Forwarded from موسسه حامی علوم انسانی
دانشگاه ناتینگهام
از ساعت ۱۵ تا ۱۷
https://evnd.co/2b0TN
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14👎2
💎 بشارت عیسی به «احمد» در سورۀ صف، ناظر به کدام عبارت اناجیل است؟
🖋 معرفی مقالۀ تازهانتشاریافتۀ «معمای احمد: پردهبرداری از تعاملات متنی قرآن با انجیل متی» نوشتۀ هادی تقوی و علیرضا حیدری
Hadi Taghavi & Alireza Heidari (2025), The Aḥmad Enigma: Unveiling Qur’anic and Matthean Scriptural Engagements, Islam and Christian–Muslim Relations, 1–25
⬇️ دریافت مقاله به همراه چکیده
👥 شنیدن خلاصه
🔵 سورهٔ صف
در مواجهه با آیۀ ششم سورۀ صف: "مبشراً برسول یأتي من بعدي اسمه أحمد"، همواره این پرسش مطرح بوده که نام «احمد» را در کجای انجیل یا تورات میتوان یافت؟
در سیزده سدۀ گذشته مفسران مسلمان اغلب برآن بودهاند که منظور قرآن از «احمد» همان «فارقلیط» در انجیل یوحناست (یوحنا ۱۴: ۱۶ و ۱۴: ۲۶)؛ اما این فرضیه در پژوهشهای مدرن بهلحاظ زبانشناختی مورد تردید جدی قرار گرفته است [از جمله، بنگرید به پژوهش شان آنتونی]. با اینحال، بحث علمی دربارۀ مقصود از این آیه در میان پژوهشگران آکادمیا دامنهدار بوده است.
پژوهش پیشرو با عبور از فرضیۀ سنتی «فارقلیط»، و با واکاوی دقیق زبانشناختی در متون عربی، سریانی و یونانی، برای نخستینبار نشان میدهد که آیات ۶ تا ۹ سورۀ صف، نسبتی بینامتنی با فصل ۱۲ انجیل متی دارد.
🔵 انجیل متی
در انجیل متی، فصل ۱۲، پس از گفتوگوی عیسی و فریسیان دربارۀ فهم درست از حکمِ شرعیِ نگاهداشتنِ سبت (شنبه) و استناد عیسی به تورات ("مگر در تورات نخواندهاید؟")، عیسی بهشفا دادن بیماری در روز سبت میپردازد؛ امری که بهخصومت فریسیان با او دامن میزند: "فریسیان بیرون رفتند و با هم مشورت کردند که چگونه او را بکشند." سپس میخوانیم:
اینجاست که یک پرسش کلیدی شکل میگیرد: چگونه عیسی که در این صحنه اصرار دارد «ناشناس بماند» و از شهرت میگریزد، میتواند همان موعودِ جهانیِ اشعیا باشد که مأموریت دارد آیینِ حق را با صدای بلند به گوشِ تمام جهانیان برساند؟
قرآن با یک تغییرِ رویکرد معنادار، این گره را میگشاید: قرآن بشارتِ اشعیا را که در انجیل، «روایتِ متی در توصیفِ حالِ عیسی» است، به «بشارتِ عیسی دربارهٔ آینده» بازخوانی میکند و بدینترتیب این تعارضِ ظاهری برطرف میشود.
در چارچوب این خوانش، آیۀ ۶ سورۀ صف پاسخی راهگشا ارائه میدهد: در اینجا عیسی (و نه متی) سخن میگوید و با خطابِ «یا بنیاسرائیل انی رسول الله الیکم»، ابتدا به محدودیتِ رسالتِ خود در میان قوم یهود اذعان میکند. سپس با استناد به همان پیشگویی اشعیا، خود را «تصدیقکنندۀ کتبِ پیشین» میخواند (مصدقا لما بین یدیّ من التوراه) و در نهایت، تحققِ وعدۀ بزرگِ «اعلامِ جهانیِ دین» را به ظهور پیامبری در آینده موکول مینماید.
🪧 جدولی از مهمترین ارتباطات آیات سورۀ صف با متی ۱۲ در صفحۀ ۷ مقاله آمده است که ترجمهٔ مختصر آن را در پست بعدی ببینید.
