مروارید - Pearl
او و دوستانش - he and his friends
از ته قلبش صداش زد یکی یهو،
کی گفته تو بیکس و کاری؟
کی گفته تو بیکس و کاری؟
انسان زاده شدن تجسّدِ وظیفه بود:
توانِ دوستداشتن و دوستداشتهشدن
توانِ شنفتن
توانِ دیدن و گفتن
توانِ اندُهگین و شادمانشدن
توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدای جان
توانِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شُکوهناکِ فروتنی
توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت
و توانِ غمناکِ تحملِ تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی عریان
شاملو
توانِ دوستداشتن و دوستداشتهشدن
توانِ شنفتن
توانِ دیدن و گفتن
توانِ اندُهگین و شادمانشدن
توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدای جان
توانِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شُکوهناکِ فروتنی
توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت
و توانِ غمناکِ تحملِ تنهایی
تنهایی
تنهایی
تنهایی عریان
شاملو
گروه تشنگان در پچپچ افتادند:
«آیا این، همان ابرست کاندر پی هزاران روشنی دارد؟»
و آن پیر دروگر گفت با لبخند زهرآگین:
«فضا را تیره میدارد،
ولی هرگز نمیبارد!»
مهدی خوان ثالث
«آیا این، همان ابرست کاندر پی هزاران روشنی دارد؟»
و آن پیر دروگر گفت با لبخند زهرآگین:
«فضا را تیره میدارد،
ولی هرگز نمیبارد!»
مهدی خوان ثالث
🕊2
یه وقتایی باید به خودمون افتخار کنیم که برای پذیرفته شدن توی خونواده یا جامعه دست به کارایی که دوست نداشتیم نزدیم.
🕊2