کانال رسمی مهدی اشرفی
36 subscribers
72 photos
32 videos
5 files
27 links
بیمه دانا _شرکت خدمات بیمه ای دانا پارس جنوب

09102129572

021-88529740-1

@mehdiashrafi53تماس مستقیم تلگرام

iranadviser@gmail.com
Download Telegram
SekkePod Episode 92
Sekke Podcast
قسمت نود و دوم پادکست سکه

«درس‌هایی از دنیا برای توسعه ایران»

09:34 توسعه در ده سال: کره جنوبی
44:11 داستان توسعه دبی
53:12 جورج واشنگتن نقش اول توسعه آمریکا
1:13:16 انگلیس اولین کشور توسعه‌یافته
1:20:10 انقلاب و ویرانی؛ فرانسه
1:24:41 تجربه روسیه
1:29:42 مارکسیسم به روش چین

کانال تلگرام وقایع اقتصادیه - پویا ناظران

حامی مالی:

آژانس توسعه دیجیتال میرکا | وب‌سایت

سبد گردان ویستا | وب‌سایت

@Sekke_Podcast
@Economics_and_Finance
🔲⭕️پدیده ای به نام جامعه مردد!
مجتبی لشکربلوکی


سال ها پیش استاد بازاریابی داشتیم، برای درک رفتار مصرف کننده مثال جالبی می زد؛ می گفت آدم ها بسته به موقعیت شان رفتارهای متمایزی دارند. مثلا مجردها یک جور زندگی می کنند، متاهل ها هم یک جور [مثال اینکه زمان خواب، سبک خوراک و پوشاک و سبک معاشرت اجتماعی، بودجه پس انداز، هزینه های مصرفی و سرمایه گذاری آدم های مجرد و متاهل با هم متفاوت است -توضیح از بنده است] بعد می گفت گروه دیگری هستند که نه متاهلند و نه مجرد! بلکه مردد هستند یعنی در حال گذار از تجرد به تاهل. این ها هم رفتارشان متفاوت است. پس سه گروه داریم: متاهل، مجرد، مردد!

راستش اوضاع کشور را که می بینم بارها و بارها یاد آن استاد عزیز؛ دکتر احمد روستا – جایگاهش در آغوش خداوند آرام- می افتم. چرا؟ راستش ما در ایران دست کم چهار گروه شده ایم:
◻️ گروهی که رفته اند (شهروند مهاجر)
◻️گروهی که تصمیم شان بر ماندن جدی است (شهروند مقیم)
◻️گروهی که نرفته اند اما نگاه شان به مهاجرت است (شهروند مردد نوع یک)
◻️گروهی که مهاجرت کرده اند اما پشیمان هستند و می خواهند برگردند (شهروند مردد نوع دو)

خوب چه اشکالی دارد؟
اول اینکه سهم شهروندان مردد نوع یک بسیار بسیار زیاده شده. بر اساس آخرین پژوهش پیمایشی که خواندم فقط ۱۶ درصد پاسخ دهندگان که از بین جمعیت جوان تحصیلکرده بودند به مهاجرت فکر نمی کنند. این یعنی چه؟ یعنی اینکه اگر بتوانیم نتایج این پژوهش را تعمیم دهیم از هر شش نفر ۵ نفر به مهاجرت فکر می کنند! حالا ممکن است الان اقدام نکنند، ولی فکر می کنند. ما با جامعه ای سروکار داریم که بخش بزرگی از مردم در تعلیق و در تردید زندگی می کند؛ یا خودش در تردید است یا فرزندش یا پدر و مادرش! ما با یک «جامعه مردد» روبرو هستیم.
جامعه مردد یعنی جامعه ای که در همه زمینه ها در تردید است، جامعه مردد چه رفتاری دارد؟
نه سرمایه گذاری بلند مدت می کند، نه کارآفرینی و نه فرزندآوری
پشت میز می نشیند اما دلش جای دیگری است
در دلش آشوب است اگر بمانم آینده فرزندم چه می شود؟ و اگر بروم پدر و مادرم را چه کنم؟

جامعه مردد یعنی ما با مهاجرت نخبگان روبرو نیستیم با مهاجرت همگان روبرو هستیم، هر کسی می تواند یک مهاجر بالقوه باشد: کافیست در گروه های تلگرامی مهاجران ایرانی عضو شوید: دیگر محدود به پزشک و استاد دانشگاه نیست. بلکه کارآفرین، پرستار، لوله کش، تکنیسین، برنامه نویس، آرایشگر همه ترجیح داده اند در این سرزمین نمانند! با تمام علقه هایی که داشته اند و با تمام عشقی که به کوچه پس کوچه های این سرزمین داشته اند.

