hungry reader
28 subscribers
13 photos
7 videos
1 file
1 link
تواناترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند. شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد.

@osmahdi
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حامیان قانون‌اساسی — بهمن ۵۷


در این ویدئو دو تجمع نسبتاً کوچک از هواداران قانون‌اساسی را در بهمن ۵۷ می‌بینید. موقعیت نومیدانه و سخت آنها در شعارهایی که انتخاب کرده بودند مشخص است. شعارهایی مانند اینکه "مهدی صاحب‌زمان امام آخر ماست"، یا شعار دربارهٔ امام علی. و البته معکوس کردن شعار انقلابی‌ها و گفتن اینکه "بی‌بی‌سی گوساله، بازم بگو ساواکه".

این تجمعات هم در نهایت پانوشتی بود بر تاریخ آن روزها...
‌‌«مولا علی نخستین سوسیالیست جهان!»


خسرو گلسرخی نام مهمی است، زیرا به گمانم او بهترین نمایندۀ انقلاب ۵۷ بود. اگر بخواهیم تجسم عینی انقلاب ۵۷ را در یک شخص متبلورشده ببینیم، آن شخص «خسرو گلسرخی» است. مناسب‌ترین دریچه برای فهم انقلاب ۵۷ «دریچۀ ایدئولوژی» است. زیرا این انقلاب بدون ایدئولوژی هرگز به پیروزی نمی‌رسید. نقطۀ اوج آن ایدئولوژی را می‌توان در سخنان گلسرخی دید؛ درست جایی که اسلام و مارکسیسم به شکلی بسیار توده‌فهم و اسطوره‌پردازانه پیوند می‌خورد. همین ایدئولوژی اسطوره‌محور و اسطوره‌پرور بود که نیروی مردمی عظیمی را ایجاد کرد و انقلاب را رقم زد.

کمی به عقب‌تر برویم: گلسرخی در تیر ماه ۱۳۵۰ در شمارۀ ۷۴ نشریۀ «نگین» مطلبی نوشت با عنوان «شعر در شبه‌جزیرۀ روشنفکری». این نوشتار او دربارۀ شعر است، اما سطر سطر آن از نوعی «سیاست هنریِ» ایدئولوژیک حکایت دارد و طعم تند مارکسیستی آن با تأکید بر مفهوم «تاریخ» مشخص می‌شود. گلسرخی می‌گوید شاعر باید بفهمد «در کجای تاریخ ایستاده» است. در نقد شاعران می‌گوید: «شاعر را جذبه‌های آرامش و رفاه بلعیده»؛ «شاعر جا خالی کرده است، او گوشه‌نشین، حاشیه‌پرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته است.»

گلسرخی درست همین فردی است که در این چند سطر دیدیم. او شاعری است که از رسالت تاریخی می‌گوید و در دادگاهش نیز دقیقاً از «جایگاه تاریخی» خود سخن می‌گوید و این جایگاه را نیز با نظریاتی مارکسیستی و با ارجاع به اسطوره‌های دینی تعریف می‌کند.

او در دادگاه می‌گوید:

«ان الحیاه عقیده والجهاد. سخنم را با گفته‌ای از مولا حسین، شهید بزرگ خلق‌های خاورمیانه آغاز می‌کنم. من که یک مارکسیست لنینیست هستم، برای نخستین بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسیالیسم رسیدم.

من در این دادگاه برای جانم چانه نمی‌زنم، و حتی برای عمرم. من قطره‌ای ناچیز از عظمت، از حرمان خلق‌های مبارز ایران هستم... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقیقی در ایران همواره دِین خود را به جنبش‌های رهایی‌بخش ایران پرداخته است... هنگامی که مارکس می‌گوید: «در یک جامعه طبقاتی، ثروت در سویی انباشته می‌شود و فقر و گرسنگی و فلاکت در سوی دیگر، در حالی که مولد ثروت طبقه محروم است» و مولا علی می‌گوید: «قصری بر پا نمی‌شود، مگر آنکه هزاران نفر فقیر گردند»، نزدیکی‌های بسیاری وجود دارد. چنین است که می‌توان در این لحظه از تاریخ، از مولا علی به عنوان نخستین سوسیالیست جهان نام برد... زندگی مولا حسین نمودار زندگی اکنونی ماست که جان بر کف، برای خلق‌های محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم. او در اقلیت بود و یزید، بارگاه، قشون، حکومت، قدرت داشت. او ایستاد و شهید شد. هر چند یزید گوشه‌ای از تاریخ را اشغال کرد، ولی آنچه که در تداوم تاریخ تکرار شد، راه مولا حسین و پایداری او بود، نه حکومت یزید. آنچه را که خلق‌ها تکرار کردند و می‌کنند، راه مولا حسین است. بدین گونه است که در یک جامعه مارکسیستی، اسلام حقیقی به عنوان یک روبنا قابل توجیه است و ما نیز چنین اسلامی را، اسلام حسینی و اسلام مولا علی را تأیید می‌کنیم.» (پایان نقل‌قول)

