hungry reader
28 subscribers
13 photos
7 videos
1 file
1 link
تواناترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند. شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد.

@osmahdi
Download Telegram
شکل‌گیری نام و نشان سازمان
تا پیش از شهریور ۱۳۵۰ که بیش از هفتاد تن از بنیان‌گذاران، کادر مرکزی و شماری از اعضا و هواداران و سمپات سازمان توسط ساواک بازداشت شدند، هنوز سازمان دارای نام و آرمی نبوده است. حنیف‌نژاد پس از بازداشت در بازجویی‌های خود گفته بود: «گروه ما اسم نداشت، می‌گفتیم سازمان»

سعید محسن نیز در این زمینه در بازجویی‌های خود یادآور شده است: «ما برای سازمان خود اسمی نگذاشته بودیم و چون احتیاجی به معرفی پیدا نکرده بودیم، لذا ضرورت اسم‌گذاری معلوم نشده بود. در کلّیهٔ نوشته‌ها و مابین تمام افراد فقط لغت سازمان در اثر تکرار مصطلح شده بود، در مدارک خارجی ما هم به هیچ وجه نامی جز سازمان مطرح نگردیده است.»

نام سازمان برای اولین بار در اسفند ۱۳۵۰[۳۵] به‌صورت رسمی طی بیانیه‌ای اعلام و آرم سازمان نیز توسط رضا رضایی طراحی شده است.[۶۸]
تغییر ایدئولوژی به مارکسیسم (جریان اپورتونیستی)
در سال ۱۳۵۰ بنیانگذاران و تمام اعضای کادر مرکزی سازمان تماماً در زندان بودند و متعاقب آن بنیانگذاران و تعدادی از اعضای مرکزیت سازمان اعدام شدند. رضا رضایی تنها عضو مرکزیت سازمان در خارج از زندان بود که در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ در درگیری با ساواک کشته‌شد و در خلأ حضور رهبری سازمان در خارج از زندان،[۷۸][۷۹] تقی شهرام که از زندان ساری فرار کرده بود، به مارکسیسم گرایش پیدا کرد، و به دنبال آن برخی اعضای سازمان که بیرون از زندان بودند، تحت تأثیر تقی شهرام و بهرام آرام به مارکسیسم گرویدند. آن‌ها در نخستین آگهی‌نامه خود پس از تغییر ایدئولوژی آوردند: «در آغاز گمان می‌کردیم می‌توانیم مارکسیسم و اسلام را ترکیب دهیم و فلسفه جبر تاریخ را بدون ماتریالیسم و دیالکتیک بپذیریم. اینک دریافتیم که چنین پنداری ناممکن است… ما مارکسیسم را انتخاب کردیم زیرا راه درست و واقعی برای رها ساختن طبقهٔ کارگرِ زیرِسلطه است». پس از این آگهی‌نامه، افراد مارکسیست شده[۸۰] با حفظ آرم سازمان و تغییر علائم و نشان‌های گذشته، حذف آیات قرآن و تاریخ پیدایش سازمان و نیز افزودن مشت گره‌کرده به‌نشانهٔ وابستگی به طبقهٔ کارگر، آرم تازه‌ای را برای خود تهیه کردند. نشریهٔ «جنگل» را به‌جای «مجاهد» به‌عنوان ارگان سازمان منتشر کردند و هر سه ماه یکبار نیز نشریهٔ «قیام کارگر» را انتشار دادند.[۸۱][۸۲] در جریان این ضربه به سازمان، آنها اعلام کردند که سازمان مجاهدین مارکسیست شده است. مجید شریف واقفی که با عقیده، مشی و روش کار آن‌ها مخالف بود را به قتل رسانده و مرتضی صمدیه لباف را مجروح نمودند که در نتیجه توسط ساواک دستگیر و کشته شد.[۸۳] اما بیشتر اعضای سازمان در درون زندان که در راس آن‌ها کسانی چون مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی و موسی خیابانی بودند بر اصول خود و پایبندی به اسلام باقی ماندند. مسعود رجوی به مقابله با این جریان پرداخت و در درون زندان، سازمان مجاهدین را از نو احیاء کرد.[۳۸][۳۹] او با تدوین یک بیانیه ۱۲ ماده‌ای اعلام گرایش سازمان به مارکسیسم را یک حرکت فرصت‌طلبانه اعلام نمود و آن را زمینه‌ساز رشد تمایلات راست ارتجاعی خواند.[۸۴][۸۵] بخش خارج از کشور نیز به‌طور جداگانه مخالفت خود را با این حرکت فرصت‌طلبانه با صدور اعلامیه‌ای با امضای «تعدادی از اعضای سازمان» اعلام نمود. تراب حق‌شناس که در سال ۱۳۵۴ به مارکسیسم گرایید، در توضیح این تغییر ایدئولوژی می‌گوید: به نظر من خیلی‌ها تغییر ایدئولوژی مجاهدین را عمدتاً از زمینه‌ای که داشت جدا می‌بینند. مجاهدین سال‌های ۴۰ و ۵۰ اول مبارز بودند و سپس مسلمان. برای ما در درجهٔ اول این مهم بود که باید با رژیم شاه مبارزه کرد. از طرف دیگر به همین دلیل که ما اول مبارز بودیم یعنی با تضاد فقر و ثروت آشنا بودیم و با سلطه و حاکمیت این سیستم قصد مبارزه داشتیم طبیعی است از چیزی که به آن «علم انقلاب زمانه» می‌گفتیم یعنی مارکسیسم روی نتابیم و نسبت به آن نظر خوبی داشته باشیم؛ بنابراین به نظرمان راه‌های پیموده‌شده در چین، کوبا، شوروی و تجربهٔ انقلاب اکتبر کاملاً قابل‌مطالعه و آموزنده بود.[۸۶] جریان اپورتونیستی سال ۱۳۵۴ به‌طور کلی ضربات مهلکی را بر سازمان وارد کرد. ساواک طی مدت کوتاهی توانست شماری از افراد وابسته به سازمان مجاهدین را کم‌کم شناسایی و دستگیر کند ضربه جریان اپورتونیستی باعث شد که برخلاف دوره‌های قبل اتحاد راهبردی بین نیروهای مارکسیست و مذهبی در رویارویی با شاه از بین رفته و جای خود را به بدبینی شدید و مرزبندی دقیق بین مارکسیست‌ها و مذهبی‌ها بدهد. گروه‌های مسلح مذهبی جدید برخلاف قبل، از همکاری با نیروهای مارکسیست به‌خاطر باورهای ضددینی و ترس از خیانت آن‌ها پرهیز می‌کردند.[۸۱][۸۲]
سازمان مجاهدین خلق ایران سازمان سیاسی اسلام‌گرا و چپ‌گرا با ساختاری شبه‌نظامی است.[۲۵] رهبری این سازمان با مسعود رجوی و مریم رجوی است.[۲۶][۲۷] از ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ دبیرکل این سازمان زهرا مریخی است.[۲۸][۲۹] سازمان مجاهدین یکی از احزاب و سازمان‌های عضو شورای ملی مقاومت ایران است.[۳۰][۳۱] این سازمان در ۱۵ شهریور ۱۳۴۴[۳۲] به‌رهبری محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان پایه‌گذاری شد؛[۳۳][۳۴] بنیانگذاران پس از شکل‌گیری سازمان مجاهدین، و پس از ۶ سال تدوین دیدگاه اسلام مترقی و تربیت کادرهای ذیصلاح و مدون نمودن استراتژی برای سرنگونی سلطنت، به این نتیجه رسیدند که دوران کارهای رفرمیستی گذشته است و تنها راه مبارزه، راه انقلاب مسلحانه می‌باشد.[۳۵] و لذا سازمان به اقدام مسلحانه بر ضد دودمان پهلوی پرداخت. در شهریور ۱۳۵۰ بیش از ۹۰ درصد از کادرها و صددرصد مرکزیت سازمان توسط سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) دستگیر شدند[۳۶] و به حکم دادگاه نظامی وقت، به جُرم «اقدام علیه امنیت کشور»، به اعدام، محکوم و برخی نیز زندانی شدند. پس از کشته شدن رضا رضایی، در خلأ حضور رهبری سازمان در خارج از زندان در سال ۱۳۵۴ خورشیدی، تقی شهرام و بهرام آرام تشکیلات سازمان در خارج از زندان را به‌دست گرفتند. آنها اقدام به ترور و حذف اعضای متعهد به ایدئولوژی سازمان، از جمله مجید شریف واقفی در بیرون زندان کردند و اعلام کردند که سازمان مجاهدین مارکسیست شده است. این اقدامات آنها به ضربه اپورتونیستی معروف شد.[۳۷] در درون زندان، مسعود رجوی به مقابله با این جریان پرداخت و سازمان مجاهدین را با ایدئولوژی اسلام انقلابی و اهداف بنیان‌گذاری شده، بازسازی کرد. از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ مجاهدین در داخل زندان تحت رهبری مسعود رجوی و موسی خیابانی با برنامه‌های آموزش ایدئولوژیکی توانستند پیامدهای ضربه را مهار و سازمان را احیا کنند.[
گروه مجاهدین اکثرا از افراد تحصیل کرده و دانا هستند
آموزش‌های عقیدتی، سیاسی؛ براساس کتاب‌های آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان، یدالله سبحانی و تاریخ اسلام
الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۶۷﴾
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۶۷﴾
خیلی دیدم تو دانشگاه هی حرف از آزادی میزنند.
ولی چیزی از گذشته نمیدونند(:
به امید خدا فردا گروه فرقان
فرقان نام گروه شبه نظامی مخالف جمهوری اسلامی[۱] بود که در سال ۱۳۵۶ تأسیس شد. این گروه طرفدار جامعه بی‌طبقه بود؛ بنابراین مخالف طبقه روحانیت شیعه و سایر طبقات اجتماعی نظیر بازاریان ثروتمند و سیاست‌مداران لیبرال و دین‌ناباروران کمونیست بود. به دنبال ترورهای انجام شده پس از انقلاب ۱۳۵۷ رهبر این گروه اکبر گودرزی در ۱۸ دی ۱۳۵۸ دستگیر شد و ۳ خرداد ۱۳۵۹ به‌همراه شش نفر از طرفدارانش تیرباران شد.[۱]
👌1
اما تشکیل این گروه به سال ۱۳۴۳ برمیگرده
اما اعضا چون اولین ترور رو سال ۱۳۵۶ انجام شد سال تاسیس رو ۱۳۵۶ گذاشتن
گفتند اینها از نظر فکری طرفدار دکتر شریعتی و در واقع چپ دینی و با روحانیت به‌شدت مخالفند. من خیلی علاقه‌مند شدم که ببینم این اکبر گودرزی کیست، چون شنیدم تفسیر نوشته و تفسیرش را هم به من دادند و خواندیم.[۳]

اکبر گودرزی تحت تأثیر اندیشه انقلابی شریعتی تفسیری از قرآن به نام «ایدئولوژی توحیدی» تألیف کرد.بر اساس اندیشه شریعتی، حکومت بی طبقه توحیدی، رکن اساسی جامعه برابر و عادل را در سنت محمد تشکیل می‌دهد. شریعتی مانند سیدابوالاعلی مودودی به اسلام بدون روحانیت معتقد بود. گودرزی متعصب‌تر از شریعتی بود و در سال ۱۳۴۹ گروه فرقان را تأسیس کرد.

یکی دیگر از افرادی که تأثیر مهمی در شکل‌گیری ایدئولوژی گروه فرقان داشت، حبیب‌الله عاشوری، روحانی ناراضی بود.[۴]
ترورها 👇
سید محمدولی قرنی، مرتضی مطهری، محمد مفتح، مهدی عراقی از ترورهای موفق و عبدالکریم موسوی اردبیلی و سید علی خامنه‌ای،[۵] اکبر هاشمی رفسنجانی و عباس امیرانتظام از ترورهای ناموفق این گروه بودند.[۶]
رهبر گروه
اکبر کودرزی
عطریان‌فر در مورد اکبر گودرزی، رهبر این گروه می‌گوید: «وی جوانی طلبه بود که برخی سرخوردگی‌های تاریخی داشت و به واسطه این سرخوردگی‌ها بود که بعد‌ها هدایت چنان اقداماتی را عهده‌دار شد. گودرزی در سال ۵۸ حدود بیست سال بیشتر نداشت و با این حال به تفسِیر قرآن می‌پرداخت و خودش را در مقام مفسر قرآن معرفی می‌کرد و تفسیری انقلابی از قرآن ارائه می‌کرد و آیاتی از قرآن را انتخاب می‌کرد که به کار مبارزه بیاید.»
وی در مورد نحوه دستگیری اعضای این گروه گفت: در پی شناسایی یک خانه تیمی و مشاهده آتشباری شدید از آن معلوم شد که این خانه بایستی اهمیت زیادی داشته باشد. در نهایت پس از درگیری حدود هفتاد نفر از آن خانه دستگیر شدند که رهبر گروه یعنی اکبر گودرزی یکی از آنان بود.
از افراد دستگیر شده بیست و پنج نفر اعدام شدند که رهبر گروه یکی از آنان بود. وی از آنچه انجام داده بودند به هیچ‌وجه اظهار پشیمانی نکرد.
محمدصادق مفتح، (نایب رئیس اول اتاق بازرگانی تهران در سال ۱۳۸۶)، که پدرش محمد مفتح از ترورشدگان به دست گروه فرقان بوده‌است، پیرامون ترور‌های گروه فرقان چنین گفته‌است:
استعمار انگلیس که بیش از هشتصد سال در منطقه نفوذ کرده بود، پیروزی انقلاب ایران پایه‌های آن را متزلزل ساخت؛ لذا آنان تحلیل کردند که این انقلاب یک انقلاب فرهنگی است که در همه ابعاد تجلی پیدا کرده‌است و علیه آنان است؛ لذا بر آن شدند برای مبارزه با این انقلاب ریشه‌های اصلی آن را - علمای مبارز- را از بین ببرند. اولین کسی که توسط گروه فرقان ترور ‌شد، سپهبد قرنی و بعد مرتضی مطهری بود. پس از آن مفتح را ترور کردند... توسط اسنادی که در سفارت آمریکا در ایران پیدا شده‌است معلوم شد که گروه فرقان به‌طور مستقیم توسط منافقین تغذیه می‌شد و چون در آن زمان سازمان منافقین در شرایطی نبود که وارد فاز نظامی شود لذا فرقانی‌ها بازوی نظامی منافقین بودند تا موانع را از سر راه سازمان منافقین بردارند.