قبول داری سربازی حروم کردن دوسال عمر پسراست؟یعنی دوسال با کُما زندگی کردن،دوسال سختی کشیدن،دوسال فشار روحی سخت،تا به حال دقت کردی گفتن برو سربازی تا مرد شی؟ منظورشون اون مرد شدن که سختی بکشی نیست نه چون الان اونقدر روزمرگی روی آدم فشار میاره که ناخداگاه جون سر سخت میشه! حالا تو فکر کن بری خدمت و برگردی جدا ازین که مثل اصحاب کهف میشی اون افسردگی ای که داشتی چند برابر میشه؛اما پسری که سربازی رو برای دوری از آدما انتخاب میکنه؛ برای جدایی از مشکلات زندگی برای دوسال تنهایی؛ ببین اون چقدر بهش فشار اومده که این انتخابو کرده:)
وسط دعوا خندم میگیره تو مراسم ختم خندم میگیره موقع دروغ گفتن خندم میگیره موقع دلداری دادن خندم میگیره تو جلسه خندم میگیره تو بدبختی خندم میگیره، کاش بمیرم
بعضی وقتا یه هزینههای مزخرف و بیخودی میکنم یکی ندونه فکر میکنه یا واقعا پول دارم یا شوگرددی دارم
"وقتی دوستم داشت زندگی سادهتر بود، تهِ تمومِ اتفاقاتِ جنجالیِ روزمره میگفتم "بجاش اون دوسَم داره" وقتی با کسی بحثم میشد بهش زنگ میزدم و بیمقدمه میگفتم "دوسم داری نه؟" جوابِ مثبت که میداد پرواز میکردم رو ابرای پنبه ای و لبخند میزدم، همه تعجب میکردن از این تغییر ناگهانیم، از اینکه تو اوج عصبانیت مثلِ آتشفشان فروکش میکردم و آروم میشدم بی اونکه کسی رو بسوزونم...
خوابِ بد که میدیدم نصف شب گوشی رو برمیداشتم و براش مینوشتم "صبح بیدار شدی بهم بگو دوسم داری" یه وقتا میخندید میگفت یعنی دوست داشتنِ من اینقدر مهمه برات؟ خبر نداشت بیشتر از این حرفا مهم بود برام، اونقدری که وقتی تب میکردم و مریض میشدم تو دلم میگفتم بجاش اون دوسم داره، دوست داشتنش به زندگی امیدوارم میکرد اصلا چیزی رونمیدیدم وقتی دوسم داشت، منم داشتما اصلا اینکه میدونستم کسی که دوسش دارم دوسم داره قسمت خوبِ ماجرا بود....
حالا ولی سخت شده زندگی، نمیگذره دیگه، هر اتفاقی که میوفته مثل بچه ای که مادرشو وسط شلوغی گم کرده میدوم دنبالش اما نیست، نیست شده دوست داشتنش ...."
خوابِ بد که میدیدم نصف شب گوشی رو برمیداشتم و براش مینوشتم "صبح بیدار شدی بهم بگو دوسم داری" یه وقتا میخندید میگفت یعنی دوست داشتنِ من اینقدر مهمه برات؟ خبر نداشت بیشتر از این حرفا مهم بود برام، اونقدری که وقتی تب میکردم و مریض میشدم تو دلم میگفتم بجاش اون دوسم داره، دوست داشتنش به زندگی امیدوارم میکرد اصلا چیزی رونمیدیدم وقتی دوسم داشت، منم داشتما اصلا اینکه میدونستم کسی که دوسش دارم دوسم داره قسمت خوبِ ماجرا بود....
حالا ولی سخت شده زندگی، نمیگذره دیگه، هر اتفاقی که میوفته مثل بچه ای که مادرشو وسط شلوغی گم کرده میدوم دنبالش اما نیست، نیست شده دوست داشتنش ...."
«ازت نمیخوام از رفتنش خوشحال باشی، فقط میخوام صفحه رو ورق بزنی و بگذری ازش و به خوندن ادامه بدی و بذاری داستان بعدی شروع بشه؛ و هروقت کسی از تو دربارهاش پرسید میتونی یکی از آهنگ هایی که خیلی دوست داشت رو براش بذاری.»
اینکه یه زمانی مهم بودیـن دلیل نمیشه همیشه مهـم بمونین،
من آدمـی رو میشنـاختم که برایِ دیدنِش کلی ذوق و شوق داشتم ولی الان که میبیـنمش مسیرمو عوض میکـنم!
مراقب زمانِ از دست رفته و جایگاهتون باشید...
من آدمـی رو میشنـاختم که برایِ دیدنِش کلی ذوق و شوق داشتم ولی الان که میبیـنمش مسیرمو عوض میکـنم!
مراقب زمانِ از دست رفته و جایگاهتون باشید...
واقعا دوستپسر نداشتن بعضی وقتا سخته.
فکر کن عکس خوشگل از خودت میگیری کسی قربون صدقهت نمیره.
میری لیزر میای کسی نیست عکس دست و پای خط خطی سفید براش بفرستی.
نود هم که همینطور. غر هم بزنی دیگه کسی دوستت نداره. چرت و پرت بیربط بگی باز کسی دوستت نداره.
بوس و نوازش، پریود نرم، همهشون کنسل میشه :((
فکر کن عکس خوشگل از خودت میگیری کسی قربون صدقهت نمیره.
میری لیزر میای کسی نیست عکس دست و پای خط خطی سفید براش بفرستی.
نود هم که همینطور. غر هم بزنی دیگه کسی دوستت نداره. چرت و پرت بیربط بگی باز کسی دوستت نداره.
بوس و نوازش، پریود نرم، همهشون کنسل میشه :((
پشت این ابرا یك چشمهست، جوشان مثل گریهست. رگبارِ بیامان چون این گونهها تشنهست.