This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥هوای خودت را که داشته باشی
جمعه؛ بهترین روزِ هفته است
و پاییز؛ زیباترین فصلِ سال
فقط کافیست حالِ دلت خوب باشد🍁
جمعه؛ بهترین روزِ هفته است
و پاییز؛ زیباترین فصلِ سال
فقط کافیست حالِ دلت خوب باشد🍁
آخرین ایستگاه شب
و خدایی که در این نزدیکی
میزند لبخندی
به تمام گرههایی که تصور دارم
همگیکور شدند❤
و خدایی که در این نزدیکی
میزند لبخندی
به تمام گرههایی که تصور دارم
همگیکور شدند❤
#ایام_بکام 🍁
ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵ
ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ
ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ
ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ، ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﯿﻨﺪﯾﺶ
ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻓﻬﺎﯾﺖ، ﺳﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﻫﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ
ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ،
ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﺮﺻﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﻫﻤﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻮ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﻨﯽ،
ﺁﻥ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ، با ﻋﺸﻖ ﺯﻧﺪﮔﯽ كن...
ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵ
ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ
ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ
ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ، ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﯿﻨﺪﯾﺶ
ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻓﻬﺎﯾﺖ، ﺳﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﻫﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ
ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ،
ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﺮﺻﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﻫﻤﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻮ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﻨﯽ،
ﺁﻥ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ، با ﻋﺸﻖ ﺯﻧﺪﮔﯽ كن...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"زندگی" بالا و پایین دارد گاهی آرام ودلنوازگاهی سخت وخشن الهی قایق زندگیتون همیشه درحال حرکت به سوی بهترین های این دنیا باشه...
@insurancer 👈🌺
@insurancer 👈🌺
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍃❤️هیچکس نمی تونه؛
اون آرامشی که میخوای رو
بهت بده به جز خدای مهربان.
دستتو بذار رو قلبت❤️
و با عشق صداش بزن...!
تو سکوت قلبت غرق شو...!
زندگی با یاد و نام خداآرام میشود.
✍️💎
•🍃🌸 @insurancer 🌸🍃•
اون آرامشی که میخوای رو
بهت بده به جز خدای مهربان.
دستتو بذار رو قلبت❤️
و با عشق صداش بزن...!
تو سکوت قلبت غرق شو...!
زندگی با یاد و نام خداآرام میشود.
✍️💎
•🍃🌸 @insurancer 🌸🍃•
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام🌷
الهی روزتون پراز شادى و آرامش
روزتون پراز مهربانى
روزتون سرشار از عطر خدا
روزتون به زيبايى گلها
امروزتون عاشقانه
صبحتون پر از عطر خدا🌷
🌷🌷🌷@insurancer
الهی روزتون پراز شادى و آرامش
روزتون پراز مهربانى
روزتون سرشار از عطر خدا
روزتون به زيبايى گلها
امروزتون عاشقانه
صبحتون پر از عطر خدا🌷
🌷🌷🌷@insurancer
Forwarded from HOSEIN Moshtaghi
۳ کلمه
تغییر
تکامل
تحول
تغییر با زور است مثل بلند کردن یک جسم از روی زمین تا رها شود باسرعت به جای قبلی بر میگردد چون تغییر موجب دور شدن هر پدیده ای از ماهیت اصلی خویش است.
مانند شکستن یک تخم مرغ
تکامل تفاوت تدریجی یک پدیده بر اثر جریانی خارجی که جذب و هضم شده و دستاورد جدید ، قابل بازگشت به آسانی نیست
مانند تخم مرغی که پخته شود دیگر خام نمیشود.