گلسرخی دائم از امپریالیسم و استعمار و آمریکا و «دشمنِ نامرئی» سخن می‌گوید و هر چه می‌گوید ایده‌های مارکسیستی است، اما هم با مهارت ادبی این دیدگاه‌ها را به امامان شیعه پیوند می‌دهد تا عمقی بی‌انتها در دل و ذهن شنونده داشته باشد و هم خوب می‌داند چطور از «نظام آباد»؛ «میدان شوش»، «دروازه غار»، «و پل امام‌زاده معصوم» شاهد آورد. او و دانشیان در نهایت از این دادگاه علنی استفاده می‌کنند تا به جای دفاع از خود تندترین و رادیکال‌ترین بیانیه‌های مارکسیستی و لنینیستی را علیه حکومت قرائت کنند. اما گلسرخی همزمان خود را در جایگاه حسین (ع) می‌نهد و طبعاً رقیبش را در جایگاه یزید. نکتۀ اصلی نیز در همین‌جاست! این همان «آمیزه‌ای است که اکسیر انقلاب ۵۷» بود. اسطوره‌های دینی از ژرفای تاریخ با نظریۀ سیاسیِ مدرنِ مارکسیسم می‌آمیزد و ادبیاتی مبارزه‌جویانه‌ را ایجاد می‌کند که نیروی انفجاری بی‌حدی داشت.

در پیوست همین نوشتار دفاعیۀ کامل گلسرخی را می‌توانید ببینند.
😍شبکه خیانت؛ تریبونی برای وطن‌فروشان و مزدوران دشمن

✅آیا می‌توان نام شبکه‌ای را که مجریانی نظیر پوریا زراعتی در آن به‌صراحت از حمله نظامی به خاک ایران حمایت می‌کنند، رسانه گذاشت؟ این دیگر یک شبکه تلویزیونی نیست؛ این پایگاهی است برای مزدوران موساد و دشمنانی که هدفشان چیزی جز نابودی این سرزمین نیست.

✅چگونه یک ایرانی می‌تواند زبان به حمایت از بمباران خاک میهن خود باز کند؟ این نه آزادی بیان است و نه دفاع از مردم؛ این خیانت آشکار و میهن فروشی محض است. این افراد در جامه رسانه، سلاح دشمنان ایران را تیزتر می‌کنند اما نمی‌دانند که هر حمله به خاک این سرزمین، هر توطئه‌ای علیه ایران، تنها عزم ملت ما را برای ایستادگی محکم‌تر خواهد کرد.

✅تاریخ ایران پر از خیانت‌ کارانی است که آرزوی نابودی این کشور را در سر داشتند، اما همه آن‌ها در مقابل عظمت و اراده ملت ایران به زانو درآمدند. پوریا زراعتی و امثال او نیز در تاریخ این سرزمین چیزی جز لکه‌ای ننگین نخواهند بود.

👑ایران می‌ماند و سربلندتر از همیشه خواهد بود، اما خیانت‌ کاران مانند همیشه، در زباله‌ دان تاریخ محو خواهند شد
hungry reader
Photo
فمینیسم ترویج دهنده مرگ و تباهی

✅فمینیسم در ابتدا با وعده‌ی برابری و احقاق حقوق زنان به میان آمد اما دیری نپایید که چهره واقعی خود را نمایان کرد؛ چهره ای زشت، پلید و ویرانگر که با بی رحمی تمام پایه هایی که بشریت بر آن بنا نهاده شده است را ویران می کند و به هیچ چیز رحم نمی کند؛ زن، کودک، خانواده، پدر، مادر و...
امروزه به وفور می بینیم که فمینیست ها کاملا وقیحانه و بی پرده به همه چیز حمله می کنند و بجای حل مشکلات اجتماعی، خود به مشکلی بسیار بزرگ تبدیل شده اند. یک فرقه جنون‌آمیز!

