که اخیراً گرفتهای چه بوده؟» یا پیش از علوم: «اگر دانشمند بودی، دوست داشتی پاسخ کدام سؤال را پیدا کنی؟»
شاید بهترین یخشکن، همان فعالیتی باشد که هم فضای کلاس را گرم کند و هم پلی به سوی موضوع درس بزند.
احتیاط در استفاده:
هر بازیای برای هر کلاسی مناسب نیست. سن دانشآموزان، فضای کلاس و هدف آموزشی باید در انتخاب آن در نظر گرفته شود. همچنین نباید دانشآموزان را به بیان مسائل شخصی یا حضور اجباری در فعالیت وادار کرد.
هدف یخشکن، شکستن یخ رابطه است؛ نه شکستن حریم شخصی دانشآموز.
شما چه تجربهای از استفاده از یخشکنها در کلاس دارید؟ کدام بازی یا فعالیت برایتان نتیجه بهتری داشته است؟
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
#معلم_الهامبخش #معلم_یادگیرنده #تدریس_اثربخش #معلم_پژوهنده #بازی_یخ_شکن #یادگیری_مادام_العمر
یخشکنها (Icebreakers) فعالیتها و بازیهای کوتاهی هستند که میتوانند در آغاز کلاس یا هنگام شروع یک فعالیت جدید، فضای رسمی و خشک کلاس را تغییر دهند، ارتباط میان دانشآموزان را گرمتر کنند و ذهن آنها را برای یادگیری آماده سازند.
اما یخشکن فقط برای سرگرمی و خنداندن نیست. اگر هوشمندانه انتخاب شود، میتواند فرصتی برای شناخت دانشآموزان، افزایش مشارکت، تمرین گفتوگو و فعال کردن تفکر باشد.
چند نمونه:
🔹 دو حقیقت و یک دروغ: هر دانشآموز دو واقعیت و یک جمله ساختگی درباره خود میگوید و دیگران حدس میزنند کدام دروغ است.
🔹 اگر جای... بودی: اگر جای مدیر مدرسه، معلم، شهردار یا حتی یک دانشمند بودی، چه تغییری ایجاد میکردی؟
🔹 انتخاب سریع: کتاب یا فیلم؟ کار گروهی یا انفرادی؟ شهر یا روستا؟ بعد بپرسیم: «چرا؟»
🔹 یک سؤال متفاوت: اگر میتوانستی یک قانون مدرسه را تغییر دهی، کدام را تغییر میدادی؟ یا اگر میتوانستی یک مهارت را در یک روز یاد بگیری، چه مهارتی بود؟
🔹 شیء من و داستان من: هر دانشآموز یک شیء ساده از کیف خود انتخاب میکند و در یک دقیقه درباره آن صحبت میکند.
🔹 یخشکن مرتبط با درس: پیش از درس «تصمیمگیری» بپرسیم: «مهمترین تصمیمی که اخیراً گرفتهای چه بوده؟» یا پیش از علوم: «اگر دانشمند بودی، دوست داشتی پاسخ کدام سؤال را پیدا کنی؟»
شاید بهترین یخشکن، همان فعالیتی باشد که هم فضای کلاس را گرم کند و هم پلی به سوی موضوع درس بزند.
احتیاط در استفاده:
هر بازیای برای هر کلاسی مناسب نیست. سن دانشآموزان، فضای کلاس و هدف آموزشی باید در انتخاب آن در نظر گرفته شود. همچنین نباید دانشآموزان را به بیان مسائل شخصی یا حضور اجباری در فعالیت وادار کرد.
هدف یخشکن، شکستن یخ رابطه است؛ نه شکستن حریم شخصی دانشآموز.
شما چه تجربهای از استفاده از یخشکنها در کلاس دارید؟ کدام بازی یا فعالیت برایتان نتیجه بهتری داشته است؟
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
#معلم_الهامبخش #معلم_یادگیرنده #تدریس_اثربخش #معلم_پژوهنده #بازی_یخ_شکن #یادگیری_مادام_العمر
👍3
فراخوانی بمناسبت آغاز سال تحصیلی جدید:
————————
آموزگاری که مهمترین نقش را در زندگی شما داشت ، چه کسی بود ؟ چه ویژگیهای داشته و کدام رفتارش بر شما تاثیرگذارتر بوده است ؟
دوره تحصیلی تفاوتی نمی کند ، و همه معلمان ، آموزگار و آموزشگرند!
👈لطفا روایتهای کوتاه خود را از معلمان ماندگار برای کانال معلم بفرستید تا بنام شما همین جا منتشر شوند!