بخش ۱ از ۲ [ادامه در اینجا]
#انعکاس_مقاله
@inekas
Hadi Taghavi & Alireza Heidari (2025), The Aḥmad Enigma: Unveiling Qur’anic and Matthean Scriptural Engagements, Islam and Christian–Muslim Relations, 1–25
وإذ قال عيسى ابن مريم يابني إسرائيل إني رسول الله إليكم مصدقا لما بين يدي من التوراة ومبشرا برسول يأتي من بعدي اسمه أحمد فلما جاءهم بالبينات قالوا هذا سحر مبين﴿۶﴾ ومن أظلم ممن افترى على الله الكذب وهو يدعى إلى الإسلام...﴿۷﴾ يريدون ليطفئوا نور الله بأفواههم والله متم نوره...﴿۸﴾ هو الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله..﴿۹﴾
ترجمه:
و [یاد کن] هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: ای فرزندان اسرائیل من فرستادۀ خدا بهسوی شمایم و تصدیقکنندهام آنچه را پیش از من در تورات آمده است و بشارتدهندهام به پیامبری که پس از من میآید؛ نام او احمد است [اسمه احمد]؛ پس هنگامی که او (عیسی) با دلایل روشن بهسوی آنان آمد، آنان گفتند: این جادویی آشکار است.﴿۶﴾ چه کسی ستمکارتر است از آن که بر خدا افترا بندد، هنگامی که فراخوانده شود بهسوی "اسلام"؟…﴿۷﴾ میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، اما خدا نور خود را کامل میکند…﴿۸﴾ اوست خدایی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همۀ ادیان پیروز گرداند…﴿۹﴾
* مرجع تصویر: کتابخانۀ ملی فرانسه، نسخۀ شمارۀ Arabe 328 (b)
در مواجهه با آیۀ ششم سورۀ صف: "مبشراً برسول یأتي من بعدي اسمه أحمد"، همواره این پرسش مطرح بوده که نام «احمد» را در کجای انجیل یا تورات میتوان یافت؟
در سیزده سدۀ گذشته مفسران مسلمان اغلب برآن بودهاند که منظور قرآن از «احمد» همان «فارقلیط» در انجیل یوحناست (یوحنا ۱۴: ۱۶ و ۱۴: ۲۶)؛ اما این فرضیه در پژوهشهای مدرن بهلحاظ زبانشناختی مورد تردید جدی قرار گرفته است [از جمله، بنگرید به پژوهش شان آنتونی]. با اینحال، بحث علمی دربارۀ مقصود از این آیه در میان پژوهشگران آکادمیا دامنهدار بوده است.
پژوهش پیشرو با عبور از فرضیۀ سنتی «فارقلیط»، و با واکاوی دقیق زبانشناختی در متون عربی، سریانی و یونانی، برای نخستینبار نشان میدهد که آیات ۶ تا ۹ سورۀ صف، نسبتی بینامتنی با فصل ۱۲ انجیل متی دارد.
در انجیل متی، فصل ۱۲، پس از گفتوگوی عیسی و فریسیان دربارۀ فهم درست از حکمِ شرعیِ نگاهداشتنِ سبت (شنبه) و استناد عیسی به تورات ("مگر در تورات نخواندهاید؟")، عیسی بهشفا دادن بیماری در روز سبت میپردازد؛ امری که بهخصومت فریسیان با او دامن میزند: "فریسیان بیرون رفتند و با هم مشورت کردند که چگونه او را بکشند." سپس میخوانیم:
"(۱۵) چون عیسی از این امر آگاه شد، آن مکان را ترک گفت. اما عدۀ بسیاری از پی او رفتند و او جمیع ایشان را شفا بخشید. (۱۶) و مردم را از افشای نامش بازداشت. (۱۷) این واقع شد تا آنچه بهوسیلۀ اشعیای نبی گفته شده بود تحقق یابد که:
(۱۸) «این است بندۀ من که مشتاق اویم؛ محبوب من که جانم از او خشنود است. من روح خود را بر او خواهم نهاد و او داوری [سریانی: دینا] را بهامتها اعلام خواهد کرد... (۲۰) ...[همچون] چراغ کمسویی [سریانی: مطفطف] که خدا مانع خاموشیاش میشود، تا زمانی که داوری حق را بهپیروزی برساند.»
(۲۱) و بهاسم او همۀ امتها بشارت داده خواهند شد."
(متی، فصل ۱۲؛ ترجمه مقاله)
* تصویر: نسخهٔ یونانی Codex Sinaiticus، از سدۀ ۴-۵ میلادی
اینجاست که یک پرسش کلیدی شکل میگیرد: چگونه عیسی که در این صحنه اصرار دارد «ناشناس بماند» و از شهرت میگریزد، میتواند همان موعودِ جهانیِ اشعیا باشد که مأموریت دارد آیینِ حق را با صدای بلند به گوشِ تمام جهانیان برساند؟
قرآن با یک تغییرِ رویکرد معنادار، این گره را میگشاید: قرآن بشارتِ اشعیا را که در انجیل، «روایتِ متی در توصیفِ حالِ عیسی» است، به «بشارتِ عیسی دربارهٔ آینده» بازخوانی میکند و بدینترتیب این تعارضِ ظاهری برطرف میشود.
در چارچوب این خوانش، آیۀ ۶ سورۀ صف پاسخی راهگشا ارائه میدهد: در اینجا عیسی (و نه متی) سخن میگوید و با خطابِ «یا بنیاسرائیل انی رسول الله الیکم»، ابتدا به محدودیتِ رسالتِ خود در میان قوم یهود اذعان میکند. سپس با استناد به همان پیشگویی اشعیا، خود را «تصدیقکنندۀ کتبِ پیشین» میخواند (مصدقا لما بین یدیّ من التوراه) و در نهایت، تحققِ وعدۀ بزرگِ «اعلامِ جهانیِ دین» را به ظهور پیامبری در آینده موکول مینماید.
بخش ۱ از ۲ [ادامه در اینجا]
#انعکاس_مقاله
@inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍34👎3
معرفی مقالۀ «معمای احمد: پردهبرداری از تعاملات متنی قرآن با انجیل متی» [بخش ۲ از ۲ - بخش ۱ ]
⭐️ بینامتنیت آیات سورهٔ صف با متی ۱۲
روابط بینامتنی آیات ۶-۹ سورهٔ صف با آیات متی ۱۲ فراتر از چند تناظری است که در نگاه اول به چشم میخورد. بر اساس بررسیهای نویسندگان، برخی از این درهمتنیدگیها نکات جالبی را در بردارد، از جمله:
🔵 تصویر انجیلی «چراغ کمسویی (سریانی: مطفطف) که خدا مانع خاموشیاش میشود» به روشنی یادآور عبارت قرآنی «یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم والله متمّ نوره» است (ردیف ۸ جدول)، امری که فراتر از معنا، در ریشۀ واژگان نیز همخوان است (مطفطف/لیطفئوا).
