𝒊𝒎𝒐𝒓𝒊𝒚𝒂
473 subscribers
465 photos
185 videos
13 links
«میانِ استخوان‌های‌‌خورد شده‌ایم اما؛
امید تَقلا میکند برای روییدن...»
Download Telegram
هرشب عمرم به یادت اشک میریزم عزیز!
بعد حافظ خوانی شب های یلدا بیشتر...
زندگی تلخ است از وقتی تو رفتی تلخ تر..
«پارسال این موقع همه چیز فرق داشت
و حالا که به عقب نگاه می‌کنم
میفهمم یه سال می‌تونه خیلی چیزا رو عوض کنه..!»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیا بخوابم
قول میدهم چیزی نخواهم گفت؛ حتی گلایه هم نه
فقط بگذار ببینمت، بی صدا، مثل همیشه که رفتی.
«بارها قلبم شکست تا توانستم بپذیرم
تو آن آدمی که خیال می‌کردم نیستی.»
Forwarded from وَهم (Moayeri)
از اشک‌هایم تو را می‌شناسند .
«‏بعضی‌ها اینجوری‌اند، وقتی که یک نیش می‌خورند، فکر می‌کنند اگر دیگران هم نیش بخورند، درد آنها کمتر می‌شود...»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بغض در گلویم از من جدا نمی‌شود..
حسرت نبودت مرا سوزاند عزیزم..؛
-در چشم های من،
دقیق تر نگاه کن!
جز تو
هیچ چیزی در آن نیست.
Forwarded from وَهم (Moayeri)
داغ تو بر دلم نشست ؛ بی آنکه مجال وداعی باشد
رفتی و تمام جهانم خاموش شد ...
دستانت را اندکی به من امانت بده؛
می‌خواهم با آن‌ها گره از بافته‌های اندوهم بگشایم.
«من بدی نکردم، حتی وقتی درد
اجازه می‌داد شرافتم اجازه نداد.»
من از همه گذشتم، اما هنوز وقتی
شب می‌شود، دلم از خاطره‌‌ی "تو" نمی‌گذرد..
14.12.1403