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
————————
آموزگاری که مهمترین نقش را در زندگی شما داشت ، چه کسی بود ؟ چه ویژگیهای داشته و کدام رفتارش بر شما تاثیرگذارتر بوده است ؟
دوره تحصیلی تفاوتی نمی کند ، و همه معلمان ، آموزگار و آموزشگرند!
👈لطفا روایتهای کوتاه خود را از معلمان ماندگار برای کانال معلم بفرستید تا بنام شما همین جا منتشر شوند!
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
❤2
ضرورت توجه ویژه معلمان به دانش آموزان پایه اول ابتدایی در آغازین روزهای سال تحصیلی
در آستانه اول مهر، هزاران کودک برای نخستینبار از خانه وارد مدرسه میشوند؛
و هزاران معلم، حتی اگر سالها تجربه داشته باشند، دوباره با جهانی روبهرو میشوند که برای هر کودک، تازه و ناشناخته است.
کلاس اول فقط آغاز خواندن و نوشتن نیست؛
آغاز رابطه کودک با مدرسه، معلم، یادگیری و حتی تصویری است که از خودش بهعنوان «یادگیرنده» پیدا میکند.
پس شاید در روزها و هفتههای نخست، بد نباشد چند نکته را با خود مرور کنیم:
🔹 اول امنیت، بعد آموزش
کودک باید احساس کند مدرسه جای امنی است و معلم کسی است که میتواند به او اعتماد کند. کودکی که هنوز نگران جدایی از مادر و خانه است، آمادگی چندانی برای یادگیری رسمی ندارد.
🔹 رابطه را جدی بگیریم
نام کودکان را صدا بزنیم، به حرفهایشان گوش بدهیم، به آنها فرصت گفتن و پرسیدن بدهیم و نشان دهیم که حضورشان برای ما مهم است.
🔹 گریه را تحمل کنیم، نه اینکه از آن بترسیم
گریه بعضی کودکان در روزهای اول، بخشی از فرایند سازگاری است. واکنش آرام و صبورانه معلم، میتواند از دهها جمله اطمینانبخش مؤثرتر باشد.
🔹 از همان روز اول، انتظارهای بزرگ نداشته باشیم
کودک هنوز نمیداند چگونه در کلاس بنشیند، چه زمانی صحبت کند، چگونه وسایلش را مدیریت کند یا چگونه با همکلاسیهایش کنار بیاید. بسیاری از اینها باید بهتدریج آموخته شوند.
🔹 نظم را با ترس اشتباه نگیریم
کلاس منظم الزاماً کلاسی ساکت و بیحرکت نیست. کودکان میتوانند حرکت کنند، سؤال بپرسند، بخندند و در عین حال کمکم قواعد کلاس و مدرسه را یاد بگیرند.
🔹 بازی را دستکم نگیریم
بازی، گفتوگو، قصه، نقاشی و فعالیتهای حرکتی در روزهای نخست، اتلاف وقت نیستند؛ راههایی برای آشنایی، ارتباط، تخلیه هیجان و آمادهشدن برای یادگیریاند.
🔹 کودکان را با هم مقایسه نکنیم
در یک کلاس ممکن است کودکی بسیار اجتماعی باشد و دیگری خجالتی؛ یکی قبلاً با کتاب و نوشتن آشنا شده باشد و دیگری نه. تفاوت، لزوماً نشانه ضعف یا برتری نیست.
🔹 والدین را هم وارد فرایند سازگاری کنیم
گاهی اضطراب والدین به کودک منتقل میشود. ارتباط محترمانه و آرام با خانوادهها میتواند به شکلگیری اعتماد میان خانه و مدرسه کمک کند.
🔹 کمتر بر «چه چیزی یاد گرفت؟» و بیشتر بر «چه تجربهای داشت؟» تمرکز کنیم.
ممکن است کودک در نخستین روز چیز زیادی از آموزش رسمی یاد نگیرد، اما اگر با لبخند به خانه برگردد و بگوید «مدرسهام را دوست دارم»، اتفاق مهمی افتاده است.
و شاید یک سؤال خوب برای معلم پایه اول در پایان هر روز این باشد:
امروز در کلاس من، کودکان فقط چیزی یاد گرفتند یا احساس کردند که اینجا به آنها تعلق دارد؟
کلاس اول، فقط نقطه آغاز کتابهای درسی نیست؛
نقطه آغاز یک رابطه طولانی کودک با مدرسه و یادگیری است.
بیاییم این رابطه را آرام، انسانی و دوستداشتنی آغاز کنیم. 🌱
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
در آستانه اول مهر، هزاران کودک برای نخستینبار از خانه وارد مدرسه میشوند؛
و هزاران معلم، حتی اگر سالها تجربه داشته باشند، دوباره با جهانی روبهرو میشوند که برای هر کودک، تازه و ناشناخته است.