🔵 عبارتِ «پادشاهیِ خدا» [سریانی: ملکوت] در متی: ۲۸، عیناً در سورۀ صف تکرار نشده، بلکه در واژۀ «اسلام» بازتاب یافته: «وهو يدعى إلى الإسلام» (ردیف ۷ جدول). در واقع قرآن با رویکردی متفاوت به همان حقیقتِ انجیلی اشاره میکند و از منطقِ «م-ل-ک» (اقتدار و پادشاهی) به منطقِ «س-ل-م» (تسلیم) گذار میکند. با توجه به اینکه معنای "اسلام" در قرآن، «تسلیمِ خودخواستۀ انسان» است (Sinai, Key Terms of the Qur'an, 403-7)، قرآن عملاً برداشت نوینی از حکومت الهی ارائه داده که در آن، استقرارِ فرمانروایی خدا نه با سیطرۀ بیرونی، بلکه با «تسلیمِ آگاهانه» محقق میشود.
🔵 گرچه «دين الحقّ» معمولاً به «آیین راستین» ترجمه میشود، اما نویسندگان نشان میدهند که با نظر به ریشۀ سریانیِ کلمۀ «دین» (داوری) و ارتباط بینامتنی (ردیف ۹ جدول)، اینجا معنای «داوری براساس حق» میدهد، مانند کاربرد مشابه در «یوم الدین». بنابراین، «لیظهره علی الدین کله» (ردیف ۱۰ جدول) به این معنا نیست که دین یا مذهبی جدید جایگزین سایر ادیان میشود، بلکه بدین معناست که «قضاوت بر اساس معیار حق» بر تمامِ داوریهای بشری غلبه کرده و آشکار خواهد شد.
⭐️ حل معمای «احمد»
در پرتو این ارتباطات تنگاتنگ بینامتنی، انتظار داریم که مضمون «اسمه احمد» نیز معادلی در متی داشته باشد.
☑️ ریشۀ «حمد» در زبانهای سامیِ غیرعربی به معنای «اشتیاق» است؛ معنایی که معادلِ آن در انجیل متی ۱۲: ۱۸ به کار رفته است. در این آیه، جملاتی از زبان خدا نقل شده که ارجاعی مستقیم به کتاب اشعیا ۴۲: ۱ دارد: «این است بندۀ من که او را برگزیدهام (سریانی: ʾeṣṭabīt)» و «حبیبم که جانم از او خشنود است (یونانی: eudokēsen)». نکتۀ جالب آنکه ریشۀ سریانی واژۀ ʾeṣṭabīt دقیقا معادل مشتاق هستم و واژۀ یونانیِ eudokēsen در جاهای دیگرِ بایبل، نظیر مزامیر ۶۸: ۱۷، دقیقا برابر با ریشۀ عبری «حمد» (میل و اشتیاق) قرار گرفته است.
☑️ قرآن با آگاهی از این معنای ریشۀ «حمد» در عبری، فعلِ اول شخصِ مفردِ همریشه با «محمد»، یعنی «اَحمَدُ» را به کار میبرد (دقیقا مانند "مشتاق هستم" که اول شخص مفرد است). بنابراین «احمد» در اینجا فقط یک اسمِ شناسنامهای نیست؛ بلکه یک «کُد» است که ما را مستقیما به پیشگویی انجیل و اشعیا ارجاع میدهد. تنها تفاوت آن است که در بایبل، خدا گوینده است («بندۀ من که مشتاق اویم»)؛ اما در قرآن، عیسی گوینده است («اسمه أحمد»). این پدیده را نویسندگان «تفسیرِ نامشناختی» (Onomastic Exegesis) مینامند؛ جایی که یک توصیف فعلی در متون پیشین، تبدیل به یک عنوان یا اسم برای اشاره به پیامبر جدید میشود.
☑️ بنابراین، وقتی عیسی در قرآن بشارت به پیامبری میدهد که «اِسمُهُ اَحمَدُ»، در واقع دارد به مخاطبان مسیحی و یهودیِ خود کد میدهد. در اینجا اسم معنای اصیلِ خود در عربی را دارد؛ یعنی نشان یا وصف، و نه صرفاً نام. بنابراین معنای آیه اینگونه میشود: عیسی میگوید: من آمدنِ پیامبری را مژده میدهم که نشانِ او، این [سخنِ خداوند در کتاب اشعیا]ست: «[من] مشتاقِ او هستم».
☑️ در کنار این لایهٔ معنایی برای اهلکتاب، واژۀ احمد برای مخاطب عربزبان کارکردی «اسمی (nominal)» داشت. در فرهنگ عرب نامگذاری افراد با «افعال مضارع» کاملاً رایج بود (مانند نام «یحیی»: زنده میشود، یا «تغلب»: غلبه میکند)؛ لذا اعراب بهراحتی میپذیرفتند که واژۀ «احمد» در کلام عیسی، بهعنوان بشارتی به «محمد» (که همریشۀ آن است) تفسیر شود.
