«با همان چیزی به گِل نشستی که گمان میکردی تورا به دریا میرساند. قایقِ بیآب، گور انفرادی انتظار است...»
«مرا ببخش که آرزوهای زیبا و بزرگم را در تو تصور کردم؛
تو به اندازهی آنها نبودی…»
تو به اندازهی آنها نبودی…»
بی تو، یک وطنِ متروکم؛
سرزمینی که پرندهایش سال هاست کوچ کرده اند و پنجره هایش تا ابد رو به هیچ بازند.
سرزمینی که پرندهایش سال هاست کوچ کرده اند و پنجره هایش تا ابد رو به هیچ بازند.
- غروب که بارون میومد ..
رفتم تو کنج خاطرات
دیدم یواشکی عکساتو.
عکسای توی مهمونی
اون سلفی توی حیاط
خیره شدم به خنده هات!
رفتم تو کنج خاطرات
دیدم یواشکی عکساتو.
«چقد دلم تنگ شد برات»
عکسای توی مهمونی
اون سلفی توی حیاط
خیره شدم به خنده هات!
« چقد دلم تنگ شد برات »
در این شب بی چراغ، انسان تنها با نامِ عزیزانش زنده میماند؛تقدیر بی احتیاط است و جهان با عزیزانِ من مهربان نبوده.
«می خواهند ما در افسردگی غرق باشیم؛ آدم افسرده از زندگی چیزی نمی خواهد ، مطالبه ای ندارد و حتی شاید توقف زندگی اش را حس نکند.
به قول کامو:
تمام تلاش آنها نا امید کردن آدم از «بودن» است...»
به قول کامو:
تمام تلاش آنها نا امید کردن آدم از «بودن» است...»
هرشب عمرم به یادت اشک میریزم عزیز!
بعد حافظ خوانی شب های یلدا بیشتر...
زندگی تلخ است از وقتی تو رفتی تلخ تر..
بعد حافظ خوانی شب های یلدا بیشتر...
زندگی تلخ است از وقتی تو رفتی تلخ تر..
«پارسال این موقع همه چیز فرق داشت
و حالا که به عقب نگاه میکنم
میفهمم یه سال میتونه خیلی چیزا رو عوض کنه..!»
و حالا که به عقب نگاه میکنم
میفهمم یه سال میتونه خیلی چیزا رو عوض کنه..!»