☑️⭕️تجویز راهبردی:

در گذشته جنگ ها سه بعد داشته اند: زمینی، دریایی و هوایی. به همین خاطر نیروهای سه گانه دریایی، زمینی و هوایی داشتیم. این روزها دست کم پنج جنگ دیگر هم اضافه شده: جنگ فضایی، جنگ اقتصادی، جنگ رسانه ای، جنگ سایبری و جنگ استعدادها. می خواهم در مورد آخری صحبت کنم. ای کاش عقل‌مان می رسید به اندازه خاک برای فسفر هم ارزش قایل بودیم. امروز اگر به ما بگویند که یک وجب از خاک ایران تصرف شده چه می کنیم؟ چرا به همان اندازه به تصرف مغزها حساس نیستیم؟ چرا خاک ناموسی است اما مغز و استعداد ناموسی نیست؟ چرا به اندازه تنب کوچک برای آدم هایی که می روند غیرتی نمی شویم؟

کشورهای دیگر در یک رقابت هوشمندانه بی امان برای جذب استعدادها عمل می کنند؛ ویزای استعدادهای جهانی بریتانیا، کارت آبی اتحادیه اروپا به ویژه آلمان، پاس شغلی سنگاپور، ویزای کارآفرینی هلند، ویزای طلایی امارات و ... این ها یعنی دنیا فهمیده که این استعدادهای فنی، مالی، مدیریتی، علمی هستند که آینده جهان را رقم می زنند و ما در خواب! خوابی عمیق!

شاید اگر صورت مساله را از مهاجرت به جنگ استعدادها (Talent War) تغییر دهیم آنگاه فرار و فرسایش سرمایه انسانی می تواند هم تراز تمامیت ارضی کشور برای سیاست مداران مطرح شود و شاید شورای عالی امنیت ملی به این فکر کند که ما هر روز مورد غارت کشورهای دیگریم و شاید در سایر سیاست های نظام بازاندیشی کند و شاید به این فکر کند که همانگونه که خالص حساب سرمایه توسط بانک مرکزی منتشر می شود، باید برای کشور خالص حساب سرمایه انسانی هم داشته باشیم.
مهاجرت جنبه های مثبت فوق العاده دارد اما این پدیده دیگر نامش مهاجرت نیست! بزرگواران! ذخیره ژنتیکی ایران در حال نابودی و غارت است! به این فکر کنید مهم ترین دلیل تبدیل جامعه ایرانی به جامعه مردد چیست؟ برگردم به همان پیمایش؛ ۸۳٪ پاسخگویان در برابر گزاره «شیوه حکمرانی و مملکت‌داری هم راستا با واقعیات جامعه و خواست مردم است»؛ گزینه بسیار مخالفم و مخالفم را تیک زده اند! و در برابر گزاره «به آینده ایران خوشبین هستم» فقط ۱۲٪ گزینه موافقم و بسیار موافقم را تیک زده اند! آیا این نشانه ای برای تغییر اساسی در مسیر حکمرانی نیست؟

https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
چه باید کرد؟ - بخش ۴
پویا ناظران و مهدی ناجی
🎙 قسمت نود و پنجم سکه

«چه باید کرد؟»

مهمان: پویا ناظران

09:14 توسعه سیاسی و اقتصادی
14:12 مدل توسعه
22:58 انقلاب ۵۷
41:30 چه نباید کرد؟
59:16 چه باید کرد؟

دو ساعت و چهل دقیقه - ۵۶ مگ

کانال تلگرام وقایع اقتصادیه - پویا ناظران

حامی مالی:

استار تامین | وب‌سایت | تلگرام

کارگزاری دانایان | وب‌سایت | تلگرام



@Sekke_Podcast
@Economics_and_Finance
Forwarded from Majid
فرق میان مسولیت با وظیفه... (قسمت 1)


اگر بخواهيد كه درقبال چيزى كه نسبت به آن احاطه نداريد مسئول باشيد نتيجه ى آن احساس ترس است.

و اگر بخواهيد نسبت به چيزى كه به شما واگذار شده است بجاى احساس مسئوليت، احساس وظيفه داشته باشد با بروز بدهى ها، در حس قربانى يا مظلوم فرو خواهيد رفت. چون از شما طلب خواهند كرد و شما فقط وظيفه ى خود را انجام مى دايد!


آينده به شما واگذار نشده است، شما روى آينده موثر هستيد اما روى آن احاطه نداريد، شما بخشى از يك فرايند بزرگ هستيد. نمى توانيد مسئول آينده باشيد. برداشتن اين مسئوليت حسی از ترس به دنبال دارد. اما به همان اندازه كه روى آن تاثير داريد و بقدر اهميت اين تاثير موظف هستيد.

 

اما در قبال اعمال خود در گذشته موظف نيستيد، مسئول هستيد. چون بر گذشته اشراف داريد و آن به شما واگذار شده است. مسئوليت بالانس كردن آن با شما است.

نيازى نيست شرمنده ى آن باشيد، همانطور كه نيازى نيست مدير شرمنده ى اشتباهات معلم خود باشد، هيچ كس اين شرمندگى را از او نمى خواهد. بهتر است كه مسئوليت بالانس نتايج را بردارد. چون مدير معلم نيست، و او نمى تواند بجاى معلم تصميم بگيرد كه وى درست عمل كند.

