IdealProject Engineering Ltd.
📚 اگـر قـرار باشد فقط یـک کتـاب برای طراحـی و بهیـنهسازی سیسـتمهای صـوتی بخوانیـد، احتـمالاً همیـن کتـاب اسـت👌 نسخه سوم Sound Systems: Design and Optimization نوشته Bob McCarthy فقط یک کتاب تئوری نیست؛ حاصل دههها تجربه در طراحی، اندازهگیری و بهینهسازی…
در کتاب باب مککارتی تاکید شده که،
Phase
فقط یک نمودار نیست؛ یکی از پایههای کل فرآیند Optimization است!
اگر مفهوم Phase را نفهمیم،
Alignment
Delay
Crossover
و حتی EQ را هم نمیتوانی درست تفسیر کنیم!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2🔥1🙏1
تـأخیـر گـروهـی (Group Delay) چـیـست؟
فرض کنید دو سابووفر را اندازهگیری میکنید!
هر دو تقریباً پاسخ فرکانسی یکسانی دارند؛ اما هنگام شنیدن، یکی Punchy و دیگری Boomy به نظر میرسد.
چطور ممکن است؟
یکی از مهمترین دلایل این تفاوت، Group Delay است.
تـأخـیر گـروهـی (Group Delay) یـعـنـی چـه؟
پارامتر Group Delay نشان میدهد که هر محدوده فرکانسی، چه مدت زمان در یک سیستم صوتی تأخیر پیدا میکند تا به خروجی برسد.
در یک سیستم ایدهآل، تمام فرکانسهای تشکیلدهنده یک سیگنال تقریباً همزمان از سیستم عبور میکنند،
اما در دنیای واقعی، این اتفاق همیشه رخ نمیدهد!
ممکن است فرکانسهای پایین نسبت به فرکانسهای میانی و بالا دیرتر از سیستم خارج شوند.
این اختلاف زمانی، همان چیزی است که به آن Group Delay میگوییم.
یـک مـثال واقـعی
فرض کنید صدای یک Kick Drum وارد سیستم میشود!
این صدا فقط یک فرکانس نیست؛ بلکه مجموعهای از فرکانسهای مختلف است،
اگر تمام این فرکانسها تقریباً همزمان به گوش برسند، ضربه کیک محکم، سریع و دقیق شنیده میشود.
اما اگر فرکانسهای پایین، مثلاً در محدوده 50 تا 80 هرتز، چندین میلیثانیه دیرتر از بقیه برسند، همان Kick حالت دیگری پیدا میکند.
ممکن است حس کنید:
- ضربه نرمتر شده است.
- بیس کشیدهتر شنیده میشود.
- صدا Punch کمتری دارد.
- بیس حالت Boomy پیدا کرده است.
در بسیاری از مواقع، این احساس ناشی از افزایش Group Delay است!
چـه عواملـی باعـث ایـجاد Group Delay مـیشونـد؟
۱- طـراحی کابینـت اسپیـکر
نوع طراحی کابینت تأثیر زیادی بر Group Delay دارد.
برای مثال:
Bass Reflex
Band Pass
Horn Loaded
هرکدام رفتار زمانی متفاوتی دارند.
به همین دلیل دو سابووفر با پاسخ فرکانسی مشابه، ممکن است شخصیت صوتی کاملاً متفاوتی داشته باشند!
در سابهای Bass Reflex معمولاً در نزدیکی فرکانس تیون پورت، Group Delay افزایش پیدا میکند.
۲- فـیلترهـای IIR
تمام فیلترهای IIR مانند:
Linkwitz-Riley
Butterworth
Bessel
Parametric EQ
علاوه بر تغییر پاسخ فرکانسی، روی پاسخ زمانی سیستم نیز اثر میگذارند.
به طور کلی، هرچه شیب فیلتر بیشتر باشد، احتمال افزایش Group Delay نیز بیشتر است.
۳- پـردازشهـای DSP
هر پردازشی که داخل DSP انجام میشود، میتواند بر پاسخ زمانی سیستم اثر بگذارد.
استفاده از چندین EQ، Crossover و Filter بهصورت همزمان، معمولاً مقدار Group Delay را افزایش میدهد.
۴- رزونـانـسهای مکـانـیکی
رزونانس در کابینت، درایور یا حتی طراحی آکوستیکی سیستم نیز میتواند باعث افزایش Group Delay در برخی فرکانسها شود.
آیـا Delay همـان Group Delay اسـت؟
خیر!!!
فرض کنید در DSP مقدار 10ms Delay اعمال میکنید،
در این حالت، تمام فرکانسها دقیقاً 10 میلیثانیه دیرتر به خروجی میرسند، هیچ فرکانسی نسبت به دیگری تأخیر بیشتری ندارد.
اما در Group Delay، هر محدوده فرکانسی ممکن است تأخیر متفاوتی داشته باشد!
بـه عنـوان مـثال:
60Hz → 22ms
100Hz → 15ms
1kHz → 2ms
بـنابـرایـن:
در Delay فقط زمان رسیدن کل سیگنال را جابهجا میکند!
امـا:
در Group Delay نشان میدهد هر فرکانس، با چه میزان تأخیر از سیستم عبور میکند.
آیـا Group Delay همیشه بـد است؟
خیـر!
هر سیستم صوتی واقعی، مقداری Group Delay دارد.
وجود آن کاملاً طبیعی است،
موضوع اصلی، مقدار Group Delay و فرکانسی است که در آن رخ میدهد!
اگر مقدار آن در محدودههای حساس زیاد باشد، میتواند باعث کاهش وضوح ترنزینتها، افت Punch و ایجاد حس Boomy در بیس شود.
آیـا میتـوان Group Delay را کاهـش داد؟
در بسیاری از موارد، بـله!
از جـملـه:
- انتخاب صحیح نوع کابینت
- استفاده از فیلترهای مناسب
- پرهیز از EQهای شدید و غیرضروری
- طراحی صحیح Crossover
- استفاده از فیلترهای Linear Phase FIR در کاربردهای مناسب
- بهینهسازی طراحی آکوستیکی سیستم
البته باید توجه داشت که بخشی از Group Delay، به ماهیت طراحی فیزیکی اسپیکر وابسته است و همیشه قابل حذف نیست!
جـمعبـنـدی:
پارمتر Group Delay فقط یک عدد روی نمودار نیست!
این پارامتر یکی از مهمترین شاخصهای پاسخ زمانی سیستم است و نقش مستقیمی در کیفیت شنیداری، وضوح ترنزینتها، Punch و کنترل فرکانسهای پایین دارد.
به همین دلیل، ممکن است دو سیستم صوتی پاسخ فرکانسی تقریباً یکسانی داشته باشند، اما به دلیل تفاوت در Group Delay، کاملاً متفاوت شنیده شوند.
درک صحیح این مفهوم به ما کمک میکند هنگام طراحی، اندازهگیری و تیونینگ سیستمهای صوتی، تنها به نمودار پاسخ فرکانسی اکتفا نکنیم و رفتار زمانی سیستم را نیز در نظر بگیریم.
#مهندسی_صدا #الکتروآکوستیک #صدا
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
فرض کنید دو سابووفر را اندازهگیری میکنید!
هر دو تقریباً پاسخ فرکانسی یکسانی دارند؛ اما هنگام شنیدن، یکی Punchy و دیگری Boomy به نظر میرسد.
چطور ممکن است؟
یکی از مهمترین دلایل این تفاوت، Group Delay است.
تـأخـیر گـروهـی (Group Delay) یـعـنـی چـه؟
پارامتر Group Delay نشان میدهد که هر محدوده فرکانسی، چه مدت زمان در یک سیستم صوتی تأخیر پیدا میکند تا به خروجی برسد.
در یک سیستم ایدهآل، تمام فرکانسهای تشکیلدهنده یک سیگنال تقریباً همزمان از سیستم عبور میکنند،
اما در دنیای واقعی، این اتفاق همیشه رخ نمیدهد!
ممکن است فرکانسهای پایین نسبت به فرکانسهای میانی و بالا دیرتر از سیستم خارج شوند.
این اختلاف زمانی، همان چیزی است که به آن Group Delay میگوییم.
یـک مـثال واقـعی
فرض کنید صدای یک Kick Drum وارد سیستم میشود!
این صدا فقط یک فرکانس نیست؛ بلکه مجموعهای از فرکانسهای مختلف است،
اگر تمام این فرکانسها تقریباً همزمان به گوش برسند، ضربه کیک محکم، سریع و دقیق شنیده میشود.
اما اگر فرکانسهای پایین، مثلاً در محدوده 50 تا 80 هرتز، چندین میلیثانیه دیرتر از بقیه برسند، همان Kick حالت دیگری پیدا میکند.
ممکن است حس کنید:
- ضربه نرمتر شده است.
- بیس کشیدهتر شنیده میشود.
- صدا Punch کمتری دارد.
- بیس حالت Boomy پیدا کرده است.
در بسیاری از مواقع، این احساس ناشی از افزایش Group Delay است!
چـه عواملـی باعـث ایـجاد Group Delay مـیشونـد؟
۱- طـراحی کابینـت اسپیـکر
نوع طراحی کابینت تأثیر زیادی بر Group Delay دارد.
برای مثال:
Bass Reflex
Band Pass
Horn Loaded
هرکدام رفتار زمانی متفاوتی دارند.
