Forwarded from ʙᴇʀʀʏ sɪᴅᴇ 🍓
امروز داشتیم با زرا میگفتیم که چقدر دلمون میخواد تولد بگیریم ولی مشکل اینه که هیچ دوستی نداریم دعوت کنیم بجز دو سه نفر.
SAD.
SAD.
این بازیگر جدید نقش رینیرا تو House of the Dragon رو اصن نمیتونم :)
همون قبلی رو میخوام😭
همون قبلی رو میخوام😭
کاش دانشجوها و دانشآموزا سراسر کشور اعتصاب کنیم و نریم دانشگاه و مدرسه؛ به جاش بریم کف خیابون همه با هم :)
ᴀʙᴏᴜᴛ ᴛɪᴍᴇ 🕊
Voice message
"صدها لولهی تفنگ احاطهام کردهاند
صدها ماشهی آهنی در لحظه کشیده شدند
مادر؛ زیر سایه درخت بیدی به من شلیک کردند
پسرت که طاقت بوسیدنش رو نداشتی، بر روی خاک انداختند
شغالها از هر طرف به سینهام، به جگرم هجوم آوردند
مادر؛ مرا همچون لاشهای خوردند و به تاراج بردند
لاشههایم را برای شناسایی تحویل دادند"
صدها ماشهی آهنی در لحظه کشیده شدند
مادر؛ زیر سایه درخت بیدی به من شلیک کردند
پسرت که طاقت بوسیدنش رو نداشتی، بر روی خاک انداختند
شغالها از هر طرف به سینهام، به جگرم هجوم آوردند
مادر؛ مرا همچون لاشهای خوردند و به تاراج بردند
لاشههایم را برای شناسایی تحویل دادند"
ادامش:
"تمام دردهای زمین را چشیده ام
هدر شده ام
همچون ققنوسی مرا میلیون ها بار آتش زده اند
مادر؛ همچون ققنوسی خویش را از خاکسترم آفریدم
در حین ارتکاب جرم دستگیر شدم
وقتی که قلبم را قسمت می کردم
در حین ارتکاب جرم، با دستبند مچ هایم را شکافتند و زخمی کردند
مادر؛ من دیار به دیار جنگجوی امید بودم
برای یک مشت عشق به چشمانم داغ کشیدم
در حالی که با میخ به سنگها مصلوب میشدم
جگرم را به عقاب ها می خوراندم
اسپارتاکوس بودم در فریاد بردگی
خوراک شیرها شدم و تمام شدم
در ته چاه های بی آب یوسف بودم
در دشت کربلا حسین بودم
این چندمین مرگ من است؟
چندمین زنده شدنم است؟
آتش را از خدایان دزدیدم
در طول صدها سال شعله ور شدم
همچون ققنوسی سوختم مادر
همچون ققنوسی خویش را از خاکسترم آفریدم"
"تمام دردهای زمین را چشیده ام
هدر شده ام
همچون ققنوسی مرا میلیون ها بار آتش زده اند
مادر؛ همچون ققنوسی خویش را از خاکسترم آفریدم
در حین ارتکاب جرم دستگیر شدم
وقتی که قلبم را قسمت می کردم
در حین ارتکاب جرم، با دستبند مچ هایم را شکافتند و زخمی کردند
مادر؛ من دیار به دیار جنگجوی امید بودم
برای یک مشت عشق به چشمانم داغ کشیدم
در حالی که با میخ به سنگها مصلوب میشدم
جگرم را به عقاب ها می خوراندم
اسپارتاکوس بودم در فریاد بردگی
خوراک شیرها شدم و تمام شدم
در ته چاه های بی آب یوسف بودم
در دشت کربلا حسین بودم
این چندمین مرگ من است؟
چندمین زنده شدنم است؟
آتش را از خدایان دزدیدم
در طول صدها سال شعله ور شدم
همچون ققنوسی سوختم مادر
همچون ققنوسی خویش را از خاکسترم آفریدم"
جوری که این رپرای شخمی مث خلسه و زدبازی به گح خوردن افتادن و بعد یه هفته همشون دارن برا مهسا اجرا میکنن 😂
پاره نشید عزیزان
پاره نشید عزیزان