 

شما گذشته ى خود نيستيد، نمى توانيد بجاى او تصميم بگيريد، بيخود ابراز شرمندگى نكنيد بجاى آن بهتر است خود را مسئول بالانس نهايى بدانيم...

ادامه دارد...

: استاد کورش سلیمی :
Forwarded from Majid
فرق میان مسولیت با وظیفه... (2)

برخلاف تصور، مسئوليت مربوط به قدرت اثر گذارى نيست. اين تصور صحيح نيست كه فكر كنيم تنها در مقابل چيزى كه بتوانيم بر آن اثرگذار باشيم مى توانيم مسئول باشيم.

شما مى پذيريد كه مسئول رفتار گربه ى خانگى خود باشيد، آيا اين علت است كه مى توانيد رفتار او را كنترل كنيد؟

البته كه نه. اما وقتى اين گربه جايى را كثيف مى كند لازم است شما آن را تميز كنيد، چون شما مسئول هستيد.در واقع چون شما مى توانيد اين كار را انجام دهيد و شما خواسته ايد كه گربه داشته باشيد.

واقعيت اين است كه مسئوليت از توان پاسخ گويى مى آيد نه از توان اثر گذارى.

به همين علت است كه كودكان خردسال در قبال اعمال خود مسئول نيستند ( در مقابل غريبه ها، البته كه ما سعى مى كنيم مسئول بودن را به آنها بياموزيم تا آنها را براى اين منظور آماده كنيم اما اين فقط تمرين مسئوليت است ) با وجود اينكه كودكان بطور مستقيم بر اعمال خود اثر گذار هستند اما مسئوليت ندارند، چون قدرت پاسخ گويى ندارند.

و از آنجايى كه پدر و مادر مى توانند پاسخ گو باشند و كس ديگرى نيست كه بخواهد اين كار بكند، آنها مسئول رفتار كودكان مى شوند.

 

و درست در جايى كه قدرت پاسخ گويى وجود ندارد اما توان اثر گذارى وجود دارد، وظيفه ظهور مى كند.

وظيفه تنها در مقابل كيفيت اجراى خودش پاسخ گو هست نه نتيجه ى نهايى .

در يك تيم فوتبال، بازيكن در مقابل نتيجه ى بازى وظيفه دارد نه مسئوليت، او كافيست كه پاسخ گويى عملكرد شخصى خودش باشد.

اما موضوع براى مربى و سپرست تيم اينگونه نيست. آنها مسئول در مقابل نتيجه ى نهايى هستند چون قبول كرده اند كه پاسخ گو باشند و اين درحالى است كه سرپرست تيم حتا قدرت اثر گذارى در بازى را هم ندارد.

 

آينده جايگاه وظيفه است نه مسئوليت، چون نمى توانيم در دنياى اثر پروانه اى نسبت به نتایجى كه از آينده خواهد آمد پاسخ گو باشيم.

اما گذشته، از كسى که امروز هستيم ضعيف تر است.

اكنون مى توانيم پاسخ گوی گذشته باشيم و كس ديگرى اينجا نيست كه بتواند اين كار را انجام دهد.

 

كتاب زمان- فصل مسئوليت

: استاد کورش سلیمی: 🙏
Forwarded from کورش سلیمی
بسیاری از نیازهای ما هرگز نیازهای واقعی نبوده‌اند.
کمتر کسی به‌راستی به ماشینِ مدل بالا، خانه‌ی خاص، شهرت، موقعیتِ ویژه و... **نیاز دارد**،
اما با این حال، نیاز به آن‌ها را در اعماق وجودش حس می‌کند.

ریشه‌ی این احساس نیاز**، شرایط زندگی نیست، بلکه **خیال‌پردازی است.
انسان در خیالِ ثروت، قدرت و... غوطه‌ور می‌شود و این خیال، احساس نیازِ کاذب ایجاد می‌کند؛ در حالی که علتِ خیال‌پردازی، کمبود نیست.

دلیل اصلی خیال‌پردازی، فرار از ملال و کسالت است.
خیال به ابزاری برای تفریح و سرگرمی تبدیل شده است:
تفریحی رایگان، همیشه در دسترس و فوری.

هرچند خیال، سرگرم‌کننده و لذت‌بخش است،
اما مانند یک مخدر، عوارضی دارد.
این عوارض ناشی از احساس نیازِ غیرواقعیِ شدیدی است که به دنبال می‌آورد و در نهایت،
به ناهماهنگی بین دنیای درون و بیرون منجر می‌شود.