تحول دگرگونی و حرکت به بهتر شدن و کاملا متفاوت از ماهیت اول پدیده و غیر قابل برگشت
مانند تخم مرغی که جوجه میشود یا کرم ابریشم که پروانه میشود یا ذرت که پفیلا میشود
ما در زندگی کردنمان تغییر میخواهیم یا تکامل یا تحول کدام را بیشتر تجربه کردیم؟ مثالی از هر کدام در خودتان دارید؟
تغییر
تکامل
تحول
تغییر با زور است مثل بلند کردن یک جسم از روی زمین تا رها شود باسرعت به جای قبلی بر میگردد چون تغییر موجب دور شدن هر پدیده ای از ماهیت اصلی خویش است.
مانند شکستن یک تخم مرغ
تکامل تفاوت تدریجی یک پدیده بر اثر جریانی خارجی که جذب و هضم شده و دستاورد جدید ، قابل بازگشت به آسانی نیست
مانند تخم مرغی که پخته شود دیگر خام نمیشود.
تحول دگرگونی و حرکت به بهتر شدن و کاملا متفاوت از ماهیت اول پدیده و غیر قابل برگشت
مانند تخم مرغی که جوجه میشود یا کرم ابریشم که پروانه میشود یا ذرت که پفیلا میشود
ما در زندگی کردنمان تغییر میخواهیم یا تکامل یا تحول کدام را بیشتر تجربه کردیم؟ مثالی از هر کدام در خودتان دارید؟
Forwarded from HOSEIN Moshtaghi
✍ هيچكس را در زندگی
مقصر نمی دانم...
از خوبان "خاطره"
و از بدان "تجربه"
میگیرم...!
بدترین ها "عبرت" میشوند...!
وبهترین ها"دوست"
حرف اشتباهیست كه ميگويند...
با هر كس بايد مثل خودش
رفتار كرد.
اگر چنين بود!!!
از منيت و شخصیت هر كس
چيزى باقى نميماند.
هركس هر چه به سرم آورد
فقط خودم میباشم
اگر جواب هر جفايى بدى بود،
داستان زندگی ما خالى از
آدم های خوب بود.
اگر همان اندك مهربانيم
را از بر نشدند.
اگر خوبى كردم و بدى ديدم
كنار میکشم!!!
اما بد نمیشوم...
زيرا اين تنها كاريست كه
از دستم بر ميايد.
مهم نيست با من چه كردند.
من قهرمان زندگی خودم می مانم
من آدم خوبه ى زندگی
خودم میباشم
با وجدانم آسوده میخوابم
سرم را پيش خدايم بالا میگیرم
و بخاطر همه چیز شاکر میباشم..
💟 @insurancer
مقصر نمی دانم...
از خوبان "خاطره"
و از بدان "تجربه"
میگیرم...!
بدترین ها "عبرت" میشوند...!
وبهترین ها"دوست"
حرف اشتباهیست كه ميگويند...
با هر كس بايد مثل خودش
رفتار كرد.
اگر چنين بود!!!
از منيت و شخصیت هر كس
چيزى باقى نميماند.
هركس هر چه به سرم آورد
فقط خودم میباشم
اگر جواب هر جفايى بدى بود،
داستان زندگی ما خالى از
آدم های خوب بود.
اگر همان اندك مهربانيم
را از بر نشدند.
اگر خوبى كردم و بدى ديدم
كنار میکشم!!!
اما بد نمیشوم...
زيرا اين تنها كاريست كه
از دستم بر ميايد.
مهم نيست با من چه كردند.
من قهرمان زندگی خودم می مانم
من آدم خوبه ى زندگی
خودم میباشم
با وجدانم آسوده میخوابم
سرم را پيش خدايم بالا میگیرم
و بخاطر همه چیز شاکر میباشم..