✅در این رابطه پستی در ایکس نظر ما را جلب کرد؛ پستی که در آن یک فمینیست درباره‌ی قتل فجیع یک کودک می گوید: « اگر این بچه در دوران جنینی سقط می شد دیگر امروز به قتل نمی رسید!» پس برای جلوگیری از قتل کودک در آینده مرتکب قتل او شویم!

✅در ریپلای های زیر این پست ایکس مواردی حتی فجیع تر نیز مشاهده می شد! یکی از کاربران در زیر این پست گفته:«چه بهتر که این کودک کشته شد اگرنه باید در طول زندگی‌اش زجر می کشید!» پس همه باید برای گریز از درد و رنج بمیرند!

🔹کسانی که اینچنین دیدگاه کثیف و کوته نظرانه‌ای نسبت به قتل یک دختر بچه دارند چگونه مدعی احقاق حقوق زنان هستند؟
hungry reader pinned «سازمان مجاهدین خلق»
چرا با براندازی مخالفم؟

پیشتر پس از شکست خیزش ۱۴۰۱ نوشتم براندازی بدون نیرویی ملی که بتواند امنیت و ثبات را تأمین کند سم مهلکی است. اکنون بیش از پیش به این نتیجه رسیدم که براندازی سم است و باید از آن پرهیز کرد. مهمترین نیروی اپوزیسیون که پادشاهی‌خواهان باشند متأسفانه جا پای مجاهدین خلق گذاشته‌اند و به نیروی نیابتی اسرائيل بدل شده‌اند. شاهزاده رضا پهلوی رسماً از زدن سر اختاپوس سخن می‌گوید و هوادارانش چنان پرچم اسرائیل را در هوا می‌رقصانند که گویی شهروند اسرائیل‌اند. اغلب پادشاهی‌خواهان بیشتر نگران منافع ملی اسرائیل و آمریکا هستند تا نگران منافع ملی ایران. می‌توان گفت از سال ۹۶ تا ۱۴۰۱ این جریان سیاسی فرصتی طلایی داشت تا خود را به عنوان جنبشی ملی‌گرا و امید اصلی برای تغییر تثبیت کند. اما متأسفانه کاملاً مسیر عکس را پیمود: به جنبشی عوام‌زده، پرخشم و پرخاشگر بدل شد و علیه فرهنگ و هنر و روشنفکری ایران اعلان جنگ داد. از آن بدتر چهره خود را نه به عنوان جریانی ملی‌گرا و وطن‌دوست، که به عنوان جریانی وابسته که افسارش به دست اسرائیل و محافل قدرت در آمریکا است تثبیت کرد. وقتی شاهزاده رضا پهلوی در اسرائیل چند روز در کنار خانم گیگیلی بالاترین مقام امنیتی اسرائيل دیده شد، به طور خصوصی به برخی دوستان گفتم این پیام خوبی ندارد. متاسفانه هیجان‌زدگی و نفرت کور از جمهوری اسلامی مانع دیدن واقعیت شد. در شرایط فعلی تنها باید از جریان پادشاهی‌خواه حذر کرد. مابقی اپوزیسیون هم که وضعیت بهتری ندارند. پیشتر درباره‌شان نوشته‌ام. مجاهدین خلق، جمهوری‌خواهان حامی تجزیه یا امثال مسیح علی‌نژاد که مصیبتی برای ایران هستند. بنابراین در یک کلام: من اپوزیسیون خارج از کشور را بخشی از مشکل می‌دانم و نه راه‌حل. با براندازی شرایط قطعاً بهتر نخواهد شد. اما بحران‌ها و مشکلات بنیادی ایران همچنان سرجایش هست. اصلاحات محافظه‌کارانه و بسیار محدود دولت پزشکیان ممکن است کمی فضا را قابل تحمل کند ولی پاسخ کاملی به مشکلات کشور نیست. چنان که پیشتر گفتم به جای براندازی به اجماع میان نخبگان، به «اتحاد عقل» معتقدم. منتقدان خیرخواه و میهن‌دوست که به ضرورت‌های قطعی منافع ملی باور دارند باید بتوانند به نوعی همگرایی دست یابند. همچنین باید بخش‌هایی از حکومت را که به ضرورت تغییر باور دارند با خود همراه کنند. تنها چیزی که اندکی امیدوارکننده است این است که بخش‌هایی از نخبگان درون حکومت ضرورت تغییر را فهمیده‌اند. در نهایت این روند باید به گذاری آرام و مسالمت‌آمیز به حداقل‌های دموکراتیک ختم شود. فرایندی که شاید ده سال طول بکشد اما منافع ملی ایران را به خطر نمی‌اندازد و مصالح عمومی کشور را در نظر می‌گیرد.
🍓1
hungry reader pinned «چرا با براندازی مخالفم؟ پیشتر پس از شکست خیزش ۱۴۰۱ نوشتم براندازی بدون نیرویی ملی که بتواند امنیت و ثبات را تأمین کند سم مهلکی است. اکنون بیش از پیش به این نتیجه رسیدم که براندازی سم است و باید از آن پرهیز کرد. مهمترین نیروی اپوزیسیون که پادشاهی‌خواهان باشند…»
حمالان بی‌جیره و مواجب