‌کورش سلیمی


https://t.me/kooroshsalimi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔲⭕️شش درجه فاصله در زمان جنگ
مجتبی لشکربلوکی

می دانستم ایران دشمنان فراوان دارد و دوستان بسیار محدود. اما این حجم از خائنان را هیچگاه باور نمی کردم. [تحلیل چرایی تنهایی استراتژیک ایران یعنی کمی دوستان و زیادی مخالفان بماند برای بعد] این روزها که ایران ما درگیر تجاوز دشمنان، نظاره گری جهانیان و خیانت خائنان است. به این سه نکته توجه کنیم:

۱) قرار نیست همفکر باشیم کافیست همدل باشیم. در هیاهوی گلوله‌ها، صدای مهربانی را بلندتر کنیم. بگذاریم صدای مهربانی ما بیش از صدای گلوله ها باشد. اختلاف نظرهای سیاسی، جناحی، خانوادگی، فکری و عقیدتی را دست کم تا پس از جنگ کنار بگذاریم. انفجارها می توانند خانه ها، اماکن و تاسیسات ما را نابود کنند اما تا زمانی که انفجار در اتحاد ما رخ ندهد، اثرگذار نخواهد بود.
فراموش نکنیم وقتی گلوله فرقی میان ما نمی‌گذارد، ما چرا بگذاریم؟

۲) تاثیرگذاری از طریق نفر ششم! نظریه ای وجود دارد به نام شش درجه فاصله (که البته ترجمه معنادارتر و غیرلفظی آن می شود شش واسطه) و معتقد است که هر دو انسان روی زمین تنها با شش واسطه (یا کمتر) به هم متصل‌اند. به عبارت دیگر، شما می‌توانید از طریق زنجیره‌ای متشکل از حداکثر شش نفر، با هر فرد دیگری در جهان ارتباط غیرمستقیم برقرار کنید. ظاهرا ریشه‌ ایده به نویسنده‌ مجارستانی فریگیس کارینتی در اواخر دهه ۱۹۲۰ برمی‌گردد. او در داستان کوتاهش به نام زنجیرها افزایش ارتباطات انسانی را با پیشرفت فناوری بررسی کرد.
سال ها بعد استنلی میلگرام، روان‌شناس معروف، در دهه ۱۹۶۰ آزمایشی با عنوان «جهان کوچک» طراحی کرد تا این فرضیه را آزمایش کند. او نامه‌هایی را به طور تصادفی به افراد مختلف در یک شهر فرستاد و از آن‌ها خواست تا نامه را به یک فرد مشخصی که آن ها نمی شناختند در شهر دیگری برسانند، به شرطی که فقط بتوانند آن را به کسی بدهند که شخصاً می‌شناسند. نتایج این آزمایش نشان داد که به طور متوسط، نامه‌ها پس از حدود ۵ تا ۶ واسطه به مقصد می‌رسیدند.
هر چند نقدهایی به این نظریه وارد است از جمله بی توجهی به کیفیت پیوندها. چه اینکه همه ارتباطات انسانی از نظر اعتماد، نفوذ یا صمیمیت یکسان نیستند. اما این نظریه همچنان الهام بخش است.
با ظهور شبکه‌های اجتماعی آنلاین مانند فیس‌بوک، لینکدین و... مطالعات جدیدی انجام شده است. به عنوان مثال، مطالعه‌ای در مایکروسافت در سال ۲۰۰۸ و مطالعه‌ای در فیس‌بوک در سال ۲۰۱۱ نشان داد که میانگین درجه جدایی حتی کمتر از شش درجه است (حدود ۴.۷ یا حتی ۳.۵). این موضوع نشان می‌دهد که با وجود فناوری، دنیا کوچک‌تر شده است.
این را گفتم که یادآوری کنم هر کدام از ما باید پیام هایی به جهانیان (نفر اولی که می شناسیم ارسال کنیم) تا برسد به نفر ششم. نفر ششم کیست؟ روسای جمهور جهان، رهبران مذهبی جهان، پاپ اعظم، نمایندگان پارلمان کشورهای اروپایی، احزاب سیاسی با نفوذ در کشورها. آن ها انسانند و تحت تاثیر دوستان، خانواده، افکار عمومی. در جهانی که افکار عمومی بی اطلاع یا بی تفاوت است نمی توان به پایان جنگ امیدوار بود. هر کدام از ما یک دیپلمات است، یک رسانه است و حلقه اول یک زنجیره شش تایی و یا حتی کمتر. فراموش نکنیم فقط شش واسطه میان ماست!

۳) امیدوارم این جنگی که می توانست اصلا شروع نشود به زودی خاتمه پیدا کند، اما عقل حکم می کند که خود را آماده کنیم برای شرایط بدتر از این. آموزش های بقا در زمان جنگ و بحران رو بیاموزیم به چند تایش اشاره می کنم (برخی از این نکات فقط برای شهرهای خاص هست نه کل کشور):
◽️در شرایط جنگی، شایعه و اطلاعات جعلی می‌تواند از بمب هم خطرناک‌تر باشد. اطلاعات فقط از منابع رسمی.
◽️تهیه کوله اضطراری از مواد موجود در خانه برای ۷۲ ساعت حاوی آب، غذا، دارو، مدارک مهم، چراغ‌قوه، پول نقد، پاوربانک، لوازم بهداشتی و لباس اضافه
◽️شناسایی محل های امن خانه و راه های فرار و همچنین پناهگاه‌های شهری
◽️آمادگی برای قطع برق، آب، گاز و اینترنت.
◽️عدم ارسال تصویر مناطق آسیب دیده در شبکه های اجتماعی این رسما یعنی خبرچینی برای دشمن
◽️برنامه ریزی ارتباط اضطراری شامل تعیین نقاط ملاقات در صورت قطع ارتباط و شماره تماس‌های جایگزین
◽️یادگیری مهارت‌های ابتدایی بقا و کمک‌های اولیه: پانسمان، خاموشی آتش، قطع گاز و ...