⭐️ جمعبندی
🔵 آیات ۶-۹ سورۀ صف و نیز متی ۱۲ هر دو بشارتی را نقل میکنند به فردی که مأموریت نهاییاش برپاییِ حق است؛ فردی که خداوند دربارۀ او گفته: «من مشتاق اویم» (اسمه أحمد). او "حق" را به پیروزی میرساند، حتی اگر نورش کمسو شود؛ چرا که خدا مانع خاموشیاش میشود.
🔵 نویسندگان نتیجه میگیرند که این سطح از دقت در تعامل با متن، نشاندهندۀ یک «تعاملِ عالمانه» است. قرآن تنها یک شنونده منفعلِ داستانهای انجیلی نیست، بلکه «مفسری فعال» و «خوانشگری مقتدر» است. قرآن مفاهیم مسیحی را میشناسد، آنها را بومیسازی و اصلاح کرده و دست به بازسازیِ الاهیاتیشان میزند.
⬇️ دریافت مقاله
#انعکاس_مقاله
@inekas
روابط بینامتنی آیات ۶-۹ سورهٔ صف با آیات متی ۱۲ فراتر از چند تناظری است که در نگاه اول به چشم میخورد. بر اساس بررسیهای نویسندگان، برخی از این درهمتنیدگیها نکات جالبی را در بردارد، از جمله:
در پرتو این ارتباطات تنگاتنگ بینامتنی، انتظار داریم که مضمون «اسمه احمد» نیز معادلی در متی داشته باشد.
#انعکاس_مقاله
@inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍66👎6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 چرا قرآن بر غذا خوردن عیسی و مریم تأکید میکند؟
👤 کلاوس فوناشتوش (دانشگاه بن) | بخشی از ویدئوی منتشر شده در کانال انجمن مباحثات قرآنی | با زیرنویس فارسی
اشارۀ قرآن در آیۀ بالا به اینکه عیسی و مریم «هر دو غذا میخوردند» معمولاً بهمثابۀ استدلالی علیه این دیدگاه مسیحیانِ همروزگار با قرآن شمرده شده که عیسی و مریم موجوداتی الوهی بوده و از همینرو، آنان را بینیاز از غذا خوردن میشمردهاند. با اینحال، دشواری اساسی در اینجا آن است که مسیحیان چنین باوری نداشتهاند: مسیحیان برآن نیستند که عیسی و مریم غذا نمیخوردهاند؛ حتی اگر چنین دیدگاهی را بتوان نزد گروههایی از مسیحیان دربارۀ عیسی یافت، چنین دیدگاهی دربارۀ مریم در کار نبوده است. با درنظر داشتن این دشواری، اشارۀ قرآن به غذا خوردن عیسی و مریم را در سیاق این آیه، چگونه باید فهمید؟
💠 در این ویدئو خلاصه پاسخ کلاوس فوناشتوش به این پرسش را مشاهده میکنید.
🔺 نسخۀ کامل این ویدئو (به طول ۸ دقیقه) به درخواست انجمن مباحثات قرآنی ضبط شده و در کانال این انجمن قابل مشاهده است.
💠 پاسخ دیگری که برای این پرسش در سنت تفسیری اسلامی ذکر شده، تأکید قرآن بر نفی جنبۀ الهی از عیسی و مریم است. لازم به ذکر است الهیات مسیحی مسیح را هم «کاملاً انسان» و هم «کاملاً الهی» میداند. اینکه در این آیه هم عیسی و هم مریم غذا میخوردند (و با نتایج مرتب بر آن که قرآن بنا بر ادب صریحا ذکر نکرده)، به منظور تأیید انسانیت کامل آنها و استدلال و تاکید بر مانع الجمع بودن این دو سرشت الهی و انسانی با هم در یک وجود است.
#انعکاس_یافتهها
@Inekas
﴿ما المسیح ابن مریم إلا رسولٌ قد خلت من قبله الرسول وأمّه صديقة کانا یأکلان الطعام انظر کیف نبیّن لهم الآیات ثمّ انظر أنّی یؤفکون ﴾
مسيح، پسر مريم جز پيامبرى نبود كه پيش از او [نيز] پيامبرانى آمده بودند؛ و مادرش زنى بسيار راستگو بود. هر دو غذا مىخوردند. بنگر چگونه آيات [خود] را براى آنان توضيح مىدهيم؛ سپس ببين چگونه [از حقيقت] دور مىافتند.
(مائده: 75؛ ترجمهی فارسی از محمدمهدی فولادوند)
اشارۀ قرآن در آیۀ بالا به اینکه عیسی و مریم «هر دو غذا میخوردند» معمولاً بهمثابۀ استدلالی علیه این دیدگاه مسیحیانِ همروزگار با قرآن شمرده شده که عیسی و مریم موجوداتی الوهی بوده و از همینرو، آنان را بینیاز از غذا خوردن میشمردهاند. با اینحال، دشواری اساسی در اینجا آن است که مسیحیان چنین باوری نداشتهاند: مسیحیان برآن نیستند که عیسی و مریم غذا نمیخوردهاند؛ حتی اگر چنین دیدگاهی را بتوان نزد گروههایی از مسیحیان دربارۀ عیسی یافت، چنین دیدگاهی دربارۀ مریم در کار نبوده است. با درنظر داشتن این دشواری، اشارۀ قرآن به غذا خوردن عیسی و مریم را در سیاق این آیه، چگونه باید فهمید؟
کلاوس فوناشتوش الاهیدان کاتولیک و استاد الاهیات سیستماتیک در بُن است، و از جملۀ آثار او میتوان به پیامبری در اسلام و مسیحیت (با همکاری طوبا ایشیک؛ 2013)، چالشِ اسلام: رهیافتهای مسیحی (2016)، پیامبر دیگر: عیسی در قرآن (با همکاری موهناد خورشیده؛ 2018)، و مریم در قرآن: دوست خدا، باکره، مادر (با همکاری منی ططری؛2021) اشاره کرد. معرفی کتاب اخیر (مریم در قرآن) و ترجمۀ فارسی مقدمۀ آن پیشتر در کانال انعکاس منتشر شده است.
