@ideology
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشتهی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنهی شناسنامههایشان
درد میکند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظههای سادهی سرودنم
درد میکند
انحنای روح من
شانههای خستهی غرور من
تکیهگاه بیپناهی دلم شکسته است
کتف گریههای بیبهانهام
بازوان حس شاعرانهام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنهی لجوج
اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچهی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد میزند ورق
شعر تازهی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف میزنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
قیصر امینپور
@ideology
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشتهی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنهی شناسنامههایشان
درد میکند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظههای سادهی سرودنم
درد میکند
انحنای روح من
شانههای خستهی غرور من
تکیهگاه بیپناهی دلم شکسته است
کتف گریههای بیبهانهام
بازوان حس شاعرانهام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنهی لجوج
اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچهی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد میزند ورق
شعر تازهی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف میزنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
قیصر امینپور
@ideology
@ideology
زندانبان به يوسف گفت: من، تو را دوست دارم.
يوسف گفت: هر بلايى به من رسيده، از دوست داشتن است؛ خالهام دوست ام داشت، مرا دزديد.
پدرم مرا دوست داشت، برادرانم به من حسادت ورزيدند.
همسر عزيز مصر، مرا دوست داشت، به زندان ام انداخت...
#حكمتنامه_جوان
#محمدی_ریشهری
@ideology
زندانبان به يوسف گفت: من، تو را دوست دارم.
يوسف گفت: هر بلايى به من رسيده، از دوست داشتن است؛ خالهام دوست ام داشت، مرا دزديد.
پدرم مرا دوست داشت، برادرانم به من حسادت ورزيدند.
همسر عزيز مصر، مرا دوست داشت، به زندان ام انداخت...
#حكمتنامه_جوان
#محمدی_ریشهری
@ideology
@ideology
کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : کارگران مشغولند،کار احداث ضریح
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع : چند روزی مانده به اتمام ضریح
کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : مهدی فاطمه آید، به تماشای ضریح
کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : عید امسال، نماز، صحن بقیع
کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : فلش راهنما ،مرقد زهرای شفیع
@ideology
کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : کارگران مشغولند،کار احداث ضریح
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع : چند روزی مانده به اتمام ضریح
کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : مهدی فاطمه آید، به تماشای ضریح
کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : عید امسال، نماز، صحن بقیع
کاش روزی بنویسند به دیواربقیع : فلش راهنما ،مرقد زهرای شفیع
@ideology
@ideology
زن جوانی در جاده رانندگی می کرد برف کنار جاده نشسته بود و هوا سرد بود. ناگهان لاستیک ماشین پنچر شد و زن ناچار شد از ماشین پیاده شود تا از رانندگان دیگر کمک بگیرد.
حدود ﭼﻬﻞ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺍﻱ ﻣﻲ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ .
ﺯﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﮐﻤﮏ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ .
ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻫﺎ ﻳﮑﻲ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺭﺩ ﻣﻲ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻣﻲ ﺍﺻﻼ ﺗﻮﻱ ﺑﺮﻑﻫﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﻤﻲ ﺷﺪ .
ﺑﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﻳﺶ ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺑﺮﻑﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ .
ﺷﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺩﻭﺭ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﭘﻴﭽﻴﺪ ﻭ ﮐﻼﻩ ﭘﺸﻤﻲﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺭﻭﻱ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﻳﺶ ﮐﺸﻴﺪ .
بالاخره ﻳﮏ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ .
ﺯﻥ ، ﮐﻤﻲ ﺗﺮﺳﻴﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﺵﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﺸﮑﻠﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﻴﺪ .
ﺯﻥ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ، ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﮐﺴﻲ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺍﻭ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺮﻣﺎﻱ ﺁﺯﺍﺭ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺍﻭ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﺯﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻤﺎﻧﺪ .
ﺍﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﺸﮑﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی کمکش ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺗﻖ ﺗﻖ ﺑﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺯﺩ و اشاره کرد که لاستیک درست شد.
ﺯﻥ ﭘﻮﻟﻲ ﭼﻨﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭘﻮﻝ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺭﺍ ، ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﻴﻦﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﻭﻱ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﺮﺩ ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﮔﺮﻓﺖ.
ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ، ﺑﺎ ﺍﺩﺏ ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ :
" ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ، ﺳﻌﻲ ﮐﻨﻴﺪ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﮐﺴﻲ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ . "
ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﻲ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻃﺮﻑﺍﻭﻟﻴﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ .
ﺍﺯ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻏﺬﺍﻱ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻳﮑﻲ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﺧﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻲ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ گارسونی ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﻪ ﻣﻴﻞ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺯﻥ ، ﻏﺬﺍﻳﻲ 80 ﺩﻻﺭﻱ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ ، ﻳﮏ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺻﺪ ﺩﻻﺭﻱ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺍﺩ .
ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ باقی مانده ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪ .
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺧﺒﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻧﺒﻮﺩ . ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ، ﺭﻭﻱ ﻳﮏ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺘﻲ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﺪ .
ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .
ﺩﺭ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﻱ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺩﻻﺭ ﺯﻳﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﻱ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺸﻮﺩ .
ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ : " ﺳﻌﻲ ﮐﻦﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺮﻱ ﻧﺒﺎﺷﻲ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ . "
ﺷﺐ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﭘﻮﻝ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺁﻫﻲ ﺩﺭ ﺑﺴﺎﻁ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ .
ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ : ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻱ ﺯﻧﻲ ﺑﺎ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻡ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﮐﺎﻓﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ .
ﻗﻄﺮﻩ ﻱ ﺍﺷﮑﻲ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﻓﺮﻭ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺯﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﯼ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﺳﺘﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ...
@ideology
زن جوانی در جاده رانندگی می کرد برف کنار جاده نشسته بود و هوا سرد بود. ناگهان لاستیک ماشین پنچر شد و زن ناچار شد از ماشین پیاده شود تا از رانندگان دیگر کمک بگیرد.
حدود ﭼﻬﻞ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺍﻱ ﻣﻲ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﻮﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ .
ﺯﻥ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﮐﻤﮏ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ .
ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻫﺎ ﻳﮑﻲ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺭﺩ ﻣﻲ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻣﻲ ﺍﺻﻼ ﺗﻮﻱ ﺑﺮﻑﻫﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﻧﻤﻲ ﺷﺪ .
ﺑﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﻳﺶ ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺑﺮﻑﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ .
ﺷﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺩﻭﺭ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﭘﻴﭽﻴﺪ ﻭ ﮐﻼﻩ ﭘﺸﻤﻲﺍﺵ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺭﻭﻱ ﮔﻮﺵ ﻫﺎﻳﺶ ﮐﺸﻴﺪ .
بالاخره ﻳﮏ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ .
ﺯﻥ ، ﮐﻤﻲ ﺗﺮﺳﻴﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﺵﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﺸﮑﻠﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﻴﺪ .
ﺯﻥ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﻴﻨﺶ ، ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﮐﺴﻲ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺍﻭ ﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺮﻣﺎﻱ ﺁﺯﺍﺭ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺍﻭ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﺯﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﻤﺎﻧﺪ .
ﺍﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﺸﮑﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی کمکش ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺗﻖ ﺗﻖ ﺑﻪ ﺷﻴﺸﻪ ﺯﺩ و اشاره کرد که لاستیک درست شد.
ﺯﻥ ﭘﻮﻟﻲ ﭼﻨﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭘﻮﻝ ﭘﻨﭽﺮﮔﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺭﺍ ، ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﻴﻦﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﻭﻱ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﺮﺩ ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﮔﺮﻓﺖ.
ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ، ﺑﺎ ﺍﺩﺏ ، ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ :
" ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ، ﺳﻌﻲ ﮐﻨﻴﺪ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﮐﺴﻲ ﻧﺒﺎﺷﻴﺪ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ . "
ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﻲ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻃﺮﻑﺍﻭﻟﻴﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ .
ﺍﺯ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻏﺬﺍﻱ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻳﮑﻲ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﺧﺮ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻲ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ گارسونی ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﻪ ﻣﻴﻞ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺯﻥ ، ﻏﺬﺍﻳﻲ 80 ﺩﻻﺭﻱ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﺩ ، ﻳﮏ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺻﺪ ﺩﻻﺭﻱ ﺑﻪ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺍﺩ .
ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ باقی مانده ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪ .
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺧﺒﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻥ ﻧﺒﻮﺩ . ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ، ﺭﻭﻱ ﻳﮏ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﺰ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺘﻲ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﺪ .
ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .
ﺩﺭ ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺑﻴﺴﺖ ﺩﻻﺭ ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﻱ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺩﻻﺭ ﺯﻳﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﮐﺎﻏﺬﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﻭﻱ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺸﻮﺩ .
ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ : " ﺳﻌﻲ ﮐﻦﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺮﻱ ﻧﺒﺎﺷﻲ ﮐﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ . "
ﺷﺐ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﭘﻮﻝ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺯﺍﻳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺁﻫﻲ ﺩﺭ ﺑﺴﺎﻁ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ .
ﺯﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ : ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻱ ﺯﻧﻲ ﺑﺎ ﭘﺎﻟﺘﻮﻱ ﮐﺮﻡ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﮐﺎﻓﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ .
ﻗﻄﺮﻩ ﻱ ﺍﺷﮑﻲ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﻓﺮﻭ ﺭﻳﺨﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺯﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﯼ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﺳﺘﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ...
@ideology
@ideology
قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام الله عليها :
يا أبَا الحَسَن، إنّي لأسْتَحي مِنْ إلهي أنْ أكَلِّفَ نَفْسَكَ ما لا تَقْدِرُ عَلَيْهِ ؛
🌸حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها خطاب به همسرشان اميرالمؤمنين علي عليه السلام كردند و اظهار نمودند:
من از خداي خود شرم دارم كه از تو چيزي را در خواست نمايم و تو توان تهيه آن را نداشته باشي.
📚امالي شيخ طوسي، ج ۲، ص ۲۲۸
@ideology
قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام الله عليها :
يا أبَا الحَسَن، إنّي لأسْتَحي مِنْ إلهي أنْ أكَلِّفَ نَفْسَكَ ما لا تَقْدِرُ عَلَيْهِ ؛
🌸حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها خطاب به همسرشان اميرالمؤمنين علي عليه السلام كردند و اظهار نمودند:
من از خداي خود شرم دارم كه از تو چيزي را در خواست نمايم و تو توان تهيه آن را نداشته باشي.
📚امالي شيخ طوسي، ج ۲، ص ۲۲۸
@ideology
@ideology
کاروانی از شهری به حاکم شکایت بردند که :
دو راهزن، کاروان صد نفری ما را غارت کردند!
حاکم با تعجب پرسید:
چگونه صد کس با دو تن برنیامده اند؟!
یکی از آنان در پاسخ گفت:
🔺آن ها دو نفر بودند همراه، ما صد نفر بودیم تنها!
امام علی ( علیه السلام) :
.. و بر شما باد به ارتباط و بذل و بخشش و دوری گزیدن از جدائی و پشت کردن به یکدیگر .
📚نهج البلاغه، نامه .47
@ideology
کاروانی از شهری به حاکم شکایت بردند که :
دو راهزن، کاروان صد نفری ما را غارت کردند!
حاکم با تعجب پرسید:
چگونه صد کس با دو تن برنیامده اند؟!
یکی از آنان در پاسخ گفت:
🔺آن ها دو نفر بودند همراه، ما صد نفر بودیم تنها!
امام علی ( علیه السلام) :
.. و بر شما باد به ارتباط و بذل و بخشش و دوری گزیدن از جدائی و پشت کردن به یکدیگر .
📚نهج البلاغه، نامه .47
@ideology
@ideology
"...در مدینه پیچید که دختر پیامبر میخواهد با مردم سخن بگوید...مردم در مسجد پیامبر و اطراف آن گرد آمدند...فاطمه در میان زنان مؤمن و محترم آل هاشم وارد مسجد شد، فاطمه مانند پیامبر گام بر میداشت و هنگامی که به سخن گفتن آغاز کرد، گویی صدای پیامبر به گوش مردم میرسید...
اگرچه فاطمه نتوانست علی را دوباره تا ستیغ بلند غدیر برآورد، لیکن توانست علی را از قبرِ ساختهٔ سیاست سفیانی و بیزانسی بیرون آورد و در معبر تاریخ قرار دهد...
فاطمه چه گفت ؟ قرآن، علی، عدالت، انسان.
مدینه چه شد؟ سراپا لرزه و استماع.
در آن روزها که علی"علیه السلام" نمیتوانست دست به شمشیر ببرد، فاطمه"سلام الله علیها" از سخن، شمشیری ساخت آتشْبیان و حقْنشان که هم خونی ریخته نشد و هم حقیقت را تا ابد بر لوح زمانها ثبت کرد...
#محمدرضا_حکیمی
#مرام_جاودانه
دفتر نشر فرهنگ اسلامی
ص ۱۰۴.
@ideology
"...در مدینه پیچید که دختر پیامبر میخواهد با مردم سخن بگوید...مردم در مسجد پیامبر و اطراف آن گرد آمدند...فاطمه در میان زنان مؤمن و محترم آل هاشم وارد مسجد شد، فاطمه مانند پیامبر گام بر میداشت و هنگامی که به سخن گفتن آغاز کرد، گویی صدای پیامبر به گوش مردم میرسید...
اگرچه فاطمه نتوانست علی را دوباره تا ستیغ بلند غدیر برآورد، لیکن توانست علی را از قبرِ ساختهٔ سیاست سفیانی و بیزانسی بیرون آورد و در معبر تاریخ قرار دهد...
فاطمه چه گفت ؟ قرآن، علی، عدالت، انسان.
مدینه چه شد؟ سراپا لرزه و استماع.