کلاس اول فقط آغاز خواندن و نوشتن نیست؛
آغاز رابطه کودک با مدرسه، معلم، یادگیری و حتی تصویری است که از خودش بهعنوان «یادگیرنده» پیدا میکند.
پس شاید در روزها و هفتههای نخست، بد نباشد چند نکته را با خود مرور کنیم:
🔹 اول امنیت، بعد آموزش
کودک باید احساس کند مدرسه جای امنی است و معلم کسی است که میتواند به او اعتماد کند. کودکی که هنوز نگران جدایی از مادر و خانه است، آمادگی چندانی برای یادگیری رسمی ندارد.
🔹 رابطه را جدی بگیریم
نام کودکان را صدا بزنیم، به حرفهایشان گوش بدهیم، به آنها فرصت گفتن و پرسیدن بدهیم و نشان دهیم که حضورشان برای ما مهم است.
🔹 گریه را تحمل کنیم، نه اینکه از آن بترسیم
گریه بعضی کودکان در روزهای اول، بخشی از فرایند سازگاری است. واکنش آرام و صبورانه معلم، میتواند از دهها جمله اطمینانبخش مؤثرتر باشد.
🔹 از همان روز اول، انتظارهای بزرگ نداشته باشیم
کودک هنوز نمیداند چگونه در کلاس بنشیند، چه زمانی صحبت کند، چگونه وسایلش را مدیریت کند یا چگونه با همکلاسیهایش کنار بیاید. بسیاری از اینها باید بهتدریج آموخته شوند.
🔹 نظم را با ترس اشتباه نگیریم
کلاس منظم الزاماً کلاسی ساکت و بیحرکت نیست. کودکان میتوانند حرکت کنند، سؤال بپرسند، بخندند و در عین حال کمکم قواعد کلاس و مدرسه را یاد بگیرند.
🔹 بازی را دستکم نگیریم
بازی، گفتوگو، قصه، نقاشی و فعالیتهای حرکتی در روزهای نخست، اتلاف وقت نیستند؛ راههایی برای آشنایی، ارتباط، تخلیه هیجان و آمادهشدن برای یادگیریاند.
🔹 کودکان را با هم مقایسه نکنیم
در یک کلاس ممکن است کودکی بسیار اجتماعی باشد و دیگری خجالتی؛ یکی قبلاً با کتاب و نوشتن آشنا شده باشد و دیگری نه. تفاوت، لزوماً نشانه ضعف یا برتری نیست.
🔹 والدین را هم وارد فرایند سازگاری کنیم
گاهی اضطراب والدین به کودک منتقل میشود. ارتباط محترمانه و آرام با خانوادهها میتواند به شکلگیری اعتماد میان خانه و مدرسه کمک کند.
🔹 کمتر بر «چه چیزی یاد گرفت؟» و بیشتر بر «چه تجربهای داشت؟» تمرکز کنیم.
ممکن است کودک در نخستین روز چیز زیادی از آموزش رسمی یاد نگیرد، اما اگر با لبخند به خانه برگردد و بگوید «مدرسهام را دوست دارم»، اتفاق مهمی افتاده است.
و شاید یک سؤال خوب برای معلم پایه اول در پایان هر روز این باشد:
امروز در کلاس من، کودکان فقط چیزی یاد گرفتند یا احساس کردند که اینجا به آنها تعلق دارد؟
کلاس اول، فقط نقطه آغاز کتابهای درسی نیست؛
نقطه آغاز یک رابطه طولانی کودک با مدرسه و یادگیری است.
بیاییم این رابطه را آرام، انسانی و دوستداشتنی آغاز کنیم. 🌱
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
❤6
🌱 روز جهانی معلم؛ اگر معلم را دریابیم، آموزش را دریافتهایم
امروز دوشنبه ۱۳ مهر ، ۵ اکتبر ۲۰۲۶، روز جهانی معلم است؛ روزی برای بزرگداشت کسانی که بخش مهمی از آینده هر جامعه را در کلاسهای درس میسازند.
اما روز جهانی معلم فقط روز تبریک و تقدیر نیست؛ روزی برای اندیشیدن به خودِ معلم و جایگاه او در نظام آموزشی است.
اگر قرار است جامعهای رشد کند، اگر قرار است نظام آموزشی ارتقا یابد و اگر قرار است دانشآموزانی توانمند، خلاق، مسئول و امیدوار تربیت کنیم، باید پیش از هر چیز معلم را جدی بگیریم.