💟 @insurancer
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 18 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
The account of the user that created this channel has been inactive for the last 5 months. If it remains inactive in the next 10 days, that account will self-destruct and this channel will no longer have a creator.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبدیل گفتار به متن در تلگرام، اینستاگرام و واتساپ
قابل استفاده در گوشی های اندروید
میدونستید که میشه بجای اینکه خودتون موقع پیام دادن گفته هاتون رو تایپ کنید، به گوشی بگید و اون براتون تایپ کنه؟
دوشنبه ، ۱۱ فروردین ۹۹
قابل استفاده در گوشی های اندروید
میدونستید که میشه بجای اینکه خودتون موقع پیام دادن گفته هاتون رو تایپ کنید، به گوشی بگید و اون براتون تایپ کنه؟
دوشنبه ، ۱۱ فروردین ۹۹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به نام نامی مولای عابدین صلوات🌸
برای سرور و سالار ساجدین صلوات🌿
برای سید سجاد آن امام همام🌺
که هست رهبر و سردار صابرین صلوات🌿
🌺 اللَّـهُمَّ 🌺
🌿 صَلِّ 🌿
🌺 عَلَى 🌺
🌿 مُحَمَّد 🌿
🌺 وعلی آلِ 🌺
🌿 مُحَمَّد🌿
برای سرور و سالار ساجدین صلوات🌿
برای سید سجاد آن امام همام🌺
که هست رهبر و سردار صابرین صلوات🌿
🌺 اللَّـهُمَّ 🌺
🌿 صَلِّ 🌿
🌺 عَلَى 🌺
🌿 مُحَمَّد 🌿
🌺 وعلی آلِ 🌺
🌿 مُحَمَّد🌿
🔻هر وقت بابام میدید لامپ اتاق یا پنکه روشنه و من بیرون اتاقم ، میگفت:
چرا اسراف؟ چرا هدر دادن انرژی ؟
آب چکه میکرد ، میگفت: اسراف حرامه !
اطاقم که بهم ریخته بود میگفت : تمیز و منظم باش؛ نظم اساس دینه ...
حتی در زمان بیماریش نیز تذکر میداد
تا اینکه روز خوشی فرارسید ؛ چون می بایست در شرکت بزرگی برای کار مصاحبه بدم
با خود گفتم اگر قبول شدم ، این خونه کسل کننده و پُر از توبیخ رو ، ترک میکنم.
صبح زود حمام کردم ، بهترین لباسمو پوشیدم و خواستم برم بیرون که پدرم بهم پول داد و با لبخند گفت: فرزندم !
۱- مُرَتب و منظم باش؛
۲ - همیشه خیرخواه دیگران باش
۳- مثبت اندیش باش؛
۴- خودت رو باور داشته باش؛
▫️تو دلم غُرولُند کردم که در بهترین روز زندگیم هم از نصیحت دست بردار نیست و این لحظات شیرین رو زهرمارم میکنه!
با سرعت به شرکت رویایی ام رفتم ، به در شرکت رسیدم ، با تعجب دیدم هیچ نگهبان و تشریفاتی نبود ، فقط چند تابلو راهنما بود!
به محض ورود ، دیدم اشغال زیادی در اطراف سطل زباله ریخته ، یاد حرف بابام افتادم؛ آشغالا رو ریختم تو سطل زباله ...
اومدم تو راهرو ، دیدم دستگیره در کمی از جاش دراُومده ، یاد پند پدرم افتادم که میگفت: خیرخواه باش ؛ دستگیره رو سرجاش محکم کردم تا نیوفته!
از کنار باغچه رد میشدم ، دیدم آبِ سر ریز شده و داره میاد تو راهرو ، یاد تذکر بابا افتادم که اسراف حرامه ؛ لذا شیر آب رو هم بستم ...
پله ها را بالا میرفتم ، دیدم علیرغم روشنی هوا چراغ ها روشنه ، نصیحت بابا هنوز توی گوشم زمزمه میشد ، لذا اونارو خاموش کردم!
به بخش مرکزی رسیدم و دیدم افراد زیادی زودتر از من برای همان کار آمدن و منتظرند نوبتشون برسه
چهره و لباسشون رو که دیدم ، احساس خجالت کردم ؛ خصوصاً اونایی که از مدرک دانشگاههای غربی شون تعریف میکردن!