#انعکاس_یافتهها
@Inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍25👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 نقد فُرم: واکاوی ریشههای ادبی/داستانی سیرهٔ نبوی در میراث غیر اسلامی
🟣 احسان روحی، پژوهشگر سیرهٔ نبوی، در مقدمهٔ ارائهاش در چهارمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس به نقش نقد فُرم در واکاوی ریشههای ادبی/داستانی سیرهٔ نبوی پرداخته و ما را با چیستی نقد فرم و کاربردهای آن در کشف بازپردازیهای ادبی متأخر آشنا میکند.
نخستین منابع سیره با فاصلهای دستکم یکونیمقرنی از زمان زندگی پیامبر تدوین شدهاند؛ فاصلهای که مسأله انتقال شفاهی و حافظهٔ جمعی را بهطور جدی مطرح کرده و بازسازی تاریخی را دشوار میسازد. اهمیت این تأخر زمانی هنگامی روشنتر میشود که سیره، در بستر منازعات سیاسی خوانده شود، زیرا این متون در دوره خلافت اموی و عباسی شکل گرفته و سیرهنگاران اولیه در پیوند با دستگاه خلافت فعالیت میکردهاند. از اینرو، سیره نه متنی بیطرف، بلکه روایتی سامانیافته در افق نیازها و حساسیتهای معطوف به قدرت است.
در سطحی دیگر، نقد فُرم نشان میدهد که گزارشهای سیره غالباً بازتاب خام وقایع تاریخی نیستند، بلکه بازپردازیهایی ادبیاند که از سنتهای روایی پیشین، اعم از سنتهای بومیِ عربی و غیرِ بومیِ مسیحی-یهودی، تغذیه میکنند. پژوهشهای تطبیقی آشکار ساختهاند که برخی روایتهای سیره از حیث ساختار داستانی با روایتهای عهد عتیق و متون مسیحی باستان متأخر همخواناند؛ مانند ماجرای ازدواج پیامبر با زینب بنتجحش که به داستان داوود و بتشبع شبیه است، یا شباهت روایت زید بنحارثه با داستان یوسف، و همچنین روایت شقّالصدر و آغاز وحی که شبیه به زندگینامهها و مکاشفات قدیسان مسیحی است.
در این میان، نقش قصّاص را نیز نباید نادیده گرفت؛ راویانی که با آگاهی از ناآشنایی بخش بزرگی از مخاطبان مسلمان با متون یهودی و مسیحی، این الگوهای روایی را در قالبی اسلامی بازسازی کرده و به گردش درمیآوردند.
احسان روحی، دبیر علمی مدرسه مدار ۱۴۰۴، در این ویدئو توضیح میدهد که رویکرد نقد فرم، نه دعوت به انکار سیره، بلکه فراخوانی به خوانش تاریخی و انتقادی آن است؛ خوانشی که به شرایط تولید متن، فرم روایت و شبکهٔ الهامهای ادبی و فرهنگی آن توجه میکند.
🔴 چهارمین مدرسهٔ مدار با موضوع «رویکردهای جدید در مطالعهٔ اسلام نخستین: نقد فرم در تعامل با دیگر روشهای تاریخی-انتقادی» از ۲۰ تا ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ در جزیره کیش برگزار خواهد شد. برای کسب اطلاعات تکمیلی و ثبتنام به این پیوند مراجعه کنید.
🗂 فهرست مطالب ویدئو:
00:00 چالشهای تاریخنگاری سیره: نقش دستگاه خلافت و مسئلهٔ «فاصله تاریخی» تا زمان تدوین متون
02:10 معرفی ابزارهای نقد تاریخی در آکادمیهای غربی و روش «نقد فرم» (Form Criticism)
07:23 بررسی نمونه تأثیرات کتاب مقدس
08:37 بررسی نمونه تأثیرات باستان متأخر (۱)
12:43 بررسی نمونه تأثیرات باستان متأخر (۲)
15:00 تحلیل نهایی: نقش داستانسرایان (قصّاص) با پیشینهٔ یهودی-مسیحی در شکلدهی ژانر سیره نبوی
@Inekas
نخستین منابع سیره با فاصلهای دستکم یکونیمقرنی از زمان زندگی پیامبر تدوین شدهاند؛ فاصلهای که مسأله انتقال شفاهی و حافظهٔ جمعی را بهطور جدی مطرح کرده و بازسازی تاریخی را دشوار میسازد. اهمیت این تأخر زمانی هنگامی روشنتر میشود که سیره، در بستر منازعات سیاسی خوانده شود، زیرا این متون در دوره خلافت اموی و عباسی شکل گرفته و سیرهنگاران اولیه در پیوند با دستگاه خلافت فعالیت میکردهاند. از اینرو، سیره نه متنی بیطرف، بلکه روایتی سامانیافته در افق نیازها و حساسیتهای معطوف به قدرت است.