این ها را نگفتم که بترسیم! ترس، خود ابزار جنگ روانی است. مدیریت هیجانات و حفظ خونسردی، اولین خط دفاع روانی ماست. دل‌های ما سنگر واقعی این سرزمین‌اند. این سنگر را نباید به دشمن داد. گفتم که هشیارتر و آماده تر باشیم.

امیدوارم هیچ گاه لازم نباشد نکات زندگی در شرایط جنگی را به کار بگیریم و خداوند حافظ و نگاه دار ایران و ایرانیان باشد.

@Dr_Lashkarbolouki
معنای زندگی چیست؟

باک ماشین‌تان را پر کرده‌اید؟
پول نقد لازم را تامین کرده‌اید؟
لوازم کمک‌های اولیه را چه طور، آنها آماده‌اند؟
اگر ناغافل حمله شد می‌دانید دقیقاً کجا پناه بگیرید؟


درست است که رعایت همه موارد احتیاطی هم لازم و هم شرط عقل است ولی ما حین انجام این کارها و فکر به آنها متوجه می‌شویم، ارزشی بیش از یک چسب زخم برای درد عمیقی که از درون در حال فروپاشی ماست ندارد....

ما در واقع نیازمند یک نقطه امن هستیم
همه ما هم از درون می‌دانیم،
هر جای عالم که باشیم
یک لحظه می‌تواند به یکباره همه چیز تغییر کند....

حس آرامش، حس امنیت، حس رضایت
به زعم همه روانکاوان یونگی
اتفاقی است درونی
و جستجو در بیرون جز این که هر لحظه بر هراس و ترس ما بیفزاید کار دیگری نخواهد کرد

امروز در بنیاد فرهنگ زندگی تصمیم گرفتیم
پکیج معنای زندگی، اثر سهیل رضایی را به ارزش ۱/۵۰۰/۰۰۰تومان با تخفیف صد در صدی تا ۳۰ خرداد ماه پیشکش خوانندگان این پیج کنیم.

قطعا در این لحظات بحرانی شنیدن آن به کارمان خواهد آمد ....

....................
۷ تیر ماه این فایل از دسترس شما خارج خواهد شد. به محض تهیه آن را بشنوید.
..................
لینک تهیه درس:
https://bonyadonline.com/product/139
Audio
سهیل رضایی در این پادکست به آثار روانشناختی تروما جنگ ، پس از آتش بس می پردازد ....

این که آثار این جنگ ،چگونه می تواند در ناخودآگاه ما نفوذ کرده و سال ها تحت تاثیر آن زندگی ما را فلج کند، بدون آن که تشخیص دهیم منشأ فلج شدن و بهم‌ریختگی ما کجاست

از سویی روابط ما با افراد صمیمی ما در زندگی نیز می تواند تحت تاثیر جنگ به گونه ای دیگر رقم بخورد

تنها راه دور ماندن از آسیب هایی که در این فایل مطرح می شود، رهگیری دامنه تاثیرات جنگ بر روان خودمان و اطرافیان است...

حتما برای کمک به سلامت روان آحاد جامعه نیاز است ،ان را انتشار دهیم.
یادداشت:

رفتار کنونی قدرت دریایی هیچ دلیلی جز فرار رو به جلو در شرایط تنگنای وجودی ندارد. ناکامی‌های رییس جمهور آمریکا در دفاع از موقعیت منحصر بفرد دلار، این ابرقدرت را به سوی خودویرانگری و باختی سریعتر از انتظار سوق می‌دهد. ناکامی در تحمیل یکجانبه تعرفه‌ها به جهان، ناکامی در نیل به اهداف تعیین شده در تله اوکراین (تجزیه روسیه با محاصره اقتصادی) و وحشت قابل درک از شکست در صورت «فعال کردن جبهه چین و تایوان»، باعث شد ایران را بعنوان ضعیف‌ترین حلقه در اوراسیا ببینند و به آن حمله کنند. متاسفانه این قابل پیش‌بینی بود.

اما دو تصویر غلط، دو خاطره‌ مخدوش و دو خوانش اشتباه‌ِ غرب از تاریخ، این محاسبه را شکل داد: «صلح از طریق قدرت» و «پل پیروزی»

۱-عملا ویران‌سازی با سلاح منحصربفرد اتمی در «ناگازاکی و هیروشیما»، دلار آمریکا را به ارز مرجع تبدیل کرد. اکنون دیگر سلاح اتمی در انحصار یک کشور نیست. حتی اگر ایران آن را نداشته باشد، بالا بردن سطح توحش، ناگزیر دیگران را به معرکه خواهد کشاند. نه بخاطر دفاع از ایران، بلکه چون دارندگان این سلاح، انحصار یک کشور بر «اراده اتمی» را هرگز بر نمی تابند. مقایسه ایران با ژاپن، اشتباه و صرفا حاصل نوستالژی بود؛

«صلح از طریق قدرت» آنطور که ادعا شد، رخ نخواهد داد. زیرا اکنون قدرت قاهر و بی رقیبی وجود ندارد (نه روی زمین و نه در روایت).