در آن روزها که علی"علیه السلام" نمیتوانست دست به شمشیر ببرد، فاطمه"سلام الله علیها" از سخن، شمشیری ساخت آتشْبیان و حقْنشان که هم خونی ریخته نشد و هم حقیقت را تا ابد بر لوح زمانها ثبت کرد...
#محمدرضا_حکیمی
#مرام_جاودانه
دفتر نشر فرهنگ اسلامی
ص ۱۰۴.
@ideology
️@ideology
امام علي (عليه السلام) فرمودند:
لِلمُؤمِنِ ثَلاثُ ساعاتٍ: فَساعَةٌ يُناجي فيها رَبَّهُ، وساعَةٌ يَرُمُّ مَعاشَهُ، وساعَةٌ يُخَلّي بَينَ نَفسِهِ وبَينَ لَذَّتِها في ما يَحِلُّ ويَجمُلُ. ولَيسَ لِلعاقِلِ أن يَكونَ شاخِصا إلاّ في ثَلاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعاشٍ، أو خُطوَةٍ في مَعادٍ، أو لَذَّةٍ في غَيرِ مُحَرَّمٍ
مؤمن را سه وقت است:
🌸وقتى كه در آن، با پروردگارش مناجات مى كند
🌸و وقتى كه گذران زندگى اش را سامان مى دهد
🌸و وقتى كه از آن چه حلال و زيبا است، براى خود لذّت برمى گيرد.
و خردمند را سزاوار نيست كه جز در پى سه چيز باشد:
🌸سامان دادن معيشت
🌸گام نهادن براى روز قيامت
🌸يا لذّت برگرفتن از آن چه حرام نيست.
📚تحف العقول: ۲۰۳، الأمالي للطوسي: ۱۴۷ / ۲۴۰
@ideology
امام علي (عليه السلام) فرمودند:
لِلمُؤمِنِ ثَلاثُ ساعاتٍ: فَساعَةٌ يُناجي فيها رَبَّهُ، وساعَةٌ يَرُمُّ مَعاشَهُ، وساعَةٌ يُخَلّي بَينَ نَفسِهِ وبَينَ لَذَّتِها في ما يَحِلُّ ويَجمُلُ. ولَيسَ لِلعاقِلِ أن يَكونَ شاخِصا إلاّ في ثَلاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعاشٍ، أو خُطوَةٍ في مَعادٍ، أو لَذَّةٍ في غَيرِ مُحَرَّمٍ
مؤمن را سه وقت است:
🌸وقتى كه در آن، با پروردگارش مناجات مى كند
🌸و وقتى كه گذران زندگى اش را سامان مى دهد
🌸و وقتى كه از آن چه حلال و زيبا است، براى خود لذّت برمى گيرد.
و خردمند را سزاوار نيست كه جز در پى سه چيز باشد:
🌸سامان دادن معيشت
🌸گام نهادن براى روز قيامت
🌸يا لذّت برگرفتن از آن چه حرام نيست.
📚تحف العقول: ۲۰۳، الأمالي للطوسي: ۱۴۷ / ۲۴۰
@ideology
@ideology
چند ساعت دیگر امروز پارسال میشود
کمی ساده اندکی خنده دار و قدری عادی !
امروز سالهاست میرود وما همیشه چشمانمان پی فرداست .
افسوس ! به فکر پاییز تابستان را و به فکر بهار زمستان را فدا میکنیم .
جشن می گیریم عید می گیریم و دوباره همانی می شویم که بودیم
با اختلاف چند تار موی سپید تر !!
#سیمین_بهبهانی
@ideology
چند ساعت دیگر امروز پارسال میشود
کمی ساده اندکی خنده دار و قدری عادی !
امروز سالهاست میرود وما همیشه چشمانمان پی فرداست .
افسوس ! به فکر پاییز تابستان را و به فکر بهار زمستان را فدا میکنیم .
جشن می گیریم عید می گیریم و دوباره همانی می شویم که بودیم
با اختلاف چند تار موی سپید تر !!