به همین دلیل دو سابووفر با پاسخ فرکانسی مشابه، ممکن است شخصیت صوتی کاملاً متفاوتی داشته باشند!
در سابهای Bass Reflex معمولاً در نزدیکی فرکانس تیون پورت، Group Delay افزایش پیدا میکند.
۲- فـیلترهـای IIR
تمام فیلترهای IIR مانند:
Linkwitz-Riley
Butterworth
Bessel
Parametric EQ
علاوه بر تغییر پاسخ فرکانسی، روی پاسخ زمانی سیستم نیز اثر میگذارند.
به طور کلی، هرچه شیب فیلتر بیشتر باشد، احتمال افزایش Group Delay نیز بیشتر است.
۳- پـردازشهـای DSP
هر پردازشی که داخل DSP انجام میشود، میتواند بر پاسخ زمانی سیستم اثر بگذارد.
استفاده از چندین EQ، Crossover و Filter بهصورت همزمان، معمولاً مقدار Group Delay را افزایش میدهد.
۴- رزونـانـسهای مکـانـیکی
رزونانس در کابینت، درایور یا حتی طراحی آکوستیکی سیستم نیز میتواند باعث افزایش Group Delay در برخی فرکانسها شود.
آیـا Delay همـان Group Delay اسـت؟
خیر!!!
فرض کنید در DSP مقدار 10ms Delay اعمال میکنید،
در این حالت، تمام فرکانسها دقیقاً 10 میلیثانیه دیرتر به خروجی میرسند، هیچ فرکانسی نسبت به دیگری تأخیر بیشتری ندارد.
اما در Group Delay، هر محدوده فرکانسی ممکن است تأخیر متفاوتی داشته باشد!
بـه عنـوان مـثال:
60Hz → 22ms
100Hz → 15ms
1kHz → 2ms
بـنابـرایـن:
در Delay فقط زمان رسیدن کل سیگنال را جابهجا میکند!
امـا:
در Group Delay نشان میدهد هر فرکانس، با چه میزان تأخیر از سیستم عبور میکند.
آیـا Group Delay همیشه بـد است؟
خیـر!
هر سیستم صوتی واقعی، مقداری Group Delay دارد.
وجود آن کاملاً طبیعی است،
موضوع اصلی، مقدار Group Delay و فرکانسی است که در آن رخ میدهد!
اگر مقدار آن در محدودههای حساس زیاد باشد، میتواند باعث کاهش وضوح ترنزینتها، افت Punch و ایجاد حس Boomy در بیس شود.
آیـا میتـوان Group Delay را کاهـش داد؟
در بسیاری از موارد، بـله!
از جـملـه:
- انتخاب صحیح نوع کابینت
- استفاده از فیلترهای مناسب
- پرهیز از EQهای شدید و غیرضروری
- طراحی صحیح Crossover
- استفاده از فیلترهای Linear Phase FIR در کاربردهای مناسب
- بهینهسازی طراحی آکوستیکی سیستم
البته باید توجه داشت که بخشی از Group Delay، به ماهیت طراحی فیزیکی اسپیکر وابسته است و همیشه قابل حذف نیست!
جـمعبـنـدی:
پارمتر Group Delay فقط یک عدد روی نمودار نیست!
این پارامتر یکی از مهمترین شاخصهای پاسخ زمانی سیستم است و نقش مستقیمی در کیفیت شنیداری، وضوح ترنزینتها، Punch و کنترل فرکانسهای پایین دارد.
به همین دلیل، ممکن است دو سیستم صوتی پاسخ فرکانسی تقریباً یکسانی داشته باشند، اما به دلیل تفاوت در Group Delay، کاملاً متفاوت شنیده شوند.
درک صحیح این مفهوم به ما کمک میکند هنگام طراحی، اندازهگیری و تیونینگ سیستمهای صوتی، تنها به نمودار پاسخ فرکانسی اکتفا نکنیم و رفتار زمانی سیستم را نیز در نظر بگیریم.
#مهندسی_صدا #الکتروآکوستیک #صدا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2🙏2
رویـکردی جـدیـد در طـراحی آکـوستیک فضـاهـا
شرکت Audics از توسعه پلتفرمی خبر داده است که با هدف یکپارچهسازی فرآیند طراحی آکوستیک، معماری و همکاری بین اعضای تیم پروژه ایجاد شده است. این مجموعه معتقد است آکوستیک باید از همان مراحل اولیه طراحی در کنار معماری قرار بگیرد، نه اینکه در انتهای پروژه به آن اضافه شود.
از مهمترین قابلیتهایی که Audics معرفی کرده است میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
• شبیهسازی سهبعدی #آکوستیک (3D Simulation)
• امکان شنیدن رفتار صوتی فضا پیش از ساخت(Auralization)
• استفاده از شبیهسازیهای Wave-Based برای مدلسازی دقیقتر پدیدههایی مانند پراش (Diffraction)، تداخل (Interference) و پراکندگی (Scattering) صدا
• پشتیبانی از گردشکارهای BIM و همکاری بین معماران، مهندسان و طراحان در یک بستر مشترک
شرکت Audics همچنین اعلام کرده است که در بخش شبیهسازیهای مبتنی بر موج با Treble Technologies همکاری دارد و نتایج این همکاری را در کنفرانس Inter-Noise 2024 ارائه کرده است.
این پلتفرم در حال حاضر بیشتر بر حوزههای فضاهای اداری، فضاهای عمومی، استودیوها، اتاقهای کنترل و طراحی Soundscape تمرکز دارد و هدف آن، قابل مشاهده و حتی قابل شنیدن کردن نتایج طراحی آکوستیک پیش از اجرای پروژه است.
#مهندسی_صدا #آکوستیک #صدا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1
نـگاهی بـه آینـده فـناوریهـای صـوتـی
شرکت JBL Professional همزمان با هشتادمین سال تأسیس خود، در مرکز تحقیق و توسعه هارمن (Harman R&D Center) واقع در Northridge کالیفرنیا، رویدادی ویژه برای رسانههای تخصصی برگزار کرد.
این مراسم تنها مروری بر تاریخچه JBL نبود؛ بلکه نگاهی به مسیر آینده این برند نیز ارائه شد.
بر اساس اعلام Harman، مهمترین حوزههای توسعه JBL در سالهای آینده عبارتاند از:
• توسعه فناوریهای Spatial Audio برای ایجاد تجربههای شنیداری فراگیرتر
• سرمایهگذاری روی Adaptive Soundscapes؛ فناوریهایی که بتوانند صدا را متناسب با محیط و شرایط اجرا بهینه کنند.
• توجه بیشتر به پایداری (Sustainability) در طراحی و تولید محصولات جدید.
در این رویداد، خبرنگاران از بخشهای مختلف مرکز تحقیق و توسعه هارمن، از جمله اتاقهای Anechoic، آزمایشگاههای مهندسی و JBL Playback Gallery بازدید کردند؛ فضایی که سیر تحول محصولات JBL از نخستین بلندگوهای این شرکت تا سیستمهای حرفهای امروزی را به نمایش میگذارد.
همچنین در پایان برنامه، اجرای زنده FINNEAS در سالن افسانهای The Roxy Theatre با استفاده از تجهیزات JBL برگزار شد.
شرکت JBL که در سال ۱۹۴۶ توسط James B. Lansing بنیانگذاری شد، امروز علاوه بر حضور گسترده در حوزه سیستمهای صوتی حرفهای، اعلام کرده است که مسیر آینده خود را بر پایه فناوریهای نوین، تجربههای صوتی فراگیر و توسعه پایدار ادامه خواهد داد.
#مهندسی_صدا #الکتروآکوستیک #صدا #JBL
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
مهندس صدا، نویسنده حوزه صدای حرفهای و استاد مدعو دانشگاه Grand Canyon.
در اولین مقالهای که برای Front of House نوشتم، اشاره کردم که شاید مهمترین نکته درباره اسپیکرهای Front Fill این باشد که نباید توجه شنونده را به خود جلب کنند.
شنوندگانی که در ردیف اول سالن قرار دارند، معمولاً نزدیکترین فاصله را تا Front Fillها دارند، اما این به آن معنا نیست که این اسپیکرها باید منبع اصلی صدای آنها باشند.
هدف اصلی Front Fill، پوشش ناحیهای است که آرایههای اصلی (Main Arrays) به دلیل ارتفاع نصب یا زاویه پوشش، قادر به پوشش مناسب آن نیستند. بنابراین، Front Fill باید ادامه طبیعی سیستم اصلی باشد، نه یک سیستم مستقل.
یکی از رایجترین اشتباهات در طراحی سیستمهای صوتی، استفاده از تعداد زیاد Front Fill است. همانطور که کمبود Front Fill میتواند باعث ایجاد ناحیهای بدون پوشش صوتی شود، استفاده بیش از حد از آن نیز مشکلات دیگری ایجاد میکند.
اگر الگوی پوشش (Dispersion) دو یا چند Front Fill روی یکدیگر همپوشانی داشته باشد، احتمال بروز تداخل، کاهش وضوح و تغییر تصویر صوتی افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، هنگام طراحی باید تا حد امکان از همپوشانی غیرضروری میان اسپیکرها جلوگیری شود.
نویسنده تأکید میکند که Front Fill نباید جایگزین آرایه اصلی شود. شنونده نباید احساس کند صدای دیگری از جلوی صحنه به او میرسد؛ بلکه باید تصور کند صدای Main Array بهصورت طبیعی تا ردیف اول ادامه پیدا کرده است.