در سطحی دیگر، نقد فُرم نشان میدهد که گزارشهای سیره غالباً بازتاب خام وقایع تاریخی نیستند، بلکه بازپردازیهایی ادبیاند که از سنتهای روایی پیشین، اعم از سنتهای بومیِ عربی و غیرِ بومیِ مسیحی-یهودی، تغذیه میکنند. پژوهشهای تطبیقی آشکار ساختهاند که برخی روایتهای سیره از حیث ساختار داستانی با روایتهای عهد عتیق و متون مسیحی باستان متأخر همخواناند؛ مانند ماجرای ازدواج پیامبر با زینب بنتجحش که به داستان داوود و بتشبع شبیه است، یا شباهت روایت زید بنحارثه با داستان یوسف، و همچنین روایت شقّالصدر و آغاز وحی که شبیه به زندگینامهها و مکاشفات قدیسان مسیحی است.
در این میان، نقش قصّاص را نیز نباید نادیده گرفت؛ راویانی که با آگاهی از ناآشنایی بخش بزرگی از مخاطبان مسلمان با متون یهودی و مسیحی، این الگوهای روایی را در قالبی اسلامی بازسازی کرده و به گردش درمیآوردند.
احسان روحی، دبیر علمی مدرسه مدار ۱۴۰۴، در این ویدئو توضیح میدهد که رویکرد نقد فرم، نه دعوت به انکار سیره، بلکه فراخوانی به خوانش تاریخی و انتقادی آن است؛ خوانشی که به شرایط تولید متن، فرم روایت و شبکهٔ الهامهای ادبی و فرهنگی آن توجه میکند.
00:00 چالشهای تاریخنگاری سیره: نقش دستگاه خلافت و مسئلهٔ «فاصله تاریخی» تا زمان تدوین متون
02:10 معرفی ابزارهای نقد تاریخی در آکادمیهای غربی و روش «نقد فرم» (Form Criticism)
07:23 بررسی نمونه تأثیرات کتاب مقدس
08:37 بررسی نمونه تأثیرات باستان متأخر (۱)
12:43 بررسی نمونه تأثیرات باستان متأخر (۲)
15:00 تحلیل نهایی: نقش داستانسرایان (قصّاص) با پیشینهٔ یهودی-مسیحی در شکلدهی ژانر سیره نبوی
@Inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍16
🔴 مدرسۀ مدار ۱۴۰۴
رویکردهای جدید در مطالعۀ اسلام نخستین:
«نقد فرم» در تعامل با دیگر روشهای تاریخی-انتقادی
💠 در یک قرن اخیر، با روی کار آمدن روشهای نو در مطالعهٔ اسلام نخستین و تطوّر آنها طی این سالها در مطالعات دانشگاهی، آگاهی از صورت تکاملیافتهٔ این رویکردها برای فهم و نقد پژوهشهای تاریخیِ معاصر اهمیتی ویژه یافته است. مدرسهٔ مدار که بر آموزش کارگاهیِ مهارتها و ابزارهای پژوهش در مطالعات اسلامی تمرکز دارد، این بار به رویکردهای جدید در مطالعهٔ اسلام نخستین، با تأکید ویژه بر «نقد فرم» و تعامل آن با دیگر روشهای تاریخی ـ انتقادی میپردازد.
نقد فرم که نخست با تلاشهای آلبرشت نوت به مطالعات تاریخ اسلام نخستین راه یافت، روشی است که با بررسی ساختار، قالب و الگوهای تکرارشوندهٔ متن، میکوشد تا بافت تاریخی، کارکرد اجتماعی و جایگاه آن را در جامعهای که متن در آن شکل گرفته است، بازشناسی کند. از آنجا که نقد فرم در آثار متعددی با دیگر روشهای تاریخی ـ انتقادی تلفیق یافته و اهمیتی خاص پیدا کرده است، در این مدرسه برآنیم تا با ترکیبی از آموزشهای نظری و کارگاهی، مخاطبان دوره را با کاربست نقد فرم و نحوهٔ تعامل آن با دیگر روشها در مطالعهٔ اسلام آغازین آشنا کنیم.
◀️ برای آشنایی بیشتر با روش «نقد فرم»، این ویدئو از احسان روحی، دبیر علمی مدرسۀ مدار ۱۴۰۴ را مشاهده بفرمایید.
✔️ ۳۰ ساعت ارائهٔ کارگاهی و حل مسئله در ۴ روز (به صورت حضوری)
✔️ ۲۱ تا ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ | ساعت ۹ تا ۱۸
✔️ مکان برگزاری: تهران
✔️ ارائهها به دو زبان فارسی و انگلیسی خواهد بود.
📊 برخی امتیازات این مدرسه
👥 ظرفیت: ۲۰ نفر
🗓 مهلت درخواست برای ثبتنام و ارسال مدارک: تا آخر ۱۱ بهمن
✉ اعلام نتایج: ۱۲ بهمن
🗒 پایان ثبتنام: ۱۵ بهمن
🔴 برای کسب اطلاعات بیشتر، مشاهدهٔ برنامه و هزینهها و پیشثبتنام رایگان به سایت مدرسهٔ مدار ۱۴۰۴ مراجعه کنید:
https://inekas.org/madar1404
اگر پرسشی دارید که در بخش «پرسشهای متداول» سایت پاسخ داده نشده است، میتوانید به @Inekas_admin پیغام دهید.