#سیمین_بهبهانی
@ideology
@ideology
️امام علی علیه السلام
خداوند چهار چیز را
در چهار چیز مخفی نموده⇩
🔰رضای خود را در طاعت ها
پس هیچ عبادتی را کم نشمارید شاید همان مورد رضای خدا باشد
🔰 غضبش را در گناهان
پس هیچ گناهی را کوچک نشمارید شاید همان مورد غضب او باشد
🔰استجاب خود را در دعاها
پس هیچ دعایی را اندک مپندارید شاید همان مستجاب باشد
🔰ولی و دوست خود را در میان بندگانش
پس به هیچ بنده ای بی اعتنایی نکنید شاید او ولی خدا باشد و شما نشناسید
در مخزن لایموت دُردانه علیست
در کون و مکان امیر فرزانه علیست
در کعبه ظهور کرد تا بر همه کس
معلوم شودکه صاحب خانه علیست
@ideology
️امام علی علیه السلام
خداوند چهار چیز را
در چهار چیز مخفی نموده⇩
🔰رضای خود را در طاعت ها
پس هیچ عبادتی را کم نشمارید شاید همان مورد رضای خدا باشد
🔰 غضبش را در گناهان
پس هیچ گناهی را کوچک نشمارید شاید همان مورد غضب او باشد
🔰استجاب خود را در دعاها
پس هیچ دعایی را اندک مپندارید شاید همان مستجاب باشد
🔰ولی و دوست خود را در میان بندگانش
پس به هیچ بنده ای بی اعتنایی نکنید شاید او ولی خدا باشد و شما نشناسید
در مخزن لایموت دُردانه علیست
در کون و مکان امیر فرزانه علیست
در کعبه ظهور کرد تا بر همه کس
معلوم شودکه صاحب خانه علیست
@ideology
@ideology
از دو قبیله بر سر چاه آب رسیدند. یکی گفت من زودتر رسیدم دیگری گفت من. بر سر سطلِ آب نزاع کردند و این چنین نزاعِ دو قبیله اوس و خزرَج چهل سال طول کشید!
شق القمر پیامبر این بود که این جماعت را(بعد از ظهور اسلام) به نقطهای رساند که حتی در طول نبرد از سهمیه آب خود میگذشتند و تشنه لب شهید میشدند.....
#پیامبر_قلبها
#حضرت_محمد
@ideology
از دو قبیله بر سر چاه آب رسیدند. یکی گفت من زودتر رسیدم دیگری گفت من. بر سر سطلِ آب نزاع کردند و این چنین نزاعِ دو قبیله اوس و خزرَج چهل سال طول کشید!
شق القمر پیامبر این بود که این جماعت را(بعد از ظهور اسلام) به نقطهای رساند که حتی در طول نبرد از سهمیه آب خود میگذشتند و تشنه لب شهید میشدند.....
#پیامبر_قلبها
#حضرت_محمد
@ideology
@ideology
"رمضان" میسوزاند و "عید فطر" مینوشاند، آن یکی "زهرگناه" و این یکی "عطرلقاء".
مبارکباد آن سوزش و این نوشش.
تماشای رنگین کمان فطر پاداش کسانی است که زیر باران رحمت رمضان
صبورانه و عاشقانه گام برداشتند....
#برای_شما_هم
@ideology
"رمضان" میسوزاند و "عید فطر" مینوشاند، آن یکی "زهرگناه" و این یکی "عطرلقاء".
مبارکباد آن سوزش و این نوشش.
تماشای رنگین کمان فطر پاداش کسانی است که زیر باران رحمت رمضان
صبورانه و عاشقانه گام برداشتند....
#برای_شما_هم
@ideology
@ideology
امیر ِ مومنان (که سلام خدا بر او باد ) درباره ی قلب آدمی که خلقتی بس عجیب و شگفت آور دارد فرموده : "در این کانون تمایلات عاطفی، مجموعه ای از خواهش های حکیمانه و تمایلات (هیجانی) ضدّ آنها گرد آمده است، اگر امیدوار شود تمنّای طمع خوارش می سازد، اگر میل به آز و طمع در ضمیرش جنبش کند خواهش حرص تباهش می نماید، اگر ناامید گردد اندوه و غم او را می کشد، اگر حالت غضب بر وی دست دهد به شدت خشمگین می گردد، اگر خشنود شود خودداری های لازم را فراموش می کند، اگر دچار خوف و هراس شود در جستجوی راه نجات، حیرت زده و مبهوت می گردد، اگر در امنیت و گشایش قرار گیرد غفلت و نادانی آن را از کفش می رباید، اگر به مصیبتی دچار شود بی تابی رسوایش می کند، اگر مالی بدست آورد توانگری به طغیانش وامیدارد، اگر فقر و تهیدستی آزارش دهد گرفتار بلا می شود، اگر گرسنگی بر او فشار آورد ناتوانی، زمین گیرش می کند، اگر در خوردن زیاده روی کند فشار شکمش ناراحتش می سازد،
🍀 پس هر تفریطی در تمایلات، برای بشر زیان آوراست،
و هر افراط و تندروی نیز مایه ی فساد و تباهی است..."