تنظیم صحیح Level و Time Alignment نیز نقش بسیار مهمی در عملکرد صحیح Front Fill دارد. اگر سطح صدای Front Fill بیش از حد زیاد باشد، تصویر صوتی از محل طبیعی خود جدا میشود و توجه شنونده به اسپیکرهای جلوی صحنه جلب خواهد شد. از سوی دیگر، تنظیم نادرست Delay میتواند باعث اختلاف زمانی میان Front Fill و آرایه اصلی شده و وضوح سیستم را کاهش دهد.
در بخش دیگری از مقاله نیز اشاره شده است که در بسیاری از پروژهها، نیازی نیست Front Fill فرکانسهای پایین را با شدت زیادی بازتولید کند؛ زیرا انرژی فرکانسهای پایین معمولاً توسط سیستم اصلی تأمین میشود. وظیفه اصلی Front Fill، حفظ یکنواختی پوشش و افزایش وضوح در نزدیکترین ردیفهای سالن است.
در پایان، نویسنده تأکید میکند که طراحی صحیح Front Fill تنها به انتخاب اسپیکر مناسب محدود نمیشود؛ بلکه نتیجه ترکیب درست تعداد، زاویه پوشش، سطح صدا و همزمانی زمانی با سیستم اصلی است. زمانی که این موارد بهدرستی تنظیم شوند، شنونده بدون آنکه حضور Front Fill را احساس کند، از پوششی یکنواخت و طبیعی در تمام سالن بهرهمند خواهد شد.
#مهندسی_صدا #الکتروآکوستیک #صدا #مقاله
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍1
Compact LineArrays.pdf
794.7 KB
📚 راهـنمـای جامـع Compact Line Array هـای بـازار بیـن المـلل (2026)
اگر قصد خرید سیستم لاین اری، مقایسه برندها یا انتخاب یک Line Array کامپکت را دارید، این راهنما میتواند نقطه شروع مناسبی باشد.
در این فایل، مشخصات فنی ۲۱ مدل Compact Line Array از برندهای مطرح صنعت صوت گردآوری شده است.
برای هر محصول اطلاعاتی مانند پاسخ فرکانسی، زاویه پوشش، ابعاد، وزن، توان، نوع پیکربندی، پردازش DSP و سابووفر پیشنهادی ارائه شده است تا مقایسه بین مدلها سادهتر شود.
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
اگر قصد خرید سیستم لاین اری، مقایسه برندها یا انتخاب یک Line Array کامپکت را دارید، این راهنما میتواند نقطه شروع مناسبی باشد.
در این فایل، مشخصات فنی ۲۱ مدل Compact Line Array از برندهای مطرح صنعت صوت گردآوری شده است.
برای هر محصول اطلاعاتی مانند پاسخ فرکانسی، زاویه پوشش، ابعاد، وزن، توان، نوع پیکربندی، پردازش DSP و سابووفر پیشنهادی ارائه شده است تا مقایسه بین مدلها سادهتر شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥2🙏2👍1
📑 اصـطلاحـات رایـج در طراحـی سیـستمهـای تقـویت صـدای حـرفـهای
در طراحی سیستمهای صوتی، علاوه بر Main System، از بلندگوهای کمکی (Fill Systems) برای دستیابی به پوشش یکنواختتر و حفظ کیفیت صدا در بخشهای مختلف سالن استفاده میشود. آشنایی با این اصطلاحات برای طراحان، اپراتورها و علاقهمندان حوزه صدا ضروری است.
Main System (سیستم اصلی)
اصلیترین بخش سیستم صوتی که وظیفه پوشش ناحیه اصلی مخاطبان را بر عهده دارد. سایر سیستمها بهعنوان مکمل آن طراحی میشوند.
Front Fill (FF)
بلندگوهایی که در جلوی صحنه نصب میشوند تا ردیفهای ابتدایی را پوشش دهند؛ نواحیای که به دلیل ارتفاع یا زاویه سیستم Main پوشش مناسبی دریافت نمیکنند. همچنین به حفظ تصویر صوتی (Image Localization) در نزدیکی صحنه کمک میکنند.
Near Fill
بلندگوهایی که برای پوشش نواحی بسیار نزدیک به سیستم اصلی یا بخشهایی که خارج از الگوی پوشش آن قرار گرفتهاند استفاده میشوند. این اصطلاح در بسیاری از پروژههای اجرایی و بین تولیدکنندگان سیستمهای صوتی رایج است، هرچند در همه منابع مرجع بهعنوان یک دستهبندی مستقل معرفی نشده است.
Side Fill (SF)
بلندگوهایی که برای پوشش نواحی کناری سالن یا بخشهایی که سیستم Main پوشش کافی ندارد استفاده میشوند. در برخی پروژهها از این سیستم با عنوان Out Fill نیز یاد میشود.
Center Fill (CF)
بلندگویی که بین سیستمهای Left و Right قرار میگیرد تا ناحیه مرکزی سالن را پوشش دهد و پایداری تصویر صوتی را برای مخاطبان میانی بهبود بخشد.
Under Balcony Fill
بلندگوهایی که زیر بالکن نصب میشوند تا ناحیهای را پوشش دهند که به دلیل وجود بالکن، صدای مستقیم سیستم Main به آن نمیرسد.
Delay System
بلندگوهایی که در فاصلهای دورتر از سیستم Main نصب میشوند تا #سطح_فشار_صوت، وضوح و یکنواختی پوشش در بخشهای انتهایی سالن حفظ شود. این سیستمها باید از نظر زمانی (Time Alignment) با سیستم Main همتراز شوند.
Lip Fill
بلندگوهایی که روی لبه جلویی صحنه نصب میشوند و عملکردی مشابه Front Fill دارند. این اصطلاح بیشتر در سالنهای تئاتر، اپرا و برخی اجراهای نمایشی رایج است و در بسیاری از پروژهها بهعنوان نوعی Front Fill در نظر گرفته میشود.
Rear Fill (RF)
بلندگوهایی که برای پوشش مخاطبان پشت صحنه یا سالنهای ۳۶۰ درجه استفاده میشوند و معمولاً در پروژههای خاص کاربرد دارند.
💡نـکـتـه:
اصطلاحات Near Fill، Lip Fill و Out Fill در بسیاری از پروژهها و بین برندهای مختلف صنعت #صدا رایج هستند، اما ممکن است در همه کتابهای مرجع بهعنوان دستهبندی مستقل معرفی نشده باشند. در مقابل، اصطلاحاتی مانند Main System، Front Fill، Center Fill، Side Fill، Under Balcony Fill و Delay System در منابع مرجع طراحی سیستمهای صوتی بهصورت گسترده مورد استفاده قرار میگیرند.
#مهندسی_صدا #الکتروآکوستیک #صدا #مقاله
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
در طراحی سیستمهای صوتی، علاوه بر Main System، از بلندگوهای کمکی (Fill Systems) برای دستیابی به پوشش یکنواختتر و حفظ کیفیت صدا در بخشهای مختلف سالن استفاده میشود. آشنایی با این اصطلاحات برای طراحان، اپراتورها و علاقهمندان حوزه صدا ضروری است.
Main System (سیستم اصلی)
اصلیترین بخش سیستم صوتی که وظیفه پوشش ناحیه اصلی مخاطبان را بر عهده دارد. سایر سیستمها بهعنوان مکمل آن طراحی میشوند.
Front Fill (FF)
بلندگوهایی که در جلوی صحنه نصب میشوند تا ردیفهای ابتدایی را پوشش دهند؛ نواحیای که به دلیل ارتفاع یا زاویه سیستم Main پوشش مناسبی دریافت نمیکنند. همچنین به حفظ تصویر صوتی (Image Localization) در نزدیکی صحنه کمک میکنند.
Near Fill
بلندگوهایی که برای پوشش نواحی بسیار نزدیک به سیستم اصلی یا بخشهایی که خارج از الگوی پوشش آن قرار گرفتهاند استفاده میشوند. این اصطلاح در بسیاری از پروژههای اجرایی و بین تولیدکنندگان سیستمهای صوتی رایج است، هرچند در همه منابع مرجع بهعنوان یک دستهبندی مستقل معرفی نشده است.
Side Fill (SF)
بلندگوهایی که برای پوشش نواحی کناری سالن یا بخشهایی که سیستم Main پوشش کافی ندارد استفاده میشوند. در برخی پروژهها از این سیستم با عنوان Out Fill نیز یاد میشود.
Center Fill (CF)
بلندگویی که بین سیستمهای Left و Right قرار میگیرد تا ناحیه مرکزی سالن را پوشش دهد و پایداری تصویر صوتی را برای مخاطبان میانی بهبود بخشد.
Under Balcony Fill
بلندگوهایی که زیر بالکن نصب میشوند تا ناحیهای را پوشش دهند که به دلیل وجود بالکن، صدای مستقیم سیستم Main به آن نمیرسد.
Delay System
بلندگوهایی که در فاصلهای دورتر از سیستم Main نصب میشوند تا #سطح_فشار_صوت، وضوح و یکنواختی پوشش در بخشهای انتهایی سالن حفظ شود. این سیستمها باید از نظر زمانی (Time Alignment) با سیستم Main همتراز شوند.