عجیب بود ؛ هر کسی که میرفت تو اتاق مصاحبه ، کمتر از یک دقیقه میامد بیرون!
با خودم گفتم : اینا با این دَک و پوزشون رد شدن ، مگر ممکنه من قبول بشم؟عُمرا !!!
بهتره خودم محترمانه انصراف بدم تا عذرمو نخواستن!
باز یاد پند پدر افتادم که مثبت اندیش باش ، نشستم و منتظر نوبتم شدم
*اون روز حرفای بابام بهم انرژی میداد*
توی این فکرا بودم که اسممو صدا زدن.
وارد اتاق مصاحبه شدم ، دیدم ۳ نفر نشستن و به من نگاه میکنند
یکیشون گفت : کِی میخواهی کارتو شروع کنی؟
لحظه ای فکر کردم ، داره مسخره ام میکنه !
یاد نصیحت آخر پدرم افتادم که خودت رو باور کن و اعتماد به نفس داشته باش!
پس با اطمینان کامل بهشون جواب دادم: ان شاءالله بعد از همین مصاحبه آماده ام
یکی از اونا گفت : شما پذیرفته شدی !!!
با تعجب گفتم : هنوز که سوالی نپرسیدین؟!
گفت: چون با پرسش که نمیشه مهارت داوطلب رو فهمید ، گزینش ما عملی بود.
با دوربین مداربسته دیدیم ، تنها شما بودی که تلاش کردی از درب ورود تا اینجا ، نقصها رو اصلاح کنی ...
در آن لحظه همه چی از ذهنم پاک شد ، کار ، مصاحبه ، شغل و ...
هیچ چیز جز صورت پدرم را ندیدم ، کسی که ظاهرش سختگیر ، اما درونش پر از محبت بود و آینده نگری ...
عزیز ! در ماوراء نصایح و توبیخهای پدرانه ، محبتی نهفته است که روزی حکمت آن را خواهی فهمید ❤️
☝️اما شاید دیگر او کنارت نباشد ❤️
👌هدیه کن به هر کسی که دوستش داری ...❤️
چرا اسراف؟ چرا هدر دادن انرژی ؟
آب چکه میکرد ، میگفت: اسراف حرامه !
اطاقم که بهم ریخته بود میگفت : تمیز و منظم باش؛ نظم اساس دینه ...
حتی در زمان بیماریش نیز تذکر میداد
تا اینکه روز خوشی فرارسید ؛ چون می بایست در شرکت بزرگی برای کار مصاحبه بدم
با خود گفتم اگر قبول شدم ، این خونه کسل کننده و پُر از توبیخ رو ، ترک میکنم.
صبح زود حمام کردم ، بهترین لباسمو پوشیدم و خواستم برم بیرون که پدرم بهم پول داد و با لبخند گفت: فرزندم !
۱- مُرَتب و منظم باش؛
۲ - همیشه خیرخواه دیگران باش
۳- مثبت اندیش باش؛
۴- خودت رو باور داشته باش؛
▫️تو دلم غُرولُند کردم که در بهترین روز زندگیم هم از نصیحت دست بردار نیست و این لحظات شیرین رو زهرمارم میکنه!
با سرعت به شرکت رویایی ام رفتم ، به در شرکت رسیدم ، با تعجب دیدم هیچ نگهبان و تشریفاتی نبود ، فقط چند تابلو راهنما بود!
به محض ورود ، دیدم اشغال زیادی در اطراف سطل زباله ریخته ، یاد حرف بابام افتادم؛ آشغالا رو ریختم تو سطل زباله ...
اومدم تو راهرو ، دیدم دستگیره در کمی از جاش دراُومده ، یاد پند پدرم افتادم که میگفت: خیرخواه باش ؛ دستگیره رو سرجاش محکم کردم تا نیوفته!
