https://t.me/HarfChatBot?start=d85540f19445
از این چت ناشناس باحالا درست کردم.
از این چت ناشناس باحالا درست کردم.
از کانال یکی لفت دادم، متقابلا ادمین اون کانال هم لفت داد.
فکرکنم بنده خدا تا الان توی رودربایستی اینجا مونده بود.
من از رفتن شما با خوشحالی استقبال میکنم. باشد که دیگه هیچجا مجبور به موندن نباشی.
فکرکنم بنده خدا تا الان توی رودربایستی اینجا مونده بود.
من از رفتن شما با خوشحالی استقبال میکنم. باشد که دیگه هیچجا مجبور به موندن نباشی.
Ingleside
یه حرکت عجیبی که این مدت میزنم و برای خودمم جالبه اینه که هروقت کارم گره میخوره و نمیدونم چیکار کنم ۲۱صلوات نذر میکنم که دوستم بفرسته اگر گره مشکلم باز بشه. چرا دوستم بفرسته نذر منو؟ آفرین چون من هیچ اعتقادی به دین ندارم. اگه اعتقادی ندارم چرا انجامش میدم؟…
قضیه این نذر رو حالا میتونم تعریف کنم.
چندوقت قبل دوستم از یکی خوشش امد و ما هم توی شوخیهای دخترونه قرار گذاشتیم اگر امد خاستگاری ۲۱صلوات از طرف من بفرسته.
حالا دو روز از ازدواج دوستم میگذره. براش خوشحالم. امیدوارم درکنار هم و باهم زندگی رو برای هم بسازن.
چندوقت قبل دوستم از یکی خوشش امد و ما هم توی شوخیهای دخترونه قرار گذاشتیم اگر امد خاستگاری ۲۱صلوات از طرف من بفرسته.
حالا دو روز از ازدواج دوستم میگذره. براش خوشحالم. امیدوارم درکنار هم و باهم زندگی رو برای هم بسازن.
Ingleside
Sina Sarlak @RozMusic.com – Che Konam
هربار این مسیر رو پیاده روی میکنم، ناخداگاه پلیلیستم به این موزیک میرسه.
گفت:" آتش گفت: میدونی زندگی چیه؟ وقتی یه عالمه برنامهریزی میکنی برای خودت، اون اتفاقی که همه این برنامه رو خراب میکنه، اون زندگیه."
به تاریخ نگاه میکنم و چشمهام رو با درد میبندم.
این مدت حرفها و دعواها و بحثهای زیادی راجع به اون دو شب شنیدم و خوندم.
برای تکبهتک چیزهایی که خوندم با تاسف سرتکون دادم و برای تمام چیزهایی که شنیدم با تاسف نفس کشیدم.
عبور زمان از رنج و خشم و نفرتام کم نمیکنه و هر روزی که میگذره، هر واکنش و هر حرفی که میشنوم و میبینم، باعث خشمگینتر شدنم میشه.
دکتر میگه کار چندانی از دستِ ما بر نمیاد جز صبر و حفظ غم و ارزش دادن به آرمانها.
پینوشت: البته ما منظور من و دکتریم نه اجتماع.
پینوشت۲: حالتون چطوره؟ امیدوارم لبخند بزنید و از پاییز لذت ببرید.
این مدت حرفها و دعواها و بحثهای زیادی راجع به اون دو شب شنیدم و خوندم.
برای تکبهتک چیزهایی که خوندم با تاسف سرتکون دادم و برای تمام چیزهایی که شنیدم با تاسف نفس کشیدم.
عبور زمان از رنج و خشم و نفرتام کم نمیکنه و هر روزی که میگذره، هر واکنش و هر حرفی که میشنوم و میبینم، باعث خشمگینتر شدنم میشه.
دکتر میگه کار چندانی از دستِ ما بر نمیاد جز صبر و حفظ غم و ارزش دادن به آرمانها.
پینوشت: البته ما منظور من و دکتریم نه اجتماع.
پینوشت۲: حالتون چطوره؟ امیدوارم لبخند بزنید و از پاییز لذت ببرید.
Ingleside
حافظ به خود نپوشید این خرقهٔ مِیآلود ای شیخِ پاکدامن معذور دار ما را به مناسبت بزرگداشت حافظ
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
به مناسبت بزرگداشت حافظ
Ingleside
یکی رو پیدا کردم که خودِ منه. خودِ من در جهان و سبک زندگی دیگه. عمیقا باهاش احساس نزدیکی کردم. عمیقا درکش کردم. کلمه به کلمه حرفهاش رو فهمیدم. حتی به طرز عجیبی میتونستم تصور کنم موقع تایپ اون جملات و گفتنش احتمالا صورتش چه حالتی شده. خوشحالم. برای آشنایی…
چندوقت پیش مهاجرت کرد و از ایران رفت.
براش هم خوشحالم و هم عمیقا غمگین.
براش هم خوشحالم و هم عمیقا غمگین.
Forwarded from قاصدِ روزهایِ ابری..
داروگ،
از این روزها و این حوالی برایت مینویسم.
پاییز در حال گذر است و شال گردن سبز برای زمستان در حال بافته شدن؛ با این حال، بعید میدانم چیزی بتواند حریف سرمای زمستانی که در پیش است، بشود.
بعید میدانم، چون قلبی که یخ بزند، هیچ لباسی توان گرم کردنش را ندارد.
زمستان سختی در پیش است، داروگ؛ زمستانی پر از جای خالی...
اما تو افسرده و ناامید نشو و مژده باران بده، امید آنکه باران بتواند اندکی از انبوهِ غم درون سینهها را کاهش دهد.
از این روزها و این حوالی برایت مینویسم.
پاییز در حال گذر است و شال گردن سبز برای زمستان در حال بافته شدن؛ با این حال، بعید میدانم چیزی بتواند حریف سرمای زمستانی که در پیش است، بشود.
بعید میدانم، چون قلبی که یخ بزند، هیچ لباسی توان گرم کردنش را ندارد.
زمستان سختی در پیش است، داروگ؛ زمستانی پر از جای خالی...
اما تو افسرده و ناامید نشو و مژده باران بده، امید آنکه باران بتواند اندکی از انبوهِ غم درون سینهها را کاهش دهد.
قاصدِ روزهایِ ابری..
داروگ، از این روزها و این حوالی برایت مینویسم. پاییز در حال گذر است و شال گردن سبز برای زمستان در حال بافته شدن؛ با این حال، بعید میدانم چیزی بتواند حریف سرمای زمستانی که در پیش است، بشود. بعید میدانم، چون قلبی که یخ بزند، هیچ لباسی توان گرم کردنش را ندارد.…
سخن از دل ما میگویی.
پینوشت: البته که شالگردن درحال بافتن من بنفشه.
پینوشت: البته که شالگردن درحال بافتن من بنفشه.
Ingleside
Photo
سریال زیبای عزیزم.
تجربهی تماشا کردن تو زیباترین اتفاق این روزهای من بوده.
از تموم شدنت بیاندازه ناراحتم.
به قول پوراندخت خانم، بالا امدیم دوغ بود، پایین امدیم ماست بود قصهی ما راست بود.
پینوشت: سریال زیبای "همه بچههای من".
تجربهی تماشا کردن تو زیباترین اتفاق این روزهای من بوده.
از تموم شدنت بیاندازه ناراحتم.
به قول پوراندخت خانم، بالا امدیم دوغ بود، پایین امدیم ماست بود قصهی ما راست بود.
پینوشت: سریال زیبای "همه بچههای من".