۲-حتی اگر قدرت تهاجمی و بازدارندگی موثر ایران را در درگیری اخیر نپذیریم، برخلاف جنگ جهانی قبلی، ایران «پل پیروزی» و وسیله در هم شکستن اوراسیا و تحمیل محاصره دریایی (هدف نهایی تئوری مکیندر) نخواهد شد، زیرا تهاجم به ایران نه در پایان که تازه در آغاز کار رخ داده است. این بار بر خلاف جنگ دوم جهانی، اوراسیا فرسوده و محاصره کننده، تازه‌نفس نیست. برعکس، محاصره کننده فرسوده و هسته مرکزی تمدن اوراسیایی آماده تمام کردن کار است.

این خوانش به آن معنی نیست که ایران آسیب نمی بیند، (غرب ممکن است برای اعاده حیثیت یا ارعاب عربها یا باز کردن راه تجزیه آسیای مرکزی و اخلال در پروژه کمربند و جاده، مخاصمه را ادامه دهد). این خوانش به این معنی است که حتی آسیب ایران و نیل به همه دستاوردهای فوق نمی‌تواند آمریکا را نجات دهد. برتری قاطع فناوری، نظامی و‌ روایتی‌ِ تمدن دریایی از دست رفته است، ناترازی تجاری عظیم قابل جبران نیست و درگیری فراگیر داخلی در میان الیت آمریکا (به گواهی آینده‌شناسان علوم اجتماعی نظیر تورچین) قریب‌الوقوع است.

به پیش‌بینی آلفرد مک‌کوی تاریخدان آمریکایی، پانصد سال استیلای نظم تمدنهای دریایی با سرعتی عجیب به پایان خود نزدیک می‌شود. این پایان تنها در صورت واقع‌بینی و عقلانیت تمدن دریایی در درک جایگاه جدید خود می‌تواند صلح‌آمیز باشد.

@dr_iman_fani
Forwarded from مصطفی ملکیان
🔴هفت گناه کبیره مصطفی تاجزاده

✍🏻 استاد مصطفی ملکیان

🔹 بگذریم از جرم‌های جعلی که برایش تراشیده و بافته‌اند؛ به‌گمان این کمترین دوستدار او، جرم‌های واقعی و راستینش این‌هاست: او صادق، شجاع، دانا، عدالت‌جو، میانه‌رو، فروتن، و اهل عقلانیت و استدلال است. و این است هفت گناه کبیره‌اش؛ که هرکدام، به‌تنهایی، در وضع کنونی کشور ما جرم پرجریمه‌ای است، چه رسد به آن‌که کسی، به نام مصطفی تاج‌زاده، مرتکب همه‌ی آن‌ها شده باشد.

🔹 صادق است؛ و در هر برهه از زندگی‌اش، به هر آنچه باور داشته که راست است، و به هر هدفی که آن را درست و خوب می‌دانسته، با تمام وجود و با جسم و جان و دل، و با همه‌ی احساسات و گفتار و کردار خویش، التزام ورزیده است.

🔹 شجاع است؛ و بر هرگونه ترسی که از مدافعان جهل، فساد و ایدئولوژی می‌توان داشت، غلبه کرده است.

🔹 داناست؛ و در آنچه به خیر و صلاح شهروندان جامعه‌اش مربوط می‌شود، آگاهی تام و تمام دارد و فریب نمی‌خورد.

🔹 عدالت‌جوست؛ و جز آن نمی‌خواهد که جامعه‌اش از بزرگ‌ترین فضیلت اجتماعی، یعنی عدالت، بهره‌مند گردد و برخوردار بماند.

🔹 میانه‌روست؛ و در هیچ خواسته‌ی اجتماعی یا سیاسی دستخوش افراط و تفریط نمی‌شود. نسبت به هیچ طرز تفکر، نیروی سیاسی، یا وجهه‌ی اجتماعی، نه شیفتگی متعصبانه دارد و نه نفرت متعصبانه.

🔹 فروتن است؛ و در او سر سوزنی بالیدن به دانایی‌ها، توانایی‌ها، موفقیت‌ها و دستاوردهای خود نمی‌بینیم.

🔹 اهل عقلانیت و استدلال است؛ هرگز دستخوش احساسات، عواطف یا هیجانات نمی‌شود و جانب عقل و برهان را فرو نمی‌گذارد. این نکته را همه، چه دوست و چه دشمن، در گفت‌وگوها و رویارویی‌های او با مخالفانش می‌دیدند و تصدیق می‌کردند. هیچ‌کس در قوت استدلال و منطق بر او غلبه نکرد؛ و هرکه بر او غالب آمد، تنها در فحاشی و ناسزاگویی بود—و زبان و دهان او هرگز به این‌ها آلوده نشد.

🔹 نیروی استدلال و استواری منطق او، به‌راستی در تاریخ مجادلات اجتماعی و سیاسی ایران بی‌سابقه بود؛ و این، جرم کوچکی نبود.

🔹 مشاهده‌ی شخصیت و منش مصطفی تاج‌زاده، مرا هم از خودم شرم‌زده و سرخورده می‌کند، و هم به نیک‌سرشتی ذاتی بشر مؤمن‌تر می‌سازد؛ و نیز به آینده‌ی کشوری که چنین فرزندانی پرورده، امیدوارتر و خوش‌بین‌ترم می‌کند.

🔹 آرزو دارم و امید می‌برم که حاکمان کنونی ایران دریابند که زندانی‌کردنِ فرزندان صادق و شجاع جامعه، اگر هم روشی برای کشورگشایی باشد، باری روش کشورداری نیست؛ و از این راه، به منزل نمی‌رسند. و فراموش نکنیم: شیر، شیر است—گرچه در زندان.

@mostafamalekian
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از جمهوری اسلامی مقابل
حمله امپریالیستی دفاع می‌کنم اما...!

برشی از جدال اپیزود ۷۲۰
وحدت ملی، آیا با مردمی واحد زیر یک پرچم واحد مواجه‌ایم؟
🔹 گفتگو با بیژن #عبدالکریمی
۲۸ تیر ماه ۱۴۰۴
لینک برنامه :
youtu.be/QBztPmRjEFg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ماجرای جنگ
به روایت جواد موگویی
قسمت‌‌دوم: سید عباس عراقچی (فیلم کامل)


https://t.me/javadmogoei
Trim_یونگ_1.aac
<unknown>
یونگ به زبان کاملا ساده و کاربردی


بیش از دویست و پنجاه هزار بار مطالعه شده
گوگل بدلیل محبوبیت مطلب در میان مخاطبان آن را در رنک اول خود قرار داده

اگر شما هم می خواهید خیلی خودمانی ،همراه با مثال و کاملا کاربردی
از هدایایی که یونگ می تواند وارد زندگی شما کند ،مطلع شوید، حتما حتما حتما
این پادکست را گوش دهید.

بنیاد به مناسبت صد و پنجاهمین سالگرد یونگ، تخفیف های متفاوتی را روی کالا و خدمات خود، پیش بینی کرده است.
حتما از طریق این لینک ، از سایت بنیاد بازدید کنید
Special Bond
مطالعات میان‌رشته‌ای
شش نظریه اصلی
درباره ماهیت «رابطه ویژه» آمریکا و اسرائیل

@dr_iman_fani
https://youtu.be/Oqh6hGLqAG8?si=QLzvXVj86kMD9mYj


اسراییل: نابغه مدیریت آب!

این مستند با نام «مرگ دریای مرده» محصول شبکه ABC استرالیا چهار سال پیش ساخته و منتشر شده ( دو سال قبل از درگیری فعلی) و به وضعیت ذخایر و سیاستهای مدیریت آب در اسراییل و فلسطین می پردازد و نکات ذیل از آن استفاده می شود:

۱-سبک زندگی مهاجران اروپایی (بعنوان مثال اصرار برای داشتن استخر در هر ویلای شهرک نشینان) و بهره کشی افراطی از آب کشاورزی تمام منطقه را به ورشکستگی آبی شدید کشیده که از مصادیق آن کیلومترها پس روی بحرالمیت(مرگ دریای مرده!)، تبدیل رود اردن به یک باتلاق متعفن و صدها نقطه فرونشست زمین در سراسر اسراییل است.

۲-پیشرفتهای نقطه ای فناورانه نظیر آب شیرین کنها حلال این مشکل نبوده و اسراییل از همان زمان به دنبال دست اندازی به منابع آب همسایگان بوده است.

در یاددشتهای قبلی به مفهوم اکوفاشیسم پرداختم (بهره برداری شکارچیانه از تنش اقلیمی در دیگر کشورها برای تحمیل فروپاشی و سپس تاراج بی دردسر منابع و جلوگیری از ترمیم و بازسازی دولت-ملت با حربه تحریم و جنگهای ابدی).

جالب است بدانیم اسراییل قبل از آنکه به تنش آبی ایران علاقمند شود، با سرمایه گذاری سنگین و پیشبرد سدسازی در بالادست رودخانه نیل در اتیوپی تلاش کرده است مصر را تا ورطه فروپاشی تحت فشار قرار دهد و رابطه مصر و اتیوپی را تا سر حد درگیری نظامی خدشه دار کند.


