illusions
158 subscribers
141 photos
75 videos
63 links
اوهامی
به رنگ تنه ی درختی تنومند
میجود ذهنم را
اوهام
یا توهم؟!؟
چه فرقی می کند
هردو تلون تازه ایست برای آزردنم تا فردا
_ t.me/HidenChat_Bot?start=6800560071
Download Telegram
بچه بودیم تکلیف عذابمون می‌داد، بزرگ شدیم بلاتکلیفی.
👍2☃1💔1🤝1
ولی این حجم از بلاتکلیفی مناسب این سن نبود.
❤‍🔥1
مدت‌هاست به هيج چيز جز ايران فكر نمیکنم..
فقط انديشه "ایران" است
كه ميتواند
نگران و همزمان دلگرمم كند
و به زندگى و آينده متصل نگهم دارد✨🕊
❤‍🔥1
کاش منم "last seen a long time ago" میشدم.
❤1
آدمیزاد تو یه سنی، یه قبر می‌کنه، آرزوهاشو می‌ریزه توش و می‌شینه به نگاه کردن. باور کنید حال سوگواری‌ام نداره. بهت‌زده به مرگ آرزوهاش زل می‌زنه. گیج و منگ. می‌دونه هم که دیگه نمی‌شه. به قول فروغ؛ «چه می‌شود کرد؟ مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست».
❤1
‏دوست دارم❌
برات کانفیگ گرفتم✅
❤1
ز هوشیاران عالم هرکه را دیدم  غمی دارد
دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد.
-مولانا.
می‌دونید کجا فهمیدم که واقعا دوستم داره ؟
اونجایی که دیدم برای خودمون توی هر شرایطی تلاش می‌کنه .
دستم به ماه می رسد امشب، اگر که عشق
دست مــــرا دوبـــــاره بگیرد، مگــــر کـه عشق
تو میتونستی چشم‌هایی که تا ابد
فقط تورو می‌بینه رو داشته باشی،
میتونستی لبایی که جز تو احدی رو نبوسیده
و بدنی که توسط هیچکس جز تو لمس نشده رو داشته باشی،
پاهایی که وقتی اسمت وسط باشه تا آخر دنیا میاد
و قلبی که تا ابد می‌خواد توش باشی و داشته باشی؛
ولی تو ...
روزی که جنازمو میدن به خاك
اونی که بیشتر اذیتم کرده،بیشتر گریه میکنه
اونی که نخواسته منو ببینه، میاد برای دیدن جنازم
اونی که نخواست سلامم رو بده، میاد واسه خدافظی
اونی که دستمو نگرفت ،جلوی همه میره زیر تابوتم
عجب روزیه اون روز!..‌..
پیش جمعِ دختران، چشمانِ پاکت را ببند
من حسودم عشقِ من،
چشمانِ تو، مال من است..🥲❤️
اینو میفرستم هر موقع نتت وصل شد بخون :
من ، نه هر ساعت ، نه هر دقیقه بلکه هر ثانیه به یادت بودم :)
همه‌چیز غمگینه؛ خیابون غمگینه، خونه غمگینه، فیلما و سریالا غمگینن، آهنگا غمگینن، قلبم غمگینه و روحم خسته و داغونه.
As time
passes,
Your view
of many
people
changes.

زمان که
بگذره ، دیدت
نسبت به
خیلی ها
عوض میشه.
گفتند ، زمان التیام می‌بخشد،
اما داستایوفسکی میگوید:
آدم طعم برخی اشک ها را هیچوقت فراموش نمیکند.
احساس می‌کنم مدتی‌ است که
با چیزی بیش از توانم درگیر بوده‌ام

محمود درویش


پ.ن: عمیقا حس میکنم داره در مورد
این بازه از زندگیم صحبت میکنه..
من دیگه خسته‌ام، لطفا بقیه‌اش رو یکی دیگه زندگی کنه.