بیش از یک سال است که حامیان رضا پهلوی به تنها مدافعان جنایات اسرائیل در جهان بدل شده‌اند و می اندیشند  که اسرائیل پشتیبان اصلی آنها در به قدرت رسیدن در ایران است اما این جماعت آنقدر کودن است و آنچنان از ضریب هوشی پایینی برخوردار است که نمی‌داند، اسرائیل تنها سیاستی که در چهار دهه گذشته به صورت مدون در برابر ایران دنبال می‌کند، ایجاد نزاع قومی-زبانی، پشتیبانی از تجزیه‌طلبان، ایجاد جنگ و آشوب داخلی و در نهایت تکه تکه کردن ایران است.
آنها نمی‌دانند که نتانیابو کارفرمای اصلی تجزیه‌طلبان و شورش ززآ و امثال علی جوانمردی و سایر تروریست-خبرنگاران و تروریست‌-فعالان سیاسی است و برای دلقک پهلوی اندازه آب بینی یک بز هم ارزش و اعتبار قائل نیست.
🕊1
«سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده
شاید گُلی بِروید
شبیه آن چه در بهار بوییدیم

پس به نام #زندگی
هرگز نگو هرگز»
👍3
😍 شما هرگز نمی توانید با سلاح های فکری با ترور مبارزه کنید. یک فیلسوف اگر بخواهد می تواند جلوی یک قصاب احمق بایستد، اما هرگز به توافق نمی رسند، زیرا وقتی قصاب با چکش به سر فیلسوف می زند، فلسفه تمام شده است.

🇩🇪#آدولف_هیتلر ✋
hungry reader
Video
دو دسته در ایران از حکومت ناراضی هستند.
1👉 کسانی که مشکل اقتصادی دارند و مشکلاتی کوچکی که میتوان آن را بهبود بخشید ( حجاب،و...) که اگر این مشکلات بهبود پیدا کنند دیگر از حکومت ناراضی نمی‌شوند
2👉کسانی که کلا با اصل نظام مخالف هستند
👌3💩1
از سیستم حاکم ممکن است تنفر داشته باشید، اما این دلیل نمی‌شود که هر چیزی که ضد آن است، درست باشد.
زندگی خودتان را بازیچه ایدئولوژی‌ها و احساسات نکنید.
به جای آن، روی مهارت‌هایتان کار کنید.

مهارت‌های شما همان چیزی است که در هر شرایطی شما را نجات خواهد داد، چه این سیستم بماند و چه برود.

اما اگر تصور می‌کنید بدون هیچ تغییری در خودتان، تنها با رفتن این سیستم، به موفقیت و رفاه می‌رسید، باید بدانید این یک تله خطرناک است.
تنها چیزی که همیشه همراه شما خواهد ماند، توانایی‌ها و مهارت‌های شماست
👌2
فرق است بینِ این‌که زمامدارانِ کشوری آن را اداره کنند، یا آن‌که آن را مصرف کنند.