Lip Fill
بلندگوهایی که روی لبه جلویی صحنه نصب میشوند و عملکردی مشابه Front Fill دارند. این اصطلاح بیشتر در سالنهای تئاتر، اپرا و برخی اجراهای نمایشی رایج است و در بسیاری از پروژهها بهعنوان نوعی Front Fill در نظر گرفته میشود.
Rear Fill (RF)
بلندگوهایی که برای پوشش مخاطبان پشت صحنه یا سالنهای ۳۶۰ درجه استفاده میشوند و معمولاً در پروژههای خاص کاربرد دارند.
💡نـکـتـه:
اصطلاحات Near Fill، Lip Fill و Out Fill در بسیاری از پروژهها و بین برندهای مختلف صنعت #صدا رایج هستند، اما ممکن است در همه کتابهای مرجع بهعنوان دستهبندی مستقل معرفی نشده باشند. در مقابل، اصطلاحاتی مانند Main System، Front Fill، Center Fill، Side Fill، Under Balcony Fill و Delay System در منابع مرجع طراحی سیستمهای صوتی بهصورت گسترده مورد استفاده قرار میگیرند.
#مهندسی_صدا #الکتروآکوستیک #صدا #مقاله
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3❤2
با توجه به استقبال شما در نظرسنجی و درخواست دوستان، این گروه با هدف ایجاد فضایی حرفهای برای تبادل دانش، پرسش و پاسخ، بررسی پروژهها، اشتراک تجربههای عملی و گفتگو درباره موضوعات تخصصی صنعت حرفه ای #صدا، #تصویر و #آکوستیک ایجاد شده است.
اگر در حوزه های مربوطه فعالیت میکنید یا به یادگیری و تعامل مباحث تخصصی علاقهمند هستید، خوشحال میشویم به جمع ما بپیوندید.
⚠️ لطفاً پیش از ارسال پیام، قوانین گروه را مطالعه کنید تا بتوانیم در کنار هم یک فضای علمی، حرفهای و مفید داشته باشیم.
🔗 لینک عضویت در گروه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 در ایـن ویـدئـو چـه اتـفاقـی مـیافـتد؟
در این آزمایش، دو کانال یک سیگنال یکسان (Pink Noise) را دریافت میکنند.
سپس روی یکی از کانالها مقدار Delay بر حسب Sample تغییر داده میشود تا نقطهای پیدا شود که مجموع دو سیگنال به حداقل برسد (Null).
در حدود 199 Sample، شدت سیگنال خروجی به شکل محسوسی کاهش پیدا میکند که نشاندهنده وقوع تداخل مخرب (Destructive Interference) بین دو مسیر است.
👈🏻 امـا یـک نکـته خیـلی مهـم…
در این ویدئو مقدار Delay بر حسب Sample نمایش داده میشود، نه میلیثانیه!!!
باید در نظر داشته باشیم که Sample کوچکترین واحد زمانی در یک سیستم دیجیتال است و مدت زمان هر Sample به Sample Rate بستگی دارد! به عنوان مثال، در یک سیستم با Sample Rate برابر 48 kHz، هر Sample حدود 20.8 میکرو ثانیه زمان دارد! بنابراین 199 Sample تقریباً برابر با 4.15 ms است!
اما این به آن معنا نیست که 199 Sample همیشه معادل ۱۸۰ درجه اختلاف فاز است! اختلاف فاز علاوه بر Delay، به فرکانس سیگنال نیز وابسته می باشد، بنابراین این عدد در هر سیستم، Sample Rate و فرکانس میتواند متفاوت باشد.
همچنین از روی این ویدئو نمیتوان با قطعیت گفت که تنها Delay باعث این اتفاق شده است، زیرا اطلاعاتی از Routing، Polarity و مسیر دقیق سیگنالها در اختیار نداریم.
بنابراین احتمال دارد عوامل دیگری نیز در رسیدن به این Null نقش داشته باشند (البته به نظر بنده احتمال قوی Polarity وجود دارد).
🎯 مـنظـور ایـن ویـدئـو چیـسـت؟
هدف این ویدئو احتمالاً نمایش تأثیر اختلاف زمان (Delay) بر نحوه جمع شدن دو سیگنال مشابه است.
با تغییر Delay، رابطه فازی بین دو سیگنال نیز تغییر میکند، در نتیجه ممکن است در برخی فرکانسها یکدیگر را تقویت (Constructive Interference) و در برخی دیگر یکدیگر را تضعیف (Destructive Interference) کنند.
بـه بیـان سـاده، این ویدئو نشان میدهد که حتی چند میلیثانیه اختلاف زمانی میتواند رفتار دو سیگنال را بهطور چشمگیری تغییر دهد. البته در عمل، رسیدن به یک Null عمیق معمولاً تنها به مقدار Delay وابسته نیست و Routing، Polarity و نحوه جمع شدن دو سیگنال نیز میتوانند نقش مهمی داشته باشند.
📚 نـکتـه آمـوزشـی:
هر زمان دو نسخه از یک سیگنال با اختلاف زمان یا اختلاف فاز به یکدیگر برسند، ممکن است بخشی از انرژی صوتی یکدیگر را خنثی کنند. نتیجه این پدیده میتواند به شکل موارد زیر ظاهر شود:
• ایجاد Comb Filtering
• افت در برخی فرکانسها
• کاهش وضوح گفتار
• تغییر رنگ صدا (Tonal Coloration)
• کاهش انرژی باس
• ایجاد نواحی با پوشش صوتی نامناسب در سالن
به همین دلیل، هرچه تعداد منابع صوتی بیشتر باشد (Main، Delay، Front Fill، Out Fill، Subwoofer و …)، اهمیت Time Alignment، Phase Alignment و بررسی Polarity نیز بیشتر میشود.
✅ راهـکار در پـروژههـای واقـعـی:
تنظیم Delay نباید بر اساس حدس یا صرفاً با گوش انجام شود. روش صحیح شامل موارد زیر است:
• استفاده از نرمافزارهای اندازهگیری و آنالیز سیستم مانند Smaart، SysTune و SATlive برای بررسی Impulse Response، Phase Response، Polarity و انجام Time Alignment بر اساس نتایج اندازهگیری.
• تنظیم Delay بهگونهای که امواج در نقطه هدف بهصورت Constructive Summation با یکدیگر جمع شوند، نه اینکه صرفاً کمترین یا بیشترین حجم صدا ایجاد شود.
• بررسی همزمان Delay، Phase و Polarity، زیرا در بسیاری از موارد، تداخل مخرب حاصل ترکیب این عوامل است، نه صرفاً اختلاف زمانی بین دو مسیر.
💡 جـمـعبـنـدی:
این ویدئو نمونهای جالب از تأثیر اختلاف زمان بر رفتار دو سیگنال مشابه است، اما نباید آن را بهعنوان روش تنظیم Delay در یک سیستم صوتی در نظر گرفت.
هدف از تنظیم Delay در پروژههای حرفهای، رسیدن به نقطه Null نیست، بلکه دستیابی به بهترین همپوشانی زمانی، همراستایی فازی و بیشترین جمعشدگی سازنده (Constructive Summation) در ناحیه شنوندگان است.
این فرآیند نیز باید بر پایه اندازهگیری، تحلیل و اهداف طراحی سیستم انجام شود، نه صرفاً با گوش یا تغییر تصادفی مقدار Delay.
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
در این آزمایش، دو کانال یک سیگنال یکسان (Pink Noise) را دریافت میکنند.
سپس روی یکی از کانالها مقدار Delay بر حسب Sample تغییر داده میشود تا نقطهای پیدا شود که مجموع دو سیگنال به حداقل برسد (Null).
در حدود 199 Sample، شدت سیگنال خروجی به شکل محسوسی کاهش پیدا میکند که نشاندهنده وقوع تداخل مخرب (Destructive Interference) بین دو مسیر است.
👈🏻 امـا یـک نکـته خیـلی مهـم…
در این ویدئو مقدار Delay بر حسب Sample نمایش داده میشود، نه میلیثانیه!!!
باید در نظر داشته باشیم که Sample کوچکترین واحد زمانی در یک سیستم دیجیتال است و مدت زمان هر Sample به Sample Rate بستگی دارد! به عنوان مثال، در یک سیستم با Sample Rate برابر 48 kHz، هر Sample حدود 20.8 میکرو ثانیه زمان دارد! بنابراین 199 Sample تقریباً برابر با 4.15 ms است!
اما این به آن معنا نیست که 199 Sample همیشه معادل ۱۸۰ درجه اختلاف فاز است! اختلاف فاز علاوه بر Delay، به فرکانس سیگنال نیز وابسته می باشد، بنابراین این عدد در هر سیستم، Sample Rate و فرکانس میتواند متفاوت باشد.
همچنین از روی این ویدئو نمیتوان با قطعیت گفت که تنها Delay باعث این اتفاق شده است، زیرا اطلاعاتی از Routing، Polarity و مسیر دقیق سیگنالها در اختیار نداریم.
بنابراین احتمال دارد عوامل دیگری نیز در رسیدن به این Null نقش داشته باشند (البته به نظر بنده احتمال قوی Polarity وجود دارد).
🎯 مـنظـور ایـن ویـدئـو چیـسـت؟
هدف این ویدئو احتمالاً نمایش تأثیر اختلاف زمان (Delay) بر نحوه جمع شدن دو سیگنال مشابه است.
با تغییر Delay، رابطه فازی بین دو سیگنال نیز تغییر میکند، در نتیجه ممکن است در برخی فرکانسها یکدیگر را تقویت (Constructive Interference) و در برخی دیگر یکدیگر را تضعیف (Destructive Interference) کنند.
بـه بیـان سـاده، این ویدئو نشان میدهد که حتی چند میلیثانیه اختلاف زمانی میتواند رفتار دو سیگنال را بهطور چشمگیری تغییر دهد. البته در عمل، رسیدن به یک Null عمیق معمولاً تنها به مقدار Delay وابسته نیست و Routing، Polarity و نحوه جمع شدن دو سیگنال نیز میتوانند نقش مهمی داشته باشند.
📚 نـکتـه آمـوزشـی:
هر زمان دو نسخه از یک سیگنال با اختلاف زمان یا اختلاف فاز به یکدیگر برسند، ممکن است بخشی از انرژی صوتی یکدیگر را خنثی کنند. نتیجه این پدیده میتواند به شکل موارد زیر ظاهر شود:
• ایجاد Comb Filtering
• افت در برخی فرکانسها
• کاهش وضوح گفتار
• تغییر رنگ صدا (Tonal Coloration)
• کاهش انرژی باس
• ایجاد نواحی با پوشش صوتی نامناسب در سالن
به همین دلیل، هرچه تعداد منابع صوتی بیشتر باشد (Main، Delay، Front Fill، Out Fill، Subwoofer و …)، اهمیت Time Alignment، Phase Alignment و بررسی Polarity نیز بیشتر میشود.
✅ راهـکار در پـروژههـای واقـعـی:
تنظیم Delay نباید بر اساس حدس یا صرفاً با گوش انجام شود. روش صحیح شامل موارد زیر است:
• استفاده از نرمافزارهای اندازهگیری و آنالیز سیستم مانند Smaart، SysTune و SATlive برای بررسی Impulse Response، Phase Response، Polarity و انجام Time Alignment بر اساس نتایج اندازهگیری.
• تنظیم Delay بهگونهای که امواج در نقطه هدف بهصورت Constructive Summation با یکدیگر جمع شوند، نه اینکه صرفاً کمترین یا بیشترین حجم صدا ایجاد شود.
• بررسی همزمان Delay، Phase و Polarity، زیرا در بسیاری از موارد، تداخل مخرب حاصل ترکیب این عوامل است، نه صرفاً اختلاف زمانی بین دو مسیر.
💡 جـمـعبـنـدی:
این ویدئو نمونهای جالب از تأثیر اختلاف زمان بر رفتار دو سیگنال مشابه است، اما نباید آن را بهعنوان روش تنظیم Delay در یک سیستم صوتی در نظر گرفت.
هدف از تنظیم Delay در پروژههای حرفهای، رسیدن به نقطه Null نیست، بلکه دستیابی به بهترین همپوشانی زمانی، همراستایی فازی و بیشترین جمعشدگی سازنده (Constructive Summation) در ناحیه شنوندگان است.
این فرآیند نیز باید بر پایه اندازهگیری، تحلیل و اهداف طراحی سیستم انجام شود، نه صرفاً با گوش یا تغییر تصادفی مقدار Delay.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍2
اصـطلاح NULL چـیـست؟
یکی از رایجترین اشتباهات در مهندسی صدا، یکی دانستن Null با Comb Filtering، Phase Difference، Delay یا Polarity Inversion است، در حالی که هرکدام مفهوم متفاوتی دارند!
اصطلاح Null به افت بسیار شدید یا تقریباً صفر شدن انرژی یک فرکانس در یک نقطه گفته میشود.
نکته مهم اینجاست که Null یک علت نیست! بلکه نتیجهی تداخل مخرب (Destructive Interference) بین دو یا چند موج صوتی است.
اما این تداخل مخرب چگونه ایجاد میشود؟
- Delay
اختلاف زمان رسیدن دو سیگنال، باعث ایجاد اختلاف فاز وابسته به فرکانس میشود.
- Phase Difference
اختلاف فاز بین دو سیگنال، تعیین میکند که آنها یکدیگر را تقویت کنند یا تضعیف.
- Polarity Inversion
معکوس شدن قطبیت یک سیگنال، بهتنهایی باعث Null نمیشود؛ اما اگر دو سیگنال همزمان و همسطح باشند، میتواند شرایط تداخل مخرب را فراهم کند.
- Comb Filtering
وقتی دو سیگنال مشابه با اختلاف زمان به هم میرسند، در پاسخ فرکانسی مجموعهای از Peak و Null ایجاد میشود که به آن Comb Filtering میگویند.
رابـطه ایـن مـفاهـیم:
Delay / Reflection / Distance / Polarity → Phase Difference → Destructive Interference → Null
و اگر این حذف و تقویت در فرکانسهای مختلف بهصورت متناوب تکرار شود به پدیده Comb Filtering خواهیم رسید!
💡 جـمـعبـنـدی:
✅ Null = نتیجه تداخل مخرب
✅ Destructive Interference = علت مستقیم ایجاد Null
✅ Phase Difference = شرط لازم برای ایجاد تداخل سازنده یا مخرب
✅ Delay و Reflection و Distance و Polarity = عواملی که اختلاف فاز را ایجاد یا تغییر میدهند.
✅ Comb Filtering = الگوی تکرارشوندهای از Peak و Null، نه یک Null واحد.
📌 به همین دلیل، Null معمولاً با EQ برطرف نمیشود! زیرا مشکل از کمبود انرژی نیست، بلکه از رابطه زمانی، فازی و هندسه سیستم ناشی میشود.
راهحل واقعی، اصلاح Delay، موقعیت منابع صوتی، همپوشانی و همترازی (Alignment) است.
#مهندسی_صدا
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
یکی از رایجترین اشتباهات در مهندسی صدا، یکی دانستن Null با Comb Filtering، Phase Difference، Delay یا Polarity Inversion است، در حالی که هرکدام مفهوم متفاوتی دارند!
اصطلاح Null به افت بسیار شدید یا تقریباً صفر شدن انرژی یک فرکانس در یک نقطه گفته میشود.
نکته مهم اینجاست که Null یک علت نیست! بلکه نتیجهی تداخل مخرب (Destructive Interference) بین دو یا چند موج صوتی است.
اما این تداخل مخرب چگونه ایجاد میشود؟
- Delay
اختلاف زمان رسیدن دو سیگنال، باعث ایجاد اختلاف فاز وابسته به فرکانس میشود.
- Phase Difference
اختلاف فاز بین دو سیگنال، تعیین میکند که آنها یکدیگر را تقویت کنند یا تضعیف.
- Polarity Inversion
معکوس شدن قطبیت یک سیگنال، بهتنهایی باعث Null نمیشود؛ اما اگر دو سیگنال همزمان و همسطح باشند، میتواند شرایط تداخل مخرب را فراهم کند.
- Comb Filtering
وقتی دو سیگنال مشابه با اختلاف زمان به هم میرسند، در پاسخ فرکانسی مجموعهای از Peak و Null ایجاد میشود که به آن Comb Filtering میگویند.
رابـطه ایـن مـفاهـیم:
Delay / Reflection / Distance / Polarity → Phase Difference → Destructive Interference → Null
و اگر این حذف و تقویت در فرکانسهای مختلف بهصورت متناوب تکرار شود به پدیده Comb Filtering خواهیم رسید!
💡 جـمـعبـنـدی:
📌 به همین دلیل، Null معمولاً با EQ برطرف نمیشود! زیرا مشکل از کمبود انرژی نیست، بلکه از رابطه زمانی، فازی و هندسه سیستم ناشی میشود.
راهحل واقعی، اصلاح Delay، موقعیت منابع صوتی، همپوشانی و همترازی (Alignment) است.
#مهندسی_صدا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1🔥1
📚 مـعرفـی کـتـاب Sound Reinforcement for Audio Engineers
یک مرجع جامع برای درک طراحی، اجرا و بهینهسازی سیستمهای تقویت صدا که مباحث تئوری را به کاربردهای واقعی سیستمهای صوتی نزدیک میکند.
کتاب در یازده فصل به موضوعاتی مثل:
• سیستم: انواع سیستمهای صوتی و کاربردهای آنها
• آکوستیک: Room Acoustics & Sound System Design
• بلندگو: Loudspeakers
• میکروفون: Microphones
• طراحی: Sound Reinforcement System Design
• روشهای طراحی: System Design Methods
• شفافیت گفتار: Speech Intelligibility
• مدلسازی: Acoustic Modelling
• شبکه: Audio Networking
• کالیبراسیون: Commissioning, Calibration & Optimization
• پروژه و مطالعات موردی: System Solutions, Case Studies
یکی از نقاط قوت #کتاب، وجود Case Studies و راهکارهای واقعی طراحی سیستم است، بنابراین صرفاً با یک کتاب تئوری مواجه نیستیم، بلکه مفاهیم در قالب مسائل و پروژههای کاربردی نیز بررسی میشوند.
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
یک مرجع جامع برای درک طراحی، اجرا و بهینهسازی سیستمهای تقویت صدا که مباحث تئوری را به کاربردهای واقعی سیستمهای صوتی نزدیک میکند.