#رویداد_انعکاس
@Inekas
رویکردهای جدید در مطالعۀ اسلام نخستین:
«نقد فرم» در تعامل با دیگر روشهای تاریخی-انتقادی
نقد فرم که نخست با تلاشهای آلبرشت نوت به مطالعات تاریخ اسلام نخستین راه یافت، روشی است که با بررسی ساختار، قالب و الگوهای تکرارشوندهٔ متن، میکوشد تا بافت تاریخی، کارکرد اجتماعی و جایگاه آن را در جامعهای که متن در آن شکل گرفته است، بازشناسی کند. از آنجا که نقد فرم در آثار متعددی با دیگر روشهای تاریخی ـ انتقادی تلفیق یافته و اهمیتی خاص پیدا کرده است، در این مدرسه برآنیم تا با ترکیبی از آموزشهای نظری و کارگاهی، مخاطبان دوره را با کاربست نقد فرم و نحوهٔ تعامل آن با دیگر روشها در مطالعهٔ اسلام آغازین آشنا کنیم.
-امکان تعامل حضوری با پژوهشگران برجستهٔ مطالعات اسلامی داخلی و خارجی
- اقامت رایگان برای شرکتکنندگان
- تسهیلات مالی و کمک هزینه ثبتنام برای تعداد محدودی از متقاضیان
https://inekas.org/madar1404
اگر پرسشی دارید که در بخش «پرسشهای متداول» سایت پاسخ داده نشده است، میتوانید به @Inekas_admin پیغام دهید.
#رویداد_انعکاس
@Inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍28
💎 وقایعنامۀ مارونی ۷۱۳ میلادی (the Maronite Chronicle of 713)؛ کشف منبعی جدید دربارۀ اسلام آغازین
در سال ۲۰۲۴ متنی ناشناخته در مجموعۀ نسخههای خطی صومعۀ سنت کاترین در شبهجزیرهٔ سینا شناسایی شد که با نام وقایعنامۀ مارونی ۷۱۳ شناخته میشود. هرچند نسخۀ موجود در واقع ترجمهای عربی از یک متن گمشدۀ سریانی و متعلق به قرن ۵-۶ هجری است، اما اصل سریانی آن به حدود سال ۷۱۲–۷۱۳ میلادی / ۹۳-۹۴ هجری قمری بازمیگردد و از کهنترین گزارشهای غیراسلامی دربارۀ سدۀ نخست هجری به شمار میرود. این سالشمار در واقع متضمن یکی از متقدمترین اشارهها در منابع غیراسلامی به فتوحات اولیۀ، اختلافات داخلی مسلمانان و البته، مسئلۀ جمع و تدوین قرآن در زمان خلیفۀ سوم است.
🔵 مطالعهٔ نسخۀ خطی وقایعنامه
(شروع بخش وقایعنامه: f.85v — شروع بخش مرتبط با تاریخ اسلام: f.148r — تا f.155v)
⬇️ بخش مرتبط با تاریخ صدر اسلام از وقایعنامۀ مارونی ۷۱۳
🔵 آغاز فتوحات
بر اساس این وقایعنامۀ، پس از درگذشت پیامبر اسلام، ابوبکر رهبری را برعهده گرفت و سپاه مسلمانان را به جبهۀ مصر، شام و فلسطین، ایران و شرق جزیرةالعرب گسیل کرد؛ گزارشی که با منابع شرقی دیگر مانند آثار تئوفانس اعترافشنو (نیمۀ دوم سدۀ هشتم) و میخائیل سریانی (سدۀ دوازدهم) همخوانی دارد. این وقایعنامۀ همچنین به نبردهای جنوب فلسطین در سال ۱۲ ه.ق (از جمله نبرد داثن) اشاره میکند و چارچوب زمانی دقیقی از حوادث سالهای ۱۱-۱۲ ه.ق ارائه میدهد. نیز، در بخشهایی از این وقایعنامه به خشونت اعراب، اسیرگیری در فتوحات ایران، بیتالمقدس و قلمرو بیزانس، و گرفتن جزیه از ایرانیان پرداخته شده است.
🔵 پیامبر اسلام و تدوین قرآن
این وقایعنامۀ اشاره میکند که محمد ده سال رهبری اعراب را برعهده داشت و کتاب خود را برای آنان نسخهبرداری کرد؛ همچنانکه تصریح میکند عثمانبنعفان -که از کاتبان پیامبر معرفی شده- کتاب را برای اعراب گردآوری و تدوین کرد و دستور داد تنها همین نسخۀ رسمی مبنا قرار گرفته و دیگر نسخهها سوزانده شود. جنبهای از اهمیت این سالشمار در همین نکته نهفته است: در اینجا برای نخستینبار، گزارش سنتی از جمع و تدوین قرآن در زمان خلیفۀ سوم توسط یک منبع غیراسلامی گواهی میشود (تصویر دوم و سوم):
مسئلۀ جالبتوجه دیگر اشارۀ متن به این نکته است که اعراب غربی جملگی مطیع عثمان بودند، در حالی که گروهی از اعراب شرقی با او مخالفت میکردهاند. نیز، این وقایعنامه از «الحروریین» («خوارج» در منابع اسلامی) در مقام گروهی که همواره با عثمان مخالف بودهاند یاد میکند. در ادامه، این متن به درگیری میان اعراب غربی بهرهبری معاویه و اعراب شرقی بهرهبری علیبنأبیطالب بر سر ماجرای قتل عثمان اشاره کرده و وقوع جنگ صفین را گزارش میکند. با اینحال، بخش مربوط به شرح جنگ صفین در نسخۀ موجود از بین رفته است.