@dr_iman_fani
سازمان ملل در پایان جنگ دوم جهانی با این هدف ایجاد شد که به دیکته‌های فاتحان جلوه و مشروعیت قانونی بدهد. ممکن است تشکیل سازمان ملل «متحد» در ذهن معاصر، اتفاقی بدیع و حاصل گشایشهای فلسفی عصر روشنگری تصور شود اما در واقع سابقه هزاران ساله دارد:

در تاریخ همیشه پس از آن که شمشیر کارش تمام شد، نوبت به کاتبان و دبیران باوقار می‌رسد تا مطالبات تمدن پیروز را رسمیت حقوقی ببخشند.
در ادامه همین رویه، با پایان یک دوره نظم جهانی، همان تمدنی که کتابخانه‌ها سند حقوقی در دفاع از «فره ایزدی» خود انباشته، در نقض و فسخ آن اسناد پیشقدم می‌شود چون دیگر آنها را در تلطیف و تداوم سلطه خود کافی نمی‌یابد.

از سلسله هخامنشی و سلطه اعراب و هجوم مغول تا جمهوری هلند و امپراطوری اسپانیا و انگلستان، همیشه روال به همین شکل بوده است.

چند دهه است که سازمان ملل به عنوان بازوی نرم قدرت سخت کارایی سابق را ندارد و حتی از دید مردمان ساده ملتهای ضعیف بعنوان مرجع عادل دادرسی قلمداد نمی‌شود. اما اینکه سازمان ملل علنا و در صحن خود از موسسان اصلی‌اش تیپا بخورد و تحقیر شود یک نقطه عطف تاریخی است.

آخرین چرخه‌ ای که فراز و فرود خود را تکمیل کرده و در انتظار مورخان واقع‌بین است، شکست «لیگ ملل» بعد از جنگ اول جهانی و درست قبل از آغاز جنگ دوم بود.

حالا ما در آستانه تکمیل چرخه دوران خود هستیم. زمانی که دفترها را می شویند و قلمها را در قلمدان می‌گذارند. دبیران به مرخصی می‌روند و شمشیرها آماده می‌شوند تا برای کاتبان آینده مشقی نو بگیرند و تکلیف جدیدی بنویسند.

@dr_iman_fani
راز_بزرگی_که_فقط_در_نیمه_دوم_زندگی_برملا_می_شود.mp4
35.2 MB
⁉️ این گفتگو به سؤالات زیر پاسخ خواهد داد :


1️⃣ پرسیدن سؤال‌های مهم توی نیمه دوم عمر و رسیدن به درک عمیق‌تر از خودمون

2️⃣ مسیر منحصربه‌فرد هر آدم برای پیدا کردن نسخه‌ی اصیل خودش

3️⃣ چطور بخش‌های نادیده‌گرفته‌شده‌ی درونمون روی انتخاب‌ها و زندگی‌مون اثر می‌ذارن

4️⃣ اینکه چطور درد و سختی می‌تونن مسیرمون رو عوض کنن و نگاه تازه‌ای به زندگی بهمون بدن

5️⃣ ترس، رخوت یا عقده‌هایی که جلو رشد رو می‌گیرن و راهکارهایی برای غلبه بر اون‌ها


برگرفته از کتاب « یافتن معنا در نیمه دوم عمر »


#پر_پرواز
Resilience 1
Dr Iman Fani
دوره جامع تاب‌آوری
رشد و یافتن معنا در شرایط سخت

فصل اول-پروسه‌های زندگی و مرگ
درک عمیق از استرس جسم و نقش آن در تاب‌آوری روان
تاریخ انتشار در پادکست: 11 دی 1404

@dr_iman_fani
Forwarded from گمان (sara Akbarzadeh)
زندگی نزیسته همیشه زیباتر به نظر می رسد..
اگر ازدواج می کردم…
اگر بچه نمی آوردم…
اگر مهاجرت می کردم…
ذهن می‌تواند از هر مسیری که نرفته بهشتی خیالی بسازد. چون آن مسیر،هرگز در معرض اصطکاک واقعیت قرار نگرفته است…
در این حالت دو زندگی را با هم مقایسه نمی‌کنیم؛
یک زندگی واقعی را با یک فانتزی دست‌نخورده مقایسه می‌کنیم.به همین دلیل،بعد از هر انتخاب،ذهن شروع به ساختن روایتی از «من دیگری» می‌کند؛کسی که اگر مسیر دیگری را رفته بود،لابد آرام‌تر،موفق‌تر،عاشق‌تر یا خوشبخت‌تر می‌شد.اما آن «من دیگر» هرگز وجود نداشته است.
او فقط از رنج‌های خودش بی‌خبر مانده است.
واقعیت این است که هر زندگی،نوع مخصوص خودش از اندوه را تولید می‌کند.
ازدواج،اندوه‌هایی دارد که تنهایی ندارد.
تنهایی،زخم‌هایی دارد که ازدواج نمی‌شناسد.
داشتن فرزند،سوگ‌های خودش را دارد.
نداشتنش نیز
آرامش، پاداش بهترین انتخاب نیست.آرامش،زمانی متولد می‌شود که دست از عاشق شدن سایه‌ها برداریم؛سایه‌ی زندگی‌هایی که هرگز فرصت نداشتند واقعی شوند،و برای نخستین‌بار،به زندگی روبه‌رویمان اجازه دهیم از خیال، واقعی‌تر باشد.

دکتر سارا اکبرزاده

@gamaninstitute