ᴀʙᴏᴜᴛ ᴛɪᴍᴇ 🕊
نشستم Duty after school دیدم …
الان داغم گریه نمیکنم
قطعا پام برسه به رشت یا حتی بشینم تو اتوبوس خودمو با گریه خفه میکنم
قطعا پام برسه به رشت یا حتی بشینم تو اتوبوس خودمو با گریه خفه میکنم
موضوع مرگشون نیست
موضوع اینه که الکی الکی مردن :)
دو هفته بعد مرگ اینا فاکین جنگ تموم شد :)))))))))))
ᴀʙᴏᴜᴛ ᴛɪᴍᴇ 🕊
خر کیوت 🤍
قبلا هر وقت از اصفهان بر میگشتیم تو راه از دلتنگی خاله و دخترخالم عر میزدم، حالا دلتنگی سگشونم اضافه شد؛ عالیه 👍🏼
این بچه یک وقتایی میشینه کز میکنه یه گوشه و یک آه هِی مانندی از خودش سر میده دلم میخواد بشینم گریه کنم برااااش :(
چته مادر چرا افسردهای آخه :(((
چته مادر چرا افسردهای آخه :(((
Forwarded from 「 پرواز بدون بال 」
یعنی زندگی کردن بدونِ اضطرابِ اجتماعی چه شکلیه؟
ᴀʙᴏᴜᴛ ᴛɪᴍᴇ 🕊
کلا سه بار فروغو دیدم ولی حس میکنم ده ساله دوستیم :)
داره لپمو ماچ میکنه 👁️🫦👁️
“Our time is up
Your eyes are shut
I won't get to tell you what
I needed you to know
It's dark enough
The moonlight doesn't show
And all my love
Could never bring you home”
Your eyes are shut
I won't get to tell you what
I needed you to know
It's dark enough
The moonlight doesn't show
And all my love
Could never bring you home”