متاسفانه اولش این دو تا شبیه به نظر می‌رسند!
👍2
🇺🇸اگه کنجکاوید بدونید چرا آمریکا بی‌قید و شرط همیشه از اسرائیل دفاع می‌کنه متن پایین جواب شماست:

🕎لابی AIPAC (کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل) یکی از قدرتمندترین گروه‌های لابی‌گری در ایالات متحده است که در راستای تقویت روابط آمریکا و اسرائیل فعالیت می‌کند.
✡این سازمان غیرحزبی که در سال 1951 تأسیس شد، هدفش تأثیرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا به نفع حمایت از اسرائیل است. AIPAC با جلب حمایت قانون‌گذاران آمریکایی تلاش می‌کند تا بودجه‌های نظامی و اقتصادی برای اسرائیل تأمین شود و سیاست‌هایی که تهدیدی برای امنیت این کشور تلقی می‌شوند، کاهش یابد. این لابی از طریق برگزاری کنفرانس‌ها، ملاقات‌های سیاسی، و جذب کمک‌های مالی، بر سیاستمداران و افکار عمومی اثر می‌گذارد.
🔯در عین حال، AIPAC به‌دلیل نفوذ گسترده‌اش در کنگره و سیاست آمریکا، همواره مورد بحث و انتقاد بوده و برخی آن را به جانبداری بی‌حد و حصر از اسرائیل متهم می‌کنند.

دو فکت جالب:

1.قدرت نامرئی در تغییر سیاست‌ها:
در سال 2009، AIPAC در پشت صحنه نقش کلیدی در جلوگیری از نامزدی «چارلز فریمن»، یک منتقد سیاست‌های اسرائیل، برای ریاست شورای اطلاعات ملی آمریکا ایفا کرد. این سازمان با کمک شبکه‌ای از متحدانش، چنان فشار غیرمستقیمی بر مقامات وارد کرد که فریمن مجبور به کناره‌گیری شد، بدون اینکه AIPAC رسماً در این ماجرا نامی از خود ببرد.

2.تلاش برای جاسوسی
در سال 2005، دو کارمند AIPAC متهم به دریافت و انتقال اطلاعات محرمانه از یک مقام پنتاگون به اسرائیل شدند. این پرونده که به «رسوایی جاسوسی AIPAC» معروف شد، توجه زیادی به نحوه فعالیت این لابی جلب کرد. هرچند این افراد در نهایت محاکمه نشدند، اما این ماجرا سایه‌ای از شک و تردید بر روش‌های پشت پرده این لابی انداخت.

این موارد نشان می‌دهد که فعالیت‌های AIPAC گاهی فراتر از لابی‌گری سنتی است و جنبه‌هایی پیچیده و بحث‌برانگیز دارد!
مهندس بازرگان که بود؟

مهدی بازرگان سیاستمدار و پژوهشگر و اولین نخست وزیر بعد انقلاب در دولت موقت بود. بازرگان تجربه اجرایی و سیاسی در دولت دکتر مصدق داشت و بهترین گزینه بین کاندیدای آن زمان بود. بازرگان از حمایت آیت الله طالقانی و جبهه ملی و نهضت آزادی و مردم برخوردار بود اما با این امتیازات نتوانست در قدرت بماند و انقلاب نتایجی برخلاف تصورات او داشت. اختلاف بین آیت‌الله خمینی و بازرگان از همان روز‌های نخست پیش آمد. بازرگان نام کشور جدید را جمهوری دموکراتیک اسلامی پیشنهاد می‌داد و آیت الله خمینی می‌گفت جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه کمتر نه بیشتر. بازرگان معترض خودسری‌ها و بی نظمی‌ها شد اما این اطمینان را داده بود که اختلافی وجود ندارد و به آیت‌الله خمینی به عنوان یک مرشد و پدر معنوی می‌نگرد. با این حال از همه طرف به دولت بازرگان حمله می‌شد، چپگرایان او را بخاطر لیبرال بودنش مورد حمله قرار می‌دادند که عین همین عبارت با معنایی متفاوت توسط روحانیون هم تکرار می‌شد تا اینکه یک روز بعد از فتح سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، بازرگان و دولتش دسته جمعی استعفا دادند..
✍2
قرارداد ترکمنچای یکی از مهم‌ترین و تلخ‌ترین معاهدات تاریخ ایران است که در ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی (۱ اسفند ۱۲۰۶ شمسی) بین ایران و امپراتوری روسیه امضا شد. این قرارداد پس از جنگ دوم ایران و روسیه (۱۸۲۶-۱۸۲۸ م) و شکست ایران، در روستای ترکمنچای (واقع در استان آذربایجان شرقی) منعقد شد.