کتاب در یازده فصل به موضوعاتی مثل:
• سیستم: انواع سیستمهای صوتی و کاربردهای آنها
• آکوستیک: Room Acoustics & Sound System Design
• بلندگو: Loudspeakers
• میکروفون: Microphones
• طراحی: Sound Reinforcement System Design
• روشهای طراحی: System Design Methods
• شفافیت گفتار: Speech Intelligibility
• مدلسازی: Acoustic Modelling
• شبکه: Audio Networking
• کالیبراسیون: Commissioning, Calibration & Optimization
• پروژه و مطالعات موردی: System Solutions, Case Studies
یکی از نقاط قوت #کتاب، وجود Case Studies و راهکارهای واقعی طراحی سیستم است، بنابراین صرفاً با یک کتاب تئوری مواجه نیستیم، بلکه مفاهیم در قالب مسائل و پروژههای کاربردی نیز بررسی میشوند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2❤1🔥1
IdealProject Engineering Ltd.
📚 مـعرفـی کـتـاب Sound Reinforcement for Audio Engineers یک مرجع جامع برای درک طراحی، اجرا و بهینهسازی سیستمهای تقویت صدا که مباحث تئوری را به کاربردهای واقعی سیستمهای صوتی نزدیک میکند. کتاب در یازده فصل به موضوعاتی مثل: • سیستم: انواع سیستمهای صوتی…
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2🔥1
🕌 در بـررسی و طـراحـی آکـوستیـک فضـاهـای مـسجد، همـیشه یـک سـؤال بـرای مـن مهـم بـوده:
⁉️ آیا واقعاً خودِ گنبد مشکل آکوستیکی است؟
هرچه بیشتر این موضوع را بررسی و شبیهسازی کردم، به این نتیجه رسیدم که جواب نــه است!
گنبد مقعر، بسته به شعاع، ارتفاع، موقعیت منبع صوت و موقعیت شنونده میتواند باعث تمرکز انرژی، بازتابهای اولیه و توزیع نامناسب انرژی صوتی شود؛ اما این به معنی بد بودن ذاتی گنبد نیست.
حتی در یکی از سناریوهای شبیهسازی که بررسی کردم، در نقطهی فوکوس STI = 0.991 به دست آمد.
پـس نمیتـوانیم بهصـورت مطلق بـگوییـم:
Sound Focusing = Poor Intelligibility
مسئله این است که انرژی صوتی کجا متمرکز میشود، چه مقدار است و با چه تأخیری به شنونده میرسد.
از طرف دیگر، در پروژههای واقعی هم دیدهام که صرفاً افزایش SPL یا اضافهکردن بلندگوهای بیشتر، الزاماً باعث بهتر شدن وضوح گفتار نمیشود.
در یک فضای گنبدی، طراحی #آکوستیک و سیستم صوتی باید همزمان دیده شود:
Time + Energy + Coverage
یعنی کنترل بازتابهای اولیه، جهتمندی #بلندگو، پوشش صوتی، Time Alignment و نویز پسزمینه و در نهایت بررسی پارامترهایی مانند STI، C50، RT60 و نسبت صدای مستقیم به بازتابی.
اما بهنظر من مهمترین نکته، از قبل از اجرای سیستم صوتی شروع میشود:
طـراحی گنبـد نبایـد یک تصـمیم صرفاً #معماری بـاشد!
معمار، مشاور آکوستیک و مشاور #الکتروآکوستیک باید قبل از نهایی شدن فرم #گنبد با یکدیگر هماهنگ باشند.
شعاع و ارتفاع گنبد، فرم آن و موقعیت منابع صوتی، همگی روی رفتار آکوستیکی فضا اثر میگذارند. بنابراین نباید ابتدا گنبد طراحی و اجرا شود و بعد از طراح سیستم صوتی و مشاور آکوستیک خواسته شود مشکل ایجاد شده را حل کنند.
گنبد نه لزوماً مشکل است و نه لزوماً راهحل!
اگر درست محاسبه و کنترل شود، میتواند بخشی از طراحی آکوستیکی فضا باشد!
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
⁉️ آیا واقعاً خودِ گنبد مشکل آکوستیکی است؟
هرچه بیشتر این موضوع را بررسی و شبیهسازی کردم، به این نتیجه رسیدم که جواب نــه است!
گنبد مقعر، بسته به شعاع، ارتفاع، موقعیت منبع صوت و موقعیت شنونده میتواند باعث تمرکز انرژی، بازتابهای اولیه و توزیع نامناسب انرژی صوتی شود؛ اما این به معنی بد بودن ذاتی گنبد نیست.
حتی در یکی از سناریوهای شبیهسازی که بررسی کردم، در نقطهی فوکوس STI = 0.991 به دست آمد.
پـس نمیتـوانیم بهصـورت مطلق بـگوییـم:
Sound Focusing = Poor Intelligibility
مسئله این است که انرژی صوتی کجا متمرکز میشود، چه مقدار است و با چه تأخیری به شنونده میرسد.
از طرف دیگر، در پروژههای واقعی هم دیدهام که صرفاً افزایش SPL یا اضافهکردن بلندگوهای بیشتر، الزاماً باعث بهتر شدن وضوح گفتار نمیشود.
در یک فضای گنبدی، طراحی #آکوستیک و سیستم صوتی باید همزمان دیده شود:
Time + Energy + Coverage
یعنی کنترل بازتابهای اولیه، جهتمندی #بلندگو، پوشش صوتی، Time Alignment و نویز پسزمینه و در نهایت بررسی پارامترهایی مانند STI، C50، RT60 و نسبت صدای مستقیم به بازتابی.
اما بهنظر من مهمترین نکته، از قبل از اجرای سیستم صوتی شروع میشود:
طـراحی گنبـد نبایـد یک تصـمیم صرفاً #معماری بـاشد!
معمار، مشاور آکوستیک و مشاور #الکتروآکوستیک باید قبل از نهایی شدن فرم #گنبد با یکدیگر هماهنگ باشند.
شعاع و ارتفاع گنبد، فرم آن و موقعیت منابع صوتی، همگی روی رفتار آکوستیکی فضا اثر میگذارند. بنابراین نباید ابتدا گنبد طراحی و اجرا شود و بعد از طراح سیستم صوتی و مشاور آکوستیک خواسته شود مشکل ایجاد شده را حل کنند.
گنبد نه لزوماً مشکل است و نه لزوماً راهحل!
اگر درست محاسبه و کنترل شود، میتواند بخشی از طراحی آکوستیکی فضا باشد!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2🔥1
⁉️ گـاهی بهـتریـن پـردازش سیگـنال، پـردازش نکـردن آن اسـت!
در سیستمهای صوتی، وقتی با یک مشکل مواجه میشویم، واکنش رایج این است که سریع سراغ EQ، Compressor، Multiband یا Limiter برویم. اما سؤال مهمتر این است: آیا واقعاً مشکل از سیگنال است؟
صدای خشن همیشه با EQ حل نمیشود، داینامیک ناپایدار همیشه به Compressor نیاز ندارد و Low-End نامناسب همیشه با Multiband قابل اصلاح نیست. حتی صدای کم هم الزاماً با Limiter حل نمیشود.
گاهی مشکل اصلی جای دیگری است: Gain Staging، انتخاب و جایگذاری میکروفن، Positioning سیستم PA، Phase، آکوستیک فضا، منبع صوتی یا حتی طراحی خود سیستم.
پردازش سیگنال باید نتیجه یک تشخیص درست باشد، نه اولین واکنش ما به یک مشکل!
هر Processor که به Signal Chain اضافه میکنیم، یک تصمیم مهندسی است، نه یک راهحل پیشفرض!
Processing ≠ Problem Solving
قبل از اینکه بپرسیم"چه پردازشی اضافه کنم؟"، بهتر است بپرسیم:
"مـشکل دقـیقـاً از کـجاسـت؟"
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
در سیستمهای صوتی، وقتی با یک مشکل مواجه میشویم، واکنش رایج این است که سریع سراغ EQ، Compressor، Multiband یا Limiter برویم. اما سؤال مهمتر این است: آیا واقعاً مشکل از سیگنال است؟
صدای خشن همیشه با EQ حل نمیشود، داینامیک ناپایدار همیشه به Compressor نیاز ندارد و Low-End نامناسب همیشه با Multiband قابل اصلاح نیست. حتی صدای کم هم الزاماً با Limiter حل نمیشود.
گاهی مشکل اصلی جای دیگری است: Gain Staging، انتخاب و جایگذاری میکروفن، Positioning سیستم PA، Phase، آکوستیک فضا، منبع صوتی یا حتی طراحی خود سیستم.
پردازش سیگنال باید نتیجه یک تشخیص درست باشد، نه اولین واکنش ما به یک مشکل!
هر Processor که به Signal Chain اضافه میکنیم، یک تصمیم مهندسی است، نه یک راهحل پیشفرض!
Processing ≠ Problem Solving
قبل از اینکه بپرسیم"چه پردازشی اضافه کنم؟"، بهتر است بپرسیم:
"مـشکل دقـیقـاً از کـجاسـت؟"
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👌1
🔊 Back EMF
چـیسـت و چـرا کـنتـرل آن مـهم اسـت؟
وقتی Voice Coil یک بلندگو در میدان مغناطیسی حرکت میکند، فقط آمپلیفایر نیست که به بلندگو انرژی میدهد! حرکت خود Voice Coil نیز باعث ایجاد یک ولتاژ مخالف میشود که به آن Back EMF (Back Electromotive Force) میگوییم.
این Back EMF یک پدیده طبیعی در عملکرد بلندگوست؛ بنابراین ذاتاً نمیتوان آن را «خوب» یا «بد» دانست. مسئله اصلی، نحوه کنترل و تأثیر آن روی رفتار سیستم است.
اگر این اثر بهخوبی کنترل نشود، میتواند روی حرکت مخروط، پاسخ فرکانسی و میزان اعوجاج، بهخصوص در فرکانسهای پایین، تأثیر بگذارد.
اینجاست که Damping Factor اهمیت پیدا میکند. امپدانس پایین خروجی آمپلیفایر به کنترل بهتر حرکت Voice Coil کمک میکند، در حالی که مقاومت کابل، کانکتورها و سایر اتصالات میتواند این کنترل را کاهش دهد.
اما یک نکته مهم:
این Back EMF چیزی نیست که صدابردار پشت کنسول آن را کنترل کند. این مسئله عمدتاً در سطح طراحی درایور، آمپلیفایر و طراحی سیستم صوتی مدیریت میشود.
طراح درایور روی ساختار موتور و Voice Coil کار میکند، سازنده آمپلیفایر روی عملکرد خروجی و Damping Factor تأثیر میگذارد و مهندس یا طراح سیستم، تطبیق صحیح Loudspeaker، Amplifier و Cable را در نظر میگیرد.
بنابراین در یک سیستم Passive، فقط توان آمپلیفایر مهم نیست؛ تعامل بین آمپلیفایر، کابل، امپدانس بلندگو و Voice Coil نیز بخشی از رفتار نهایی سیستم است.
پدیده Back EMF یک مشکل نیست! یک پدیده فیزیکی است که باید در طراحی و کنترل سیستم آن را در نظر گرفت.
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
چـیسـت و چـرا کـنتـرل آن مـهم اسـت؟
وقتی Voice Coil یک بلندگو در میدان مغناطیسی حرکت میکند، فقط آمپلیفایر نیست که به بلندگو انرژی میدهد! حرکت خود Voice Coil نیز باعث ایجاد یک ولتاژ مخالف میشود که به آن Back EMF (Back Electromotive Force) میگوییم.
این Back EMF یک پدیده طبیعی در عملکرد بلندگوست؛ بنابراین ذاتاً نمیتوان آن را «خوب» یا «بد» دانست. مسئله اصلی، نحوه کنترل و تأثیر آن روی رفتار سیستم است.
اگر این اثر بهخوبی کنترل نشود، میتواند روی حرکت مخروط، پاسخ فرکانسی و میزان اعوجاج، بهخصوص در فرکانسهای پایین، تأثیر بگذارد.
اینجاست که Damping Factor اهمیت پیدا میکند. امپدانس پایین خروجی آمپلیفایر به کنترل بهتر حرکت Voice Coil کمک میکند، در حالی که مقاومت کابل، کانکتورها و سایر اتصالات میتواند این کنترل را کاهش دهد.
اما یک نکته مهم:
این Back EMF چیزی نیست که صدابردار پشت کنسول آن را کنترل کند. این مسئله عمدتاً در سطح طراحی درایور، آمپلیفایر و طراحی سیستم صوتی مدیریت میشود.
طراح درایور روی ساختار موتور و Voice Coil کار میکند، سازنده آمپلیفایر روی عملکرد خروجی و Damping Factor تأثیر میگذارد و مهندس یا طراح سیستم، تطبیق صحیح Loudspeaker، Amplifier و Cable را در نظر میگیرد.
بنابراین در یک سیستم Passive، فقط توان آمپلیفایر مهم نیست؛ تعامل بین آمپلیفایر، کابل، امپدانس بلندگو و Voice Coil نیز بخشی از رفتار نهایی سیستم است.
پدیده Back EMF یک مشکل نیست! یک پدیده فیزیکی است که باید در طراحی و کنترل سیستم آن را در نظر گرفت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌2❤1🔥1
🎙 صـدای خـوب میـکروفن یـقـهای (Lavalier) از جـایگـذاری درسـت شـروع میشـود!
یکی از اشتباهات رایج در استفاده از #میکروفن_یقهای این است که وقتی صدا مشکل دارد، سریع سراغ EQ میرویم؛ در حالی که جایگذاری میکروفن (Placement) میتواند تأثیر بسیار بیشتری روی نتیجه نهایی داشته باشد.
میکروفن را خیلی نزدیک گردن قرار ندهید، تغییر فاصله و موقعیت نسبت به بدن میتواند روی وضوح صدا، بهخصوص محدوده 2–4 kHz، تأثیر بگذارد. از طرف دیگر، تماس میکروفن یا کابل با لباس میتواند باعث نویز اصطکاک لباس (Clothing Noise) شود، بنابراین کابل باید بهدرستی مهار شود و از حرکت آزاد آن جلوگیری شود.
نوع میکروفن هم مهم است. در محیطهای پرنویز، انتخاب Cardioid یا Supercardioid میتواند نسبت به Omni کنترل بیشتری روی صدای ناخواسته ایجاد کند.
و مـهمتـر از همـه:
قبل از اینکه میکروفن یقهای را EQ کنیم، اول جایگذاری را درست کنیم.
معمولا EQ میتواند یک صدای خوب را بهتر کند! اما قرار نیست یک جایگذاری اشتباه را معجزهوار نجات دهد!
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
یکی از اشتباهات رایج در استفاده از #میکروفن_یقهای این است که وقتی صدا مشکل دارد، سریع سراغ EQ میرویم؛ در حالی که جایگذاری میکروفن (Placement) میتواند تأثیر بسیار بیشتری روی نتیجه نهایی داشته باشد.
میکروفن را خیلی نزدیک گردن قرار ندهید، تغییر فاصله و موقعیت نسبت به بدن میتواند روی وضوح صدا، بهخصوص محدوده 2–4 kHz، تأثیر بگذارد. از طرف دیگر، تماس میکروفن یا کابل با لباس میتواند باعث نویز اصطکاک لباس (Clothing Noise) شود، بنابراین کابل باید بهدرستی مهار شود و از حرکت آزاد آن جلوگیری شود.
نوع میکروفن هم مهم است. در محیطهای پرنویز، انتخاب Cardioid یا Supercardioid میتواند نسبت به Omni کنترل بیشتری روی صدای ناخواسته ایجاد کند.
و مـهمتـر از همـه:
قبل از اینکه میکروفن یقهای را EQ کنیم، اول جایگذاری را درست کنیم.
معمولا EQ میتواند یک صدای خوب را بهتر کند! اما قرار نیست یک جایگذاری اشتباه را معجزهوار نجات دهد!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍2
🔊 صـدا بـرای مراسـم سنتـی، وقتـی معمـاری بـخشی از سیـستم صـوتی اسـت!
✍️ نویسنده: John McJunkin
در فضاهای سنتی و تاریخی، طراحی سیستم صوتی با یک سالن مدرن تفاوت اساسی دارد. بسیاری از این فضاها با معماری و #آکوستیکی ساخته شدهاند که پیش از وجود سیستمهای تقویت #صدا شکل گرفتهاند! بنابراین Reverberation و انعکاسهای طبیعی فضا باید از ابتدا در طراحی سیستم در نظر گرفته شوند.
در چنین محیطهایی، استفاده از سیستمهای بزرگ و پرقدرت لزوماً راهحل نیست و حتی میتواند نتیجه را بدتر کند. نویسنده پیشنهاد میکند سیستم تقویت صدا تا حد امکان ملایم، محدود و نامحسوس باشد و در صورت نیاز، با کمک طراحی آکوستیکی مناسب، از Absorption یا Diffusion نیز استفاده شود.
موضوع فقط بلندگو نیست! میکروفنها نیز باید تا حد امکان کوچک و غیرمزاحم باشند تا ظاهر تاریخی و #معماری فضا تحت تأثیر تجهیزات صوتی قرار نگیرد.
در بخش #میکس نیز رویکرد باید با یک اجرای مدرن متفاوت باشد. پردازش شدید، EQهای افراطی و Compression زیاد معمولاً با ماهیت یک مراسم سنتی سازگار نیست. هدف، ایجاد صدایی طبیعی، واضح و قابل فهم است؛ نه یک اجرای بسیار بلند و پردازششده.
حتی در انتخاب محدوده فرکانسی هم باید به مخاطب و شرایط فضا توجه کرد! برای مثال در جمعیتهای مسنتر، توجه بیشتر به اطلاعات فرکانس بالا میتواند به درک بهتر گفتار کمک کند.
در نهایت، ایده اصلی مقاله این است:
بهترین سیستم صوتی برای یک فضای تاریخی، سیستمی است که حضورش کمتر دیده و شنیده شود، اما نتیجه آن کاملاً احساس شود.
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
✍️ نویسنده: John McJunkin
در فضاهای سنتی و تاریخی، طراحی سیستم صوتی با یک سالن مدرن تفاوت اساسی دارد. بسیاری از این فضاها با معماری و #آکوستیکی ساخته شدهاند که پیش از وجود سیستمهای تقویت #صدا شکل گرفتهاند! بنابراین Reverberation و انعکاسهای طبیعی فضا باید از ابتدا در طراحی سیستم در نظر گرفته شوند.
در چنین محیطهایی، استفاده از سیستمهای بزرگ و پرقدرت لزوماً راهحل نیست و حتی میتواند نتیجه را بدتر کند. نویسنده پیشنهاد میکند سیستم تقویت صدا تا حد امکان ملایم، محدود و نامحسوس باشد و در صورت نیاز، با کمک طراحی آکوستیکی مناسب، از Absorption یا Diffusion نیز استفاده شود.
موضوع فقط بلندگو نیست! میکروفنها نیز باید تا حد امکان کوچک و غیرمزاحم باشند تا ظاهر تاریخی و #معماری فضا تحت تأثیر تجهیزات صوتی قرار نگیرد.
در بخش #میکس نیز رویکرد باید با یک اجرای مدرن متفاوت باشد. پردازش شدید، EQهای افراطی و Compression زیاد معمولاً با ماهیت یک مراسم سنتی سازگار نیست. هدف، ایجاد صدایی طبیعی، واضح و قابل فهم است؛ نه یک اجرای بسیار بلند و پردازششده.
حتی در انتخاب محدوده فرکانسی هم باید به مخاطب و شرایط فضا توجه کرد! برای مثال در جمعیتهای مسنتر، توجه بیشتر به اطلاعات فرکانس بالا میتواند به درک بهتر گفتار کمک کند.
در نهایت، ایده اصلی مقاله این است:
بهترین سیستم صوتی برای یک فضای تاریخی، سیستمی است که حضورش کمتر دیده و شنیده شود، اما نتیجه آن کاملاً احساس شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌2❤1👏1
🎚 چـرا هـنوز ایـنطـور میـکس مـیکنـم؟
چون فکر میکنم بهتر صدا میدهد!
در این مقاله، Dave Natale درباره روش شخصی خودش در میکس لایو صحبت میکند، روشی که بیشتر از تکیه بر پردازشهای زیاد، روی Headroom، Dynamic Range و کنترل Levelها تمرکز دارد.
او قبل از شروع اجرا، حداکثر محدوده دینامیکی موردنیاز سیستم را مشخص میکند و سپس میکس را بر اساس همان محدوده شکل میدهد. هدف این است که از ابتدا فضای کافی برای تغییرات Level وجود داشته باشد و صدابردار مجبور نشود برای کنترل هر اتفاقی دائماً سراغ Compressor یا Limiter برود.
آقای مهندس Natale تأکید میکند که Compression نباید یک واکنش خودکار به هر تغییر داینامیکی باشد. گاهی کنترل درست فیدرها و ساختن یک Gain Structure مناسب، نتیجه طبیعیتر و بهتری ایجاد میکند.
یکی دیگر از نکات جالب مقاله، نگاه او به تفاوت Analog و Digital است. از نظر او، تغییر تکنولوژی لزوماً به معنی بهتر شدن صدا نیست؛ مهمتر از ابزار، روشی است که صدابردار با آن کار میکند و نتیجهای است که از سیستم میگیرد.
در نهایت، این مقاله بیشتر از اینکه یک «روش صحیح میکس» معرفی کند، درباره تجربه و فلسفه کاری یک صدابردار حرفهای است.
گاهـی پاسـخ یک صـدابردار بـه اینـکه:
«چرا هنوز اینطور کار میکنی؟»
خیـلی سـاده اسـت:
«چون فکر میکنم بهتر صدا میدهد»
✍️ نویسنده: Dave Natale
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
چون فکر میکنم بهتر صدا میدهد!
در این مقاله، Dave Natale درباره روش شخصی خودش در میکس لایو صحبت میکند، روشی که بیشتر از تکیه بر پردازشهای زیاد، روی Headroom، Dynamic Range و کنترل Levelها تمرکز دارد.
او قبل از شروع اجرا، حداکثر محدوده دینامیکی موردنیاز سیستم را مشخص میکند و سپس میکس را بر اساس همان محدوده شکل میدهد. هدف این است که از ابتدا فضای کافی برای تغییرات Level وجود داشته باشد و صدابردار مجبور نشود برای کنترل هر اتفاقی دائماً سراغ Compressor یا Limiter برود.
آقای مهندس Natale تأکید میکند که Compression نباید یک واکنش خودکار به هر تغییر داینامیکی باشد. گاهی کنترل درست فیدرها و ساختن یک Gain Structure مناسب، نتیجه طبیعیتر و بهتری ایجاد میکند.
یکی دیگر از نکات جالب مقاله، نگاه او به تفاوت Analog و Digital است. از نظر او، تغییر تکنولوژی لزوماً به معنی بهتر شدن صدا نیست؛ مهمتر از ابزار، روشی است که صدابردار با آن کار میکند و نتیجهای است که از سیستم میگیرد.
در نهایت، این مقاله بیشتر از اینکه یک «روش صحیح میکس» معرفی کند، درباره تجربه و فلسفه کاری یک صدابردار حرفهای است.
گاهـی پاسـخ یک صـدابردار بـه اینـکه:
«چرا هنوز اینطور کار میکنی؟»
خیـلی سـاده اسـت:
«چون فکر میکنم بهتر صدا میدهد»
✍️ نویسنده: Dave Natale
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍2👌1
🔊 وقـتی محـیط بـا مـا همکـاری نمـیکـند!
✍️ نویسنده: Steve La Cerra
📌 عنوان: When The Room Doesn’t Cooperate
در این مقاله، Steve La Cerra تجربهی یک اجرای زنده در Troy Savings Bank Music Hall را بررسی میکند؛ سالنی تاریخی که به دلیل Reverberation زیاد، یکی از فضاهای چالشبرانگیز برای اجرای موسیقی زنده است.
در این اجرا، مشکل اصلی زمانی بیشتر خودش را نشان میداد که سطح صدای سیستم بالا میرفت. انعکاسهای زیاد سالن باعث میشد انرژی صوتی بیشتری در فضا جمع شود و صدای اجرای گروه در بعضی نقاط شفافیت خود را از دست بدهد.
آقای La Cerra برای این اجرا ابتدا روی کنترل SPL تمرکز کرد. او متوجه شد که با پایین نگه داشتن سطح صدای سیستم، میتواند تأثیر #آکوستیک نامناسب #سالن را کاهش دهد. به همین دلیل برخلاف روال معمول، سیستم را طوری تنظیم کرد که با فشار صوتی کمتری کار کند.
برای کنترل #وکال نیز از EQ استفاده شد و با تنظیم فرکانسهای مشکلدار، تلاش شد #صدای_خواننده در میان صدای سازها و انعکاسهای سالن واضحتر باقی بماند.
یکی دیگر از بخشهای مهم کار، توجه به زمان رسیدن صدا و موقعیت سیستم PA بود. در چنین فضایی، هدف این بود که تا حد امکان انرژی صوتی مستقیماً به سمت مخاطب هدایت شود و از تحریک بیش از حد فضای سالن جلوگیری شود.
نکته جالب این تجربه این بود که La Cerra مجبور شد روش معمول خود برای Soundcheck و Mix را تغییر دهد و خودش را با شرایط این سالن تطبیق دهد.
این تجربه نشان میدهد که در یک فضای آکوستیکی دشوار، همیشه راهحل افزایش Volume نیست! گاهی با کاهش SPL و کنترل دقیقتر سیستم میتوان نتیجه بهتری گرفت.
📱 کانال تلگرام | 📱 اینستاگرام
✍️ نویسنده: Steve La Cerra
📌 عنوان: When The Room Doesn’t Cooperate
در این مقاله، Steve La Cerra تجربهی یک اجرای زنده در Troy Savings Bank Music Hall را بررسی میکند؛ سالنی تاریخی که به دلیل Reverberation زیاد، یکی از فضاهای چالشبرانگیز برای اجرای موسیقی زنده است.
در این اجرا، مشکل اصلی زمانی بیشتر خودش را نشان میداد که سطح صدای سیستم بالا میرفت. انعکاسهای زیاد سالن باعث میشد انرژی صوتی بیشتری در فضا جمع شود و صدای اجرای گروه در بعضی نقاط شفافیت خود را از دست بدهد.
آقای La Cerra برای این اجرا ابتدا روی کنترل SPL تمرکز کرد. او متوجه شد که با پایین نگه داشتن سطح صدای سیستم، میتواند تأثیر #آکوستیک نامناسب #سالن را کاهش دهد. به همین دلیل برخلاف روال معمول، سیستم را طوری تنظیم کرد که با فشار صوتی کمتری کار کند.
برای کنترل #وکال نیز از EQ استفاده شد و با تنظیم فرکانسهای مشکلدار، تلاش شد #صدای_خواننده در میان صدای سازها و انعکاسهای سالن واضحتر باقی بماند.
یکی دیگر از بخشهای مهم کار، توجه به زمان رسیدن صدا و موقعیت سیستم PA بود. در چنین فضایی، هدف این بود که تا حد امکان انرژی صوتی مستقیماً به سمت مخاطب هدایت شود و از تحریک بیش از حد فضای سالن جلوگیری شود.
نکته جالب این تجربه این بود که La Cerra مجبور شد روش معمول خود برای Soundcheck و Mix را تغییر دهد و خودش را با شرایط این سالن تطبیق دهد.
این تجربه نشان میدهد که در یک فضای آکوستیکی دشوار، همیشه راهحل افزایش Volume نیست! گاهی با کاهش SPL و کنترل دقیقتر سیستم میتوان نتیجه بهتری گرفت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👏1