از کنار باغچه رد میشدم ، دیدم آبِ سر ریز شده و داره میاد تو راهرو ، یاد تذکر بابا افتادم که اسراف حرامه ؛ لذا شیر آب رو هم بستم ...
پله ها را بالا میرفتم ، دیدم علیرغم روشنی هوا چراغ ها روشنه ، نصیحت بابا هنوز توی گوشم زمزمه میشد ، لذا اونارو خاموش کردم!
به بخش مرکزی رسیدم و دیدم افراد زیادی زودتر از من برای همان کار آمدن و منتظرند نوبتشون برسه
چهره و لباسشون رو که دیدم ، احساس خجالت کردم ؛ خصوصاً اونایی که از مدرک دانشگاههای غربی شون تعریف میکردن!
عجیب بود ؛ هر کسی که میرفت تو اتاق مصاحبه ، کمتر از یک دقیقه میامد بیرون!
با خودم گفتم : اینا با این دَک و پوزشون رد شدن ، مگر ممکنه من قبول بشم؟عُمرا !!!
بهتره خودم محترمانه انصراف بدم تا عذرمو نخواستن!
باز یاد پند پدر افتادم که مثبت اندیش باش ، نشستم و منتظر نوبتم شدم
*اون روز حرفای بابام بهم انرژی میداد*
توی این فکرا بودم که اسممو صدا زدن.
وارد اتاق مصاحبه شدم ، دیدم ۳ نفر نشستن و به من نگاه میکنند
یکیشون گفت : کِی میخواهی کارتو شروع کنی؟
لحظه ای فکر کردم ، داره مسخره ام میکنه !
یاد نصیحت آخر پدرم افتادم که خودت رو باور کن و اعتماد به نفس داشته باش!
پس با اطمینان کامل بهشون جواب دادم: ان شاءالله بعد از همین مصاحبه آماده ام
یکی از اونا گفت : شما پذیرفته شدی !!!
با تعجب گفتم : هنوز که سوالی نپرسیدین؟!
گفت: چون با پرسش که نمیشه مهارت داوطلب رو فهمید ، گزینش ما عملی بود.
با دوربین مداربسته دیدیم ، تنها شما بودی که تلاش کردی از درب ورود تا اینجا ، نقصها رو اصلاح کنی ...
در آن لحظه همه چی از ذهنم پاک شد ، کار ، مصاحبه ، شغل و ...
هیچ چیز جز صورت پدرم را ندیدم ، کسی که ظاهرش سختگیر ، اما درونش پر از محبت بود و آینده نگری ...
عزیز ! در ماوراء نصایح و توبیخهای پدرانه ، محبتی نهفته است که روزی حکمت آن را خواهی فهمید ❤️
☝️اما شاید دیگر او کنارت نباشد ❤️
👌هدیه کن به هر کسی که دوستش داری ...❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خطای دید جالب و عجیب
🔹 اگه 2 طرف تصویر رو بپوشونید آروم میره ولی اگه وسط تصویر رو بپوشونید تند میره
🔹 اگه 2 طرف تصویر رو بپوشونید آروم میره ولی اگه وسط تصویر رو بپوشونید تند میره
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تار عنکبوت بزرگ در استرالیا
🔹هزاران عنکبوت به دلیل شدت بارندگی های اخیر در ایالت ویکتوریا استرالیا مجبور به نقل مکان به چمن زار هایی در مکان های مرتفع تر کرده اند و به همین دلیل شاهد پهن شدن تورهایشان مانند یک پتو بر روی چمنزار و خلق این تصاویر زیبا هستیم
🔹هزاران عنکبوت به دلیل شدت بارندگی های اخیر در ایالت ویکتوریا استرالیا مجبور به نقل مکان به چمن زار هایی در مکان های مرتفع تر کرده اند و به همین دلیل شاهد پهن شدن تورهایشان مانند یک پتو بر روی چمنزار و خلق این تصاویر زیبا هستیم