🔵 دوران معاویه و پس از آن
این متن سپس به جنگهای معاویه با بیزانسیان میپردازد و پس از اشارهای مختصر به کسانی چون یزید و مروان، گزارشی از تثبیت قدرت عبدالملکبنمروان و تحولات سیاسی دوران او ارائه میکند.
⬇️ متن عربی وقایعنامه و تصحیح برخی از خطاهای آن
🔵 اطلاعات بیشتر درباره این نسخه و ماجرای کشف آن در مقالۀ آدریان سی. پیرتئا و اینجا و اینجا
(معرفی به کوشش: محمدحسین شیرعلی)
🔵 @inekas
در سال ۲۰۲۴ متنی ناشناخته در مجموعۀ نسخههای خطی صومعۀ سنت کاترین در شبهجزیرهٔ سینا شناسایی شد که با نام وقایعنامۀ مارونی ۷۱۳ شناخته میشود. هرچند نسخۀ موجود در واقع ترجمهای عربی از یک متن گمشدۀ سریانی و متعلق به قرن ۵-۶ هجری است، اما اصل سریانی آن به حدود سال ۷۱۲–۷۱۳ میلادی / ۹۳-۹۴ هجری قمری بازمیگردد و از کهنترین گزارشهای غیراسلامی دربارۀ سدۀ نخست هجری به شمار میرود. این سالشمار در واقع متضمن یکی از متقدمترین اشارهها در منابع غیراسلامی به فتوحات اولیۀ، اختلافات داخلی مسلمانان و البته، مسئلۀ جمع و تدوین قرآن در زمان خلیفۀ سوم است.
(شروع بخش وقایعنامه: f.85v — شروع بخش مرتبط با تاریخ اسلام: f.148r — تا f.155v)
بر اساس این وقایعنامۀ، پس از درگذشت پیامبر اسلام، ابوبکر رهبری را برعهده گرفت و سپاه مسلمانان را به جبهۀ مصر، شام و فلسطین، ایران و شرق جزیرةالعرب گسیل کرد؛ گزارشی که با منابع شرقی دیگر مانند آثار تئوفانس اعترافشنو (نیمۀ دوم سدۀ هشتم) و میخائیل سریانی (سدۀ دوازدهم) همخوانی دارد. این وقایعنامۀ همچنین به نبردهای جنوب فلسطین در سال ۱۲ ه.ق (از جمله نبرد داثن) اشاره میکند و چارچوب زمانی دقیقی از حوادث سالهای ۱۱-۱۲ ه.ق ارائه میدهد. نیز، در بخشهایی از این وقایعنامه به خشونت اعراب، اسیرگیری در فتوحات ایران، بیتالمقدس و قلمرو بیزانس، و گرفتن جزیه از ایرانیان پرداخته شده است.
این وقایعنامۀ اشاره میکند که محمد ده سال رهبری اعراب را برعهده داشت و کتاب خود را برای آنان نسخهبرداری کرد؛ همچنانکه تصریح میکند عثمانبنعفان -که از کاتبان پیامبر معرفی شده- کتاب را برای اعراب گردآوری و تدوین کرد و دستور داد تنها همین نسخۀ رسمی مبنا قرار گرفته و دیگر نسخهها سوزانده شود. جنبهای از اهمیت این سالشمار در همین نکته نهفته است: در اینجا برای نخستینبار، گزارش سنتی از جمع و تدوین قرآن در زمان خلیفۀ سوم توسط یک منبع غیراسلامی گواهی میشود (تصویر دوم و سوم):
"... ومحمد... نسخ لهم کتابه القرآن [....] وکانوا یقولون عن عثمن هذا أنه ممن کتب محمد ریاستهم وبایعهم، وجمع وکتب لهم کتاباً وأرسله إلی جمیع عساکره، ووصّاهم أن یتمسلوا به فقط، وأن یحرقوا کلما في أیدیهم غیره."
مسئلۀ جالبتوجه دیگر اشارۀ متن به این نکته است که اعراب غربی جملگی مطیع عثمان بودند، در حالی که گروهی از اعراب شرقی با او مخالفت میکردهاند. نیز، این وقایعنامه از «الحروریین» («خوارج» در منابع اسلامی) در مقام گروهی که همواره با عثمان مخالف بودهاند یاد میکند. در ادامه، این متن به درگیری میان اعراب غربی بهرهبری معاویه و اعراب شرقی بهرهبری علیبنأبیطالب بر سر ماجرای قتل عثمان اشاره کرده و وقوع جنگ صفین را گزارش میکند. با اینحال، بخش مربوط به شرح جنگ صفین در نسخۀ موجود از بین رفته است.
این متن سپس به جنگهای معاویه با بیزانسیان میپردازد و پس از اشارهای مختصر به کسانی چون یزید و مروان، گزارشی از تثبیت قدرت عبدالملکبنمروان و تحولات سیاسی دوران او ارائه میکند.
(معرفی به کوشش: محمدحسین شیرعلی)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍36