hungry reader
28 subscribers
13 photos
7 videos
1 file
1 link
تواناترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند. شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد.

@osmahdi
Download Telegram
‏توی هر کاری که پول نیست من دقیقاً توی همون خوبم.
🍓6
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست
🕊2
‏من دقت کردم هرکی از انبه خوشش میاد، آدم باحالیه.
🍓5
جدی امیدوارم یک روزی همه‌ی اون چیزی بشم که دلم می‌خواد، یا حداقل نصفش.
🍓3
دوستان این درس عبرت چند واحده؟ آخه هرکاری می‌کنم پاس نمیشه
🕊3
واژۀ انگلیسی yesterday درست مثل واژۀ فارسی «دیروز» ساخته شده. جزء دوم هر دوی این کلمه‌ها یعنی واژه‌های day و «روز» بعدها اضافه شده و خودِ همون جزء اولِ هر دو واژه یعنی «دی» و yester در اصل به معنی دیروز بوده.
🕊1
تو کل ادبیات فارسی شما تعریف و تمجید از تابستون نمی‌بینی تااااا تابستون کوتاهه‌ی زدبازی.
🍓2
دختره اومده توی سوپر مارکت میگه: نیم کیلو پیکل میخواستم.
بابا بیخیال تو رو به خدا
🕊2
‏قبلناً آدم کص‌دغدغه می‌دیدم کله‌ام کیری می‌شد، الان اینجوریم که افرین، آدم باید اینجوری باشه.
اینهایی که می‌گن یارو چون کتابش تو ایران چاپ شده پس از خودشونه یه جور دیگه‌ای کسخلن. چهارتا کتاب ترامپ همین الان داره تو ایران -با مجوز ارشاد- تجدید چاپ میشه.
ایرانی جماعت هنوز بین کلمه "respect" و خایه مالی، فرقی قائل نشده، یعنی شما رندوم از فردا به چند نفر احترام بذار، بیا در مقابل رفتار سمی چهار تا احمق، ملاحظه مدار باش، می‌بینی طرف طوری سرش گیج میره، فکر میکنه کسی هست، شما کافیه چندبار تو روی فلانی بخندی توی یک مجلس، می‌بینی طرف داره از فردا انگشتت میکنه. همین مساله توی روابط عاطفی هم صدق میکنه، چهار بار کوتاه میای، ملاحظه اخلاق عن طرف رو میکنی؛ باید تا آخر عمر به طرف جواب پس بدی، سرش طوری گیج میره که فاز ارباب و برده میگیره. اصلا چیزی به اسم حریم شخصیت برای ایرانی جماعت تعریف نشده. همه یک جوری تخمی و به یک هاری جمعی مبتلا هستند.
امروز فهمیدم انتشارات جنگل کتاب‌های انگلیسی‌زبان رو سانسور می‌کنه.
تاکید کرد که به «آرامش درونی» رسیده. مطمئن شدم آدمی درمانده است. حدس می‌زنم بعضی شب‌ها گریه کند.
این عبارت «این‌جوری بودم / بود / ... که»، که در این چند سال اخیر به زبان نوجوانان و جوانان راه یافته، گرده‌برداشته از عبارت انگلیسیِ I was / were like است.
آقای توکلّی، کارمند اداره مخابرات کرج، که در ارضا کردن زنش روی تخت مشکلاتی دارد، به توان موشکی سپاه پاسداران افتخار می‌کند. و این دو موضوع به هم ربط دارند، حتا اگر خودِ او نداند.
🍓4
میگن تو کلا افسانه ای
درست می گن؟
🍓3
چند تایی چراغ‌ خاموش، اواخرِ دورهمی، چند نفری آن وسط می‌رقصند و صدایِ لیدی گاگا می‌خوانَد:
... “All of your words are like poems to me ...” ...
شنیدنش حسِ خوبی دارد، جوری رمانس، طوری عاطفی. من هم بخشی از ترانه را در ذهنم می‌خوانم. حس گرفته‌ام. کمی بعد که به خودم می‌آیم، در حالِ تماشایِ دو دختر در حالِ رقصیدن هستم. تصویر این است: پستان‌هایی خوش‌فرم و انحنای باسنی جذاب از دخترهایی که در حالِ لذت بردن از شبی خوب هستند. و این‌جا شاهدِ
“All of your words are like poems to me ...”
واقعی هستم: پستان و باسن.
به نظرم گاهی در زندگی باید صریح بود، مهم‌تر این‌که باید صداقت داشت، حداقل با خودم. نتیجه‌های مهم را که نباید فقط از چیزهای پیچیده گرفت. آسان‌ترین نبود، ولی از همین دورهمی کم‌کم به نتیجه رسیدم که افکار آدم‌ها خیلی مهم نیست. مهم‌ خواسته‌هایِ آدم‌ها، عملِ آدم‌هاست. افکار که هیچ، حرف‌هایی که آدم‌ها به زبان می‌آورند هم معمولا کلمه، غیرجدی، کس‌شر، همان “Poems“ هستند، وگرنه اگر خوب دقت کنی، همه در حالِ حال‌کردن‌ند، همه.
اگر غلط‌های املاییِ دیگران را یادآوری می‌کنی، اختلالِ شخصیت داری.
🍓3
پس از هر سکسِ بد مرا به یاد خواهی آورد.
🍓5
کاش این افسانه‌ی «قطع درخت برای چاپ کتاب» را هم بی‌خیالش شویم! امروزه بخش زیادی از کاغذ کتاب از جنگل‌های مدیریت‌شده (یعنی درختانی که فقط برای برداشت چوب کاشته شده‌اند) تأمین می‌شود. آن درختانی را که شما نگرانشانید روی سری قلیان‌ها و اجاق تنورها و میز و صندلی خانه‌ها می‌یابید.