419 - P‌‌ L‌‌ A‌‌ Y‌‌ L‌‌ I‌‌ S‌‌ T‌‌
247 subscribers
43 photos
22 videos
3 links
💀
Download Telegram
" کاش بهم پیام بدی من خیلی وقته منتظر پیامتم "
با اینکه تموم شده میون ما هرچی که بود
ولی روزای جالبی بود
من‌ حسم بهت واقعی بود"
دیشب اکسم بهم تکس داد و باهم حرف زدیم
ولی میدونستیم خیلی وقته ما تموم شدیم
درسته روزای خوبی باهم داشتیم
اما همش گذشته و هرچی بوده تموم شده
تموم شدیم ما  الان دو تا آدم کاملا متفاوتیم
دوتا آدم که توی دوتا دنیای متفاوت دارن زندگی میکنن "
•من هرشب بهت فکر می‌کنم•
﮼وقتی بیدار میشم به تو فکر می‌کنم!
﮼وقتی گوشیمو دستم میگیرم به تو فکر می‌کنم!
﮼وقتی میرم تو اینستا یا تلگرام به تو فکر می‌کنم!
﮼وقتی نوتیف میاد به تو فکر می‌کنم!
﮼وقتی یه کاپل میبینم به تو فکر می‌کنم!
﮼وقتی آهنگ رمانتیک گوش میدم به تو فکر می‌کنم!
﮼وقتی فیلم رمانتیک می‌بینم به تو فکر می‌کنم!
﮼وقتی به گذشته فکر میکنم به تو فکر می‌کنم!
﮼وقتی به خوشحالی فکر میکنم به تو فکر می‌کنم!
﮼وقتی پیش دوستامم به تو فکر می‌کنم!
﮼وقتی به عشق فکر میکنم به تو فکر می‌کنم!
لعنت به روزی که دیدمت ...
بد بگایی سر چشات دادم "
خیلی خستم لطفا بقیه شو یکی دیگه جام زندگی کنه
ولی ما برای غریبه شدن زیادی همو بلدیم:)
طرف از جنگ جهانی نامه می‌نوشته،
می‌بسته به پای کبوتر، می‌فرستاده برای زنش!
بعد این پسره میگه شلوغ بودم نرسیدم پیام بدم
دنیا دقیقا داره به کدوم سمت میره نمی‌فهمم !!!!!
منی که عاشق فرانسوی بودم،به لطف این استاد متنفر شدم ازش..😑
به زمان زمان بده به فرصت فرصت
برای رسیدن به مقصد باید زمان شو طی کنی
مسیر شو بری اگه برنامه‌ شو بریزی
به هر چی که توی فکرته میرسی
اگه به خودت باور داشته باشی همه چی شدنیه!!!!
"چرا تنفر داشته باشم؟
تنفر احساس گرونیه،
از اهمیت دادن زیاد می‌اد،
ترجیح می‌دم اهمیت ندم
یعنی کسیم که تو ازش متنفری
باید حداقل ارزش این تنفر
تورو داشته باشه،
بنظرم چندتا کتاب
رو تو یه جمله خلاصه کرد"
وقتی به گذشته برمیگردی
یهو متوجه میشی همه اون
روزایی که میگفتی نمیگذره گذشته
همه اون روزایی که پر از استرس بودن گذشته
همه اون روزایی که کنار هم خندیدیم گذشتن
همه اون روزایی که پر از تنفر و هیت بودن گذشتن
همشون گذشتن و تموم شدن تموم شد به همین راحتی
نمیدونم چطوری دووم آوردم تا تموم شن
ولی اره مهم اینکه تموم شدن
و دیگه قرار نیست برگردم اونجا
برگردم به راهرو هایی که بیشتر شبیه تیمارستان روانی بود
به روزایی که پر از اتفاق های تنش زا بود
به صبح هایی که با تمام وجود
نمیخواستم برای رفتن آماده شم
به عصر هایی که وجودم پر از خستگی و خواب بود
ولی با تمام توان و مزخرفیش ادامه دادیم
به روزای سرد زمستونی که از سرما یخ زدیم
و بیشتر شبیه قطب شمال بود همش گذشت
الان از اونجا فقط یک مشت خاطره خوب و بد واسم مونده
و پرونده اینم بسته شد پرونده ای فکر میکردم تا ابد قرار باز بمونه ولی اره بسته شد ......"
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این داستان: وقتی دوست پسرم بهم اعتماد میکنه و ماشین شو بهم میده"
امیدوارم تو سن شصت هفتاد سالگی یه شب
سیگار به دست تو بالکن یاد کارای نکرده و آرزوهای
از دست رفته جوونیمون نیوفتیم و
همه وجودمون پر از حسرت نشه...
ای کاش 1404،کپی پیست 1403 و سال های قبل نباشه...
خلاصه که مراقب خودتون خیلی باشین
هیچکس به‌فکر شما نیست جز خودتون
توی سال جدید سعی کنین خودتونو دوست داشته باشین
با خودتون به صلح درونی برسین
و بپذیرید که یکجاهایی شرایط همینه
ولی دست از تلاش برندارین "
تورو به هرکی که می‌میپرستید تا از خودتون تا احساسات تون مطمئن نیستید کسی وابسته خودتون نکنید طرف با هزار امید و آرزو وابسته شما میشه محبت بدترین دراگ دنیاعه بخدا که ته همه ی اینا هیچی نیست سیاهی محضه فقط الان اون دو روز میشه که رفته و روح منم باخودش برده من سه سال تمام زندگیمو براش گذاشته بودم خیلی بی معرفتی که اینجوری رفتی من دیگه نمیتونم اون آدم سابق شم دیگه نمیتونم به آدما اعتماد کنم دیگه نمیتونم دوست دارم کسی باور کنم من الان نمیدونم بدون تو توی این شهر باید چطوری زندگی کنم انقد که همه جای این شهر واسم خاطره ساختی
نمیتونم به همه‌ی جاهایی که با تو رفتم دیگه حتی فکر کنم و بخوام برم من حتی دیگه نمیتونم پلی لیست آهنگامو گوش کنم
درسته تو رفتی اما باید برگردی و روحمو پس بدی دو روزه همش دارم سرم میزنم همش باید ارام بخش بزنم تا خوابم ببره خودمم میدونم بد بگایی سر تو دادم ولی مطمئن باش هرجا که باشی کارما کاری که باهام کردی پس میدی بی معرفت
دوزتان رفیقای خودم که تو چنل هستن من چیزی نمینویسم ، گاییدید انقدر گفتید چی شده ، ادمین داریم ریا نباشه