از نهج البلاغه فیض ، ص 1126
امیر ِ مومنان (که سلام خدا بر او باد ) درباره ی قلب آدمی که خلقتی بس عجیب و شگفت آور دارد فرموده : "در این کانون تمایلات عاطفی، مجموعه ای از خواهش های حکیمانه و تمایلات (هیجانی) ضدّ آنها گرد آمده است، اگر امیدوار شود تمنّای طمع خوارش می سازد، اگر میل به آز و طمع در ضمیرش جنبش کند خواهش حرص تباهش می نماید، اگر ناامید گردد اندوه و غم او را می کشد، اگر حالت غضب بر وی دست دهد به شدت خشمگین می گردد، اگر خشنود شود خودداری های لازم را فراموش می کند، اگر دچار خوف و هراس شود در جستجوی راه نجات، حیرت زده و مبهوت می گردد، اگر در امنیت و گشایش قرار گیرد غفلت و نادانی آن را از کفش می رباید، اگر به مصیبتی دچار شود بی تابی رسوایش می کند، اگر مالی بدست آورد توانگری به طغیانش وامیدارد، اگر فقر و تهیدستی آزارش دهد گرفتار بلا می شود، اگر گرسنگی بر او فشار آورد ناتوانی، زمین گیرش می کند، اگر در خوردن زیاده روی کند فشار شکمش ناراحتش می سازد،
🍀 پس هر تفریطی در تمایلات، برای بشر زیان آوراست،
و هر افراط و تندروی نیز مایه ی فساد و تباهی است..."
از نهج البلاغه فیض ، ص 1126
@ideology
قسمتی از دعای عرفه
اللهم اجعلنی اخشاک کانّی اراک (خدایا مرا طوری قرار بده که از تو بترسم گویی تو را در همه حال میبینم)
تفاوت خشیت و خوف : خوف، ترس از عذاب است در صورتی که خشیت ترس از عظمت خداست. خشیت را ترس علمایی نیز گفته اند.
خود را در محضر خدا دیدن پنج اثر دارد:
۱) ترک گناه : اگر انسان خود را در محضر خدا ببیند، هیچ وقت گناه نمیکند. انسانی که در پیش چشم یک کودک از گناه کردن خجالت می کشد اگر خود را در محضر خدا می دید هیچ وقت گناه نمی کرد.
۲) آسانی مصیبت : اگر انسان خدا را همراه خود ببیند، تحمل مصیبت ها برایش آسانتر می شود.
۳) شیرینی عبادت : اگر انسان بداند که خدا حضور دارد، از انجام عبادت و صحبت با خدا لذت می برد.
۴) عدم تفاوت حضور و خلوت : اگر انسان بداند خدا همیشه او را می بیند، رفتار آن در خلوت و جلوت تغییر نخواهد کرد.
۵) آرامش : کسی که برای خود پشتیبانی مانند خدا را می بیند، آرامش پیدا می کند و اضطراب نخواهد داشت. دلیل اصلی طلاق در جامعه ما امروزه، اضطراب می باشد و این اضطراب به خاطر کم رنگ شدن حضور خدا و معنویت در زندگی هاست.
قسمتی از دعای عرفه
اللهم اجعلنی اخشاک کانّی اراک (خدایا مرا طوری قرار بده که از تو بترسم گویی تو را در همه حال میبینم)
تفاوت خشیت و خوف : خوف، ترس از عذاب است در صورتی که خشیت ترس از عظمت خداست. خشیت را ترس علمایی نیز گفته اند.
خود را در محضر خدا دیدن پنج اثر دارد:
۱) ترک گناه : اگر انسان خود را در محضر خدا ببیند، هیچ وقت گناه نمیکند. انسانی که در پیش چشم یک کودک از گناه کردن خجالت می کشد اگر خود را در محضر خدا می دید هیچ وقت گناه نمی کرد.
۲) آسانی مصیبت : اگر انسان خدا را همراه خود ببیند، تحمل مصیبت ها برایش آسانتر می شود.
۳) شیرینی عبادت : اگر انسان بداند که خدا حضور دارد، از انجام عبادت و صحبت با خدا لذت می برد.
۴) عدم تفاوت حضور و خلوت : اگر انسان بداند خدا همیشه او را می بیند، رفتار آن در خلوت و جلوت تغییر نخواهد کرد.
۵) آرامش : کسی که برای خود پشتیبانی مانند خدا را می بیند، آرامش پیدا می کند و اضطراب نخواهد داشت. دلیل اصلی طلاق در جامعه ما امروزه، اضطراب می باشد و این اضطراب به خاطر کم رنگ شدن حضور خدا و معنویت در زندگی هاست.
@ideology
💐آداب عید غدیرخم💐
🌱 عیدغدير آداب و مستحبات بسيارى دارد در اينجا به بخشى از آنها اشاره مى شود:
✅ غسل كردن
🔹غسل کردن در روز عيد غدير مستحب مؤكّد است. و بهتر است در اول روز انجام گيرد.
🔸«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع):... فَإِذَا كَانَ صَبِيحَةُ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَجَبَ الْغُسْلُ فِي صَدْرِ نَهَارِهِ»
✅پوشيدن لباس پاكيزه و نو
🔹«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع):... وَ أَنْ يَلْبَسَ الْمُؤْمِنُ أَنْظَفَ ثِيَابِهِ»
🔸امام صادق علیه السلام فرمود: مستحب است در این روز، مؤمن لباس نظیف بپوشد.