☑️مفاد قرارداد ترکمنچای
این قرارداد شامل مفاد سختی برای ایران بود، ازجمله:
واگذاری سرزمین‌ها: ایران مجبور شد خانات ایروان، نخجوان و بخشی از طالش را به روسیه واگذار کند. این بخش‌ها امروزه بخشی از خاک جمهوری آذربایجان و ارمنستان هستند.
پرداخت غرامت سنگین: ایران موظف شد ۲۰ میلیون روبل به روسیه غرامت بپردازد.
حق کاپیتولاسیون: اتباع روس در ایران از مصونیت قضایی برخوردار شدند، به این معنی که اگر جرمی مرتکب می‌شدند، دادگاه‌های ایران حق محاکمه آنها را نداشتند.
انحصار تجارت و گمرک: روسیه امتیازات اقتصادی زیادی دریافت کرد که باعث شد تجارت ایران تحت کنترل روس‌ها قرار گیرد.
حضور مستشاران روس در ایران: روسیه اجازه یافت مستشاران نظامی خود را برای آموزش ارتش ایران به کار گیرد.
حق عبور کشتی‌های روسی از دریای خزر: ایران عملاً حاکمیت خود بر دریای خزر را از دست داد و روسیه کنترل کامل آن را در اختیار گرفت.
نتایج و پیامدها
این معاهده، در کنار قرارداد گلستان (۱۸۱۳)، موجب از دست رفتن بخش‌های وسیعی از سرزمین‌های قفقاز شد.
زمینه‌ساز افزایش نفوذ روسیه در ایران و تضعیف استقلال کشور شد.
باعث نارضایتی گسترده‌ای در میان مردم و دربار قاجار گردید.
زمینه‌ای برای جنبش‌های ملی‌گرایانه و اصلاحات بعدی شد.
امضاکنندگان قرارداد
از طرف ایران: عباس میرزا (ولیعهد) و اللهیار آصف‌الدوله (صدر اعظم فتحعلی‌شاه)
از طرف روسیه: ایوان پاسکویچ (فرمانده ارتش روسیه)
نتیجه‌گیری: قرارداد ترکمنچای یکی از نقاط تاریک تاریخ ایران است که ضعف حکومت قاجار را در مدیریت جنگ و دیپلماسی نشان داد. این معاهده تأثیرات عمیقی بر تحولات بعدی ایران گذاشت و هنوز هم از آن به‌عنوان نمادی از شکست و خیانت یاد می‌شود.
🍓3
AYNEH
BAHRAM
🕊️
🍓5
آن یار طلب کن که تو را باشد و بس
‏معشوقه‌ی صد هزار کس را چه کنی؟
🍓6
زندگی زنانه چقدر جالب و تماشائی است. من هيچ‌وقت این کارها را نکرده‌ام. در صبح حمام می‌گیرند، زیرابرو برمی‌دارند. ورزش می‌کنند. موهایش را بیگودی می‌پیچند. هی می‌شویند. همینطور با لباس خواب توی کیدورها می‌چرخند و بلند بلند حرف میزنن و آواز می‌خوانند و همه این فعالیت ها برای اینست که تلفنی زنگ بکشد و مردی شب دعوتشان کند به یک قهوه یا یک همبرگر و بعد هم یک هتل و یک تخت یک شبه. و من همینطور نگاهشان میکنم. چقدر راحت و خوب است که آدم فقط یک ماده باشد. ماده بودن برای یک زن آسانترین راه گذراندن زندگیست. شاید من چیزی کم دارم. من همیشه عشق می‌خواستم. نزدیکی کامل می‌خواستم.
🍓4🕊1