معلمی که دغدغه معیشت دارد، نمیتواند با آرامش و تمرکز کامل به مأموریت دشوار تربیت نسل آینده بپردازد.
واقعیت این است که حقوق و شرایط اقتصادی معلمان در ایران پاسخگوی هزینههای زندگی آنان نیست؛ و در کنار آن تبعیض هم باعث رنجش بیشتر است. این مسئله فقط یک مشکل صنفی یا شخصی برای معلم نیست.
وقتی معلم از نظر معیشتی تحت فشار باشد، پیامد آن میتواند به کلاس درس، کیفیت آموزش، انگیزه معلم، رابطه او با دانشآموز و در نهایت کل نظام آموزشی سرایت کند.
تربیت معلم نیز باید در جایگاهی شایسته تر از وضعیت اکنون قرار گیرد. نمیتوان از معلم انتظار داشت دانشآموز پژوهشگر، خلاق، پرسشگر و یادگیرنده تربیت کند، اما خودِ نظام تربیت معلم از کیفیت، اعتبار و پویایی لازم برخوردار نباشد.
معلم امروز بیش از هر زمان دیگری به توسعه حرفهای مستمر، فرصت یادگیری، پژوهش، تجربهآموزی، حمایت سازمانی و امکان رشد نیاز دارد.
معلم شایسته، محصول یک نظام آموزشی شایسته است؛ و نظام آموزشی شایسته، بدون معلم توانمند، برخوردار و باانگیزه شکل نمیگیرد. روز جهانی معلم، بیش از آنکه روز گفتن «خسته نباشید» به معلمان باشد، روزی است برای این پرسش جدی:
ما برای اینکه معلم بتواند آینده بهتری برای فرزندان این سرزمین بسازد، چه آیندهای برای خودِ معلم ساختهایم؟
🌱 روز جهانی معلم گرامی باد؛
به امید روزی که تکریم معلم، از کلام به سیاست و از شعار به عمل تبدیل شود.
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
امروز دوشنبه ۱۳ مهر ، ۵ اکتبر ۲۰۲۶، روز جهانی معلم است؛ روزی برای بزرگداشت کسانی که بخش مهمی از آینده هر جامعه را در کلاسهای درس میسازند.
اما روز جهانی معلم فقط روز تبریک و تقدیر نیست؛ روزی برای اندیشیدن به خودِ معلم و جایگاه او در نظام آموزشی است.
اگر قرار است جامعهای رشد کند، اگر قرار است نظام آموزشی ارتقا یابد و اگر قرار است دانشآموزانی توانمند، خلاق، مسئول و امیدوار تربیت کنیم، باید پیش از هر چیز معلم را جدی بگیریم.
معلمی که دغدغه معیشت دارد، نمیتواند با آرامش و تمرکز کامل به مأموریت دشوار تربیت نسل آینده بپردازد.
واقعیت این است که حقوق و شرایط اقتصادی معلمان در ایران پاسخگوی هزینههای زندگی آنان نیست؛ و در کنار آن تبعیض هم باعث رنجش بیشتر است. این مسئله فقط یک مشکل صنفی یا شخصی برای معلم نیست.
وقتی معلم از نظر معیشتی تحت فشار باشد، پیامد آن میتواند به کلاس درس، کیفیت آموزش، انگیزه معلم، رابطه او با دانشآموز و در نهایت کل نظام آموزشی سرایت کند.
تربیت معلم نیز باید در جایگاهی شایسته تر از وضعیت اکنون قرار گیرد. نمیتوان از معلم انتظار داشت دانشآموز پژوهشگر، خلاق، پرسشگر و یادگیرنده تربیت کند، اما خودِ نظام تربیت معلم از کیفیت، اعتبار و پویایی لازم برخوردار نباشد.
معلم امروز بیش از هر زمان دیگری به توسعه حرفهای مستمر، فرصت یادگیری، پژوهش، تجربهآموزی، حمایت سازمانی و امکان رشد نیاز دارد.
معلم شایسته، محصول یک نظام آموزشی شایسته است؛ و نظام آموزشی شایسته، بدون معلم توانمند، برخوردار و باانگیزه شکل نمیگیرد. روز جهانی معلم، بیش از آنکه روز گفتن «خسته نباشید» به معلمان باشد، روزی است برای این پرسش جدی:
ما برای اینکه معلم بتواند آینده بهتری برای فرزندان این سرزمین بسازد، چه آیندهای برای خودِ معلم ساختهایم؟
🌱 روز جهانی معلم گرامی باد؛
به امید روزی که تکریم معلم، از کلام به سیاست و از شعار به عمل تبدیل شود.
@intrnship
کانال معلم پژوهنده
👌6