✅تبريك و تهنيت گفتن به يكديگر
🔹«وَ هُوَ يَوْمُ التَّهْنِيَةِ يُهَنِّي بَعْضُكُمْ بَعْضاً»
🔸امام رضا علیه السلام فرمود: روز غدیر، روز تبریک و تهنیت گفتن به یکدیگر است.
✅تبسم كردن.
🔹عنِ الرِّضَا (ع) قَالَ وَ هُوَ يَوْمُ التَّبَسُّمِ فِي وُجُوهِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ فَمَنْ تَبَسَّمَ فِي وَجْهِ أَخِيهِ يَوْمَ الْغَدِيرِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِالرَّحْمَةِ وَ قَضَى لَهُ أَلْفَ حَاجَةٍ وَ بَنَى لَهُ قَصْراً فِي الْجَنَّةِ مِنْ دُرَّةٍ بَيْضَاءَ وَ نَضَّرَ وَجْهَهُ.
🔸امام رضا عليه السلام فرمود: روز غدير روز تبسم به روى مؤمنين است كسى كه در اين روز به روى برادر مؤمن تبسم كند خداوند در روز قيامت نظر رحمت به او مى افكند. هزار حاجتش را برآورده ساخته و قصری از دُرّ سفید برایش بنا می کند و صورتش را زیبا می سازد.
✅ صلوات فرستادن
🔹امام رضا علیه السلام فرمود: «وَ يَوْمُ إِكْثَارِ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»
🔸صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد مستحب است.
✅رفتارهاى سخاوتمندانه
🔹در روز عيد غدير بايد چهره زندگى عوض شود همه بايد بكوشند برنامه عادى زندگى را با رفتارهاى سخاوتمندانه بيارايند. تا همگان طعم شيرين عيد را بچشند.
✅عقد برادرى
🔹عقد برادری يكى از آداب غدير است.
✅ديد و بازديد
🔹امام صادق علیه السلام فرمود: «... وَ صِلَةِ الْإِخْوَانِ»
🔸روز عید غدیر روز دیدار برادران دینی است.
✅ زيارت حضرت على عليه السلام
✅ روزه گرفتن
🔹روزه گرفتن در روز غدير بسيار مستحب است.
🔸امام صادق علیه السلام فرمود: «... وَ إِنَّهُ لَيَوْمُ صِيَامٍ»
✅شادى كردن
🔹امام صادق عليه السلام فرمودند: روز غدير روز خوشحالى و شادى است.
✅ عطر زدن.
✅طعام دادن
🔹«وَ مَنْ أَطْعَمَ مُؤْمِناً كَانَ كَمَنْ أَطْعَمَ جَمِيعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ».
🔸امام رضا علیه السلام فرمود: کسی که مؤمنی را اطعام کند مثل این است که جمیع انبیاء و صدیقین را اطعام کرده است.
✅صدقه دادن
🔹صدقه دادن در روز غدير يكى از مستحبات مؤكد است. على عليه السلام فرمود: فضيلت يك درهم كه در روز غدير داده شود برتر است از دويست هزار درهم در زمان ديگر.
✅ زينت كردن
🔹«وَ هُوَ يَوْمُ الزِّينَةِ فَمَنْ تَزَيَّنَ لِيَوْمِ الْغَدِيرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ كُلَّ خَطِيئَةٍ عَمِلَهَا صَغِيرَةً أَوْ كَبِيرَةً»
🔸امام رضا عليه السلام فرمود: روز غدير روز زينت است كسى كه براى روز غدير زينت كند خداوند هم گناهان كوچك و بزرگش را مى آمرزد.
✅ چشم پوشى از گناه برادران
🔹چشم پوشى از گناه برادران و برقرارى ارتباط دوستانه از ديگر مستحبات روز غدير شمرده شده است.
✅ برآوردن حوائج مؤمنان
🔹امام صادق عليه السلام فرمود در عيد غدير حاجت هاى برادرانت را برآور.
✅مهربانى و عطوفت كردن
🔹امام على عليه السلام فرمود: عطوفت و مهربانى كردن در روز غدير موجب رحمت و عطوفت خداى متعال خواهد شد.
✅ ملاقات، مصافحه و سلام کردن
🔹امام على عليه السلام می فرماید: در روز غدير يكديگر را ملاقات كنيد با هم مصافحه و سلام كنيد.
💐آداب عید غدیرخم💐
🌱 عیدغدير آداب و مستحبات بسيارى دارد در اينجا به بخشى از آنها اشاره مى شود:
✅ غسل كردن
🔹غسل کردن در روز عيد غدير مستحب مؤكّد است. و بهتر است در اول روز انجام گيرد.
🔸«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع):... فَإِذَا كَانَ صَبِيحَةُ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَجَبَ الْغُسْلُ فِي صَدْرِ نَهَارِهِ»
✅پوشيدن لباس پاكيزه و نو
🔹«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع):... وَ أَنْ يَلْبَسَ الْمُؤْمِنُ أَنْظَفَ ثِيَابِهِ»
🔸امام صادق علیه السلام فرمود: مستحب است در این روز، مؤمن لباس نظیف بپوشد.
✅تبريك و تهنيت گفتن به يكديگر
🔹«وَ هُوَ يَوْمُ التَّهْنِيَةِ يُهَنِّي بَعْضُكُمْ بَعْضاً»
🔸امام رضا علیه السلام فرمود: روز غدیر، روز تبریک و تهنیت گفتن به یکدیگر است.
✅تبسم كردن.
🔹عنِ الرِّضَا (ع) قَالَ وَ هُوَ يَوْمُ التَّبَسُّمِ فِي وُجُوهِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ فَمَنْ تَبَسَّمَ فِي وَجْهِ أَخِيهِ يَوْمَ الْغَدِيرِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِالرَّحْمَةِ وَ قَضَى لَهُ أَلْفَ حَاجَةٍ وَ بَنَى لَهُ قَصْراً فِي الْجَنَّةِ مِنْ دُرَّةٍ بَيْضَاءَ وَ نَضَّرَ وَجْهَهُ.
🔸امام رضا عليه السلام فرمود: روز غدير روز تبسم به روى مؤمنين است كسى كه در اين روز به روى برادر مؤمن تبسم كند خداوند در روز قيامت نظر رحمت به او مى افكند. هزار حاجتش را برآورده ساخته و قصری از دُرّ سفید برایش بنا می کند و صورتش را زیبا می سازد.
✅ صلوات فرستادن
🔹امام رضا علیه السلام فرمود: «وَ يَوْمُ إِكْثَارِ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ»
🔸صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد مستحب است.
✅رفتارهاى سخاوتمندانه
🔹در روز عيد غدير بايد چهره زندگى عوض شود همه بايد بكوشند برنامه عادى زندگى را با رفتارهاى سخاوتمندانه بيارايند. تا همگان طعم شيرين عيد را بچشند.
✅عقد برادرى
🔹عقد برادری يكى از آداب غدير است.
✅ديد و بازديد
🔹امام صادق علیه السلام فرمود: «... وَ صِلَةِ الْإِخْوَانِ»
🔸روز عید غدیر روز دیدار برادران دینی است.
✅ زيارت حضرت على عليه السلام
✅ روزه گرفتن
🔹روزه گرفتن در روز غدير بسيار مستحب است.
🔸امام صادق علیه السلام فرمود: «... وَ إِنَّهُ لَيَوْمُ صِيَامٍ»
✅شادى كردن
🔹امام صادق عليه السلام فرمودند: روز غدير روز خوشحالى و شادى است.
✅ عطر زدن.
✅طعام دادن
🔹«وَ مَنْ أَطْعَمَ مُؤْمِناً كَانَ كَمَنْ أَطْعَمَ جَمِيعَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الصِّدِّيقِينَ».
🔸امام رضا علیه السلام فرمود: کسی که مؤمنی را اطعام کند مثل این است که جمیع انبیاء و صدیقین را اطعام کرده است.
✅صدقه دادن
🔹صدقه دادن در روز غدير يكى از مستحبات مؤكد است. على عليه السلام فرمود: فضيلت يك درهم كه در روز غدير داده شود برتر است از دويست هزار درهم در زمان ديگر.
✅ زينت كردن
🔹«وَ هُوَ يَوْمُ الزِّينَةِ فَمَنْ تَزَيَّنَ لِيَوْمِ الْغَدِيرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ كُلَّ خَطِيئَةٍ عَمِلَهَا صَغِيرَةً أَوْ كَبِيرَةً»
🔸امام رضا عليه السلام فرمود: روز غدير روز زينت است كسى كه براى روز غدير زينت كند خداوند هم گناهان كوچك و بزرگش را مى آمرزد.
✅ چشم پوشى از گناه برادران
🔹چشم پوشى از گناه برادران و برقرارى ارتباط دوستانه از ديگر مستحبات روز غدير شمرده شده است.
✅ برآوردن حوائج مؤمنان
🔹امام صادق عليه السلام فرمود در عيد غدير حاجت هاى برادرانت را برآور.
✅مهربانى و عطوفت كردن
🔹امام على عليه السلام فرمود: عطوفت و مهربانى كردن در روز غدير موجب رحمت و عطوفت خداى متعال خواهد شد.
✅ ملاقات، مصافحه و سلام کردن
🔹امام على عليه السلام می فرماید: در روز غدير يكديگر را ملاقات كنيد با هم مصافحه و سلام كنيد.